بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

آکورهای تغیر یافته («آلتره»)

اگر یک یا چند نت آکور به طور کروماتیک (به وسیله ی علامتهای تغییر دهنده) تغییرداده شود ، آن را آکور تغییر یافتها می نامند . آکورهای تغییر یافته به دو گروه تقسیم می شوند :

     1- آکورهای سه صدائی تغییر یافته و وارونگی های آنها ؛

     2- آکورهای هفتم تغییر یافته و وارونگی های آنها .

     از آنجا که آکورهای تغییر یافته در اغلب موارد دارای فاصله های کاسته و افزوده بوده و این فاصله نامطبوع محسوب می شوند ، باید در حل آنها دقت کافی نمود .بدینجهت تکرار هیچیک از نتهای تغییر یافته مجاز نیست . برای حل اینگونه فاصله ها دستور کلی به شرح زیر است :

     هر نت تغییر یافته به بالا (به وسیله ی علامت بالا برنده) باید حرکت بالارونده نماید ، و برعکس هر نت تغییر یافته به پائین (به وسیله ی علامت پائین آورنده) باید حرکت پائین رونده بنماید .

     همچنین باید در نظر داشت که در آکورهای تغییر یافته فاصله های افزوده ، کششی به انبساط ، و فاصله های کاسته ، کششی به انقباض دارند . بنابراین در مثال زیر (110) نت سل دییز باید به لا ، حرکت بالارونده و سی بمل به لا، حرکت پائین رونده بنمایند ، زیرا فاصله ی ششم افزوده ، کشش انبساطی به اکتاو را دارد . مثال 110


آکورهای سه صدائی تغییر یافته

از لحاظ تئوریکی تغییر هر کدام از نتهای آکورهای سه صدائی قابل تصوراست ، ولی در عمل تغییرهائی به شرح زیر معمولا بکار برده می شوند :

     1- به وسیله ی بالا بردن کروماتیکی پنجم آکور سه صدائی بزرگ ، سه صدائی افزوده به دست می آید ؛ این آکورمتعلق به درجه ی سوم مد کوچک است . هر سه صدائی افزوده از لحاظ صدائی که می دهد شبیه وارونگی های آکورهای سه صدائی افزوده ی دیگری است ، بدین ترتیب حل این آکور بستگی به طرز نوشتن صداهای گوناگون آکور دارد . مثال 111


 بدین قرار از لحاظ  صدا فقط چهار سه صدائی افزوده وجود دارد ، زیرا هر یک ، بنا به طرز نوشته شدن آن ، متعلق به سه مد گوناگون کوچک می تواند باشد :


 اگر در حل سه صدائی افزوده ، سوم آکور نیز حرکت بالارونده بنماید ، (و اینکار زیاد هم معمول است) در اینصورت امکانات زیر به دست می آید : مثال 112


از قدرت بیانی بخصوص آکورهای سه صدائی افزوده در موسیقی امروزه بیشتربه منظور رنگ آمیزی صداها استفاده می شود .

با مثال زیر مطابقت نمائید .


2- به وسیله ی پائین آوردن کروماتیکی پنجم سه صدائی کوچک ، سه صدائی کاسته بدست می آید ؛ این سه صدائی متعلق به درجه ی هفتم مد بزرگ ، همچنین درجه های دوم و هفتم مد کوچک می باشد . این سه صدائی را جزئی از آکور هفتم محسوب می دارند و بدین قرار است که نت تغییر یافته ی آن حرکت پائین رونده و نت پایه حرکت بالا رونده می نماید . مثال 114


3- به وسیله ی بالا بردن کروماتیکی پایه ی سه صدائی کوچک که اغلب به صورت وارونگی اول ، (که به اسم آکور شش افزوده معروف است) بکار برده می شود . در حل این آکور ، (بنا به دستورهای کلی راجع به طرز حل فاصله های افزوده و کاسته) معمولا سه صدائی بزرگ بدست می آید . در جمله ی چهار صدائی بهتر است پنجم این آکور تکرار گردد . مثال 115


 به حالت پایگی ، این آکور را سه صدائی «کاسته ی مکرر» می نامند .

اشاره - باید یادآوری نمود که با پائین آوردن کروماتیکی پایه ی سه صدائی کوچک ، سه صدائی افزوده بدست می آید . (به طوریکه دیدیم حل این سه صدائی بستگی به طرز نوشتن و نامگذاری صداهای گوناگون آن دارد) اختلاف این سه صدائی با آنچه قبلا در قسمت 1 سه صدائی های تغییر یافته گفته شد فقط از لحاظ تئوریکی است .

 مثال برای طرز بکار بردن ششم ناپلی در مد کوچک :


 مثال برای طرز بکار بردن ششم ناپلی در مد بزرگ :


 برامس ، همچون ترانه ها مرا جذب می کند  


5- تغیر سوم سه صدائی و همچنین سوم آکور هفتم مبحث خیلی مهمی در آکورهای تغییر یافته دارد که در کتابهای درسی قدیم توجه زیادی به این قسمت نمی شده است . از قرن نوزده به این طرف است که این نوع آکورها به نام «نمایان تبدیلی» و «نمایانهای فرعی» دسته بندی شده اند .

معمولا با پائین آوردن کروماتیکی سوم سه صدائی بزرگ و بالا بردن کروماتیکی سوم سه صدائی کوچک به آکورهائی خواهیم رسید که نتهای تغییر یافته ی آنها هر چند نسبت به تن اصلی بیگانه هستند ، ولی به یکی از تن های همسایه ی تن مزبور ، تعلق خواهند یافت .

     الف - تغییر سوم (تییرس) سه صدائی درجه ی اول به طور نسبی دارای اهمیت کمتری است و آن بدین دلیل است که این تغییر ، به شکل تبدیل مد بزرگ به مد کوچک نمود می کند که درعین حال در ادامه ی توازن تن اصلی بی تاثیر است . این تغییر نوع سه صدائی تنیک را بیشتر باید به عنوان «تبدیل رنگ صدا» تلقی نمود .

مثال برای تبدیل سوم آکور تنیک (درجه ی اول)


ب - تغییر (بالا بردن) سوم سه صدائی درجه ی دوم که به نام «نمایان تبدیلی» معروف است ، اغلب در فرودها به طرح زیر نمود می نماید . مثال 117


 در این مثال و همچنین در مثالهای بعدی برای خوش صدا نمودن هم آهنگی ، آکورهای تغییر یافته به صورت آکور هفتم آورده شده اند . دخالت دادن آکورهای هفتم ، اغلب به علت اجبار منطقی تسلسل آکورها می باشد .


 اغلب سوم آکور نمایان تبدیلی حرکت کروماتیک به پائین نموده به روی هفتم آکور هفتم نمایان می رسد (به طوریکه در قطعه ی بالا لادییز به لابکار حرکت نموده است) ، هرچند بنا به دستور کلی ، نت تغییر یافته به وسیله ی علامت بالا برنده معمولا باید حرکت بالا رونده بنماید .

     نت شاخص آکور نمایان تبدیلی (مثلا در دو بزرگ ، نت فادییز) می تواند به شکل پایه ی آکور (در اینجا: فا دییز-لا- دو- می) و به ندرت پنجم آکور(در اینجا: سی- ر- فا دییز-لا) و هفتم آکور (در اینجا سل - سی- ر- فا دییز) نمود کند .


پ - تغییر (بالا بردن) سوم سه صدائی درجه ی سوم در فرودها به طرح زیر نمود می کند . مثال 118

  این تغییر تنها در تن بزرگ می تواند نمود کند .


ت - تغییر (پائین آوردن) سوم سه صدائی درجه ی چهارم در مد بزرگ ، سه صدائی را به صورت سه صدائی درجه ی چهارم مد کوچک همنام در می آورد . (و در فرودها به طرح مثال 119 قسمت الف نمود می کند) این سه صدائی را باید بیشتر مربوط به مد بزرگ مختلط با مد کوچک ، (که به نام مد «بزرگ کوچک شده» یا مد «بزرگ هارمونیک» معروف است) دانست .

 نت شاخص مد بزرگ هارمونیک (مثلا در مد دو بزرگ ، لابمل) می تواند همچنین به صورت هفتم آکور (در اینجا : سی- ر- فا-لابمل) یا پنجم آکور هفتم (در اینجا : ر- فا-لابمل- دو) نمود کند .


** بالا بردن کروماتیکی می بمل ، (نت پائین آورده شده) در اینجا برای توصیف حالت مشخصی است .

     بر عکس این وضع ، (بالا بردن) یعنی تغییر کروماتیکی سوم سه صدائی درجه ی چهارم مد کوچک اغلب در چند صدائی نمودن شکل ملودیک تن های کوچک نمود می کند . (مثال 119 قسمت ب) در اینگونه مواقع است که منطق بکار بردن مد «کوچک بزرگ شده» روشن می شود . مثال 119 قسمتهای ب و پ


ث - تغییر سوم سه صدائی درجه پنجم مد بزرگ معمول نیست . برعکس در مد کوچک زیاد بکار برده می شود که قبلا در قسمت «پیوند آکورهای سه صدائی در مد کوچک صفحه 21» تذکر داده شده است . (پائین آوردن کروماتیکی درجه ی محسوس ، در مد کوچک)

     ج - تغییر (بالا بردن) سوم سه صدائی درجه ی ششم تنها در مد بزرگ امکان دارد که در فرودها به طرح زیر نمود می کند . مثال 120


چنانکه دیده شد با تغییر سوم سه صدائی در درجه های گوناگون هر تن ، اغلب سه صدائی های کوچک به صورت سه صدائی های بزرگ درمی آیند که درعین حال تشکیل سه صدائی نمایان یکی از تن های همسایه را می دهند و روشن است که کشش مخصوص فرودی به تن های مربوط به خود را به دست می آورند . چون حل طبیعی این سه صدائی های نمایان ، یا هفتم نمایان ، اغلب به سه صدائی تنیک تن های مربوط ، (که در تن اصلی جزء درجه های فرعی محسوب می گردند) منتهی خواهد شد ، لذا این درجه ها به حالت «درجه های فرعی تبدیلی» در خواهند آمد . بدین جهت است که اینگونه آکورهای تغییر یافته به نام «آکور نمایان فرعی» معروفند . (در مثالهای فرودی شکل 118 و 120 دلیل این نامگذاری به طور عملی نشان داده شده است)

     1- در مثال 120 (و همچنین در مثالی از شوبرت) نمایان فرعی درجه ی دوم (لا- دودییز- می - سل) نشان داده شده بود .

     2- نمود نمایان فرعی درجه ی سوم در فرودها در طرح زیر نشان داده می شود . مثال 121


البته نمایان فرعی درجه ی سوم تنها با تغییر سوم سه صدائی درجه ی هفتم نمی تواند نمود کند ، بلکه در اینجا با تغییر دو گانه (یا بالا بردن کروماتیکی سوم و پنجم سه صدائی) ، آورده شده است .

     (این آکور نمایان فرعی دورترین آکور نمایان فرعی نسبت به تن اصلی است)


در قطعه ی بالا از شومن ، در میزان دوم ، آکور هفتم نمایان فرعی درجه ی دوم و در میزان چهارم ، آکور هفتم نمایان فرعی درجه ی سوم نمود کرده اند .


 3- نمود نمایان فرعی درجه ی چهام مد بزرگ در فرودها به طرح زیر می باشد . مثال 122


 مثال بالا به خوبی نشان می دهد که نت محسوس یک تن بزرگ در شرایط بخصوصی (مثلا به عنوان هفتم آکور هفتم درجه ی اول) تمایل به تغییر به پائین را دارد ، در صورتیکه به عنوان سوم (تییرس) آکور درجه ی پنجم تغییر ناپذیر است .

     4- نمود نمایان فرعی درجه ی پنجم (در مد بزرگ و کوچک) در مثال 117 نشان داده شده بود . این آکور تغییر یافته که در فرودها به نام «نمایان تبدیلی» آورده می شود ، به علت اینکه در حل شدن به آکوری می رسد که خود این آکور کشش طبیعی به تنیک تن اصلی دارد ، نزدیکترین نمایان فرعی نسبت به تن اصلی است . اغلب در فرودها این آکور جایگزین درجه ی دوم یا درجه ی چهارم می گردد .

     5- نمود نمایان فرعی درجه ی ششم مد بزرگ در فرودها در طرح مثال 118 نشان داده شده بود . نمود این آکور در مد کوچک به طرح زیر می باشد . مثال 123


6- از آنجا که سه صدائی درجه ی هفتم (به علت کاسته بودن) نمی تواند تنیک تنی فرض شود ، این است که عملا آکور نمایان فرعی برای درجه ی هفتم بکار برده نمی شوند .

     به عنوان پیوست برای آکورهای تغییر یافته می توان از آکور نمایان فرعی درجه ی دوم پائین آورده شده ، (به صورت ششم ناپلی) یادآوری نمود . آنهم به این علت که سه صدائی درجه ی دوم به صورت ناپلی را می توان ، به حال گذر، سه صدائی تنیک فرض نمود . مثال 124 (نمود آکور نمایان فرعی ششم ناپلی)


برامس ، آه ، کاش راه برگشت را میدانستم



 اکنون که با طرح مثالهای پیشین به مفهوم درجه های تبدیلی پی بردیم ، باید بدانیم که همیشه می توان به جای آکورهای هفتم نمایان فرعی ، از آکورهای هفتم کاستهاستفاده نمود . 

(به طوریکه در پیش اشاره نمودیم آکور هفتم کاسته در واقع آکورنهم نمایان کوچکی است بدون پایه . رجوع شود به صفحه ی 63)

     در مثال 125 به وسیله ی آکورهای هفتم کاسته الف ، ب و پ درجه های دوم ، ششم و پنجم به صورت درجه های تبدیلی نمود کرده اند .


 بعضی اوقات درجه های تبدیلی به کمک تسلسل آکورهائی به شکل فرود کامل نمود می کنند . در مثال زیر از شومان ، درجه ی دوم تبدیل شده ی می بزرگ ، به وسیله ی فرود درجه های دوم ، پنجم و اول (II 3/4 -V7-I) نمود کرده است .

شومان ، هدیه


اگر درجه های تبدیلی ، تنها به جای یک آکور، به وسیله ی فرود کامل نمود داشته باشند ، در اینصورت می توان گفت که مفهوم «درجه های تبدیلی» و آنچه بنام «انحراف موقت» توصیف می گردد ، از لحاظ تفسیر به طور مستتر قابل تفهیم خواهد بود .


اشاره ای درباره نت نویسی - «املای موسیقی»

 اکنون که آکوردهای نمایان فرعی و نمایان تبدیلی را شناختیم لازم به نظر می رسد درباره نت نویسی موسیقی در توالی صداها به صورت کروماتیک (که اغلب گنگ و پیچیده نمود می کنند) نکاتی چند یاد آوری نمود . برای نوشتن صداها به صورت کروماتیک سه دستور کلی را می توان در نظر گرفت :

      1- برای بالا بردن کروماتیکی هر صدائی ، علامت تغییر دهنده بالا برنده و برای پایین آوردن کروماتیکی هر صدائی ، علامت تغییر دهنده پایین آورنده باید بکار برده شود . بدین ترتیب گام کروماتیکی بدست خواهد آمد که دارای مختصات گام بخصوصی نخواهد بود .

 


2- دستور بالا در انتخاب علامتهای تغییر دهنده ای که مربوط به گامهای نزدیکتر نسبت به گام اصلی باشد ، معمولا کنار گذاشته می شود . بدین منظور همیشه از علامتهای تغییر دهنده ای باید استفاده نمود که در آکورهای هفتم نمایان فرعی یا نمایان تبدیلی بکار برده می شوند .

     بدین قرار در گام دو بزرگ کروماتیک بالا رونده به جای ردییز ، می بمل و به جای لا دییز ، سی بمل و در پایین رونده به جای سل بمل ، فا دییز و همچنین در گام دو کوچک کروماتیک پایین رونده ، می بکار به جای فابمل باید نوشته شود . مثال 127


بدین ترتیب گام کروماتیک دو بزرگ به طرح زیر خواهد بود .


3- معمولا در نوشتن صداها پسندیده تر است که شکل نت نویسی خوانا و به صورت آکور متشکل نوشته شود . مانند :

    چرنی ، هنر چابکی انگشتان


 بتهوون در سنات شماره 2 (ک.14 سل  بزرگ) خودش در قسمتی از سنات (مثال 129 قسمت الف) دستور دوم را بکار برده ، درجه سوم سل بزرگ را بر خلاف این دستور با استفاده از دستورهای اول و سوم برای خوانا بودن فاصله های دوبل نتها لا دییز می نویسد .


   4- معمولا در حرکت ملودیکی ، که به صورت نیم پرده نمود می کند ، (رجوع شود به قسمت نتهای پهلوئی «برودری» صحفه 107) غالبا از دو درجه همسایه استفاده می شود (مثال 130 قسمت الف) مگر اینکه این نوع حرکت به صورت تشکیل آکور نمود کند . (همان مثال قسمت ب)


بتهوون در سنات شماره 3 (گ.31 قسمت اول) سل بمل و فا رییز را مستقیما پشت سر هم به شکل زیر آورده است :


آکورهای چهارصدایی (هفتم های) تغییر یافته

 آکورهای هفتم تغییر یافته ای که بیشتر بکار برده می شوند به قرار زیر است : 

     1- آکور هفتم نمایانی که پنجم آن تغییر به بالا داشته باشد ؛ این آکور که به نام «آکورهفتم نمایان افزوده» معروف است فقط در وضعی پسندیده است که پنجم به بالا تغییر یافته آن ، بالای فاصله هفتم این آکور قرار گرفته باشد ، زیرا پنجم به بالا تغییر یافته این آکور باید حرکت بالا رونده بنماید . معمولا آکور هفتم نمایان افزوده به صدائی تنیک ، با تکرار سوم ، حل می شود . بدیهی است نمود این آکور در مد کوچک امکان ندارد .


خوب نیست برای اینکه فاصله هفتم ، بالاتر از پنجم به بالا تغییر یافته قرار گرفته است .


آکورهای هفتم دیگری که سوم آن بزرگ و پنجم آن تغییر به بالا داشته باشد «آکورهای هفتم افزوده» نامیده می شوند . حل این آکورها به قرار زیر است :


 در واقع آکورهای تغییر یافته پیشگفته را باید به عنوان تأخیر شده تلقی نمود ، زیرا صدای باس در این آکورهای تغییر یافته ، (که به شکل آکورهای تبدیلی نمود می کنند) هفتم آنها حرکت بالا رونده می نماید :

     در این مثال آکورهای تغییر یافته درجه های اول و چهارم را به عنوان آکورهای تبدیلی شخصیت درجه های ششم و دوم آورده شده اند .


2- تغییر به پایین پنجم آکورهای هفتم

  الف - تغییر به پایین پنجم آکورهای هفتمی که سوم آنها کوچک باشد . بکار - بردن آکور هفتم درجه دوم به پنجم به پایین تغییر یافته زیاد معمول است .

     رجوع کنید به مد بزرگ کوچک شده (مد بزرگ هارمونیک)


ب - تغییر به پایین پنجم آکور هفتم نمایان و همچنین آکورهای نمایان فرعی و تبدیلی . (غالبا آکور نمایان تبدیلی متشکل بر روی درجه دوم بدین منظور بکار برده می شود) این آکور معمولا به صورت وارونگی دوم (آکور سه و چهار) بکار می رود که به نام «آکور سه و چهار افزوده» معروف است . این آکور را به حالت پایگی آکور «هفتم کاسته مشدد» می نامند .


 این آکور (به صورت وارونگی دوم) از لحاظ شخصیت درجه مانند آکور شش افزوده ای است (قبلا درباره آن بحث نموده ایم) که یک فاصله چهارم افزوده نسبت به باس به آن اضافه شده است .


در مثال 137 حل شکل دوم بهتر از شکل اول است ، زیرا این آکور اغلب به صورت آکور سه و چهار نمود می کند و گوشهائی که از لحاظ موسیقی تمرین کافی داشته باشد ، حتما حل دوم را ترجیح می دهند .

     بدین ترتیب توالی آکورهای بالا را می توان به عنوان تسلسل  آکورهای درجه های پنجم و اول مد بزرگ یا درجه های دوم و پنجم مد کوچکی تلقی نمود که یک پنجم درست ، بم تر از همان مد بزرگ قرار گرفته است .

     اگر این آکور (سه و چهار افزوده) با سوم کوچک (نسبت به باس) نمود کند ، در این صورت حل طبیعی آن به شکل فرود پلاگالی به صدای درجه اول منتهی خواهد گردید .

در صفحه 141 راجع به پایان پلاگالی توضیح بیشتری داده شده است .

 

 3- یکی از معمول ترین  آکورهای تغییر یافته که در مد گردی نیز نقش مهمی دارد «آکور پنج و شش افزوده» است . (مثال 139 قسمت الف) این  آکور از لحاظ صدا با «آکور سه و چهار افزوده تر» منطبق است . (مثال 139 قسمت ب)


 در قطعه زیر ، شومان نت نویسی صحیح و حل طبیعی  آکور سه و چهار افزوده تر را آورده است .


  آکور پنج و شش افزوده به حالت پایگی را معمولا آکور «هفتم کاسته مکرر» می نامند .


در مد کوچک آکور پنج و شش افزوده را نیز مانند آکور شش افزوده روی نت درجه ششم بنا می کند که بهترین حل آن به  آکور چهار و شش درجه اول منتهی می شود . پس نت پایه این آکور، درجه چهارم به بالا تغییر یافته مد کوچک باید به شمار آید .

     حل مستقیم این  آکوربه سه صدایی نمایان ، تولید پنجم موازی خواهد نمود که به نام «پنجم های موازی» معروف است . و به طوراستثنا قابل چشم پوشی است .


چنانکه قبلا دیدیم در قسمت الف مثال 139 آکور به صورت پنج و شش افزوده نوشته شده است و در قسمت ب همان مثال ، همین صداها به صورت  آکور سه و چهار افزوده تر نوشته شده که فاصله افزوده تر (فا - سی دییز) آن با دقت کافی به سه صدایی بزرگ حل شده است . ولی برای تسهیل نت خوانی و کنار گذاشتن فاصله های افزوده تر طرز نت نویسی این آکور معمولا تغییرمی یابد .

     اگر آکور سه و چهار افزوده تر به صورت پایگی نوشته شود نام آکور «هفتم کاسته ملایم» به خود می گیرد که معمولا در روی درجه دوم به بالا تغییر یافته مد بزرگ تشکیل می شود و به آکور شش درجه اول حل می گردد . مثال 142


چنانکه توضیح داده شد (به منظور تسهیل نت خوانی) آکور پنج و شش افزوده ممکن است هم به  آکور کوچک و هم به  آکور بزرگ حل گردد . بدیهی است در صورتیکه به  آکور بزرگ حل شود فقط از لحاظ نت نویسی نام  آکور پنج و شش افزوده را خواهد داشت ، و باید توجه داشت که در واقع این آکور ، آکور سه و چهار افزوده تر باید محسوب گردد ، چون به آکور بزرگ حل شده است .

     از طرف دیگر چون  آکور پنج و شش افزوده - (می دانیم که این آکور معمولا روی درجه ششم مد کوچک بنا می شود و پایه  آن درجه چهارم به بالا تغییر یافته مد مربوط است) از لحاظ صدا مترادف با آکور هفتم نمایان تنی می باشد که یک دوم کوچک (نیم پرده) بالاتر از تن اصلی قرار دارد ؛ لذا چنانچه در مثال 143 نشان داده شده است ، از این آکور (پنج و شش افزوده) در مد گردی به تنی (مد بزرگ و کوچک) ، که نیم پرده پایین تراز تن اصلی قراردارد ، می توان استفاده نمود .

 


برای اطلاع بیشتر در این باره رجوع شود به قسمت مد گردی (گفتار پنجم)اگر آکورهفتم کاسته مکرر با هفتم کوچک نمود نماید در این صورت طبیعی است که این آکور باید به آکور چهار و شش تنیک حل گردد . مثال 144


چنانکه در بحثهای گذشته دیدیم آکورهای «شش افزوده» ، «سه و چهار افزوده» ، «سه و چهار افزوده تر» و «پنج و شش افزوده» را از لحاظ نقش پیوند درجه ها ، شکلهای گوناگون آکور تهیه کننده آکور نمایان باید محسوب نمود .

برای مثالهای تمرینی این قسمت به تاخیرآزاد رجوع شود(گفتار چهارم)

نظرات

ارسال نظر