بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم موسیقی نوین اروپا و آمریکا

مختصات هنر نو

موسیقی دوره معاصر با مقایسه آثار آهنگسازان قرون گذشته از راهی كه با مشی گذشتگان اختلاف دارد پیش می رود . با آنكه این تحول از نظر انسان عادی نامأنوس و زننده است معهذا هنرمندان جدید دلایلی دارند و می گویند :

برای انسان قرن بیستم كه از تأثیر محیط اجتماعی و روابط سیاسی و اقتصادی بركنار نیست مفهوم زیبایی و هنر به عوامل بسیار بستگی دارد هر پدیده ای برای او با افكار و خاطرات گوناگون همراه است . به طوری كه گاهی از تفكیك تصور و حقیقت عاجز می ماند و تصورات درهم پیچیده او با تخیلات ساده دوران گذشته اختلاف بسیار دارد .

هنر كه نماینده افكار و احساسات طبقات اجتماع است ناگزیر در جریان این تحول مصون نماند و به تدریج آمیختگی و آشفتگی به جای پیوستگی در آثار هنری نمایان شد .

هنرمندان قرن بیستم برای بیان تغییرات و تحولات افكار و نمایش آشفتگی ، پریشانی و سرعتی كه زندگانی آنها را تحت فشار قرار داده از اصول زیبایی گذشته روگردان شدند . در نقاشی شكل و تركیب سابق را از بین بردند ، گاهی برای تجسم بعد چهارم و نمایش حركت وضع اشكال را تغییر دادند و زمانی برای بیان حقیقت از شكل ظاهر منصرف شده به نمایش روحیات و اختصاصات باطن پرداختند . در ادبیات قیود لفظ را برانداختند تا منظور خود را به هر طریقی كه بهتر ادا شود بیان كنند و به این طریق استعاره و كنایه و تشبیهات تازه ای به وجود آمد .

نویسندگان قرن 19 در هر داستان به یك یا دو قهرمان توجه داشتند و اشخاص دیگر در حول و حوش قهرمانان به عنوان سیاهی لشگر انتخاب می شدند ، اما در داستان های جدید گاهی اشیاء و حركات نیز شخصیت قهرمان را مجسم می كند در حالی كه قهرمان اصلی هیچ گاه در صحنه داستان وارد نمی شود . گاهی نیز درباره كلیه اشخاص داستان به یك نسبت بحث می كنند به طوری كه قهرمان اصلی تشخیص داده نمی شود .

در موسیقی قرن بیستم نیز نظیر این تحولات پیدا شد :

1- آهنگسازان جدید شكل و تركیب منظم موسیقی كلاسیك را رها كردند و به جای بسط و پرورش دو آهنگ اصلیThemes به جزییات موسیقی توجه كردند و به این جهت آهنگ اصلی از بین رفت و ملودی كه اساس موسیقی بود زیبایی كلاسیك خود را از دست داد .

2- در قواعد هم آهنگی و موسیقی اركستر به جای یك مقام Tonalite از چند مقام Polytonalite استفاده كردند و گاهی نیز برای رفع اختلاف ، كلیه مقام ها را در هم آمیختند و طبق قاعده شونبرگ Atonalite روی دوازده پرده مساوی به وجود آوردند .

3- ضربهای متغیر و متنوع Polyrythmie به جای ریتم ثابت معمول شد و بسیاری از آهنگسازان به پیروی از شیوهاستراوینسكی به اثر ریتم بیش از ملودی توجه كردند و موسیقی نوین در ضرب آهنگ شكل پیچیده ای پیدا كرد .

4- فواصل ربع پرده كه در یونان قدیم معمول بود و از قرن 16 میلادی با تعدیل گام Temperament از بین رفته بود بار دیگر تحت تأثیر موسیقی شرقی مورد استفاده قرار گرفت .

ابتدا بو و نی ثلث پرده را در موسیقی وارد كرد و یك پیانو دروم pianodrome برای آن ساخت این نظر توسط آلویس هابا Alois Haba بسط داده شد و او یك كوارتت با فواصل ربع پرده تصنیف كرد . به همین طریق ویشنگاردسكیWyschnegardsky یك سنفونی با ربع پرده نوشت . اما این طریقه با نواقصی كه در سازهای بادی و سازهای كلاویه وجود دارد توسعه نیافت .

به طور كلی هنرمندان قرن بیستم در پی افكار نو و ابتكار تازه ای گام می سپارند و در این راه می خواهند آنچه را كه در قرون گذشته به واسطه نواقص فنی بلااستفاده مانده بود بار دیگر احیاء كنند و به طرز نوی درصدد تكمیل آن برایند . اما با وجود این تحولات پایه مكتب كلاسیك از بین نرفت و حتی آهنگسازان كه به همه قیود كلاسیك پشت پا زده اند عقیده دارند برای قبول موسیقی جدید باید از اصول كلاسیك اطلاع داشت و بسیار می كوشند تا هر كس كه از روی نادانی در قواعد موسیقی غفلت ورزد كار خود را منطبق با اصول جدید نداند . به این جهت در همه كنسرواتورهای موسیقی اصول و قوانین كلاسیك پایدار مانده و هر آهنگساز مدرن مجبور است پس از اطلاع از قوانین اساسی موسیقی در هنر نوین گام بردارد .

در قرن بیستم از كلیه كشورهای اروپا و آمریكا آهنگسازانی برخاستند و با مكتب نوین آلمان و روسیه هم آهنگ شدند .


انگلستان

رالف وگهان ویلیامز Ralph Vaughan Williams (سال 1872)

بزرگترین آهنگساز معاصر انگلیسی است كه پس از تحصیلات موسیقی در «مدرسه پادشاهی موسیقی» انگلستان به برلین رفت و مدتی با ماكس بروخ كار كرد . در سال 1908 به پاریس مسافرت كرد و نزد راول به تحصیل موسیقی پرداخت .

وگهان ویلیامز نخستین آهنگسازی است كه به گردآوری ترانه های محلی انگلیسی پرداخت و در موسیقی خود آن را به كار برد. در این زمینه چند سنفنی مانند «یك سنفونی لندنی» ، سنفونی پاستورال ، سنفونی در فا مینور ، سنفونی در ر ماژور و سنفونی در می مینور ساخته است .


سویت زنبور عسل The Wasps ، كنچرتو آكارمیكو Concerto Accademico برای ویولون و همچنین كنسرتوی پیانوی او نیز مشهور است . اپرای فوگ چوپان Gugh the Drover كه به شیوه موسیقی محلی ساخته شده است یك اپرای واقعی انگلیسی است و در این رشته چند اثر دیگر مانند «سرجون عاشق» ، «بوسه زهرآگین» و «سواران دریا» تصنیف كرد . وگهان ویلیامز یك بالت به نام پادشاه سالخورده كول Old King Cole و چند قطعه موسیقی مجلسی و آواز نیز به وجود آورده است .

شیوه وگهام ویلیامز در ابتدا به امپرسیونیسم نزدیك بود ، سنفونی لندنی او به سبك موسیقی برامس ساخته شده است اما در اكثر آثار او یك نوع روح عارفانه وجود دارد .


جون ایرلند Jhon Ireland (سال 1879)

از مدرسه پادشاهی موسیقی فارغ التحصیل شد . آثار او در موسیقی پیانو قطعاتی به نام «جزیره جادو» ، یك سونات و سوناتین است . ایرلند در موسیقی مجلسی و آواز نیز آهنگهایی ساخته و در موسیقی اركستر «آئین فراموش شده» ، راپسودی ، كنسرتوی پیانو و كنسرتوی ویولون از آثار او قابل ملاحظه است .


آرنولد باكس Arnold Bax (سال 1883)

از شاگردان دیلیوس بود و او در موسیقی اركستر آثار برجسته ای مانند هفت سنفونی و چند پوئم سنفونیك نوشته است و در موسیقی مجلسی یك كوارتت زهی در سل ماژور ، سونات ویولا و پیانو ، سونات ویولا و هارپ و قطعاتی برای پیانو ساخته است .

باكس در سال 1937 لقب اشرافی گرفت و در 1942 به ریاست اركستر پادشاهی منصوب شد.


آرتور بلیس Arthur Bliss (سال 1891)

از شاگردان ویلیامز بود نخستین آثار بلیس كوارتت زهی در لا ماژور و كوارتت پیانو در لا مینور بود كه در دوره خدمت سربازی او در جنگ بین الملل اول به پایان رسید در 1922 یك راپسودی برای سپرانو و اركستر مجلسی تصنیف كرد كه نخست در فستیوال زالتسبورگ در اطریش به مورد  اجرا گذاشته شد . در این سال بلیس سنفونی رنگها Colour Symphony را كه از مهمترین آثار اوست به وجود آورد .

از كارهای دیگر بلیس كنسرتو برای دو پیانو و اركستر ، مادام نوی Noy ، انتردوكسیون و آلگرو ، سرناد برای باریتون و اركستر (سال 1930) ، بالت شطرنج Checkmate و اپرای المپیایی ها The Olymoians (سال 1949) است .

ویلیام والتن William Walton (سال 1902)

از آهنگسازان بزرگ انگلیسی است كه تحصیلات موسیقی خود را در «مدرسه كلیسای مسیح» و اكسفورد به پایان رسانید . اولین اثر بزرگ او كوارتت پیانو در 1919 به مورد اجرا گذاشته شد و در 1926 با استفاده از موسیقی جاز یك سویت برای اركستر مجلسی به نام Facade تصنیف كرد كه باعث شهرت او در اروپا و آمریكا شد والتن چند اورتور معروف از جمله «دكتر سینتاكس» و پرتسموث پوئینت Portsmouth Point نوشته ولی كنسرتوی ویولای او یكی از مهمترین آثار موسیقی اركستر است .

اراتوریوی «ضیافت بلشازار» والتن كه به سال 1933 به مورد اجرا گذاشته شد از زیباترین آثار موسیقی مذهبی انگستان است .

والتن یك سنفونی در سی بمل مینور و یك كنسرتو برای ویولون و آثاری در موسیقی مجلسی دارد . اگرچه كارهای والتن نسبت به آهنگسازان دیگر كم است اما او در موسیقی به كیفیت بیش از كمیت اهمیت داده است .


بنجامین بریتین Benjamin Britten (سال 1913)

جوانترین آهنگساز بزرگ انگلیسی است كه در پایان تحصیل در «مدرسه پادشاهی موسیقی» به سال 1934 به دریافت جایزه نائل شد .

پس از آن بریتین به تصنیف موسیقی پرداخت و در موسیقی مجلسی و اپرا و موسیقی كورال آثار برجسته ای به وجود آورد .

از كارهای عمده بریتین سینفونیا دا ركویم Sinfonia da Requiem (سال 1941) و سه اپرا پیتر گرایمز Peter Grimes (سال 1945) ، ربودن لوكریشا  Rape of Lucretia (سال 1947) و آلبرت هرینگ Albert Herring (سال 1948) است در این اپراها بریتین به شیوه قدیم انگلستان از اركستر مجلسی و پیانو استفاده كرده است .

از آهنگسازان موسیقی سبك انگلستان آلبرت كتلبی A.Ketelby (سال 1886) با آهنگ «در بازار ایران» و «در باغ یك صومعه» و نیز اریك كوتس Eric Coates (سال 1886) به خصوص به واسطه «سویت لندن» معروف است .


فرانسه

گروه شش نفری

گروه شش نفری Groupe des Six نام «گروه شش نفری» را یكی از روزنامه نویسان فرانسوی صبح روزی كه جنگ 1914 اعلام شد برای شش تن از آهنگسازان جوان فرانسوی انتخاب كرد .

این شش آهنگساز : اوریك ، دوره ، هونگر ، میلو ، پولان و تایفر بودند و آنها برخلاف «گروه پنج نفری» روسی هدف مشترك در موسیقی نداشتند بلكه وجه مشترك آنها مخالفت با رمانتیسم ، فرانكسیم و دبوسیسم بود و به همین جهت سعی كردند مانند اریك سیاتی ، زیبایی نوی در موسیقی ایجاد كنند . پس از گذشتن سالها با آنكه نام «گروه شش نفری» باقی ماند اختلاف زیادی در طرز كار و اهمیت هنری آنها نمایان شد ، میلو ، هونگر و پولان مقام شایسته ای یافتند . اما سه آهنگساز دیگر نتوانستند اهمیت آنها را پیدا كنند .

داریوس میلو Darius Milhaud (سال 1892)

بزرگترین آهنگساز گروه شش نفری است كه در به كار بردن ریتم جاز و موسیقی چند مقامی polytonalite از پیشوایان موسیقی مدرن است .

میلو در یك خانواده یهودی فرانسه به دنیا آمد . پس از پایان تحصیلات متوسطه وارد كنسرواتور پاریس شد و تحت نظر پل دوكا و ونسان دندی به تحصیل ویولون ، هارمونی ، كنترپوان و كمپزیسیون پرداخت . در آغاز جنگ میلو از طرف وزارت خارجه فرانسه به برزیل مأموریت یافت وا ز آنجا در مسابقه جایزه رم شركت كرد ولی موفقیت نیافت . با این حال توانست یكی از آثار معروف پیانو Saudados do Brazil را در آنجا بنویسد .


بعد از جنگ بین الملل اول میلو به فرانسه بازگشت و آثار بزرگی مانند بالت انسان و میل او ، آفرینش جهان ، اپرای كریستف كلمب ، ماكسیمیلین ، آگاممنن Agamemnon  ، ملوان فقیر ، بدبختیهای ارفه ، سالاد ومده Medee را نوشت . در موسیقی آوازی ، «منظومه های یهودی» از میلو معروف است .

شش سنفونی كوچك برای اركستر كوچك ، یك سویت سنفونیك ، پانزده كوارتت زهی ، كنسرتوی «فانتزی سینما» ، یك كانتات در پنج قسمت به نام «بازگشت فرزند ولخرج» روی یكی از نوشته های آندره ژید A.Gide نیز از آثار قابل ملاحظه داریوس میلو است .

در سال 1940 پس از اشغال فرانسه توسط سربازهای آلمانی میلو به كشورهای متحده آمریكا مسافرت كرد و در آنجا اقامت گزید .

آرتور هونگر Arthur Honegger (سال 1892)

از یك خانواده سویسی در لوهاور فرانسه به دنیا آمد علاقه او به هنرهای زیبا باعث شد كه پیانو را فراگیرد و ضمناً مدتی به نقاشی بپردازد . تحصیلات موسیقی او در زوریخ به پایان رسید و از سال 1912 در پاریس اقامت گزید .

شیوه موسیقی هونگر از حیث انتخاب فرم ، كلاسی- رمانتیك است ولی او نیز از پیشوایان پولیتنالیته فرانسه است .

هونگر در موسیقی پیانو آثاری مانند «پرلود ، آریوزو و فوگت روی نام باخ» و كنسرتینو برای پیانو و اركستر ساخته است . از كارهای بزرگ او یك اراتوریو به نام حضرت داود Le Roi David و پاسیفیك شماره 231 (Pacific 231) است . پاسیفیك 231 یك قطعه توصیفی برای لكومتیوبزرگی است كه برای اركستر تصنیف شده است .

هونگر چند اپرا مانند «مرگ سنت آلمن» ، «ژودیت» و یك بالت به نام «حقیقت دروغ» ساخته است .


فرانسیس پولان Francis Poulene (سال 1889)

یكی از آهنگسازان پیانو است و در این زمینه تا سال 1950 قریب چهل اثر شایسته تصنیف كرده است از نظر فنی كارهای پولان جنبه كلاسیك دارد و او تحت تأثیر كوپرن و اسكارلاتی قرار گرفته اما از شیوه ساتی و استراوینسكی نیز برخوردار شده است . از كارهای پولان ، حركت دائم ، پاستورال ، سونات برای چهار دست (سال 1918) ، سویت در اوت ماژور ، پنج امپرنتوImpromptu (سال 1920) ، توكاتا ، سویت ناپل ، پاستورال Pastourelle (سال 1929) كنسرتو كرگرافیك برای پیانو و 18 ساز ، سویت فرانسوی (سال 1935) و چند نكتورن و قطعات دیگر در پیانو است .

پولان در موسیقی اركستر بالت گوزن ماده Les Biches و «جانوارن نمونه» را تصنیف كرده است .

ژرژ اوریك G.Auric (سال 1899)

به سبك ساتی گرویده ، اما كارهای او غالباً نقاط ضعف بسیار دارد . «هشت منظومه» ، «الفبا» و بالت «ملوانان» از آثار او قابل ملاحظه است .

لوئی دوره L.Durey (سال 1888)

به شیوه شونبرگ در موسیقی خود از آنتنالیته استفاده كرده ولی آثار او مختصر و بی اهمیت است . سه كوارتت ، چند مادریگال و چند پوئم كلیه قطعات موسیقی او را تشكیل می دهد .

ژرمن تایفر Germaine Tailleferre (سال 1892)

از زنان آهنگساز فرانسه است كه تحت تأثیر شیوه ساتی واقع شده و در این مورد بالت «فروشندگان پرندگان» سونات ویولون و پیانو ، كوارتت زهی ، یك اورتور و اپرا كمیك دیوانه عاقل Fou sense را ساخته است .

شارل كوكلن Ch.Koechlin (سالهای 1867-1952)

از آهنگسازان دیگر فرانسه شارل كوكلن چند اثر سنفونیك مانند در دریا ، شب ، آفتاب و رقص در جنگل و فصول نوشته و در بالت رقص های باستانی و سویت های افسانه ای را به یادگار گذاشت . كوكلن یكی از پیشوایان مدالیسم Modalisme و موسیقی مدرن فرانسه بود كه در اكثر آهنگها موسیقی چند مقامی به كار برده است .

آلیویه مسیان Olivier Messiaen (سال 1908)

از پیروان سبك كوكلن است و در این زمینه «هدیه ای فراموش شده» كه در بیست و دو سالگی نوشته ، چهار سنفونی ، كوارتت آخرت ، قصه های زمین و آسمان از شاهكارهای اوست .

از آهنگسازان دیگر فرانسه موریس ژوبر M.Jaubert (سالهای 1900-1940) ، رولان مانوئل (سال 1891) و كلود دلونكور C.Delvincourt (سال 1888) رئیس كنسرواتور پاریس نیز در موسیقی نوین فرانسه سهمی دارند .


بلژیك و هلند

بعد از دو آهنگساز قرن 19 بلژیك ، گریزار A.Grisar (سالهای 1808-1869) و پتر بنوا P.Benoit (سالهای 1834-1901) كه از پیروان مكتب رمانتیك بودند در اوایل قرن بیستم ژان بلوكس Jean Blockx (سالهای 1851-1912) اهمیت بسیار یافتند . از آثار بلوكس اپرای «نامزد دریا» ، «استاد مارتن» ، بالت میلنكا Milenka و چند كانتات به یادگار مانده است .

ویلم پلمانس Willem Pelemans (سال 1901) ، ژوزف ژونگن J.Jongen (سال 1873) و آلبر دوپوئیA.Dupuis (سال 1887) نیز آثاری در موسیقی سنفونیك و آوازی به وجود آورده اند .

در هلند یوهان واگنار J.Wagenaar (سالهای 1862-1941) ، باسائول و داوود برای اركستر و اورتور سیرانو دو برژراك Cyrano de Bergerac از آهنگسازان معروف آن كشور شد .

هنك بادینگس Henk Badungs (سال 1907) از بزرگترین آهنگسازان معاصر هلندی است كه با سه سنفونی ، واریاسیون سنفونیك ، كنسرتوی ویولون و قطعات موسیقی مجلسی در ردیف موسیقی دانهای مشهور درآمد .


سویس

ژاك دالكروز J.Dalcroze (سال 1865)

از آهنگسازان بزرگ سویسی است كه در موسیقی خود از ترانه های محلی استفاده كرد . دالكروز در وین متولد شد و نزد فوكس و بروكنر تحصیل كرد . از آثار بزرگ دالكروز «جشن ژوئن» به مناسبت صدمین سال الحاق ژنو به ایالات متحده سویس نوشته شد . در موسیقی اپرا «سانشوپانسا» و «دوقلوهای برگام» از دالكروز به یادگار مانده است . به علاوه دالكروز یك كنسرتوی ویولون و مخصوصاً كوارتت زهی معروفی دارد .

در موسیقی مدرن دالكروز پیشوای مكتب ریتمیك جدیدی است كه «Eurythmique» نام دارد و در 1915 تأسیس شد .


ارنست بلوخ Ernest Bloch (سال 1880)

از آهنگسازان یهودی سویسی است كه مقام ارجمندی در موسیقی اسرائیل دارد . بلوخ ویولون را نزد اوژن ایزائیEegene Ysaye ویولونیست بزرگ بلژیكی و كمپزیسیون را نزد دالكروز فراگرفت .

از آثار معروف بلوخ سنفونی در اوت دیز مینور (سال 1902) ، پوئم سنفونیك «زمستان- بهار» و اپرای ماكبث Macbeth (سال 1903) ، سنفونی شماره 2 (اسرائیل) كه به سال 1915 برای پنج خواننده و اركستر نوشته شده ، یك راپسودی عبری به نام شلومو Schelomo برای ویولون سل و اركستر (سال 1916) سه منظومه یهودی ، سنفونی آمریكا ، كوارتت زهی ، كوئینتت پیانو ، سونات ویولون و كنسرتوی ویولون (سال 1938) است .

در سال 1930 بلوخ به كشورهای متحده آمریكا مسافرت كرد و تابعیت آن كشور را پذیرفت . شیوه بلوخ نوعی موسیقی رمانتیك نوین و بسیار پرحرارت است .


امیل بلانشه E.Blanchet (سالهای 1877-1943)

از آهنگسازان دیگر سویس امیل بلانشه پیانیست و مصنف بالاد و كنسرتو برای پیانو ، راپسودی تركی و بالاد برای پیانو است . بلانشه در ضرب متنوع Polyrythmie كارهای برجسته ای انجام داده است .


ایتالیا

بعد از پاگانینی قریب صد سال موسیقی ایتالیا منحصر به اپرا و موسیقی آوازی بود و آهنگسازان ایتالیا به موسیقی سازی توجهی نداشتند . از اوایل قرن بیستم كه آهنگسازان اپرای ایتالیا مكتب وریست را تأسیس كردند در موسیقی سازی نیز رسپیگی و پیتستی به شیوه امپرسیونیست گرویدند . عده ای دیگر نیز مانند مالیپیرو و كازلا در سبك نوین موسیقی آثاری به وجود آوردند .

اتورینو رسپیگی Ottorino Respighi (سالهای 1879-1936)

مدتی در ایتالیا نزد مارتوچی Martucci ، در روسیه پیش ریمسكی كرساكف و در آلمان نزد بروخ تحصیل موسیقی كرد و پس از چندی در رم به استادی كنسرواتور سانتاچچیلیا منصوب شد . در آثار رسپیگی دو پوئم سنفونیك به نام «كاجهای رم» و «چشمه های رم» معروف است .

دیگر از كارهای رسپیگی سنفونی دراماتیك و سمیرامیس كاملاً طبق اصول كلاسیك تصنف شده ولی «نواهای تابستانی و رقص های ایتالیایی» لحن مخصوص و تازه ای دارد .


رسپیگی از آهنگهای رسینی La Boutique fantasque را به صورت جالبی برای بالت تنظیم كرد .

در موسیقی آوازی چند اپرا از رسپیگی به یادگار مانده كه بین آنها بلفاگور Belfagor و مخصوصاً اپرا- اراتوریوی ماریا اجیتسیاكا Maria Egiziaca كه به سال 1932 نمایش داده شد معروف است . آخرین اثر رسپیگی اپرای لوكرسیا Lucreziaبود كه چند روز پیش از مرگ آهنگساز تكمیل شد .

ایلدبراندو پیتستی Ildebrando Pizzetti (سال 1880)

از كسانی است كه شیوه قدیم ایتالیا را در موسیقی نوین خود به كار برده است . در این زمینه كوارتت زهی ، سونات برای ویولون ، سونات ویولون سل ، اورتور برای یك مضحكه غمناك ، پوئم امیلین برای ویولون واركستر ، موسیقی صحنه برای پادشاه ادیپوس ، و ناو Nave ، سنفونی Sinfonia del fuoco و چند اپرا مانند فراگراردو Fra Gherardo و دبوراDebora نوشته است .

پیتستی در سال 1936 بعد از مرگ رسپیگی به استادی كمپزیسیون در كنسرواتور سانتاچچیلیا منصوب شد .

فرانچسكو مالیپیرو Francesco Malipiero (سال 1882)

از آهنگسازان مدرن ایتالیاست كه شیوه خاصی در موسیقی به كار برده است . از آثار او سنفونی های متعدد از جمله «سنفونی آرامش مرگ» ، بالت «ماسكاراد شاهزاده خانمهای اسیر» ، كنسرتوی ویولون ، اپرای ارفه Orfeo و همچنین هفت آواز Sette Canzoni است .

آلفردو كازلا Alfredo Casella (سالهای 1883-1947)

پس از تحصیل مقدمات موسیقی نزد مادر خود به كنسرواتور پاریس رفت و نزد گابریل فوره اصول كمپزیسیون را فراگرفت . در مراجعت به ایتالیا كازلا «انجمن ملی موسیقی» را در رم تأسیس كرد و اساس موسیقی نوین ایتالیا را بنیان گذاشت .

از آثار كازلا «صومعه روی آب» ، دو سنفونی ایتالیا ، گلایه قهرمانی Elegie heroique و  كنچرتورمانو برای ارگ معروف است . به علاوه او آثار زیادی در پیانو ، موسیقی مجلسی و آوازی به یادگار گذاشت .


چكسلواكی

بهوسلاو مارتینو

 بین آهنگسازان چك بهوسلاو مارتینو Bohuslav Martinu (سال 1890) در فرانسه نزد آلبر روسل تحصیل كرد و آثار مهم او پوئم سنفونیك La Bagarre ، آلگرو سنفونیك ، كوارتت زهی و چند اپرا مانند «اشكهای كارد» و «سرباز و رقاصه» است .


آلویس هابا Alois Haba (سال 1893)

از پیشوایان موسیقی ربع پرده و یك شش پرده است . اكثر آثار او در این زمینه تصنیف شده و به همین جهت از آهنگسازان معروف چك در اروپا شناخته شد و كنسرواتور پراگ كلاس مخصوصی برای او باز كرد . در دو اپرا به نام «مادر» و «بیكاران» هابا از فواصل ربع پرده استفاده كرد . اما در اپرای «سرزمین جدید» فقط فواصل نیم پرده به كار برد . هابا دو كوارتت زهی با ربع پرده نوشته كه در آنها اصول تم ها و بسط كلاسیك را لغو كرده و به این جهت موسیقی كاملاً نامأنوسی به وجود آورده است .


لهستان

بعد از شوپن با آنكه موسیقی لهستان سیر تكاملی خود را پیمود مغهذا به جز وینیاوسكی Wieniawski (سالهای 1835-1880) كه كنسرتوهای معروفی برای ویولون نوشته مدتها آهنگساز بزرگی از آن كشور پیدا نشد .

اینیاس پادروسكی Ignace Paderewski (سالهای 1860-1941)

یكی از بزرگترین پیانیست های معاصر بود كه در جنگ بین الملل اول برای كسب آزادی لهستان فعالیت بسیار كرد و در سال 1919 پس از استقلال آن كشور به عنوان نخستین رئیس جمهور لهستان انتخاب شد.

از پادروسكی چند سنفونی ، كنسرتوی پیانو و اپرای مانرو Manru به یادگار مانده ولی معروفترین اثر او منوئت سل ماژور اپوس 14 شماره 1 است كه به شیوه آهنگسازان كلاسیك تصنیف شده است .


كارل دوشیمانوسكی Ch.de Szymanovsky (سالهای 1883-1937)

تحت تأثیر شوپن و مكتب امپرسیونیست دبوسی قطعات بسیار در موسیقی پیانو به یادگار گذاشت كه از بین آنها اتودها ، واریاسیونها روی ترانه های محلی لهستان ، چند سونات ، مازوركا و رمانس معروف است.

شیمانوسكی چند سنفونی و اپرا نیز ساخته كه شخصیت هنری او را به خوبی بیان می كند ، در بالت هارنازی Harnasie شیمانوسكی از بسط آهنگهای كوهی تاترا Tatra موسیقی تازه ای به وجود آورد .


آلكساندر تانسمان A.Tansman (سال 1897)

از بزرگترین آهنگسازان معاصر لهستان است كه پس از 1920 در پاریس اقامت گزید . از آثار او اپرای شب كردی Nuit Kurde ، بالت Sextaor ، «رقص دختر جادوگر» ، اورتور سنفونیك ، رقص های لهستانی ، سینفونیا ، دو كنسرتو برای پیانو و قطعات موسیقی مجلسی است .

تانسمان در موسیقی خود تحت تأثیر موسیقی نوین فرانسه و شیوه استراوینسكی واقع شده با این وصف لحن لهستانی در آهنگهای او مشهود است .


مجارستان

ارنست دوخنائی Ernest Dohnanyi (سال 1877)

از آهنگسازان كلاسیك- رمانتیك كه كار خود را براساس شیوه لیست و برامس قرار داده است . دوخنائی در بیست و یك سالگی پیانیست مشهوری شد ؛ در سی و یك سالگی به استادی مدرسه عالی موسیقی برلین و در چهل و دو سالگی به ریاست كنسرواتور بوداپست رسید . از آثار او اپرای خاله سیمونا Tante Simona ، برج ویود Voivode (سال 1922) ، پانتومیم حجاب پییرت Le Voile Pierrette ، دو سفنونی ، كنسرتو برای پیانو ، چهار راپسودی ، سكستت زهی، سه سونات برای ویولون سل و دو سونات برای پیانو است .

یكی از آثاری كه دوخنائی به سبك لیست ساخته Ruralia Hungarica نام دارد .

بلا بارتوك Bela Bartok (سالهای 1881-1945)

در 25 مارس 1881 در یك قریه كوچك مجاستان به دنیا آمد . از شش سالگی تحت نظر مادرش پیانو آموخت . در هشت سالگی پدرش وفات یافت و مادرش كه معلم مدرسه بود پرورش او را به عهده گرفت . بلا بارتوك در ده سالگی نخستین بار در حضور مردم كنسرت داد و تحصیلات موسیقی او در پرسبورگ به پایان رسید . در هیجده سالگی بارتوك تحت تأثیر برامس و دوخنائی آثاری به وجود آورد و در بیست و دو سالگی وقتی برای نخستین بار «زرتشت چنین گفت» اثر ریشارد اشتراوس را شنید تصمیم گرفت به شیوه او آهنگ بسازد و به این منظور آثار او را مورد مطالعه قرار داد و یك پوئم سنفونیك به نام قهرمان ملی مجار كشوت Kossuth تصنیف كرد . بارتوك به شیوه لیست و اركل سویت شماره 1 را برای اركستر نوشت .


اما بعد در دوره تصنیفات خود بارتوك به تحقیق در ریتم های متغیر آسیایی پرداخت و در این زمینه آلگرو بارباروAllegro barbaro را به وجود آورد و در سال 1917 با پانتومیم «شاهزاده چوبی» و سپس با اپرای «كاخ شاهزاده ریش آبی» شاهكار دیگری به مورد اجرا گذاشت . در این دوره بارتوك قطعات زیادی روی موسیقی محلی مجار تصنیف كرد .

در دوره سوم بارتوك به موسیقی مطلق توجه كرد و به این جهت شیوه او را «بازگشت به عصر باخ» می دانند . با وجود این تغییر روش ، بارتوك كه قریب هفتاد هزار ترانه محلی مجار را گرد آورده بود از به كار بردن ترانه های روستایی در موسیقی خود غفلت نمی كرد .

از آثار دیگر بارتوك یك پانتومیم دیگر به نام «نارنگی عجیب» ، سویت رقص برای اركستر ، سه كنسرتو برای پیانو ، كنسرتوی ویولون ، شش كوارتت زهی ، سونات ویولون ، سونات پیانو و تیمپانی و قطعات دیگر برای پیانو از جمله Mikrokosmos به یادگار مانده است .

بلا بارتوك در 26 سپتامبر 1945 در نیویورك درگذشت و پس از مرگش یك كنسرتو برای ویولار و اركستر از آثار او انتشار یافت .


زولتان كودای Zoltan Kodaly (سال 1882)

از دوستان نزدیك بارتوك بود كه سالیان دراز در گردآوری ترانه های محلی مجار با او همكاری كرد و او نیز از شخصیت های بارز موسیقی نوین مجارستان است . كودای در 16 دسامبر 1882 به دنیا آمد . تحصیلات موسیقی او در كنسرواتور بوداپست به پایان رسید . پس از اتمام تحصیل قریب 3500 ترانه مجار جمع آوری كرد . از سال 1907 هارمونی جدید در آثار او راه یافت و كودای به آتنالیته توجه پیدا كرد .

یكی از آثار برجسته او اپرای هاری یانوش Hary Janos به سال 1926 در بوداپست به معرض نمایش گذاشته شد . به زودی سویتی كه از آهنگهای این اپرا ترتیب داده شد شهرت جهانی برای كودای كسب كرد .


 از آثار دیگر او پسالموس هونگاریكوس Psalmus Hungaricus برای تنور ، آواز دسته جمعی و اركستر روی ترانه های مجار ساخته شده است . كودای یك سونات برای ویولون سل تنها، سرناد برای دو ویولون ، دو كوارتت زهی ، یك پوئم سنفونیك بهنام شب تابستان و چند رقص برای اركستر از جمله «رقص های گالانتا» و «رقص های ماروشك Marosszek» نوشته است .

شیوه موسیقی كودای به سبك بارتوك نزدیك است و دو آهنگساز به مدد یكدیگر مكتب نوینی در موسیقی مجارستان تأسیس كردند .

از آهنگسازان دیگر مجارستان تیبور هارشانی Tibor Harsanyi (سال 1898) است كه در پاریس اقامت دارد و او دو سویت برای اركستر ، قطعات موسیقی مجلسی و پیانو ، اپرای Las Pantins و سویت «شادی زندگی» را برای فیلم ساخته است .


رومانی

بین كشورهای بالكان رومانی بیش از همه در موسیقی قرن بیستم اهمیت یافت . بانی موسیقی جدید رومانی دمتری كیریاكD.Kiriac (سالهای 1866-1928) است كه علاوه بر تصنیف آهنگ از موسیقی شناسان بزرگ آن كشور بود .

استان گلستان Stan Golestan (سال 1875) یك راپسودی رومانی ، راپسودی كنسرتانت و قطعات ویولون و آوازهای بسیار دارد .

ژرژ انسكو G.Enescu (سال 1881) از ویولونیست های بزرگ رومانی است كه اپرای ادیپوس ، سه سونات برای ویولون ، پوئم رومن ، سویت برای اركستر و چند راپسودی رومانی به وجود آورده است .

مارسل میهالویچی M.Mihalovici در پاریس نزد ونسان دندی تحصیل كرد . از كارهای او «دسته خدایان دوزخی» ، «چاپار پادشاه» ، بالت كاراگوئز Karaguez ، كنسرتوی ویولون ، كوارتت های زهی ، اپرا كمیك «پلوتن آشتی ناپذیر» است . در این آثار میهالویچی شیوه استراوینسكی ، روسل ، میلو و هونگر را با موسیقی رومانی به هم آمیخته است .

از آهنگسازان موسیقی سبك گریگوراس دینیكو Grigoras Dinincu (سالهای 1870-1951) كه به خصوص قطعاتی به شیوه محلی ساخته معروف است و از آثار او هورا ستاكاتو Hora staccato شهرت جهانی دارد .


آمریكا

كشورهای متحده آمریكا تا اواخر قرن 19 میلادی مقامی در موسیقی نداشت . اكثر آهنگسازان و هنرمندان آمریكا اهل كشورهای اروپایی بودند كه به آن كشور مسافرت كرده بودند .

بعد از جنگ بین الملل اول وقتی كشورهای متحده جزو دول ثروتمند و بزرگ جهان درآمد عده كثیری از هنرمندان بزرگ به آن كشور مسافرت كردند كه بین آنها راخمانینف ، شونبرگ، استراوینسكی ، هیندمیت و بلوخ مقام شایسته ای در موسیقی جهان داشتند .

با این حال چند تن از آهنگسازان آمریكایی در پیدایش موسیقی كلاسیك آن كشور مقامی یافتند ، اما مهمترین تحول موسیقی در آمریكا از زمان موسیقی جاز به وجود آمد .

جون نولز پین John Knowles Paine (سالهای 1839-1906)

غالباً به عنوان پایه گذار موسیقی كلاسیك آمریكایی نام برده می شود . از آثار او چند سنفونی ، موسیقی برای صحنه های ادیپوس پادشاه ، پرندگان ، فانتزی طوفان به یادگار مانده است .

 جرج چادویك George Chadwick

(سالهای 1854-1931)

در كنسرواتور لایپزیك و مونیخ تحصیل كرد . از آثار او سه سنفونی ، چند اورتور ، سه پوئم سنفونیك ، چند اپرا باقی مانده و سویت سنفونیك او در سال 1910 جایزه ای بالغ بر 700 دلار برده است .


ادوارد مك داول Edward Mac Dawell (سالهای 1861-1908)

نخستین آهنگساز بزرگ آمریكایی است و او در چهارده سالگی به كنسرواتور پاریس وارد شد و در آنجا مدتی با دبوسی در یك كلاس تحصیل می كرد . سپس به آلمان مسافرت كرد و در كنسرواتور فرانكفورت تحصلات خود را به پایان رسانید . چندی بعد كنسرواتور دارمشتاد او را به استادی پیانو انتخاب كرد و او طی اقامت خود در آلمان به ادبیات رمانتیك آلمان و انگلستان آشنایی یافت و به تصنیف آهنگ پرداخت .

مك داول كنسرتوی اول پیانو را در 1882 به پایان رسانید و آن را به فرانك لیست نشان داد . لیست كار او را پسندید و در سال اینده در فستیوال موسیقی آلمانی «نخستین سویت مدرن» او را برای پیانو به مورد اجرا گذاشت . پس از آن دومین سویت مدرن مك داول انتشار یافت .

در بیست و هفت سالگی مك داول به آمریكا بازگشت و پس از چندی به استادی دانشگاه كلمبیا رسید و تا آخر عمر در نیویورك می زیست .

زندگانی و شیوه هنری مك داول به ادوارد گریگ شباهت دارد . اكثر آثار او در پیانو است و از بین آنها سونات سلتیكCeltic و سونات نروژی (Norse) را به گریگ تقدیم كرد . مك داول یك سویت اركستر روی ترانه های سرخ پوستان ساخته كه به نام Indian Suite معروف است .

دیمس تیلور Deems Taylor (سال 1885)

از موسیقی شناسان و آهنگسازان آمریكایی است كه در موسیقی سنفونیك و آوازی آثاری دارد . تیلور در بعضی از آهنگها تحت تأثیر موسیقی جاز واقع شده است .


روی هاریس Roy Harris (سال 1898)

چند سنفونی ، سكستت برای كلارینت و سازهای زهی و پیانو ، پوئم سنفونیك ، سویت برای آواز زنان و دو پیانو ساخته است .

جرج آنتیل G.Antiel (سال 1900)

كه با اپرای ماوراء اطلس Transatlantic كه از تمهای جاز استفاده كرده بود در اروپا شهرت یافت . از آثار دیگر او سنفونی درفا ، كنسرتوی پیانو در لا ، موسیقی برای ادیپوس ، دو كوارتت زهی و «باله مكانیك» است .

 ساموئل باربر Samuel Barber (سال 1910)

سونات ویولون سل و پیانو ، موسیقی برای یك صحنه از شلی Shelly و قطعاتی برای اركستر و پیانو تصنیف كرده است .


ویلیام شومان W.Schuman (سال 1910)

از شاگردان روی هاریس بود كه به خصوص بعد از جنگ اخیر با تصنیف چند سنفونی جزو آهنگسازان مشهور آمریكایی درآمد .

موسیقی جاز Jazz

موسیقی سیاهان آمریكایی است كه ابتدا به سال 1912 در اورلئان جدید جنوب ایالات متحده آمریكا به وجود آمد و بعد از جنگ بین الملل در سراسر آمریكا و اروپا بسط یافت .

در پیدایش لفظ Jazz بین موسیقی شناسان اختلاف نظر است بعضی آن را به معنای تحریك كردن exciter كه در زبان سیاهان به این لفظ خوانده می شود می داند و عده ای ریشه آن را در نام چند تن از نوازندگان و خوانندگان سیاه مانند جسJess ، جاسبو Jasbo و چارلز كه به طور مخفف Chas گفته می شود می جویند و آنها در سال 1912 در نخستین اركسترهای جاز شركت داشتند .

مهمترین نوازندگان سیاه كه در تحول موسیقی جاز نقش بزرگی داشتند كینگ الیورKing Oliver و لویس آرمسترونگ L.Armstrong نوزندگان ترومپت بودند و آنها شیوه Hut را در موسیقی جاز معمول كردند .

دوك الینگتون Duke Ellington رهبر دسته جاز، فاتس والر Fats Wallerپیانیست و لیونل هامپتون Lionel Hampton نوازنده باتری جاز نیز در ردیف پیشوایان موسیقی جاز محسوب می شوند .

موسیقی جاز به زودی بین سفیدپوستان نیز معمول شد و نخستین دسته جاز سفیدپوستان به نام دیكسی لاند DixieilND در اواخر سال 1912 به وجود آمد و آنها برای نخستین بار نام جاز Jazz را به صورتی كه امروز معمول است به كار بردند .


جرج گرشوین G.Gershwin (سالهای 1898-1937)

یكی از آهنگسازان بزرگ آمریكایی است كه سعی كرده موسیقی جاز را به پایه موسیقی كلاسیك ترقی دهد و به این جهت شیوه او را به نام «جاز- كلاسیك» می خوانند . شاهكار گرشوین Rhapsody in Blue است كه روی ترانه های جاز سیاهان برای پیانو و اركستر تصنیف كرده است .

گرشوین به همین سبك كنسرتوی پیانو در فا ماژور ، پوئم سنفونیك «یك آمریكایی در پاریس» و یك اپرا از داستانهای سیاهان به نام پورجی و بس Porgy and Bess به سال 1935 تصنیف كرده است .

جروم كرن Jerome Kern (سالهای 1885-1945)

از آهنگسازان موسیقی سبك و اپرت آمریكایی جروم كرن اهمیت شایسته ای دارد و او با استفاده از از ملودیهای جذاب به شیوه آرتور سالیوان چند اپرت مانند سالی Sally و ربرتا Roberta ساخته اما معروفترین اثر او كشتی نمایش Show Boat است كه شهرت جهانی برای او كسب كرد .

بین موسیقی دانهای آمریكای جنوبی ویلا لوبس Villa Lobos آهنگساز آرژانتینی با قطعاتی كه روی ترانه های محلی آرژانتین برای اركستر و آواز تصنیف كرد ، معروف شده است .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*