بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

موسیقی دانان جهان الف

پرولز ، هینوت ، 33 اکتبر 1893

رییس آکادمی موسیقی (اتریک) بود.سعی کرد از آکادمیسم سنتی اساتیدی چون (گیلسون) احتراز کند.شخصیت بارز او دربرخورد با موسیقی (شونبرگ) ، (میلو) و (هیندمیت) شکل گرفت.

کارهای اصلی : (پوست خر) (داستان غنایی ) ، چند کانتات ، سنفونی ، کنسرتو ، ملودی ، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی.


آبل کارل فریدریش (ABEL_KarelFriedrich)

کوتن ، 22 دسامبر 1723/ لندن ، 20 ژوئن 1787

همه سازها را می نواخت.ویلن زنی چیره دست بود.ده سال عضویت ارکستر درسدن را داشت.اما هنگام جنگ های هفت ساله تبعید شد ومدتی را در ایتالیا گذراند.بعد در لندن اقامت گزید و آنجا با دوست خود (یوهان کریستیان باخ) کنسرت مشترک برگزار می کرد.

کارهـای اصلی : سنفونـی ها از آنها : سنفونـی روی اثری از موتسـارت زیر نام K18  ، سونات ، کنسرتو ، تریو و کوارتت های متعدد.

لطافت و سادگی از خصوصیات موسیقی او است.


آتربرگ کورت (ATTERBERG_Kurt)

گوته بورگ 12 دسامبر 1887

رهبر ارکستر برجسته که در اغلب پایتخت های اروپا برنامه اجرا کرده است و مقام ها دایمی آکادمی پادشاهی موسیقی سوئد به او اعطا شد.

کارهای اصلی : 5 اپرا ، 4 باله ، 8 سنفونی ، کنسرتو ها ، موسیقی ی مجلسی (کارهایی به سبک نیورمانتیک بیشتر ملهم از موسیقی ی محلی سوئدی.)


آدام آدلف (ADAM_Adolphe)

پاریس 24 ژوییه ی 1803 /پاریس 3 مه 1856

شاگرد (بوالدیو) بود ، استعدادی فطری اما برجسته مایه ی ورود او در سال 1844 به انستیتو شد.

کارهای اصلی : باله هایی جون (ژیزل) ، اپراهایی  چون (ریچارد درفلسطین) ، اپرا کمیک هایی  چون (غلام لانگ ژومو) و (پادشاه ایوتوت) .... و سرانجام (شب های کرتین ) که مقبولیت عام یافت.

اثر انتخابی : (ژیزل) (مارتیون).


آدام دولاهال (ADAM_DE_LA_HaLLE)

برجسته ترین شاعر قرون وسطا که به زبان (اویل) (دیالوگی که در شمال فرانسه صحبت می شد – م) شعر می سرود.ابتدا در صومعه ی (وکسل) و بعد در پاریس تحصیلات خود را به پایان رساند.پس از ده سال از زندگی در(دوئه) ، (رابرت داراتواز) را تا ناپل دنبال کرد ، که شخص اخیر پس از (وپرهای سیسیلی) به همکاری با (شارل دآنژو) روی آورد.در آنجا (رابین و ماریان) را اجرا کرد و به روایت بعضی محققین در همانجا درگذشت.

کارهای اصلی : (بازی آدم یا برگ دار) (حدود 1262) ، (رابین و ماریان) (1275 یا 1285) – پاستورال های دراماتیک همراه با ابیات آوازی – 14 (روندو) سه صدایی ، یک (روندو ویرله) ، یک بالاد و شش موتت.

اثرانتخابی : (رابین و ماریان) ، روندوها (گروه س.کاپ).


آرکادل ژاک (ARGADELT_Jacques)

یا ژاکوب ( ؟ حدود 1515/ پاریس ؟ 14 اکتبر1568)

 او یکی از بهترین نمایندگان اولین نسل موسیقی دانان فلاماند بود که با الهام از (سیپرین دو روره) ، ابتدا مادریگال ایتالیایی رنسانس را پی گرفت.مدت زیادی در ایتالیا زندگی کرد ، سپس در فرانسه در مقام کاپل مایستر کاردینال (لورن) ، به کار پرداخت.

کارهای اصلی : نزدیک به 250 مادریگال بیشتر در 4 صدا که مشهورترین آن (قوی سفید و شیرین) است.آواز، مس ،موتت و پسوم ها .روشنی سبک او در شکل بخشی جوانان موسیقیدان نسل (پالسترینا) وجه درخورداشت.


آرنی توماس (ARNE_Thomas)

لندن 12 مارس 1710/ لندن 5 مارس 1778

محبوبیت همه گیر (توماس آرنی) در زمان حیاتش ثمره ی استعداد طبیعی وسرشار او در موسیقی و اقبال عام بود که از آثارش حاصل شد.بدون این استقبال گسترده نبوغ او برای رقابت با هندل و تعداد بسیاری آهنگسازان ایتالیایی که در قرن هجدهم درلندن می زیستند ، کافی نبود.شهرت (آرنی) در حال حاضر به آوازهای میهنی اومحدود می شود.(رول بریتا نیا) (فینال اپرای آلفرد)

کارهای اصلی : 5 اپرا ، پانتومیم و دیگر ، از آنها :(عشق در یک ده) ، شاهکار او شناخته می شود.(پاستیچیو) ، (اپرا بالاد) (نوعی اپرا کمیک انگلیسی با آوازهای عامیانه )موسیقی صحنه : 2 اوراتوریو (آبل و ژودیت) ، ملودی های بسیار و موسیقی برای ارکستر.

اثرانتخابی : (ماسک کوموس) (لویس).


آریوستی آتیلیو (ARIOSTI_Attilio)

بولوینا 5 نوامبر 1666/ ؟ بعد از 1728

نوازنده چیره دست (ویولا د آمور) ، خواننده و نوازنده ی ارگ بود.پس از پنج سال زندگی در جرگه ی کشیشان ، به دربار (مانتو)وارد شد.سپس بع خدمت (سوفی شارلوت) ملکه ی آینده ی (پروس) و شاه (یوزف اول) در وین درآمد.پس از آن به پاریس و لندن رفت و حدود پنج سال در آنجا (1722-1727) یکی از روسای آکادمی سلطنتی موسیقی بود.

کارهای اصلی : دست کم 20 اپرا و 5 اوراتوریو، چند کار تنظیم شده برای ارکستر.

اثرانتخابی : (لزیون برای دو ویولن) (زایلر، کوخ).


اژینکور فرانسوا دو (AGINCOURT_FrancoisD)

روان 1684/ پاریس 18 ژوئن 1758

نوازنده ی ارگ نماز خانه ی سلطنتی ، شاگرد (بوون) که بعد جانشین او در کلیسای جامع (روان) و (بگو) شد.

کارهای اصلی : قطعاتی برای کلاوسن (1733) که بزرگداشتی از کوپرن است ، قطعاتی برای ارگ.

اثرانتخابی : رسیتال ارگ لیتز.


آستون هیو (ASTON_Hugh)

 یا (اشتون) ( ؟ حدود 1480/ لندن 1522)

در زمان خود و تا اوایل قرن هفدهم در موسیقی کلیسایی از شهرت بسیار برخوردار بود.قدیم ترین قطعه ی شناخته شده برای ویرجینال ، تنها نمونه ی نوشته شده برای سازهای شستی حدود سالهای 1500 از آن اوست.(هورنپیپ ، دستنویسی از قرن شانزدهم ، بریتیش میوزیوم )

کارهای اصلی : مس ، موتت و قطعاتی برای ویرجینال.


آگریکولا الکساندر (AGRICOLA_Alexandre)

( ؟ 1446/ والا دولید ، کاستیل 1506)

به احتمال شاگرد (اوکگهم) بود.پس از خدمت (شارل هشتم) ، (لوران دو مدیسی) و (اسفورتزا) ، در میلان و بعد در فنلاند مستقر شد و حدود سال 1495 به خدمت (فیلیپ لوبو) درآمد و او را تا اسپانیا همراهی کرد.

کارهای اصلی : مس ، موتت ، آوازهای چند صدایی.


اگریکولا یوهان فریدریش (AGRICOLA_JohannFriedrich)

(دوبیتش ، ساکس ، 4 ژانویه 1720/ برلین 2 دسامبر 1774)

 نوازنده ی ارگ و نظریه پرداز بود.از 1738 تا 1741 شاگرد (یوهان سباستیان باخ) در لایپزیگ و پس از آن (کوانتس) در برلین و سرانجام مدیر نمازخانه ی (فردیک دوم) شد.

کارهای اصلی : اپرا ومیان پرده های ایتالیایی در مکتب ناپل ، موسیقی صحنه برای (سمیرامیس) اثر (ولتر)، اوراتوریوههای آلمانی ، کانتات و چندین رساله ی نظری.


آلبر اوژن دو (ALBERT_EugenD)

(گلاسکو 10 آوریل 1864/ ریگا 3 مارس 1932)

 یکی از چیره دست ترین نوازندگان پیانو عصر حاضر و شاگرد (لیست) بود.ابتدا در لندن و بعد در وین به ویژه با اجرای آثار کلاسیک آلمان کاربر درخشانی را آغاز کرد.

کارهای اصلی : 20 اپرا از آنها : (تیفلاند) ، یک سنفونی ، دو کنسرتو برای پیانو و یک کنسرتو برای ویلنسل و بازنویسی کارهای باخ برای ارگ.


آلبرت هاینریش (ALBERT_Heinrich)

(لوبنشتاین ، ساکس ، 8 ژوییه ی 1606/ کوینگسبرگ 6 اکتبر1651)
خواهرزاده و شاگرد (شوتز)، شاعر مکتب (کوینگسبرگ) و نوازنده ارگ بود.با تشویق  و راهنمایی (شاین) در لایپزیگ به شدت زیر تاثیر غیر مستقیم ایتالیایی (مدرن) که در میان آنها (کاچینی) و (مونته وردی) را بیش از دیگران تحسین می کرد ، قرار گرفت.او در کاربرد عملی باس کونتینو در آلمتن سهم به سزایی داشت و در قرن هفدهم مشهورترین عرضه کننده ی لید آلمانی شد.متن بیشتر لیدهایش از خود اوست.

اثرانتخابی : هشت مجموعه (آریا و لید) از یک تا چند صدا (مذهبی و پروفان).


آلبرشتسبرگر یوهان گئورگ (ALBRECHTSBERGER_JohannGeorg)

(کلوسترنوی بورگ ، نزدیک وین 3 فوریه 1736 / وین 7 مارس 1809)

نوازنده ی ارگ در دربار سلطنتی و کاپل مایستر کلیسای جامع (سنت اتین).دوست هایدن  موتسارت و استاد بتهوون (1794-1795) بود.

کارهای اصلی : موسیقی مذهبی مشتمل بر 26 مس ، اوراتوریو ، موتت ، یک (ته دوم) زیبا ، پرلود و فوگ برای ارگ.موسیقی مجلسی ، آثار نظری.


آلبنیز ایزاک (ALBENIZ_Isaac)

(کامپرودن ، کاتالونیا 20 مه 1860/ کامبوله بن 18 مه 1909)

نوازنده ی چیره دست پیانو ، چهار ساله بود که نخستین رسیتال خود را در (بارسلون) به اجرا درآورد.به توالی شاگرد (مارمونتل) در پاریس (1886) ، (راینکه) در لایپزیک (1874) ، (گورت) دربروکسل (1876) ، لیست دربوداپست و (ونسان دندی) و (دوکا) در پاریس (1890) ، بود.طی این سالها زندگی خود او یک رمان حادثه یی واقعی بود.در کودکی چندین بار از خانه گریخت.در سیزده سالگی بدون اطلاع پدرش با کشتی به (کستاریکا) رفت ، کنسرتهای بسیار برای تحصیل پول سفر و گذراندن روزمره اش داد.برای یک دوره کنسرت به آمریکای لاتین رفت.سپس به آمریکا و از آنجا به انگلستان و آلمان سفر کرد و در لایپزیگ خود را به محضر (راینکه) رساند.اندکی بعد در بروکسل بخاطر رفتار ناخوشایند خود انگشت نما  شد و به نظر می رسد که در مجالست با (لیست) تهذیب رفتار یافت و شوهری نمونه شد.

بزودی با خانواده ی خود برای اقامت به (مادرید) ، بعد لندن (1891) و سرانجام به پاریس (1893) رفت.در آنجا میان آهنگسازان فرانسوی به ویژه (فوره) ، (دوبوسی) ، (شوسون) و (دوکا) برای خود دوستان زیادی دست و پا کرد.در (سوستیه ناسیونال) موسیقی او را اجرا کردند.و در (شولا کانتوریوم) که سابق  دانش آموز آنجا بود ، مقام استادی پیانو را به او اعطا کردند.از شاگردان او(د.دوسوراک) را می توان نام برد .در پاریس فعالیت آهنگسازی اش او را بیش از پیش مشغول کرد.از سنین نوجوانی قطعات بسیاری برای پیانو تصنیف کرد ، اما از حدود 1895 نخستین آثار بارز خود را که تجلی شخصیت آهنگسازیش بود ، بوجود آورد.

کارهای اصلی : تاتر: اپراها از آنها :(مرلن) اولین پرده یک سه بخشی ناتمام ، یک اپرا کمیک به نام (پییتاژیمنز) و (زارزوئلا ها).ارکستر: (راپسودی اسپانیول) ، (کاتالونیا) ، پیانو: سوییت ها یا مجموعه ها ، کاتالونیا ، (ایبریا) ، مجموعه یی از مهمترین آثار او شامل (ال کورپوس در سویل) ، (ترییا نا ) ، (ال پولو) ، (سوییت اسپانیول) ، (کانتوس دو اسپانا) ، (اسپانا) شامل تانگو و مالا گوئنا وتعداد زیادی قطعات مستقل.

همانقدر که کارهای آوازی و سنفونیک آلبنیز اهمیت کمی دارند ، کارهای پیانویی او به علت تاثیر عمیقش از فرهنگ اسپانیا تحسین انگیز هستند.آلبنیز از نظرغنا و تازگی آثار و تکنیک پیانو در حد (شوپن) و (لیست) قرار می گیرد.

آثارانتخابی : (اسپانیا) (چیکولینی) ، (ایبریا) (ای .لوریود) ، (سوسییت اسپانیول) (سوریانو).


آلبینونی توماسو (ALBINONI_Tommaso)

نیز 8 ژوئن 1671/ونیز 17 ژانویه 1750)

 تا سال 1711 دنبال نام خود ، ونیزی آماتور ، را همواره می افزود.به ظاهرقصد نداشت با وجود تعلیق به خانواده ای مرفه ، زندگی خود را به یمن استعدادش بگرداند.اما موسیقیدانی با کارنامه درخشان ، نوازنده ی ویلن و استاد مشهور آواز شد.به احتمال شاگرد(لوگرنزی) و دوست هم شهری خود (ویوالدی) بود ، از میزان تحصیل هنری او در قبال زندگی حرفه ای پیشرفته اش اطلاعی در دست نیست.او بیشتر با کار تاتری خود را شناساند که امروز تنها چند آریای پراکنده از آن باقی مانده است.استفاده ی باخ از کارهای سازبندی شده ی او مانند سی مینور برای کلاوسن ، (لا ماژور) و (فامینور) برای ارگ که در تم های فوگ تنظیم شده بود ، نشان ارزش این آثار است.اثر بزرگ او در (فامینور) بلافاصله فراموش شد و تا قرن بیستم ناشناخته باقی ماند.

به ظاهر از 1742 به بعد آلبینونی که تا آن زمان در اوج خلاقیت بود ، کار دیگری انجام نداد .سکوت کامل بعد از این ، احتمال مرگ او را در حدود سال 41-1742 افزایش داد.گواهی مرگ صادره در 1750 می تواند از آن شخصی هم نام او باشد.آلبینونی با ملودی های بدیع ، هنر و همراهیش در پیشبرد فرم های کلاسیک بی آن که از نبوغ و استعداد همگام با (ویوالدی) بهره گیرد ، جایی در خط نخست پیوستگان سبک (کرلی) دارد.

کارهای اصلی : تاتر: دست کم پنجاه اپرا که دست نوشته های آن باقی مانده است (بیش از دویست اپرا به ادعای یکی از معاصرین او در 1731) موسیقی تنظیم شده برای ارکستر: اپوس 1 ، 12 سونات در سه (1694) ، اپوس 2 ، سنفونی و کنسرتو در پنج (1700) ، اپوس 3 به روش چند صدایی ، 12 بالتی در سه (1701) ،اپوس 4 ، 6 سونات (داکیزا) برای ویلن و ویلنسل (1704) ، اپوس 5 ، 12 کنسرتو در پنج (1710) ، اپوس 6 ، 12 (تراتنیما نتی آرمونیچی) سونات هایی برای ویلن و ویلنسل ، اپوس 7 ، 12 کنسرتو در پنج (1716) با ابوآ ، 6 سنفونی در چهار (دستنویس حدود 1735) شامل (منوئت) با تریویی که در فاصله ی موومان طولانی و فینال افزوده شده است و کارهای بسیار دیگر بدون شماره ی اپوس که به صورت دستنویسی باقی مانده است.

آثارانتخابی : کنسرتوهای اپوس 5 و 7 (پی یرلو ، فرومان ) ، بالتی اپوس 3 (ویتولد).


آلفانو فرانکو (ALFANO_Franco)

شاگرد کنسرواتوار ناپل و لایپزیگ ، و یکی از آخرین نمایندگان (وریسم) (به ایتالیایی ، مکتب ادبی و موسیقی رئالیسم – م ) ایتالیایی بود.

کارهای اصلی : 12 اپرا به نامهای (رستاخیز) و (افسانه ی ساکونتالا) ، باله ، آثاری تنطیم شده برای ارکستر.برای مرگ (پوچینی) اپرای (تواراندوخت) خود را به پایان رساند.


آلفون هوگو (ALFVEN_Hugo)

(استکهلم اول مه 1872/ استکهلم 1960)

رهبر ارکستر اسکاندیناوی ، لندن و وین و رهبر کر، مدیر موسیقی دانشگاه (اوپسالا) تا سال 1939 ، تنظیم کننده ی بسیار ماهر ارکستر بود.یکی از راپسودی های سوئدی او به نام(میدسومارواکا) ، در تمام دنیا معروف است.

کارهای اصلی : 5 سنفونی ، 3 راپسودی سوئدی ، کانتات ها.

آثارانتخابی : راپسودی سوئدی اپوس 19 (یونسون).


آلگری گرگوریو (ALLEGRI_Gregorio)

(رم 1582 / رم 17 فوریه 1652)

 درنمازخانه ی اسقفی (اوربن هشتم) خواننده ی تنور بود.شهرت او بیش از هر چیز مدیون یک (میزرر) در 9 صدا با دو کر است که (سیکستین) با داشتن انحصار تنها نسخه ی دستنویس این (میزرر) مدتها از انتشار آن جلوگیری کرد.در 1770 موتسارت موفق شد آنرا تنها به کمک گوش پس از یک بار شنیدن توسط کرهای نمازخانه اسقفی ، بازنویسی کند.اما مدتها به جرم بازسازی این اثر مورد تکفیر اهل کلیسا قرار گرفت.

کارهای اصلی : مس ، پسوم ، کنسرتینوهایی در 2 و 4 صدا ، موتت و یک سنفونی .


آلن یه هان (ALAIN_Jehan)

(سن ژرمن آن لای 3 فوریه 1911/نزدیک سومور 20 ژوئن 1940)

نوازنده ی ارگ در (مزون – لافیت) ، پسر یک ارگ نواز ، شاگرد مشهور (دوکا) و (دوپره) بود.درجنگ دوم جهانی کشته شد.

کارهای اصلی : آثار کرال شامل 3 مس ، قطعاتی برای ارگ ، سوییت مونودیک برای پیانو.

اثرانتخابی : قطعاتی برای ارگ (توسط خواهرش ماری کلرآلن).


آنریو جووانی فرانچسکو (ANERIO_GivonniFrancesco)

رم حدود 1567/ گراز، ژوئن 1630)

     در کودکی خواننده یی کلیسای (سنت پی یر) در رم و پس از آن زیر رهبری (پالسترینا) ، نخست درخدمت کلیسا درآمد و تنها در سا ل 1600 بود که خود را به طور کامل وقف ساختم موسیقی کرد.پس از در کلیسای (سن ژان دولوتران) مقام کاپل مایستر به او اعطا شد.در حالی که به سبک (پالسترینا) وفادارمانده بود ، خود را در مقام یکی از برجسته ترین نمایندگان مکتب موسیقی (ساکره ی رم) شناساند.آنریو سرانجام زندگی حرفه یی خود را در دربار لهستان به پایان رساند.

کارهای اصلی : مس ، موتت ، مادریگال و دیگر آثار.

اثرانتخابی : (میزا پرو دفونکتیس) (کار ملیت انگلیسی).


آنژلبر ژان هانری دو(ANGELBERT_Jean-HenriD)

(رم حدود 1567/ گراز، ژوئن 1630)

 

 در کودکی خواننده یی کلیسای (سنت پی یر) در رم و پس از آن زیر رهبری (پالسترینا) ، نخست درخدمت کلیسا درآمد و تنها در سا ل 1600 بود که خود را به طور کامل وقف ساختم موسیقی کرد.پس از در کلیسای (سن ژان دولوتران) مقام کاپل مایستر به او اعطا شد.در حالی که به سبک (پالسترینا) وفادارمانده بود ، خود را در مقام یکی از برجسته ترین نمایندگان مکتب موسیقی (ساکره ی رم) شناساند.آنریو سرانجام زندگی حرفه یی خود را در دربار لهستان به پایان رساند.

کارهای اصلی : مس ، موتت ، مادریگال و دیگر آثار.

اثرانتخابی : (میزا پرو دفونکتیس) (کار ملیت انگلیسی).


آنژلبر ژان هانری دو(ANGELBERT_Jean-HenriD)

(پاریس 1628/ پاریس 23 آوریل 1691)

 

  برای (لویی چهاردهم) کلاوسن می زد و شاگرد (شامبونیر) بود.او بزرگترین استاد کلاوسن قبل از (کوپرن) بود.پسرش (ژان باپتیس)(1661-1735) در سال 1674 جانشین او شد.

کارهای اصلی : مجموعه ای از 60 قطعه کلاوسن همراه با روش چگونگی نواختن این ساز، (شاکون) ها و اوراتوریوهای گوناگون ، آریاهایی از (م.دولولی) پیاده شده روی کلاوسن (1689) ، 5 فوگ ویک کوارتت برای ارگ...

رساله ی (اصول همراهی) و کتاب کلاوسن که شامل نکات مهمی برای اجرای موسیقی آن دوره است.

اثرانتخابی : قطعاتی برای کلاوسن (ای . نف).


آنفوسی پاسکواله(ANFOSSI_Pasquale)

(تاجا نزدیک ناپل ، 25 آوریل 1727/ رم 1797)

 

  شاگرد (پوچینی) در ناپل بود.مدتی کاپل مایستر کلیسای (سن ژان دولوتران) شد.محبوبیت وسیع ارمغان اپراهای او در سراسر اروپا بود.این اپراها منبع الهام موتسارت جوان شد که بعدها آریاهای(541، 419 ، 418 )، را ساخت.

کارهای اصلی : 75 اپرا ، مس ، موتت و اوراتویو.


اسپلا اسکار(ESPLA_Cscar)

(آلیکانت ، 5 اوت 1886/ مادرید 6 ژانویه 1976)

 

 دکتر فلسفه و مهندسی برخوردار از فرهنگ عالی که در موسیقی خود آموخته بود.آهنگسازی را در آلمان دنبال کرد و سفرهای بی شماری به سراسر اروپا برای بدست آوردن اطلاعات در این زمینه کرد.به ویژه به موسیقی عامیانه علاقه مند شد.(اسپلا) نماینده ی اسپانیا در یونسکو بود.

کارهای اصلی : (اپرای زیبای خفته) ، یک کانتات ، پوئم سنفونیک ، سوییت برای ارکستر، سونات برای پیانو و ارکستر، سونات برای ویلن ، سونات برای پیانو و قطعاتی برای گیتار.


اسپونتینی گاسپاره(SPONTINI_Gaspare)

(مایولاتی ، آنکونه ، 14 نوامبر 1774/ مایولاتی 24 ژانویه 1851)

شاگرد (سالا) و (تریتو) در کنسرواتوار (پی یتا دوتورچینی) ناپل بود که بعد از این شهر به دلیل نامشخصی گریخت.او تا سال 1798 که دربار ناپل در برابر تهدید فرانسویان به حال تبعید به پالرمو رفت ، تعداد زیادی اپرابوف ساخته بود.دراین هنگام (اسپونتینی) در پالرموجای (چیماروزا) را که مقام استاد نمازخانه را داشت و حاضر نشده بود ناپل را ترک کند ، اشغال کرد.اسپونتینی اما تنها یک سال در پالرمو ماند و سال 1803 در پاریس اقامت گزید.پس از آن که اجرای چندین اپرا کمیک او با استقبال روبرو نشد در (اپرای پاریس) ، (لاوستاله) (یا زن پاکدامن ) را روی صحنه آورد.به رغم دسته بندی هایی که پیش آمده بود ، این اثر با محبوبیت بسیار روبه رو شد و (اسپونتینی) به مقام آهنگساز خصوصی ملکه (ژوزفین) دست یافت.دو سال بعد استقبال گرمتری از (فرناند کورتز)

 

 که شاید بهترین اثر اوست ، شد.سبک خاص دراماتیک این دو اثر سبب شد اسپونتینی از نسل خود فراتر رود.در 1810 به مقام رهبر ارکستر (تاتر ملکه) (آمیزشی از تاتر ایتالیایی و کمدی فرانسز) انتخاب شد ، و این افتخار را نصیب خود کرد که نخستین اجرای پاریسی (دون ژاون) را در 1811 باهنرپیشگان اصلی آن ((مالیبران) ، (گریزی) و(سونتاژ به جای زنان) ، (م. گارسیا) به نقش دون ژوان و (لابلانش) در نقش (لپورلو)) ارائه دهد.در 1820 درمقام کاپل مایستر و مشاور موسیقی (فردیک گیوم سوم) در برلین اقامت گزید.او به روح شهرت و قبول می رسید که (فری شوتس) ستاره اقبالش را پایین کشید و سپس حمایت بخش بزرگ طبقه ی روشنفکر را از دست داد.کاراکتر آشتی ناپذیر اسپونتینی و بی نزاکتی هایی که به شمار دشمنانش افزود و یک اتهام توهین به پادشاه سبب شد در 1842 برلین را ترک کند.در حالی که از نظر جسمی و روحی به کلی فرسوده شده بود ؛ مدتی در پاریس اقامت گزید و در 1838 به مقام عضویت انستیتو رسید.ده سال بعد در 1848 ابتدا به (ژسی) رفت و بعد به دهکده ی محل تولدش ، که همانجا درگذشت.

کارهای اصلی : یک اپرای بزرگ و 13 اپرا بوف ایتالیایی ، 4 اپرای بزرگ و 3 اپرا کمیک فرانسوی ، 5 اپرای آلمانی و چند اینترلود.


استانفورد چارلز ویلی یرز(STANFORD_ChralesVilliers)

سر (دوبلین 30 سپتامبر 1852/ لندن 29 مارس 1924)

 

   رهبر ارکستر بود.پس از آغاز تحصیلات موسیقی در (کویینز کالج) کمبریج و کسب شهرت در مقام نوازنده ی چیره دست ارگ ، به آلمان رفت که دانش خود را تکمیل کند.در آنجا شاگرد (راینکه) و (کیل) شد.به یاری دانش و هوش سرشارش نفوذی عمیق برموسیقی انگلیسی در اوایل قرن گذاشت.بیشتر آهنگسازان نسل بعد از او ، شاگردان وی بودند.استانفورد اپرای انگلیسی را احیا کرد و نیروی حیات را به موسیقی کلیسای انگلستان بازگرداند.

کارهای اصلی : 11 اپرا ، موسیقی صحنه ، 7 (سرویس) کامل ، 5 مس ، آثار کرال (مذهبی و پروفان)، 6 سنفونی ، 3 کنسرتو پیانو ، 6(راپسودی ایرلندی) برای ویلن و ارکستر، 8 کوارتت ، قطعاتی برای پیانو و ارگ ، حدود 200 ملودی و هارمونیزاسیون آوازهای عامیانه.


استرادلا الساندرو(STRADELLA_Alessandro)

(مونفستیون ، مودن 1642/ جنواری ، 25 فوریه 1682)

 خواننده و نوازنده ی ویلن بود.از زندگی پر فراز و نشیب او چندان اطلاعات مستندی دردست نیست .اما به احتمال بسیار بیشتر افسانه هایی که او قهرمان آنهاست ، با واقعیت فاصله ی بسیار دارد.از کیفیت تحصیلات او که ظاهراً در ناپل انجام شده است و از تاریخ ساخت اغلب آثارش بی اطلاع هستیم.زمانی در ونیز آواز تدریس می کرده است.در آنجا نامزد یک سناتور را که (ارتانزیا) نام داشت ، می رباید و با او در حالی که شایع می شود به رم گریخته است ، عازم (تورین) می شود.در تورین مدتی به خدمت (ماری دونمور) نایب السلطنه در می آید.بنا به شایعات و شواهد آن زمان به احتمالی پس از اقدام به یک جنایت گریخته بوده است.از سوی دیگر ، آن طور که گفته اند یک پسر داشته است.اما معلوم نیست این فرزند حاصل رابطه ی او با (ارتانزیا) (که معلوم نیست با او ازدواج کرده باشد) ، بوده است یا دیگری.

 

همچنین داستان فرار او با معشوقه ی یک شخصیت بلند پایه ی ونیزی به رم ، به این صورت نقل شده است که مقام ونیزی مزدورانی را به عزم کشتن به تعقیب او می فرستد.در رم ، مزدوران پس از شنیدن اوراتوریوی (سن جووانی باتیستا) در(سن ژان دولوتران) چنان تحت تاثیر قرار می گیرند که از قتل او صرف نظر می کنند و نقشه را به اطلاع زوج در خطر می رسانند و استرادلا با آن زن به تورین می رود و در بیوگرافی ها دو مکان مختلف و دو زمان مختلف ذکر شده است که به استناد هر دوی آنها  ، او سرانجام به قتل رسیده است.امروز ثابت شده است که استرادلا در 1682 در (جنوا) احتمالاً قربانی یک نقشه ی قتل بوده است.از علت حقیقی این واقعه اطلاع موثقی در دست نیست.از آنجا که بخش بزرگ آثار استرادلا تحت تاثیر مکتب ناپل ساخته شده است ، می توان حدس زد که تحصیلاتش را در ناپل گذرانده است.قدرت ابداع او در ملودی و غنای شدید آثارش او را در زمره ی اساتید بزرگ موسیقی ایتالیایی زمانش قرار می دهد.اوراتوریوهای بنحو چشمگیر متحول او ، پلی محکم و اساسی از کاریسیمی تا هندل را شکل بخشیده است.کانتات های مجلسی او راهگشای آثار اسکارلاتی در این زمینه است.

کارهای اصلی : اپرا ، سرناد ، آریا ، دوئو و کانتات هایی از یک تا سه صدا با همراهی سازها و باس کونتینو ، اوراتوریوهای بزرگ (از آن ها : سن جووانی باتیستا که بهترین اثر او به حساب می آید) ، موتت هایی از یک تا 5 صدا با همراهی سازها ، مادریگال و کنسرتوهایی برای سازهای زهی .

آثارانتخابی : (کانتات نوئل) (ونزینگر).(سنفونی و سونات ها) (پایار).


استراوینسکی ایگور فیودورویچ()

(اورانینبوم ، سن پترزبورگ 17 ژوئن 1882/ نیویورک 6 آوریل 1971)

 پدرش (فئودور) (1843-1902) در اپرای (سن پترزبورگ) خواننده ی مشهور باس و کلکسیونر اشیاء هنری و در ضمن نقاشی آماتور بود.ایگور از نه سالگی پیانو را فرا گرفت و از نوجوانی در اپرای سم پترزبوگ با آثار بزرگ اپرایی آشنا شد.در همین دوران تحصیلات عادی خود را کامل کرد.تا بیست و سه سالگی به تحصیل حقوق پرداخت.از 1902 تا 1908 شاگرد (ریمسکی کورساکف) و هم درس (ولادیمیر) جوان ترین پسر او در دانشگاه بود.در 1908 به سفارش (کورساکف) برای نخستین بار سنفونی او در (می بمل) به اجرای عمومی گذاشته شد.در جریان دومین کنسرت از آثارش که شامل (آتش بازی) و چند اثر دیگر بود ، (دیاگیلف) نیز حضور داشت.دیاگیلف با غریزه ی بی نظیر خود ارزش این آهنگساز جوان را درک کرد و باله ی (پرنده ی آتشین) را به وی سفارش داد.

 

آفرینش این اثر که بهانه ی نخستین سفر استراوینسکی به پاریس شد ، نام او را در بیست و هشت سالگی در تمام دنیا مشهور کرد.نبوغ آشکار او همه ی موسیقیدانان را تحت تاثیر قرار داد.کلود دوبوسی پس از اجرای (پرنده آتشین) با شتاب به پشت صحنه رفت و به عنوان تبریک او را بوسید.این نابغه بزرگ کمی بعد با ساختن (پتروشکا) و(پرستش بهار) (1911 و 1913) به قله ی رفیع هنر خود رسید.دو اثر یاد شده بیش و کم یک نسل موسیقدان را تحت تاثیر گرفت و راهگشای مرحله ی تازه ای در موسیقی اروپایی شد.نخستین اجرای (پرستش بهار) در تاتر (شانزه لیز) به یکی از مشهورترین مبارزات تاریخ هنر بدل شد.سر و صدای جمعیت از ابتدای نمایش به حدی بود که به زحمت می شد صدای ارکستر را شنید.البته تماشاگران بیش از آن کخ از آن که از موسیقی حیرت کرده باشند ، از طراحی رقص ها شگفت زده شده بودند.(پرستش بهار) و(پتروشکا) به سرعت خود را به کنسرت تحمیل کردند و از نخستین شب اجرا موسیقیدانان بسیاری چون (دوبوسی) ، (راول) ، (اشمیت) و (رولان مانوئل) می دانستند که در یک حادثه ی بزرگ تاریخی شرکت کرده اند... (کامیی سن سان) اما دریک اقدام جنجالی ، پیش از پایان ، تاتررا به عنوان اعتراض ترک کرد.

استراوینسکی پس از گذارندن سالهای جنگ درسویسس ، در 1919 همراه خانواده اش در پاریس مستقر شد.پسرش (لولیما) پس از چندی نوازنده ی برجسته ی پیانو شد.در 1934 استراوینسکی تابعیت فرانسه گرفت.بیست سال در پاریس به سر برد و طی این دوران برای رهبری آثارش دست به سفرهایی به اروپا و آمریکا زد.در 1939 به دعوت دانشگاه (هاروارد) به آمریکار رفت و بطور دایم در هالیوود اقامت گزید.در 1945 تابعیت آمریکا را پذیرفت.به مناسبت هشتادمین سال تولدش در 1962 سفری پیروزمندانه به زادگاه خود کرد.بنظر می رسد پس از ساختن (پرستش بهار) مشکلات سبک و فرم ذهن استراوینسکی را به خود مشغول کرد.

کارنامه ی آثار استراوینسکی حاکی از یک سلسله تحولات شگفت انگیز است.او که در سی سالگی سرآغاز تاثیری بزرگ را در آهنگسازان نسل پس از خود بنیان گذاشت ، از نظر نوع کار، زندگی حرفه یی متنوعی را دنبال کرد.تا سال 1910 ، با پشت کردن به نفوذ کورساکف در ارکستراسیون آثاری عمیقا روسی خلق کرد.پایان این دوره با آفرینش(پرنده آتشین) اثری که بیانگر شخصیت واقعی استراوینسکی می شود ، شکل می گیرد.از 1911 تا 1914 ، هنوز یک روسی اصیل است.در همین حال با دوبوسی و شونبرگ ، مثلث درخشانی را بوجود آورده اند که در واقع پدر موسیقی نیمه ی اول قرن بیستم شدند.اوج نبوغ او در آثاری چون پتروشکا ، پرستش بهار و اپرای زیبای (روسینیول) که چندان شناخته نیست ، تجلی می یابد.از 1914 تا 1920 ، شخصیتی جهان وطنی اما همچنان اصیل است.سرانجام پس از آن که با دست و دلبازی همه ی امکانات هارمونیک ، ریتمیک و سازبندی ویژه خود را بکار گرفت ، ناگهان به سادگی ، وضوح و منطقی عینی روی آورد.(داستان سرباز) ، (پریبائوتکی) ، (روباه) و(عروسی) که در 1923 سالها پس از بنای طرح اولیه اش به اتمام رسید ، شاهکارهای لطیف و اغلب دارای حالتی تهاجمی هستند که نوگرایی گستاخانه شان برای کسانی که با فرهنگ سالهای 1920 آشنا هستند ، نمونه ی بارز موسیقی پیشرفته و نوگرای آن روزهاست.روزهایی که (ژان کوکتو) در (کوک وآرلکن) سادگی در تحریر را به عنوان واکنشی علیه افسونگری های واگنر و دوبوسی ونیز علیه نوعی (هیپنوتیزم) (که فضای حاکم بر اجرای پرستش بهار در ابدی ساختن آن نقش داشت) تبلیغ می کند.استراوینسکی زیر نفوذ ساتی قرار نگرفت ، اما بطور غریزی در جهتی که کوکتو پیشنهاد کرده بود ، عمل کرد.او نیز چون دیگر آهنگسازان گروه شش افسون موسیقی جاز شد و آن را ضمیمه ی کار خود کرد.در این دوره اشکال سازبندی بسیار کوچک با زنگ های متفاوت صدا خود را به تحریر کنترپوانی و اغلب پولی تونال قرض می دهد.از 1920 تا 1935 ، استراوینسکی که پیش از این با دو اثر خارق العاده موسیقی را زیر و رو کرده بود ، به گونه ای غیر قابل توجیه مدافع اسلوب های سنتی شد و با تصنیف (پولچینلا) و (رکس پروگرس) به موسیقی باروک ایتالیایی روی آورد.به این ترتیب (پادشاه ادیپوس) در زمره ی اوراتوریوهای بزرگ به سبک هندل قرار می گیرد و (کنسرتو برای پیانو) و (سنفونی در سه موومان)یک باخ ساختگی ، خشک و سرد را تداعی می کند.با این حال در این دوره ی مغشوش سی و دو ساله سه اثر خارج از این سری نیز تصنیف شد : (سنفونی پسوم) (1930) ،(باله ی اورفئوس)(1947) و (مس) (1951).

بنظر می رسد که از 1953 به بعد استراوینسکی در انتظار آن است که (دوده کافونیسم سریل) به صورتی آکادمیک درآید.(کانتیوکوم ساکروم) در بزرگداشت (سن مارک )،(ترنی و موومان ها) برای پیانو و ارکستر بار دیگر دانش این نابغه ی بزرگ را نمایان می کند.اما این آثار او را در فاصله یی دور از نسل جوان طرفدار وبرن قرار می دهد بی آن که هنرش به وی خلوص ، جسارت و اصالت آهنگسازانی چون (بولز) یا (هنتسه) را ببخشدوسخن کوتاه (به یاد دیلان توماس) بهترین اثر این دوره ی استراوینسکی است.

کارهای اصلی : باله ها : (پرنده آتشین) (باله ی روس دیاگیلف پاریس 1910) ، (پتروشکا) (دیاگیلف ، پاریس 1911) ، (پرستش بهار) (دیاگیلف ، پاریس 1913) ، (آواز روسینیول) (دیاگیلف ، پاریس 1920 ، دکور و لباس از ماتیس ) ، (پولچینا) (دیاگیلف ، پاریس 1920 ، دکور و لباس از پیکاسو ) ، (روباه) (دیاگیلف ، پاریس 1992) ، (عروسی) (دیاگیلف ، پاریس 1923) (آپولون موزاژت) (دیاگیلیف ، پاریس 1928) (بوسه پری) (پاریس 1928) ، (بازی باورق) (نیویورک 1937) ، (ارفئوس) یا (بلبل هزار دستان )(اپرای پاریس ، 1914) ، (داستان سرباز) (لوزان 1918) ، اپرا کمیک (ماورا) (اپرای پاریس ، 1992) ، (رکس پروگس) (ونیز ، 1951). آثار آوازی : (پادشاه ادیپوس) (اپرا اوراتوریو ، متن از کوکتو ) ، (سنفونی پسوم ) ، (پرزفون) (ملودرام) ، (کانتیکوم ساکروم) ، (ترنی) و آثار بسیار مذهبی از آنها یک مس ، چندین اثر برای صدا و گروه ترنی و آثار بسیار مذهبی از آنها یک مس ، چندین اثر برای صدا و گروه کوچک سازها (سه شعر غنایی ژاپنی ، (پریبائوتکی) ، (لالایی گربه)، به (یاد دیالان توماس) و دیگر) ملودی های روسی.آثار تنظیم شده برای ارکستر : 4 سنفونی ، (کنسرتوی دومبارتون اوکس)، با شانزده ساز بادی ، (رقص های کنسرتات) برای ارکستر مجلسی ، (ابونی کنسرتو) برای ارکستر جاز ، کنسرتو برای پیانو ، کنسرتو برای ویلن ، (کاپریچیو و موومانها) برای پیانو و ارکستر ، کنسرتو برای 2 پیانو ، آثار گوناگون برای پیانو.

آثارانتخابی : پرنده ی آتشین (آنسرمه) ، (پتروشکا) (بولز) (پرستش بهار) (بولز) ، (عروسی) و (روباه) (دوتوا) ، (داستان سرباز) (دوتوا) ، (پادشاه ادیپوس) (آنسرل ) ، (سنفونی پسوم) (استراوینسکی) ، (سنفونی در سه موومان) و (کنسرتو برای ویلن) (استراوینسکی ، اشترن ) ، (ارفئوس) (استراوینسکی) ، (آگون) و (کانتیکوم ساکروم) (استراوینسکی ) ، (مس) و (کانتات) (دیویس) ، (ترنی) (استراوینسکی ) ، (قطعاتی برای دو پیانو و پیانو 4 دستی) (دوئو کونتارسکی).


استریجو الساندرو(STRIGGIO_Alessandro)

(مانتو 1535/ مانتو حدود 1595)

 

 نوازنده ی ارگ ، لوت و ویلن.از 1560 تا 1574 وابسته به دربار (مدیسی) در فلورانس بود.سپس کاپل مایستر (مانتو) شد.استریجو یکی از نخستین سازندگان (میان پرده) ، برای اجرا در دربار فلورانس بود.این (میان پرده) ها که بعدها سبب تولد اپرای ایتالیایی شدند ، برای اجرا با فلوت ، کورنت ، ترومبون ، ویولا ، لوت و کلاوسن برای ارکستر تنظیم شده است.از سوی دیگر موتت (استریجو) که به مناسبت عروسی (گیوم چهارم) باویر در 40 بخش آوازی برای ارکستر تنظیم شد ، برای 8 ترومبون ، 8 فلوت بزرگ ، 8 ویولا ، یک ساز با پلکتر و یک آرشیلوت در نظر گرفته شده بود.

کارهای اصلی : مس ، موتت ، میان پرده ، مادریگال مشتمل بر دو کتاب در 6 صدا و 5 کتاب در 5 صدا ، (پچ پچ زنان درغارو درشکار) در 4 ، 5 ، 6 ، و 7 صدا که از نظر سبک و موضوع شبیه به (قد قد زنان) اثر (ژانکن) است.


استفانی آگوستینو(STEFFANI_Agostino)

(کاستل فرانکو ، ترویس ، 25 ژوییه ی 1654/ فرانکفورد 12 فوریه 1728)

 پیش از آن که در 1667 به خرج االکتور به مونیخ فرستاده شود که نزد (کرل) و سپس (برنابی) به تحصیل موسیقی بپردازد ، خواننده ی کر در کلیسای (سن مارکوی) ونیز بود.سپس مدیر موسیقی مجلسی و نوازنده ی ارگ دربار شد.هم زمان تحصیلات خود را در رشته های ریاضی ، فلسفه و الهیات دنبال کرد و پس از آن که در 1680 به جرگه ی کشیشان پیوست ، کشیش لیپزینگ شد.بیش از بیست سال در مونیخ زندگی کرد و در آنجا به شدت مقبولیت عام یافت.سپس کوشید در دربار (هانوور)، جایی که حضور (لایبنیتس) سبب ایجاد یک محیط روشنفکرانه بسیار مترقی شده بود ، به مقام کاپل مایستری دست یابد.از طرف دوک الکتور با توصیه ی لایبنیتس عهده دار یک سلسله ماموریت های دیپلماتیک به دربارهای مختلف آلمان و نزد پاپ شد.درهمین زمان از طرف پاپ به 

مقام اسقفی (اسپیر) رسید و پس از آن مشاور خصوصی  و رییس دولت الکتور (پالاتین) شد.هنگام انجام ماموریتی در رم (1708-1709) با هندل ملاقات کرد و او را به هانوور دعوت کرد.به سبب کثرت مسوولیت هایش ، در هانوور مقام کاپل مایستر را به هندل تفویض کرد.آثار استفانی ، اگر مبنای قضاوت را (استابات ماتر) با شکوه و زیبایش قرار دهیم ، متاسفانه بسیار کم شناخته شده است.

کارهای اصلی : موتت ، یک استابات ماتر برای کر و ارکستر، (دوئتی داکامرا) (نوعی کانتات در 2 صدا و باس کونتینو که در قرن هیجدهم از مقبولیت عام برخوردار بود) ، حدود 20 اپرا و سونات مجلسی.


استنهامار ویلهلم(STENHAMMAR_Wilhelm)

(استکهلم 7 فوریه ی 1871/ استکهلم 20 نوامبر 1927)

 

 پسر (پرالریک استنهارمار) (1829-1875) معمار و آهنگساز بود.او به توالی رهبر ارکستر در تاتر سلطنتی استکهلم و انجمن فیلارمونیک (گوته بورگ ) شد.زیبایی آثار کرال و ملودی هایش و نیز ویژگی نمونه ی سوئدی آثار او را دارای مقامی استثنایی در تاریخ موسیقی کشورش ، کرده است.

کارهای اصلی : 2 اپرا ، آثار بزرگ کرال از آنها : (سوئد) نقش یک سرود ملی را ایفا کرده است ، ملودی های بی شمار ، 2 سنفونی ، 2 کنسرتو پیانو ، 6 کوارتت زهی ، 4 سونات برای پیانو.


اسکات سیریل(SCOTT_Cyril)

(اکستون ، چشایر ، 27 سپتامبر 1879/ ایست برن 31 دسامبر 1970)

 

  شاگرد کنسرواتوار فرانکفورت.ذهنیتی اصیل ، شاعرانه و شیفته ی فلسفه ی شرق داشت.نوعی آزادی تونال و ریتمیک و اهمیت رنگ آمیزی هارمونیک ، بعضی اوقات او را به (دوبوسی) نزدیک می کند.

کارهای اصلی : 3 اپرا ، آثار کرال ، (سنفونی موسی) ، کنسرتوهای پیانو ، ویلن ، ویلنسل و کلاوسن ، موسیقی مجلسی ، قطعات متعدد کوچک برای پیانو و بیش از 100 ملودی.


اسکارلاتی الساندرو(SCARLATTI_Alessandro)

(پالرمو 2 مه 1660/ ناپل 22 اکتبر 1725) والدینش اهل سیسل بودند ، به گفته ی پاره یی زندگی نویس ها به شاخه ی سیسیلی یک خانواده ی قدیمی توسکان الاصل تعلق داشت.در میان هفت فرزندی که بیشتر آن ها موسیقیدان شدند ، او از همه بزرگتر بود.از آن ها : (آنا ماریا )، (ملچیورا) و (توماسو) خواننده ، (فرانچیسکو) چون (الکساندرو) آهنگساز شد.در 1672 ، یا به احتمالی ضعیف تر در 1677 همراه دو خواهرش به رم فرستاده شد.ار نوجوانی و چگونگی تعلیم و تربیت او اطلاعی در دست نیست.به احتمال زیاد (الساندرو) در رم شاگرد (فاجا) و (پاسکینی) شد.ظن این که شاگرد (کاریسیمی) (متوفی به سال 1674) ، یا (پروونساله) بوده باشد ، بسیار کمتر است.در 1678 ازدواج کرد و سال بعد نخستین اپرای خود (چهره ی دوگانه) را در تاتر کوچک (کولجیو کلمانتینو) به دعوت ملکه ی سوئد (کریستین) به اجرا درآورد.

ملکه از موسیقیدان جوان خواست کاپل مایستر خصوصی اش شود ودر 1684 پذیرفت مادر تعمیدی پنجمین فرزند او (اسکارلاتی ده فرزند داشت) ، باشد.(الساندرو) در 1683 با چند خواننده ، رم را به قصد ناپل برای اجرای آثارش ، ترک کرد.خواهرش (ملچیورا) که پیش از او ، 1682 ، به ناپل رفته بود در آن زمان منشی مخصوصی محکمه ی نایب السلطنه شده بود.به یاری این مقام ، برادرش را کاپل مایستر نمازخانه ی ساطنتی کرد ، مقامی که مستقیماً از (پرونساله) استاد مشهور و دومین کاپل مایستر نمازخانه ی ساطنتی به وی رسید، (پروونساله) استعفا داد و سروصدای بسیاری برپاشد ، منشی محکمه از مقام خود عزل شد ، اما (الساندور) مقامش را حفظ کرد.او به فاصله ی کوتاهی موسیقیدان مورد قبول طبقه ی اشراف ناپل شد.به طور منظم در بیشتر جشن های عمومی و خصوصی شرکت می کرد و کانتات های مجلسی بی شمار ، قطعات سیرکونستانس و اپراهایی برای (سن بار تولومئو) و تاتر (پاله رویال) می ساخت.

اسکارلاتی بخش اعظم دوره ی کاری خود را در ناپل گذراند اما دو اقامت طولانی در رم نیز داشت:نخستین اقامت از 1702 تا 1708 با یک مرخصی چهار ماهه آغاز شد.او همراه پسرش (دومینکو) به دعوت (فردیناند دومدیسی) به فلورانس رفت ، دومین اقامت از 1717 تا 1722 با یک مرخصی شش ماهه برای اجرای آثارش در فصل کارناوال شروع شد.در 1702 پس از یک اقامت چهارماهه در فلورانس به سبب نگرانی از مشکلات سیاسی پیاپی ناشی از جنگ (جانشینی اسپانیا) را ترجیح داد به ناپل برنگردد.در (سانتاماریا ماجوره) مقام دومین کاپل مایستر و استادی موسیقی خصوصی کاردینال (اتوبونی) را پذیرفت .در 1708 دولت جدید اتریش او را به ناپل فراخواند و در آنجا به مناصب پیشین خود را بار دیگر به دست آورد.در این زمان او به اوج حرفه ی خود رسیده بود و ده سالی که در پی آمد با اقامت در ناپل برای او و خانواده اش دوره ی فعالیت شدید هنری بود.پس از دومین اقامت طولانیش در رم ، آخرین روزهای خود را در شرایط نیمه مرخصی در ناپل به پایان برد.در سه سال آخر زندگیش چند شاگرد خصوصی پذیرفت و در آن میان (هاسه) تقریباً چون پسر خودش بود.پس از مرگ ، اسکارلاتی در کلیسای (مونته سانتو) در ناپل به خاک سپرده شد.نسبت دادن شاگردان بی شمار به او در یک قرن اخیر باب شده است.در کنسرواتوار (سانتا ماریا دی لورتو) در 1689 البته تدریس می کرد اما در چند سال آخر زندگی به غیر از پسرش (دومنیکو) تنها چند شاگرد خصوصی داشت.با اینکه او را نمی توان (بنیان گذار مکتب ناپل) به حساب آورد اما این مکتب اصالت های خود را به وی مدیون است.(الساندرو) به ویژه یکی نخستین موسیقیدانان بزرگ کلاسیک است و در این زمینه در مقام پیشرویی برای موتسارت محسوب می شود.آثار دوره ی نوجوانی او با جذابیت خود به خودی ، ظرافت انواسیون ملودیک و تحریر پولیفونیک ، خاطره ی (پرسل) را زنده می کند.از بیست و پنج تا چهل سالگی شیفتگی همگانی نسبت به او در ناپل ، سبب شد تسلیم سادگی ، به ویژه در زمینه ی اپرا شود.بهترین آثار این دوره ، (لا روسورا) و (لائودیچپئا و برنیچه) به طور کامل از این سادگی در کنار خلاقیت رهایی نیافته اند.هم چنین در این دوره اسکارلاتی از فرم (آریا داکاپو) که تنها نمونه ی آریای اپرایی بود و نیز برای نخستین بار از آنچه که به اووتور (ایتالیایی) شهره بود ، استفاده کرد.همین طور گونه ای کانتات مجلسی را که در 1700 به کمال رسید و استاد بی چون و چرای آن شخص اوست ، تحول بخشید.اسکارلاتی در این نوع موسیقی کاملاً مانوس و لطیف استعداد بی نظیر در تحریر از خود بروز داد.بیست و پنج سال آخر عمرش ، دوره ی بزرگترین آثار او در همه ی زمینه ها بود.در زیباترین اپراهای این دوره چون (مهرداد ائوپاتره) ، (تیگرانه) ، (کامبیز و گریسلدا) روش اپراهای بزرگ کلاسیک به کمال رسید.اپرا کمیک دوست داشتنی (پیروزی افتخار) از ساخته های او آمیخته از صفحاتی شده است که به موتسارت نسبت داده اند.

کارهای اصلی : 115 اپرا ، تقریباً همه (سریو) که در این میان تنها هفتاد اپرا یا بصورت آریاهای جداگانه یا لیبرتو به دست ما رسیده است.حدود 30 اورتوریو ، 60 موتت ، 10 مس و بیش از 600 کانتات مجلسی ، 21 سرناد یا کانتات سیرکونستانس ، 12 (سنفونی کنچرتو گروسو) ، سونات هایی در چهار (کوارتت زهی ) ، 2 سوییت برای فلوت و کلاوسن ، سونات هایی برای یک ، 2 و 3 فلوت باس کونتینو ، و چند نوشته نظری.

آثارانتخابی : (مس و موتت) (کوربوز) ، (انجیل به روایت سن ژان) (بوت رایت) ، (آریانا)، کانتات (گروه ریچرکاره) ، (باغ عشق) ، سرناد (اشتادلمایر) ، (کانتات ها) (دارت) ، آریا (دلر) ، (سنفونی کنچرتو گروسو) (راویه).


اسکارلاتی جوزپه(CARLATTI_Giuseppe1)

(ناپل 18 ژوئن 1723؟ / وین 17اوت 1777)

 

  اپراهای این موسیقیدان از 1740 با موفقیت کامل به صحنه آمد.از زندگی او اطلاعات محدوده ی دردسترس است.سال 1747 در فلورانس یا (لوکا) با خواننده ی فلورانسی (باربارا استابیلی) ازدواج کرد.بیست سال پایان حیات خود را در وین گذراند.جز این و جز تاریخ و محل اجراهای آثارش ، به رغم شهرت درخوری که در زمان حیاتش به آن رسید ، آگاهی بیشتری از زندگی جوزپه اسکالاتی وجود ندارد.نسبت دقیق او با دیگر افراد خانواده ی اسکارلاتی نیز از همین رو روشن نیست.به روایت پروفسور(پردتا جورلئو) که بیش از فرض های دیگر معتبر است ، جورپه اسکارلاتی برادر (روزا اسکارلاتی)  خواننده است که در 1747 در ونیز به دنیا آمد و سپس در وین کارنامه ی هنری درخشانی را آغاز کرد.

کـارهـای اصـلـی : 32 اپرا (22 سریـو و 10 کـمیـک) ،2 کانتات یا اجراهای ساکره ، آریاهای گوناگون در یک یا دو با باس کونتینو.آریاهای فراوان و گزیده ی اپراها که به اشتباه به (دومنیکو اسکارلاتی) نسبت داده شده است.


اسکارلاتی دومنیکو(SCARLATTI_Domenico)

(ناپل 26 اکتبر 1685/ مادرید 23 ژوییه ی 1757)

نوازنده ی کلاوسن ، شاگرد پدرش (الساندرو) و سپس در 1708 شاگرد (گاسپارینی) در ونیز بود.به احتمال در این فاصله در کنسرواتوار (پووری دی جسو کریستو) با (گرکو) که به نحوه ی آشکاری زیر نفوذ او بوده است ، تحصیل می کرد.در 1701 نوازنده ی ارگ نمازخانه ی سلطنتی ناپل شد ، جایی که پدرش کاپل مایستربود.در 1702 پس از اقامتی کوتاه دردربار (توسکان) به اتفاق پدرش به ناپل رفت و کاریر خود را در مقام آهنگساز اپرا آغاز کرد.در 1705 به ونیز رفت و در آنجا با (هندل) طرح دوستی ریخت.از آن پس همه ی عمر، هریک از این دو موسیقیدان مورد احترام و تحسین دیگری بود.دومنیکو پس ازآن مدتی اقامت در ونیز ، عازم رم شد.از 1709 تا 1714.در خدمت ملکه ی لهستان (ماریا کاسیمیرا) بود و برای او هفت اپرا ساخت.سپس کاپل مایستر سفیر پرتغال و از 1715 تا 1719 کاپل مایستر نمازخانه ی (جولیا) شد.

به استناد نوشته ها در 1719 مقام خود را در (واتیکان) به بهانه ی سفری به انگلستان (که به تازگی عمویش فرانچسکو در آنجا اقامت گزیده بود) رها کرد، اما هیچ مدرکی مبنی برآنکه هرگز به آنجا نرفته باشد در دست نیست.سال 1720 در پرتغال بود اما شهرت او در مقام کاپل مایستر دربار در 1728 تحقق یافت.در این فاصله به ایتالیا برگشت و به رم جایی که ازدواج کرد و سپس به ناپل رفت.تازه وظایف جدید خود را در (لیسبون) عهده دار شده بود که پذیرفت به دربار مادرید برود و باقی عمرش از 1729 تا1757 کاپل مایستربود.همین زمان (ماریا باربارا) به تازگی با پرنس اتریش (پسر فلیپ پنجم ) ازدواج کرده بود.در طول بیست و هشت سال زندگی حرفه ای اسپانیایی که در جریان آن موقعیت مالی او هر روز با عشق به قمار پیچیده تر می شد ، به رغم آزاد اندیشی ملکه ، به نظر می رسد خود را دربست وقف ساختن آثاری برای کلاوسن کرده بود.در این میان یک استثنا ، ساخته یی در آخرین سالهای زندگیش : (سالوه رجیناه) وجود دارد.دومینکو اسکارلاتی سهم بزرگی در گسترش شیوه ی نو سازهای شستی داشت و نفوذ او در این زمینه تا (فرانتس لیست) نیز کشید.(سونات های) اسکارلاتی برای کلاوسن ، از سونات ، تنها نام آن را داشتند.با این حال هر یک از سی قطعه مجموعه ی (تمرینات) او ، (سوناتا) نام داشت.این نام گذاری در چاپ های بعدی نیز به همین صورت ماند.مجوعه ی (سوناتا) تنها آثار دومنیکو اسکارلاتی بود که نخستین چاپ آن در زمان حیات آهنگساز انتشار یافت.قطعات مذکور در تنوع بی نظیر خود از گوناگون ترین انواع ملهم شده اند.بیشتر آنها از ضرب های دوتایی شبیه سوییت شکل گرفته است ، با روی شگفت آور هارمونی ، استعداد و تفنن در تحریر برای تنظیم ارکستری ، اصالت ریتم (پدیده های بعضی اوقات مقدم ) که اغلب با استفاده ی آزاد ازدو تم مشخص شده اند ، ویژگی این آثار هستند.در بعضی مجموعه ها به نظر می رسد ترتیب قطعات طوری است که زمینه ی ترکیب دو بدو یا سه به سه ی اجرای تونال و امکانات تضاد ریتمیک را آماده می کند.به این ترتیب (سونات های کوچکی) با فرم آزاد (در معنای مدرن کلمه) بوجود می آیند.بعضی قطعات در دو صدا نوشته شده اند و شامل شماره گذاری از باس هستند:ظاهراً آنها برای یک ساز تنها ، به احتمال ویلن ، به همراهی باس کونتینو نوشته شده اند.منبع اساسی سونات هایی اسکارلاتی مجموعه یی شامل پانزده جلد دستنویس (نه به دست خط نویسنده) مشتمل بر496 سونات است.این دستنویسها به ملکه (ماریا باربارا) تعلق داشتند و اکنون در کتابخانه ی (مارسیین) و نیز در (پارما) ، (مونشتر) و (وین) هستند.یک کتابچه تازه از 545 سونات توسط انتشارات (ریکوردی) زیر مدیریت (لونگو) به چاپ رسیده است.

کارهای اصلی : 555 سونات ، 12 اپرا و یک میان پرده ، یک مس در 4 صدا ، چندین موتت ، چند اوراتوریو ، سرناد و کانتات سیرکونستانس ، حدود 50 کانتات مجلسی ، شاید بتوان آثار گوناگون آوازی و تنظیم شده برای ارکستررا که در انتصابشان به اسکارلاتی تردید هست نیز اضافه کرد.

آثارانتخابی : 40 سونات (و. لاندوسکا) ، 68 سونات (اسگریزی) ، 49 سونات (دریفوس) و (زنان خوش اخلاق) باله ای از توماسینی اقتباس از سونات های (دومنیکو اسکارلاتی) (دزورمیر).


اسکارلاتی فرانچسکو(SCARLATTI_Francesco)

(پالرمو 5 دسامبر 1666/ دوبلین ؟ حدود 1741)

 

  در 1684 زیر مدیریت برادرش (الساندرو) ، کاپل مایستر (پالرمو) شد.اما طرفداریش ار اتریش سبب شد مقام خود را از دست بدهد.در 1714 به عبث کوشید کاپل مایستر (دوئومو) در میلان شود ، سپس به وین رفت اما آنجا نیز موفق نشد معاونت کاپل مایستر را احراز کند.در 1719 به لندن رفت و تا 1724 در آنجا از آثار خود کنسرت های متعددی داد.پس از این تاریخ رد پای او را گم کرده ایم.به نظر می رسد اسکارلاتی آخرین روزهای زندگیش را در ایرلند گذرانده باشد.در 1741 به نفع (سینیوراسکارلاتی) نامی ، در دوبلین یک کنسرت داده شد.

کارهای اصلی : موسیقی مذهبی (از آنها: یک (مس) و یک (میزرر) بسیار زیبا) ، اوراتوریو ، کانتات و چندین اپرا بوف با لهجه ی ناپلی.


اسکالکوتاس نیکوس(SKALKOTTAS_Nikos)

(کالیکس ، جزیره ی ابه 8 مارس 1904/ آتن 19 سپتامبر 1949)

 

تحصیلات خود را در کنسرواتوار (آتن) آغاز کرد و در مدرسه ی عالی موسیقی برلین به پایان رساند.در آنجا مرید شونبرگ شد.طی دوازده سال که در آلمان گذراند(1920-1932) مدتی نیز شاگرد (کورت وایل) بود.در چهل و پنج سالگی درگذشت و بیش ازصد و پنجاه اثر به جا گذاشت که هرگز به اجرای عمومی گذاشته نشده بود.با این حال کشف این موسیقیدان پس از مرگ شخصیتی بزرگ را به موسیقی جهان عرضه کرد.اگر کوشش دوستان فداکارش نبود این آهنگساز و استعداد استثنایی اش ، در تارخ موسیقی به سبب فروتنی شخصیتی ، ناشناخته باقی می ماند.

کارهای اصلی : 2 باله ، رقص یونانی برای ارکستر، 2 سوییت سنفونیک ، یک (سنفونییتا)، 3 کنسرتو برای پیانو ، کنسرتوهای برای ویلن ، ویلنسل ، ویلن و ویلن آلتو ، 4 سوییت برای پیانو ، ملودی.


اسکاندلو آنتونیو(SCANDELLO_Antonio)

(برشاد 1517/ درسدن 18 ژانویه ی 1580)

 

  موسیقیدان و سپس کاپل مایستر دربار (پرنس الکتور) ، ساکس در (درسدن) بود.او نخستین کسی است که (تاریخ رستاخیز) را به موسیقی آورد.

کارهای اصلی : (انجیل به روایت سن ژان) از یک تا 5 صدا ، تاریخ رستاخیز ، 2 کتاب (آوازهای ناپلی)، 3 کتاب لیدهای آلمانی ساکره و پروفان.


اسکریابین السکاندر نیکولایوویچ(SCRIABINE_AlexandreNicolaievitch)

(مسکو 6 ژانویه ی 1872/ مسکو آوریل 1915)

 

نوازنده ی پیانو و شاگرد (تانه یف) در کنسرواتوار مسکو بود.از 1898 تا 1904 خود نیز استاد کنسرواتور مسکو شد.پس از آن که عمیقاً زیر نفوذ (شوپن) و (لیست) قرار گرفت.(واگنر) و سپس (دوبوسی) و (راول) را کشف کرد.او شیفته ی عرفان و فلسفه ی شرق شد و بزودی دست به ساختن یک مجموعه ی ماورای طبیعت جنون آمیز اما بی نظیر زد.بخش بزرکی از آثارش در خدمت این مجموعه است.آثار او کاملاً اصیل است به ویژه از جهت هارمونی با وجودی که نمونه های شگفت آوری از تحریر آتونال را ارائه می دهد ، تاکنون مورد توجه شایسته ی خود واقع نشده است.

کارهای اصلی : 3 سنفونی ، (شعر جذبه) برای ارکستر ، (پرومتوس) برای پیانو ، کر و ارکستر و به ویژه ساخته های بسیار برای پیانو (از آن ها : یک کنسرتو) ، 10 سونات (از آن ها:سونات شماره ی 9 از زیبای خاصی

برخوردار است) ، پرلود ، قطعات کوتاه برای پیانو و اتودها.

آثارانتخابی : 10 سونات (کورن مان) ، کنسرتو (واهرر).


اسمتانا بدریش(SMETANA_Bedrich)

یا فردیک ( لیتومیسل ، بوهم 2 مارس 1824 / پراگ 12 مه 1884)

 کودک نابغه ای که توانست در پنج سالگی در اجرایی از کوارتت هایدن نقش داشته باشد.در شش سالگی آغاز کار خود را پشت پیانو به نمایش عمومی گذاشت و در هشت سالگی به آهنگسازی روی کرد.قابل ذکر است که تا این زمان تنها نزد پدرش ، نوازنده ی آماتور ویلن ، آموزش موسیقی مختصری دیده بود.پس از تحصیلات مقدماتی که به ویژه در (پلزن) ، 1843 ، به طور جدی دنبال شد ، برای تکمیل فن نوازندگی پیانو به پراگ رفت و این تنها تعلیمات جدی ای بود که او در این زمینه دنبال کرد.در آنجا در مقام استاد موسیقی کنت (لئوپولد تون) پذیرفته شد و در خانه ی کنت نخستین آثار مهم خود را نوشت.جنبش های انقلابی 1848 (که به شدت وین و مجارستان را زیر تاثیر گرفت) ملی گرایی این موسیقیدان بوهمی را تقویت کرد.اسمتانا با شوق بسیار با انگیزه های وطن پرستـانه ی چک ستمـدیده که خواستـار استـقلال بود ،

 

 وصلت یافت.در 1849 به تشویق لیست و کلارا شومان در پراگ یک مدرسه ی موسیقی خصوصی بنا نهاد.اما چند سال بعد تصمیم گرفت به جای آن که برای مدت طولانی زیر تسلط اتریشی ها باشد ، جلای وطن کند.از 1856 تا 1861 در سوئد زندگی کرد و رهبری مجمع فیلارمونیک (گوته بورگ) را به عهده گرفت.هنگامی که به کشور خود بازگشت ، پیروزی های اخیر (فرانکو پیه مونتز) ها برامپراتور (فرانسوا ژوزف) به نحو چشمگیر قابلیت آزاد و سرکوب رژیم را ضعیف کرده بود و احساس ملی گرایی در تمام هم میهنان شدت می گرفت.(اسمتانا) در بنیانگذاری بسیاری از تشکیلات موسیقی بوهمی و به ویژه در آفرینش نخستین تاتر چک و سپس (تاتر بوهمی پراگ) که برای اجرای نمایش هایی به زبان چک بنا نهاده شده بود ، شرکت کرد.از 1886 تا 1874 رهبر ارکستر این تاتر شد.و همین جا بود که در 1886 نخستین اپرا از هشت اپرای ناسیونال خود را به نام (براند بورژواها دربوهم) به اجرا گذاشت.به دنبال این اپرا ، چند ماه بعد شاهکار او (نامزد فروخته شده) به اجرا درآمد.مقبولیت عام این اثر که همان قدر چک بود که (بوریس گودونون) و (خوانچینا) روسی ، هرگز کاهش نیافت.نامزد فروخته شده یک هیمن واقعی ناسیونال در سه پرده بود.از 1873 اختلال هایی در شنوایی اسمتانا بروز کرد که با سردردهای وحشتناک و ناراحتی های عصبی همراه بود.بیماری به سرعت شدت گرفت تا به کری کامل انجامید.به دنبال یک افسردگی شدید عصبی ، شرایط روحی اسمتانا لزوم بستری شدن او را در یک استراحتگاه روانی که همانجا در شصت سالگی درگذشت ، قطعی کرد.او را در گورستان (ویسراه) در پراگ به خاک سپردند.در 1924 جشن یادبود صدمین سال تولد او را در کوچکترین دهات چکسلواکی نیز برگزار شد.

اسمتانا نه تنها پدر موسیقی چک مدرن بود ، بلکه به کمک آثار خود در آزادی کشورش نقش داشت و نماد آزادی چک شد.نبوغ او کاملا ورای تقلیدی ساده از موسیقی ی محلی ، به اثری با الهام ناسیونال اجازه می دهد به مقبولیت دنیایی برسد: (اووتور نامزد فروخته شده) و پوئم سنفونیک هایش به نام (وطن من) که شامل (ولتاوا) (مولداوا) ی مشهور است ، هنوز در تمام دنیا اجرا می شود.آثار او را نفوذ لیست ، زندگی دهقانان ، مناظر بوهم و به ویژه خاطره ی کودکی پرسعادت که رنج های بعدی هرگز آن را نمی زداید ، شکل بخشیده اند.

کارهای اصلی : 8 اپرا از آنها: (نامزد فروخته شده) ، (بوسه) و (دالیبور) ، کرها و ملودی هایی که بیشتر ملهم از موسیقی محلی است ، پوئم سنفونیک ها از آن ها : شش پوئم سنفونیک زیر عنوان (وطن من) ، یک تریو با پیانو ، 2 کوارتت زهی ، آثار بسیار برای پیانو از آن ها:پولکاها و رقص های چک.

آثارانتخابی : دالیبور (کرومبوهلک) ، نامزد فروخته شده ، بوسه (اپرای پراگ ، شالابالا) ، وطن من (تالیخ) ، هر دو کوارتت (کوارتت اسمتانا).


اشپور لوییس(SPOHR_Louis)

(برانشوایگ 5 آوریل 1874/ کاسل 22 اکتبر1895)

 

 یکی از نوازندگان ویلن تمام اعصار ، شاگرد دو موسیقیدان ناشناس بود ، اما خود را مرید موتسارت می دانست که به دقت موسیقی او را مطالعه کرد. او به توالی نوازنده ی دوک (برانشوایگ) ، ویلن زن اول در  ارکستر دوک (گوتا) و سپس درتاتر(آن دروین) در وین (که در آنجا با بتهوون آشنا شد) و سرانجام از 1822 تا 1857 کاپل مایستر دربار الکتور (هسه کاسل) شد.این موتسارت دوست پرشور، شیفته ی نخستین اپراهای واگنر شد ، اما درخود از آخرین آثار بتهوون بشدت انتقاد کرده است.

کارهای اصلی : 10 اپرا ، 4 اوراتوریو ، یک مس ، پسوم هایی برای تکنوازی ، کرو ارکستر، 9 سنفونی ، 15 کنسرتو و آثار دیگر کنسرتات برای ویلن و ارکستر، تعداد زیادی موسیقی مجلسی (از آنها :33 کوارتت زهی) ، آثاری برای ویلن و پیانو یا ویلن و هارپ ، نزدیک به 100 لید.


اشتامیتس کارل(STAMITZ_Karl)

(مانهای

 نوارنده ی چیره دست ویلن و ویولا دآمور ، پسر یوهان اشتامیتس ابتدا شاگرد پدرش و سپس فرانتس ز ریشتر شد.از 1762 تا 1770 در ارکستر مانهاییم ویلن می نواخت و سپس ریشتر را تا استرازبورگ دنبال کرد نقطه ی شروع دوره ی حرفه ای درخشان او را در مقام نوازنده ی همین زمان بود به این دلیل دست به سفرهای بی شمار به پاریس (جایی که در 1778 با موتسارت ملاقات کرد) ، لندن ، سن پترزبورگ ، پراگ ، نونبرگ ، کاسا و دیگرجاها زد.در 1785 در ارکستر (دوک دونوآی) پاریس نوازنده ی اول ویلن شد و از 1794 تا زمان مرگ عهده دار وظیفه ای مشابه در(ایینا) بود.بی آن که آثار کارل بتواند با آثار پدرش رقابت کند ، جذابیت و تنوع ملودیک در کارهای او ، شنونده را می فریبد.

کارهای اصلی : 2 اپرا (گمشده) ، حدود 70 سنفونی ، کنسرتوهای متعدد (کلاوسن ، ویلن آلتو ، ویلنسل ، ابوآ و کلارینت) ، کوارتت های زهی متعدد و سونات هایی در تریو.صفحه های انتخابی : (سنفونی) (کولگیرم اوروم)

م 7 مه 1745/ ایینا 9 نوامبر1801)


اشتامیتس یوهان(STAMITZ_Johann)

یان استامیک (دویچبرود ،امروز (هاولیکوو برود) 19 ژوئن 1717/ مانهایم 27 مارس1757)

ازخانواده ی قدیمی ماربوگ الاصل ، امروز(ماری بور) ، دریوگوسلاوی بود.شاگرد پدرش (آنتونین) (1687-1765) نوازنده ی ارگ که از 1710 به بعد ساکن (بوهم) شد.در 1714 با عنوان نوازنده ی ویولن در دربارمانهایم پذیرفته شد.به سرعت شهرت درخشانی در مقام نوازنده ی ویلن کسب کرد که سبب شد در 1745 رییس کنسرت (ویلن اول) ورییس موسیقی مجلسی شود.اساسا ارکستر پرنس الکتور شهرت خود را به عنوان بهترین ارکستردنیا ، مدیون او بود.در طول اقامتش در پاریس ، 1755-54 ، نفوذی چشمگیر برشکل گیری ارکسترهای فرانسوی یافت.در تاریخ موسیقی ، اشتامیتس نقش مهم و ویژه ای را در تکامل فرم سنفونی کلاسیک به عهده دارد.راهی که (ویوالدی) ، (سامارتینی) و (ژوملی) آغاز کرده بودند ، نزد او چنان شکل گرفت که از آن پس در هایدن و موتسارت دستمایه ی آثار فراوانی براساس فرم های سازبندی ایتالیایی شد.

آنچه که اشتامیتس را به این درجه تکامل رساند.بهره گیری به قاعده ازتضادهای توصیفی درفرم سونات به تاثیر ژوملی بود.و نیز تحرک باس ها در دوره ی آخر تسلط باس کونتینو ، تنظیم ارکستری غنی وبه شدت قاطع ، پذیرش کامل فاصله با منوئت در چهار موومان و ابداع روشی نو در طرح متعادل قسمت های ارکستر هنگام اجرا ، از دیگر ویژگی های آثار اشتامیتس است.پس از مرگ زودرسش (درچهل سالگی) شاگردش (کانابیخ) جانشین او شد.

کارهای اصلی : 74 سنفونی ، 6 کنسرتو کلاوسن ، 14 کنسرتو ویلن ، 8 کنسرتو فلوت ، یک کنسرتو ابوآ ، یک کنسرتو کلارینت (درنوع خود نخستین کنسرتویی که نوشته شده است ) ، سونات های متعدد برای سازهای گوناگون و چندین ساخته ی مذهبی.

آثار انتخابی : 2 سنفونی و 2 کنسرتو (گوروین).


استایبلت دانیل(STEIBELT_Daniel)

(برلین 22 اکتبر 1765/ سن پترزبورگ 12 اکتبر1823)

 

 پیش از آن که در حوالی سال 1790 درپاریس مستقر شود ، در کشورخود از شهرت درخشانی درمقام نوازنده ی پیانو ، برخوردار بود.پس از چندبار اقامت درلندن سرانجام در 1808 به تهدید طلبکاران پاریس را برای همیشه ترک کرد و در (سن پترزبورگ) اقامت گزید.در آنجا جانشین (بوالدیو) در مقام استادی نمازخانه ی دربارشد.

کارهای اصلی : چند اپرا ، ملودی و به ویژه آثار بی شماربرای پیانو (از آنها : 8 کنسرتو).


اشترواس اسکار(STRAUS_Oscar)

(وین 6 آوریل 1870/ ایشل 11 ژانویه ی 1954)

 

در برلین شاگرد (ماکس بروخ) بود.درمقام نویسنده ی اپرت های وینی مشهور شد.در اپرت (سه والس) که در1937 ساخته شد ، موسیقی دو پرده ی اول از (یوهان اشتراوس پدروپسر) و سومین پرده متعلق به (اسکاراشتراوس) است.

کارهای اصلی : اپرا ، اپرت (ازآنها : (رویای والس) موسیقی فیلم (رقص دایره ) و چند قطعه برای ارکستر.

صفحه ی انتخابی : (رویای والس)(فرومان).


اشترواس ریشارد(STRAUSS_Richard)

(مونیخ 11 ژوئن 1864/ گارمیش ، آلپ باوارواز 8 سپتامبر 1949)

  رهبربرجسته وآهنگساز پیشرومعاصر ، پدرش نوازنده ی سرشناس (کرسوله) دراپرای مونیخ به ضدیت شدید با واگنرو آثار او شهره بود.اشتراوس استعداد زود رسی در موسیقی ازخود بروز داد.در همان حال اما تحصیلات مقدماتی خود را نیزبا جدیت دنبال کرد و در 1883 فارغ التحصیل شد.از 1881 آثار خود را که توجه  (ه.فون پولو) را برانگیخته بود ، یکی پس از دیگری اجرا و سپس چاپ کرد.بولو که درابتدای کار، اشتراوس را در راه رهبری ارکستر حمایت کرده بود ، در 1885 او را به جانشینی خود به مقام ریاست ارکستر مانهایم رساند.اشتراوس در 1886 دستیار رهبر ارکستر در (اپرای مونیخ) و در 1889 دستیار رهبر ارکستر در دربار (مانهایم ) شد.پوئم سنفونیک های (دون ژان 106) و مرگ و دگرگونی 107) مربوط به این دوره هستند.جسارت در این آثار ، چه از نظر هارمونی بحث های بسیاری برانگیخت.

 در 1905 ، این بحث ها پیش از نمایش (سالومه 108) اثری که آتشین ، بی مهابا و با استفاده از امکانات غیر متعارف ارکستری بشدت اساسی می نمود ، به اوج خود رسید. تا 1910 گفتنی که این اثر در صحنه های نمایش انگلستان ممنوع بود . در 1892 ، به جانشینی (بولو) اشتراوس به مقام ریاست کنسرت فیلارمونیک برلین رسید وشش سال بعد به عنوان رهبر ارکستر (اپرای برلین) و یکی از بزرگترین رهبرهای آلمان دست به سفرهای بسیار زد.اعتبار چشمگیر او در این دوران ، چهره ای افسانه ای در موسیقی آلمان رقم زد.از 1910 به بعد زندگی خود را وقف آهنگسازی کرد.در 1917 پذیرفت که در مدرسه ی عالی موسیقی برلین تدریس کند.تا سال 1920 دراین عنوان به کار ادامه داد.هنگام ظهور حزب نازی ، رییس (موسیقی مجلسی رایش) و جانشین (والتر) درمقام ریاست موسیقی ارکستر (گواند هاوس) لایپزیگ شد.مغضوبیت رسمی اپرایش (زن خاموش 109) (با همکاری (س.زوایگ) نویسنده ی یهودی) اما به روابط حسنه ی او با رژیم پایان داد.گرچه این تحول موقعیت او را بسیار مشکل کرد اما موجب نگرانی او نشد.بزودی از تمام مشاغل خود کناره گرفت و در خانه ی زیبایش در (گارمیش) تا پایان جنگ و اقامت همیشگی در سوییس ، گوشه نشینی اختیار کرد.شصت سال کار در مقام آهنگساز کارنامه ی حرفه ای اشتراوس را از1885 تا 1945 تشکیل می دهد.دو ویژگی عمده ، آثار اشتراوس با نوآوری و نیروی شگفت آثارش جهان موسیقی را به وجدآورد ، اما به جز چند اثر، در سی دوم حتی پرشورترین ستاسشگرانش نیز از دنبال کردن آثار او ناامید شدند.به استثنای اپراهای (سالومه) ،(الکترا 110) ، (آریادنه برفراز ناکسوس 111) و (شوالیه ی  گل سرخ 112) ، تمام آثار مهم اشتراوس قبل از 1915 ساخته شده است.از آن ها : پئم سنفونیک مشهور(چنین گفت زردشت 113) قبل از سال 1900 ساخته شده است.اشتراوس پس از آن که به سختی تحت تاثیر برامس و مکتب جدید آلمان نقش اساسی را به توصیف واگذاشت ، از شکوه ارکستری آثارش کاسته شد.توصیف در آثاراشتراوس با برانگیختن حالات درونی شنونده اساسا به خدمت بیان اندیشه های او در می آید.در این میان ، از زیباترین دوره ی آثار اپرایی اشتراوس ،1915-1905 ، یاد باید کرد که سبک کاملاً شخصی او ابتدا پیچیده و خشن :سالومه و الکترا ، آنتی اپراهای بی نظیر او که در آنها از صدا به گونه ای غیر انسانی استفاده شده ، و سپس با تمایل به سادگی و کلاسیسیم : (شوالیه ی گل سرخ) و (آریادنه) شکوفا می شود.در پی آن آثار دیگری آمد که کمابیش با توفیق همراه بود ، اما هرچه گذشت ، کارهایش به رغم کیفیت عالی ساخت ، چیزی که از او در اوایل قرن یک آهنگساز انقلابی ساخت ، به نظر بیش از پیش قراردادی می رسید.

کارهای اصلی : 15 اپرا ، 3 باله ، پوئم سنفونیک های بسیارزیبا :(از ایتالیا 114) ، (دون ژوان) ، (مرگ و دگرگونی) ، (تیل اویلن اشپیگل 116) ، (چنین گفت زرتشت) ، (دون کیشوت 117 ) ، و (زندگی یک قهرمان 118) ، (سنفونی خانگی 119) ، (سنفونی آلپ 120) ، (بورلسک 121) ، برای پیانو و ارکستر ، 2 کنسرتو برای کر، یک کنسرتو ویلن ، یک کنسرتو برای ابوآ ، (متا مورفوس 122) ، برای 23 ساز زهی ، 15 لید با ارکستر (از آنها : (همینوس 123) و سرود راهبه ی معبد آپولو 124) و 140 لید با پیانو (از آنها :(مدح قدیسان 125) ،(صبح 126) ، (بیارم روح من 127) ، (لالایی 128))

آثارانتخابی : (سالومه) و (الکترا) (نیلسون،سولتی) ، (شوالیه ی گل سرخ) (کرسپین ، سولتی) ، (آریادنه بر فراز ناکسوس) (هیلبرشت ، بوهم ) ، (کارپریچیو) (یانووبتز ، بوهم ) ، (چنین گفت زردشت) (مهتا) ، (مرگ و دگرگونی) ، (دون ژوان) ، (تیل اویلن شپیگل) (مازل) ، (دون کیشوت) (فورنیه ، کاریال) ، لیدها (شوارتسکوف ، سوزی).


اشتراوس یوهان(STRAUSS_Johann)

پدر(وین 14 مارس 1804/ وین 5 دسامبر 1849)

 

   پسریک مسافرخانه دارکه درموسیقی خودآمیخته بود.درپانزده سالگی درارکستر رقص (لانر) پذیرفته شد و در 1825 برای آنکه ارکستر خودش را شکل دهد ، آنجا را ترک کرد.چندین سال در (اشپرل) جایی که خارجی های بی شماری چون شوپن جوان و واگنر جوان به دیدنش می آمدند و شیفته ی تازگی والس وینی شده بودند ، آثارش را به اجرا گذاشت.با ارکسترش مشتمل بربیست و هشت نوازنده به آلمان ، بلژیک ، هلند ، فرانسه و انگلستان سفر کرد.در 1835 رییس مجالس رقص دربار شد.در چهل سالگی اشتراوس از مخملک درگذشت.

کارهای اصلی : 150 والس ، 14 پولکا ، 28 گالوپ ، 35 کادریل ، 19 مارش .آثار او اغلب به پسرش نسبت داده شده است.

اثر انتخابی : (راتسکی مارش) (فریکسی).


اشترواس یوهان(STRAUSS_Johann)

پسر(وین 25 اکتبر 1825/ وین 3 ژوئن 1899)

  در شش سالگی نخستین والس خود را ساخت اما پس از اتمام تحصیلات عادی و موسیقی (ویلن و نظری) به خواست پدرش کارمند بانک شد.در نوزده سالگی گروهی متشکل از پانزده نوازنده گردآورد و این گروه به چنان محبوبیت سریعی دست یافت که وی را به رقیب خطرناکی برای پدرش مبدل کرد.پس از مرگ پدرهر دو ارکستر زیر مدیریت یوهان اشتراوس یکی شدند.اشتراوس به سراسر اروپا و ایالات متحده آمریکا سفر کرد ، به او لقب (پادشاه والس ) داده شد و موسیقیدانان بزرگی چون لیست ، بولو ، واگنر ، برامس وبعدها راول استعداد استثنایی او را بسیار ستودند.در 1863 رییس مجالس رقص شد.در همان سال ارکستر و برادرانش (یوزف) (1870-1827) و (ادوارد) (1916-1835) را رها و خود را وقف ساختن اپرت کرد.اشتراوس والس وینی را به کمال تحول رساند.هنرش که لطیف تر و اشرافی تر از هنر پدرش بود ، تجلی موسیقی درخشان ترین دوره ی سلطنت (هابسبورگ) است.

اما آثارش برای تاتر (به استثنای (خفاش 130) و (بارون کولی ها 131)) از حد متوسط فراتر نمی رود و قابل قیاس با اپرت های (اوفن باخ) نیست.

کارهای اصلی : یک اپرا (پازمان سلحشور 132) ، 15 اپرت ، نزدیک به 200 والس که بیشتر به شخصیت هایی چون (ی. لیند) ، (برامس) ، (بولو) ، (ملکه ویکتوریا) و ملکه ی روسیه اهدا شده است.حدود 70 کادریل ، 140 پولکا و 45 مارش.

آثار انتخابی : (خفاش) (اپرای وین ، بوسکوفکی) ، (بارون کولی ها) (شوارتسکوپف ، گدا ، آکرمان) والس های انتخابی (ب . والتر، کاریان ، بوسکوفی) ، پولکای انتخابی (سییرت).


اشتوکهاوزن کارل هاینز(STOCHHAUSEN_Karlheinz)

(مودرات ، کلن 22 اوت 1928/ ؟ )

 

 مدتی شاگرد (ف. مارتین) در کلن بود.سپس در پاریس مرید (مسیان) شد و با زیر و بم موسیقی عینی توسط ( پ. شفر) در رادیو تلویزیون فرانسه ، آشنا شد.از ابتدا خود را وقف آهنگسازی در سیستم (سریل ) و تحقیقات صوتی کرد.اشتوکهان وزن وابسته به استودیوی موسیقی تجربی رادیوی آلمان شمال غربی در کلن به ریاست دکتر (ایمرت ) است.ویژگی تجربی بخش مهمی از آثار او هرگونه قضاوتی را ناممکن می سازد.به علاوه پیچیدگی دور از حقیقت ریتم ها (شاید اتفاقی) ، داخل شدن عناصر فی البداهه (که هنگامی که به صورت منظم باشند بسیار خطرناک است) و در برخی آثار ، تجمع اصوات سنتی با اصوات ضبط شده اغلب جهت نیت آفرینندگی را غیرقابل درک می سازد.

کارهای اصلی : ( تضادها) برای ارکستر مجلسی (1945) ، (گروه ها) برای 3 ارکستر (1957) ، (بازی شطرنجی)

برای 4 ساز (1948) ، (مس زمان) برای 5 ساز بادی (1965) ، (تماس ها)  برای نوار ماگنتیک ، پیانو وسازهای ضربی (1960) ، یازده قطعه برای پیانو وچندین اثر موسیقی الکترونیک ((اتودیک)  و (اتود دو) ، (آواز نوجوانان) ودیگر)

آثار انتخابی :آثار الکترونیک (دویچ گرام) ،( لحظه ها) (گروه کلن).


اشتولتزر توماس(STOLTZER_Thomas)

  از 1522 تا 1526 وزیر دربار ملکه (ماری) در مجارستان بود و به احتمال از 1517 به بعد کاپل مایستر پادشاه شد.به گفته ی (فتیس) در 1526 در زمان جنگ (موهاچ )ها علیه ترک ها به هلاکت رسید ، اما این فرضیه ثابت نشده است ، به این دلیل که بیشترین آثار او میان سالهای 1536 تا 1544 به چاپ رسیده است.سبک او شبیه به سبک (ایزاک) است.

کارهای اصلی : موتت های بی شمار ، پسوم و هیمن های لاتین ، 5 پسوم بزرگ آلمانی ، لیدهای آلمانی وفانتزی هایی تنظیم شده برای ارکستر صدا.


اشمیت فلورن(SCHMITT_Florent)

(بلامون ، مورت اموزل 28 سپتامبر1870/ نویی سورسن 17 اوت 1958)

درکنسرواتوار پاریس شاگرد (ماسه نه) و (فوره ) (مرید راول) بود.در 1900 نخستین جایزه ی بزرگ رم را دریافت کرد.پس از مدتی اقامت در (ویلامدیسی) که از آنجا آثار بسیاری چون (پسوم 47) را به رم فرستاد ، دست به چندین سفر به ایتالیا ، اسپانیا ، آلمان ، اتریش تا ترکیه زد.اشمیت از این سفرها قطعاتی توصیفی و تجسمی را با خود به ارمغان آورد.او گونه ای فعال جوابگوی انگیزه ی موسیقی عصر حاضر شد و در کمیته های مجمع موسیقی مستقل ، (مجمع ملی) (یا سوسیته ناسیونال) و درمقام منتقد موسیقی به ویژه در روزنامه ی (لوتان) خدمت کرد.از 1921 تا 1924 رییس کنسرواتور لیون شد.در 1936 جانشین (پل دوکا) در کنسرواتوار شد.اشمیت روشی بسیار مستقل را برگزید و همواره خود را از کلیساها و روابط قراردادی به دور نگاه می داشت.او که نسل پس از دوبوسی

 و پیش از روال بود ، هرگز رقیب هیچکس نشد.او در آثار پرصلابت و اغلب پر شورش گاه دچار افراط یا پیچیدگی در نوشتار می شود.ابن نکته بویژه در آثار موسیقی مجلسی او بیشتر به چشم می خورد.نفوذ او بر آهنگسازان جوان زمان خویش مانند (اونه گر) قابل چشم پوشی نیست.

کارهای اصلی : 3 باله از آن ها : (تراژدی سالومه) ، موسیقی صحنه از آن ها : (آنتوان و کلئوپاترا) ، موسیقی فیلم از آن ها : (سالامبو) ، (پسوم 47) و دیگر آثار کرال ، پوئم سنفونیک و قطعات توصیفی یا طنز آلود برای ارکستر ، (هابیسه) برای ویلن و ارکستر ، 2  کوارتت زهی ، تریوی زهی ، یک کویینتت زیبا با پیانو ، سوییت برای فلوت ، ویلن ، ویلن آلتو ، ویلنسل ، هارپ ، قطعات بی شمار برای پیانو ، ملودی های متعدد با همراهی پیانو یا ارکستر.

آثار انتخابی : (تراژدی سالومه) و (پسوم 47) (مارتینون) ، کوارتت زهی شماره ی 2 (شامپی) ، سویبت (کویینتت ژامه).


اشینگر گرگور(AICHINGER_Gergor)

(رایتسبون 1564/ اوگسبورگ 21 ژانویه ی 1628)

 

   حدود 1582 شاگرد (لاسو) در مونیخ و در سال 1584 شاگرد (آ. گابریلی) در ونیز بود.اشینگر بزرگترین آهنگساز آلمانی نسل خود بود.آلمانی ها روش (موسیقی نو) ایتالیایی را مدیون او هستند.در مجموعه ی (کانسیون) های او به سال 1607 بخشی از باس با توضیح عددی وجود دارد.

کارها ی اصلی : تعداد زیادی (ساکروئه کانسیون) از 4 تا 10 صدا و آوازهای مذهبی ،مس ، موتت ، وپرو و آثاری برای ارگ.

اثر انتخابی : موتت (پایار).


اک ورنر(EGK_Werner)

(آوکسهایم ، نزدیک اوگسبورگ،17 مه 1901/ اینینگ آم آمرسی، باویر10 ژانوییه ی 1983)

 

 از 1935 تا 1941 رهبر ارکستر اپرای برلین بود.پس از آن مدیر مدرسه ی عالی موسیقی شد.آهنگساز تقریبا (رسمی) (رایش سوم) بود.به جز دوره های کوتاهی که در مونیخ و فرانکفورت دید ، موسیقی را نزد خود آموخت .از نادر موسیقیدانان آلمانی این دوره است که از نفوذ (هیندمیت) درکنترپوان گریخت.نبوغ سنفونیک و دراماتیک (ریشارد اشتراوس) آلمانی ، نفوذ موسیقی و فرهنگ فرانسه و نیز (استراوینسکی ) با ویژگی های روسی اش براو تاثیر گذاشت.

کارهای اصلی : 6 اپرا از آنها : (رویزور) (شوتزینگن 1957) ، 4 باله ، آثار رادیوفونیک (به فرم کانتات یا اپرا) ، یک (ارکستر سونات) ، یک سوییت فرانسوی با اقتباس از (رامو) ، موسیقی برای ویلن و ارکستر ، (وسوسه های سنت آنتوان) برای صدا و کوارتت زهی ، یک سونات برای پیانو.


اکارد یوهان(ECCARD_Johann)

(مولهاوزن ، تورینگه 1553/ برلین 1611)

 

   در مونیخ ، شاگرد (اور لاندو.دی . لاسو) بود.به توالی آهنگساز و کاپل مایستر کنت مرزنشین (براندبورگ ) در (کوینگزبرگ) و کاپل مایستر الکتور در برلین شد.

کارهای اصلی : مس ، موتت و بویژه لیدهای تحسین انگیز پولیفونیک (170 ساکره و 80 پروفان)

اثر انتخابی : 3 لید مذهبی (هارمونیا موندی).


الگار ادوارد(ELGAR_Edward)

سر(برود هیث ، نزدیک وورچستر ، 2 ژوئن 1857 / وورچستر 23 فوریه 1934)

 صرفنظر از چند درس ویلن که بسیار از (پولیترز) آموخت ، در موسیقی خود آموخته بود.او نزد پدرش که نوازنده ی ارگ و تاجر وسایل موسیقی در (وورچستر) بود با موسیقی آشنا شد.به این گونه ارگ ، ویلن و باسون را یاد گرفت و توانست مشاغلی را در ارکسترهای محلی به دست آورد.قایم مقام پدرش در ارگ   کلیسای (سن جرج) و سرانجام در 1885 جانشین او شد.در این زمان آثاری نه چندان با ارزش تصنیف می کرد و تنها در سی و دو سالگی بود که خود را کاملاً وقف ساختن موسیقی کرد.به سرعت شهرت وسیعی در کشور خود به دست آورد.این شهرت به ویژه پس از اولین اجراهای واریاسیون های (انیگما 148) (1889) و اوراتوریوی (رویاهای ژرونتیوس) (فستیوال برمینگام 1900) که هر دو اثر به رهبری (ه. ریشتر) دوست و مجری وفادارش انجام شد ، به دست آمد.انگلیسی ها (الگار) را در مقام یکی از بزرگترین آهنگسازان زمان خود پذیرفتـنـد و آثـار مهم او به طور مرتـب در برنامه های

موسیقی انگلستان ارائه می شود ، در حالیکه او تقریباً در باقی نقاط اروپا ناشناخته باقی مانده است.(الگار) در آثار خود ، جایی که به تاثیر شدید از واگنر و برامس می رسد ، کار را به درازا می کشاند.به خصوص در (رویای ژرونتیوس) ، (انیگما) ، (فالستاف) ، و کنسرتو ویلن ، تحول ساخت ، طولانی و خسته کننده است.

کارهای اصلی : اوراتوریوها ((رویای ژرونتیوس)، (آپوستل) و دیگر).هیمن ، آنتم و کرهای مجلسی بی شمار، موسیقی صحنه ، 2 سنفونی (انیگما) برای ارکستر ، (فالستاف) (اتود سنفونیک) ، کنسرتو برای ویلن ، کنسرتو برای ویلنسل ، یک کویینتت ، یک کوراتت زهی ، ملودی های بی شمار.

اثر انتخابی : (رویای ژرونتیوس) (باربیرولی).


امانوئل موریس(EMMANUEL_Mourice)

(بار- سوراب ، 2 مه 1862/ پاریس 14 دسامبر 1938)

 

نظریه پرداز موسیقی.کودکیش در (بورگوین) گذشت و در آنجا با موسیقی محلی این ناحیه آشنا شد.پس از تحصیلات متوسطه در کنسرواتوار پاریس در کلاسهای (دوبوا) و (دولیپ) شرکت کرد و هم زمان کلاسهای مدرسه ی (لوور) را نیز ضمن آماده شدن برای دریافت دکترای ادبیات ، پشت سر گذاشت .پایان نامه ی (موریس امانوئل) درباره ی موسیقی ارکستری در یونان ازموفقیت بسیار برخوردار شد.او کاپل مایستر کلیسای (سنت کلوتید) (1907-1904) و استاد تاریخ موسیقی در کنسرتوار (193601907) بود.از ویژگیهای موسیقی اما نوئل به سبب علاقه اش به موسیقی محلی و نمونه های قدیمی عامیانه ، بازساخت پاره ای از این نوشته ها در آثار خویش است.

کارهای اصلی : 2 اپرا ((پرومته ی از بندرسته)و(سلامین)) ، 2 سنفونی ، یک سوییت فرانسوی برای ارکستر ، 6 سوناتین و یک (سوییت بورگینیون)برای پـیانو ، ملودی ها ،

هارمونی دار کردن آوازهای بورگینیون و آثاری در زمینه ی شناخت موسیقی از آن ها : (تاریخ زبان موسیقی) و رساله ی درخشانی روی (پله آس و ملیزاند) اثر (دوبوسی).

اثر انتخابی : (سوییت بورگینیون) (بوشی).


انتسینا خوان دل(ENCINA_JuanDel)

(انتسیناس ، نزدیک سالامانک ؟ 12 ژوییه ی 1468 / لئون ؟ 1529)

 

 شاعروآهنگساز دربار دوک (آلب) بود و با مقامی مذهبی در (مالاگا) خدمت کرد.میان سال های 1500 و1516 ، سه بار در رم ساکن شد.در آنجا توجه (پاپ لوئن دهم) را به خود جلب کرد.و به احتمال دو سال در زمره ی آهنگسازان کلیسای رم زیر فرمان او بود.در 1519 به درجه ی کشیشی نایل شد و نخستین مس خود را در اورشلیم هنگام زیارت به اجرا گذاشت.

کارهای اصلی : متون و موسیقی های برنامه های متعدد ، (اگلوگا) ها ، نیایش ها ، کانسیونها.

اثر انتخابی : 9 کانسیون (کاپ).


اوبر اسپری(AUBER_Esprit)

(کائن 29 ژانویه ی 1728/ پاریس 12 مه 1871)

 

رییس کنسرواتوار (1871-1842) ، کاپل مایستر(ناپلئون سوم) و عضو انستیتو بود.آخرین نماینده ی بزرگ اپرا کمیک فرانسه ، سازنده ی ملودی های استادانه.همکاری او با (اسکرایب) از 1823 به بعد مایه ی شهرت فراوان او شد.

کارهای اصلی : نزدیک به 40 اپرا کمیک (از آنها : (فرادیاوولو) ، (الماس های تاج پادشاهی) و (دومینوی سیاه) ، 10 باله ویک اپرای بزرگ ، (پورتیچی خاموش) ، اثر درخشان و تحسین شده ی او است که در آن روح  جنبش های انقلابی 1830 متجلی است.

اثر انتخابی : (اوورتورها) (لمان).


اوبر ژاک(AUBERT_Jacques)

(پاریس 30 سپتامبر 1689/ بل ویل 1753)

 

 نوازنده ی ویولن و شاگرد (سنایه) بود.ده کنسرتوی او برای چهارویلن (1735) اولین کنسرتوها برای ویلن ساخته یک فرانسوی است.

کارهای اصلی : یک اپرا ، چند باله و شمار فراوان کارهای ارکستری.

اثرانتخابی :کنسرتو برای 4 ویلن (پایار).


اوبر لویی(AUBERT_Louis)

(پارامه 19 فوریه ی 1877/ پاریس 10 ژانویه 1968)

 

 شاگرد (دیه مر) و (فوره) بود.کاریر حرفه ای خود را با خوانندگی سوپرانو در (مادلن) شروع کرد و سپس نوازنده ی پیانو شد.در 1965 در مقام عضو انستیتو انتخاب شد.

کارهای اصلی : یک اپرا به نام (جنگل آبی) (ژنو 1913) ، باله ها از مشهورترین آن ها (شب سحرآمیز) روی تم (شوپن).

اثر انتخابی : (هابانرا) (فورستیه).


اورتیس دیه گو(ORTIZ_Diego)

(تولد حدود 1520/ ؟ )

 

  از 1555 تا 1570 استاد نمازخانه ی سلطنتی ناپل بود.او یکی از نخستین کسانی بود که روی تم های در دسترس ، چندمین مجموعه واریاسیون برای ارکستر تصنیف و تنظیم کرد.

کارهای اصلی : واریاسیون هایی برای کلاوسن و ویولای باس با صدا ، یک مجموعه (موزیکو) مشتمل بر هیمن ، پسوم ، موتت و مانییفیکا.

اثر انتخابی : برگزیده واریاسیون ها (م. گیوم ، ونزینگر).


اودران ادمون(AUDRAN_Edmond)

(لیون 11 آوریل 1842/ تیرسوویل 17 اوت 1901)

 

  شاگرد مدرسه ی (نیدر مایر) و تا 1877 کاپل مایستر کلیسای (سنت ژوزف ) در مارسی بود.

کارهای اصلی : اپرات های فراوان از آن ها : (مغول بزرگ) (1877) (مسکوت) (1880) که درپانزده سال پانصد بار در پاریس به نمایش گذاشته شد ، (میس ملیت) (1890) و (لاپوپه) (1896)

اثر انتخابی : (مسکوت) (بنه دتی).


اورف کارل(ORFF_Carl)

(مونیخ 10 ژوییه ی 1895/ مونیخ 29 مارس 1982)

 

شاگرد (آکادمی تونکونست) در مونیخ وسپس شاگرد (ه.کامینسکی) بود.در 1925 در بنیانگذاری مدرسه ی (گونتر) شرکت کرد و تا 1936 روی اصولی که با سبک (ژاک دالکروز) پیوند داشت به تدریس پرداخت.در (شولورک) با فراغت حاصل از تقلیل ساعات تدریس نظریات خود را درباره ی ریتم و بنیان آموزش موسیقی ارائه کرد.نخستین ساخته ی اصلیش (کارمینا بورانا) کانتاتی صحنه ای روی اشعار لاتین و آلمان سفلای قرن سیزدهم است.سرعت حرکت این اثر فریبنده ، سادگی بی حد آن در ساخت و کاراکتر سنتی یا شخصی در آثاربعدی خود به ویژه (دای کلاخ) که از محبوبیت خارق العادی برخوردار شد ، نیز وفادار باقی ماند.

او می خواست سادگی توصیفات اولیه را به تاتر موزیکال بازگرداند و به وسیع تر شنـوندگان مـمکن دست یابد.در این

چارچوب او به حساسیت های اولیه ی شنونده دست می یازد و به گونه یی خودانگیخته به ترکیب فیزیولوژیک و جادویی هنر اصوات می پردازد.ضرب ابتدایی که عامل تعادل میان احساس و ادراک است به ریتم باز می گردد ، در واقع ریتم است نه هارمونی که باید ملودی را شکل بخشد.شمار کثیر سازهای ضربی در برخی از کارهای او (آنتیگون با 49 ساز ضربی) از همین رو است.تحول ملودیک با هارمونیک ، نحوه ی تدارک کنترپوان ، ساخت فرم های پیچیده و تمام آنچه که بتواند در نهایت ادراک زیبایی را به تاخیر بیاندازد آزادانه از دور خارج شده است.اوشور می انگیرد و در این کار سخت موفق است.اورف با ذهنیتی اصیل و شخصیتی برجسته به یقین بزرگترین موسیقیدان آلمانی دوره ی رایش سوم است.از 1950 به بعد استاد کمپوزیسیون در کنسرواتوار مونیخ شد.

کارهای اصلی : 3 کانتات بزرگ یا (ترییونفی) به نام های : (کارمینا بورانا) ، (کاتولی کارمینا) و (ترییونفودی آفرودیت) ، 6 اپرا از آن ها : (دای کلاخ) (فرانکفورت 1943) ، (آنتیگون) (سالزبورگ 1949) ، (ادیپ)  (اشتوتگارت 1995) ، چندین ساخته ی سنفونیک ، تنظیم آثار (مونته وردی ) چون (ارفه).

آثار انتخابی : سه (ترییونفی) (بوخوم) ، (دای کلاخ) (ساوالیش) ، (آنتیگون) (لایتنر).


(لودو ، هرو 15 فوریه 1899/ پاریس 23 ژوییه ی 1983)

 

شاگرد (کوساد) و (ونسان دندی) در زمان گروه شش نفری زیر تاثیر (شابریه ) ، (ساتی) و (استراوینسکی ) قرار گرفت.او در سادگی نوشتار در جستجوی روشی اساسی و تازه بود.این تمایل که بیشتربا طنز آمیخته بود به تدریج با نگرانی ازکاهش اهمیت اثر و جدی بودن آن همراه شد.حتی سونات مهم او در (فا) برای پیانو(1932) از این نگرانی نکاست.اما او گامهای اساسی توفیق را نخست با تنظیم باله هایی برای (دیاگیلف) و سپس با ساختن موسیقی برای فیلم های (رنه کلر) و (ژان کوکتو) برداشت.والس معروف فیلم (مولن روژ) که در زمان خود محبوبیت بسیار یافت از آثار او است.از 1961 تا 1968 مدیر (تاترهای ناسیونال لیریک ) شد.

کارهای اصلی : اپرای (زیرماسک) ، باله ها : (غم زدگان 189) ، (دریانوردها) ، (پاستورال)  ، (باله ی روسی 1924 ،1926 ، 1927) ،(نقاش و مدلش) ، (فدر).

موسیقی فیلم : (آزادی از آن ماست) ، (بازگشت ابدی) ، (عقاب دو سر) ، (ارفه) ، (مولن روژ) ، (پاسپورت برای پیملیکو) ، چهار آواز فرانسوی برای کر روی اشعارقرن پانزدهم  ، موسیقی ارکستری و ملودی های بی شمار.

اثر انتخابی: آوارهای فرانسوی (گوورنه).


اوفن باخ ژاک(OFFENBACH_Jacques)

نام اصلی : (یاکوب ابرست) (کلن 20 ژوئن 1819/ پاریس 5 اکتبر 1880)

 نوازنده ی ویلنسل بود.پدرش (کانتور) کنیسه ی  (کلن) در اصل اهل (اوفن باخ) نزدیک فرانکفورت بود که نام مستعار او از همین جا گرفته شده است.او استعدد پیش رس و استثنایی را در زمینه ی موسیقی نشان داد . هنگانی که در چهارده سالگی در کنسرواتوار در پاریس پذیرفته شد ، خود ویلنسل نوازی چیره دست بود.شاگردی نامنظم که کنسرواتوار را در پایان سال رها کرد و برای خود جایی در ارکستر (اپرا کمیک ) یافت.محبوبیت مجوعه ی (شانسئنت) هایش سبب شد که در 1847 رهبری ارکستر در (تاتر فرانسه) به او سپرده شود.در آنجا با ساختن یک (آوازفورتونیو) برای شمع ساز ، مورد توجه قرار گرفت.آنگاه شروع به تصنیف چندین  اپرت کرد که در تاتر (شانزه لیزه) به اجرا گذاشته شد.در 1855 اداره ی تاتر (کنت) را به عهده گرفت و نام آنجار را به (بوفه پاریزین ) تغییر داد.

 

 در این زمان بخش عظیمی از اپرت هایش را با محبوبیتی که سبب گشودن درهای اپرا کمیک ، (اپرا) ، (پاله رویال) ، (ورایته) و بسیاری صحنه های خارجی چون وین ، (امس) ، (لندن) و (بادن بادن) به روی آنها شد ، به اجرا گذاشت. این محبوبیت به زودی از او شخصی کاملاً پاریسی ساخت که تجسم خوشی های پاریس دوران تجدید سلطنت بود.آوارها و رقص های اپرت های او به ویژه (کان کان) مشهور که در (ارفه در زیر زمین) عرضه شد با انواع رنگ آمیزی و ارکستراسیون اجرا شده است.از 1872 تا 1875 اداره ی تاتر (گته ) را که سبب فلاکت مالیش شد به عهده گرفت.بخشی از دارایی خود را فروخت و برای دادن قروض خود سفری به سراسر ایالات متحده آمریکا کرد.او در 4-5 اکتبر 1880 از عوارض بیماری نقرس در خانه ی خود دربولوار (کاپوسین) درگذشت.مرگ او در شصت و یک سالگی سبب شد که وی نتواند پر ارج ترین و تحسین شده ترین اثر خود (افسانه های هوفمان) را شخصاً به نمایش گذارد.این اثر هنگام مرگ (افن باخ) تقریباً تمام شده بود.موسیقی او شادترین ، روح نوازترین ، درخشانترین ودقیق ترین کار نوع خود است که بعدها (گیرو) آخرین اصطلاحات را روی آن انجام دادو برای ارکستر تنظیم کرد.(افسانه های هوفمان) در نخستیم سال عرضه اش بیش از صد بار به اجرا گذاشته شد.هیجان ، شوخ طبعی و خشونت در اثر او هرگز از کیفیت والای موسیقی اش نمی کاهد.

کارهای اصلی : یک اپرا به نام (افسانه ی هوفمان ) (اپرا کمیک 1881) ، 95 اپرت از آنها : (ارفه در زیر زمین) (پوفه پاریزین 1858) ، (هلن زیبا) (واریته 1864) ، (زندگی پاریسی) (پاله رویال 1866) ، (دوشس بزرگ گرولشتاین) (واریته 1867) ، (لاپریکول) (واریته 1868) ، 5 باله و پانتومیم ، چند رومانس و قطعه برای ویلنسل.

آثار انتخابی : (ارفه در زیر زمین) (گرسیه) ، (زندگی پاریسی) (ژیرار با کمپانی (رنو وبارو)) ، (لاپریکول ) (مارکویچ) ، (افسانه های هوفمان) (کلویتنز) و چندمین آنتولوژی.


اوکگهم یوانس(OKEGHEM_Joannes)

(فنلاند ؟ 1430/ تور؟ 1495 یا 1496)

او نخستین شکل گیری خود در زمینه ی موسیقی را درکلیسای جامع (آنور) کسب کرد و به احتمال در 1449 با (دوفی) در (کامبره) هم درس بوده است.بین 48-1446 خواننده ی دوک (شارل دوبوربون) در (مولین) بود و حدود 1452 به خدمت پادشاهان فرانسه درآمد.از او با مقام (یوهان هوککگام ) نخستین پیش نماز نام می بردند.تا زمان مرگ در خدمت پادشاهان (شارل هفتم) ، (لویی یازدهم) و (شارل هشتم) باقی ماند و از 1465 به بعد مقام (کاپل مایستر آواز سلطنتی) نیز به او اعطا شد.از 1495 به بعد برای نزدیکی به پادشاه که در (پلسیزله تور) اقامت کرده بود ، خزانه دار صومعه ی (سن مارتن ) در (تور) شد.در 1470 به خرج پادشاه به اسپانیا سفر کرد.هنگامی که درگذشت (گیوم کرتن) شاعر بیش از چهارصد بیت شعر در بزرگداشت او سرود.(اوکگهم) نظریه پردازی بزرگ و استادی چیره دست در کنتر پوان بود.

او بنیان گذار مکتب جدید پولیفونیک (فرانسه - فلاند) است که جانشین (دوفی) و (بینشوا) شد.به لطف شاگردانش به ویژه (ژوسکن) و (لاور) و پیروان آن ها  نفوذی به چشمگیربر تحول موسیقی در اروپا یافت.در دستی این ادعا می توان به خصوص به ارتباط روحی  و نزدیک او با (ژوسکن) ، (موتون) ، (ویلرت) ، (آوگ.گابریلی) و (شوتز) اشاره کرد.

کارهای اصلی : (انتشار کانل توسط (آمریکن موزیکو لوژیکال سوسایتی)): 19 مس از آن ها : (مرد مسلح) و (میمی کوارتی تونی) ، موتت ها از آن ها : (دئو گراتیاس) در 36 صدا ، 19 آواز فرانسوی .

آثار انتخابی : (میزا میمی) (نوت) ، 6 موتت (ونهودا) ، رکوییم (ونهودا).


اولتا پی یترو(AULETTA_Pietro)

(سنت آنجلوا اسکا ، نزدیک آولینو 1698/ناپل 1771)

 

 به جز تاریخ تصنیف آهنگ هایش ، تقریباً هیچ چیز از زندگی او نمی دانیم.

کارهای اصلی : حدود پانزده اپرای (سریو) و (بوف) ، اپرابوف (استاد موسیقی) منتسب به (پرگولزی ) روایت خلاصه شده ای از (اوراتسیو) ی (اولتا) است.به جز (پرگولزی) ، آهنگسازان دیگری هم به این (اوراتسیو) قطعاتی افزوده اند.


اونسلو ژرژ(ONSLOW_Georges)

(کلمون فران ، 27 ژوییه ی 1748 / کلمون فران 3 اکتبر 1853)

 

  در پیانو شاگرد (دوسک) و (کرامر) بود.پیش از آن که به طور جدی با (رایشا) به تحصیل پردازد به صورت آماتور آثار بسیاری ساخت.در 1842 در مقام عضو انستیتو به جای (کروبینی ) پذیرفته شد.او در تحول موسیقی مجلسی در فرانسه نقش به سزایی داشت.

کارهای اصلی : 4 اثر غنایی ، 4 سنفونی ، 34 کویینتت که مهمترین آثار او هستند ، 36 کوارتت و قطعات بسیاری برای پیانو.

اثر انتخابی : (سکستورئور و کویینتت بادی) (کویینتت بادی فرانسوی).


اونه گر آرتور(HONEGGER_Anthur)

(لوهاور 10 مارس 1892/ پاریس 27 نوامبر 1955)

پدرش تاجر اهل زوریخ ، مقیم (هاور) و مادرش نوازنده ی چیره دست اما آماتور پیانو بود.آن ها پس از کشف استعداد پسرشان در موسیقی ، او را برای تحصیل به زوریخ فرستادند.اونه گر سپس به پاریس رفت و تحت مدیریت (کاپه) (ویلن) ، (گدالگ) (کنتر پوان و فوگ) ، (ویدور) (کمپوزیسیون) و (ونسان دندی ) (رهبری ارکستر) را فرا گرفت.در کلاسهای (گدالگ) در کنسرواتور با (میلو) و (آندری ورابوگ ) که بعدها قرار شد همسرش شود ، دوست شد.در 1918 نخستین اثر مهمش (نمایش بازی های دنیا) که موسیقی برای یک دیورتیسمان اثر (پ.مرال) بود ، در (ویو کلمبیه) اجرا شد.از ژانویه 1918 به بعد ، این تاتر مرکز اجرای کنسرت های گروهی موسیقیدان به نام (جوانان جدید) بود.پس از چندی (ه. کوله ) ی منتقد ، نام آن ها را (گروه شش نفری) که از (اونه گر) ، (میلو) ، (پولانک) ، (اوریـس) ، (دوری) و (ژمـن تله  فـر) تشـکیـل

شده بود ، گذاشت.(کوکتو) سخنگوی این گروه شد که از نظر شخصیت و استعداد تفاوت های فاحش با یکدیگر داشتند.اونه گر، به ویژه ، با اصول زیباشناسی که می بایست پیوستگی گروه شش نفری را تضمین کند ، بیگانه ماند و این پیوستگی تنها با تبلیغات به او القا می شد.اونه گر همواره تاکید می کرد که موسیقی مجلسی و سنفونی را به موسیقی سیرک یا موزیک هال که (کوکتو) فضایل جذابی برای آن بر می شمرد ، ترجیح می دهد.در 1912 (داوید شاه) را در تاتر (ژورا) و (مزی یر) سوییس به اجرا گذاشت.از همین دوره استقلال بی چوبی و چرایش در رویارویی با دوستانش ، آشکار شد.با اجرای این اثر ، فرم  کارهای آینده اش به نحو شگفت آوری ترسیم شد.(داوید شاه) و (پاسیفیک 231) به سرعت در سراسر دنیا به شهرت رسیدند.از اونه گر دعوت های بی شماری به عمل آمد و فستیوال های آثارش روز بروز افزایش می یافت.اونه گر پیش از آنکه به مرز سی و پنج سالگی قدم گذارد ، در تمام دنیا مشهور شده بود.تا پیش از 1947تصور همگان بر این بود که از سلامت کامل برخوردار است ، در این سال به یک سکته ی ناقص قلبی دچار شد و هرگز به حال اول بازنگشت.آثار او در برگیرنده ی هیچگونه سبکی در باب روش یا نظر خاصی نیست.باخ را می ستود و فرم های کلاسیک را از او الهام می گرفت.تنها روش توصیفی و عرفانی در آثار او یک تحریر پولیفونیک پیچیده در برخورد با تونالیته های گوناگون است.

کارهای اصلی : آثار دراماتیک (آنتیگون) (بروکسل 1927) ، (ژودیت) (مونت کارلو 1926) ، (نیکولا دوفلو) (نوشاتل 1941) ، (آمفیون) (پاریس 1931) ، اپرت ها : (ماجرای شاه پوزول) ، (کاردینال های کوچک) ، (زیبای مودون) ، 14 باله ، موسیقی صحنه و فیلم : حدود 40 موسیقی فیلم از آن ها : (ناپلئون) ساخته ی (آبل گانس) ، اوراتوریوها : (داوید شاه) (1921) ، (فریادهای جهان) (1931) ، (رقص مردگان) (1938) ، (ژان درآتش) (1935) که اشعار این دو اثر اخیر از (کلودل) است.کانتات ها : (سرود پاک) ، (غزل غزلهای سلیمان) ، (آواز آزادی) ، (کانتات نوئل) ، که آخرین اثر مهم اوست.ملودی های فراوان ، (عید پاک در نیویورک) برای صدا و کوارتت زهی ، 3 (موومان سنفونیک) از آن ها : (پاسیفیک 231) و (راگبی) ، 5 سنفونی که شماره ی 2 برای سازهای زهی و شماره ی 3 (مذهبی) ، شماره ی 4  (دلیسیو بازیلینسیس) ، شماره ی 5 (دی تره ره) یک کنسرتینو برای پیانو ، کنسرتو برای ویلنسل ، کنسرتو مجلسی برای فلوت ، ابوآی انگلیسی و سازهای زهی ، دو سونات برای ویلن و پیانو، قطعات برای پیانو)

آثار انتخابی : (نیکولا دوفلو) ، (کانتات نوئل) ، 3 کنسرتو (تزیپین) ، (داوید شاه) (دوتوا) ، (ژان در آتش) (اورماندی) ، سنفونی های شماره ی 2 ، 3 ، و 5و (پاسیفیک 231) (بودو).


اوهانا موریس(OHANA_Mauric)

(کازابلانکا 12 ژوئن 1914/ ؟ )

 

آهنگسازی مستقل و اصیل که شاگرد (کاسلا) و (لسور) بود و(فایا) چنان او را به کار تشویق کرد که می توان گفت درحرفه ی او سرنوشت ساز بود.

کارهای اصلی : (لانتو برای سان چز می یاس) (اوراتوریویی با اقتباس از (لورکا)) ، (گرافیک و کنسرتوهایی برای گیتار و ارکستر) ، (برمزار دوبوسی) برای ارکستر و سه تکنواز ، آوازهایی برا ی فلوت ، پیانو ، سیتار در 3/1 ، (سیناکسیس) برای دو پیانو و ارکستر، (پانتاکال) برای کلاوسن و ارکسترهای مجلسی.

اثر انتخابی : (سیلاب برای فدر) (کنستان).


ایبر ژاگ(IBERT_Jacques)

(پاریس 15 اوت 1890/ پاریس 5 فوریه ی 1962)

 

 شاگرد (گدالگ) و (ویدال) بود.نخستین جایزه ی رم را به دست آورد و در 1922 سه (اسکال) در (پالرمو) ایتالیا ساخت که سبب شهرت او شد.از 1973 تا 1940 ، سپس از 1946 تا 1960 در (ویلا مدیسی) رم مدیر آکادمی فرانسه شد.از 1955 تا 1956 مدیرا اپرای پاریس شد و در 1965 به جانشینی (روپارتز) عضو انستیتو شد.

کارهای اصلی : 7 اثر غنایی از آن ها : اپرا بوف جذابی به نام  (آنژلیک) ، 7 باله از آنها : (دیان دو پواتیه) ، (عشق های ژوپیتر) ، (شوالیه ی آواره) ، موسیقی صحنه ، حدود 40 موسیقی فیلم از آن ها : (دن کیشوت) ، (مکبث) ، (آوازجنون) برای تکنوازی ، کر و ارکستر ، (سوییت الیزابتی) برای ارکستر با همراهی کر زنان ، (اسکال) ها مشتمل بر سه پیس سنفونیک ، (بزرگداشتی ازموتسارت) برای ارکستر ، یک سنفونی ناتمام ، کنسرتوهای ویلنسل ، ساکسفون ، فلوت و ابوآ ، یک کوارتت زهی بسیار زیبا ، قطعاتی برای پیانو از آن ها : (قصه ها) .آثار انتخابی :(اسکال) ها (مونش) ، (قصه ها) (دوین) ، کوارتت (پارنین).


ایرلند جان(IRELAND_John)

(باودون ، چسشایر ، 13 اوت 1879/ واشنگتن 12 ژوئن 1962)

 

 پسر (الکساندر ایرلند) نویسنده ی و شاگرد (استانفورد) در کالج سلطنتی موسیقی بود.در آنجا سپس استاد موسیقیدانان انگلیسی بسیاری چون (بریتن) شد.برامس ، دوبوسی ، راول و استراوینسکی نفوذی عمیق بر شکل گیری  سبک او داشتند.

کارهای اصلی : موسیقی کلیسا ، آثار کرال ، (آنچه خواهد بود) تنور، کر و ارکستر ، چند پیش سنفونیک از آن ها : (مه دون) ،(اووتورلندن) ، (کنسرتوپاستورال) برای سازهای زهی ،(اوورتورساتریکون)... کنسرتو و (افسانه) برای پیانو و ارکستر ، ساخته های بسیار برا ی پیانو از آن ها : یک سونات زیبا.موسیقی مجلسی و ملودی های بی شمار.


ایزااک هنریکوس(ISAAC_Henricus)

معروف به (آیگوتدسکو)( ؟ برابان یا فنلاند حدود 1450/ فلورانس 1517 )

از 1475 تا 1496 در فلورانس بود و جانشین (اسکار چالویی) در مقام نوازنده ی ارگ دربار (لوران کبیر) شد و هم زمان عهده دار مقام (کانتور) و نوازنده ی ارگ در کلیساهای مختلف بود.از 1469 تا 1513 در دربار (ماکزیمیلیام ) که در 1496 به وین نقل مکان کرد ، آهنگساز بود.به این شکل سالها همراه دربار (آوگسبورگ) ، (اینسبروک) ، (کنتانس) سفرهای فراوان کرد.خود نیز به تنهایی به فلورانس و فراره رفت که در آنجا با (ژوسکن) در دربار (ارکول غرب) آشنا شد.در (اینسبروک ) آواز مشهور (اینسبروک ناچارم ترکت کنم) که ملودی آن 60 سال بعد در کرال (ای جهان ناچارم ترکت کنم) جای گرفت و در اصل ریشه ی عامیانه داشت ، توسط او تنظیم پولیفونیک یافت.در (کنستانس) استاد (زنفل) شد و با (ماکیاول) مراوده پیدا کرد.(هنریکوس) آخـرین سالـهای زنـدگـی خـود را در فـلورانـس در مقـام مامـور دیـپلمـاتیـک

(ماکزیمیلیام) گذارند.مهمترین اثر او مجوعه ی (کرالیس کونستانتینوس) است که به سفارش یکی از اعضای شورای اسقفی کلیسای جامع (کنستانس) ساخته شد.این مجموعه ناتمام که حدود 1531 توسط مریدش (زنفل) تکمیل شد، از 1550 تا 1555به چاپ رسید.بخشی از آثار او متاسفانه گمشده است ، به ویژه آوازهایش که شواهد گرانبهایی بر سنت مونودیک که در ایتالیای قرن پانزدهم به ویژه در میان جامع موسیقی پولیفونیک جاودانی شد ، بود.

کارهای اصلی : یک اجرای ساکره به نام س س .جووانی وپائولوا 26 (1488) ، 30 تا 40 مس ، 50 موتت و کرالیس کنستاتینوس در چهار صدا ، روی تم های مذهبی سنتی ، حدود 60 آواز پولیفونیک آلمانی ، ایتالیایی ، فرانسوی و فنلاندی ، (کانتی کارنا شالسکی) (آواز کارناوال روی متونی از (لوران کبیر) ) که گمشده است ، 58 قطعه سازبندی شده در 3 ، 4 و 5 صدا ، 29 قطعه ی (هاوس موزیک) در 2 ، 3 و 4 صدا.

آثار انتخابی : مس (این دومینیکا لوئتاره) (اکس لاشاپل) ، (مس اپروئکلار) (رولاند).


ایزلر هانس(EISLER_Hanns)

(لایپزیک 6 ژوییه ی 1898/ برلین 1962)

 

دروین شاگرد (شونبرگ) و (وبرن) بود.از نادر کسانی بود که در مکتب خود از تکنیک دوده کافونیک استفاده نکرد.مدعی نظریه ی (هنربرای هنر) اما به عکس یک مروج  (هنر متعهد) بود.برای او موسیقی ، زیر همان عنوانی که تاتر برشت می کوشید ، می بایست توصیف گر مشکلات سیاسی و اجتماعی زمان باشد.(ایزلر) در آمریکا و بیشتر در (هالیوود) زندگی کرد جایی که او نا گریز مشکلات موسیقی فیلم را بررسی کرد:اثر او (آهنگسازی برای فیلم) شاید هوشمندانه ترین چیزی باشد که در این زمینه نوشته شده است.

کارهای اصلی : اپرای (گولیات)  ، آثار متعدد کرال (که درمیان آنها کانتات هایی روی متون برشت و سیلون وجود دارد.) ، لیدهای بی شمار از آن ها : (تاگبوخ) برای 3 صدای زنان ، تنور، ویلن و پیانو ، (دفترلیـدهای هالیوودی) که به تقـریب شـامـل 200 ملـودی اسـت،مـوسیـقی صحنـه برای نمایش نامه های (برناد شاو) و (برشت) (او) و (برشت) (گالیله ئوگالیله یی)  ، موسیقی فیلم ، یک سنفونی مجلسی.سرود ملی جمهوری دمکراتیک آلمان ساخته ی (ایزلر) است.


اینجگنری مارک آنتونیو(INGEGNERI_MarcAntonio)

(ورون حدود 1545/ کرمون اول ژوییه ی 1592)

 

  شاگرد (و. روفو) د ر(ورون) و (س.دو روره) در (پارما) که خود چون (آ. گابریلی) شاگرد (ویلرت) بود.او در کلیسای جامع (کرومون) جایی که (مونته وردی ) شاگردش شد ، رییس کربود.بخشی از اثر او که هم زمان لطیف و پر حرارت بود به مکتب رم (پالسترینا) و بخش دیگر زیر تاثیر مکتب ونیز (س.دو روره ، گابریلی) بود.

کارهای اصلی : 27 (رسپونسوریا) برای هفته های مقدس که مشتمل بر مهمترین آثار او است ، 2 کتاب مس ، 4 کتاب موتت به نام (ساکروئه کانسیون) ، یک کتاب (هیمن) و 8 کتاب مادریگال که یکی از آنها گمشده است.

اثر انتخابی: 8 (رسپونسوریا) (خوانندگان سن اوستاش).


ایندیا زیگیسموندو دو(INDIA_SigismondoD)

(پالرمو ؟ حدود 1582/ مودن ؟ 1629)پ

 

از خانواده ی نجیب زاده اهل (پالرمو) بود که به احتمال دوران کودکیش در ناپل سپری شد.از اسامی استادانش بی اطلاعیم.در تورین زیر خدمت (دوک دوسووآ) در مودن نزد (دوک دوبست) و در رم زیر خدمت کاردینال (دوسووآ) بود.

کارهای اصلی : بخش اعظم آثار او گمشده است.پاستورال ، یک مس ، 8 کتاب مادریگال در 5 صدا ، 2 کتاب (ویلانل) از 2 تا 5 صدا ، یک کتاب موسیقی و باله در 4 صدا با همراهی باس کونتینو ، 2 کتاب (کنسانتی های ساکره) از 2 تا 6 صدا ، 4 کتاب (موزی چیا) از یک تا 2 صدا با همراهی باس کونتینو.


اینسانگوئینه جاکومو(INSANGUINE_Giacomo)

معروف به (مونپولی) (مونپولی ، باری 22 مارس 1728/ ناپل اول فوریه 1795)

 

کنسرواتوار(سن اونوفریو) درناپل شاگرد (کونتوماچی) بود که خود نیز استاد آنجا شد.نوازنده ی ارگ و کاپل مایستر (سان جنارو) و یکی از سازندگان نمونه ی اپرابوف ناپلی بود که امروز به ناحق فراموش شده است.

کارهای اصلی : مس ، پسوم ، موتت و 20 اپرا که مشتمل بر یازده اپرا بوف و 9 (سریو) است.


اینگل برشت دزیره - امیل(INCHELBRECHT_Desire-Eemile)

(پاریس 17 سپتامبر 1880/پاریس 14 فوریه 1965)

 

رهبر ارکستر و رییس موسیقی تاتر شانزه لیزه در ابتدای گشایش آن در 1913 بود و در 1934 (ارکستر ملی) را بنیان گذاشت.(دوبوسی) ریاست قسمت کر در اثر معروفش (شهادت سن سباستین) را به او سپرد.

کارهای اصلی : یک رکوییم ، باله ها از آن :(ال گرکو) و (شیطان در برج ناقوس) ، آثار سنفونیک ،(نرسری) برای پیانو چهار دستی که بعدها به ارکستر درآمد.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*