بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

موسیقی دانان جهان ب

بابیت میلتون(BABBITT_Milton)

(فیلاد لفیا 10مه ، 1916/ ؟ )

 

 تحصیلات خود را در دانشگاه (پرینستون) به پایان رساند ، در همان جا از 1943 تا 1945 استاد ویکی از اعضای دانشکده ی ریاضیات شد.میلتون یکی از برجسته ترین نمایندگان مکتب جوان موسیقی الکترونیک آمریکا است.

کارهای اصلی : 2 مجموعه موسیقی برای مس ،  یک کوارتت زهی ، موسیقی برای ویولا وپیانو ، ملودی ها و ساخته هایی برای سازهای الکترونیک.


باخ کارل فیلیپ امانوئل(BACH_CarlPhilippEmanouel)

(وایمار ، 8 مارس 1714/ هامبورگ 15 دسامبر 1788)

 کارل فیلیپ امانوئل پنجمین فرزند (یوهان سباستیان) و (ماریا باربارا باخ) ودومین فرزند آنها بود که زنده ماند.پدر خوانده اش (تلمان) مشهور بود.هم زمان تحصیلات عادی خود را در(سنت توماس) و تحصیلات قضایی را در دانشگاه لایپزیگ و (فرانکفورت سورلورد) به پایان رساند و نزد پدرخود کلاوسن را فرا گرفت.از سنین بسیارجوانی استعداد خود را درزمینه ی موسیقی بروز داد و از بر آثاری را که پدرش به روی کاغذ آورد ، با کلاوسن می نواخت.دربیست و چهارسالگی نوازنده ی کلاوسن درارکستر ولیعهد (پروس) شد.دوسال بعد ، هنگامی که ولیعهد با نام (فردریک دوم) بر تخت سلطنت جای گرفت ، کارل فیلیپ امانوئل کار خود را در (پوستدام) ادامه داد.درآن جا پنج باردر هفته ، پادشاه را که فلوت می زد ، درکنسرت سلطنتی همراهی می کرد.

 در 1750 به عبث کوشید جانشین پدرش درسنت توماس لایپزیگ شود ، در آن زمان هنوز نمی دانست که درهامبورگ خوشبخت تر خواهد شد ، سرانجام در1767 جانشین (تلمان) در مقام (رییس موسیقی ) هامبورگ شد و شاهکاری های بی شمارش را چون (مس در سی) از پدرش ، مس اثر هندل ، (استابات ماتر) اثر (هایدن) و (رکوییم ) اثر (ژوملی) را به دوستداران موسیقی عرضه کرد.این نظریه پرداز برجسته ی سازهای شستی دار ، سرانجام پدر تکنیک پیانوی مدرن لقب گرفت.اثر او، (جستجو در هنر واقعی برای نواختن سازهای شستی دار ) (1753-1762) ، کاری اساسی برای شناخت روش به کار بردن سازهای شستی دار در قرن هیجدهم است.به احتمال قوی موتسارت او را خوب می شناخت.در 1795 ، هایدن بی خبر که (امانوئل باخ) ، هفت سال پیش ازآن فوت کرده است ، برای دیدن او به هامبورگ آمد.

کارهای اصلی : حدود 700 اثر: موسیقی آوازی : 2 اوراتوریو ، 2 پاسیون ، یک مانییفیکا ، کانتات و لیدهای بی شمار.موسیقی ارکستری : سنفونی ، کنسرتو ، سونات و تریوها.سازهای شستی دار: شامل مجموعه های بی شمار، که در آن میان می توان از6 کتاب سونات ، فانتزی و روندو برای آماتورها ، سونات هایی برای دو کلاوسن با ارکستر و حدود 50 کنسرتو ، نام برد.آثارادبی : (جستجو در هنر واقعی برای نواختن سازهای شستی دار) و (یادداشت هایی از زندگی خود).

حساسیتی نزدیک به رمانتیک ها ، قریحه ی برجسته اش درریشه یابی سارها و تسلط برعناصر ملودیک در بیشتر آثارش از او یک پیشرو می سازد.شاید او را بتوان در ردیف نخستین آهنگسازان رمانتیک به حساب آورد.

آثار انتخابی : (مانییفیکا درر) (دتل) ، سنفونی در 5 (کهر) ، کنسرتو ، کوارتت ، تریو (لانگ) ، کنسرتو برای سازهای شستی (گروه آنجلیکوم ) ، کنسرتو برای فلوت (رامپال ، فرومان).


باخ ویلهم فریدمان(BACH_WilhelmFriedmann)

(وایمار، 22 نوامبر1710/ برلین اول ژوییه ی 1784)

 او دومین فرزند و  بزرگترین پسر (یوهان سباستیان باخ) و (ماریا باربارا باخ) بود.تحصیلات عادی خود را در (کوتن) و سپس در مدرسه ی (توماس) لایپزیگ به پایان برد و تحصیلات حقوق را در دانشگاه لایپزیگ به اتمام رساند.پدرش که همواره اعتقاد داشت ، ائ ، با استعداد ارین فرزندش است خود را وقف شکل گیری ویلهلم در موسیقی کرد و برای او 9 فوگ و پرلود کوچک ، 6 سونا برای ارگ و نخستین پرلودها و فوگ های (کلاوسن بین تامپره) را ساخت.هم دوره هایش او را یکی از از بزرگترین اساتید سازهای شستی می دانستند.ساخته های او برای این سازها ، امروز این نظر را تایید می کند.او به توالی نوازنده ی ارگ (سن سوفی ) در (درسدن) (1733) و سپس کانتور (نوتردام دوهال) (1746) با مقام (رییس موسیقی) شهر بود. در آنجا مجموعه ای از گلچین آثارش را به اجرا گذاشت.

 

 در 1762 وظایف کاپل مایستر در (دارمشتات) را پذیرفت اما معلوم نیست تمام وقت خود را روی این کار گذاشته باشد.در 1764 از وظایف خود در (هاله) کناره گیری کرد و از این تارخ به بعد به نظر می رسد که زندگی مستقل و بدون شغل ثابتی را در (هاله) ، (برانشوایگ) و (برلین) ، پیش گرفت.رسیتال های ارگ او تحسین بسیاری را برانگیخت ، چند شاگرد متنفذ پیدا کرد ، اما در جریان بیسا سال آخر زندگی خود ، موقعیت مالی او روز به روز متزلزل تر شد.در(برانشوایگ) بخشی از نوشته های پدرش را گرو گذاشت از آن میان (هنرفوگ) که در فروش یا عدم فروش آن بحث شده است ، اما برخی ار ساخته های خود را به این قصد که با سهولت بیشتری به فروش روند با نام پدرش امضا می کرد.(فریدمان باخ) در تنگدستی ، از یک ناراختی ریوی درگذشت.از محل دفن او اطلاعی در دست نیست.بی قیدی ، بی مهری و تلون مزاج او ، دشمنان زیادی برایش به وجود آورده بود.

کارهای اصلی : (مس آلمانی در ر مینور) ، 21 کانتات ، 9 سنفونی ، آثاری برای ارگ شامل فوگ و پرلود کرال ، موسیقی برای سازهای شستی شامل 12 سونات ، 8 فوگ ، 42 (پولنز) ، 10 فانتزی وده ها کنسرتو.

ویلهلم فریدمان باخ با استفاده از نبوغی پیامبرگونه و با یاری از علم قدیم به الهاماتی رمانتیک حتی فانتری امپرسیونیستی می رسید.او نیز به سهم خود به اندازه ی (کاری فیلیپ امانوئل) کوشید فرم های مدرنی از سونات و کنسرتو به اجرا بکشد.ساخته های او که به درستی شناخته نشده اند ، نمایانگر محکم ترین شخصیت در میان پسران باخ بزرگ است.

آثار انتخابی : (سونات در لا ماژور) (نویمایر) ، قطعاتی برای ارگ (ن .پییرون).


باخ یوهان سباستیان(BACH_JohannSebastian)

(وایمار، 22 نوامبر1710/ برلین اول ژوییه ی 1784)

 (پسریوهان آمبروسبوی باخ) (1645-1695) نوازنده ی ویلن و ویلن آلتوی شهر (درفورت) و (ایسناخ).آمبروسیوس ، خود فرزند (الیزابت لمرهیت) (1644-1694) و یک آهنگساز بود.درده سالگی باخ زیر آموزش برادر بزرگش ، شاگرد (پاخلبل) ، (یوهان کریستوف) قرار گرفت.در 1707 با (ماریا باربارا باخ) (1648-1720) ، دخترعموی خود ازدواج کرد.پس ازمرگ اولین همسرش بار دیگردر1721 با (آنا ماگدالنا وولکن) (1701-1760)  ، خواننده ی سوپرانو ، ازدواج کرد.از نخستین ازدواج باخ هفت فرزند به دنیا آمد که سه تای آن ها در کودکی مردند.سه فرزند دیگر حاصل این ازدواج : (ویلهلم فریدمان) ، (کارل فلیپ امانوئل) ، (یوهان گوتفرید برنهارد) ، آهنگسازان سرشناس عصر خود شدند.از ازدواج دوم باخ سیزده فرزند بوجودآمد که شش تای آنها به سن کمال نرسیدند.

دو آهنگساز سرشناس (یوهان کریستوف) و (یوهان کریستیان باخ) ، حاصل این ازدواج بودند.

یوهان سباستیان باخ تحصیلات ابتدایی (لاتین ، یونانی ، ادبیات ، تاریخ ، جغرافی،.....و موسیقی) را در (ژیمناسیوم ایسناخ) و بعد در (لیسوم اوردروف) به پایان رساندودر یک زمان از پدرش ویلن و از برادرش یوهان کریستوف ، کلاوسن و ارگ و از هر دو کمپوزیسیون می آموخت.صدای زیبایش در پانزده سالگی ، او را به خدمت در (لونبورگ) کشید.هم آن جا روی کمپوزیسیون و ارگ زیر نظر ارگ نواز(سنت میشل( کارکرد.در لونبرگ ، به احتمال ، از آموزش (بوهم) بزرگ نیز استفاده کرد.باخ موسیقی را بسیار می خواند ومی نوشت.عادتی که تا پایان زندگی به آن وفادار ماند.از آلمانی ها : (بوکستهوده) ، (راینکن) ، (بوهم) .فرانسوی ها : (گرینی ) ، (کوپرن) ، (مرشان) و ایتالیایی ها : (فرسکو بالدی) ، (آلبینونی) و (ویوالدی) ، روی او تاثیر گذاشتند.در 1705 ، پیاده (آرنشتات) را تا (لوبک) نزدیک 400 کیلومتر - برای ملاقات بوکستهوده و شنیدن موسیقی او طی کرد.

باخ ، هر چه در زندگی خصوصی خود آرام ، درزندگی حرفه ای اش پر تحرک بود.هرگز به خارج از کشورش مسافرت نکرد.استعداد یکتا و شرافت هنرمندانه اش از او شخصیتی قوی وآشتی ناپذیر ساخت.این روحیه به برخورد دیر یا زود با استادان قدیم و اختلافات ریشه داربا مقامات رسمی محلی لایپزیگ انجامید.به تبع طبیعت خاصش ، خیلی کم مغرور بود.اما ارزش استعداد خود را خوب می دانست و برای ایجاد شرایط تجلی این استعداد ، سخت کوشی می کرد.با این حال به نظر می رسد در حفظ آثارش برای آیندگان حساسیت زیادی نداشته است: تنها یکی از کانتات هایش ، (شماره ی 71 ، خدا پادشاه من است) ، در زمان حیاتش چاپ و منتشرشد.

زندگی حرفه ای : 1697-1703 : خواننده در کلیسای (اودروف) و سپس کلیسای (سنت میشل) در لونبورگ.نخستین آثار - واریاسیون و پرلود برای ارگ.

1703-1707 : نوازندهی ارگ در کلیسای جدید (سنت بونیفاس) درآنشتات ، که امروز کلیسای باخ نامیده می شود.اولین کانتات او (سپس تو روح من خواهی شد).درآنجا ، روز عید پاک 1704 اجرا شد.یکی از بزرگترین نوازندگان ارگ آلمان به زودی یکی از برجسته ترین متخصصین ارگ شد.

1707-1708: روابط تیره با روسای خود او را مجبور به ترک آرنشتات کرد ، در هنگام لشکرکشی به (لوبک) باخ بی آن که به هیچ کس اطلاع دهد و نشانی از خود به جای گذارد سه ماه به مرخصی رفت و این یکی از دلایل اساسی اختلافات بعدی شد.او نوازندگی ارگ در(سنت بلز) در (مولهاوزن) را پذیرفت و چهار کانتات جدید ارائه کرد:

(آکتوس تراژیکوس) شماره های 131 ، 71 ، 196 و 106.

1708-1717: مدیر سالن موسیقی و نوازنده ی ارگ دربار و ایمارو در سال 1714 رییس کنسرت شد.بزرگترین آثار ارگ او و مجموعه ای از مهمترین کانتات هایش درست در همین دوره ای ساخته شد که او ایتالیایی های بزرگ ، (آلبینونی) ، (کرلی) ، (لوگرنزی) و (فرسکو بالدی) را کشف کرد.

1717-1733 : کاپل مایستر دربار کوتن.پرنس شخصاً در ارکستری که توسط باخ رهبری می شد ویولای گامبا می زد.ساختن اکثر آثار بزرگ ارکستری : سوییت برای ارکستر ، (کنسرتو براندنبورگ) ، کنسرتوها ، سونات هایی مختلف ، آثار کلاوسن ، که در آنها از کتاب اول کلاوسن می توان نام برد.در سال 1721 به پرنس با زنی که او را از هنر مورد علاقه اش دور کرد ، ازدواج کرد.باخ که یک سال بود همسرش را از دست داده بود ، بار دیگر در همان سال ازدواج کرد.تربیت فرزندانش به تدریج به صورت مشکل بزرگی درآمد... این مسایل تازه سبب شد که به فکر کوتن و رفتن به لایپزیگ برای جانشینی (کوهناو) ، کانتور کلیسای (سنت توماس) که در سال 1722 درگذشته بود ، بیافتد.

1723-1750: کانتوردرلایپزیگ (پستی را که به او دادید (تلمان) به تازگی رد کرده بود.).این موقعیت تازه به هیچ وجه فریبنده نبود.باخ می بایست نوشتن برای تاتر را رد می کرد ، و می پذیرفت که درزندگی پوچی را ادامه دهد و به شاگردان مدرسه ی (توماس) ، تشکیلاتی که در 1212 بنا شده بود ، موسیقی بیاموزد ، از انجمن شهراطاعت کند ، تمام موسیقی را که به او سفارش می دادند تهیه کند و بدون اجازه ی روسا غیبت نکند... روزهای جشن و یکشنبه ها می بایست به تناوب برای کلیساهای (سنت توماس) و (سنت نیکولاس) موسیقی تهیه کند.از میان شاگردان مدرسه ی توماس یک گروه کر (20 سوپرانو و آلتو و 30 تنور و باس) و گروه کوچکی از نوازندگان متوسط گرد آورد.بیشتر کانتات های کلیسایی خود را برای این شنوندگان و اجرا کنندگان اندک (وتنها برای آن ها) ساخت :پنج مجموعه ی سالانه ی کامل برای همه ی یکشنبه های سال و اعیاد با نظم و سرعتی غیر قابل باور نوشت.دریغ که تمام آن روزها ، آرامش این زندگی پر بار با نزاع های دائمی که او را در مقابل انجمن شهر و روسای مدرسه (سنت توماس) قرار می داد ، به هم ریخته شد.اپراهای باخ به شرایط نامناسب اجرای کانتات هایش و تمایل مسوولان به بی قدرکردن تدریس موسیقی در شکل سنتی آن بهانه ی درگیری های همیشگی بود.

در مدت این دوره ی طولانی ، باخ به چند سفر کوتاه دست زد: (وایمار) ، (کاسل) ، (درسدن) که در آن جا هاسه و همسرش و آوازه خوان مشهور (فوستینا بوردونی) را ملاقات کرد ، برلن ، پوستدام که از سوی (فردیک شاه) پذیرفته شد.

در پایان 1749 چشمان کانتور خسته از نسخه برداری های بسیار بلند و دقیق به تقریب دیگرهیچ نمی دید.جراحی مشهور به نام (شوالیه جان تیلور) که دو سال بعد باعث از دست رفتن بینایی هندل شد ، او را جراحی کرد و باخ کور کامل از زیر عمل بیرون آمد.به فلج چشمی و عفونتی که در پی داشت ، اشتباهات مداوایی کشنده اضافه شد.باخ در 28 ژوییه ی 1750 در ساعت بیست و چهل و پنج دقیقه در سن شصت و شش سالگی بدرود حیات گفت.او را در کلیسای (سنت جان) به خاک سپردند ودر 1894 باقی مانده ی جسدش از خاک بیرون آورده شد و به تازگی جمجمه ی او را به کلیسای (سنت توماس) نقل مکان داده اند.از میان فرزندان متعددش ، نه تا پس از او زنده ماندند و (رژین سوزانا) کوچکترین فرزندش در 1809 در فقر کامل درگذشت (بتهوون قول داده بود به او کمک مالی کند ... اما به نظر می رسد که به قول خود وفا نکرده باشد).

کارهای اصلی : اثر کاملی که به وسیله ی بنیاد باخ چاپ شد : (انجیل به روایت سن ژان) 1723 ، (انجیل به روایت سن ماتیو) 1729 ، (انجیل به روایت سن مارک) ، (انجیل به روایت سن لوک) ، یک مس بزرگ در سی مینور ، به شکل کانتاتی در بخش های متعدد ، 4 مس به سبک لوتری (فقط کی ری و گلوریا) ، (اوراتوریوی نوئل) (1734 ، سوییت شامل 6 کانتات) ، (اوراتوریوی پاک) (1736 ، در شکل یک کانتات) ، (اوراتوریوی آسانسیون) (کانتات شماره ی 11) ، (مانییفیکا) (5 دوره ی مانده و دوازده کانتات برای کلیسا ) ، حدود 300 کانتات که 202 تای آن باقی مانده و دوازده کانتات ناتمام یا منتسب به باخ ، 25 کانتات پروفان ، آثار ارگ : 144 کرال ، 6 سونات ، 6 کنسرتو ، پرلود (یا توکاتا) و فوگ ، یک (پاسا کاگلیا) ی بزرگ (شاهکارموسیقی ارگ).آثاری برای کلاوسن : (کلاوسن بین تامپره)  دو مجموعه هر یک شامل 24 پرلود و فوگ ، 6 سوییت انگلیسی ، 6 سوییت فرانسوی ، (پارتیتا) ساخته های دو صدایی .مجموعه ی سازی :4 اوورتور- یا سوییت - برای ارکستر ، 6 کنسرتو براندنبورگ ، کنسرتو ها برای 4،3،2،1 کلاوسن ، برای کلاوسن ، فلوت و ویلن (موسیقی اوفراند) (فلوت ، ویلن ، باس کونتینو) ، 6 سونات برای ویلن تنها ، 6 سوییت برای ویلنسل تنها ، سونات برای فلوت و کلاوسن ، برای ویلن و کلاوسن و دیگر.(هنرفوگ) شامل 17 فوگ 4 کانن روی واریاسیون های یک تن و آثاری ناتمام تنظیم شده برای ارکستر.

ویژگی اساسی جهانی شدن آثار باخ از سویی شخصیت نبوغ آمیزوچند وجهی او و از سوی دیگر حضورهمه جایی کرال کلیسای (لوتری) است.کرال و چند صدایی بودن ممتاز آثار او است که پیچیده ترین کار ترکیبی تاریه موسیقی را شکل می دهد.تمایلی وجود داشت که باخ را چون موسیقیدانی انقلابی مطرح کنند: اما ذوق واقعی و نبوغ او شناخته مانده.باخ از فرمهایی که مدتی کافی آزموده نشده بودند ، اجتناب می کرد.به کمال رسیدن سونات ، حاصل گنجینه ای از الهام بود که باخ در این راه به کار گرفت و هر بار در پایان ، سبکبال تر از پیش ، به راه خود ادامه داد.اپرا هنوز خام و حال وهوایی تصنعی داشت.باخ ، از سوی دیگر، اگر در طرحهای عملی و سازشناسی پیشرفته ی خود ، سبک لوتری و روش پیاده کردن روابط سازها را غنی نمی کرد ، به چنان موقعیتی در دست یابی به علم تازه ی ارکستراسیون نمی رسید.برای او به کار گرفتن بیان سازها در ارکستر عبارت از (شخصیت بخشیدن) به هریک از بخش های یک ساخت پولیفونیک بود.اثر باخ کمال هشت قرن جستجو در کنترپوان و گوشه های گوناگونی بود که موسیقی را چنین بارور کرد.او همه ی فرمهای اساسی و سنتی قبل از خود را به بالاترین درجه ی کمال رساند.و برای رهروان آینده ی موسیقی اروپا منبع وسیعی از دانش و علم موسیقی به جا گذاشت.

باخ هر موسیقی را که به دستش می رسید ، می خواند و نسخه برداری می کرد.نیز در آثار خود از فرم ها و ملودی های پیشینیان و هم دوره های خود ، به کمال بهره می جست.او تم هایی از کرلی ، لوگرنزی ، کوپرن ، آلبینونی ، ویوالدی ، مارچلو و تلمان عاریت گرفت یا از کارهای آنها (به ویژه ویوالدی) رونویسی کرد وبه دلیل معجزه ی نبوغ ، تمام این آثار از آن باخ شد.در همان حال ، پایان و آغاز فرهنگی شگرف سبب شد که آثار از آن باخ کلید گنبد تاریخ موسیقی اروپا شود.

آثار انتخابی : (انجیل به روایت سن ماتیو) (هارنون - کورت) ، (انجیل به روایت سن ژان) (گوننواین) ، (مس در سی) (کوربوز) ، (اوراتوریو نوئل) (مونشینگر) ، کانتات ها (ریلینگ) ، (مانیفیکا) براندنبورگ (کولگیوم-اوروم) ، سوییت ها برای ارکستر (کولگیوم اوروم) ، کنسرتو برای کلاوسن (لئوناردت) ، (کلاوسن بین تامپره) (روزیکوا) ، سوییت انگلیسی و فرانسوی و وارباسیون (گولدبرگ) (روزیکوا) ، سونات هایی برای ویلن تنها (گرومبو) ، سونات هایی برای ویولای گامبا و کلاوسن (سرورا ، پویانا)


باخ یوهان کریستوف(BACH_JohannChristoph)

(آرنشات ، 8 دسامبر 1642/ ایسناخ ، 31 مارس 1703)

 

 پسرعموی پدر (یوهان سباستیان باخ) و نوازند ه ی ارگ در (ایسناخ) بود.

یکی از آثار بزرگ کرال او به نام (ستیزآغازشد) برای دو کر با 5 صدا و ارکستر، در لایپزیگ زیر مدیریت برادرزاده اش ، یوهان سباستیان ، اجرا شد و اثر عظیمی به جای گذاشت.

کارهای اصلی : کانتات ، موتت و 44 پرلود کرال برای ارگ.

اثر انتخابی : موتت (رهایت نمی کنم) (کاریاد).


باخ یوهان کریستوف فریدریش(BACH_JohannChristophFriedrich)

(لایپزیگ 21 ژوئن 1732/ بوکه بورگ 26 ژانویه ی 1795)

نهمین فرزند (یوهان سباستیان باخ) و (آنا ماگدالنا وولکن) بود.تنها استاد اودرموسیقی پدرش بود.اما تحصیلات عادی خود رادردانشگاه لایپزیگ دنبال کرد.در هجده سالگی به خدمت (کنت ویلهلم دو شونبرگ لیپ دربوکه بورگ) درآمد و چهل و پنج سال تا مرگ خود ، جز سفری به لندن برای دیداربرادرش (یوهان کریستیان) از آن جا خارج نشد.شیفتگی (فریدریش باخ) به موسیقی ایتالیایی سبب شد که کنت شخص دیگری به نام (سرینی) رارییس موسیقی نمازخانه ی خود کند.به تدریج باخ توانست مسکن کوچک خود در(بوکه بورگ) را به یک مرکزمهم موسیقی تبدیل کند.موسیقی ایتالیایی همواره از نظر او در درجه ی نخست اهمیت قرار داشت اما از 1771 به بعد همکاری باخ با شاعر بزرگ (هردر) سبب پیدایش مجموعه ای ازاوراتوریو و کانتات با اصالت آلمانی شد.

یکی از پسران فریدریش باخ ) ویلهلم فریدریش ارنست( (1759-1845) آهنگساز شد اما استعداد و شهرت پدرو عموهای خود را به دست نیاورد.

کارهای اصلی : اوراتوریو و کانتات ها که شمار بسیاری از آنها از میان رفته است ، 3 موتت ، 14 سنفونی ، 8 کنسرتو برای سازهای شستی و ارکستر و موسیقی مجلسی.

آثار انتخابی : (سپتوئور و (تریو) (کولگیوم پرو آرت) ، سونات برای پیانو (ف.پوتی).


باخ یوهان کریستیان(BACH_JohannChristian)

(لایپزیگ 5 سپتامبر 1735/ لندن اول ژانویه ی 1728)

آخرین پسر (یوهان سباستیان باخ) و (آنا ماگدالنا وولکن) بود.ابتدا شاگرد (کارل فیلیپ امانوئل) و سپس شاگرد (پدرمارتینی) معروف در (بولونیا) شد.در ایتالیا کاتولیک شد و زیر مدیریت (پدر مارتینی) تا سال 1760 به تقریب تنها موسیقی مذهبی می ساخت.در سال 1760 او را به مقام نوازنده ی ارگ کلیسای جامع میلان برگزیدند.حدود همان سال مامور شد خوانندگانی برای اجرای اپرا ، در (تورین) استخدام کند.در این هنگام بود که متوجه تاتر شد و اپراهایش با موفقیت بسیار در (تورین) به صحنه آمد.وجود او در میلان و ناپل موقعیتی در اختیارش قرار داد که با موسیقیدانان پیرو مکتب ناپل (از آن ها : ترتا ، ژوملی و کاچینی) ارتباط برقرار کند.در 1762 ایتالیا را برای عزیمت به انگلستان ترک کرد و در آن جا آهنگساز مشـهـور (کینگز تیاتر) شد و با دوست و هم وطـن خـود (ک.ف.آبـل) ، (بـاخ - آبـل) کنسـرت هـایـی به اجـرا

 درآورد که می توان آن را یکی از نخستین کنسرت های مردمی به شمار آورد.در 1764 شیفته وار ، موتسارت.جوان را در سفرش به لندن همراهی کرد، آن ها با هم ، یک سونات تهیه کردند.چهارده سال بعد بار دیگر ، یکدیگر را در پاریس ملاقات کردند ، ملاقاتی که به استناد نامه ای از موتسارت به پدرش ، برای هر یک از آن ها جذابیت های بسیاری به همراه داشت.اما از اپرای (آمادیس دگل) که دلیل سفر باخ به پاریس بود، چنان که انتظارمی رفت ، در آکادمی سلطنتی موسیقی ، استقبال نشد ، در حالی که اپرای دیگر او در لندن و دیگر جاها با موفقیت بسیار روبرو شده بود.

کارهای اصلی : موسیقی آوازی : دست کم 20 اپرا ، پاستیچو ودیگر... کانتات های ایتالیایی و انگلیسی ، موسیقی کلیسایی ، آریاهای انگلیسی و ایتالیایی.سنفونی ها : 49 سنفونی ، 13 اوورتور ، 31 سنفونی کنسرتانت ، 37 کنسرتو.موسیقی مجلسی : 125 اثر ساخته شده (سونات یا در فرم سونات) برای 5،4،3،2 و6 ساز.سازهای شستی :35 سونات ، سونات هایی برای دوکلاوسن و سرانجام واریاسیونی روی (خدا ، شاه را نجات می دهد)

آثار انتخابی : (دای ایرو) (گروه آنجلیکوم) ، کنسرتو برای کلاوسن (ارکستر آنجلیکوم) .سونات برای فلوت و کویینتت (کولگیوم پروآرت).


باربر ساموئل(BARBER_Samuel)

(وست چستر، پنسیلوانیا ، 9 مارس 1910/ ؟ )

 

 شاگرد (کورتیس انستیتوی فیلا دلفیا) بود.(جایزه ی رم) آمریکایی و جایزه ی (پولیتسر) را در 1935 دریافت کرد.موسیقی او در ابتدا با الهامی کاملاً رمانتیک ، و روشی صد درصد سنتی ساخته شد ، اما او تقریباً از 1940 به بعد روشی شخصی تر در ردیف (استراوینسکی) را پیشه کرد.

کارهای اصلی : باله ی (مده آ) ، 2 سنفونی ، کنسرتوی (کارپریکورن) برای فلوت ، ابوآ ، ترومپوت و سازهای زهی ، کنسرتو برای ویلن ، کنسرتو برای ویلنسل ، سونات برای پیانو ، 2 کوارتت زهی ، (برای سلامتی کی یرکه گارد) (کرو ارکستر) و ملودی های فراوان.

اثر انتخابی : برگزیده ی قطعاتی از (مده آ) (مونش).


بارتوک بلا(BARTOK_Bela)

(مجارستان ، سنکول مار، 15 مارس 1881/ نیویورک 26 سپتامبر 1945)

شش سال بیش نداشت که نخستین دروس پیانو را از مادرش فرا گرفت.آموزش او از 1895 تا 1899 زیر نظارت (ال . ارکل) در (پوزیسیون) دنبال شد و سرانجام از 1899 تا 1903 درکنسرواتوار بوداپست به پایان رسید.آهنگسازان همدوره اش ، آهنگسازان فرانسوی و ازآلمانی ها ، باخ ، بتهوون و ازمجارستانی ها ، (فرانتس لیست) ، بیشترین نفوذ را روی آثار او داشتند.این نوازنده ی چیره دست پیانو نخستین اجراهای خود را از ده سالگی با موومانی از سونات بتهوون و ساخته ی خود (جریان دانوب) آغاز کرد.نخستین اثر مهم او ، پوئم سنفونیک (کوسرت) زیررهبری (هانس ریشتر) درمنچستر اجرا شد که درآن ترکیبی ازنفوذ اشتراوس و الهامی از ناسیونالیسم مجار به چشم می خورد.درست در همین زمان ، بارتوک ، موسیقی دهقانان مجاررا کشف کرد (او در 1928 چنین نوشت :

(هریک از ملودی های عامیانه ی ما نسخه ای واقعی از کمال هنری است)).در 1905 (کدای) را ملاقات کرد.در1906 دو دوست به یاری هم نخستین مجموعه ی موسیقی محلی خود را منتشر کردند.در ادامه ، بارتوک از حدود ده هزار ملودی عامیانه مجار، اسلاو، رومانیایی ، اوکراینی ، بلغار، ترکی وعربی (جنوب الجزایر) نسخه برداری کرد وصفحه کشید : کاری وسیع با کیفیتی علمی که تا کنون انجام نشده بود.در این فاصله بر شهرت اودرمقام نوازنده ی چیره دست پیانو، هر روز افزوده می شد.در 1907 به مقام استادی درکنسرواتوار بوداپست رسید ، اما تازه در918 بود که با (قصرریش آبی) در بوداپست در مقام آهنگساز شهرت یافت.از این پس ،  1927-1928  ، بارتوک در سراسر اروپا و آمریکا آثار خود را اجرا می کرد ، اما درمیهن خود هنوزدر مقام نوازنده ی پیانو ناشناخته بود.برای مثال (ماندرین شگفت انگیز) که در1919 ساخته شد و در 1926 در (کلن) اجرا شد ، تا 1945 درهیچ جای مجارستان به فهرست برنامه ها راه نیافت.یکی ازمهمترین آثار او (موسیقی برای سازهای زهی ، سازهای ضربی وچلستا) در 1936 برای ارکستر مجلسی بال ساخته شد.در1940 اشغال مجارستان توسط نازی ها او را ناچار به ترک وطن خود کرد.وی دعوتی را که از سوی دانشگاه کلمبیا از وی به عمل آمده بود ، پذیرفت و با کشتی به طرف نیویورک حرکت کرد.طی این دوران درحالی که کارهای خود روی موسیقی محلی را ادامه می داد ، کنسرت ها و کنفرانس هایش را افزایش داد.به ویژه سونات خود برای دو پیانو و سازهای ضربی را با همسرش (ریتا بازتوری) اجرا کرد ، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد.او پس از دو سال کار خسته کننده ، اکنون خود را بی نهایت ضعیف احساس می کرد ودر شرایط مالی بسیاررقت آوری قرار گرفته بود.او می نویسد: (از نخستین روزی که خرج خود را درآوردم ، هرگز تا به حال درچنین شرایط سختی نبوده ام.)دوستانش و مجمع آهنگسازان آمریکایی به او کمک کردند : (منوهین) ، (سونات برای ویلن تنها) ، (کوسویتسکی) ، (کنسرتو برای ارکستر) و (پریمروس) ، (کنسرتو برای ویلن آلتو) را به او سفارش دادند.در این ضمن سونات و کنسرتو برای ارکستر ویک کنسرتوی دیگر برای پیانو را تمام کرد.اما کنسرتو برای ویلن آلتو و هفتمین کوارتت برای سازهای زهی را ناتمام گذاشت.بارتوک بر اثر (لئوسمی) (بیماری که سبب بالا رفتن گلبولهای سفید در خون می شود) در بیمارستان (وست ساید) نیویورک چشم از جهان فرو بست.لحظاتی پیش از مرگ به پزشک معالجش گفت: (من باید بروم ، اما هنوز خیلی چیزها برای گفتن دارم.)

کارهای اصلی : تاتر:یک اپرا ((قصرریش آبی) ، بوداپست 1918) ، 2 باله ((پرنس جنگل) ، بوداپست 1917 و (ماندارین های شگفت انگیز) کلن 1926) ، کانتات پرووفان ، آوازهای محلی مجار، چک ، رومانیایی ، اوکراینی ، و ملودی های فراوان ، ارکستر:2 سوییت ، (موسیقی برای سازهای زهی ، سازهای ضربی و چلستا) (1936) ، (دیورتیمنتو) برای سازهای زهی (1939) ، کنسرتو برای ارکستر (1943).کنسرتوها : 3 کنسرتو برای پیانو ، یکی برای ویلن و یکی برای ویلن آلتو.پیانو: باگاتل ها ، 2 رقص رومانیایی ، 6 رقص رومانیایی ، (الگرو باربارو ) ، (سوناتین ، سونات ، سوییت اپوس 14) ، (میکروکسموس) (153 قطعه در شش دفتر).موسیقی مجلسی :6 کوارتت زهی ، (کنتراست) برای ویلن ، کلارینت و پیانو ، 44 دوئو برای دو ویلن ، 2 سونات برای ویلن و پیانو.

بارتوک در 1921 در مورد کدای نوشت : (هنر او چون هنر من دو ریشه ایست:ازموسیقی دهقانی مجار و موسیقی مدرن فرانسوی شکل گرفته است.) بارتوک موفق شد به حدی سبک موسیقی عامیانه را یک دست کند که ازآن ، ملودی های به وجود آورد.به جزچند مورد نادر ، او هرگز از بم های معتبر عامیانه در آثار خود استفاده نکرد.با این الهام روش خاصی در ملودی برای (موسیقی سازهای زهی ، سازهای ضربی وچلستا) به کمال رسید.همه چیز در این موسیقی منحصر به فرد است :شفافیت وابهام لحن در هارمونی ، اصالت سازبندی و میدان باز عمل این نابغه د رکار خود.

آثار انتخابی : (قصر ریش آبی) (کرتژ) ، کانتات پرووفان و (ماندارین شگفت انگیز) (بولز) ، (موسیقی برای سازهای زهی) (لهل) ، کنسرتو برای ارکستر (سولتی) ، کنسرتو برای پیانو (آندا) ، کنسرتو برای ویلن (اشترن) ، دیورتیمنتو (ارکسترمجلسی مجارستان) ، کوارتت زهی (تاترای) ، سونات برای دو پیانو و سازهای ضربی (کونتارسکی) ، سوییت اپوس 14 و (بورلسک) (سبوک).


بارزانتی فرانچسکو(BARSANTI_Francesco)

(لوکا حدود 1690 / لندن ؟ )

 

 نوازنده ی فلوت ، ابوآ و ویلن آلتو بود.در 1714 (جمینیانی) را تا انگلستان همراهی کرد.ابتدا در لندن اقامت گزید سپس حدود 1740 ، به ادینبورو در اسکاتلند رفت و پس از آن دوباره به لندن بازگشت و آخرین روزهای زندگی خود را با دخترش که در (کاونت گاردن) خواننده بود ، سپری کرد.

کارهای اصلی : 6 (آنتی فون) به سبک (پالسترینا) ، 9 اوورتور برای کوارتت ، (کنچرتوگرسو) ها ، سونات هایی برای سازهای گوناگون.

اثر انتخابی : (کنچرتوگرسو) ها (کلمبو).


بارو هانری(BARRAUD_Henry)

(بردو 23 آوریل 1900/ ؟ )

 

 شاگرد (کوساد) ، (دوکا) و (ل.اوبر) بود.از 1944 رییس موسیقی رادیو تلویزیون فرانسه و پس از آن رییس کانال 3 تلویزیون فرانسه شد.الهام او درجهت عظمت و گاه نوعی ریاضت شکل یافت که با انزجار از زرق و برق و درجهت توصیف بهتر بروز داده شد.

کارهای اصلی : (اپرای نومانس): اپرا کمیک (شوخی استاد پاتلین) ، باله (آسترولوگ) ، (معجزه ی مقدسین بی گناه) (بروک) ، سنفونی شماره ی 3 (مونش).

 اثرانتخابی : (معجزه ی مقدسین بی گناه) (بروک) ، سنفونی شماره ی 3 (مونش).


باسانی جووانی باتیستا(BASSANI_GivanniBattista)

(پادوا حدود 1657/ برگامو اول اکتبر 1716)

 

نوازنده ی ویلن و ارگ ، مدیر آکادمی فیلارمونیک بولونیا و به تناوب کاپل مایستر در شهرهای (مودن) ، (فراره) و (برگامو) بود.سبک او اصیل و نحوه ی تحریر آثارش بسیار موشکافانه است.متاسفانه نسخ باقی مانده ی آثارش بسیار کمیاب است.

کارهای اصلی : 6 اپرا ، 10 اوراتوریو، مس ، کانتات ، موتت ، 12 سونات برای 2 ویلن و باس کونتینو (اپوس 5).


باکس آرنولد(BAX_Arnold)

سر (لندن 8 نوامبر 1883/ کورک 3 اکتبر 1953)

 

 از 1914 به بعد استاد موسیقی سلطنتی شد.در 1953 از ملکه الیزابت لقب (سر) گرفت.در ساخته های بی شمارش از تکنیک جالب  توجهی یاری گرفت که ضمن سنتی بودن ملهم از رمانتیسم بود.

کارهای اصلی : 2 باله ، 7 سنفونی ، پوئم سنفونیک ها ، واریاسیون سنفونیک و (داستانهای زمستان) برای پیانو و ارکستر، 4 سونات برای پیانو ، ملودی های بی شمار.


بالاکیروف میلی(BALAKIEF_Mily)

(نیژنی نورگورود 2 ژانویه ی 1837/ سن پترزبورگ 29 مه 1910)

بنیانگذارگروه 5 نفری (کویی ، برودین ، موسورگسکی ، ریمسکی کورساکوف و بالاکیرف) بود که همه ی آن ها آماتور و در موسیقی خودآموخته بودند.بالاکیروف نخستین درس های موسیقی را از مادرش فرا گرفت وسپس در همان زمانی که درزادگاه خوددانشجوی انستیتوی (الکساندروفسکی) بود موسیقی را از آماتور برجسته (آ. د.اوبیلیچو) نویسنده ی آثاری درباره ی موتسارت و بتهوون ، آموخت.(اوبیلیچو) کتابخانه ی غنی ، موسیقی خود را در اختیار او گذاشت و بالاکیروف را دستیار (اسیریش) نامی که تنظیم کننده ی کنسرتهای خصوصی اش بود ، کرد.در 1855 زمانی که بالاکیرف دانشجوی ریاضیات در دانشگاه (کازان) بود ، (اوبیلیچو) او را به سن پترزبورگ برد و به (گلینکا) معرفی کرد.استعداد او درموسیقی غیرقابل تردید بود ، به این جهت حرفه ی درخشان نوازندگی پیانو را آغاز کرد.

در زمانی که گروه مشهور پنج نفری گنجینه های موسیقی محلی روسی را کشف می کردند.(به ویژه در جریان سفری به کوکاس) بالاکیرف چاپ کامل آثار (گلینکا) را به عهده گرفت.هم زمان درس می داد ، آثار دوستان آهنگساز خود را ویرایش می کرد ، کنسرتها را رهبری می کرد ، تشکیلات گوناگونی بنا می نهاد ، عریضه های مختلفی می فرستاد و از این دست.به سبب بیماری شدید (ورم مغز) به ناچار از فعالیت خود کاست و در پی آن تا آخر عمر دچار میگرن و دردهای عصبی و فیزیکی شد.در 1883 به مقام ریاست نمازخانه ی سلطنتی برگزیده شد.در این جا دستیار او (ریمسکی کورساکف) بود.نقش او و (گلینکا) در بنا نهادن مدرسه ی موسیقی روس به یک اندازه پر اهمیت است.به سبب حساسیت شدید و شناختی که از موسیقی محلی روس و فرم ها وسبک های اروپایی داشت ، نفوذ قابل توجهی بر همه ی موسیقیدانان هم میهن خود به جا گذاشت.

کارهای اصلی : موسیقی سنفونیک : 2 سنفونی ، 7 اوورتور اسپانیول ، اووتورچک ، 2 پوئم سنفونیک (روسی و تامار) ، اووتور روی 3 تم روسی.موسیقی پیانویی : یک سونات ، (فانتزی اسلامی) ، 3 نوکتورن ، 7 مازورکا ، 7 والس ، 3 شروز و 2 کنسرتو با ارکستر.موسیقی آوازی:تعداد زیادی ملودی ، کروآوازهای مذهبی.

اثر انتخابی: اوورتور (سوموژی) ، (فانتزی اسلامی) (کاتشن).


بالباستر کلود(BALBASTRE_Claude)

(دیژون 22 ژانویه ی 1727/ پاریس 9 آوریل 1799)

 

  نوازنده ی ارگ در کلیسای جامع (دیژون) سپس در پاریس در کلیسای (سن-روش) و سرانجام درنوتردام استاد کلاوسن (ماری آنتوانت) شد.با این که شاگرد (رامو)ی بزرگ شد ، تنها ازاستعدادی درخشان اما ساده برخوردار بود.

کارهای اصلی : 2 کتاب (قطعاتی برای کلاوسن) ، (نوئل) مشتمل بر 4 سوییت برای ارگ.

اثر انتخابی : نوئل (رسیتال ام.سی.آلن).


بانکی یری آدریانو(BANCHIERI_Adriano)

(بولونیا 3 سپتامبر 1568/ بولونیا 1634)

 

نوازنده ی ارگ ، نظزیه پرداز و بنیان گذار آکادمی (فلوریدی) در (بولونیا) بود.با (مونته وردی) (که او را در صومعه ی (مونت اولیوتو) ملاقات کرد.) (وکی) ، (فرسکو بالدی) و دیگر آهنگسازان بی شمارهم عصر خود مراوده داشت که در مورد آنها اطلاعات دقیقی در کتاب (نتایج صدا در ارگ) ، در اختیار همه گذاشته است.مبتکری نابغه ، وبه احتمال نخستین کسی است که از اعداد باس کونتینو استفاده کرده است (کنسرت های کلیسایی) 1595 ، موتت (اگودومینو) 1613).

کارهای اصلی : آثار بزرگ:13 ساخته ی دراماتیک ، موسیقی آوازی ساکره (مس ، موتت ، کنسرت های کلیسایی) و پروفان ، موسیقی تنظیم شده برای ارکستر (آوازهای فرانسوی درچهارصدا) ، هارمونی مدرن برای ارگ و 14 اثر نظری.

آثار انتخابی : مادریگال دراماتیک (سکستوئور مارنزیو) ، (ایل فستینو) (سکستوئور مارنزیو).


بتهوون لودویگ وان(BEETHOVEN_LudwigVan)

(بن 15 دسامبر1770/ وین 26 مارس 1827)

پدرش (یوهان) (1740-1792) ، در نمازخانه ی الکتور کلن ، خواننده ی تنور و خود پسر استاد نمازخانه ی الکتور بود ، در مالین زاده شد و در بن مستقر گشت.از مادرش علاقه ی شدید به الکل را به ارث برد که تا سقوط کامل در آخرین سالهای زندگی ، دست به گریبانش بود ، مادر بتهوون (م.م. کوریش) (1746-1787) ، دختر یک آشپز، به عکس او بسیار شیرین  ظاهر بود.هفت فرزند به دنیا آورد که تنها سه تای آنها ماندند: لودویگ ، گاسپار ویوهان.گاسپار پسری داشت به نام کارل (1806-1858) ، بسیار متوسط ازهر جهت در قیومت عمویش لودویگ قرار گرفت.بتهوون تحصیلات ابتدایی خود را تا یازده سالگی ادامه داد ودیگر دنبال نکرد.در عوض از سنین بسیار جوانی علاقه ی عجیبی به موسیقی نشان می داد و پدرش به او پیانو ، ویلن وارگ آموخت.در نه سالگی او را به (کریستیان نف) ،ارگ نواز و آهنگساز سپردند.

هم او قواعد کمپوزیسیون و استادان آلمانی قرن هجدهم ، از باخ به بعد ، را به او شناساند ، چنان سریع پیشرفت کرد که در 1784 دومین ارگ نواز نمازخانه ی الکتورال شد.کمی بعد نوازندگی ویلن آلتوی ارکستر دربار ، جایی که موسیقی موتسارت ، چیماروزا ، پرگولزی ، پایلزیلو و گلوک نواخته می شد ، را به دست آورد.در 1787 ، الکتور ، بتهوون جوان را به وین برای همکاری با موتسارت فرستاد ، اما تقریباً بلافاصله برای دیدن مادر در آستانه ی مرگ برگشت.او بلافاصله به وین بازنگشت ، بلکه در 1789 ، احتمالاً ، آگاه از کمبودهای دانش عمومی خود ، نامش را در دانشگاه برای فرا گرفتن ادبیات و فلسفه ی آلمان نوشت.هنگامی که پنج سال پس از فوت مادر، پدرش را نیز از دست داد ، بیست و دو سال بیش نداشت.مسوولیت ریاست خانواده را با حمایت دوستان فداکاری چون مادام (برونینگ) و (کن  والدشاین) به عهده گرفت.در این هنگام یک ماه بود که در وین به سر می برد.معاشرت با هایدن که درماه ژانویه در بن با او آشنا شده بود ، به رشد او کمک کرد ، دو سال بعد این تعلیمات توسط (آلبر شتسبرگر) و (سالییری) کامل شد.در این زمان بتهوون شیک و خوش گذران زندگی عشقی خود را آغاز کرد.او با طبقه ی بالای اجتماع وین معاشرت می کرد ودرآن جا به عنوان آهنگساز و نوازنده ی پیانو بسیار مورد توجه قرار گرفت ، او بدیهه نوازی برجسته بود که پیش از این موتسارت را در سال 1787 شگفت زده کرده بود.از هرسو او را دعوت می کردند و از باقی وقتش به کمک استعداد سرشار با اجرای رسیتال ها ، تدریس وآهنگسازی زندگی خود را می گذراند.در 1796 به نورنبرگ ، پراگ ، درسدن و برلین رفت و بعد تقریباً هرگزوین و حومه ی آن را ترک نکرد.

به رغم انتقادهای گروهی از منتقدین که هرکارجدید را شکست می دانستند ، محبوبیت استاد جوان روز به روز وسیع تر می شد.او مشاغلی با درآمدهای خوب پیدا کرد و موسیقی خود را به قیمت مناسب می فروخت.او دوستان متعدد فداکار و با نفوذی داشت که از میان آنها خانواده ی (برانشوایگ) ، پرنس (لیشنیوسکی) ، پرنس (لوبکوویتس) ، دوک اعظم (رودولف) ، نوازنده ی ویلن (ف .آ. ریز) را می توان نام برد.صرف نظر از سنگینی گوش وغم و نومیدی که گاه به گاه برادرزاده اش موجب آن می شد ، می توانست موسیقیدان و مردی کاملاً خشنود از زندگی باشد.برای دریافت حقیقت زندگی او باید از داستان های اغراق آمیز و احساسات غم انگیز ، تنهایی و مشکلات مالی اجتناب کرد.در 1803 در تاتر (آن در وین) ، کنسرت بزرگی تدارک دید (مسیح با تاج زیتون) ، اولین و دومین سنفونی ، سومین کنسرتو.این کنسرت برای 1800 فلورن (تقریباً 14000 فرانک امروزی) دربرداشت.در 1807 (کلمانتی) ناشر وآهنگساز، 3 کوارتت اپوس 59 ، سنفونی چهارم ، (اوورتورکوریولان) و کنسرتو ویلن او را به قیمتی معادل 25000 فرانک فرانسه 1964 خرید.کنت (اوپرسدورف) قبل از این 350 فلورن برای اهدای چهارمین سنفونی پرداخته بود.بالاخره در 1819 از حامیان ثروتمند خود مستمری سالانه ای معادل 4000 فلورن برای اقامت در وین و رد پیشنهاد مالی (رژم بوناپارت) که برای بازگشتن به کاسل به او پیشنهاد کرده بود ، به دست آورد (به دنبال زوال لوبکوویتز و مرگ کینسکی او به طور متوسط تقریباً یک سوم این مستمری را دریافت می کرد).

پس از مرگش معلوم شد که مبلغی در حدود 10000 فرانک پس انداز کرده است.به رغم شکست (فیدلیو) در 1805 در یک وین خروشان که به تازگی ناپلئون در آن سکنی گزیده بود و با وجود محبوبیت متوسط کنسرت مشهوری که برای اولین بار سنفونی 5و6 و چهارمین کنسرتوی پیانو در آن به اجرا درآمد (تعجب مردمی نه چندان مدرن در مقابل تمام این نوآوری ها قابل درک است) ، بتهوون می رفت که مشهورترین آهنگساز اروپا شود.زندگی عاطفی او بی شک کمتر از زندگی حرفه ای اش با خوشبختی همراه بود ، اما به هیچ وجه نمی توان از یک شکست عشقی که از کم و کیف آن اطلاع اندکی در دست ست ، نتیجه گرفت که مسایل عاطفی بتهوون با اشکال همراه بود و از این شکست ها همانقدر غرورش جریحه دار می شد که احساساتش.

درام واقعی و بزرگ او بی چون و چرا همان ناشنوایی اش بود که اولین آثار آن از 1798-1799 بروز کرد.بین سالهای 1804 تا 1808 ، سنفونی پنجم و (سونات آپاسیوناتا) و نیز کنسرتو ویلن و ششمین سنفونی خود را ساخت.

به این تراژدی سکوت جهان که قلبش را می فشرد و مایه ی اندوهش بود ، ضربات روحی بی وقفه از سوی برادرزاده اش کارل افزوده می شد.و درست درهمین هنگام بود که بزرگترین آثار او ساخته شد.شهرتش دنیاگیر شد ، او با روسینی ، شوبرت ، وبر و لیست جوان که یازده ساله بود ، ملاقات کرد ، اما آنها را درک نمی کرد:مستقل ، متکبر، منزجر از مردم به دلخواه دور خود را خالی کرده و به قله ی رفیع هنر پناه برده بود.(میزا سولمنیس) و نهمین سنفونی در 1824 به پایان رسید ، پیروزی که این مرد والا را همچنان بی تفاوت نگهداشت.شاید این دو اثر استثنایی او ستایش از شخصیتش را بیش از آخرین کوارتت ها یا سونات ها افزایش داد.از 1825 پیاپی بیمار بود (رماتیسم ، دردهای معده ، زردی مزمن) ، او در بعد از ظهر 26 مارس 1827 از ناراحتی کبد درگذشت.در تشییع جنازه اش جمعیت زیادی شرکت داشتند ، چرنی و شوبرت از کسانی بودند که زیر تابوتش را گرفته بودند.بدر 1888 جسد او به گورستان مرکزی وین در کنار گور شوبرت انتقال داده شد.

کارهای اصلی : 2 مس (اوت ماژور ومیزا سولمنیس در ر ماژور) ، آثار مختلف کرال و کانتات های سیرکونستانس ، (مسیح با تاج زیتون) (اوراتوریو) (فیدلیو) (اپرا درسه پرده ، وین 1805) ، که شامل 4 اوورتور (3 تا به نام لئونر) است.(آفرینندگان پرومته) (باله) ، اوورتورها و موسیقی صحنه برای (اگمونت) ، (کوریولان) ، (خرابه های آتن) ، 9 سنفونی (اوت ماژور ، ر ماژور ، می بمل ماژور، سی بمل ماژور، اوت مینور،فا ماژور،لا ماژور، فاماژور، ر مینور) ، 5 کنسرتو برای پیانو، یک کنسرتو ویلن ، یک (تریپل کنسرتو) برای ویلن ، ویلنسل و پیانو ، فانتزی برای پیانو، کروارکستر،22 سونات برای پیانو، چند سری واریاسیون برای پیانو (که مشهورترین آن به روی والسی ازدیابلی است) ، 10 سونات برای ویلن ، 5 سونات باری ویلنسل ، 8 تریو با پیانو ، 5 تریوی زهی ، 4 کوارتت با پیانو ، 17 کوارتت زهی ، 2 کویینتت ، یک سپتوئور، لیدهای متعدد که مشهورترین آن (برای عزیزترین کسم) و تنظیم 75 آواز ایرلندی، 37 اسکاتلندی و 26 گالوا.

همه چیز در مورد هنر بتهوون گفته شده ، اما هرگز در این مورد که او اوج هنر کلاسیک قرن هجدهم را عرضه نموده ، چندان پافشاری نشده است.او نخستین کسی بود که این هنر را از تقدیر اشرافیت ، با خطاب قرار دادن مردم ، خارج کرد.نخستین موسیقیدان بزرگی بود که با ذهنیت لیبرال و دموکراتیک زمان خود ارتباط برقرار کرد.کارهای او به سه دوره تقسیم می شوند :

تا سال 1800:سنفونی شماره ی یک ، کنسرتو برای پیانو شماره ی 1 و2 ، سونات (پاتتیک) (سبک هایدن با شیوه ای شخصی در سازبندی ها و نگارش پولیفونیک).

1800-1814:(فیدلیو) ، سنفونی های 8،7،6،5،4،3،2 کنسرتو برای پیانو شماره های 5،4،3 کنسرتو ویلن سونات (آپاسیوناتا)

1814-1826:سنفونی شماره ی 9 ، (میزا سولمنیس) ، آخرین سونات ها ، آخرین کوارتت ها (باگاتل) اپوس 119و126.

آثار انتخابی : میزا سولمنیس (کارایان) ، فیدلیو (مازل) ، سنفونی های یک تا 9 (کارایان) (هم چنین بوهم یا کلستکی) ، کنسرتوها برای پیانو (کمپف) ، کنسرتو ویلن (اویستراخ ، کلویتنز) ، سونات برای پیانو (کمپف) ، باگاتل (اشنابل) ، سونات های پیانو و ویلن (اویستراخ ، اوبورین) ، سونات ها و واریاسیون های ویلنسل- پیانو (فورنیه ، کمپف) ، کورارتت زهی (کوارتت ایتالیایی) ، تریو با پیانو (بوزار تریو) ، لیدها (فیشر دیسکو).


برامس یوهانس(BRAHMS_Johannes)

(هامبورگ 7 مه 1833/ وین 3 آوریل 1897)

پسر (یوهان ژاکوب برامس) (حدود 1807-1872) ، کنتر باس نواز ارکسترهای مردمی و (یوهانا هنریکانیسن) (حدود 1790-1865) بود.یک عدم توافق دو جانبه ، در 1863 زندگی زناشویی والدینش را از هم گسست.یوهانس ، در فقربسیار و فضایی کدر، در خانه ای فقیرانه کنار دروازه ی هامبورگ ، رشد کرد.استعداد زودرس او،پدرش را تحریک کرد که وی را از هفت سالگی به تحصیل موسیقی وادارد و از او یک نوازنده ی ارکستر بسازد.در ده سالگی ، شاگرد (مارکسن) شد ، یکی از بهترین اساتید آن دوره که خود را بطور کامل وقف آموزش پیانو و ساختن آهنگ برای او کرد.در چهارده سالگی با حضور درنخستین کنسرت عمومی ، یکی از ساخته های خودش را اجرا کرد.دراین دوره ناچاربود زندگی خود را از راه نواختن در میخانه ها ونوشتن موسیقی میخانه ای بگذارند.آینده ی برامس جوان تا سال 1853 تیره و تار بود.

در این سال (رمنی) ویلن نواز مجارستانی به برامس پیشنهاد کرد برای یک دوره کنسرت به همکاری بپردازند.در چنین موقعیتی بود که با (یواخیم) معروف که بعدها پیوند دوستی ناگسستنی بین آنها بسته شد ، ملاقات کرد.(یواخیم) استعداد این جوان را بسیار ستود و سفارش او را به (لیست) و (شومان) کرد.

نزد (لیست) با بی تفاوتی خیرخواهانه پذیرفته شد اما (شومان) شگفت زده از استعداد همکار خود ، دوستی ، حمایت و میهمان نوازی خود را به یکباره به او تقدیم کرد و در مقاله ای د ر(مجله ی جدید موسیقی) به تاریخ 23 اکتبر 1853 نام او را بر سر زبانها انداخت.در طول سه ماهی که در (دوسلدورف) با شومان گذراند ، راهنمایی های پر ارزشی در فضایی بسیار گرم و دوستانه دریافت کرد.یک سال بعد ، مطلع از ناراحتی های روانی که روبرت شومان را می آزرد به (دوسلدورف) برگشت که در آنجا زندگی کند و این اقامت تا زمان مرگ دوستش شومان ، دو سال بطول انجامید.برامس از همسر او (کلارا) با احساساتی برادرانه و تحسین آمیز دلجویی می کرد، احساساتی دو جانبه که شاید کمی عشق نیز در آن وجود داشت و تا زمان مرگ این نوازنده ی چیره دست پیانو حفظ شد.از 1862 به بعد برامس بطور دائم در وین اقامت گزید و از آنجا چند سفر حرفه ای و توریستی به سوییس ، آلمان ، ایتالیا و انگلستان کرد.در وین برای مدتی رییس (آکادمی آواز) (1863-1864) و بعد رییس (مجمع دوستداران موسیقی) (1872-1875) شد.اما از 1875 به بعد تقریباً تمام فعالیت او وقف ساختن آهنگ شد.به رغم پشتیبانی شومان ، نخستین آثار او ، به ویژه (کنسرتو در ر مینور)، به سردی استقبال شد.اما اجرای رکوییم آلمانی در کلیسای جامع (برم) (1868) و در حضور (یواخیم) ، کلارا شومان و شخصیت های دیگر موسیقی که اکثر از دوردست آمده بودند ، برای این آهنگساز، یک پیروزی بزرگ بود.از حدود 1860 به بعد ، روش آشتی ناپذیر برامس در دفاع از کلاسیسیم در برابر تحولاتی که توسط (لیست) و (واگنر) در موسیقی بوجود آمد ، بخشی از دنیای موسیقی را به دو جناح دشمن بدل کرد:یکی جناح ستایشگران (واگنر) ، که تعداد بسیاری از آهنگسازان جوان را که در میان آنها می توان از (یواخیم) ، (ه. دوبولو) و (هانسلیک) منتقد ، نام برد.این رقابت مضر بدحال همه ، آنقدر تاسف آور بود که برامس خوب ، حساس و آزاد منش را با ظاهری خشن و اغلب توهین آمیز، استتار می کرد.او به آن اندازه باهوش بود که نبوغ واگنر را تشخیص دهد با این حال در میان هم عصران خود ، بیشتر (دوژاک) ، (گریگ) ، (بیزه) یا (وردی) را می پسندید.با وجود خوی بد و دشمنی برخی از رقبا ، توانست چند دوست وفادار برای خود حفظ کند ، شهرت جهانی بدست آورد واز حقوق یک نویسنده ، سرمایه ای جدی فراهم کند.پس از آنکه از تمام زندگی خود در سلامت کامل لذت برد ، سرانجام از سرطان کبد درگذشت.در میان جمعیت بسیار زیادی که در تشییع جنازه ی او شرکت داشتند ، موسیقیدانان بسیاری از آن ها : دورژاک نیز حضور داشتند.

کارهای اصلی : موسیقی آوازی : آثار بزرگ برای کر و ارکستر که در میان آنها می توان از یک (رکوییم آلمانی) ، سوپرانو با مس سولو ، (کانتات رینالدو) ، تنور سولو ، (راپسودی) ، آلتو سولو ، (آوازسرنوشت) ، (نانی) و (آواز فرشته ی خوشیختی) را نام برد.(کرهای آکاپلا) (مشتمل بر (مارین لیدر) و (موتت)ها) ، کوارتت های آوازی مشتمل بر (لید کولی ها) و (لید والس عاشقانه).تعداد زیادی لید و هماهنگی آوازهای عامیانه .موسیقی سیفونیک :4 سنفونی در اوت مینور ، ر ماژور، فا ماژور و می مینور، 2 سرناد.واریاسیون روی یک تم از هایدن.دو کنسرتو برای پیانو ، یک کنسرتو برای ویلن و یک کنسرتو برای ویلنسل.موسیقی مجلسی : دو سکستوئور زهی ، چهار کویینتت (یکی با پیانو و یکی با کلارینت) ، 3 کوارتت زهی ، 3 کوارتت با پیانو ، تریوها ، 3 سونات برای ویلن ، 2 سونات برای ویلنسل ، 2 سونات برای کلارینت.پیانو: سه سونات والس ، میان پرده ، کاپریچی ، راپسودی ، رقص مجاری ، واریاسیون روی یک تم از شومان ، یک تم از هندل ویک تم از پاگانینی.

با وجودیکه کار او با استفاده از داده های سنتی بسیار اصیل بود.با این حال برامس را نمی توان یک نوآور به حساب آورد.او وارث هایدن ، بتهوون و شوبرت بود.فرهنگی که از نویسندگان رمانتیک در کار این آلمانی شمالی به عاریت گرفته شده بود و با قریحه ای منظم و کلاسیک اعتدال یافت.با حفظ تمامی ارزشها ، اثر او چون آثار باخ و بتهوون نشان دهنده ی پایان سنت و اوج یک عصر است.

آثار انتخابی : رکوییم (ساوالیش) ، راپسودی (فریر، کروس) ، (لید والس عاشقانه) (گروسمان) ، 4 سنفونی (آبادو) ، کنسرتو شماره ی یک و دو (کاتشن) ، کنسرتو برای ویلن (کوگان) ، دوبل کنسرتو (اویستراخ ، فورنیه) ، لید (فریر، فیشر دیسکو) ، کوارتت شماره ی یک و دو (کوارتت ولر) تمامی موسیقی ها برای پیانو (کاتشن).


براونفلس والتر(BRAUNFELS_Walter)

(فرانکفورت 19 دسامبر 1882/ ؟ )

 

 نوازنده ی پیانو و شاگرد استاد مشهور وین (لشه تیسکی) و یکی ازمدیران کنسرواتواز کلن ، (همکار (آبندورف)) تا سال 1933 بود.موسیقی او از نفوذ برامس و بخصوص (فایتسنر) بیرون آمد.

کارهای اصلی : 10 اپرا ، آثارمذهبی ، واریاسیون های سنفونیک روی یک آواز فرانسوی ، 2 کنسرتو برای پیانو.


برتران آنتوان دو(BERTRAND_AnthoineDe)

(فرانکفورت 19 دسامبر 1882/ ؟ )

 

او و (کوستله) مهمترین آهنگسازان فرانسوی نیمه ی دوم قرن شانزدهم بودند.از زندگیش تنها چیزی که می دانیم این است که وابسته به هومانیست های تولوز بود وضمن حمله ی (اوگه نوت) ها (نامی که پروتستان ها به کاتولیک های طرفدار )ژان کالون) داده بودند- م) کشته شد.

کارهای اصلی : 7 کتاب آوازهای پولیفونیک (از آن ها:2 کتاب (عشق های رونسار)) و آریاهای مذهبی.

اثر انتخابی : (عشق های رونسار) (راویه).


برتون هانری(BERTON_Henri)

(پاریس 17 سپتامبر 1767/ پاریس 22 آوریل 1844)

 

  پسر یک خواننده ی باس اپرا که چند اثر غنایی ساخته است.شاگرد (ساچینی) ، استاد کنسرواتور،رهبر ارکستر(اپرا ایتالین) و عضو انستیتو بود.

کارهای اصلی:48 اپرا (با روش ملودیک ساده و تاثیر دراماتیک) ، اوراتوریو ، کانتات های سیرکونستانس ، باله و تعداد زیادی رساله (از آن ها: (موسیقی مکانیک و موسیقی فلسفه))


برتونی فردیناندو جوزپه(BERTONI_FerdinandoGiuseppe)

(سالو، لاک دوگارد ، 15 اوت 1725/ دسنتسانو ، لاک دوگارد ، اول دسامبر 1813)

 

شاگرد (پدر مارتینی) در (بولونیا) ، نوازنده ی ارگ و سپس کاپل مایستر کلیسای (سن مارکو) و نیز جانشینی (گالوپی) شد.او در مقام سازنده ی اپرا از شهرت بسیاری نه تنها درتمام ایتالیا بلکه به ویژه درانگلستان که سه فصل پی در پی درآن جا ماند ، برخوردار بود.او را رقیب (گالوپی) نیز قلمداد می کنند که بر تونی با او برای اپرای (حمام آلبانو) همکاری کرد.

کارهای اصلی :48 اپرا ، 11 اوراتوریو ، 6 سونات برای کلاوسن و ویلن ، 6 کوارتت زهی.


برد ویلیام(BYRD_William)

( ؟ 1543/ اسکس 4 ژوییه ی 1623)

 نوازنده ی ارگ و ویرجینال و شاگرد (تالیس) بود.او پیاپی پست های نوازندگی ارگ در کلیسای جامع لینکن (1563-1572) و نمازخانه ی سلطنتی (1572- ؟ با همکاری تالیس) را اشغال کرد.از 1577 به بعد ابتدا به (هارلینگتون) در (میدل سکس) ، سپس به (استوندون مسی) دراسکس رفت.در 1575، (تالیس) و (برد) به یاری یکدیگر از ملکه ی الیزابت یک امتیاز بیست و یک ساله (برابر با یک انحصار) برای نشرو فروش موسیقی چاپ شده گرفتند.بخش اعظمی از آثار (برد) توسط خودش و جانشینش (ث.است) که امتیاز خود را کمی پس از مرگ تالیس به او تفویض کرد ، به چاپ رسید.برد یکی از بزرگترین آهنگسازان قرن شانزدهم و نابغه ای جهانی بود.او درتمام انواع شناخته شده ی موسیقی زمان خود برتری داشت و ازپاره ای جهات یک نوگرا بود.

از نظر تاریخی می توان او را پدر موسیقی سازهای شستی دار به شمارآورد.نیز یکی از نخستین کسانی بود که برای تنها یک صدا با (همراهی) نوشت:البته به ناچار برای تکمیل پولیفونی جمعی از4 ویولا را انتخاب کرد اما به لوت ارجحیت داد ، بهترین ساز برای همراهی از نظر (دولاند) و جانشینانش .با این حال موسیقی مذهبی برد ، هم پای موسیقی بزرگترین اساتید رنسانس ، بود و اوج نبوغ او را آشکار کرد.

کارهای اصلی : 3 مس (5،4،3 صدا) و 4 (سرویس آنگلیکن) (5و8 صدا) ، 210 موتت لاتین ، که بخش اعظم آن به صورت مجموعه هایی زیر این عناوین به چاپ رسید:(آوازهایی به صورت دیالوگ) (1575) (باتالیس) ، (کانسیون های ساکره) (2 جلد:91-   1589) ، (گرادوالیا) (2 جلد :7- 1605) ، 70 آنتم و پسوم برای آیین (آنگلیکن) و 80 مادریگال ، که بخش اعظم آن بدون کاراکتر مشخص ، در مجموعه هایی که قطعات پروفان و ساکره جمع آوری شده اند ، یافت می شود.پسالم ها ، سونات ها و آوازهای (ساندری و پییتی) (1588) ، آواز (ساندری ناتورس) (1589) ، پسالم ها ، آواز و سونات (1611) ، جمع آوری شده به صورت دستنویس در مجموعه های گوناگون : 70 تا در کتاب (فیتز ویلیام ویرجینال) (قرن هفدهم) ، 40 تا در کتاب (لیدی نولز) (آخر قرن شانزدهم) ، 34 تا در کتاب (ویرجینال ویلیام فورستر) (1624) و موسیقی برای ویولا.

آثار انتخابی : قطعاتی برای ویرجیینال (نومبر) ، مس در 4و5 صدا (کرال باخ درمونترال) ، مانییفیکا ، (نونک دیمیتیس) (کینگز کالج).


برک آلبان(BERG_Alban)

( وین 9 فوریه 1885/ وین 24 دسامبر 1935)

 شاگرد و مرید (شونبرگ) بود.(برگ) و (وبرن) برجسته ترین اعضای (مکتب وین) بودند.تا قبل از پانزده سالگی در حالی که با جدیت دروس عادی خود را دنبال می کرد ، نزدیک به صدا اثر کوتاه ، بدون هیچ گونه فرماسیون موزیکال ، نوشت (ملودی ها ، دوئوها ودیگر).هنگامی که در 1904 شونبرگ را ملاقات کرد ، دریافت که شونبرگ به تازگی نخستین کوارتت خود را به پایان رسانده است.میان شاگرد و استاد فضایی مملواز اطمینان و دوستی خدشه ناپذیر ایجاد شد.شونبرگ تمام علم مربوط به موسیقی (هارمونی ، کنترپوان ، تحلیل ، ارکستراسیون ، کمپوزیسیون) را به برگ آموخت وبه ویژه خود را وقف شکل گیری شخصیت شاگردش کرد.به یاری راهنمایی های هوشمندانه ی او طبع هنرمندانه ی برگ به کمال رسید.سه اثرمهم خود:قطعاتی برای ارکستر اپوس 6، کنسرت مجلسی و (لولو) را برای قدردانی از شونبرگ به او تقدیم کرد.

به رغم مزاج ضعیفش توانست تمام زندگی خود را در آرامش در وین بگذراند و به رغم بیماری یا عدم درکی که او قربانی آن بود ، شخصیت دوسی داشتنی اش ، تجلی بخش خوبی ، آرامش و هوش او بود.برگ در شب کریسمس ، از عفونت خون ، ناشی از آبسه ی دندان ، درگذشت.

کارهای اصلی:(وتسک) (اپرای برلین 1925) ، (لولو) (تاتر زوریخ 1937 ، تنظیم برای ارکستر ناتمام).صدای سولیست:5لید اپوس 4 (با ارکستر) ، (شراب) (آریا کنسرت برای ارکستر) ، 7 (فرولیدر).ارکستر:3 قطعه برای ارکستر اپوس 6 ، کنسرتوی (به یاد یک فرشته) برای ویلن ((فرشته)، (دختر آلمامالر) بیوه ی (مانون گرپیوس ) آهنگساز بود که در هجده سالگی درگذشت.) پیانو و موسیقی مجلسی : سونات برای پیانو اپوس 1 ، کوارتت زهی اپوس 3 ، 4 قطعه برای کلاوسن و پیانو اپوس 5، کنسرت مجلسی برای پیانو، ویلن و 13 ساز،سوییت غنایی برای کوارتت زهی.

از دوران نوآموزی که شونبرگ و وبرن نبوغ او را دریافتند ، ساخته های او در میان آثار مهم زمان ما جای خود را باز کرد.با این حال شخصیت واقعی موسیقیدان حدود 1909-1910 با (کوارتت اپوس 3) هنگامی که توانست خود را از وظایف تونال کلاسیک رهایی بخشد ، آشکارشد.از این دوره که بگذریم (آلبان برگ در آن ایام 25 سال داشت) ، آثار او را می توان به دو دوره تقسیم کرد:اولین دوره با آتونالیسمی روان وآزاد مشخص شده است.سه قطعه (اپوس 6) (1913-1914) ، (وتسک) (1918-1921) ، (کنسرت مجلسی) (1923-1925) و (سوییت غنایی) (1925-1926) اصیل ترین اثر تنظیم شده برای ارکستر که درآن (برگ) برای نخستین بار ازپیشرفت (سریل) به یاری تکنیک ابداعی شونبرگ (حدود 1920) ، استفاده کرده است.از 1926 به بعد ، تمام آثاری که مربوط به دومین دوره بود و به ویژه آثار بی نظیری چون:(شراب) (1926) ، (لولو) (1929-1935) و کنسرتو (1935) ، از این تکنیک دوده کافونیک که برگ با شمی هنرمندانه و بی رقیب ، امکانات غنایی و دراماتیک آن را ظاهر ساخته ، استفاده شده است.

آثارانتخابی:(3 قطعه اپوس 6) (روزبو) ، (وتسک) (بولز) ، (لولو) (هانفر) ، کنسرتو برای ویلن (گرتلر،کلتسکی) ، (سوییت غنایی) (کوارتت رامور).


برلیوز هکتور(BERLIOZ_Hector)

(کوته سن آندره ،ایزر،11 دسامبر 1803/ پاریس 8 مارس 1869)

 رهبرارکستر، ادیب ، منتقد و پسر پزشکی هومانیست بود.دوره ی متوسطه را در (گرنوبل) به پایان رساند و هم زمان اصول ابتدایی موسیقی را به صورت نامنظم ، با خواندن رساله های مربوط به هارمونی وتمرینات مختصرروی گیتارو پیانو فرا گرفت.به میل پدرش در دانشکده ی پزشکی پاریس نام نویسی کرد.اما پشت کار زیادی از خود نشان نداد، او ترجیح می داد در کلاس های مربوط به اپرا شرکت کند (درآنجا گلوک را کشف کرد که به شدت او را زیر تاثیر قرار داد) و از کتابخانه ی کنسرواتوار استفاده کند.به رغم مخالفت های خانواده ، در 1826 وارد کنسرواتور پاریس و درآن جا شاگرد (لزوئور) و (رایشا) شد.یک سال قبل از این در 1825 توفیق یافت صدوپنجاه موسیقیدان را برای اجرای یک (مس سولونل) که از ساخته های خودش بود ، درکلیسای (سن روش) ،گردآورد.در حالی که تحصیلات خود را ادامه می داد.

برای گذراندن زندگی ، در مقام خواننده ی کردرتاتر (نووته) به کار مشغول شد.در 1830 پس از سه شکست پیاپی ، سرانجام به دریافت جایزه ی بزرگ رم نایل شد.پیش از عزیمتش به ویلا مدیسی ، این هنرمند جوان ، در کنسرواتوار و زیرنظر هابنک ، (سنفونی فانتاستیک) فناناپذیر خود را به گوش مردم رساند.کنسرت های کنسرواتوار توسط هابنک در 1828 بنا نهاده شده بود ، در این زمان مجمع مهمی برای انتشار موسیقی جدید به حساب می آمد ، جایی که برلیوز با سنفونی های بتهوون آشنا شد.(سنفونی فانتاستیک) به ویژه از سوی (لیست) مورد تمجید بسیار قرار گرفت.اثری که در آن ، توصیف چیره دستانه ی موزیکال این نابغه رمانتیک باز شناخته شد.کمی پس از اقامتش در رم ، برلیوز، تقریباً به رغم میل باطنی خود ، با هنرپیشه ی زیبای انگلیسی ، (هاریت اسمیتسون) ، که به خاطر او در 1827 ، در جریان اجرای هاملت ، دچار دردسرهای بسیار شده بود ، ازدواج کرد.بولیوز در 1830 ، منتقد موسیقی در روزنامه های (کرسپوندانس) و (دبا) شد.او همواره گله می کرد که (مقاله های جاودانی) خود را ناچار است در تاریخ مشخصی تحویل دهد ، اما فرهنگ و استعداد ادبی و مبارزه ی خستگی ناپذیرش ، او را یکی از بزرگترین منتقدین موسیقی تمام اعصار کرد، با این حال نوگرایی او نمی توانست از حد تعابیری که در جراید در اختیارش می گذاشتند ، فراتر رود.برلیوز در 1839 به تمام این فعالیت ها کتابداری کتابخانه کنسرواتوار را نیز افزود.

در حرفه ای که بی شک پستی و بلندی های بسیاری داشت ، به نظرمی رسد که برلیوز ، به ویژه از شکست هایش متاثر شده باشد ، شکستهایی چون :(بنونوتوچلینی) دراپرای پاریس ، در 1838 ، (فاوست نفرین شده) دراپرا کمیک (1846) ، کنسرت های (دروری لان) (لندن 1848) یا (سوسیته فیلارمونیک) (که در 1850 ، در پاریس بنیان آن را گذاشت)... در ضمن باید اضافه کرد که خسارات مالی وارده به او ، به طور کامل با محبوبیت فوق العاده ناشی از سنفونی فانتاستیک (1829 تا 1832) ، رکوییم (در 1837 در (انولید) به وسیله ی ارکستر عظیمی که هیچ آهنگساز امروزی حتی تصورش را هم نمی کند ، اجرا شد) ، (کودکی مسیح) (1854 تا 1855) یا به یاری مسافرت موفقیت آمیز او به اروپای مرکزی و روسیه (1845-1847) و یا ستایشی که ازاو زیر عنوان (هفته ی برلیوز) توسط (لیست) در) وایمار) در سالهای 1852 و 1855 به عمل آمد (که در این موقعیت آخری ، برلیوز اولین اجرای کنسرتو در می بمل اثر لیست را با خود لیست در مقام نوازنده ی پیانو رهبری کرد) ، جبران شد.در 1856 به عضویت انستیتو درآمد.

پس از مرگ همسرش در 1853 ، او ارتباط خود با (ماری رچیو) ، آوازه خوان ناموفق که در 1862 درگذشت ، را دیگر بار زنده کرد.برلیوز که هنوز از، از دست دادن ماری بسیار متاثربود ، پسر خود (لویی) (فرزند اولین ازدواجش) را نیز در 1865 از دست داد.از نظر حرفه ای او به رغم موفقیت هایش ، از دشمنی گروهی در محافل موسیقی و به ویژه به دلیل شکست تمام کوشش هایش برای اجرای مهمترین اثرش (تروایی ها) ، افسرده بود (اولین بخش این اثر هرگز در زمان حیات خود او به صحنه نیامد و اجرای این اثر، به طور کامل هرگز اتفاق نیفتاد).او که دلزده و منزجر از مردم و خسته از ضعف اعصاب که در همه جای بدنش با درد توام بود و نیز به دلیل یک احتقان دماغی که در 1868 در زمانی که در(نیس) استراحت می کرد ، به آن دچارشد ، پس از عذابی طولانی ، جان سپرد .تعریف می کنند که توده ی اسبهایی که ده درشکه ی نعش کش بسته شده بودند ، درجاده ی گورستان (مونمارتر) به راه افتادند:یک قهرمان شکسپیری برای آخرین سفر خود ، بیش از این نمی تواند آرزو کند.

کارهای اصلی : اپراها:(بنونوتوتوچلینی) (اپرای پاریس 1838) ، اپرا کنسرت (فاوست نفرین شده) (اپرا کمیک 1846) ، (تروایی ها) ، اپرای عظیمی که به دو بخش تقسیم شده است (بخش اول: فتح تروا ، کارلسروهه 1890 و بخش دوم:(تروین ها درکارتاژ)) (پاریس تاتر لیریک 1863) ، (بئاتریس و بندیک) (بادن بادن 1862) .موسیقی مذهبی : (مس مردگان) (رکوییم) برای تنور سولو،کر،ارکستر سازهای برنجی و ارگ ، (کودکی مسیح) برای تکنوازی ، کر و ارکستر.موسیقی سنفونیک:(سنفونی فانتاستیک) ، (رمئووژولیت) (سنفونی دراماتیک برای تکنوازی ، کر و ارکستر) ، (هارولد درایتالیا) (سنفونی باآلتو سولو) ، سنفونی (حزن وپیروزی) (برای کر،ارکستر سازهای زهی و هارمونی ارتشی) ، اوورتورهای (شاه لیر، کارناوال رم) .آثار ادبی:(گذری برآوازها) ، (شبهای ارکستر) ، (عظمت های موسیقی) ، (خاطرات)...

به عقیده ی گوتیه : (هوگو) ، (دولاکروا) و برلیوز تثلیت رمانتیسم را تشکیل می دهند.اگر مقصود از رمانتیسم ، خیال پردازی در هنر باشد ، پس فانتاستیک ، رمانتیک ترین سنفونی ست.

اثر برلیوز یک اتوبیوگرافی واقعی ست که برای نخستین بار، زندگی خصوصی یک آهنگساز، با اثرش یکی می شود.از نظر تکنیک ، اصالت کارهای برلیوز، اساساً در نبوغ ملودیک و استعداد او در ارکستراسیون است.او توانست فرم جدیدی در آوار فرانسوی بیافریند که (سن سان) ، (دندی) ، (دوکا) و جانشینان آن ها ، از او به ارث بردند.بخش های تحسین برانگیزی چون:صحنه ی عاشقانه ی (رمئو و ژولیت) ، آریای (شب آرام و روشن) از (بئاتریس و بندیکت) ، خداحافظی (دیدون) و سپتوئور (تروین ها در کارتاژ) یا (آوازهای پادشاه توله) در (فاوست نفرین شده) ، پیش از این در تاریخ ملودی فرانسه بی رقیب بوده است.از سوی دیگر، دانش او در نوشتار و تنظیم سازها از او هنرمند چیره دست ارکستراسیون مدرن را ساخته است که نه تنها موسیقیدانان اواخر قرن نوزدهم بلکه روس ها (به ویژه ریمسکی کورساکف و موسورگسکی) و آلمانی ها (از واگنر تا اشتراوس) ، همواره به این نمونه ها در آثار او رجوع کرده اند.(رساله ی بزرگ سازبندی و ارکستراسیون مدرن) (که در کنار تخت موسورگسکی به هنگام مرگ دیده شد) تنها یک کتاب مرجع نیست بلکه اثری زیباست.

آثار انتخابی : (تروین ها) (دیویس) ، (فاوست نفرین شده) ، (بنونوتو چلینی) و (رمئو و ژولیت) (دیویس) ، (رکوییم) و (کودکی مسیح) (مونش) ، (هارولد در ایتالیا) (اویستراخ) ، ملودی ها (کرسپین).


برنرز لرد(BERNERS_Lord)

(آرلی پارک ، بریجنورت ، 18 سپتامبر 1883/ لندن 19 آوریل 1950)

 

نقاش ، نویسنده و دیپلمات بود.به جز چند درس هارمونی در درسدن و راهنمایی های (کاسلا) و (استراوینسکی) ، در زمینه ی موسیقی خودآموخته بود.اثر او که گاه شبیه به آثار (ساتی) است ، اغلب طنز را با حساسیتی شاعرانه درهم می آمیزد.

کارهای اصلی : (درشکه ی سن سکرمان) (اپرا کمیک) ، 5 باله (از آن ها : (پیروزی نپتون) برای (دیاگیلف)) ، (فانتزی اسپانیول) برای ارکستر ، قطعاتی برای پیانو و ملودی ها.


برنشتین لئونارد(BERNSTEIN_Leonard)

(بورنس ، ماساچوست 25 دسامبر 1918/ ؟ )

 

  رهبر مشهور ارکستر ، دستیار (کوسویتسکی) و (رودزینسکی) نوازنده ی پیانو و شاگرد (پیستون) در هاروارد بود.اثر او نمونه ی واقعی موسیقی آمریکایی ملهم از فولکور است.

کارهای اصلی : ((جرمیا) ، با متسو سوپرانو سولو ، و (عصرتشویش) با پیانو سولو) ، 2 باله ، کمدی موزیکال ها ، قطعاتی برای پیانو و ملودی ها.

اثر انتخابی : کمدی موزیکال (داستان وست ساید).


برنیه نیکولا(BERNIER_Nicolas)

(مانت 28 ژوئن 1664/ پاریس 8 ژوییه ی 1734 ؟ )

 

  شاگرد (کالدارا) در رم.به توالی کاپل مایستر در کلیسای جامع (شارتر) و (سن ژرمن اوگزروای ) پاریس ، سپس رییس موسیقی در (سنت شاپل) به جانشینی (شارپانتیه) و سرانجام یکی از چهار استاد یار قصر ورسای به جانشینی (دولالاند) شد و با یکی از دختران (مارین ماره) ازدواج کرد.

کارهای اصلی : موتت ، کانتات های پروفان (از آن ها : (مجموعه ی شبهای سو)) ، آریاهای سریو.

آثار انتخابی : کانتات (باکوس) (روندلو) ، موتت برای (الواسیون) (موریس هویت).


بروالد فرانتس(BERWALD_Franz)

(استکهلم 33 ژوییه ی 1796/ استکهلم 3 آوریل 1868)

 

از یک خانواده ی موسیقیدان و هنرپرور آلمانی تبار بود (پدربزرگ،پدر،برادرها،عموها و عموزاده هایش همگی موسیقیدان بودند).حرفه ی درخشان نوازندگی ویلن را که از 9 سالگی آغاز کرده بود کنارگذاشت و خود را وقف آهنگسازی کرد ، اما هرگز موفق نشد قریحه ی خود را شناساند.برای گذراندن زندگیش میان سالهای 1829 و1841 یک انستیوارتوپدیک در برلین گشود.در آغاز قرن بیستم بود که دریافتند (براوالد) بهترین آهنگساز اسکاندیناویایی زمان خود بوده است .اصالت قابل توجه سبک او ، تحریر آواز دور از انتظار، ساخت ویژه ، ترکیب ملودیک و ریتمیک بسیار شخصی ، هم عصران او را به رقابتی نومیدانه وا می داشت.

کارهای اصلی: 6 اپرا (از آن ها : (استرلا دوسوریا)) ، 2 اپرت ، 5 کانتات ، 6 سنفونی ، کنسرتوها ، (پیانو ، ویلن ، و دیگر) ، 2 کویینتت با پیانو ، 3 کوارتت زهی ، 5 تریو.


بروخ ماکس(BRUCH_MAX)

(کلن 6 ژانویه 1838/ برلین 2 اکتبر 1920)

 

شاگرد (هیلر) و (راینکه) و رهبر ارکستر فیلارمونیک کوبلانس (1865-1870) ، لیورپول (1880-1883) ، برسلو (1883-1890) و استاد کمپوزیسیون در مدرسه ی عالی موسیقی برلین بود.ساخته هایش برای کروارکستر در مقام بهترین آثار او ، به یک اندازه از سوی منتقدین آلمانی و دوستانش ، مورد قبول قرار گرفت.با این حال شهرت او ، امروز، بویژه بر (اولین کنسرتو ویلن) و (کل نیدری) برای ویلنسل ، تکیه دارد.

کارهای اصلی : 3 اپرا ، آثار بی شماری برای کر و ارکستر، 3 سنفونی ، 3 کنسرتو و یک قطعه کنسرت برای ویلن ، (کل نیدری) برای ویلنسل و 2 کوارتت زهی.

آثار انتخابی : کنسرتو شماره ی یک (اویستراخ) ، (کل نیدری) (جانیگرو).


بروسار سباستیان دو(BROSSARD_SebastienDe)

(دمپیر، اورن سپتامبر 1655/ مو 10 اوت 1730)

 

 نظریه پرداز و کلکسیونر بود.کلکسیون دستنویس های موسیقی او که در 1726 به (لویی پانزدهم) تقدیم شد ، هم اکنون در کتابخانه ی ملی وجود دارد.موسیقیدانی خودآموخته ، قرار بود کشیش شود ، و سرانجام در کلیساهای جامع (استرازبورگ) و (مو) کاپل مایسترشد.

کارهای اصلی : موسیقی مذهبی (از آن ها : (الواسیون) ها و موتت هایی برای صداوسازها ، یک مس ، چندین کانتات) ، 6 مجموعه ی آریاهای سریو وابوآر ، سونات های تنظیم شده برای ارکستر، ویک دیکسیونر موسیقی (که نخستین نمونه در این زمینه در زبان فرانسه است).


بروکنز آنتوان(BRUCKNER_Anton)

(اتریش 4 سپتامبر 1824/ وین 11 اکتبر 1896)

خانواده ی او همگی موسیقیدان و آموزگار بودند.دوره ی آموزگاری را در (لینز) به پایان رساند و در موسیقی تقریباً خودآموخته بود.به سبب آنکه نه زمینه و نه استعداد تعلیم داشت ، ابتدا زندگی خود را در فقر به عنوان معلم مدرسه در دهکده های کوهستانی (ویندهاگ) و (کونسدورف) سپس در شهرهای کوچک (سن - فلوریان) نزدیک (لینز) ، گذراند اما سرانجام در 1856 پس از گذراندن یک کنکور، شغل نوازندگی ارگ کلیسای جامع (لینز) را بدست آورد.به این مناسبت ، سفرهای متعددی به وین کرد.با اینکه از یازده سالگی در زمینه ی ساخت موسیقی کوشش هایی به عمل آورده بود ، آثار مصمم او را در این دوره که سی سالگی را پشت سرگذاشته بود ، در لینز ساخته شد.1865 ، در نخستین اجرای (تریستان) در مونیخ شرکت کرد و واگنر را که عمیقاً می ستود ، ملاقات کرد.

 

1868، به دستور واگنر ، فینال (اساتید آواز) را چند ماه پیش از نخستین اجرای آن در مونیخ ، در لینز اجرا کرد.همان سال ،  بروکنر به وین رفت و در مقام استاد ارگ ، هارمونی و کنترپوان در کنسرواتوار پذیرفته شد.از 1868 تا 1891 نوازنده ی ارگ دربار شد.بروکنر در چهره ی بدیهه نواز ارگ ، بویژه در نانسی ، پاریس (نوتردام) و لندن (کریستال پالاس) از محبوبیت بسیار او به همراه آورد.در همین زمان چند رهبر برجسته چون (ریشتر) ، (نیکیش) ، (موتل) و به ویژه (مالر) زیر تاثیر مس ها و سنفونی های او سعی کردند به رغم دشمنی بخش عظیمی از موسیقیدانان و منتقدین پایتخت اتریش از آن ها : (هانسلیک) و ضد واگنری ها ، موسیقی او را به مردم وین وآلمان بشناسانند.بروکنر در هفتاد و دوسالگی از استسقاء در حالیکه فینال نهمین سنفونی خود را ناتمام گذاشته بود ، درگذشت.

کارهای اصلی : 7 مس که مهمترین آنها در سی بمل ماژور ، ر مینور و فا مینور است ، 5 پسوم ، یک (گراندواز ته دوم) بزرگ ، کانتات هایی برای کر ، کرهای پروفان ، 11 سنفونی ، یک کویینتت زهی و قطعاتی برای ارگ و پیانو.ساختمان آثار بروکنر ، وابستگی او به (میزا سولمنیس) و (نهمین سنفونی) بتهوون و (سنفونی بزرگ در اوت) اثر شوبرت ، را نشان می دهد.البته نفوذ واگنر را در آثار او نباید نادیده گرفت ، به ویژه از نظر تنظیم ارکستری.بی شک در ستایش بروکنر از موسیقیدانان مشهور هم عصرش بیش از حد واقع غلو کرده اند.اگربخواهیم بروکنر را بدون شنیدن اثرش محکوم نکنیم ، کاری که اغلب در فرانسه می کنند ، در مس ها و سنفونی هایش ، بخصوص هنگامیکه درورسیون اصلی خود اجرا می شوند ، غنا معصومانه و تاثری ساده لوحانه که در فرمی چیره دستانه و بسیار اصیل توصیف شده است ، تمیزداده می شود.طولانی بودن وصف ناپذیر سنفونی های بروکنر عطری از ابدیت دارد.

آثارانتخابی : (مس در ر مینور) (آدلر) ، در (فا مینور) (یوخوم) ، در (می مینور) (ریلینگ) ، سنفونی های 4،1و5 (یوخوم) ، 7،6،3،2 و 8 (هایتینک) ، ونهمین سنفونی (متا) ، (کویینتت در فا) (آمادوس).


برومل آنتوان(BRUMEL_Antoine)

؟ حدود 1460/ ایتالیا ، فراره ؟ حدود 1525)

 

شاگرد (اوکگهم) ، استاد کر کلیسای جامع (شاتر) سپس (نوتردام) پاریس بود.در دسامبر 1505 به فراره رفت و در مقام کاپل مایستر دوک (آلفونسوی اول) برگزیده شد و بار دیگر در 1520 به آنجا بازگشت.در این فاصله زیر خدمت (پاپ لئون دهم) (1513) بود.

کارهای اصلی : مس ، موتت ، مانییفیکا ، آوازهای فرانسوی (با چاپ های متعدد جدید).


برونس نیکولاوس(BRUHNS_Nikolaus)

(شلزویگ حدود 1665/ هوسوم 1697)

 

 نوازنده ی بسیار مشهور ارگ زمان خود.شاگرد پدرش (خود او شاگرد توندر) ، و بعد شاگرد (بوکستهوده) بود.

کارهای اصلی : 13 کانتات و موتت ، آثاری برای ارگ.

صفحه های انتخابی : کانتات (قلبم آماده است) (هودمان) ، پرلود و فوگ برای ارگ (هـ.هاینتسه).


برونو آلفرد(BRUNEAU_Alfred)

(پاریس 3 مارس 1875/ پاریس 15 ژوئن 1934)

 

 منتقد موسیقی در جراید (ژیل بلا) ، (فیگارو) و (لومتن) و شاگرد (ماسه نه) بود.چون (ژ.شارپانتیه) او نیز طرفدار ناتورئالیسم در اپرا بی آنکه مستقیما زیر نفوذ واگنر در موسیقی اش بوده باشد ، قرار گرفت.برونو علاقه داشت در اپرای فرانسه اصول زیباشناسی و فلسفی درام واگنری را در عین حال که از مشغولیات اجتماعی و سیاسی زمان خود الهام می گیرد بگنجاند.دوست (زولا) بود و او را در دفاع خود از (دریفوس) حمایت کرد و همین سبب دشمنی بخشی از شهروندان پاریسی شد.

کارهای اصلی : 14 اپرا از آن ها : (رویا) ، 2 باله ، یک رکوییم ، 40 ملودی ، مجموعه های بسیار انتقادی و (زندگی و آثار فوره).


بریتن بنجامین(BRITTEN_Benjamin)

(لاوستاف ، سوفولک 22 نوامبر 1913/ ؟ )

 نوازنده ی پیانو ، شاگرد (ا.بنجامین) در پیانو و (بریج) و (ایرلند) در کمپوزیسیون بود.نخستین دروس موسیقی را در چهارسالگی از مادرش که نوازنده ی آماتور اما چیره دست پیانو بود ، آموخت.خانه ی آنها مشرف به دریا بود ، دریایی که نقش بزرگی در زندگی و آثارش ، از آن ها : (پیتر گریمز) و (بیلی باد) بازی کرد.همین جا بریتن همه ی عمر زیست.پدرش دندانپزشک بود.طی سالهای تحصیل در مدرسه ی (گرشام) (نورت فولک) ، با سادگی شگفت آوری ، یک اوراتوریو ، یک سنفونی و چند سونات و کوارتت ساخت.این آثار که صداقت ویژگی بارز آنهاست ، در موزه ی خصوصی باقی مانده اند.بریتن اما بعد پربارترین بخش های آنها را برای ساختن (سنفونی ساده) ی جذاب خود عاریت گرفت.از 1939 تا 1942 ، در ایالات متحده آمریکا زندگی کرد و سپس بار دیگر به کناره ی دریای شمال در (آلدبورو) (سوفولک) ، آمد و در آنجا تدارک یک فستیوال را دید.

 

او هم چنین در بنیانگذاری گروه اپرای انگلیسی که یک کمپانی  ، برای نخستین اجرایش در 1946 ، (تجاوز لوکرسیا) را آماده کرد.بریتن در فستیوال سالزبورگ در 1937 با (واریاسیونهایی روی تم هایی از فرانک بریج) شهرت یافت اما این شهرت در تاتر وسعت پیدا کرد و پس از پیروزی (اپرای پیتر گریمز) در 1945 مهمر تثبیت بر آن خورد.بریتن با وجود استقلال از تمامی مکاتب و کلیساها ، به سبب تعلق خاطرش به صدای انسان و دلبستگی اش به (پرسل) و نفوذ و تاثیر او روی الهاماتش از فرم های ملودیک موسیقی محلی انگلیسی و به جهت طنز خاصی که از خودنمایی دورش می داشت ، بسیار انگلیسی است.

کارهای اصلی : اپراها که مهمترین بخش آثار او را تشکیل می دهند : (پل بونیان) اپرت (نیویورک 1941) ، (پیتر گریمز) (سالدرز ولز 194) ، (تجاوز لوکرسیا) (گلانیدبورن 1946) ، (آلبرت هرینگ) اپرا کمیک (گلانید بورن 1947) ، (بیایید اپرا بسازیم) اپرا بوف با شرکت تماشاگران (آلدبورو 1960) نگاهی دوباره به (اپرای گدایان) از (گی) و (پپوش) (کمبریج 1948) .موسیقی آوازی : (هیمن برای سنت سیسیل) (در (کاپلا)) ، (تشریفات کارولز) (صدای بالا و هارپ) ؛ (سنفونی بهار) برای تنور، کر و ارکستر ، (اشراقها) اثر (رمبو) ، برای تنور و سازهای زهی ، (رکوییم جنگ) برای تکنوازی کر و ارکستر ، مجموعه های بی شمار ملودی و آوازهای عامیانه هارمونیزه.ارکستر: (سنفونی ساده) ، (شبهای موسیقی و روزهای موسیقی) (اقتباس از روسینی) ، (راهنمایی یک جوان به ارکستر) ، واریاسیون ، تنظیم شده برای ارکستر روی یک تم از (پرسل) ، واریاسیون روی یک تم از (فرانک بریج) (زهی) ، (سنفونیا دا رکوییم) ، کنسرتو پیانو ، کنسرتو ویلن ، موسیقی مصور.موسیقی مجلسی : 2 کوارتت زهی ، (لا کریمو) برای آلتو و پیانو...

آثار انتخابی : (پیتر گریمز) (بریتن) ، (رویای نیمه شب تابستان) ، (رکوییم جنگ) ، (تجاوز لوکرسیا) (بریتن) ، (تشریفات کارولز) (کمبریج) ، هیمن ها و کانتات ها (مالکولم).


بریج فرانک(BRIDGE_Frank)

(برایتون 26 فوریه 1879/ ایستبورن 10 ژانویه ی 1941)

 

 نوازنده ی ویلن آلتو و رهبر ارکستر ، شاگرد (استانفورد) ، و یکی از بهترین سازندگان ملودی انگلیسی بود.

کارهای اصلی : اپرای (کریسمس روز) ، پوئم سنفونیک ، (فانتاسم) برای پیانو و ارکستر ، 4 کوارتت زهی ، قطعاتی برای پیانو و برای ارگ ، ملودی های بی شمار با جذابیتی استثنایی.


بریکسی فرانتزک زاور()

(پراگ 2 ژانویه ی 1732/ پراگ 14 اکتبر 1771)

 

 برجسته ترین عضو خانواده ای که همگی نوازنده ی ارگ بودند.خود او نیز در بسیاری از کلیساهای پراگ ، نوازنده ی ارگ و نیز کاپل مایستر کلیسای جامع بود.از نظر ساخت ، موسیقی او نزدیک به سبک موتسارت است.

کارهای اصلی : رویهم رفته حدود 450 اثر که شامل بیش از 100 مس (از آن ها : (مس نوئل)) 5 رکوییم اوفرتوارهای متعدد ، هیمن و موتت و سرانجام 3 کنسرتو برای ارگ و ارکستر، است.

اثر انتخابی : کنسرتو برای ارگ و ارکستر (کامپل شایمر).


بریو لوچانو(BERIO_Luciano)

(امپریا 10 اکتبر 1925/ ؟ )

 

  شاگرد (گدینی) در کنسرواتور میلان و شاگرد (دالاپیکولا) در ایالات متحده آمریکا بود.بخش مهمی از فعالیت خود را وقف موسیقی الکترونیک (و تحقیقات موزیکال در (استودیوی فونولوژیا) در میلان) کرد و مدیریت مجله ی (تقابل نظری درموسیقی) که ویژه ی موسیقی پیشرو بود ، را عهده درا شد.

کارهای اصلی : اپرای (آله هوپ !) (ونیز 1959) ، (هفتمین روز و تغییرات) برای ارکستر ، واریاسیون برای ارکستر مجلسی ، سرناد برای فلوت و 14 ساز دیگر.

آثار انتخابی : (لابورینتوس) (بریو) ، (اپی فانی) (بریو).


بزار ژان باپتیس(BESARD_JeanBaptiste)

(بزانسون حدود 1567/ آوگسبورگ ؟ بعد از 1617)

 

  حقوق دان ، پزشک ، نوازنده ی لوت و دارای ذهنیتی جهانی بود که آثاری درباره علوم پزشکی ، فیزیک ، تاریخ ، تکنیک لوت ودیگر نوشت.

کارهای اصلی : (نووس پارتوس) (مجموعه ی 24 قطعه ای لوت) ، (گنجینه های هارمونی) (آنتولوژی لوت در ابتدای قرن هفدهم).


بک فرانتس(BECK_Franz)

(مانهایم 15 فوریه 1723/ بوردو 31 دسامبر 1809)

 

  شاگرد (اشتامیتس) در (مانهایم) و (گالوپی) در ونیز بود.به دنبال به دنبال یک دوئل ناچار به فرار شد و به فرانسه رفت.در (بوردو) در مقام نوازنده ی ارگ و رهبرارکستر تاتر در (سن سورین) اقامت گزید.

کارهای اصلی : آثاری برای تاتر ، موسیقی مذهبی (استادبات ماتر) ، 30 سنفونی (در سنت مکتب مانهایم) و 12 سونات برای کلاوسن.


بلاخر بوریس(BLACHER_Boris)

(نیوشوانگ ، چین ، 3 ژانویه 1903/ ؟ )

  از 1953 به بعد به جانشینی (ورنراک) رییس مدرسه ی عالی موسیقی برلین شد.این موسیقیدان تک رو به هیچ مکتبی تعلق ندارد.موسیقی او که به شکلی آزادانه آتونال است ، اغلب از نیوکلاسیسمی طنزآلود مایه ی می گیرد.

کارهای اصلی : 4 اپرا از آن ها : یک اپرا مجلسی به نام (طغیان سیل) ، باله هایی چون (چلچله ی شبخوان) (نوکتوردن دراماتیک برای صدا و ارکستر) ، سنفونی اپوس 12 ، 2 کنسرتو برای پیانو ، واریاسیون برای ارکستر روی تمی از (پاگانینی) ، (پارتیتا اپوس 30) برای سازهای زهی و ضربی ، (دیورتیمنتو) اپوس 29 برای ترومپت  ، ترومبون و پیانو و 4 کوارتت زهی.


بلانشار اسپری(BLANCHARD_Esprit)

(پرن ، وکلوز 29 فوریه ی 1696/ ورسای 10 آوریل 1770)

 

کاپل مایستر در (سن ویکتور) مارسی و سپس در کلیسای جامع (تولوز) ، (بزانسون) و (آمیین) بود و سرانجام در 1761 (استاد موسیقی) نمازخانه ی سلطنتی ورسای بود.

کارهای اصلی : حدود 40 موتت (از آن ها : (به دوم).

اثر انتخابی : ته دوم (فرمو).


بلاوه میشل(BLVET_Michel)

(بزانسون 13 مارس 1700/ پاریس 28 اکتبر  1768)

 

  نوازنده ی چیره دست فلوت بود.مدتی را در پروس در کنار نوازنده ی مشهور فلوت پادشاه (فردریک کبیر) آینده گذراند.پس از آن در مقام مباشر موسیقی (کنت کلرمون) استاد بزرگ لژ فراماسونری فرانسه ، برگزیده شد.

کارهای اصلی : تعداد زیادی اپراهای کوچک برای تاتر خصوصی کنت کلرمون در (برنی)  (از آنها : (حسود اصلاح شده )) ، اپرای مضحک روی آریاهای ایتالیایی ، که به ویژه از (پرگولزی) به عاریت گرفته شده است ، سه کتاب سونات برای فلوت ، سه مجموعه آریا برای فلوت و یک کنسرتو برای فلوت ، 2 ویلن و باس.

آثار انتخابی : (حسود اصلاح شده) (پایار) ، کنسرتو برای فلوت (رامپال) ، سونات برای فلوت (لارده).


بلمان کارل میکائل(BELLMAN_Carl_Mikae)

(استکهلم 4 فوریه 1740/ استکهلم 11 فوریه ی 1795)

شاعر برجسته بود.او روی دو مجموعه ی اصلی اشعار خود موسیقی گذاشت.((فردمان اپیستلار) و (فردمان سانکر)) ، بدین ترتیب فهرست جالب توجهی از آوازهای عامیانه در سوئد فراهم کرد.خود او هیچ ملودی اصیلی نساخت بلکه به کمک (او.آلشتروم) آهنگساز ، آوازهای فرانسوی ها ، آریا اپراها ، ملودی های محلی سوئدی ، آلمانی و دانمارکی را اقتباس و هم آهنگ کرد.شخصیت بلمان در مجموع چنان تجانسی به وجود می آورد که می توان از (آوازهای بلمان) به عنوان موسیقی سوئدی اصیل نام برد.


بلیس آرتور(BLISS_Artur)

سر (لندن 2 اوت 1891/ لندن 27 مارس 1975)

 

  شاگرد (استانفورد) و (ون ویلیامز) بود.پس از آن جانشین (باکس) در مقام استاد موسیقی سلطنتی شد.مانند هم دوره های فرانسوی خود ، علیه رمانتیسمی غلوآمیز و رو به زوال به پاخاست.در 1918-1919 با ساختن آثاری برای صدا و مجموع سازبندی کوچکی خود را از تاثیر راول با (آوازهای مادکاس) (یا ماداگاسکار.م) و استراوینسکی با (پریبوتکی) بیرون کشید.از 1926 به بعد آثار او روزبروز کلاسیک تر شد.

کارهای اصلی : اپرای (المپیانز) (کاونت گاردن 1949) ، 3 باله از آن ها : (چک مات) (تاتر شانزه لیزه ، 1937) ، ساخته هایی برای یک صدا و مجموعه ی  تنظیم برای ارکستر، موسیقی برای سازهای زهی ، کنسرتو برای پیانو ، کویینتت با کلارینت و سونات برای ویلن آلتو.


بلو جان(BLOW_John)

(دکتر) (نیووارک ، ناتینگهام شایر ، فوریه ی 1649/ لندن اول اکتبر 1708)

 شاگرد (س.گیبونز) (برادر (اولانوگیبونز)) و (ه. کوک) بود.از دوازده سالگی در نمازخانه ی سلطنتی خواننده ی کر شد ، در چهارده سالگی (آنتم) ها را ساخت و در بیست سالگی نوازنده ی ارگ (وست مینستر) شد.هم چنین استاد کودکان نمازخانه ی سلطنتی و کلیسای جامع (سن پل) ، سپس آهنگساز نمازخانه ی سلطنتی (شغلی که خود بانی آن بود) شد.(بلو) استاد (پرسل) بود و موقتا جانشین او در مقام نوازنده ی ارگ (وست مینستر) شد و همین یکی از سرفصل های اساسی پیروزی وی محسوب می شود.او پس از مرگ شاگرد خود هنوز زنده بود و این عنوان را در 1695 بازپس گرفت.حدود 1682 یک (ماسک برای تفریح پادشاه) به نام (ونوس و آدونیس) نوشت.این اثر مشهور تنها ساخته ای است که او برای تاتر نوشته و نخستین نمونه ی شناخته شده ی اپرای انگلیسی است. شاگرد (س.گیبونز) (برادر (اولانوگیبونز)) و (ه. کوک) بود.از دوازده سالگی در نمازخانه ی سلطنتی خواننده ی کر شد ، در چهارده سالگی (آنتم) ها را ساخت و در بیست سالگی نوازنده ی ارگ (وست مینستر) شد.هم چنین استاد کودکان نمازخانه ی سلطنتی و کلیسای جامع (سن پل) ، سپس آهنگساز نمازخانه ی سلطنتی (شغلی که خود بانی آن بود) شد.(بلو) استاد (پرسل) بود و موقتا جانشین او در مقام نوازنده ی ارگ (وست مینستر) شد و همین یکی از سرفصل های اساسی پیروزی وی محسوب می شود.او پس از مرگ شاگرد خود هنوز زنده بود و این عنوان را در 1695 بازپس گرفت.حدود 1682 یک (ماسک برای تفریح پادشاه) به نام (ونوس و آدونیس) نوشت.این اثر مشهور تنها ساخته ای است که او برای تاتر نوشته و نخستین نمونه ی شناخته شده ی اپرای انگلیسی است.


بلوخ ارنست(BLOCH_Ernest)

(ژنو ، 24 ژوییه ی 1880/ پورتلند ، آمریکا ، 5 ژوییه ی 1959)

 شاگرد (ژاک دالکروز) در ژنو ، (یسای) در بروکسل و (کنور) در فرانکفورت بود.از 1915 تا 1930 در کنسرواتورهای مختلف ایالات متحد آمریکا تدریس کرد و سرانجام در 1938 پس از گذراندن مدتی در فرانسه و سوییس ، به آمریکا بازگشت و همانجا اقامت گزید.موسیقی او در اروپا ، چندان شناخته شده نیست ، مگر تا حدودی در ایتالیا و انگلستان ، اما از آثار او در آمریکا ، تحسین فراوان شد.قسمت عمده ی آثار بلوخ ، رنج ها و آرزوهای مقدس روحی یهودی را مجسم می کند با این حال زبان موسیقی او مدرن وبسیار شخصی است و هرگز تسلیم جاذبه های مذهب یهود براساس استفاده ی خود به خودی از ملودی های معتبر عبری نشده است.و این درست همان چیزی است که جهانی بودن کار او را تضمین می کند.

کارهای اصلی : (اپرای مکبث) (اپرا کمیک 1910) ، (سرویس ساکره) برای باریتون ، (اسرائیل) سنفونی به همراهی دو سوپرانو ، 2 آلتو باس ، (شلومو) برای ویلنسل و ارکستر، (کنچرتو گروسو) برای سازهای زهی و پیانو ، کنسرتو برای ویلن ، 5 کوارتت زهی ، 2 سونات برای ویلن و پیانو.(پسوم های 137،114،22 ) برای یک صدا و ارکستر.

آثار انتخابی : کنسرتو برای ویلن (توتن برگ) ، سرویس ساکره (برنشتین) کنچرتو گروسو (کوبلیک) ، اسرائیل (لیتشائر).


بلومدال کارل بیرگر(BLOMDAHL_Karl-Birger)

(واسکویی 19 اکتبر 1916/ استکهلم 17 ژوئن 1968)

 

 شاگرد (رزونبرگ) در استکهلم.تحصیلات موسیقی خود را در پاریس و رم کامل کرد و به شدت زیر تاثیر نخستین آثار (هیندمیت) قرار گرفت.

کارهای اصلی : اپرای (آنیارا) (استکهلم 1959) ، 9 سونات (لیندگرن) برای تکنوازی ، کر و ارکستر ، 3 سنفونی ، کنسرتو برای ویلن ، کنسرتو برای ویلن آلتو ، موسیقی مجلسی.


بلینی وینچنزو(BELLINI_Vincenzo)

(کاتانه 3 نوامبر 1801/ پرتو 23 سپتامبر 1835)

پسر یک ارگ نواز اهل سیسیل بود.به لطف دست و دلبازی مرد ثروتمندی از اهالی (کاتانه) که او را وارد کنسرواتوار کرد به ناپل رفت (در آن زمان (زینگارلی) رهبری کنسرواتوار را بر عهده داشت.) در آنجا او دومین شاگرد شانس زندگی خود را به دست آورد : اجرای ساخته های خود برای مدیر آنجا (دومنیکو باربایا) که از 1826 تا 1829 سه اپرا برای (سن کارلو) و (اسکالا) به او سفارش داد.موفقیت در زندگی عاشقانه چون در هنر پیوسته به بلینی لبخند می زد.در 1833 به پاریس رفت ، جایی که با حمایت روسینی ، تاتر ایتالیایی به او سفارش یک (پوریتانی 190) داد.بلینی که از غده ای در روده رنج می برد تقریبا بلافاصله ، در خانه ی دوستی در (پوتو) که رو به روی (جزیره عشق) واقع شده بود درگذشت.مراسم تشییع جنازه ی او در (انولید) برپا شد :

مراسمی که بوسیله (روسینی) ، (کروبینی) ، (پر) ، (کارافا) و (هابنک) تدارک دیده شد و (روبینی) ، (ایوانف) ، (تامبورینی) و(لابلاش) ملودی های درخور مراسم تدفین خواندند.او در (پرلاشز) به خاک سپرده شد اما در سال 1876 بقایای جسد او را به (کاتانه) برای بنا کردن  مجسمه ای به روی آن ، نقل مکان دادند.

کارهای اصلی : 11 اپرا ، (سونامبولا) (میلان 1831) ، (نورما) (میلان 1831) ، (پوریتانی های اسکاتلند) (با (گریزی) ، (تامبورینی) ، (روبینی) ، (لابلاوش) ، پاریس 1835).بلینی یکی از برجسته ترین ملودی سازها بود ، و نفوذ عمیقی روی شوپن گذاشت.خود او کوارتت های هایدن و موتسارت را برای یافتن جوهر الهام بخش موسیقی ، مطالعه کرده بود.اپراهای او فناناپذیرند.

آثار انتخابی : (نورما) (کالاس ، سرافین) ، (پوریتانی ها) (سرافین) ، (سونامبولا) (کالاس ، وتو) و آنتولوژی های مختلف.


بنت ویلیام استرندال(BENNETT_WilliamSterndale)

سر (شفیلد 13 آوریل 1816/ لندن اول فوریه ی 1875)

 

نوازنده ی پیانو و رهبر ارکستر، بنیان گذار (انجمن باخ) (که در 1854 زیر نظارت خود او نخستین اجرای (انجیل متی) را در انگلستان ترتیب داد.) با (مندلسون) و (شومان) دوست شد که این دومی مقاله یی بسیار ستایش آمیز درباره ی او نوشت و اتود سنفونی های خود را به وی تقدیم کرد.

کارهای اصلی : 7 (آنتم) ، 10 (هیمن) ، یک سنفونی ، 4 کنسرتو پیانو و موسیقی مجلسی.


بندا ژیری آنتونین(BENEDA_JiriAntonin)

یا جرج (استاربنایتکی 28 ؟ ژوئن 1722/ کوستریتز ، تورینگه 6 نوامبر 1795)

 

برادر (فرانتیچک بندا) بود.او چندین بار به ایتالیا ، آلمان و پاریس سفر کرد و حرفه ی خود در زمینه ی موسیقی را دیر آغاز کرد.آثار دراماتیک او (به خصوص (آریادنه) و (مده آ)) نفوذی بی چون و چرا بر تکامل تاتر موزیکال آلمان داشت و نویسنده ی (نی سحرآمیز) را زیر تاثیر فراوان قرار داد.

کارهای اصلی : 8 (ملودرام) و (نمایشنامه های آوازی) (از آن ها : (آریادنه بر فراز ناکسوس) ، (بازار سالیانه ی دهکده) ، (مده) ، (رومئووژولیت) ، (پیگمالیون)) ، مس ، کانتات ، 8 سنفونی.

آثار انتخابی : کنسرتو برای کلاوسن (رزویچکوا ، نویمان) ، سنفونی (تالیخ). 


بندا فرانتیچک(BENDA_Frantisek)

با فرانس (استارنبایتکی 24 نوامبر 1709/ پوتسدام ، 7 مارس 1786)

 

  به نظر موسیقیدانان هم دوره اش ، نوازنده ای چیره دست در ویلن بود.مدیر کنسرت (فردریک کبیر) شد.با وساطت او تمام خانواده ی بندا (که به روی هم نه موسیقیدان بودند) از بوهم به پروس فرار کردند.

کارهای اصلی : ساخته های بی شمار برای ویلن ، که قدمی ست به پیش در تکنیک این ساز (80 سولو، 15 کنسرتو ، 6 سونات) ، ساخته هایی برای فلوت (برای پادشاه).

آثار انتخابی : کنسرتو برای فلوت و ارکستر (رامپال) ، سونات برای فلوت و کلاوسن (رامپال).


بنه ولی اوراتسیو(ENEVOLI_Orazio)

(رم 19 آوریل 1605/ رم 17 ژوئن 1672)

 

 کاپل مایستر (سن لویی دو فرانسه) در رم ، در وین و بعد در واتیکان بود.او به مهارت در تحریر پولیفونیک بسیار پیچیده مشهور بود.شمار فراوانی از آثارش از 24،16،12 یا 48 بخش با چندین کر (از 4 تا 12) تشکیل شده است.

کارهای اصلی : مس ، پسوم ، موتت.

آثار انتخابی : (مس سولونل) با 53 صدا برای کلیسای جامع سالزبورگ (مسنر).


بوالدیو فرانسوا آدریان(BOIELDIEU_Francois-Adrien)

(روان 16 دسامبر 1775/ ژارسی 8 اکتبر 1834)

همه چیز در زندگی او چون در موسیقی اش صورتی و خندان است.پس از تحصیلات عالیه در کلیسای جامع ، در 18 سالگی نخستین اپرا کمیک خود را به نام (دخترمجرم) در تاتر هنرهای (روان) عرضه کرد.پس از این محبوبیت چشمگیر، و چند موفقیت دیگر، به پاریس رفت که اقبال خود را بیازماید.در آنجا با خانواده ی (ارار) و (کروبینی) آشنا شد.هر یک از آثار او در اپرا کمیک با تحسین پرشور مواجه شد.از 1804 تا 1812 در سن پترزبورگ در مقام کاپل مایستر (تزار الکساندر اول) اقامت گزید.در برگشتن به پاریس دنباله ی همان حرفه ی موفق را پیش گرفت و جانشین (مهول) در کلاس کمپوزیسیون کنسرواتوار و سپس در انستیتو شد.طبیعت الهام ملودیک ، کیفیت عالی هارمونی و نحوه ی تنظیم برای ارکستر به موسیقی (بوالدیو) جذابیتی همواره تازه می بخشید.او آخرین سازنده ی اپرا کمیک فرانسوی قرن هجدهم بود.

کارهای اصلی : 37 اپرا کمیک ، از آن ها: (درد بغداد) (1800) ، (عمه ی من ارور) (1803) ، (ژان از پاریس) ، (لادام بلانش) (خانم سفید) (1825) ، یک کنسرتو و 6 سونات برای پیانو ، رمانس ها.

آثار انتخابی : (عمه ی من ارور) (کورو) ، اوورتورها (مارتینون) ، کنسرتو برای پیانو (گالینگ).


بوامورتیه ژوزف بودن دو(BOISMORTIER_JosephBodinDe)

(پرپینیان حدود 1691/ پاریس 1755)

 

 در فرانسه نخستین کسی بود که کنسرتوهایی به شکل سه بخشی ، تنظیم شده توسط (ویوالدی) ساخت.

کارهای اصلی : 14 اپرا باله ، 7 کانتات و کانتاتیل (از آن ها : (دیان و آکتئون)) ، موتت هایی برای کر بزرگ (از آن ها : (فوژی نوکس) برای نوئل) ، کنسرتوهایی برای سازهای گوناگون ، 6 کنسرتو برای 5 فلوت بدون باس ، سوییت و قطعاتی برای ویولا.

آثار انتخابی : (دیان و آکتئون) (ژانوت) ، دومین کنسرتو برای 5 فلوت بدون باس (رامپال) ، سونات هایی در 4 (گراوان).


بوخنر هانس(BUCHNER_Hans)

یا یوهان (وورتنبرگ ، 26 اکتبر 1483/ زوریخ حدود 1538)

 

  نوازنده ی ارگ در کلیسای جامع (کنستانس) و شاگرد (هوفهایم) و پیرو مذهب کاتولیک بود.او کنستانس را در 1526 به دلیل وسعت جنبش های پروتستان ترک  کرد و به احتمال روزهای آخر زندگی خود را در زوریخ در کنار دخترش گذراند.

کارهای اصلی : موتت ، لید و قطعات بسیاری برای ارگ.

اثر انتخابی : قطعاتی برای ارگ (اشمیت).


بودریه ایو(BAUDRIER_Yves)

(پاریس 11 فوریه ی 1906/ ؟ )

 

موسیقی را نزد خود آموخت.بنیانگذار گروه (فرانسه ی جوان) با (ژولیوه) ، (لسور) و (مسیان) بود ، که بنا بود علیه هر نوع آکادمیسم ، سنت گرایی یا آوانگاردیسم به پا خیزند.موسیقی فیلم بسیار مورد توجه او بود وسعی کرد هنر زیباشناسی آن را از نو بسازد.در 1945 با (مارسل اربیه) ، انستیتوی آموزش عالی سینما را بنا نهاد.

کارهای اصلی : (من به شیطان بیچاره ایمان دارم) برای کر و ارکستر ، آثار سنفونیک ((آهنگساز در شهر) ، (بادبان ساز بزرگ)) ، موسیقی فیلم ((نبرد راه آهن) ، (ام) ، (قصربلورین)) ، و یک کوارتت زهی.


بورژوا لویی(BOURGEOIS_Louis)

(پاریس حدود 1510/ پاریس حدود 1561)

 دوست (کالون) بود.از 1541تا 1557 در ژنو زندگی کرد.ناشرین (پزوتیه) در ژنو او را مامور کردند ، ملودی هایی در سنت پسوم های (مارو) و (ت.دوبز) بسازد.در 1562 آلبومی کامل شامل 125 ملودی که برخی از آن ها تا این زمان حاضر نشده بود ، از جمله 85 ملودی که از 1542 تا 1554 توسط (بورژوا) ساخته یا اقتباس شد ، به چاپ رسید.بقیه ی ملودی های در 1562 توسط جانشینش او که آهنگسازی قدیمی با نام مستعار (استاد پی یر) بود ، ساخته شد.

کارهای اصلی : بخشی از پزوتیه ی ژنو (روی 85 پسوم که توسط بورژوا به موسیقی درآمد و نیمی از ملودی ها به تقریب ، اصیل هستند).مجموعه ی دیگری از پسوم ها که مهمترین آن شامل پسوم در 5،4 یا 6 صدا است و در 1562 در پاریس به چاپ رسید و سرانجام یک رساله به نام (راه مستقیم موسیقی).

 

 

 

 

 


بورودین الکساندر(BORODINE_Alexandre)

(سن پترزبورگ 11 نوامبر 1833/ سن پترزبورگ 27 فوریه ی 1887)

 پزشک و شیمیدان ، پسر حرامزاده ی پرنس (گوئدانف) (از نواده های پادشاهان ایمرتی) بود که نام خانوادگی پدری مشروع ، او به رعیت یک پرنس به نام (بورودین) نسبت داده شد اما مادرش پرورش او را به عهده گرفت ، مادری جوان ، زیبا و باهوش که همسر پزشکی ارتشی بود.او تحصیلات عمومی و علمی خود را هم زمان که فرانسه ، آلمانی ، انگلیسی و ایتالیایی می آموخت ، فرا گرفت.بورودین که به شیمی علاقه بسیار داشت و در این زمان دکترای خود را در طب گرفته بود ، تحصیلات علمی خود را در (هایدلبرگ) تکمیل کرد.در موسیقی ، استعداد زودرسی از خود نشان داد ، اما در این زمینه خودآموخته بود.در امام زندگی به غنوان بک آماتور خود را مطرح کرد و به این دلیل بیشتر وقت خود را صرف علوم مختلف کرد تا موسیقی.با این حال بیشترین استعداد را در همین زمینه نشان داد.

در1862 با (بالاکیرف) آشنا شد که راهنمایی های مفیدی به بورودین کرد و او را به گروه معروف پنج نفری معرفی کرد (بورودین ، موسورگسکی را از سال 1856 می شناخت). به علت فقدان وقت و شاید به علت نقص شکل گیری او در زمینه ی موسیقی ، آثار کمی از خود به جا گذاشت ، اما همه ی آثار او از کیفیتی عالی برخوردارند و برخی برای او محبوبیت فوق العاده ای به همراه داشت.(لیست) را در (وایمار) در جریان یکی از مسافرت های بیشمارش به اروپای مرکزی ملاقات کرد ولیست در اعتبار بخشیدن به او در زمینه ی موسیقی نقش عمده ای ایفا کرد.

بورودین هجده سال روی ساختن نخستین حماسه ی موزیکال روسی خود ، (پرنس ایگور) که مهمترین اثر او به حساب می آید (1869-1887) ، کار کرد ومتن و موسیقی آنرا صحنه به صحنه نوشت.اما نتوانست این مجموعه ی قطعات را که تنها چند قطعه ی آن در زمان حیات او اجرا شد ، به پایان رساند.خسته و پیر و ضعیف از بیماری وبا که در 1882 یا 1883 دچارش شده بود ، در 27 یا 28 فوریه 1887 در مجلس رقص در آکادمی پزشکی از یک حمله ی ناگهانی قلبی درگذشت.

کارهای اصلی : اپرای (پرنس ایگور) که توسط (ریمسکی کورساکف) و (گلازونف) به پایان رسید (سن پترزبورگ 1890) ، 3 سنفونی که دو موومان آخرین سنفونی توسط (گلازونف) به پایان رسید ، (در استپ های آسیای مرکزی) (تابلو سنفونیک) ، 2 کوارتت زهی ، یک کویینتت با پیانو ، یک تریو ، قطعاتی برای پیانو ، ملودی ها و بسیاری آثار علمی.

آثار انتخابی : (پرنس ایگور) (کروه بلشوی) ، (در استپ ها) (کلویتنز) ، سنفونی شماره ی 2 (مارتینون) ، کوارتت شماره ی 2 (کوارتت مجار).


بوزونی فرروچو(BUSONI_Ferruccio)

(توسکان اول آوریل 1866/ برلین 27 ژوییه ی 1924)

 نوازنده ی پیانو و پسر (فردیناندو بوزونی) نوازنده ی کلارینت و (آنا وایس) نوازنده ی پیانو بود.از مادرش پیانو آموخت.از نه سالگی حرفه ی درخشان نوازندگی را آغاز کرد و در وین مورد توجه (هانسلیک) قرار گرفت.سپس استعدادش در این زمینه وی را به تمام کشورهای اروپا و ایالات متحد آمریکا کشاند.بورونی به ویژه از این جهت شهرت یافت که مجری آثار (لیست) شد.او لیست را بسیار می ستود اما هرگز موفق به ملاقات با او نشد.مربی بی نظیری بود و به توالی استاد کنسرواتوار (هلسینکی ) (که در آنجا ازدواج کرد) ، مسکو ، وین ، آکادمی (بزار) برلین ، و سرانجام رییس مدرسه عالی موسیقی (بولونیا) شد.در 1894 پس از گذراندن سه سال در ایالات متحد آمریکا ، بطور دائم در برلین اقامت گزید ، جایی که به فعالیت نوازندگی پیانو و آهنگسازی ، برای سهم داشتن در نشر موسیقی جدید (از آن ها : دو سنفونی از ونسان دندی) ، رهبری ارکستر را نیز افزود.

درآثار بوزونی برگزیدن فرمی نیوکلاسیک توازن را با قریحه ای رمانتیک ، هارمونی پربار و تنظیم باشکوه برای ارکستر ، برقرار می کند.نفوذ باخ و لیست (به ویژه آخرین آثار لیست) و (فالستاف) وردی در موسیقی دراماتیک بوزونی قابل تشخیص است.

کارهای اصلی : 5 اپرا که جالبترین آن (دکتر فاوست) است ، سوییت سنفونیک ، یک کنسرتو برای پیانو،یک کنسرتو برای ویلن ، 2 کوارتت زهی ، 2 سونات برای پیانو و ویلن ، آثاری برای ارگ ، قطعات بی شماری برای پیانو ، بازنویسی آثار ارگ باخ و لیست.

اثر انتخابی : (دکتر فاوست) (لایتنر).


بوزینیاک گیوم(BOUZIGNAC_Guillaume)

(لانگدوک ؟ 1600/ ؟ )

 

اززندگی حرفه ای او جز اشتغالش به چند شغل کوچک در (گرونبل) ، (تور) و (آنگولم) ، اطلاع دیگری نداریم.اما در مجموعه ی دستنویس های کتابخانه ملی و کتابخانه ی (تور) ، دو مجوعه بسیار زیبا از ساخته هایش در روشی شبیه به روش آخرین آثار (مونته وردی) موجود است.

کارهای اصلی : مس ، موتت و آوازهای فرانسوی.


بوسه آنتوان(BOESSET_Antonie)

(بلوآ 1586/ پاریس 10 دسامبر 1643)

 

  شاگرد و داماد (پ. گدرون) ، استاد موسیقی ملکه و مباشر موسیقی (لویی هشتم) بود.او در ضمن مشاور و استاد دربار پادشاه نیز شد.با (دکارت)، (مرسن) و(اوگن) نیز مراوده داشت.مهمترین اثر او آریاهایی برای دربار است که بیشتر برای باله در نظر گرفته شده است.بوسه یکی از نخستین کسانی است که در فرانسه از باس کونتینو استفاده کرده است.

کارهای اصلی : مس و موتت (دست نویس در کتابخانه ی ملی) ، 9 کتاب آریا در 4و5 قسمت و آریاهایی درباری برای لوت.


بوکرینی لوییجی(BOCCHERINI_Luigi)

(لوک 19 فوریه ی 1743/ مادریه 28 مه 1805)

 بوکرینی که یکی از بزرگترین نوازندگان ویلنسل جهان محسوب می شود ، ابتدا در(لوک) شاگرد پدرش که کنترباس نواز مشهور و استاد نمازخانه ی اسقفی بود ، شد.سپس به رم رفت که تحصیلات خود را در زمینه ی موسیقی کامل کند.به زودی نوازنده ی سرشناس ویلن سل شد و دست به سفر های موفقیت آمیزی به سراسر ایتالیا و فرانسه زد.پس از اقامتی یکساله در پاریس ، در 1769 به مادرید رفت و لقب (آهنگساز انفان) اسپانیا را به خود اختصاص داد.از 1787 تا 1797 در برلین آهنگساز پادشاه (پروس) شد.پس از بازگشت به مادرید دریافت وجهه ی پیشین را در دربار اسپانیا از دست داده است ، در نتیجه سالهای آخر زندگیش به سبب ابتلا به مشکلات شدید مالی ، بسیار غم انگیز بود.در این حال به درخواست (لوسین بوناپارت) سفیر اسپانیا ، برای مدتی فعالیت آهنگسازی خود را از سر گرفت.

شمار فراونی از آثار (بوکرینی) (که تنها 467 اثر تنظیم شده برای ارکستر وجود دارد) تقریبا ناشناخته مانده است ، به استثنا یک کنسرتوی بی نظیر برای ویلن سل و یک مانوئت بی ارزش.ذوق و آثار این موسیقیدان ، تازگی ابداعات ملودیک که ستایش هایدن را برانگیخت ، می بایست برای (بوکرینی) وجهه ی ملی وسیعی در میان هم عصرانش بوجود می آورد.

کارهای اصلی : 2 اپرا ، 2 اوراتوریو ، یک مس ، استابات ماتر در 3 صدا با همراهی سازهای زهی ، کانتات ، آریاهایی برای کنسرت ، 20 سنفونی ، 4 کنسرتو برای ویلنسل ، 125 کویینتت زهی ، 102 کوارتت زهی ، 60 تریو.27 سونات برای ویلن ، 6 سونات برای ویلنسل و آثار بسیاری برای تنظیمات ارکستری گوناگون.

آثار انتخابی : کنسرتو برای گیتار در می ماژور (سگوویا) ، کنسرتو برای ویلن درسی بمل ماژور (فورنیه) ، سنفونی در فا (جنکینز) ، سنفونی کنسرتانت با گیتار (گروه آنجلیکوم) ،(کویینتت اپوس 50 شماره ی 3) برای گیتار و سازهای زهی (گروه ورشینگ).


بوس ژاک(BUUS_Jacques)

(گاند ؟ حدود 1500/ وین اوت 1565)

 

 نوازنده ی ارگ در کلیسای (سن مارکو) و نیز (ارگ کوچک) ، سپس در دربار(فردیناند اول) در وین بود.ریچرکارهای او برای بررسی روش اجرای آن زمان از ارزش بسیاری برخوردار است.

کارهای اصلی : موتت ، مادریگال ، آوازهای فرانسوی.


بوکستهوده دیدریک(BUXTEHUDE_Diderik)

یا (دیتریش) (هولستاین 1637/ لوبک 9 مه 1707)

 

 نوازنده ی برجسته ی ارگ و پسر (هانس جانسن بوکستهوده) (1602-1674) که به مدت سی و دو سال در (السنور) نوازنده ی ارگ بود

.بدر 1668 مقام نوازندگی ارگ کلیسای (مارین) را در (لوبک) به خود اختصاص داد ، مقامی که تا هنگام مرگ حفظ کرد.تعیین او تکیه براین شرط داشت که با دختر سلف خود (ف. توندر) ازدواج کند.(توندر) تصمیم گرفته بود که تنها دامادش را به جانشینی خود برگزیند و بوکستهوده این شرط را پذیرفت : اما خود نیز بعدها همین نقش را برای جانشینش در نظر گرفت بدین ترتیب بود که ، هندل ، ماتسون و باخ هر یک به نوبه ی خود ارگ کلیسای مارین و جذابیت های (آنامارگارت بوکستهوده) را رد کردند در 1673 بوکستهوده در مقام نوازنده ی ارگ از شهرت بسیاری برخوردار شده بود.

(موسیقی عصر) مشهور لوبک را بوجود آورد ، کنسرت بزرگی از موسیقی کلیسا ، که هر پنج  یکشنبه پیش از فدارسیون عید نوئل که سنت آن تا قرن نوزدهم حفظ شد ، برگزار می شد.اعتبار این کنسرت ها و رهبر آن ، (باخ) را که در 1705 سفری پیاده از آرنشتات به لوبک کرده بود ، جلب کرد ، زیارتی از یکی از منابع اصیل موسیقی ارگ آلمان قرن هفدهم و هجدهم.

کارهای اصلی : مس ، کانتات های بیشمار ، 20 سونات برای ویلن ، ویولای باس و کلاوسن ، قطعات متعددی برای ارگ و کلاوسن.

آثار انتخابی : کانتات ها (گوروین و لترز) ، اثری برای ارگ (سائورگین).


بول جان(BULL_John)

(حدود 1562/ حدود 12-13 مارس 1628)

 نوازنده ی ارگ ، ویکی از بنیانگذاران تکنیک جدید سازهای شستی بود.به دستور ملکه الیزابت نوازنده ی ارگ کلیسای جامع (هرفورد) و نمازخانه ی سلطنتی و استاد موسیقی در کالج (گرشام) شد.در 1601 ، سفری به فرانسه و آلمان کرد (در (سنت اومر) شرط بست که تنها در چند ساعت به اثری 40 صدایی ، 40 بخش جدید بیافزاید). او انگلستان را حدود 1613 آنطور که شایع است ، برای فرار از مجازات مربوط به (زنای محسنه و جرایم شدید دیگر) ترک کرد.در این زمان نوازنده ی ارگ دوک بزرگ آلبرت در بروکسل ، سپس در کلیسای جامع (آنور) شد.در طول اقامتش در فنلاند ، یک فانتزی روی فوگی از (سوولینک) نوشت ، و (سوولینک) یک (کانن) از بول در رساله ی کمپوزیسیون خود ، گنجاند.بول در 15 مارس 1628 در کلیسای جامع (آنور) به خاک سپرده شد.

نوشته های او برای پیانو در دوره ی خود به نحو استثنایی جسورانه بود (تا آن هنگام با بیش از 3 یا 4 انگشت هر دست ، نمی نواختند).اساسی ترین کارهای او واریاسیون ، فانتزی ، موسیقی توصیفی و رقص هاست.

کارهای اصلی : چند مادریگال و موتت ، حدود پنجاه قطعه برای ویولا (دستنویس در موزه ی فینز ویلیام) و بویژه 150 قطعه برای ارگ یا ویرجینال.این قطعات برای سازهای شستی اغلب در دستنویس های بزرگ دسته جمعی قرن هفدهم یافت می شوند : (کتاب ویرجینال فیتز ویلیام) (انتشار در 1899 با 45 قطعه از بول) ، (کتاب ویرجینال بنجامین کوزین) (30 قطعه از بول) (تابلاتور169 ) (کتابخانه ی ملی ، دستنویس 23623 ) (62 قطعه از بول ، از آن ها : فانتزی روی فوگی از (سوولینک)) ، دستنویس های 18547 و 18548 در کتابخانه ی کنسرواتوار پاریس (85 قطعه از بول).

آثار انتخابی : قطعاتی برای ویرجینال (ث. دارت) ، قطعاتی برای ارگ (ث. دارت).


بولز پی یر(BOULEZ_Pierre)

(مونت بریسون ، لوار 25 مارس 1925/ ؟ )

 

 شاگرد (مسیان) و (لایبووبتس) بود.در نتیجه ی امکانات کاملاً جدید تکنیک دوده کافونیک در طول سالهای تحصیلش توانست برخی تجربیات را نزد (استراوینسکی) و (مسیان) به انجام رساند.اما بیشتر، آثار شاگرد شونبرگ ، (آنتوان وبرن) بود که ذوق و الهام بولز را جهت بخشید.او ار (وبرن) خلق سیستمی دوره ای وتعمیم داده شده که نه تنها شامل اوج گیری ها بلکه دوام ، نیرو وزنگ صدا بود ، به ارث برد.به نوع دیگری گفته باشیم نظم تحمیل شده توسط قوانین پیشرفت دوره ای ، شامل پولیفونی ، ریتم ، اختلافات و سازبندی نیز می شود.

از 1925 به بعد ، بولز جذب موسیقی (تجربی) (عینی و الکترونیک) شد ، یک لابراتوار تحقیقات موسیقی زیر نظر او در رادیوی (بادن بادن) تشکیل شد که شبیه به استودیوهای (کلن) و میلان در زمینه ی موسیقی الکترونیک

و نیز بسیاری دانشگاههای آمریکایی در زمینه ی (موسیقی برای نوار) و هم چنین گروههای تحقیقات موسیقی (رادیو تلویزیون فرانسه ) ، پیشقدم در موسیقی تجربی بود ، بولز ، باهوش و مبارز ، از عقاید خود در زمینه ی زیباشناسی در موسیقی با شور و حرارت و گاه با خشونتی که بیشتر ناشی از خصوصیات اخلاقی اش است تا موسیقی اش ، دفاع می کند.اگر نام بولز را بیش از موسیقی او می شناسیم ، دلیل آن مربوط به شخصیت محکمی که تقریباً به نادرست به او نسبت می دهند ، نیست بلکه بی گمان بیشتر مربوط به مشکلات در نحوه ی ارائه ی موسیقی اوست.

کارهای اصلی : (خورشید آبها) برای یک صدا و ارکستر، (چهره ی شب ازدواج) برای دو صدا ، کر و ارکستر ، (پتک بدون استاد) برای ویلن آلتو و ارکستر مجلسی (چین در چین) پرتره ای از (ملارمه) برای سوپرانو و سازها که یکی از زیباترین و جسورانه ترین آثار قرن ما به حساب می آید ، (اکلا) برای ارکستر مجلسی( ، پولیفونی ایکس 227) برای 18 ساز ، کتاب کوارتت ، سه سونات برای پیانو ، (استروکتور) برای 2 پیانو ، 2 اتود روی موسیقی عینی ، (شعری برای قدرت) (موسیقی الکترونیک از روی متون میشو).

آثار انتخابی : (پتک بدون استاد) (بولز) ، (استروکتور) (برادران کنتارسکی).


بولمان لئون(BOELLMANN_Leon)

(انسیسهایم ، اوت راین ، 25 سپتامبر 1862/ پاریس 11 اکتبر 1897)

 

  نوازنده ی ارگ و شاگرد (ژیگو) بود.

کارهای اصلی : (سنفونی در فا) ، واریاسیون سیفونیک برای ویلنسل و ارکستر ، فانتزی همراه با دیالوگ برای ارگ و ارکستر ، قطعات فوق العاده ای برای ارگ ، (از آن ها : 2 سوییت ، (اوفرتوار برای دونوئل) ، فانتزی در لا ماژور)

اثر انتخابی : توکاتای (سوییت گوتیک) (ام.کل.آلن).


بوم گئورگ(BOEHM_Georg)

(هوهنکیرشن ، تورینگه 2 سپتامبر 1661/ لونبرگ 18 مه 1733)

 

از 1698 تا زمان مرگ نوازنده ی مشهور ارگ در کلیسای (سن جان) در (لونبورگ) بود.به احتمالی باخ جوان که در 1700 در (لونبورگ) اقامت گزید ، از راهنمایی های بوم برخوردار بوده است.با این حال نخستین آثار باخ برای ارگ به نفوذ بوم خیانت می کند.آثار خود اومتاثر از هنر (بوکستهوده) ، (پاخبل) و (کوپرن) بود.آثار ارگ (بوم) که بیشتر برای کلاوسن نوشته شده است متعلق به استادی است که قادر به ارائه ی زیبایی بسیار و دارای ذهنیتی مکاشفانه جو است ، بی آنکه انتظار اصالت الهامات آهنگسازانی چون (بوکستهوده) یا (راینکن) را داشته باشیم.

کارهای اصلی : پاسیون ، کانتات ، لید ، قطعاتی برای ارگ (از آن ها : یک کاپریچیو) ، پرلود و فوگ ، پرلودهای کرال ، سوییت هایی برای کلاوسن ، پارتیتا برای ارگ یا کلاوسن.

آثار انتخابی : سوییت و پارتیتا برای کلاوسن (ه.ها ینتسه) ، آثاری برای ارگ (ه.هاینتسه با همراهی ارگ لونبورگ).


بونپورتی فرانچسکو آنتونیو(BONPORTI_FrancescoAntonio)

(ترانته ، ژوئن 1672/ پادوا ، 19 دسامبر 1749)

 

تحصیلات عمومی خود را در مدرسه ی ژزوییت های (اینسبروک) و تحصیلات الهیات را در رم جایی که به احتمال زیاد شاگرد (کرلی) شد، انجام داد.او که کشیش شده بود به مدت چهار سال شغل خوبی در کلیسای جامع (ترانته) داشت بی آنکه هرگز ترفیعی در این زمینه به دست آورد.در همین حال موسیقی او توجه تمام اروپا را برانگیخته بود ، بویژه (وارچینی) تمام آثار او را در بیشتر شهرهای آلمان اجرا کرد.

کارهای اصلی : 4 کتاب سونات مجلسی (اپوس 6،4،2،1 ، آریا ،(بالتی و کورنتی ( اپوس 10،5 ، )اینوانتسیونی ( اپوس 10 (در اولین نشر )مجمع باخ( به باخ نسبت داده شد) ، 10 کنسرتو در 4 ، اپوس 11 ، 5 کنسرتینی و 5 سرناد برای ویلن و باس کونتینو (اپوس 12) که اصالت این موسیقی به آن اهمیتی ویژه در پیشرفت کنسرتو و سونات برای ویلن می بخشد.

اثر انتخابی : (کنسرتی در 4) (ای موزیچی).


بونتمپی جووانی آندرا(BONTEMPI_GiovanniAndrea)

(معروف به آنجلینی (پروز 1624/ پروز اول ژوئن 1705)

 

  نظریه پرداز و سرود خوان کلیسای (سن مارکو) در ونیز ، شاگرد (ماتسوکی ) ، دوست (کاریسیمی) ، (فرسکو بالدی) و(شوتز) که مدتی دستیار او درمقام کاپل مایستر دربار درسدن شد.

کارهای اصلی : چند اپرای ایتالیایی و آلمانی ، آثار نظری بسیار مهم در زمینه ی تاریخ آواز و یک جلد (تاریخ موسیقی).

اثر انتخابی : (کنسرتی در 4) (ای موزیچی).


بونونچینی آنتونیو ماریا(BONTEMPI_GiovanniAndrea)

(مودن 18 ژوییه ی 1677/ مودن 8 ژوییه ی 1726)

 

برادر(جووانی) بود.او نیز شاگرد پدرش (جووانی ماریا) شد.به غیر از هفت سالگی را که در وین به اتفاق (جووانی) گذراند که پربارترین دوره ی حرفه ای او به حساب می آید ، به نظر می رسد همیشه در رم و مودن به سر برده باشد.در زمان حیات او و هم چنین درزمان ما اپراهایش اغلب با اپراهای برادرش اشتباه شده است.

کارهای اصلی : اپراها و اورتوریوهای بیشمار، مس در 5 صدا ، کانتات ها و (استابات ماتر).


بونونچینی جووانی(BONONCINI_Giovanni)

(مودن 18 ژوییه ی 1670/ وین 9 ژوییه ی 1747)

 کودکی اعجوبه ، شاگرد پدرش (جووانی ماریا بونونچینی) ، نظریه پرداز، آهنگساز و کاپل مایستر ، وشاگرد (ج. ب. کولونا) در بولونیا بود.در پانزده سالگی اپوس یک خود به نام (میهمانی های مجلسی) برای دو ویلن و ویلنسل را به چاپ رساند.او تا سال 1691 در بولونیا به سر برد و سپس از 1699 تا 1711 در وین آهنگساز دربار بود ودر 1702 و 1704 بنا به دعوت ملکه (سوفی شارلوت) به برلین رفت ، از 1720 تا 1727 در لندن اقامت گزید و سرانجام به پاریس و به احتمال به (لیسبون) رفت.او که به دعوت آکادمی سلطنتی موسیقی به رهبری هندل ، به لندن رفته بود ، در آنجا رقیب هندل شد و چند خانواده ی بزرگ با رضایت از اینکه شخص زیر حمایت خود را در مقابل شخص زیر حمایت پادشاه (جرج دو هانوور) قرار می دادند ، به این رقابت دامن می زدند.کارهای اصلی : حدود 30 اپرا (از آن ها : (کریسپو) ، (گریسلدا) ، (آستراتو) ، (آستیاناته)) ، سرنادهای متعدد و آثار دراماتیکی با اهمیت کمتر.اوراتوریوها (از آن ها : (ازشیا)) موتت های بیشمار ، پسوم و مادریگال ، مقادیر بی شماری ساخته های تنظیم شده برای ارکستر چون سنفونی و دیورتیمنتوها.


بونوا ، آنتوان(BUSNOIS)

( ؟ حدود 1440/ بروگ ، 6 نوامبر 1492)

 

  کشیش ، شاعرو شاگرد (اوکگهم) بود.در نمازخانه ی (بورگورین) زیر فرمانروایی (شارل دوتمرر) و دخترش (ماری) و سرانجام پادشاه فرانسه (لویی یازدهم) ، از  1467 تا1487 ، خواننده بود.پس از آن (مدیر کانتوریا) در کلیسای (سن - سوور) در (بروگ) شد.

کارهای اصلی : 3 مس چهار صدایی ، 9موتت و بویژه 70 آواز فرانسوی در سبکی پولیفونیک و بسیار ماهرانه و دقیق.

اثرانتخابی : آواز (سل اپارموی...) (آنتولوژی بلانشار).


بروون ژاک(BOYVIN_Jacques)

( ؟ حدود 1653/ روان 1706)

 

وازنده ی ارگ کلیسای جامع (روان ) (ارگ ر.کلیکو) ، بود.

کارهای اصلی : 2 کتاب ارگ که دومین کتاب شامل یک (رساله ی کوتاه همراهی برای ارگ و کلاوسن) است.

اثر انتخابی : قطعاتی برای ارگ (ن.پیروزی ، پ. ناردین).


بویس ویلیام(BOYCE_William)

(لندن ؟ حدود 1710/ لندن 7 فوریه ی 1779)

 

نوازنده ی ارگ در نمازخانه ی سلطنتی و استاد موسیقی پادشاه بود.از 1737 به بعد رییس (سه فستیوال کر) در شهرهای (گلوچستر) ، (ورچستر) و (هرفورد) شد.ویراستار (کلیسای جامع موسیقی) بود و آنتولوژی کامل موسیقی مذهبی انگلستان از قرن شانزدهم تا هفدهم را در سه جلد از 1760 تا 1778 جمع آوری کرد.او بهترین آهنگساز انگلسی قرن هجدهم بود.

کارهای اصلی : تعداد زیادی آثارمذهبی (از آن ها : حدود 60 (آنتم) ، (ماسک ها) و پانتومیم ها) ، 12 اوورتور ، 8 سنفونی.

اثر انتخابی : 6 اوورتور (لویس) ، 8 سنفونی (جانیگرو).


بوییتو آریگو(BOITO_Arrigo)

(پادوا 24 فوریه ی 1842/ میلان 10 ژوئن 1918)

 

 نویسنده ی لیبرتوهای مشهوری چون (اوتللو) و (فالستاف) اثر (وردی) و(ژوکوند) اثر (پونچییلی) بود.از جهت سیاسی چون  هنری روحیه ای احساساتی و مبارز داشت.بوییتو داوطلبانه به طرفداران (گاریبالدی) ، سپس سنای ایتالیا پیوست.با روزنامه ها و مجلات گوناگون موسیقی همکاری کرد ، و با حرارت بسیار از موسیقی نو به ویژه از موسیقی واگنر حمایت و دفاع می کرد.آفرینش (مفیستوفل) او بهانه ای برای این نوع مبارزات بود که پلیس ناچار شد پس از سه اجرا  این اثر را ممنوع اعلام کند.

کارهای اصلی : 2 کانتات (آثارجوانی ) ، 2 اپرا : (مفیستوفل) (اسکالا 1868) و (نرون) (نیمه کاره ، اسکالا 1924).

اثر انتخابی : مفیستوفل (کریستوف ، گویی).


بیبر هاینریش فرانتس فون(BIBER_HeinrichFranzvon)

(وارتنبرگ ، بوهم 12 اوت 1644/ سالزبورگ 3 مه 1704)

 

 نوازنده ی ویلن و به احتمال شاگرد(شملتسر) بود.در سالزبورگ کاپل مایستر شد و بنیانگذار مدرسه ی ویلن اروپای مرکزی بود.او به نحو چشمگیری تکنیک سازها را تکمیل کرد.

کارهای اصلی : چند اپرا ، موسیقی کلیسا (یک (وپر) به سبک دراماتیک مس های وینی) ، سونات ها و قطعاتی برای سازهای گوناگون و به ویژه سونت های زیبایی برای ویلن.

آثار انتخابی : 15 سونات از (روزر) (لاوتن باخر) (باله ی غم انگیز) (کنسانتوس موزیکوس).


بیزه ژرژ(BIZET_Georges)

(پاریس 25 اکتبر 1838/ بوژیوال 3 ژوئن 1875)

پدرش (1810-1886) استاد آواز بود ، مادرش (امه دلسارت) (1814-1861) نوازنده ی پیانو و دایی او (فرانسو دلسارت) خواننده  بود و (آرشیو آواز) را به چاپ رساند.در کودکی با استعداد زود رسی که از خود نشان داد ، والدینش حرفه ی موسیقی را برای او پیش بینی کردند.در ده سالگی وارد کنسرواتوار موسیقی پاریس شد ، جایی که به توالی تا سال 1854 نخستین جوایز سولفژ ، پیانو ، فوگ و ارگ را به خود اختصاص داد.از دوازده سالگی خود را در مقام نوازنده ی پیانو ، شناساند.سادگی بی رقیب او در خواندن موسیقی ، تحسین (برلیوز) و (لیست) را برانگیخت.سرانجام در 1854 نخستین جایزه ی بزرگ رم را به خود اختصاص داد.پیش از این تاریخ او نویسنده ی ساخته های بیشماری بود ، مانند: (دکترمیراکل) که در (بوفه پاریزین) اجرا شد ، یک اپرت و یک سنفونی زیبا در(اوت ماژور) که گاه شوبرت را تداعی می کند.

در (ویلا مدیسی) ، حرارت ، صداقت دوستانه و استعداد او در نواختن پیانو ، سبب شد مقبولیت عام یابد.او آگاهانه از تقلید دور ی می جست ، به جای یک مس سنتی ، اولین ساخته ای که به رم فرستاد ، یک اپرای مضحک ایتالیایی بود به نام (دون پروکوپیو).در بازگشت از ایتالیا ، بیزه خانه نشین شد وعملاً  دیگر از پاریس و حومه ی آن تکان نخورد.تنها در 1862 با (گونو) به (بادن بادن) رفت.درست در زمانی که برلیوز تاتر جدید را با (بئاتریس و بندیکت) افتتاح می کرد.حرفه ی او آن چنان که انتظار داشت ارضایش نمی کرد.به دلیل دو دلی ونگرانی از چگونگی رسیدن به کمال ، بارها آنچه را که بدست آورد ، رها کرد (نزدیک به پانزده اپرا و اپرا کمیک ، برنامه ریزی شده یا نیمه کاره باقی ماند) و آنچه که این آهنگساز تاتر بطورکامل به مردم ارائه کرد ، اغلب ، به خوبی استقبال نشد (به استثناء (دختری زیبای پرت) با اجرای عالی و استقبالی رضایت بخش).

آثار اصلی بیزه در ابتدا تنها بی تفاوتی ودشمنی بیشتر تماشاگران و منتقدین را برمی انگیخت ، بیشتر آنها از اصالت الهام ملودیک ، پر باری بخش های ارکستری و واقع گرایی توصیفات دراماتیک می گریختند.به عنوان مثال : (صیادان مرواردید) از سوی مردم ومنتقدین به یک اندازه با سردی روبه رو شد.به استثنا برلیوز و برخی دیگر چون طرفداران واگنر که سرخورده شده بودند ، دیگران از هم اکنون سلاح های خود را برای متهم کرن بی منطق (واگنریسم) آماده می کردند ، اتهاماتی که چندی بعد علیه (کارمن) ، اوج گرفت.همین بازتاب برای (جمیله) که مهر غیرقابل درک بر آن زدند ، نشان داده شد و هم چنین برای (آرلزین) اثر (دوده) که مورد تحسین اندکی قرار گرفت.بعضی انتقاد می کردند که این نوع موسیقی کلام تحت الشعاع قرار می دهد ، که البته اتهامی بی اساس بود ، و برخی دیگر عکس این انتقاد را داشتند.درباره ی شرایط اسفبار نخستین اجرای (کارمن) همه چیز گفته شده است : برنامه به جهت شرایط حاکم برسالن چندین بار قطع شد ، میزانسن و بازیگران متوسط ، دشمنی خود بخودی رقبای جسور، تماشاگرنی که تنها در اندیشه ی اپرا کمیک بودند. (مکان همیشگی ملاقات های مربوط به زناشویی) بی شک همه و همه برای چنین نمایشی آماده نشده بود ، از سوی دیگر جراید نیز در این قبیل موارد ، بطور معمول بی خاصیت ترین همکاران خود را می فرستادند.با این حال نخستین پرده شور و احساس تماشاگران را برانگیخت.منتقدین بسیاری از آن ها : (ت. دوبانویل) ، این نمایش را پسندیدند و آهنگسازان بسیاری از آن ها : (ونسان دندی) راضی بنظر می رسیدند.پس درست نیست که در مورد شکست (کارمن) غلو شود و مرگ سازنده ی آنرا به این نسبت دهند.بیزه پانزده سال بود که از یک عفونت شدید گلو رنج می برد و بی شک از نوع سرطانی آن ، در نتیجه مشکلات صوتی و شنوایی ناشی از آن سرانجام با خفگی همراه شد.او از یک بحران قلبی در شب دوم تا سوم ژوئن 1875 ، کمی پس از آنکه پرده روی سی ویکمین اجرای کارمن فرو افتاد ، درگذشت ودر (پرلاشز) به خاک سپرده شد.در 1862 ، بیزه با (ژنویو هالوی) دختر یک استاد قدیمی ازدواج کرد و از او فرزندی به نام (ژاک) داشت که ادیب شد (1872-1922).

کارهای اصلی : دوازده اثر دراماتیک ، که در میان آن ها از (دن پروکوپیو) (مونت کارلو 1906) ، (صیادان مروارید) (تاتر لیریک 1863) ، (ایوات مخوف) (قصرمورنگین 1946) ،(دخترزیبای پرت) (تاترلیریک 1863) ، (جمیله) (اپرا کمیک 1872) ، (کارمن) (اپرا کمیک 1875 ، به اتفاق گالی ماریه در نقش اصلی) و (آرلزین) ، ملودرام (وودویل 1872) ، می توان نام برد.ساخته های کرال (پروفان و مذهبی) ، ملودی ها.دو سنفونی ، یکی به نام (رم) ، سوییت های کوچک برای ارکستر ، قطعاتی برای پیانو چون (بازی های کودکانه) (12 قطعه که بعدها توسط خود بیزه به ارکستر درآمد).این موسیقیدان بزرگ که تاترموزیکال فرانسه را از سادگی و سنت  گرایی رهایی بخشید ، کم کم مورد قبول دنیای موسیقی و عامه قرار گرفت.(نیچه) ، این حامی پروپا قرص واگنر، آنچنان از موسیقی بیزه به سبب نوگرایی و روشنی ملودی ، صدای تنظیمات ارکستری و زنده بودن موومان های عمومی زیر تاثیر قرار گرفت که در هیجان افراط آمیز خود ، سعی کرد (کارمن) و(تریستان) را در مقابل یکدیگر قرار دهد.او در این مورد می گوید: پس از موسیقی ای (که ذهنیت در آن شناور است) اینک ، این موسیقی (ذهنیت را به رقص وا می دارد).

آثار انتخابی : (آرلزین) ، دو سوییت ، سنفونی شماره ی یک (کلوتنز) ، (کارمن) (بامبری ، فروبک) ، (صیادان مروارید) (فورنه) ، (بازی های کودکانه) ، ورسیون برای ارکستر (مارکوویچ).


بینشوا ژيل(BINCHOIS_Gilles)

(مون حدود 1400/ سواینی 20 سپتامبر 1460)

 

 در جوانی ارتشی بود ، سپس برای خدمت در دولت زیر تسلط کلیسا ، انتخاب شد.روز 3 مارس 1449 ، (دوفی) و او به عنوان دو مقام کلیسایی در مجمع گفتار (سنت ووردو) حضور پیدا کردند.(بینشوا) مدتی نوازنده ی (دوک دونورفولک) در زمان جنگ های صد ساله بود.پس از مرگ دوک (از 1430 به بعد) ، نوازنده و کشیش پیش نماز (فیلیپ لوبن) دوک (بورگوین) شد.

به سبب استعداد و شخصیتش ، بخش اعظم کمک های خود را به نماز خانه ی بورگوین واریز کرد.در مرگ او (اوکگهم) ، (مرثیه ای درمرگ بینشوا 264) را به موسیقی درآورد.

کارهای اصلی : 25 قطعه موسیقی ، 22 موتت ، 4 مانییفیکا ، حداقل 56 آواز که اصیل ترین بخش آثار او را در برمی گیرد.

آثار انتخابی : مس ها (کنسرت دربار بورگوین) ، آوازها (آنتولوژی برانشار).




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*