بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

موسیقی دانان جهان پ

پاچلی آسپیریلو(PACELLI_Asprilio)

(وارچیانو، اومبری حدود 1570/ورشو 4 مه 1623)

 

استاد کر در (کالج گرمانیکو) ی رم ، سپس در (واتیکان) و سرانجام از 1603 تا زمان مرگ استاد نمازخانه ی سلطنتی لهستان در ورشو بود.

کارهای اصلی : 2 کتاب پسوم ، موتت هایی در 4و8 صدا ، (ساکروئه کانسیونه) از 5 تا 20 صدا ، و یک کتاب مادریگال در 4 صدا.

اثر انتخابی : مس (ترییوم وکوم) (بلانشار).


پاخلبل یوهان(PACHELBEL_Johan)

(نونبرگ اوت 1653/ نورنبرگ 6 تا 7 مارس 1706)

 

 نوازنده ی ارگ.از 1672 تا 1677 شاگرد و دستیار (ی. کارسپار کرل) در وین ، سپس به توالی در 1677 ارگ نواز در دربار (ایسناخ) ، 1678 در (ارفورت) ، از 1690 تا 1695 در دربار (اشتوتگارت) و (گوتا) و سرانجام از 1695 تا زمان مرگ در (سن سبالدوس) نورنبرگ.در آثار پاخلبل اصالت همراه با سادگی و عظمت با روش ارگ نوازان شمالی آلمان در تضاد است.کرال های بی نظیر پاخلبل که همگی برای ارگ ساخته شده اند ، نفوذ عمیقی بر (یوهان سباستیان باخ) که پاخلبل معتبرترین سلف او به شمار می آید ، گذاشته اند.پسر او (ویلهلم هیرونیموس) (1685-1764) آهنگساز و نوازنده ی چیره دست ارگ بود.

کارهای اصلی : موتت و کانتات ، پارتیتاهایی برای 2 ویلـن و باس کونتـینو و ساخته هایی بی شمار برای ارگ یا

کلاوسون (چون واریاسیونهایی روی کرال ، 6 سری واریاسیون) ، شاکون ، سوییت ، توکاتا ، فوگ که همگی به صورت دستنویس در مجموعه های گوناگون گردآوری شده اند.

اثر انتخابی : (کرالوراشپیله) (ل. نوس)


پادرفسکی ایگناس(PADEREWSKI_Ignace)

(کوریلووکا ، پودولی 6 نوامبر 1860/ نیویورک 29 ژوییه ی 1941)

 نوازنده ی پیانو و دیپلمات ، که در دوازده سالگی وارد کنسرواتوار ورشو شد و در همان جا در هجده سالگی به مقام استادی رسید.در پی آن تحصیلات خود را در کنسرواتوار برلین و وین زیر نظر (لسه تیتسکی) به پایان رساند.در 1885 استاد کنسرواتوار استرازبورگ شد.حدود همین دوره بود که شهرت و موفقیت او دنیا گیر شد.خلاقیت آمیخته به ملی گرایی او که موجب ساتن و کمک به بسیاری از آثار فیلارمونیک لهستان شد ، عشق به استقلال لهستان و فعالیت های دیپلماتیکش از 1914 تا 1918 برای دفاع از کشـور خود در برابر منتفقین سبب شد که در 1919 ریـیس شورا و وزیر انور خارجه شود و در امضاء عهد نامه ی ورسای شـرکت کند.پس از سقـوط لهستـان در  او را در مقـام ریـیس دولت لهسـتان درتبـعید با امتیـازات یـک ریـیس جمـهوربـرگـزیـدنـد. پـادرفسـکی در هشـتـاد و یک سالـگـی

در جریان آخرین سفرش به ایالات متحد آمریکا برای اقامه ی دعوی در مورد قضیه ی لهستان درگذشت.

کارهای اصلی : اپرای (مانرو) (درسدن 1901) ، یک سنفونی ، 22 ملودی و به ویژه قطعات بی شمار برای پیانو شامل کنسرتو ، 6 رقص لهستانی ، 6 (کنسرت طنزآلود) ، و (آلبوم مه).


پاسرو(PASSEREAU)

( ؟ / ؟ )

 

 قرن پانردهم – شانزدهم .هیچ چیز از زندگی این آهنگساز بی نظیر آوازهای فرانسوی (با الهام از آثار (ژانکن)) که به احتمال عضو صومعه ی (دوک د آنگولم) (که بعد فرانسوی اول شد) بوده ، نمی دانیم.

کارهای اصلی : تنها یک موتت و 23 آواز در 4 صدا از او باقی مانده است.

اثر انتخابی : 2 آواز (آنتولوژی بلانشار).


پاسکینی برناردو(PASQUINI_Bernardo)

(ماسادی والدی نییووله ، لومپا 7 دسامبر 1637/ رم 21 نوامبر 1710)

نوازنده ی کلاوسن و شاگرد (چستی) در رم بود.با فراگیری آثار (پالسترینا) بخش مهمی از تجربه خود را بدست آورد.مدتی نوازنده ی ارگ کلیسای (سانتا ماریا ماجوره) و سپس (سانتا ماریا این آراکوئلی) شد ، با کاردینال (کی جی) سفری به پاریس کرد و در برابر (لویی چهاردهم) کلاوسن نواخت ، استاد کنسرت های (کریستین) ملکه ی سوئد در رم ، و سپس نوازنده ی کلاوسن (پرنس بورخس) و(تاتر کاپرانیکا) شد ، جایی که بیشتر اوقات (کرلی) را در ارکستر ملاقات می کرد.در میان شاگردان بی شمارش می توان از (گاسپارینی) ، (کریگر) و به احتمال (آ.اسکارلاتی) نام برد.موسیقی او که نشان از (باخ) ، (هندل) و (دومنیکو اسکارلاتی) دارد ، کمال در فرم را به اصالت ذاتی و انعطاف ، پیوند می دهد.او به ویژه در میان اساتید بزرگ کلاوسن مقام بالایی دارد.

کارهای اصلی : 10 اوراتوریو ، حدود 15 اپرا ، (آریا و کانتات) و قطعات فراوان برای کلاوسن ، از آن ها: (سونات برای گراویچمبالو) ، (توکاتا و سوییت برای کلاوسن یا ارگ).

آثار انتخابی : 24 واریاسیون روی (برگاماسک) (تاگلیاوینی) ، سونات هایی برای دو ارگ و برای دوکلاوسن (م.س.آلن و تاگلیاوینی).


پاگانینی نیکولو(PAGANINI_Nicolo)

(جنووا 27 اکتبر 1782/ نیس 27 مه 1840)

 برجسته ترین نوازنده ی ویلن تمام اعصار بود.پدرش نوازنده ی ماندولین و کاپل مایستر گمنام کلیسای جامع (جنووا) بود.نیکولو ابتدا نزد پدر به تحصیل موسیقی پرداخت و نخستین هنر نمایی هایش را در نه سالگی به نمایش گذاشت.او با اجرای واریاسیون های ساخته ی خود روی (لاکارمانوله) همه را شیفته کرد.تکنیک نواختن ویلن را نزد نوازنده ی مشهور ویلن (رولا) در پارما تکمیل کرد و با (گیرتی) استاد (پر) به فراگیری کمپوزیسیون مشغول شد.هر دوی این استادان معتقد بودند که چیزی برای آموختن به این نابغه جوان ندارند.پاگانینی در جریان نخستین سفرش به ایتالیا برای دادن یک رسیتال ناچار شد برای پرداخت قروض ناشی از قمار ، ویولنش را بفروشد ،  اما آماتوری فرانسوی که در (لیوورن) با او آشنا شد ، یک (کارنوری) (نوعی ویلن .م) بی نظیر به پاگنینی هدیه کرد که همیشه ویلن مورد علاقه ی او باقی ماند.

قمار و زن سلامت شکننده و شهرت او را به خطر انداخت.از 1801 تا 1804 با زنی از طبقات بالای توسکان زندگی کرد و در این مدت تنها گیتار می نواخت.انا در 1805 رهبر ارکستر خصوصی پرنس (لوچا اپیومبو) خواهر (ناپلئون) شد و دیگر بار سفرهای خود را از سر گرفت.تکنیک ساختگی او که شرحش در زندگی نامه ی دیگر آهنگسازان در همین کتاب رفت ، با برانگیختن هیجان و انتخاب افسانه های جنون آمیز که جنبه ی شیطانی ذوق و استعداد او به معتبر کردن آن میدان داد ، پربارتر شد.در طول بیش از سه سال یعنی 1828 تا 1832 به سراسر اروپا سفر کرد.ثروت خود را صرف خوش گذرانی و خریدن ملکی به نام (ویلا گایونا) در حوالی پارما کرد.پاگانینی شهرت داشت که خسیس است اما با اهدای حدود بیست هزار فرانک  (معادل 70000 فرانک سال 1964) در 1838 به برلیوز ، این شهرت تکذیب شد.پاگانینی این مبلغ را درست دو سال پس از آن که رقم قابل توجهی در ورشکستگی یک تشکیلات قمار پاریسی به نام (کازینو پاگانینی) از دست داده بود ، پرداخت.او در نیس جایی که امیدوار بود سلامت آسیب دیده اش را که ناشی از یک عفونت گلو (سل ، یا به احتمال بیشتر یک غده ی سرطانی) بود ، بازیابد ، درگذشت.به رغم ولخرجی های مفرط برای پسرش (آکیلینو) (که در 1826 حاصل وصلت با (آنتونیا بیانکی ) رقصنده بود) ثروتی نزدیک به دو میلیون لیر (حدود 7 میلیون فرانک سال 1964) باقی گذاشت و شهر (جنووا) وارث (گارنوری) گرانقیمت او شد.

پاگانینی خود خواسته در آثارش مشکلاتی می آفرید و سپس می کوشید بر آنها فائق آید.اواصول جدیدی را بنا گذاشت.در مقام آهنگساز به هیج مکتبی تعلق نداشت ، هیچ مریدی هم نداشت.کاپریچی های او واقعاً در نوع خود بی نظیر است.اصالت توصیفی آثارش الهام بخش لیست در 6 (اتود پاگانینی) برای پیانو ، شومان در 2 سری (اتود) برای پیانو اپوس 3و 10 ، برامس در 2 سری واریاسیون روی (کاپریچیو) ، (دالاپیکولار) در (سوناتا کونونیکا) برای پیانو ، بود.

کارهای اصلی : 14 (کارپریچی ) با ویلن تنها ، 3 کنسرتو (سوناتا آپاسیوناتا) و بسیاری سونات های دیگر برای ویلن و ارکستر، 12 سونات برای ویلن وگیتار، 2 سونات و 2 سوناتین برای گیتار، 14 کوارتت برای ویلن ، ویلن آلتو ، ویلنسل و گیتار، یک کوارتت زهی .

آثار انتخابی : 24 کاپریچی (پیکایسن) ، کنسرتو شماره ی یک (کوگان) ، کنسرتو شماره ی 2 (منوهین) ، سونات برای ویلن و گیتار (زوروبک و پی یر).


پالادیل امیل(PALADILHE_Emile)

(مونپولیه 3 ژوئن 1844/ پاریس ژانویه ی 1926)

 

 در شانزده سالگی جایزه ی رم را به دست آورد و پس از 1872 تقریباً به طور کامل خود را وقف تاتر کرد.نخستین آثار او با سردی مواجه شد ، اما محبوبیت بسیار (پاتریه) سبب شد جانشین (ژیرو) در انستیتو شود.

کارهای اصلی : اپرا ، یک اوراتوریو به نام (له سنت ماری دولامر) ، 2 مس ، یک سنفونی و چند ملودی.


پالسترینا جووانی پی یر لوییجی(PALESTRINA_GiovanniPierluigi)

(پالسترینا 1525/ رم 2 فوریه ی 1594)

 نامش را از زادگاهش که در چهل کیلومتری شرق رم قرار دارد ، گرفته است.موسیقی را در (سانتا ماریا ماجوره) که به نظر می رسد پس از بلوغ نیز آنجا مانده باشد ، فرا گرفت.از 1544 تا 1551 مقام نوازندگی ارگ و استادی آواز را در کلیسای جامع (پالسترینا) به عهده داشت.زمانی که اسقف این کلیسا (ژول سوم) پاپ شد ، او را کاپل مایستر (جولیا) در رم کرد و پالسترینا در مقام سپاسگزاری نخستین کتاب مس خود را در 1554 برای بدست آوردن موقعیتی افتخارآمیز در چهر ه ی عضو کر اسقفی ، به پاپ هدیه کرد.یک سال بعد (پاپ مارسل دوم) پس از مرگ (ژول سوم) جانشین او شد و خود نیز پس از سه هفته درگذشت اما در جریان همین مدت کوتاه فرصت یافت سادگـی وامکان درک بیشتـری در موسیقی پولـیفونـیک کلـیـسـایی خـواستـار شـود.این آرزو که بـه نـوعـی درمـس

 مشهور تجلی یافته است کمی بعد توسط شورای اسقفی (ترانته) تایید شد.(پل چهارم) جانشین (مارسل دوم ) خواستار استعفای خوانندگان نمازخانه ی اسقفی که ازدواج کرده بودند یا مادریگال ساخته بودند ، ریـاست بخش آواز کلیسـای (سن ژان دولـوتـران) را از 1555 تا 1560 و پـس از آن از 1561 تـا 1568 ریاست (سانتا ماریا ماجوره) را پذیرفت.هم زمان در دانشگاه معقول و منقول رم موسیقی درس می داد و در تابستان در ویلای (تیوولی) کاردینال (دست) که به تازگی به پایان رسیده بود ، جشن  های موسیقی برگزار می کرد.در 1570 پذیرفت که شغل قدیم خود را در نمازخانه ی (جولیا) با مواجب بالاتری از سر گیرد.چند سال بعد به دستور (گرگوار سیزدهم) موظف به ایجاد تحولاتی در بایگانی گرگورین شد که به سبب تفسیرهای نامشروع و نسخه نویسی های غلط انجام شده طی قرنها از شکل طبیعی خود خارج شده بود: کوششی ناممکن به سبب عدم دسترسی به مدارک حقیقی  که پس از چند سال رها شد.در طول این دوره پالسترینا همسر خود ، دو تا از سه پسرش و هر دو برادر خود  را در اپیدمی شدید ناشی از جنگ های پیاپی ، از دست داد.در این زمان پاپ به او اجازه داد وارد وظایف کلیسایی شود اما کمتر از یک سال بعد با یک بیوه ی جوان و ثروتمند ازدواج کرد و ده سال با موفقیت به تجارت پوست پرداخت.نتیجه ی این تجارت دوره ای مرفه بود که به او امکان داد بصورت منظم موسیقی خود را به چاپ رساند.دوره ی زیباترین آثار او و دوره ای که شهرتش به اوج رسید.پیش از آن که بطور ناگهان درگذرد ، تصمیم گرفته بود از پالسترینا نقل مکان کند.جمعیت کثیری در تشییع جنازه ی او شرکت کردند و پالسترینا را (کاپلانووا) که کمی بعد به هنگام بازسازی آنجا به کلی ویران شد و هرگز بقایای جسدش نیز پیدا نشد ، به خاک سپردند.او دوست و مشاور موسیقی (کنگره ی کشیشان اوراتوار) بود.حدود 1588 در رم (ورتوزا کمپانیا) را که نخستین تشکیلات برای دفاع از منافع حرفه ای موسیقیدانان بود ، بنا نهاد ، این تشکیلات در اصل متعلق به (کونگرگاتسیونه دی سانتا چچیلیا) بود که در قرن نوزدهم سبب بوجود آمدن (آکادمیادی سانتا چچیلیا) شد.

اهمیت آثار او با در نظر گرفتن دقتی که در ساختن یک اثر به کار می برد ، حیرت آور  است.تکامل بی چون و تحریر پولیفونیک که در آن اغلب انگیزه ی کوچک تقلیدی در کنار واریاسیونهای دقیق ریتم دار و بسیار نمونه ای به نمایش گذاشته شده کمال در دست آوردهای دو قرن آخر است که به آن یک جهت استثنایی در (ارکستراسیون آوازی) نیز اضافه شده است.با این حال این موسیقی عاری از حرارت و خلوصی است که در موسیقی آهنگسازانی چون (لاسو) یا (ویکتوریا) می یابیم.

کارهای اصلی : 100 مس از آن ها : (اسومپتا ا ماریا) که مهمترین اثر او به حساب می آید ، حدود 600 موتت ، پسوم ، هیمن و (استابات ماتر) ، 60 مادریگال روحانی ، 100 مادریگال پروفان.

آثار انتخابی : مس های (آترنا کریستی) ، (اسومپتا ا ماریا) و (لوداسیون) (آوازخوانهای کلیسای سن اوستاش) ، مس های (سینه نومین) و (اکو اگویوهانس) (کر کارملیت پرییوری).


پالمگرن سلیم(PALMGREN_Selim)

(پوری ، فنلاند 16 فوریه ی 1878/ هلسینکی 13 دسامبر 1951)

 

نوازنده ی پیانو و رهبر ارکستر.در کنسرواتوار هلسینکی شاگرد (وگلیوس) سپس در برلین شااگرد (بوزونی) بود.او در مدرسه ی موسیقی (ایستمن) در (راچستر) و سپس در کنسرواتوار هلسینکی تدریس می کرد.

کارهای اصلی : 2 اپرا ، آثار کرال ، ملودی ، 5 کنسرتو پیانو ، یک فانتزی کنسرتانت برای ویلن و ارکستر، بیش از 200 قطعه برای پیانو که بهترین آثار او به حساب می آیند.


پانوفنیک آندری(PANVFNIK_Andrzej)

(ورشو 24 سپتامبر 1914/ ؟ )

 

رهبر ارکستر بود و شاگرد کنسرواتوار ورشو ، سپس شاگرد (واس گارتنر) در وین.در 1945 رهبر ارکستر فیلارمونیک (کراسووی) و سپس در 1946 رهبر ارکستر فیلارمونیک ورشو شد.پیش از آن که از 1957 به بعد در بیرمنگام رهبر و مدیر امور موسیقی این شهر شد ، نایب رییس شورای بین المللی موسیقی (یونسکو) بود.

کارهای اصلی : اوورتور سنفونیک ، نوکتورن برای ارکستر ، (سوییت قدیمی لهستانی) برای سازهای زهی ، (سوییتا پولسکا) برای سوپرانو و پیانو.


پاومان کنراد(PANUMANN_Conrad)

(نورنبرگ حدود 1410/ مونیخ 24 ژانویه ی 1473)

 

نوازنده ی ارگ و لوت که از بدو تولد نابینا بود و به شهرت بی نظیری دست یافت.از 1444 تا 1450 نوازنده ی ارگ در کلیسای (سن سبالد) نورنبرگ و از 1467 تا 1473 نوازنده ی ارگ (دوک آلبرشت سوم) در مونیخ بود.اختراع تابلاتور لوت را به او نسبت می دهند.

کارهای اصلی : آثاری برای ارگ از آن ها : (مجموعه ی فوندامنتوم ارگانیزاندی) (1452).

اثر انتخابی : (آنتولوژی فرا دوبیز).


پایزیلو جووانی(PAISIELLO_Giovanni)

(پالسترینا 1525/ رم 2 فوریه ی 1594)

 پدرش در (تارنته) دامپزشک بود.جووانی تحصیلات خود را نزد (ژزوییت) ها که به سبب صدای زیبایش مورد توجه و تحت آموزش آن ها قرار گرفت ، به پایان رساند.در چهارده سالگی او را به ناپل فرستادند که از 1754 تا 1763 به مدت یک سال شاگرد (دورانته) ی پیر و سپس (کوتوماچی) و (آبو) شد.نخستین اپراهایش در 1764 و 1765 برای بولونیا ، ونیز، مودن و پارما نوشته شد.در 1766 در ناپل اقامت گزید و در آنجا رقیب خود رای (پیچینی) و (گوگلیلمی) شـد.او که خودخـواه و حسـود بود ، اغلـب با توطـئه چینـی می خواسـت برتـری خـود را به اثـبات رسانـد.از 1784 به دعوت کاترین دوم عازم سن پتـرزبورگ شـد.پیش از آن از سال 1766 دو اثـر مهم خود (خدمتکار کد بان) (لیـبرتـویی که پنجـاه سـال پیـش از آن تـوسـط پـرگـولـزی مـورد استـفاده قـرار گـرفتـه بـود) و

 (آرایشگر سوبل) که محبوبیت آن موجب عدم استقبال از شاهکار روسینی به همین نام در 1816 شد را به اجرا درآورد.در بازگشت از 1784 تا 1799 کاپل مایستر (فردیناند چهارم) در ناپل شد و موفق شد خود را تا مقام ریاست موسیقی ملی در (جمهوری پارتنوپن) (1799) ارتقا دهد و چند ماه بعد با بازگشت (فردیناند چهارم) مقام خود را از دست داد با این حال توانست با توطئه بر این شکست سرپوش گذارد.از 1802 تا 1804 تشکیلات موسیقی اولین کنسول در پاریس را به عهده گرفت و مقام خود را در دربار ناپل زیر فرمانروایی (ژوزف بوناپارت) و (مورا) بازپس گرفت.اما در دوره ی تجدید استقرار سلطنت در 1815 مورد بی لطفی قرار گرفت با این حال هنوز کاپل مایستر بود.سادگی ، تنوع ، کیفیت توصیفی آریاهای او بهترین بخش آثارش هستند.با این حال ، آثار دراماتیک او هرگز به پای ساخته های (چیما روزا) یا (فیواوانتی) نمی رسد.بتهوون روی دوئتوی (مولینارا) واریاسیون هایی برای پیانو نوشته است.

کارهای اصلی : بیش از 100 اپرا (60 اپرا کمیک ، 32 اپرا سریو و چندین ماسکاراد یا پاستورال) ، حدود بیست سرناد و کانتات پروفان ، ساخته های فراوان مذهبی (35 مس ، کانتات ، 2 رکوییم ، اوراتوریو ، یک پاسیون ، یک میزر در 5 صدا) ، 12 سنفونی ، 6 کنسرتو برای کلاوسن.

آثار انتخابی : (آرایشگر سویل) (فاسانو) ، کنسرتو کلاوسن در اوت ماژور (ژرلن).


پپوش جان کریستوفر(Pepusch_JohanChristopher)

(برلین 1667/ لندن 20 ژوییه ی 1752)

 

 از چهارده سالگی در دربار پروس نوازنده ی ارگ بود.پیوش در تحلیل آثار نویسندگان قدیم یونان صاحب نظر بود و حدود سال 1700 کشورش را به قصد اقامت در هلند و سپس لندن ، ترک کرد.در بنیانگذاری آکادمی کشورش را به قصد شرکت کرد و مدیر تاتر(لینکلنز این فیلد) شد و برا ی این تاتر ماسک های فراوان تصنیف کرد.در 1728 (اپرای گدایان) را که دو قرن بعد در (اپرای سه پولی) اثر (ک. وایل) تجلی یافت ، ساخت.این اپرا اقتباسی بود از 69 آریای مد روز با متنی طنزآلود از (ج.گای) که هجوی خشن از اپرای ایتالیایی و اجتماع انگلستان آن زمان بود.پیوش استاد (بویس) بود.

کارهای اصلی : ماسک ، بالاد اپرا (از آن ها : (اپرای گدایان) که نخستین نمونه در نوع خود بود) ، موتت های لاتین ، اودهای سیرکونستانس و آثار تنظیم شده برای ارکستر.


پتراسی گوفردو(PETRASSI_Goffredo)

(تسا گارولو ، نزدیک رم ، 16 ژوییه ی 1904/ ؟ )

 

 او که بسیار دیر به آهنگسازی روی آورد از 1925 تا 1933 در آکادمی (سانتا چچیلیا) ی رم تحصیل می کرد.دوستی با (کاسلا) سبب شد از 1930 به بعد قریحه ی او در آهنگسازی با قرار گرفتن زیر نفوذ (هیندمیت) و (استراوینسکی) ، بیدار شود.در ساخته های بزرگ کرال که بهترین بخش آثار او را تشکیل می دهد ، (پتراسی) وارث (مونته وردی) نیز هست.او در حال حاضر استاد کمپوزیسیون در آکادمی (سانتا چچیلیا) و رییس (انجمن بین المللی موسیقیدانان معاصر) است.

کارهای اصلی : 2 اپرا ، 2 باله ، موسیقی فیلم ، از آن ها : (تلخ و شیرین) از (دوسانتیس) ، آثار کرال : (سالمو نهم) ، (کرمردگان) ، (شب تاریک) ، 5 کنسرتو برای ارکستر ، کنسرتو برای پیانو و ارکستر ، (سونات مجلسی) برای کلاوسن و ده ساز ، (دوئه لیریشه دی سافو) برای صدا ویازده ساز ، ملودی ها.اثر انتخابی : (کر مردگان) (اسکاگلیا).


پترز فلور(PEETERS_Flor)

(تیلن ، در نزدیکی تورنهاوت هلند ، 4 ژوییه ی 1903/ ؟ )

 

از 1923 نوازندهی ارگ کلیسای جامع (مالین) بود.شاگرد انستیتو (لمان) جایی که خود در 1923 استاد آنجا شد و سپس شاگرد (م. دوپره) در پاریس شد.پترز در کنسرواتورهای (گاند) ، (آنور) و (تیلبورگ) هلند نیز تدریس کرده است.از 1952 به این طرف رییس کنسرواتوار (آنور) است.

کارهای اصلی : مس ، کانتات ، موتت ، حدود 200 ملودی ، یک کنسرتو برای ارگ ، یک کنسرتو برای پیانو وبه ویژه یک اثر پرارزش ارگ به نام (واریاسیون روی یک نوئل فلامان) شامل 70 کرال پرلود و (سنفونی) و نیز یک روش بی نظیر درباب نواختن ارگ در سه جلد به نام (آ ارگانی).


پتریدیس پترو(PETRIDIS_Petro)

(کاپادوس ، آسیای صغیر 23 ژوییه ی 1892/ ؟ )

 

 در پاریس مشغول تحصیل حقوق بود که یکباره تصمیم گرفت خود را وقف موسیقی کند.(آ. ولف) و (آ.روسل) شکل گیری او را که تا این زمان در زمینه موسیقی خودآموخته بود ، کامل کردند.تا زمانی که آثارش نظرها را به سوی شخصیت استوار او جلب کند و بتواند خرج زندگی وی را تامین کند ، در بخش مطبوعات سفارت یونان در لندن ، منشی و نیز استاد زبان یونانی مدرن شد.هنر او اساسا به کنترپوان می پردازد ، به شدت زیر نفوذ مکتب فرانسه است ، اما ستایش بسیاری از فرهنگ یونان در آن متجلی است.

کارهای اصلی : اوراتوریو (سن پل) ، (رکوییم بیزانسی) ، 5 سنفونی ، (سوییت یونانی) ، (سوییت ایونین) ، 2 کنسرتو پیانو ، یک کنسرتو ویلن ، یک کنسرتو ویلنسل ، (کلاویه مودال) مجموعه ای از قطعاتی برای پیانو، که به منظور نشان دادن تمام امکانات به کار گرفته شده در پولیفونیک مدهای قدیم ساخته شده است.


پدرل فیلیپه(PEDRELL_Felipe)

(تورتوسا 19 فوریه ی 1841/ بارسلون 19 اوت 1922)

 

 متخصص موسیقی.با اینکه در موسیقی خودآموخته بود به یاری دانش وسیعش به شهرت رسید و در کنسرواتوار مادرید تاریخ و زیباشناسی موسیقی تدریس می کرد.نخستین آثارش در 1871 پیش از آثار (آلبنیز) و (گرانادوس) منتشرشد و او را می توان پیشرو مکتب مدرن اسپانیا قلمداد کرد.پدرل بازسازی موسیقی کشورش را برپایه ی تحقیقات روی کاراکترهای معتبر موسیقی محلی و بررسی آثار اساتید اسپانیایی عصر طلایی که کمکی با ارزش به شناخت عصر ویکتوریا بود ، بنا نهاد.استاد (گرانادوس) و (فایا) بود.

کارهای اصلی : 10 اپرا ، موسیقی مذهبی ، کانتات های پروفان ، پوئم سنفونی و ملودی ها.نیز انتشار کامل آثار دوره ی ویکتوریا و نوشته های بی شمار درباره ی ویکتوریا ، ارگ نوازان اسپانیایی و موسیقی محلی را به وی مدیونیم.


پدرل کارلوس(PEDRELL_Carlos)

(میناس ، اروگوئه ، 16 اکتبر 1878/ مون روژ ، پاریس 9 مارس 1941)

 

شاگرد عموی خود (فیلیپه پدرل) در بارسلون و سپس (ونسان دندی) در (شولا) بود.از 1906 تا 1920 در (بوئنوس آیرس) در مقام ناظر تعلیمات موسیقی زندگی کرد و زیر تاثیر موسیقی محلی (آرژانتین) قرار گرفت.

کارهای اصلی : 3 اپرا ، یک باله ، آثار سنفونیک و ملودی ها.


پر فردیناندو(PAER_Ferdinando)

(پارما اول ژوئن 1771/ پاریس مه 1839)

 

 کاپل مایستر در ونیز از 1791 تا 1797.زندگی او در این دوره به دو بخش خلاصه می شد ، خوش گذرانی و ساختن آثار بسیار.پس از اقامتی طولانی در وین که طی آن (کامیلا) ، مهمترین اپرای خود را به اجرا گذاشت ، از 1803 تا 1806 مقام کاپل مایستر را در درسدن عهده درا شد.در 1806 ناپلئون را تا (ورشو) و (پوزنان) همراهی کرد و در 1807 استاد موسیقی هیمنیا شد.پس از آن پست های مشابهی را در دوره ی سلطنت (لویی فلیپ) به عهده گرفت و از 1812 تا 1827 رهبر ارکستر (تاتر ایتالیایی) به جانشینی (اسپونتینی) شد.

کارهای اصلی : یک اوراتوریو ، یک پاسیون ، مس ، موتت ، کانتات ، 42 اپرا یا اپرا کمیک که 7 تای آن به فرانسه است.


پرتوریوس میشائل(PRAETORIUS_Michael)

(کرویتسبرگ ، تورینگه 15 فوریه ی 1571/ ولفنبوتل 15 فوریه ی 1621)

 

 پسر یک کشیش طرفدار (لوتر) که تحصیلات خود را در دانشگاه شهر فرانکفورت (در ساحل رودخانه ی اودر) به پایان رساند.پس از آنکه در مقام کاپل مایستر در (لونه بورگ) حرفه ی خود را آغاز کرد ، نوازنده ی ارگ ، کاپل مایستر و منشی دوک (برانشوایگ) شد.(پرتوریوس) یکی از بزرگترین آهنگسازان لوتری است و آثار بسیار باشکوهی ساخته است.با این حال او بیشتر به سبب آن که نویسنده ی (سینتاگما موزیکوم) بوده مشهور است ، این کتاب دایرة المعارفی بی نظیر است که دربرگیرنده ی انواع موسیقی های عملی از دوران باستان و ابراز موسیقی (که بررسی ای بسیار کامل با دقتی قابل توجه است) ، فرم ها و عمل کردن در موسیقی در اوایل قرن هفدهم (1614 تا 1620 در سه جلد که چهارمین جلد آن ناتمام باقی ماند) است.

کارهای اصلی : 16 جلد (موزو سیونیو) (1244 موتت) ، 15 جلد (پولـی هیـمنـیا) ، 9 جلد (موزا آئـونیا) (پروفـان) ،

قطعات تنظیم شده برای ارکستر و (سینتا گما موزیکوم).

آثار انتخابی : (سرود روحانی سه کودک) موتت بزرگ با دو کر (کایار) ، (گایستلیشه تریسینین) ، 8 موتت از (موزو سیونیو) (بندر).


پرتوریسو هیرونیموس(PRAETORIUS_Hieronymus)

(هامبورگ 10 اوت 1560/ هامبورگ 27 ژانویه ی 1629)

 

 نوازنده ی ارگ ، کانتور در شهر (ارفورت) و سپس کانتور هامبورگ به جانشینی پدرش شد.او و (هاسلر) بهترین عرضه کنندگان سنت ونیزی در آلمان بودند.

کارهای اصلی : 3جلد (کانسیونه ساکروئه) شامل 98 موتت از 5 تا 20 صدا ، 5 (مانییفیکا) از 8 تا 12 صدا ، 6 مس از 5 تا 8 صدا.

 


پرز داوید(PEREZ_David)

(ناپل 1711/ لیسبون 30 اکتبر 1778)

 

 شاگرد (مانچینی) در کنسرواتوار (سانتا ماریا دی لورتو) در ناپل بود.نخستین استاد نمازخانه ی سلطنتی (پالرمو) از 1740 تا 1748 و سپس (لیسبون) در 1752.

کارهای اصلی : 35 اپرا و آثار متعدد مذهبی (از آن ها : (کردو) باکردوبل ، (ماتوتینو د موتی) ، مس و موتت ها.


پرسل هنری(PURCELL_Henry)

(لندن 1659/ لندن 21 نوامبر 1695)

 در خانواده ای اهل موسیقی بدنیا آمد.پدر، عمو، دوبرادر، یک پسر و یک نوه اش همه موسیقیدان بودند.پدرش (توماس) (؟-1682) با مقام جنتلمن نمازخانه ی سلطنتی به رهبری (هـ. کوک) کرد.(کوک) بی شک نخستین استاد پرسل بود.در 1672 (پ. هامفری) جانشین (کاپیتان کوک) شد و پیشنهاد کرد که شاگردان او را با سبک های جدید فرانسوی و ایتالیایی آشنا کند.پرسل پس از بلوغ شاگرد (بلو) شد.این سه استاد بی نظیر توانستند استعداد پیشرس او را تحول بخشند.او نخستین آثار خود را در یازده سالگی نوشت.در 1679 آهنگساز دربار و جانشین (بلو) در ارگ (وست مینستر آبی) شد.البته (بلو) این مقام را پس از مرگ شاگردش بازپس گرفت.در 1682 نوازنده ی ارگ (نمازخانه ی سلطنتی) شد.در این دوره با سادگی نبوغ آمیز تعداد زیادی (آنتم) ، (اودهای سیرکونستان) و موسیقی صحنه ساخت.اما نخستین اثرش که در 1683 به چاپ رسید.

مجموعه ی (12 سونات در سه) بود که نسبت به نفوذ (اپوس 5) اثر(ویتالی) (1677) و نمونه های نظیرآن پشت کرد.در 1689 (دیدو و آنئاس) مهمترین اثر پرسنل توسط دختران جوان مدرسه ی شبانه روزی (چلسیا) که این اثر با الهام از زندگی اینان ساخته شده بود ، اجرا شد.این اثر یکی از قله های رفیع موسیقی دراماتیک است که هرچه بیشتر با قطعات آن آشنا شویم ، بیشتر از رسیدن به کمال در کوچکترین جزییات شگفت زده می شویم.دلیل درگذشت پرسل در سی وشش سالگی معلوم نیست و فرضیات گوناگون در مورد بیماری او همگی بی اساس است.روز 26 نوامبر در پای ارگ (وست مینسترآبی) به خاک سپرده شد و در طول تشریفات به خاک سپاری (آنتم) بی نظیری راکه برای تشییع جنازه ی (ملکه ماری) ساخته بود ، می نواختند.از شش فرزندش تنها سه تاپس از او زنده ماندند.آثار مهمی چون (دیدو و آنئاس) ، هیمن برای (سنت سیسیل) به نام (هالبرایت چچیلیا) و (آنتم آه ، خدایا نجاتم ده) نه تنها او را بزرگترین موسیقیدان انگلیسی بلکه یکی از معتبرترین نوابغ تاریخ موسیقی گرداند.هنگامیکه نظری به کوتاهی دوران حرفه ای او بیاندازیم ، کثرت آثار و اصالت و انوع سبک هایش شگفت آور است.او به هر سبک و نوعی در موسیقی نزدیک شد و آن را به کمال رساند: (فنتزی باری ویولا) های پولیفونیک ، سونات ایتالیایی ، موسیقی جدید کلیسا با الهام از تجدید استقرار  سلطنت (پس از انقلاب (بنیادگرایان) ، موسیقی کلیسایی مدرن به ذهنیت صومعه ای و پولیفونی نمونه ای پشت کرد و کاراکتری دنیوی پیدا کرد).اپرای واقعی و حتی پسودو اپرا (اپرای جعلی . م) با سلیقه ی روز.در آن دوره اپرا در انگلستان به یک ترکیب پیوندی از تاتر دراماتیک و (ماسک) گفته می شد که در آن موسیقی در درجه ی دوم اهمیت قرار  می گرفت.در مقدمه ی (ملکه ی پریان) که یکی از همان پسودو اپراها است و با این حال پرسل موسیقی بی نظیری برای آن ساخت ، آهنگساز از شرایط تاتر موزیکال در انگلستان با مقایسه با اپراهای فرانسوی و ایتالیایی ، گله می کند.تنها (دیدو و آنئاس) که برای یک اجرای خصوصی ساخته شده بود به او امکان داد ، ایده آل دراماتیک خود را واقعیت بخشد.

مهمترین خصوصیات موسیقی او : طراوت و خودبخودی انوانسیون ملودیک (که هرگزبه زبان انگلیسی بهتر از این خوانده نشده است) ، استفاده ی زیاد و ماهرانه از (باس اوبستینه) و تحریر پولیفونیک به گونه ای که زبانی هماهنگ ، گستاخ و شخصی تولد یابد.اما پرسل یکی از نخستین آهنگسازان (مدرن) و یکی از نخستین کسانی است که توانست قواعدی برای پیشبرد تجزیه تحلیل مدرن قرار دهد.مرگ او مرگ موسیقی انگلیسی نیزبود موسیقی ال که دو قرن بعد دوباره حیات یافت.اما اجرای آثار او که نفوذی مهم بر هندل داست ، هرگز فراموش نشد و همواره توسط کنسرت و شنوندگان زنده نگاه داشته شد.

کارهای اصلی : یک اپرا (دیدو و آنئاس) ، 5 پسودو اپرا (دیوکلزیان) ، (شاه آرتور) ، (ملکه ی پریان) ، (ملکه ی هندی) ، (توفان) ، آوازها وساخته های تنظیم شده برای ارکستر برای نزدیک به 50 قطعه تاتری.کلیسا:60 (آنتم) (مشابه موتت های بزرک فرانسوی قرن هفدهم) ، (سرویس صبح و عصر) برای تکنوازی ، کر وارگ ، (ته دوم و جوبیلیت ) برای تکنوازی ، کر، ترومپت ، سازهای زهی و ارگ ، هیمن ، پسوم ، کانن های ساکره برای کر آکاپلا ، کانتیک هایی در 1 یا 2 صدا با همراهی باس کونتینو.موسیقی آوازی پروفان:25 اود سیرکونستانس (که چهارتا برای فستیوال سنت سیسیل ، 6 تا برای جشن های تولد ملکه (ماری) و 5 تا در ستایش (چارلز دوم) ) ، کانتات های پروفان ، (کاتچز) که نوعی کانن انگلیسی است ، 150 آواز در 1 تا 2 صدا با همراهی باس کونتینو.موسیقی تنظیم شده برای ارکستر: 15 فانتزی برای ویولا از 3 تا 7 صدا ، 22 سونات برای 2 ویلن و باس ، قطعات بسیار برای کلاوسن ، 3 (ولونتری) برای ارگ.

آثار انتخابی : (دیدو و آنئاس)  (ماکراس ، تروپانوس) ، (آرتور شاه) (لویس) ، اودها ، آریاها ، (ملکه ی پریان) (دلر) ، فانتزی برای ویولا (ونزینگر) ، سونات در سه (کوتزن ، تورکانوفسکی).


پرگولزی جووانی باتیستا(PERGOLESI_GiovanniBattista)

(جسی ، نزدیک آنکون 4 ژانویه ی 1710/ پوزوئولی 16 مارس 1736)

تحصیلات موسیقی را در (جسی) آغاز کرد و از 1726 تا 1730 در کنسرواتوار (پووری) در ناپل همدرس (گرکو) و (دورانته) شد.با نواختم سرنادهایی که به هنگام کارناوال ها یا فستیوال های دیگر، دانش آموزان را به چهارگوشه ی شهر می بردند ، خود را ویلن نوازی چیره دست نشان داد.با این حال به نظر نمی رسد در کودکی نبوغ چشمگیری از خود نشان داده باشد.بعدها نیز تنها وظایفی در درجه ی دوم اهمیت را ایفا کرد مانند : کاپل مایستری پرنس (استیگلینو) و دوک (مادالونی) یا دستیاری کاپل مایسترناپل.پرگولزی در بیست و شش سالگی در (پوزوئولی) که برای معالجه به آن جا رفته بود ، از سل ریوی درگذشت.پیش از مرگ اما (استابات ماتر) خود را به پایان رساند.والدینش نیز در جوانی درگذشتند وسه برادر و خواهرش به نوجوانی نرسیدند.سلامت خود او نیز از کودکی بسیار شکنـنده بود ، دچـار یک ناهـنجـاری در پـای

چپ بود که شاید ناشی از همان سل بوده است.اگر فرض کنیم تحصیلات موسیقی او در 1730 به پایان رسیده باشد از کارنامه ی هنری او در نزدیک به پنج سال شگفت زده بر جا می مانیم.در 1732 با اجرای یک مس برای دو کر که گونه ای یاری خواستن از آسمان پس از زمین لرزه های وحشتناک بود ، مقبولیت عام یافت.به روایتی (ل.لئو) پس از پایان برنامه اورا در آغوش گرفت و بوسید.همان سال اپرا بوف (لوفراته ناموراتو) که به احتمال با ارزش ترین اثر او است ، محبوبیت بسیاری بدست آورد.با این حال در جریان اجرای (اپراسریو) ها ، تنها از میان پرده های کمدی پرگولوزی استقبال شد.محبوبیت واقعی پرگولزی پس از مرگش آغاز شد.آثار او در همه جا حتی خارج از کشور به اجرا درآمد و (خدمتکار کدبانو) در ابتدای متداول شدن اپرا کمیک فرانسوی ، با راه انداختن زد و خوردهای خنده درا نقش مهمی ایفا کرد.برخی ناشرین برای اطمینان از فرودش بعضی آثار ، آن ها را به وی نسبت می دادند.امروز نیز با اطمینان نمی توان آثار خود پرگولزی را از این آثار جعلی تشخیص داد.بازتاب این محبوبیت افراط آمیز پس از مرگ ، سخت گیری نادرست عده ای از منتقدین را به همراه داشت.اگر مقبولیت استثنایی (خدمتکار کد بانو) بنظر افراط آمیز آید ، برخی آثار دیگر پرگولزی چون : (لوفراته) یا (المپیاد) در میان بهترین ساخته های مکتب ناپل قرار دارند.و (استابات ماتر) او به رغم ضعف هایش شهرت خود را مدیون سادگی غنا و خلوص خود بخودی اش است.

کارهای اصلی ((اپرا اومنیا) ها که از1940 تا 1942 در رم منتشرشد و شامل کارهای بسیاری ست که به غلط به او نسبت داده شده است) : 4 (اپرا سریو) که زیباترین آن (المپیاد) است ، 3 میان پرده (از آن ها:((خدمتکار کدبانو))، 2 اپرا بوف با لهجه ی ناپلی (لوفراته ناموراتو) و (فلامینیو) ، 6 اوراتوریو ، 10 کانتات پروفان (ازآن ها : (اورفه) ، مس های فراوان (که تنها در صحت سه مس شک نیست) ، موتت ، پسوم ، یک (استابات ماتر) ، تعداد زیادی آثار تنظیم شده برای ارکستر(از آن ها: 6 کنسرتینوی بی نظیر که متاسفانه در صحت آن شک است).

آثار انتخابی : (خدمتکارکدبانو) (لایتنر) ، (استابات ماتر) (لواهر) ، 4 کانتات (گالیچو) ، 6 کنسرتینی (ای موزیچی).


پروتین(PEROTIN)

(قرن دوازدهم- سیزدهم)

هیچ گونه اطلاعی از زندگی این موسیقیدان نابغه در دست نیست.تنها می دانیم که وابسته به کلیسای (نوتردام) پاریس بود که در دوران حیات او ساختمانش به پایان رسید.در مقام آهنگساز (اورگانا) حدودا بین سالهای 1180 و 1203 به احتمال مشاغلی شبیه به کاپل مایستری را عهده دار بوده است.عده ای از تاریخ نویسان که از معنای واقعی کلمه ی (اورگانوم) بی اطلاع بودند ، به اشتباه تصور می کردند پروتین نوازنده ی ارگ بوده است.نویسنده ای ناشناس او را استاد ، دارای بالاترین عنوان استادی آواز و رهبری برجسته معرفی کرده است.دور و بر پروتین و سلفش (لئونین) شاگردان ناشناس بسیاری بودند که برخی از آثارشان حفظ شده است.روی هم رفته این گروه را پیرو (مکتب نوتردام) می نامند.این موسیقیدانان انواع (اورگانوم) (که از3،2 یا 4 بخش تشـکیـل شـده است و تنـها یک بخـش

آن از موسیقی مذهبی به عاریت گرفته شده و دارای یک متن است) ، موتت (مشتق از (اورگانوم) که صدای اصلی یا (تنور) برای ارکستر تنظیم شده است و صداهای (اورگانوم) که  روی متنی به سبک (سیلاب دار) خوانده می شود). و (کوندویی) (فرمی بسیار ابتدایی تر که درآن تنور اغلب یک مونودی پروفان است و تمام قسمت های آن به جز (تریپلوم) به سبک (سیلاب دار) خوانده می شود) را تحول بخشیدند.

کارهای اصلی : تنها 4 (اورگانا) و 4 (کوندویی) را می توان با اطمینان به پروتین نسبت داد.

آثار انتخابی : (فرانسوی های ابتدایی) (گروه بلانشار) ، کنسرت شماره ی 5 (س. کاپ) ، (اورگانا) ، (هاله لویا) (دلر).


پروزی لورنتسو(PEROSI_Lorenzo)

(تورتونا 20 دسامبر 1872/ رم 12 اکتبر 1956)

 

 پس از آنکه در (مونته کاسینو) نوازنده ی ارگ بود ، در کلیسای (سن مارکو) ونیز استاد کر شد.از 1898 تا 1915 رییس کر در کلیسای (سیکستین) شد.در 1896 توانست به لباس کشیشان درآید.

اعتقاد بر این است که او تاثیری تعیین کننده بر تحول آواز کلیسایی داشته است.در سبکی بسیار ترکیبی که ارکستراسیون مدرن با فرم های ملودیک (پلن شان) و تحریر پلیفونیک به روش (پالسترینا) و (باخ) ترکیب می شود ، او در احیا اوراتوریو در ایتالیا سهم به سزایی داشت.

کارهای اصلی : 10 اوراتوریو از آن ها : (داوری جهانی) ، 26 مس ، موتت ، پسوم و


پروکوفیف سرگئی(PROKOFIFV_Serge)

(سونت سووکا ، اوکراین 23 آوریل 1891/ مسکو 5 مارس 1953)

نوازنده ی پیانو ، مادرش نوازنده ی آماتور پیانو با مشاهده ی استعداد زودرس فرزندش مشوق سرگئی کوچک بود و خود نخستین استاد او شد.در شش سالگی پیانو می زد و قطعات کوتاه صرفا تجربی برای پیانو می ساخت.از نه تا چهارده سالگی چهار اپرا (که یکی تنها برای پیانو ساخته شده بود و یکی شامل اوورتوری که به تنهایی نیمی از اثر را در بر می گرفت) ، یک سنفونی ، یک سونات برای ویلن ، دو سونات برای پیانو و یک سوییت سنفونیک نوشت.(گلیر) که تابستان 1903 را در خانه ی (پروکوفیف) در (سونت سووکا) گذراند به سرگئی کمپوزیسیون آموخت ، سپس در کنسرواتوار (سن پترزبورگ) پذیرفته شد و از 1904 تا 1914 شاگرد (ریمسکی کورساکف) ، (لیادوف) ، (چرپنین) و (ا. اسیپووا) شد.در این دوره پروکوفیف در مقام نوازنده ی پیانو بالاترین پاداش ها را دریافت کرد.

 نخستین باراز1908 تا 1910 آثار خود را به اجرای عمومی گذاشت و ستایش بسیاری برانگیخت.در 1916 با رهبری (سوییت اسکیت) در سن پترزبورگ هیاهوی بسیاری به پا شد و (گلازونوف) در جریان اجرای این سوییت سالن را لجوجانه ترک کرد.نسبت به انقلاب بی تفاوت باقی ماند و تنها دلیل ترک روسیه در 1918 یافتن شرایط مناسب برای کار بود که در میان آتش و خون دست یابی به آن دشوار به نظر می رسید.پانزده سال بعد به دنبال یافتن امکانی برای وقف کامل خود به آهنگسازی و خسته از شهرتی که در مقام نوازنده ی پیانو به وی تحمیل شده بود ولزوم گذراندن زندگی ، به روسیه برگشت.از 1918 تا 1922 در آمریکا زندگی کرد.اپرای (سه نارنج محبوب) دراپرای شیکاگو که درآن زمان زیر سرپرستی (ماری گاردن) (نخستین نقش آفرین ملیزاند) قرار داشت ، اجرا شد.از 1923 تا 1933 در پاریس زندگی کرد اما از آن جا دست به سفرهای زیادی زد: 1925 ایالات متحد آمریکا ، کانادا و کوبا و سرانجام در 1932 دیگر بار به اتحاد جماهیر شوروی برگشت.با فعالیت شدید در پاریس یکی از آهنگسازان روز شد.به موسیقی فرانسوی چندان علاقه ای نشان نمی داد ، با این حال در بنیانگذاری (تریتون) شرکت کرد و دوستان بسیاری یافت.اپرای (فرشته ی آتش) را در پاریس ساخت و نخستین اجرای آن را (کوسویتسکی) رهبری کرد.البته این اثر بی نظیر بار اول به طور کامل اجرا نشد.در 1935 (فرشته ی آتش) به طورکامل در پاریس اجرا شد ودر 1955 برای نخستین بار در ونیز به صحنه آمد.از 1933 به بعد پروکوفیف برای همیشه در اتحاد جماهیر شوروی اقامت گزید و پس از این تاریخ هرگز کشورش را ترک نکرد.

پانزده سال نخست فعالیت خود در روسیه را در مقام بزرگترین آهنگساز گذراند.از سوی مقامات رسمی ستایش فراوان از وی به عمل می آمد و مورد لطف کمیته ی مرکزی حزب قرار گرفت.اما در 1948 پس ازخلق اپرای (یک مرد واقعی) مانند (شوستاکوویچ) در مورد (لیدی مکبث) مورد حمله های سخت اتحادیه ی آهنگسازان شوروی که (تیخون خرنیکوف) در راس آن بود ، قرار گرفت.کمیته ی مرکزی به افکار عمومی علیه (فرمالیسم بورژوا) ی برخی آثار روسی هشدار داد و پروکوفیف در کنار (شوستاکوویچ) ، (خاچاتوریان) ، (میاسکوفسکی) و عده ای دیگر در لیست سیاه قرار گرفت.دو سال بعد در 1951 اوراتوریوی (نگهبان صلح) بار دیگر او را مورد لطف مقامات دوسی قرار داد و جایزه ی استالین به وی تعلق گرفت.دو روز پیش ار فوت استالین ، درست روزی که جراید شوروی بیماری رییس دولت را اعلام کردن ، پروکوفیف به علت بیماری که با خون دماغ همراه بود درگذشت و مرگ این موسیقیدان برجسته تحت اشعاع حوادث آن روزها قرار گرفت.

پروکوفیف از نظر قیافه ی ظاهری بیشتر شبیه یک آرشیتکت بود تا یک هنرمند.او مردی دقیق ، منظم و سخت گیر بود.در ساعات ثابتی کار می کرد و کنجکاوی او بیشتر جلب تکنیک ، کشفیات علمی ، غذا ، باغبانی (علقه ای که بی شک میاسکوفسکی استاد آن بود) و قمار می شد تا جذب هنرهای مختلف.

بریج و شطرنج را به خوبی بازی می کرد و در شطرنج مبارزات بسیاری به ویژه با (داوید اویستراخ) داشت.ویژگی اساسی آثار او ملودی هایی با ایده های اصیل ، تحریر بی نظیر، دینامیزم غیرقابل مقامت و دست یابی به اصالتی بدون ابتکار آشکار در هنر کمپوزیسیون بود ، به نحوی که آثار پروکوفیف را با موسیقی هیچ  آهنگساز دیگری نمی توان اشتباه کرد.در جریان سه دوره ی حرفه ای او که به هیچ وجه نمی توان تحولی در سبک را پی گیری کرد.در مقام یک آمریکایی نیو کلاسیسمی بسیار شخصی داشت ، در مقام یک پاریسی از پولی تونالیته استفاده ای به روش خود می کرد ودر چهره ی یک روس اثرش از دیاتونیسم ، سادگی و شکوه برخوردار است ، بی آن که هرگز کاری را ساده گیرد یا گرفتار قراردادهای عامیانه شود.بی شک موسیقی پروکوفیف در امام رپرتوارهای بزرگ مدرن نزدیکترین موسیقی به احساسات مردمی است و از راهی مستقیم به بیشترین شوندگان در سراسر جهان دست یافته است.

این کاراکتر جهانی در موسیقی پروکوفیف یک از اصیل ترین نکات نبوغ این موسیقیدان بزرگ است.

کارهای اصلی : 18 اپرا ، از آن ها :(قمارباز) (بروکسل 1929) ، (سه نارنج محبوب) (شیکاگو 1921) ، (فرشته ی آتشین) (ونیز 1955) ، (جنگ و صلح) (لنینگراد 1955) ، که این چهار اثر سالها پس از آفرینش برای نخستین بار اجرا شدند ، 7 باله از آن ها : (لوده) (باله ی روس 1921) ، (عصر فولاد) (باله ی روس) ، (پسر نابغه) (پاریس 1929) ، (رمئو و ژولیت) (برنو 1938).موسیقی صحنه و فیلم ، از آن ها : (الکساندر نوسکی) و (ایوان مخوف) دو ساخته ی (ایزنشتاین) ، آثار بزرگ کرال ، از آن ها : کانتات های (الکساندر نوسکی ) با اقتباس از موسیقی فیلم آن ، (هفت ، آنها هفت تا هستند) و (نگهبان صلح) ، 7 سنفونی ، سوییت سنفونیک ، (پیتر گرگ) موسیقی برای کودکان ، 5 کنسرتو پیانو ، 2 کنسرتو ویلن ، 2 کنسرتو ویلنسل ، 2 کوارتت زهی ، 3 سونات برای ویلن و پیانو ، 11 سونات برای پیانو که 2 سونات آخری ناتمام مانده است ، قطعات بی شمار برای پیانو و تعداد زیادی ملودی.

آثار انتخابی : (سه نارنج محبوب) (اپرای لیولدیانا) ، (جنگ و صلح) (بولشوی) ، (نامزدی در صومعه) (استانیسلاوسکی ، مسکو) ، (الکساندر نوسکی) (اسوتلانوف) ، (رمئو و ژولیت) (مازل) ، (پیتر گرگ) (فیلیپ) ، سنفونی ها (روژدستونسکی) ،کنسرتوی شماره ی 2(بالو خووا) ، شماره ی3 (پروکوفیف) ، شماره ی 5 (ریشتر) ، کنسرتوها برای ویلن (اشترن) ، سنفونی کنسرتانت (روستروپوویچ) ، سونات شماره ی 7 و 9 (ریشتر).


پروونساله فرانچسکو(PROVENZALE_Francesco)

(ناپل 1672 / ناپل 6 سپتامبر 1704)

 

شاگرد (جووانی ماریا سابینو) ارگ نواز (آنونزیاتا) بود.از 1663 تا 1674 در کنسرواتوار (سانتا ماریا دی لورتو) و سپس از 1673 تا 1701 در کنسرواتوار (پیتادی تورچینی) تدریس کرد.هر سال در (پیتادی تورچینی) درام های ساکره ی خود را برای شاگردان بی شمارش اجرا می کرد.نفوذ این موسیقیدان فراموش شده ، دردیگر کنسرواتوارهای ناپل نیز گسترش یافت و پروونساله را می توان بنیانگذار مکتب ناپل به شمار آورد.یک عمر به جانشینی (آ. اسکارلاتی) کاپل مایستر سلطنتی بود اما همزمان عهده دار وظایف گوناگون دیگری نیز می شد.

کارهای اصلی : 12 اپرای سریو و بوف که تنها سه تای آن به جا مانده است ، 3 درام ساکره و موسیقی مذهبی.


پری هوبرت(PARRY_Hubert)

سر (بورنومات 27 فوریه ی 1848/ راوسیتنگتون 7 اکتبر 1918)

 

 شاگرد (ماکفارن) در لندن و(پیرسون) در اشتوتگارت بود خود در کالج سلطنتی موسیقی استاد و از 1894 به بعد مدیر همین کالج شد.موسیقی او که از کاراکتری کاملا ویکتوریایی برخوردار بود غیرقابل صدور نمی نمود اما به کمک تدریس نفوذ عمیقی از خود به جا گذاشت.(پرومتوس در بند) نمونه ای از یک سری اوراتوریوهای بزرگ (چون نمونه ی (الیاس) از مندلسون) که از خصوصیتی کاملا انگلیسی برخوردار است و به نحوی مانوس با فصل جدید موسیقی این کشور پیوند می یابد.

کارهای اصلی : آثار بزرگ کرال ، 12 مجموعه ی موسیقی غنایی انگلیسی و ملودی های بی شمار دیگر، 5 سنفونی ، پوئم سنفونیک ها ، یک کنسرتو پیانو و موسیقی مجلسی.


پری جاکوپو(PERI_Jacopo)

(رم 20 اوت 1561/ فلورانس 12 اوت 1633)

خواننده.حدود 1590 در دربار (مدیسی) در فلورانس با دستمزدی بیش از دستمزد (کاچینی) نوازنده شد.(پری) چندین میان پرده برای عروسی دوک بزرگ (فردیناند اول) نوشت و خود آن ها را خواند.به زودی آهنگسازان ایتالیایی روش او را در (رچستار کانتاندو) ستودند.پری شخصیتی با نفوذ در (کامراتا) ی مشهور و گروه موسیقیدانان بزرگ و آماتورها که به ابتکار (کنت باردی) در قصر فلورانس او (چون (و.کاچینی) و (گالیله یی)) گرد می آمدند ، شد.یکی ازهدفهای (کامراتا باردی) احیا آن چه که این (هومانیست) ها شرح غنایی تراژدی یونان باستان می نامیدند ، بود و اینان با به وجود آوردن رسیتاتیو مدرن ، مونودی همراهی شده را تحول بخشیدند.نخستین مونودی ها در سبک جدید (رپرزانتاتیو) در یک اثر گمشده از (گالیله یی) و (نووموزیش) اثر کاچینی تجلی یافتند.


پلانکت روبر(PLANQUETTE_Robert)

(پاریس 31 ژوییه ی 1848/ پاریس 28 ژانویه ی 1903)

 

 مدتی کوتاه در کنسرواتورا تحصیل کرد وسپس آوازهای کوتاهی ساخت که مقبولیت سریع آن ، پلانکت را تشویق به ساختن اپرت کرد.یکی از آن اپرت ها به نام (زنگهای کرنوویل) محبوبیتی باور نکردنی یافت و تنها در پاریس ، ده سال تمام بیش از هزار بار اجرا شد.

کارهای اصلی : حدود 20 اپرت.

اثر انتخابی : (زنگهای کرنوویل) (دروو).


پلیل ایگناس(PLEYEL_Igance)

(روپرشتال اول ژوئن 1757/ پاریس 14 نوامبر 1831)

 

شاگرد (وانهال) و(هایدن) بود.از 1783 تا 1792 کاپل مایستر کلیسای جامع استرازبورگ شد.در 1795 به عنوان فروشنده ی دستنویس های موسیقی در پاریس اقامت گزید و برای نخستین بار کوارتت های هایدن را به طور کامل چاپ کرد.در 1807 کارخانه ی مشهور پیانوسازی را به نام خود بنا نهاد.

کارهای اصلی : آثار فراوان تنظیم شد برای ارکستر مشتمل بر سنفونی ، کنسرتو ، کویینتت ، کوارتت و تریو ، تقلیدهای از هایدن ، سونات هایی برای پیانو ، چند اثر آوازی.

اثر انتخابی : (سنفونی کنسرتانت) (فرومان).


پندرسکی کریستوف(PENDERECKI_Krzysztof)

(دوبیکا 23 نوامبر 1933/ ؟ )

 

شاگرد کنسرواتوار (کراسووی) که اکنون همان جا کمپوزیسیون تدریس می کند.او به یاری روش چیره دستانه ی خود به اشتهاری کم نظیر دست یافت.او به یاری شم قوی و تیز خود در توصیف دراماتیک ، به ترکیبی آزاد در موسیقی نو می رسد که زمینه های سورئالیسم ، (کلوستر) و (الکترو آکوستیک) را تجربه کرده است.

کارهای اصلی : (پسوم داوید) ، (ابعاد زمان و سکوت) برای 40 صدا ، سازهای ضربی و سازهای زهی ، (انجیل به روایت لوقا) برای تکنوازی ، 4 کر و ارکستر ، (آنا کلاسیس) برای ساز زهی و سازهای ضربی ، (کانن) برای 25 ساز زهی.

اثر انتخابی : (پسوم) ، (فلورنس) ، (آنا کلاسیس) ، (مارکووسکی) ، (انجیل) (ژیز).


پوت مارسل(POOT_Marcel)

(ویل وورد نزدیک بروکسل 7 مه 1901/ ؟ )

 

 شاگرد کنسرواتوار بروکسل که بعدها استاد و سرانجام در 1949 رییس آن جا شد.پوت با هوش و با فرهنگ و شاید بهترین آهنگساز بلژیکی عصر حاضر باشد.سالهای طولانی ، منتقد موسیقی در روزنامه های (لوپوپل) و (لاناسیون بلژ) در کنار (پ. ژیلسون) بود.

کارهای اصلی : 2 اپرا ، یک اپرت ، 3 باله ، 2 اوراتوریو ، 3 سنفونی ، کنسرتوها.


پورپورا نیکولا(PORPRA_Nicola)

(ناپل 17 اوت 1686/ ناپل 3 مارس 1768)

 پسر یک کتابفروش.ده ساله بود که در کنسرواتوار (پووری) ناپل پذیرفته شد.به احتمال شاگرد (گرکو) نیز بوده است.نخستین اپرایش (آگریپینا) به مناسبت یکی از اعیاد دربار(شارل سوم) در اسپانیا (پادشاه ناپل و سپس امپراتور آلمان) به اجرا درآمد.پورپورا در آن زمان کاپل مایستر پرنس (هسه دارموتاد) فرمانده ی ارتش های سلطنتی در ناپل و حکمران مانتو ، شده بود.از 1715 تا 1722 استاد کنسرواتوار (سن اونوفریو) درناپل بود.البته هم زمان شاگردان خصوصی نیز داشت و کم کم استاد آواز مشهوری شد.در میان شاگردانش می توان از (فارینلی) و (کافارلی) دو خواجه ی مشهور و نیز نویسنده ی لیبرتور (متاستازیو) نام برد.سپس در ونیز اقامت گزید و از 1726 تا 1733 استاد کنسرواتوار دختران (اوسپداله دلی اینکورابیلی) شد.در 1733 به لندن دعوت شد.در آن جا رقیب هندل بود و در بسیاری از اپراها یا سرنادهایش نقش های موثری را به سوگلی خود (فارینلی) داد.

درحالیکه خود را وقف شاگردان خصوصیش و آهنگسازی کرده بود ، از 1739 تا 1741 استاد کنسرواتوار (سانتا ماریا دی لورتو) ناپل از 1742 تا 1747 استاد کنسرواتوار (اوسپداله دلا پییتا) ی ونیز و سرانجام از 1747 تا 1751 استاد آواز پرنس (ماریا آنتونیا) در درسدن شد.حدود 1752 در وین اقامت گزید و هایدن جوان که در اتاق زیر پلکان خانه ای که (متاستازیو) زندگی می کرد ، ساکن شده بود ، شاگرد او شد.در 1758 به ناپل برگشت و استاد اول (سانتا ماریا دی لورتو) و کاپل مایستر کلیسای جامع شد.اما پورپورا آخرین روزهای زندگی اش را در فلاکت به سربرد.به استثنای چند قطعه ی تنظیم شده برای ارکستر، دیگر آثارش ماندگار نشد.شاید دلیل آن تطبیق کامل آثار او با سلیقه ی یک دوره باشد.هنر پورپورا که از تحریر آوازی بی نظیری برخوردار بود یکی از بهترین نمونه های آواز زیبا است که تزیین هذیانی آن علت وجودی ملودی را در خود حل می کند.

کارهای اصلی : 50 اپرا همگی سریو به غیر از 5 اپرا که درآن نقش های اصلی مردانه اغلب به خواجه ها در سوپرانو یا آلتو داده شده است ، سرناد ، حدود 12 اوراتوریو ، کانتات یا درام های ساکره ، 6 مس ، حدود 50 موتت ، 6 دوئو لاتین روی پاسیون ، 6 سنفونی مجلسی ، یک کنسرتو ویلن و 12 سونات برای ویلن.


پورتا کوستانزو(PORTA_Costanzo)

(کرومون 1529/ پادوا 26 مه 1601)

 

 شاگرد (آدریان ویلرت) در ونیز بود.سپس پیاپی استاد کر در (پادوا) ، (روان) ، (اورتو) و دوباره در(پادوا) در (باریلیکا آنتونیانا) شد.یکی از برجسته ترین استادان کنترپوان زمان خود و یکی از موفق ترین کسانی بود که ترکیبی از سبک فلاماندرو ایتالیایی به وجود آورد.

کارهای اصلی : 3 کتاب مس از 4 تا 6 صدا ، 3 کتاب موتت از 4 تا 8 صدا ، یک کتاب (اینترویتوس میساروم) ، 5 کتاب مادریگال از 4 تا 5 صدا و آثار بی شمار پراکنده در مجوعه های مختلف (از آن ها : مجموعه ی مشهور مادریگال به نام (پیروزی دوری)).


پولانک فرانسیس(POULENC_Francis)

(پاریس 7 ژانویه ی 1899/ پاریس30 ژانویه  1963)

 

 نوازنده ی پیانو بود.هم زمان که به تحصیل در دبیرستان مشغول بود شاگرد (ر. وینس) در پیانو (کوئشلن) در کمپوزیسیون و ارکستراسینون شد.در هجده سالگی یک (راپسودی نگر) بی نظیر درکنسرت جوانان که توسط (ژان باتوری) در (ویو کلمبیه) تدارک دیده شده بود به اجرا گذاشت.در این راپسودی تکنیک او هنوز به پختگی نرسیده بود اما استفاده ی چیره دستانه از ریتم های جدید (جاز باند) ، اصالت در ملودی و کشف اصوات زیبا همه شگفت زده کرد.سال بعد در شرایطی مشابهی (موومان های جاودانی) خود را برای پیانو به اجر گذاشت و به تشویق (ساتی) که  نفوذی تعیین کننده بر وی داشت کوشید که  از فریب (امپرسیونیسم) دوری جوید.

این نفوذ و قریحه ی در استقلال زیباشناسی او را به گروه موسیقیدانان جوان که چندی بعد به نام (گروه شش نفری) : (پولانک) ، (اونه گر) ، (میلو) ، (اوریک) ، (دوری) ، (ژرمن تله فر) مشهور شدند ، نزدیک کرد.

 آنها نه تنها تحت یک برنامه بلکه به کمک دوستی و سلیقه های مشترک گرد هم آمدند:همگی ، سیرک ، موزیک هال ، جاز، ملودی عامیانه ، و طنز را دوست داشتند و از غنا ، پیچیدگی ، هنر فاخر ، واگنریسم و امپرسیونیسم وحشت داشتند.هر یک خود را برحسب خصوصیات خویش به زودی جهت دادند.(پولانک) طنز ظریف ، وحدت دقیق مان شوخ طبعی و وقار و کیفیت بی نقص در صدا را انتخاب کرد.او به شکلی طبیعی همانقدر درانوانسیون ملودیک نبوغ داشت که در انتخاب یک مجموعه از هارمونی ، و اصالت کار او که درآن شکی  نیست ، اساسا در بازسازی کلاسیسیم است.اما در موسیقی آوازی که مهمترین بخش آثار او را تشکیل می دهد ، پولانک تقریبا باری فرانسه ی قرن بیستم همتای شوبرت است.

کارهای اصلی : (گفتگوی راهبان کرملی) ، اپرا (اسکالا 1957) (سینه های تیرزیاس) ، اپرا بوف (فلورانس 1947) ، (صوت بشری) ، موندرام (1956) ، (خانم مونت کارلو) ، نمایش غنایی (1961) ، 4 باله ، از آن ها :(گوزن ها) (دیاگیلف ، مونت کارلو 1924) ، (حیوانات نمونه) (اپرا 1945) ، موسیقی صحنه و فیلم از آن ها :(مسافر بدون چمدان) ، کانتات پروفان (بال ماسکه) ، آثار کرال آکاپلا (مس (سالورجینا) ، (استابات ماتر) ، و بهترین اثر او (چهره ی بشری) ، (کنسرت روستایی) برای کلاوسن ، کنسرتو برای 2 پیانو ، کنسرتو برای ارگ) ، (اوباد) برای پیانو و 18 ساز ، قطعاتی برای پیانو ، بیش از 100 ملودی ، از آن ها : 5 شعر از (الورا) ، مجموعه های (بستییر) ، (آوازهای گایارد) ، (نامزدی برای خنده).

اثر انتخابی : (گفتگوی راهبان کرملی) (دروو) ، (چهرهی بشری) (دووال ، پرتر) ، (استابات ماتر) (کرسپین ، پرتر) ، (گلوریا) (کاتری ، پرتر) ، (کنسرتو برای ارگ) و (کنسرت روستایی) (آلن ، ویرون لاکروا ، مارتینون) ، (گوزن ها) ، (سنفونیتا) و (شناگر تروویل) (پرتر) (ملودی ها) و (بال ماسکه) (سوزی ، بنوا).


پونس مانوئل(PONCE_Manuel)

(فرزنیلو ، زاکاتکاس 8 دسامبر 1882/ مکزیک 24 آوریل 1948)

 

پس از تحصیل در بولونیا و برلین ، در کنسرواتوار مکزیک که بعدها در آن جا به مقام ریاست رسید ، استاد شد.در چهل و سه سالگی جذب مکتب (دوکا) شد.از 1925 تا 1933 در پاریس جایی که (شاوز) شاگردش بود ، اقامت گزید.ویژگی آثار او تسلط عمیق بر موسیقی محلی مکزیک و تاثیر ازموسیقی فرانسوی است.

کارهای اصلی : کنسرتوهای پیانو ، ویلن ، گیتار ، قطعات سنفونیک ، از آن ها : (کاپولتپک) ، قطعاتی برای پیانو ، ملودی ، تنظیم تعداد زیادی آوازهای عامیانه مکزیکی .

اثر اتنخابی : کنسرتو برای ویلن (شرینگ ، بور).


پونیکی آمیلکاره(PONCHIELLI_Amilcare)

(پادرنوفاسولارو ، کرمون اول سپتامبر 1834/ میلان 16 ژانویه 1886)

 

  تحصیلات خود را در کنسرواتوار میلان به پایان رساند ، جایی که خود نیز در آخرین سالهای زندگی در آن جا تدریس کرد و (پوچینی) جزو شاگردانش بود.در 1881 ، کاپل مایستر شهر برگامو شد.اپراهایش که با محبوبیت زیاد اجرا شد به سنت (وردی) ساخته شده است.

کارهای اصلی : اپراها ، از آن ها : (ژوکوند) (اسکالا 1876).

اثر انتخابی : (ژوکوند) (گاردلی).


پونیانی گائتانو(PUGINANI_Gaetano)

(تورین 27 نوامبر 1731/ تورین 15 ژوییه ی 1798)

 

 نوازنده ی ویلن بود.شاگرد (سومیس) (که خود شاگرد (کرلی) بود) و (تارتینی) شد.او یکی از بهترین نمایندگان مکتب ویلن ایتالیایی نیمه ی دوم قرن هجدهم بود.در نمازخانه ی سلطنتی تورین ویلن می نواخت و دست به سفرهای بی شماری به ویژه  همراه شاگرد (ویوتی ) زد.

کارهای اصلی : 9 اپرا ، باله ها ، 12 سنفونی ، 9 کنسرتو ویلن ، سونات های متعدد برای ویلن ، دوئو ، تریو ، کوارتت و کویینتت.


پی جپر ویلم(PIJPER_Willem)

(زایست 8 سپتامبر 1894/ لاید شندام 19 مارس 1947)

 

 از 1911 تا 1916 شاگرد (واگنار) در (اوترشت) بود.پی جیر عمیقا زیر نفوذ ادبیات موسیقی فرانسه به ویژه (ورلن) و (دوبوسی) قرار گرفت.سپس در مقیاسی کمتر از نفوذ (مالر) ، (شونبرگ) و (استراوینسکی) برخوردار شد.ابتدا استاد کنسرواتوار آمستردام شد و از 1930 تا 1947 رییس کنسرواتوار (روتردام) شد.پی جپر نقش مهمی در پیشرفت موسیقی دانمارکی ایفا کرد.در میان شاگردان بی شمار او می توان از (بادینگ)و (لاندره) نام برد.منتقد (اوترشت واگبالد) و رییس ویراستاری مجله ی (دو موزیک) شد.

کارهای اصلی : اپرای (هالوین) ، موسیقی صحنه (از جمله موسیقی (آنتیگون) اثر (سوفوکل) ، کر ، ملودی ، 3 سنفونی ، کنسرتوهای پیانو ، ویلن ، ویلنسل ، 5 کوارتت زیبای زهی ، 2 سونات برای ویلن ، 2 سونات برای ویلنسل ، 3 سوناتین برای پیانو.


پیچینی نیکولو(PICCINI_Nicolo)

(باری 16 ژانویه ی 1728/ پاسی ، پاریسی 7 مه 1800)

 

پدرش موسیقیدان و مادرش خواهر (گ. لاتیلا) ی آهنگساز بود.ابتدا قرار بود به سلک کشیشان درآید انا به دستوراسقف باری به کنسرواتوار (سن اونوفریو) در ناپل فزستاده شد و از 1742 تا 1745 شاگرد (دورانته) و (لئو) بود.در 1754 تصنیف موسیقی برای تاتر را آغاز کرد و استقبال از (چکینا) (رم 1760) سبب شد این اثر محبوب ترین اپرابوف زمان خود گردد.این اثر در سراسر اروپا به نمایش درآمد و همه جا با ستایش فراوان روبرو شد.هشت سال بعد اپرا سریو (المپیاد) از چنان مقبولیتی برخوردار شد که هرگز آثار(کالدارا) ، (ویوالدی) ، (لئو) ، (پرگولزی) ، (گالویی) ، (هاسه) ، (ترتا) ، (ژوملی) قدرت رقابت با آن را نیافتند.

در 1776 مطمئن از حمایت (ماری آنتوانت) به پاریس رفت و (مارمونتل) به او فرانسه آموخت.سراسر سال 1777 را به ساختن نخستین اپرای فرانسوی اش (رولان) گذراند.

 در همان سال طرفداران (گلوک) و طرفداران (پیچینی) با نوشتن هجونامه ها و زد وخوردهای لفظی به جان هم افتادند.پیچینی به عنوان شخصیت برجسته در میان مخالفان گلوک و نزدیکانش ، به رغم میل باطنی خویش بازیچه ی  آماتورهایی که در برابر ستایشگران گلوک از جا در می رفتند ، شد.از (رولان) به رغم خشم طرفداران (گلوک) استقبال فراوان شد و (گلوک) خود را بازیگری ناشی نشان داد.پیچینی برخوردار از الطاف ملکه ، در ورسای به او درس آواز می داد و ریاست گروه ایتالیایی (اپرا) به وی سپرده شده بود.در 1784 استاد مدرسه ی سلطنتی آواز و دکلماسیون شد.در 1789 یعنی زمان انقلاب تمام مشاغل خود را از دست داد و به ناپل بازگشت.در ناپل پس از مدتی کوتاه او را به اتهام وابستگی به (ژاکوبین) ها (یعنی عضو کلوپ جمهوریخواهان) طرد کردند (دخترش با یک جمهوریخواه فرانسوی ازدواج کرده بود) و در خانه ای زیر نظر گرفته شد.پس از چهار سال فلاکت بار سرانجام به پاریس بازگشت ، در آن زمان دیگر میان حکومت ناپل و جمهوری فرانسه صلح برقرار شده بود و ورود او را به گرمی استقبال کردند.پیچینی برای مدتی کوتاه پیش از مرگش ناظر کنسرواتوار شد.

مردی ملایم ، خوشرو و بیگانه با هرنوع دسیسه که بی شک طرفداران و دوستانش در مورد خصوصیات او غلو کرده اند و به این جهت غالبا به سبب نشان دادن نوعی عکس العمل در مورد او به نادرست قضاوت شده است.ظرافت ملودی ، کسفیت مجموع کار او و قریحه اش در تاتر سبب جذابیت اپراهایش می شود.برخی از کمدی هایش چون (بهانه ی دوقلوها) و (فرزند خوب) ، نمونه ی بهترین اپرابوف های ناپلی هستند.پیچینی به فینال اپراهایش گوناگونی و تجددی مدرن بخشیده است که نشان از فینال های باشکوه آثار موتسارت دارد.

کارهای اصلی : 33 اپرای سریو ایتالیایی ، اپرا کمیک ایتالیایی مشتمل بر چندین اپرابوف  ، میان پرده و کمدی ، 19 اپرای سریو فرانسوی ، 6 اپرا کمیک فرانسوی ، 3 اوراتوریو ، یک مس و چندین پسوم.


پیزتی ایلدبراندو(PIZZRTTI_Ildebrando)

(پارما 20 سپتامبر 1880/ رم 13 فوریه ی 1968)

 در کنسرواتوار پارما موسیقی ایتالیایی قرن پانزدهم و شانزدهم را به دقت فرا گرفت.به این ترتیب قریحه اش در تاتر و دانش عمیقش از هنر درخشان پولیفونیک تواما تاثیر عمیقی بر شکل گیری هنر او گذاشتند.رویای او ساختن یک اپرا بود و به لطف دوستی با (گ. دانونزیو) که تراژدی جدید خود (فدرا) را برای او در نظر گرفت ، این موقعیت فراهم شد.در پی آن ، خود تمام لیبتوها را نوشت تا بهتر بتواند به ترکیب ایده ها و صداها که از نظر او شرط اساسی درام موزیکال بود ، دست یابد.به توالی استاد کنسرواتوار پارما (1907) ، استاد و رییس (انستیتو موزیکال) فلورانس ، رییس کنسرواتوار میلان و سرانجام از 1936 به بعد استاد کمپوزیسیون در آکادمی (سانتا چچیلیا) ی رم شد.از زمان ساختن (دبوار و جائله) (اثر بی نظیری که در 1922 زیر مدیریت (توسکانینی) در اسکالا اجرا شد) ، پیزتی با آفرینش فرمی بسیار شخصی از درام موزیکال که بر پایه یک دکلماسیون ممتد و بسیار توصیفی بود ، هنر زیباشناسی در تاتر غنایی ایتالیایی احیا کرد.

 از جهتی موسیقی آوازی مهمترین و جالب ترین بخش آثاراو است به طور مثال : اپراهای (دبورا و جائله) ، (بیگانه) ، (قتل درکلیسای جامع) ، آثار کرالی که نشانگر استعداد بارز او در زمینه ی پیزتی به هیجان آمده از ایده آلی والا در هنر زیباشناسی و ذهنیتی تبلیغ گر همواره نگران از چگونگی رسیدن به اصالت و تعمیم نوعی ذهنیت اخلاقی در آثار خود بود.

کارهای اصلی : 11 اپرا ، موسیقی صحنه ، آثار بی شمار کرال ، ملودی ، یک سنفونی ، (کنسرتوی تابستان) برای ارکستر، (آوازهای فصل طولانی) برای پیانو و ارکستر، کنسرتوهایی برای ویلن و ویلنسل و یک مجوعه مادریگال در 5 صدا ، نیز تالیفات نظری بی شمار درباه ی موسیقی به ویژه زیباشناسی درام موزیکال.


پیستون والتر(PISTON_Walter)

(روکلند ، مین 20 ژانویه ی 1894/ بلمونت ، 12 نوامبر 1976)

 

 در بیست وشش سالگی تحصیلات جدی خود را در زمینه ی موسیقی ابتدا در (هاروارد) جایی که از 1944 به بعد در آن جا تدریس کرد و سپس در پاریس با (نادیا بولانژه) آغاز کرد.پیش از آن قصد داشت هنرهای تجسمی بخواند.استادی بی نظیر که با قواعد کلاسیک تعداد بی شماری از آهنگسازان جوان آمریکایی را تعلیم داده است.

کارهای اصلی : 6 سنفونی ، یک کنسرتو ویلن ، 3 کوارتت زهی ، یک سوناتین برای ویلن و کلاوسن.

اثر انتخابی : سوییت (فلوت نوازان شگفت انگیز) (فیدلر).


پیلکینگتون فرانسیس(PILKINGTON_Francis)

(متز 16 اوت 1863/ پلوژان ، فی نیستر 17 ژوییه ی 1937)

 

 کشیش و از 1602 به بعد عضو دسته ی سرودخوانان کلیسای جامع (چستر) بود.بهترین آثار  او در مجموعه ی (آریاها) همراه با یک تابلاتور لوت موجود است که می تواند در چهار صدا یا در یک صدا با همراهی لوت و ویولای باس خوانده شود.

کارهای اصلی : یک کتاب (آریاها) ، 2 کتاب مادریگال مشتمل بر46 قطعه از 3 تا 6 صدا ، قطعاتی برای لوت که جزو بهترین نمونه ی مکتب الیزابتی است.


پی یرنه گابریل(PIERNE_Gabriel)

(متز 16 اوت 1863/ پلوژان ، فی نیستر 17 ژوییه ی 1937)

 

رهبر ارکستر و شاگرد (لوینیاک) ، (ماسه نه) ، (فرانک) بود.در 1882 جایزه ی رم را بدست آورد.از 1890 تا 1898 جانشین فرانک در نواختن ارگ کلیسای (سنت کلوتید) شد.از 1910 تا 1933 کرسی ریاست انجمن ارکستر سنفونیک کلن را که خود بنیان گذارده بود ، اشغال کرد.در 1924 عضو برجسته ی انستیتو شد.آثار او با دست یابی به همه ی زمینه های موسیقی ، خصوصیت برتر خود را در ارکستراسیون به نحو احسن نشان می دهد.پی یرنه مدافع خستگی ناپذیر موسیقی مدرن و مجری چیره دست آثار (دوبوسی) بود.

کارهای اصلی : 17 اپرا کمیک ، 10 باله(از میان آن ها: (سیدالیزوپاربزی)) ، کانتات ،یک اوراتوریو به نام (فیورتی های سن فرانسواداسیز) ، یک کنسرتو ، یک پوئم سنفونیک برای پیانو و ارکستر ، سوییت سنفونیک ،قطعاتی برای ویلن ، ویلنسل، پیانو، ارگ و ملودی های بی شماراثر انتخابی : (گردش پریان) برای کر زنان و پیانو (کرال کردر). 


پوچینی جاکومو(PUCCINI_Giacomo)

  اجدادش موسیقیدان بودند.از زمان جد پدریش (جاکومو پوچینی) (1712-1781) پوچینی ها همگی در فستیوالی که هر ساله در (لوکا) به هنگام انتخابات شهری برگزار می شد ، شرکت می کردند.جاکومو در ده سالگی در کلیسای (سن مارتینو) خواننده ی سوپرانو شد.سپس از موسیقیدانان (لوکا) ارگ و کمپوزیسیون را فرا گرفت.دربسیاری از کلیسایهای شهر ارگ نواخت.در 1875 با شنیدن اجرایی از (آیدا) در (پیسه) استعدادش شکفته شد.پوچینی هرگز به آرزوی خود یعنی رسیدن به مقام کاپل مایستری کلیسای جامع دست نیافت اما سازنده ی اپرا شد.در1876 برای وردو به انستیتو موسیقی لوکا مسی به نام (پیروزی) ساخت.سه سال بعد برای رفتن به کنسرواتوار میلان ، انستیتو را ترک کرد.در آنجا شاگرد (پونکیلی) شد.در 1884 تحصیلات خود را به پایان رساند و نخستین اپرایش (اوویلی) که به سفارش (بواتو) تصنیف شده بود در (تاتر دال ورم) به اجرا گذاشته شد و هشت ماه بعد نیز در اسکالا به اجرا درآمد.

پوچینی پس از گذراندن دوره ای طولانی درتنگدستی ، سرانجام پس از دریافت نخستین حقوق خود در مقام  نویسنده در (توردل لاگو) نزدیک (دیارجو) اقامت گزید.پس از چندی به یاری دوستانش (کلوپ بوهم) را بنا نهاد.اوقات او میان آهنگسازی ، شکار و اتومبیل تقسیم شد.در 1893 (مانون پیشتاز) نخستین محبوبیت را برای وی به همراه  آورد.ساختن این اثر نقطه ی شروعی برای کارنامه ی درخشان این آهنگساز بزرگ بود.به دنبال آن (لابوهم) (تورین 1896) ، (توسکا) (رم 1900) عرضه شد.شونبرگ به دفعات این اثر را ستود.(مادام باترفلای) (میلان 1904) که در اسکالا شکست خورد.چند ماه بعد در (برشا) به موفقیت رسید.محبوبیت (پرنده ی غرب) (نیویورگ ، متروپولیتن 1910) اصیل ترین ساخته ی پوچینی که برخی مهمترین اثر و می دانند و در 1907 در نیویورک با استقبال فراوان روبه رو شد ، در اروپا گسترش نیافت.

دیگر آثار بزرگ او : (پرستو) (مونت کارلو 1917) ، (جانی اسکیکی) ، (سوئور آنجلیکا) ، (ایل تابارو) (نیویورک ، متروپولیتن 1918) و (تورانداخت) (اسکالا 1926) از موفقیت کافی برخوردار شدند.در 24 نوامبر 1924 ، پوچینی به سبب ابتلا به سرطان گلو در بروکسل جراحی شد آخرین (دوئو) خود (توراندخت) کار می کرد که متاسفانه این اپرا ناتمام ماند.پس از مرگ او (آلفانو) از روی نوشته های وی این اثر را تکمیل کرد و از عهده ی این کار به خوبی درآمد.آثار پوچینی به درستی شناخته نشده اند.در واقع موفقیت او براساس یک سوء تفاهم شکل گرفته است : دو اثر مهمش (پرنده ی غرب) و (توراندخت) هرگز اجرا نشدند ، در حالی که (آریاهای بزرگ) او چون (آریای میمی) ، (دعای توسکا) و (روی دریای آرام) که در میان ساخته هایش از مقامی درجه دوم برخوردارند.بیهوده به دفعات اجرا می شدند.پوچینی به احتمال بزرگترین عرضه کننده (وریسم) ایتالیایی است.آثار او بکلی با آهنگسازانی نظیر(ماسکانی)و (لئون کاوالو) تفاوت دارد به نحوی که مقایسه ی آن ناممکن بنظر می رسد.ویژگی های اصلی هنر او از سویی تاثیر بی نظیر دراماتیک (به صرف ساخت تاتری آثارش به هیچ رو نباید به قطعات جداگانه تقسیم شوند).و از سوی دیگر ارکستراسیون و تحریر آوازی با شکوه آن ها است.پوچینی در برابر دستاوردهای تکنیکی زمان خود بی تفاوت نماند ، تنها بریا شنیدن (پییرواونر) به فلورانس رفت و هموراه خود را درجریان جنبش های موسیقی پیشرو حفظ می کرد.جسارتهای (توسکا) ، (مادام  باترفلای) ، (پرنده ی غرب) و (توراندخت) که در آن ها سهم بزرگی به تونالیته داده شده است ، آثار او را در میان مهمترین اپراهای عصر حاضر قرار میدهد.

کارهای اصلی : 12 اپرا ، یک مس ، (کاپریچیو سینفونیکو) ، موسیقی مجلسی و چندین ملودی.

آثار انتخابی : (لابوهم) (پاواروتی ، کارایان) ، (لاتوسکا) (نیلسون ، مازل) ، (مادام  باترفالای) (سانتینی) ، (پرنده ی غرب) (تبالدی ، کاپوآنا) ، (توراندخت) (ساترلند ، متا).




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*