بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

موسیقی دانان جهان د

دارگومیژسکی الکساندر سرگوییچ(DARGOMYJSKY_AlexandreSergueievitch)

(دارگومیتس ، تولا 14 فوریه 1813/ سن پترزبورگ 17 ژانویه 1869)

 

 ابتدا تنها یک آماتور چیره دست بود.اما در 1833 با (گلینکا) آشنا شد و به یاری او به محیط های هنری راه یافت ، گلینکا به دارگومیژسکی کمک کرد در موسیقی شخصیت ویژه ی خود را بیابد.نخستین اپراهایش به روش سنتی اپراهای (اوبر) یا (هالوی) بود.اما پس از سفری به پاریس از 1844 تا 1845 به موسیقی محلی کشورش و مشکلات دکلمه در زبان روسی علاقه مند شد.در 1856 پس از ساختن (روزالکا) با جهت یابی در موسیقی دراماتیک از نوعی رسیتاتیف ملودیک بسیار شخصی استفاده کرد.بعدها (موسورگسکی) راه او را ادامه داد.دارگومیژسکی و گلینکا دو بنیانگذار مکتب موسیقی روس هستند.

کارهای اصلی : 6 اپرا (از آن ها :(میهمان سنگ) با اقتباس از پوشکین که بهترین اثر او است) ، فانتزی هایی برای ارکستر و ملودی های بی شمار. آثار انتخابی : ملودی ها (رسیتال پتروف) ، برگزیده ی روزالکا (شالیادمین).


داکن لویی(DAQUIN_Louis)

(پاریس 4 ژوییه ی 1694/ پاریس 15 ژوئن 1772)

 

  نوازنده ی ارگ ، شاگرد (برنیه) در کمپوزیسیون و (مرشان) در ارگ ، نیز فرزند تعمیدی (ژاکه دولاگر).شش سال بیش نداشت که در برابر لویی چهارده ارگ نواخت.از دوازده سالگی به جانشینی (ارین دولاگر) ارگ نواز کلیسای (سنت شاپل) انتخاب شد.در 1727 نوازنده ی ارگ کلیسای (سن پل) شد ، (رامو) نیز کاندید این مقام شده بود اما داکن را ترجیح دادند و در 1732 جانشین (مرشان) در صومعه ی (کوردلیه) شد.سپس در نمازخانه ی سلطنتی ، به جانشینی (داندریو) ، و نوتردام پاریس ارگ می نواخت.

کارهای اصلی : موسیقی کلیسا ، (دیورتیسمان) ، قطعات بی شمار برای ارگ و کلاوسن.

آثار انتخابی : قطعاتی برای کلاوسن (ژرسن) ، (نوئل) برای ارگ (شاپویی).


دالاپیکولا لوییجی(DALLAPICCOLA_Luigi)

(پزینو ایستریا ، ترییست 3 فوریه ی 1904 / فلورانس 18 فوریه ی 1975) زمانی که لوییجی متولد شد ، کشورش زیر تسلط امپراتوری مجارستان اتریش - هنگری بود.ایتالیایی ها و طرفداران ایتالیا ، مورد تبعیض قرار می گرفتند.در 1917 با خانواده ی خود به (گراتس) تبعید شد.پدرش به عنوان یک (سیاستمدار بی کفایت) مغضوب شده بود.این تبعید به لوییجی موقعیـت داد به سوی موسیـقی سنفـونیـک و اپـرای آلمانی کشیده شود.پس از شکست ارتش اتریش به (پیزینو) که بدسـت ایتالـیایی ها آزاد شده بود ، برگشـت.تحصـیلات موسیقی خود را در (ترییست) و سپس با (کنسولوو فراتزی) در فلورانـس به پـایان رسـاند.در 1919 با شنیدن (پلئاس) در (بولونیا) شیفته ی (دوبوسی) شد.از 1930 به بعد با (ماتراسی) نوازنده ی ویلـن اجرای یک دوره کنسـرت برای دفاع از موسیقی مدرن را بویژه در چارچوب (انجمن بین المللی موسیـقیـدانـان معاصـر) که خـود شخصیـت برجـستـه

 ی بخـش ایتـالیـایـی آن بود ، شروع کرد.او در 1924 (پـی یرولونر) به رهبری شونبرگ را شنیده بود اما در ملاقات با (برگ) در 1933 بود که تمایلش به تکنیک دوده کافونیک شکل گرفت.نخستین اثرش زیر نفوذ این تکنیک (دیورتیمنتو در چهار تمرین) ساخته ی 1934 است.

دالاپیکولا قوانین (سریل) را با روش شخصی خود  بطور آزادانه درآمیخت (سبک کلاسیک مدیترانه ای) اونیورمانتیسم یا اکسپرسیونیسم موسیقیدانان وینی را رد می کرد.دالاپیکولا در آثار خود از فواصل طولانی رنج  آور که در کارهای (وبرن) و مریدانش به چشم می خورد احتراز کرد و بجای آن از موومانهای ملودیک پیوسته به عنوان تقویت کننده ی توصیفات صوتی استفاده کرد.او که از قریحه ی دراماتیک هوشمندانه و تحریر بی نظیر آوازی برخوردار بود ، بیشترین شگردهای خود را در موسیقی آوازی بکار می برد.اپراهایش (پرواز در شب) و (زندانی) در میان با ارزش ترین آثار تاتر موزیکال زمان ما قرار دارند.

کارهای اصلی : 2 اپرا : (پرواز در شب) با اقتباس از(سنت اگزوپری) (فلورانس 1940) و (زندانی) (فلورانس 1950) ، (باله ی مارسیا) ، کارهای عظیم کرال از آن ها: (جاب) برای تکنوازی ، کر و ارکستر، (سرودهای زندان) و (سرودهای آزادی) (دیورتیمنتو درچهار تمرین) برای سوپرانو و 5 ساز ، 3 (لیریش گرش) برای سوپرانو و سازها ، 5 (سرود) برای باریتون و 8 ساز ، (کنسرت کوچک برای موریل کوورو) برای پیانو و ارکستر مجلسی ، (اینی) برای 3 پیانو ، (سوناتاکانونیکا) و (دفتر موسیقی آنالیبرا) برای پیانو سولو.

اثر انتخابی : (سرودهای زندان) (یورگنز).


دالایراک نیکولا(DALAYRAC_Nicolas)

(موره ، لانگ دوک 8 ژوئن 1753/ پاریس 27 نوامبر 1809)

 

 ابتدا به قضاوت پرداخت ، سپس ستوان گارد کنت (آرتوا) در ورسای شد.درموسیقی خودآموخته بود.نخستین اپرا کمیک هایش در 1782 در کمدی ایتالیایی و به تشویق (ماری آنتوانت) ساخته شد.

کارهای اصلی : حدود 60 اپرا کمیک.


دانستیبل جان(DUNSTABLE_John)

( ؟ حدود 1830/ لندن 24 دسامبر 1453)

  از زندگی این موسیقیدان بزرگ تقریباً هیچ چیز نمی دانیم.تنها اطلاعات بدست آمده این است که به ریاضیات و نجوم علاقه داشت و در خدمت دوک (بدفور) برادر (هنری پنجم) بود.اغلب دستنویس هایش در ایتالیا پیدا شده است ، در نتیجه حدس زده می شود که پس از جنگ (آزینکورت) دوک را تا ایتالیا همراهی کرده باشد.بر موسیقیدانان نیمه ی اول قرن پانزدهم نفوذ بسیاری گذارد.(مارین لو فرانک) و (تینکتوری) او را مبتکر مکتب جدید کنترپوان و سرمشق (دوفی) و (بینشوا) می دانستند.پس از بحران فزاینده ای که به ویژه موسیقی فرانسوی و ایتالیایی دچارش شد ، نبوغ دانستیبل که به نحو غریبی با شکل گرایی (آرنوا) در تضاد بود ، فضای تازه ای را که هنر پولیفونیک به آن نیاز داشت ، به وجود آورد.انگلسـتان قرن چهـاردهم به سبب سنت گـرایی در برابرتحـولات (آرنوا) بی تفـاوت مانـد و به این ترتیـب به نوعـی هنـر (پروتین) آهنگسـاز فرانسـوی که در تحول هنر پولیـفونـی سهـم به سزایـی داشـت ، دو قـرن بعد

توسط انگلیسی ها به دیگر نقاط قاره ی اروپا برده شد.نه تنها دانستیبل پایه گذار اصلی این رنسانس بود ، بلکه در پربارتر کردن هنر پولیفونی با یاری از قریحه اش در هارمونی ، بسیار کوشش کرد.

کارهای اصلی : مس ، 23 موتت ، 2 آواز فرانسوی.

اثر انتخابی : 5 موتت (کاپ).


داندریو ژان فرانسوا(DANDRIEU_Jean Francois)

(پاریس 1682/ پاریس 17 ژانویه ی 1738)

 

   نوازنده ی ارگ و کلاوسن ، شاگرد (مورو) و صاحب مقام در نوازندگی ارگ کلیسای (سن مری) ، نمازخانه ی سلطنتی و کلیسای (سن بارتلمی) ، در این آخری جانشین عموی خود (پی یر داندریو) بود.

کارهای اصلی : (شخصیت های جنگ) یا سوییت سنفونی ها ، 3 کتاب قطعاتی برای کلاوسن ، یک کتاب ارگ ، یک کتاب سوناتها برای ویلن ، یک کتاب سوناتها در تریو و یک اثر نظری به نام (اصول همراهی کلاوسن).

آثار انتخابی : قطعاتی برای کلاوسن (ژرلن) ، قطعاتی برای ارگ (شاپویی).


داوید فلیسین(DAVID_Felicien)

(کادونه ، وکلوز13 آوریل 1810/ سن ژرمن آن لای 29 اوت 1876 )

 

 پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی ، کاپل مایستر(اکس) شد.تا این زمان در موسیقی خودآمیخته بود ، سچس به کنسرواتوار پاریس رفتا تا تحصیلات خود را تکمیل کند.از 1833 تا 1835 سفری به خاورمیانه ، ترکیه ، مصر و فلسطین کرد.دست آورد او از این سفر گرایش به موسیقی شرقی بود.منشاء آثار داوید موسیقی غیربومی بود که یک قرن با موفقیت ادامه پیدا کرد.در 1869 در انستیتو جانشین برلیوز شد.

کارهای اصلی : اپرا و اپرا کمیک ، سنفونی های توصیفی با صدا مشتمل بر انواع اوراوریو (از آن ها : (صحرا) که مشهورترین کار داوید است) ، 2 سنفونی ، 24 کوسسنتت و ملودی های بی شمار.


دراگی آنتونیو(DRAGHI_Antonio)

(ریمینی 1635/ وین 16 ژانویه ی 1700)

 

  ابتدا (مباشر موسیقی تاتر) و سپس رییس نمازخانه ی سلطنتی شد.مدت سی سال ، تنها استاد موسیقی دربار وین بود.همکاریش با (بورناچینی) معمار سبب تحول شگفت آوری در تاتر موزیکال وین شد.

کارهای اصلی : حدود 175 اپرا ، با کیفیتی بسیار ناهمگون ، حدود 40 اوراتوریو ، تعداد زیادی آثارسیرکونستانس.


دستوش آندره کاردینال(DESTOUCHES_AndreCardinal)

(پاریس آوریل 1672/ پاریس 3 فوریه ی 1749)

 

    از کودکی شاگرد ژروییت ها بود.در 1687 پدر(تاشار) را تا سیام همراهی کرد.در بیست سالگی تفنگدار پادشاه در مقر(نامور) شد.او موسیقیدانی آماتور اما برجسته بود از 1696 تا 1697 شاگرد (کامپارا) شد و برای (اروپای عیاش) اثراستاد خود سه آریا ساخت.با نخستین اپرایش (ایسه) که در 1697 اجرا شد ، به شهرتی تعیین کننده در سرنوشت خود رسید.در 1713 ناظر عمومی و در 1728 مدیر اپرای پاریس ، سپس مباشر موسیقی سلطنتی شد.دستوش یکی از بهترین سازندگان اپرای فرانسوی بعد از(لولی) و پیش از(رامو) است.

کارهای اصلی : 10 اپرا از آن ها :(عناصر) با همکاری (دولالاند) ، 2 کانتات ، موتت ، ته دوم.


دلاویولا آلفونسو(DELLAVIPLA_Alfonso)

(فراره ؟ / فراره ؟ پس از 1567)

 

استاد نمازخانه ی دوک فراره (ارکول دوم) و به احتمال نخستین کسی بود که آثار دراماتیک را بطور کامل وارد موسیقی کرد.ساخته های او نشانه هایی از اپرا دارد که پس از اوتکوین می یابد.دیالوگ ها و فواصل بین دو پرده بیشتر به سبک مادریگال نوشته شده است.با این حال (قربانی) که در 1554 اجرا شد ، شامل یک بخش مونودیک بود که ، چهل سال پیش از ظهور (روش رپرزانتاتیو) مربوط به(و.کاچینی) و(پری) ساخته شد.

کارهای اصلی : تراژدی و پاستورال های بی شمار موسیقی دار که تنها لیبرتوهای آن موجود است ، موتت و مادریگال هایی در 5 صدا.


دلیب لئو(DELIBES_Leo)

(سن ژرمن دووال ، سارت ، 21 فوریه ی 1836/ پاریس 16 ژانویه ی 1891)

 

 درکنسرواتوار پاریس شاگرد (آدام) بود.در کلیساهای (سن پی یردوشایو) و (سن ژان فرانسوا) نوازنده ی ارگ بود ونیز رهبر کر در (اپرای پاریس).در 1881 به جانشینی (ربر) استاد کنسرواتوار در 1884 جانشین (و. ماسه) در انستیتو شد.موسیقی (دلیب) ساده اما با کیفیتی خوب به هیچ وجه سزاوار آنهمه تحقیری که اغلب در مورد آن می شد ، نبود.

کارهای اصلی : 6 اپرا کمیک ، از آنها : (لاکمه) 15 اپرت از آن ها : (مار پردار) ، 4 باله از آن ها : (کوپلیا) که مهمترین اثر او است ، (سیلویا) ، آثار مذهبی ، کر وملودی های بی شمار.

آثار انتخابی : (لاکمه) (مادوروبن ، سباستین) ، (سیلویا) و (کوپلیا) (کلیتون).


دلونکور کلود(DELVINCOURT_Claude)

(پاریس 12 ژانویه ی 1888/ اورتبلو ، ایتالیا ، 5 آوریل 1954)

 

شاگرد (کوساد) ، (بوسه) و (ویدور) بود.در 1913 نخستین جایزه ی بزرگ رم را برای کانتات (فاوست و هلن) دریافت کرد.(دلونکور) از 1931 تا 1941 رییس کنسرواتوار ورسای و از 1941 تا 1945 رییس کنسرواتوار پاریس بود.دلونکور با نفوذ خود روش ها و ذهنیت آن دوره را عمیقاً تجدد بخشید.

کارهای اصلی : (لوسیفر) ، کمدی موزیکال (زن ریشو) ، (ادیپ شاه) آثار سنفونیک از آن ها : (بال ونیزی) ، (رادیوسرنادا) و دیگر .... موسیقی مجلسی ، قطعاتی برای پیانو.

اثر انتخابی : سونات برای ویلن و پیانو (کروت ، دسکاو).


دلیوس فردریک(DELIUS_Fredrick)

(برادفورد 29 ژانویه ی 1862/ گرزسورلوانگ 10 ژوئن 1934)

 

  والدینش با علاقه ی او به موسیقی مخالف بودند.در بیست سالگی به (فلواریدا) رفت تا درخت پرتغال پرورش دهد.در دوران فراغتش موسیقی را نزد خود فرا گرفت.سپس تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار (لایپزیگ) تحت مدیریت (راینکه) تکمیل کرد.در آنجا (گریک) را ملاقات کرد که که بر نخستین آثارش اثر نهاد.از 1890 به بعد ، برای همیشه به فرانسه رفت ، ابتدا در پاریس ، سپس در (سن امارن) و (گرزسورلوانگ) اقامت گزید.هرگز به هیچ مکتب و جنبشی در زمینه ی موسیقی تعلق نداشت و خود را دور از مجامع موسیقی پاریسی نگاه می داشت.پس از چهل سال زندگی در فرانسه هنوز گوشه و کنار آنجا را نمی شناخت.هنر او اصیل بود و با فضایی شاعرانه و رازآلود ، و تنها پس از مرگش ، آنهم به لطف تلاش پیگیر دوستش (سربشام) رهبر ارکستر ، شناخته شد.کارهای اصلی : 6 اپرا از آن ها : (رمئو و ژولیت روستایی) آثار بزرگ کرال از آن ها : (یک عشاء ربانی برای تمام عمر) و رکوییمی با اقتباس از (نیچه) ، (آپالاشیا) که ملهم از یک آواز قدیمی سیاهان بود و (سی دریفت) ، راپسودی هایی برای ارکستر از آن ها : (بازار مکاره ی بریگ) روی تم ها ی عامیانه (لینکلن شایر) کنسرتوهای پیانو ، پیانو و ویلنسل ، ویلن ، ویلنسل ، 3 سونات برای ویلن و پیانو و ملودی های متعدد.

  والدینش با علاقه ی او به موسیقی مخالف بودند.در بیست سالگی به (فلواریدا) رفت تا درخت پرتغال پرورش دهد.در دوران فراغتش موسیقی را نزد خود فرا گرفت.سپس تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار (لایپزیگ) تحت مدیریت (راینکه) تکمیل کرد.در آنجا (گریک) را ملاقات کرد که که بر نخستین آثارش اثر نهاد.از 1890 به بعد ، برای همیشه به فرانسه رفت ، ابتدا در پاریس ، سپس در (سن امارن) و (گرزسورلوانگ) اقامت گزید.هرگز به هیچ مکتب و جنبشی در زمینه ی موسیقی تعلق نداشت و خود را دور از مجامع موسیقی پاریسی نگاه می داشت.پس از چهل سال زندگی در فرانسه هنوز گوشه و کنار آنجا را نمی شناخت.هنر او اصیل بود و با فضایی شاعرانه و رازآلود ، و تنها پس از مرگش ، آنهم به لطف تلاش پیگیر دوستش (سربشام) رهبر ارکستر ، شناخته شد.

  والدینش با علاقه ی او به موسیقی مخالف بودند.در بیست سالگی به (فلواریدا) رفت تا درخت پرتغال پرورش دهد.در دوران فراغتش موسیقی را نزد خود فرا گرفت.سپس تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار (لایپزیگ) تحت مدیریت (راینکه) تکمیل کرد.در آنجا (گریک) را ملاقات کرد که که بر نخستین آثارش اثر نهاد.از 1890 به بعد ، برای همیشه به فرانسه رفت ، ابتدا در پاریس ، سپس در (سن امارن) و (گرزسورلوانگ) اقامت گزید.هرگز به هیچ مکتب و جنبشی در زمینه ی موسیقی تعلق نداشت و خود را دور از مجامع موسیقی پاریسی نگاه می داشت.پس از چهل سال زندگی در فرانسه هنوز گوشه و کنار آنجا را نمی شناخت.هنر او اصیل بود و با فضایی شاعرانه و رازآلود ، و تنها پس از مرگش ، آنهم به لطف تلاش پیگیر دوستش (سربشام) رهبر ارکستر ، شناخته شد.


دماره هانری(DESMARETS_Henry)

(پاریس حدود 1660/ لونیل 7 سپتامبر 1741)

 

شاگرد (لولی). در 1690 در مرکز ژروییت ها به جانشینی (شارپانتیه) استاد موسیقی شد.چند سال بعد به اتهام آدم ربایی ناچاراً به اسپانیا فرار کرد و در آنجا با خدمت در دربار (فلیپ پنجم) مشغول به کار شد.از 1708 به بعد در نانسی ولونویل به خدمت (دوک دولورن) درآمد.

کارهای اصلی : تراژدی غنایی ، باله ها و دیورتیسمان ها ، موتت های بزرگ به روش (دولالاند).


دندی ونسان(D_INDY_Vincent)

(پاریس 27 مارس 1851/ پاریس 2 دسامبر 1931)

آموزگار و رهبر ارکستر.ابتدا شاگرد (مارمونتل) و (دیه مر) در پیانو ، سپس شاگرد (لاوینیاک) در هارمونی بود.در جریان جنگ 1870 به منظور شرکت در (گارد ملی) برای دفاع از پاریس به ناچار تحصیلات خود را نیمه کاره گذاشت. به محض آن که فراغت یافت نزد فرانک در کنسرواتوار ، تحصیلات خود را به انجام رساند.با مجامع موسیقی پیشرو و اشخاصی چون (فرانک) ، (ماسه نه) ، (سن سان) و (بیزه) رفت و آمد داشـت.دندی در پیشرفت (سوسیته ناسیونال موسیقی) سهـم به ســزایی ایـفا کـرد.در 1874 در (کنـسرت جدیـد کلـن) او را در مقام نوازنده ی تیمبالو به خدمت گرفتـند. پس از چـندی در همـانجا رهبر ارکستر شـد.در همان سال (پاسدلو) یکی از پـیس سنفـونیک های او را رهبـری کرد. در 1875 اجرایی از (کارمن) او را به شـدت زیر تاثـیر قـرار داد. و سـال بعـد در نخسـتیـن

اجرای (تترالوژی) اثر واگنر در تاتر جدید (بایروت) شرکت کرد.با شرکت در این اجرا ، دندی در اندیشه ی تصنیف درامی به سبک اثر وگنر در فرانسه فرو رفت.پس از مرگ فرانک در 1890 مدیریت (سوسیته ناسیونال) به او سپرده شد و چهارسال بعد به کمک (بورد) و (گیلمان) ، (شولا کانتوروم) را بنا نهاد و خود استاد کمپوزیسیون و مدیر آنجا شد.این مدرسه ی مشهور به زودی معبد طرفداران فرانک شد و دندی که تا زمان مرگ چشم و گوشه بسته به استاد خود وفا دار ماند ، تقریباً همه جا این مسلک جدید موسیقی را که خدایانش باخ ، بتهوون ، واگنر و فرانک بودند ، تبلیغ کرد.به این ترتیب این مکتب جدید با طرفداران (دوبوسی) به ضدیت پرداخت.این جبهه گیری چنان غم انگیز بود که دندی شخصاً ستایش و دوستی خود را نسبت به دوبوسی اعلام کرد.دندی در مقام رهبر ارکستر به اروپا ، روسیه و آمریکا سفر کرد و در 1912 مدیریت ارکستر کنسرواتوار را نیز پذیرفت.مشهورترین شاگردانش عبارت بودند از(سوراک) ، (روسل) ، (ساتی) ، (لوفلم) ، (اونه گر) و (اوریک).

دندی کانولیکی غیرقابل تحمل و میهن پرستی متعصب بود.اما همه او را به درستی و فداکاری می شناختند و با شخصیت والای خود احترام همگان را برمی انگیخت.آثار او را می توان به سه دوره  تقسیم کرد که دو دوره ی آخری بازتاب نظریات فرانک به زیباشناسی در موسیقی است.

نخستین دوره از 1870 تا 1885 زیر نفوذ مندلسون ، شومان و بویژه واگنر آثارش از رنگ آمیزی آلمانی برخوردار است : (آواز زنگ) و (والنشتاین).دومین دوزه از 1885 تا 1918 ، ملی گرا ، مسیحی و تا حدی زیر نفوذ دوپارک:(سنفونی سونول) ، (یک روز تابستان در کوهستان) و اپراها یا (آکسیون موزیکال) ها چون (فروال) و (بیگانه) که به احتمال مهمترین آثار او هستند.

سومین دوره از 1918 تا 1931 ، تمایل به سادگی و کلاسیسیم:(دو بخشی مدیترانه ای) ، (کویینتت در سل مینور) و 3 کوارتت.

گذشته از این طبقه بندی ، (افسانه ی سن کریستوف) که درامی ساکره است ، اثری است بی نظیر که در آن بهترین و بدترین در کنار یکدیگر قرار دارند و در واقع یک اظهار عقیده ی سیاسی و مذهبی است که بی بهره از جنون عظمت نیز نیست.

کارهای اصلی : 3 درام موزیکال روی لیبرتوهای آهنگسازانی که پیش از این از آن ها نام برده شد ، 2 اپرا کمیک ، موتت هایی برای کرهای مجلسی ، آثار بزرگ از آنها :(آواز زنگ) ، پوئم سنفونیک ها ، (والنشتاین) (تریولوژی سنفونیک) ، (یک روز تابستان در کوهستان) ، 3 سنفونی ، (سه بخشی مدیترانه ای) برای ارکستر، سنفونی روی یک آواز کوهستانی فرانسوی یا (سونول) برای پیانو و ارکستر ، 3 کوارتت زهی ، یک کویینتت ، یک سکستوئور یک سونات برای ویلن و پیانو ، یک سونات برای ویلنسل و پیانو ، قطعاتی برای پیانو از آن ها : سری (تابلوهای سفر) و یک سونات ، ملودی ، تنظیم آوازهای عامیانه.

اثر انتخابی : سنفونی سونول(هنریو ، مونش).


دوبوسی آشیل کلود(EBUSSY_AchilleClaude)

(سن ژرمن آن لای 22 اوت 1862/ پاریس 25 مارس 1918)

 پدرش یک مغازه ی کوچک ظروف چینی و اشیاء ژاپنی در خیابان (اوپن) در(سن ژرمن) داشت.در 1865 ورشکست شد و همراه خانواده اش به پاریس نقل مکان کرد.(دوبوسی) ها موسیقیدان نبودند با این حال (آشیل کلود) به یاری مادرش که استعداد بی نظیر او را دریافت شروع به آموختن پیانو کرد و در ده سالگی وارد کنسرواتوار پاریس شد.از 1873 تا 1884 در کلاس های پینوی (مارمونتل) ، سولفژ (لاوینیا) ک ، هارمونی (دوران) ، ارگ (فرانک) و کمپوزیسیون (ماسه نه) و(گیرو) شرکت کرد ئ در 1884 نخستین جایزه ی بزرگ رم را برای کانتات خود به نام (کودک نابغه) بدست آورد. در این زمان او نوازنده ی پیانو و در خدمت (بارون ون مک) دوست و حامی چایـکوفسـکی ، بود و بارون را سه تابستان پیاپی در سفرهایش به سویـیس ، ایتـالیا ، جایـی که واگنـر را ملاقات کرد ، وین ومسکوهمراهی کرد.با همسر بارون چهار دستی

 پیانو می نواخت و به دخترانش درس می داد.کمی بعد دوبوسی مادام (وانیه) ی جذاب را که موسیقیدانی قابل با صدایی بسیار زیبا بود ، ملاقات کرد.به او با عشقی افلاطونی پیوند یافت ، همراه انتخابی او شد و ساعات طولانی را در کتابخانه ی او می گذراند.این روابط برای پربار تر کردن دانش عمومی او که پس از خروج از کنسرواتورا هنوز بسیار ابتدایی بود و شکل گیری قریحه او تعیین کننده شد.از 1885 تا 1886 در ویلا مدیسی اقامت گزید.جایی که (فرستاده هایش از رم) در انستیتو رسوایی به پا کردند ، از او گله کردند که (تمایل و هیجان بسیاری برای انجام کارهای عجیب ، غیرقابل درک و غیرقابل بخشش از خود نشان می دهد) و حتی در مورد او از (امپرسیونیسم نامفهوم) صبحت به میان آمد.در بازگشتش عاشق دختری بسیار زیبا به نام (گابریل دوپون) شد که به او لقب (گابی چشم سبز) داده بودند ، با او در آپارتمان کوچک شماره ی 42 خیابان (لندر) اقامت گزید ، در این دوره گاه گاه سه شنبه ها به خانه ی (مالارمه) رفت و آمد می کرد ، در آنجا (پی یر لویس) که بعدها دوست او شد ، (هـ. دورنیه) ، (لافوگ) ، (ورلن) و گروه کوچکی از نقاشان و موسیقیدانان که برخی از آنها را بعد ها حدود 1900 در چهارشنبه ی (پ . لویس) و کافه ی (وبر) بازیافت ، ملاقات می کرد.او که طبعی خانه نشین داشت از این پس ، تا آخر زندگی خود پاریس را ترک نکرد به استثنا چند اقامت کوتاه مدت در لندن ، وین جایی که برامس او را به شام و دیدن کارمن دعوت کرد ، بایروت جایی که (پارسیفال و تریستان) را کشف کرد و بین 1912 تا 1914 در یک سری کنسرت در وین ، بوداپست ، مسکو ، سن پترزبروگ ، رم و آمستردام شرکت کرد.به نفوذ مجامع ادبی و هنری پیشرو ، دوبوسی ، مکاشفات خالص خود را در زمینه ی موسیقی ، چون کشف موسیقی (ژاوانز) در اثر (بوریس گودونف) در نمایشگاه سال 1889 ، که پیش از این (شوسون) ها روی پیانو پیاده کرده بودند ، ملاقات با ساتی ، نوازنده ی پیانو در کاباره ی (گربه ی سیاه) که نوعی سادگی قرون وسطایی را تبالغ می کرد را نیز افزود.با این حال نباید ، در مورد معنای (نفوذ روس) یا (واگنریسم) در آثار دوبوسی دچاره اشتباه شد.او اصیل تر از آن بود که از هر کسی که تصورش را بتوان کرد ، تقلید کند و هیچ ناثیر روسی یا واگنری در (پلئاس) او دیده نمی شود.اما این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که پرباری هارمونی و سازبندی واگنر ، کیفیت توصیفی دکلماسیون های ملودیک موسورگسکی ، رنگ آمیزی غیرعادی موسیقی شرقی یا عدم تقلید و صداقت کاذب ساتی در شکل گیری سبک دوبوسی محرک و موثر بوده است.در 1899 ، (دوبوسی) با (روزالی تکسیه) (یا لیلی تکسیه) ، خیاط جذاب و دوست داشتنی اما نه چندان با فرهنگ ازدواج کرد و در 1905 از او جدا شد.پس از آن با مادام (اما بارداک) که با او در یک هتل استثنایی شماره ی 24 میدان (بوادوبولوین) اقامت گزید ، ازدواج کرد.از این ازدواج دوم دختری به نام (کلود اما) (1905-1919) ملقب به (شوشو) تولد یافت که دوبوسی (کنج کودکان) را به او هدیه کرد.دوبوسی هرگز هیچ پست دولتی را نپذیرفت و در هیچ لحظه ای یک خودنما نبود و با اینکه در نواختن پیانو بسیار چیره دست بود ، تا حد امکان از ظاهر شدن در مجامع عمومی دوری می جست.بخش اساسی زندگی حرفه ای او ، خلق آثار با ارزشش بود که مهمترین حادثه ی آن آفرینش (پلئاس و ملیزاند) در اپرا کمیک به سال 1902 ، زیر مدیریت (مساژه) با همکاری (مری گاردن) و (ژان بریه) در نقش های اول و دکوری از (ژوسوم) بود.سالها پیش از این  دوبوسی تصور مولف ایده آل خود را در ذهن داشت ، چنین توصیف کرده بود : (کسی که هیچ چیز را کامل بیان نمی کند ، به من فرصت می دهد رویاهایم را به افکار پیوند زنم ، شخصیت های داستانش به هیچ زمان و مکانی تعلق ندارند ، به من صحنه ای پیش پرداخته را تحمیل نمی کند و آزادم می گذارد که اینجا یا آنجا هنرمند تر از او ، اثرش را به پایان برسانم ....) و درام (مائترلینک) درست از همین ایده آل برخوردار بود ، به دوبوسی فرصت داد اثری کاملاً جدید بسازد ، اثری که با یکی از مشهورترین دسته بندیهای تاریخ موسیقی مصادف شد.حدود 1910 نخستین علائم سرطانی پیشرفته ، سلامت او را به خطر انداخت ، به ناچار برنامه های بی شمار را رها کرد که در آن میان ساختن چندین اپرا بود.پس از دو عمل جراحی دشوار ، بیماری او به سرعت شدت یافت.در حالیکه (برتا) پاریس را بمباران می کرد ، مرگ یکی از بزرگترین نوابغ موسیقی در سکوت و بی توجهی گذشت.او را در (پرلاشز) به خاک سپردند ، اما سال بعد ، بقایای جسدش به گورستان (پسی) جایی که بنا بر آرزوی خود همواره (درمیان درختان و پرندگان) خواهد آرمید ، برده شد.

کارهای اصلی : موسیقی آوازی :(پلئاس و ملیزاند) ، (شهادت سن سباستین) آیین (گ. آنونزیو) ، موسیقی صحنه برای (شاه لیر) ، 3 باله (بازی ها) ، (کاما) و (جعبه ی اسباب بازی) ، 3 کانتات ، (کودک نابغه) ، (دوشیزه ی منتخب) و (اود برای فرانسه) ، 3 آواز از (شارل اورلئان) برای کر مخلوط و ملودی های متعدد (از آن ها : (5 شعر از بودلر) ، (آریت های فراموش شده) ، (جشن های عیاش) ،  (آوازهای بیلیتیس) ، 3 (بالادویون) ، 3 (شعر از مالارمه).موسیقی سنفونیک : (پرلود بعد از ظهر یک دیو) ، 3 نوکتورن ، (دریا) شامل 3 (اسکیس سنفونیک) مانند : سنفونی دوبوسی ، (ایماژها) ، بی ارتباط با ایماژ برای پیانو ، فانتزی برای پیانو و ارکستر ، رقص ساکره (یا مقدس) و رقص پروفان برای هارپ و سازهای زهی .موسیقی مجلسی : کوارتت زهی ، سونات برای ویلنسل و پیانو ، سونات برای ویلن و پیانو ، سونات برای فلوت ، ویلن ، آلتو و هارپ.پیانو : سوییت (برگاماسک) (از آن ها : (روشنایی ماه)) ، سوییت برای پیانو ،  (استامپ) (از آن ها : (شبهای گروناد)) ، (ایزل شاد) ، دو دفتر ایماژ (از آن ها : (انعکاس در آب) ، (گنج کودکان)) ، 24 پرلود ، 12 اتود ، (سیاه و سفید).برای 2 پیانو ، نوشته ها : مقالاتی در مجله ی (سیم) (یا Sim) و دیگر.که بخشی از آن ها زیر عنوان (موسیو کروش علیه هنر ناقص) به چاپ رسید.اصالت عمیق سبک دوبوسی و شخصیت خارق العاده او را دور از هرگونه کلیشه سازی نگاه می دارد.به همین سبب هرگاه بخواهیم خطی موازی میان نقاشی امپرسیونیستی یا شعر سمبولیستی بکشیم ، باید جانب احتیاط را در تحلیل ها پیشه کنیم.با این حال دوبوسی در نخستین دوره ی آثارش خود را یکی از اصیل ترین و معتبرترین امپرسیونیست ها نشان داد: آثاری که در آن ملودی بر امواج روشن هارمونی سایه می اندازد و گونه ای بی پایانی را در آوازها القا می کند و احساس ، جانشین علم معانی و بیان می شود.آثار مهم این دوره (پرلود بعد از ظهر یک دیو) ، (شبهای گروناد) ،  (باغ در زیر باران) شماره های 2و3 استامپ ها ، (ابرها) ، (دریا) و از جهتی اثر بزرگ او (پلئاس) است.در دوره ی بعدی دوبوسی سبکی خاص خود که مشابه آن را نه در موسیقی و نه در هیچ هنر دیگری نمی توان یافت ، ابداع کرد : سبکی که برای مدتی طولانی بسیار نو باقی ماند و بهترین نمونه های آن در (شهادت سن سباستیان) ، سونات ها ، پرلودها و به ویژه اتوهایی برای پیانو و سرانجام در (بازی ها) ، اثر مهمی که چندان شناخته شده نیست ، به چشم می خورد.اثر دوبوسی در موسیقی عطر آزادی را با خود به همراه آورد.او با برهم زدن قوانین هارمونی و رها کردن کلیشه ها ، توانست تکنیک جدیدی در پیانو بیافریند... دوبوسی راه را برای  هرگونه بلند پروازی باز کرد با این حال از انواع آکادمیسم حمایت کرد.

آثار انتخابی : (پلئاس و ملیزاند) (ژانس ، یواخیم ، دزورمیر) ، (شهادت سن سباستیان) (مونتو) ، (دریا) ، نوکتورن ها ، (پرلود بعد از ظهر یک دیو) و (بازی ها) (اینگل برشت) ، ایماژهایی برای ارکستر(آژانتا) ، آثار انتگرال برای پیانو (فوریه ، لی) ، ملودی ها ، (گ.سوزی) ، سونات برای ویلن و پیانو (اوکلر ، بونو).


دوپاک هانری فوک(DUPARC_HenriFouques)

(پاریس 21 ژانویه ی 1848/ مون دومارسان 12 فوریه ی 1933)

 به هنگام تحصیل درمدرسه ی ژوزییت های (وژیرار) با سزار فرانک که استعدادهای وی را کشف کرد و به او کمپوزیسیون آموخت ، در مقام استاد پیانو همکاری کرد.دوپارک ، سنفونی خود را در 1888 به مناسبت همین همکاری به سزارفرانک اهدا کرد.بعدها دوپارک با (ونسان دندی) و (شابریه) دوست شد.شابریه او را با هنر واگنر آشنا کرد و در جریان سفری به وایمار در 1869 دوپارک با لیست و واگنر آشنا شد.سالها منشی سوسیته ناسیونال موسیقی بود و در بنیانگذاری آنجا در کنار فرانک ، سن سان ، فوره و شوسون ، به نحو فعالی شرکت کرد.در 1885 آهنگسازی را بکلی کنار گذاشت.و پس از این تاریخ تنها یک اثر کوتاه که ملودی های زیبایش مهمترین بخش این اثر را تشکیل می داد ، ساخت.در تجزیه و تحلیل آثار دوپارک همواره باید ناراحتی های روحی شدید را که نقطه ی پایانی بر کارنامه ی هنری اودرسی و هشت سال گذاشت

در نظر گرفت. با این حال نه نامه ها و نه گفته های دوپارک به نقل از کسانی که می شناختندش ، به ویژه (پ. لاندورمی) ، بیانگر هیچ نوعی جنونی در وی نیست ، تنها دوپارک دچار ضعف اعصابی شد که چهل و هشت سال باقیمانده ی زندگی خود را با آن دست و پنجه نرم کرد.در نتیجه ی بسیاری مسایل روانی یا فیزیولوژیکی خلاقیت در او نابود شد.نخستین علت آن خصوصیت انتقادگر بیمارگونه ای بود که او را تا مرز نابودی تعدادی از اندک آثارش کشاند.در میان آثار او تنها مجموعه ای مشتمل بر سیزده ملودی و چند اثر دیگر از نظر وی شامل بخشش شدند.سپس کم سویی چشم پیش آمد و او را از خواندن محروم کرد.چشمانش به حدی ضعیف شد که در 1909 گله داشت که از یک ورق نت پیانو تنها یک خط آنرا قادر است بخواند.به تمام این ناراحتی ها آب مروارید نیز اضافه شد ودر 1924 زیر عمل جراحی قرار گرفت که نتیجه اش موفقیت آمیز نبود.سرانجام تمایل به مذهب در این کاتولیک پرحرارت ، بزودی مستمسکی برای تسلای روح شکننده و ناامیدش شد.

کارهای اصلی : یک موتت ، 2 پوئم سنفونیک ، یک سوییت برای پیانو و(برگهای پرنده) ، یک دئو و 16 ملودی.

تنها ضامن شهرت دوپارک همین ملودی ها بودند.قدرت توصیف ، کمال در تحریر آوازی ، شکوه همراهی ، همه وهمه از این ملودی ها کامل ترین نمونه های ملودی فرانسوی را ساختند.

اثر انتخابی : دوازده ملودی (سوزی).


دوپره مارسل(DUPRE_Marcel)

(روان 3 مه 1886/ مودون 30 مه 1971)

دوپره نوازنده ی ارگ بود.در دوازده سالگی تصدی ارگ (سن ویوین) به وی سپرده شد.آنهم پیش از آن که وارد کنسرواتوار پاریس شود.پس از ورود به کنسرواتوار در کلاس های (دیمر) ، (گیلمان) ، (ویدور) شرکت کرد.در 1914 دستیار ویدور بود و در 1934 در ارگ کلیسای (سن سولپیس) جانشین او شد.او بداهه نوازی بی نظیر بود که سردمدار مکتب ارگ فرانسه ی معاصر قلمداد می شود.از 1926 به بعد به جانشینی (ژیگو) درآمد که در کنسرواتوار پاریس ارگ تعلیم می داد.وی سپس از 1954 تا 1956 عهده دار مدیریت کنسرواتوار و بعد از آن رییس کنسرواتوار آمریکایی (فونتن بلو) شد.اغلب ارگ نوازان معاصر از زمره ی شاگردان او به حساب می آیند.کارهای اصلی : آثار مذهبی ، اوراتوریو(فرانسه در صلیـب گـاه) ، سنـفونی و کنسـرتو برای ارگ و ارکسـتر، قطعـاتی بـرای پـیانو ، ملـودی ، آثـاری برای ارگ از آن ها : 2 سنفونی ،

79 کرال و (قبرتیتلوز) ، نیز بسیاری از آثارآموزشی از آن ها : رساله ی بداهه نوازی ، کلاس های هارمونی ، کنترپوان و فوگ.

اثر انتخابی : (سنفونی پاسیون) (کوشرو).


دوتیلو هانری(DUTILLEUX_Henri)

(آنگر 22 ژانویه ی 1916/ ؟ )

 

 شاگرد (بوسر) بود.در 1938 نخستین جایزه ی بزرگ رم را دریافت کرد.دوتیلو یکی از با استعدادترین موسیقیدانان فرانسوی نسل حاضر است.او موفق شد با دوری گزیدن از تمام مکاتبات و آکادمیسم دیروز و امروز ، سبکی خاص خود بیافریند.دوتیلو با (ژنویوجوی) نوازنده ی پیانو ، ازدواج کرد.

کارهای اصلی : 3 باله : (عصرزیبا) ، (سالماسی) ، (گرگ) ، 2 سنفونی چندین سوییت سنفونیک ، 3 سونات از (ژان کاسو) برای باریتون و ارکستر، یک سونات بزرگ برای پیانو.

آثارانتخابی : (گرگ) (بونر) ، سنفونی شماره ی یک (فرمو) ، شماره ی 2 (مونش) ، (سونات) (جوی).


دورانته فرانچسکو(DURANTE_Francesco)

(فراتا ماجوره ، نزدیک ناپل 31 مارس 1684/ ناپل 13 اوت 1755)

در کنسرواتوار (سن اونوفریو) در ناپل شاگرد عمویش (دون آنجلو دورانته) و به احتمال شاگرد (پیتونی) در رم بود.دورانته از 1728 تا 1739 در کنسرواتوار(پووری دی جسو کریستو) از 1745 تا 1755 در (سن اونو فریو) و از 1742 تا 1755 در(سانتا ماریا دی لورتو) تدریس می کرد.از 1711 تا 1728 ، دوره ای که به احتمال در رم یا ساکس زندگی کرده است ، اطلاعی در دست نیست.دورانته مردی ساده و درعین حال باهوش بود.سه بار ازدواج کرد.دو همسر نخست خود را بسیار زود از دست داد.اولین همسرش به دلیل عشقی که به قمار داشت نزدیک بود دورانته را خانه خراب کند ، حتی یک بار دستنوشته های او را فروخت اما روحیه ی ملایم دورانته تغییر نکرد و نوشته های فروخته شده اش را بازنویسی کرد.دومین همسرش ، زیبا و جذاب ، قبلاً خدمتکار دورانته بود.دورانـته به او عشـق می ورزید و پس

ازمرگش پیش از آن که به دست خود تابوتش را در داخل گور قرار دهد ، موسیقی ای به این مناسبت ساخت و خود آنرا طی مراسم ترحیم در خانه اش رهبری کرد.خود او به گفته ی (پایزیلو) ، از یک سوء هاضمه درگذشت ، شهرت دورانته به سراسر اروپا سرایت کرد و پخش و انتشار دستنویس هایش خود شاهد این موضوع است.از میان شاگردان فراوانش می توان از پایزیلو ، پرگوزی ، ترتا ، ساچینی و پیچینی نام برد.او به عکس دیگر موسیقیدانان هم عصر خود هرگز برای تاتر ننوشت.یکی از کیفیات اساسی در موسیقی دورانته آزادی و اصالت انوانسیون ملودیک در آثارش است ، که به نوعی با فانتزی در پولیفونیک پیوند می یابد و او را از اینجا رو در روی استاد دوره ی خود (ل.لئو) قرار می دهد.

کارهای اصلی : 3 اوراتوریو که همگی مفقود شده اند ، حدود 14 مس ، 50 موتت ، پسوم یا هیمن ، 6 کانتات پروفان ، 18 دئو برای سوپرانو و ویلن آلتو ، 8 کوارتت ، یک کنسرتو برای کلاوسون ، یک سونات برای ارگ ، آثاری برای کلاوسن مشتمل بر سونات ، دیورتیسمان ، فوگ و پارتیتا.

آثار انتخابی : 4 کنسرتو برای سازهای زهی (کولگیوم اروم) ، کنسرتو ویلن (لوتانت باشر) ، قطعاتی برای کلاوسن (تاگلیاوینی).


دورژاک آنتونین(DVORAK_Antoni)

(نلاهوزو ، بوهم سپتامبر 1841/ پراگ اول 1904)

پدرش ، یک مسافرخانه داشت.آنتونین در موسیقی از خود استعداد پیش رسی بروز داد ، به این جهت با معلم و ارگ نواز دهکده شروع به کار کرد.برای پدرش که آینده ی او یکی از دو شغل هتل داری یا قصابی را در نظر گرفته بود ، هضم این مساله که به او اجازه دهد در بهترین مدرسه ی ارگ پراگ تحصیل کند ، بسیار دشوار بود.در آن مدرسه ، در همه ی رشته های مربوط به موسیقی معلومات درخشانی کسب کرد و عمیقاً با اساتید کلاسیک آشنا شد.او به دلیل ناتوانی های مالی خانوادگی ناچار شد در یک ارکستر درجه دو ویلن بنوازد.در 1862 توانست درارکستر اپرای ملی که به تازگی تاسیس شده بود ، شغلی دست وپا کند.در آنجا موسیقی (اسمتانا) (احتمالاً به رهبری خود (اسمتانا)) و نیز (نامزد فروخته شده) (1866) را شنید.به این ترتیب دورژاک با موسیـقی ناسـیونالیسـتی چک

آشنا شد و آنرا سرمشق خود قرار داد.بخت بزرگ زندگی او برانگیختن ستایش برامس بود که زمین و آسمان را برای گشودن درهای موفقیت به روی او به لرزه آورد.به لطف مراوده با برامس ، بزودی ناشرین موسیقی برسر تصاحب ساخته های دورژاک به رقابت با یکدیگر افتادند ، ناشرینی که بزرگترین استاتید و نوابغ موسیقی چون (ریشتر) ، (هـ. فون بولو) ، (لیست) و (یواخیم) را در برنامه ی کار خود دست به سفرهای فراوانی به ویژه به انگلستان زد.در 1891 استاد کمپوزیسیون و در 1901 رییس کنسرواتوار ملی موسیقی نیویورک شد.دورژاک به یاری تدریس ، نفوذی بی چون و چرا بر تحول مکتب چک گذاشت ، او ، اسمتانا و یاناچک ، بانیان این مکتب بودند.در میان شاگردانش می توان از(سوگ) (که بعدها داماد او شد) و(نوواک) نام برد.

هنر دورژاک شبیه به هنر اسمتانا است.برای موسیقی ملی از برامس ، و برای کلاسیسیسم در شکل ، تحریر هارمونیک و سازبندی پرتحرک از شوبرت یاری گرفت.در بخش اعظم آثار او ، احساسات ملی یا به عبارت بهتر اسلاو ، نه تنها با پیوستن به نمونه های ملودیک و ریتمیک موسیقی محلی ، بلکه با شکل خاص در غنایی که منابع فرهنگی مردمی چک از آن تغذیه می شوند ، به وصف درمی آیند.

کارهای اصلی : تاتر: 10 اپرا از آن ها: (ژاکوبین) ، (سرت آکاکا) (شیطان و کاترین) ، (روزالکا).موسیقی کرال : (سنت لودمیلا) (اوراتوریو بزرگ ملی) ، مس در رماژور ، برای تکنوازی ، کر و ارکستر.موسیقی سنفونیک: 9 سنفونی که زیباترین آنها هفتمین سنفونی در رمینور و نهمین سنفونی معروف به (دنیای نو) است ، 2 سری رقص های اسلاو ، پوئم سنفونیک ، سوییت ، اوورتور ، کنسرتوهی بی شمار برای پیانو ، ویلن ، ویلنسل.موسیقی مجلسی : 12 کوارتت زهی ، 5 کویینتت که 2 تای آن با پیانو است ، یک سکستوئور ، قطعاتی برای ویلن و پیانو ، قطعات بی شمار برای پیانو از آن ها : (والس ، مازورکا) 13 (تصویر شاعرانه) و سرانجام صدها ملودی و دوئو.

آثار انتخابی : (روزالکا) (اپرای پراگ) ، (شیطان و کاترین) (اپرای پراگ) ، رکوییم (آنسرل) ، سنفونی شماره ی 8(کوبلیک) ، شماره ی 9 (کارایان ، توسکانینی) ، کنسرتو ویلنسل (فورنیه) ، رقص اسلاو (کارایان) ، کوارتت اپوس 105 (اسمتانا) ، اپوس 95(کوارتت مجار).


دوروفله موریس(DURUFLE_Maurice)

(لوویه 11 ژانویه ی 1902/ ؟ )

از 1930 به بعد در(سن اتین دومون) ارگ می نواخت.در کنسرواتوار پاریس شاگرد (تورنومبر) ، (ویرن) ، (پل دوکا) بود و از 1943 تاکنون در همانجا هارمونی تدریس می کند.

کارهای اصلی : رکوییم (1974) ، 3 (دانس سنفونیک) قطعاتی برای ارگ.

اثر انتخابی : رکوییم (دوروفله).

 


دوره لویی(DUREY_Louis)

(پاریس 27 مه 1888/ سن تروپه 3 ژوییه ی 1979)

 

یکی از پایه گذاران گروه مشهور شش نفری بود.در 1923 از گروه جدا شد اما کماکان زیر نفوذ ساتی و استراوینسکی ماند.پس از 1930 تقریباً چیزی به استثنا چند مجموعه ملودی نساخت.از 1948 به بعد یکی از شخصیت هایی بود که (مجمع موسیقیدانان پیشرو فرانسه) را به تحرک درآورد.

کارهای اصلی : مجموعه های ملودی از آن ها: تصاویر کروزو ، (شعرزندان) و 6 مادریگال ، سه کوارتت زهی ، یک تریو ، قطعاتی برای پیانو و آثار بسیاری که هرگز از کشورهای میزش بیرون نیامد از آن ها : اپرایی در یک پرده به نام (اکازیون).در ضمن دوره در هارمونیزه کردن اشعار عامیانه نقش به سزایی  ایفا کرده است.

اثر انتخابی : صفحه ی آنتولوژیک از آثار دوره (گروه کردر ، بوشی).


دوسک یان لا دیسلاو(DUSSEK_JonLadislav)

(کاسلاو ، بوهم 12 فوریه ی 1760 / سن ژرمن آن لای 20 مارس 1812)

 

 نوازنده ی چیره دست پیانو.پس از اتمام تحصیلات در رشته ی الهیات در پراگ ، در(مالین) و(برگ اوپ زوم) نوازنده ی ارگ شد.سپس در آمستردام و (های) به نوازندگی پیانو پرداخت.برای اجرای آهنگ های خود ابتدا به هامبورگ رفت ، جایی که (ک.ف.ا.باخ) راهنمایی های مفید به وی کرد ، سپس راهی برلین ، سن پترزبورگ و پاریس شد ، جایی که در برابر ماری آنتوانت نواخت.وی آن گاه در لندن یک مرکز انتشارات دایر کرد که ورشکست شد.اما او بی آنکه ناامید شود همین حرفه را در هامبورگ ، دربار پروس و سرانجام در پاریس ادامه داد.

کارهای اصلی : 15 کنسرتو ، 50 سونات برای پیانو ، 60 سونات برای ویلن ، موسیقی مجلسی مشتمل بر چهارده تریو با پیانو.


دوفی گیوم(DUFAY_Guillaume)

( ؟ حدود 1400/ کامبره ، 27 نوامبر 1474)

در کودکی خواننده ی کر کلیسای جامع کامبره بود و موسیقی را نیز همانجا فرا گرفت.در فاصله ی بین 1419 تا 1426 به خدمت (کارلو مالاتستا) ، پادشاه (ریمینی) درآمد.سپس از 1428 تا 1434 در نمازخانه ی اسقفی رم خواننده و از 1435 تا 1437 در فلورانس وبولونیا ، از 1434 تا 1435 و 1437 تا 1444 آهنگساز (دوک دو سووآ) شد.به نظر می رسد که از 1445 به بعد کامبره را محل اقامت دائمی خود انتخاب کرده باشد.از آنجا به سفرهای زیاد اما کوتاه مدتی دست زد ، به ویژه به دربارهای (بورگورین) و (سووآ) ، به (تورین) ، (بزانسون) و (بوربونه).از این تارخ به بعد شهرت وسیعی کسب کرد و نفوذ موثری بر موسیقی بخش اعظمی از اروپا گذاشت.شخصیت های برجسته ای چون (شارل لوتمرر) که از طرفداران دوفـی بود ، با او نرد دوستی باخـتنـد.دوفی کانتـور دوک (بورگـوین) و عضو هیـات اسقـفی (تـورنـه) ،

(بروگ) ، (لوزان) ، (مون) و از 1435 به بعد در (کامبره) شد.دوفی در واقع بزرگترین موسیقیدان نیمه ی اول قرن پانزدهم ، و نیز یکی از برجسته ترین چهره هایی است که تاکنون تاریخ موسیقی به خود دیده است.دوفی با فرهنگ سرشار، در جریان سفرهای بی شمار خود دریافت چگونه تکنیک های فرانسوی ، انگلیسی و ایتالیایی را به نحو بی نظیری ترکیب کند.دوفی نمونه ای بی نقص می پولیفونیک را روی یک کانتوس فیرموس ساخت ، نمونه ای که تا اواخر قرن شانزدهم الگوی آهنگسازان بسیاری قرار گرفت.

کارهای اصلی : 9 مس از آن ها (مرد مسلح) ، (کاپو) و (آوه رجینا کوئلورم) ، 35 قطعه مس ، 5 مانییفیکا ، حدود 80 موتت یا هیمن ساکره و پروفان ، 75 آواز فرانسوی.

آثار انتخابی : مس (مرد مسلح) (بلانشار) ، آوازها وموتت ها (آمبروزیان سینگرز).


دوکا پل(Dukas_Paul)

(پژریس اول اکتبر 1865/ پاریس 17 مه 1935)

 در کنسرواتوار پاریس شاگرد (ژیرو) و (دوبوآ) بود.دومین جایزه ی بزرگ رم را بدست آورد.شخصیتی ملایم ، فروتن و چنان خوددار بود که دوستانش نیز آگاهی چندانی در مورد زندگی او ندارند ، زندگ ی اش که بخش اعظم آن وقف تعلیم شد.دوکا در کنسرواتوار پاریس و مدرسه ی عالی موسیقی ، استاد کمیپوزیسیون بود و موسیقدانانی چون (سامازویل) ، (دروفله) ، (مسیان) و (تونی اوبین) را تعلیم داد.در 1897 برای نخستین بار سنفونی خود (دراوت ماژور) را در (سوسیته ناسیونال) به اجرا گذاشت و با این اثر به شهرت وسیعی دست یافت.سپس (جادوگر تازه کار) این اثر زیبا اما دشوار برای اجرا ، بی درنگ در بسیاری از نقاط جهان اجرا شد.دوکا چون بیشتر هم دوره های خود زیر نفوذ واگنر و دوبوسی قرارگرفت.نخستین دفعه یی که (پلئاس) را شنید ،آنرا ستود.

 کارهای اصلی : (آریان و ریش آبی) داستان غنایی ، (پری) ، اوورتوم برای (پولیوکت) ، سنفونی در اوت ، سونات ، واریاسیون ها روی تم هایی از (رامو) ، (گله ی دوراز دیو) برای پیانو ، قصیده ای چهارده بیتی به نام (رونساز) برای کروپیانو.

دوکا برای ساختن اثری بی نقص وسواس غلوآمیزی به خرج می داد و بسیاری از آثارش را با این باور که برای عرضه به عموم مناسب نیست ، از بین برد.در میان این آثار نابود شده یک درام موزیکال به نام (دنیای نو) ، 2 باله ، دومین سنفونی ، یک پوئم سنفونیک ، یک سونات برای ویلن و پیانو را می توان نام برد.دنیای موسیقی نوشته هایی در باب موسیقی و بازنگری آثار (رامو) و بتهوون را نیزمدیون او است.

آثار انتخابی :(پری) (آنسرمه) ، (جادوگر تازه کار) (مونش) ، واریاسیونهایی روی یک تم از رامو (بوشی).


دوکوروا استاش(DU_CAURROY_Eustache)

(ژربروی ، نزدیک بوده فوریه ی 1549/ پاریس 7 اوت 1609)

 

 آهنگساز مجلسی و کاپل مایستر (هانری چهارم).در 1599 دربار سلطنتی انگلیس او را در مقام مباشر موسیقی به خدمت گرفت.آثار مذهبی و تنظیمات ارکستری دوکوروا نفوذ عمیقی بر موسیقی هم دوره هایش گذاشت.بیست و پنج سال پس از مرگش ، (مرسن) او را استاد معنوی همه ی آهنگساران فرانسوی لقب داد.

کارهای اصلی : 50 موتت ، 62 آواز ، پسوم و موتت ، یک مس ، 42 فانتزی تنظیم شده برای ارکستر.

آثار اتنخابی : مس (مارتن) ، فانتزی ها (ونزینگر).


دولالاند میشل ریشار(DELALANDE_Michel-Richard)

(پاریس 15 دسامبر 1657/ ورسای 18 ژوئن 1726)

نوازنده ی ارگ کلیسای (سن لویی ژوزییت های بزرگ) در (سن ژروه) بود و تصدی موقتی ارگ (سن ژان آن گرو) را پیش از آن که فرانسوا کوپرن به سنی برسد که جانشین پدرش شود ، به عهده داشت.موسیقی را زیر نظر اساتید (سن ژرمن - اوگزروا) فرا گرفت ، و به تنهایی نواختن سازهای بسیاری را آموخت.موسیقیدان رسمی و در ضمن متصدی چندین شغل در دربار چون استاد و موسیقیدان نمازخانه ی سلطنتی ، مباشر و آهنگساز موسیقی مجلسی ، بود.به تناوب از لویی چهاردهم و لویی پانزده ، نشان ، حقوق و آرم دریافت کرد و در 1684 با خواهر (ژان فری ربل) آهنگساز ازدواج کرد ، خواننده ای بی نظیر که او نیز از پادشاه حقوق و جهاز گرفت.موسیقی (دولالاند) ترکیبی هارمونیک از روش های فرانسوی و ایتالیایی است .

 در زمینه ی کنترپوان چیره دست تر از (لولی) و در زمینه ی ملودی ، سازنده ای برتر از او بود.او را از جهتی می توان ادامه دهندی راه (شارپانتیه) دانست.موتت های بزرگش که بهترین آثار او به حساب می آیند ، تا اواخر قرن هجدهم دست مایه ی اصلی کنسرت های مذهبی بود و از همین جا به سراسر اروپا پرتو افکند.به احتمال دولالاند روی آثار هندل ، و حتی باخ نفوذ داشته است.از میان شاگردان بی شمار دولالاند می توان از (کولین دوبلامون) و (دستوش) نام برد.

کارهای اصلی : موتت های متعدد برای تکنوازی ، کر و ارکستر که انتشار 42 تای آن ها پس از مرگ دولالاند و به خرج پادشاه انجام گرفت ، (سه درس ظلمات) ، حدود بیست باله و دیورتیسمان برای جشن های دربار ، 4 سنفونی نوئل ، سنفونی های برای (ضیافت های سلطنتی) ، که توسط (فیلیدور) با کیفیتی که بتواند در کتابخانه ی موسیقی پادشاه حفظ شود ، جمع آوری و نسخه نویسی شده است.

آثار انتخابی : موتت های (بئاتوس وی) ، (نیزی دومینوس) (اگزالتابوته) (فرمو) ، سنفونی ضیافت های سلطنتی (پایار).


دولاند جان(DOWLAND_Jahn)

(لندن ؟ 1563/ لندن 20 یا 21 ژانویه 1626)

خواننده و نوازنده ی لوت.از نحوه ی تعلیم و تربیت و اصل و نسب او اطلاعی در دست نیست.از 1580 تا 1584 در خدمت سفیرانگلستان در پاریس و از 1594 تا 1598 نوازنده لوت در دربار (برانشوایگ) و (هسه) بود.در 1959به قصد تحصیل نزد (مارنتسیو) از نورنبرگ به رم رفت.در ونیز دوست (جووانی گروچه) شد و در فلورانس ازترس گرفتارشدن به دست (پاپیست)ها (Papistes پروتستان ها به کاتولیک های رومی پاپیست می گفتند.م) به عنوان انگلیسی تبعید شده به ایتالیا ، به مسافرت خود پایان داد و به (نورنبرگ) بازگشت.از 1598 تا 1606 در دانمارک نوازنده ی لوت دربار (کریستیان چهارم) بود.در1601 عزم سفربه انگلستان برای خرید تعدادی ساز موسیقی کرد.بعد از1606 در لندن اقامت گزید اما در1612 بودکه نخستین شغل خود را در دربارنگلستان

درمقام دومین نوازنده ی لوت بدست آورد.پس از دولاند پسرش رابرت (حدود 1586-1641) جانشین او شد.

دولاند در سراسر اروپا مشهور شد و به احتمال قوی بهترین نوازنده ی لوت زمان خود بود.او در ضمن نخستین مقام را در تاریخ آواز و ملودی بدست آورد.چهار کتاب (آریاها یا آوازها) ی او برای لوت حاوی قطعات زیبایی ست که نشان از لید ملودیک وملودی های آن دوره دارد.در این کتابها دولاند خود را در مقام یکی از توجه برانگیزترین پیشوایان مونودی همراهی شده ، شناساند.دو کتاب نخستین او ، همانطور که از عناوین آنها برمی آید ، به روش پولیفونیک سنتی نوشته شده است ، اما بخش نخست آن دربرگیرنده ی تمام کارهایی است که روی ملودی انجام شده است و برای آن که اجرای آن تنها با یک صدای همراهی شده ممکن شود ، کاهشی در بخش های اضافی تابلاتور لوت پیش بینی شده است.البته (میلان) و(برد) پیش از (دولاند) ، در این راه قدمهایی برداشته بودند.اما برتری انوانسیون های ملودیک ، پختگی او در هارمونی ، کیفیت لطیف و شاعرانه ی غنای شخصی اش ، از او نخستین ملودی ساز بزرگ را می سازد :(اشکهایم را جاری کن) (دومین کتاب) ، (دیگر اشک نریز) ، (چشمه ی غمگین) (سومین کتاب) ، و (درشبی خاموش) (چهارمین کتاب) مهمترین آثار او دراین زمینه هستند.

کارهای اصلی : نخستین کتاب (آریاها و یا آوازها) ی چهار بخشی با تابلاتور برای لوت (1597) ، دومین کتاب (آوازها یا آریاها) ی 4،2 و5 بخشی (1600) ، سومین و چهارمین کتاب (آوازها یا آریاها) (1603) ، (آرامش مسافرین) برای خواندن و نواخته شدن با لوت و ویولا ، چهارمین کتاب (1612) ، که تما اینها مشتمل بر 87 قطعه می شود.(لاکریمو) که درمیان هفت پاسیوناتای پاوان قرار دارد و سوییتی برای یک مجموعه از 5 ویولا (1604) .(آریاها) ، قطعاتی برای لوت و ویولا که همگی در مجموعه ی انتشارات آن دوره به چاپ رسیده است.

آثار انتخابی : (نخستین کتاب آریاها) (سن .کاپ) ، (لاکریمو) (ونزینگر) ، آریاها (دلر).


دولانوی مارسل(DELANNOY_Marcel)

(لافرته – آلز9 ژوییه ی 1898/ نانت 16 سپتامبر 1926)

 

در موسیقی خودآموخته بود ، اما از راهنمایی های (اونه گر) و (رولان مانوئل) نیز سود جست.از بیست سالگی تصمیم گرفت خود را بطور کامل وقف موسیقی کند.تا پیش از آن در مدرسه ی (بزار) نقاشی و معماری می خواند.دولانوی در 1927 پس از اجرای (درخت گلابی بی بار) در اپرا کمیک ، که (راول) با شور و حرارت بسیار بر آن صحه گذاشت ، درمقام موسیقیدانی اصیل ، بدون برخورداری از سبکی خاص اما با شناخت تاتر و نبوغی ملودیک و پربار که گاه نفوذ آوازهای عامیانه را نادیده می گرفت ، شهرت یافت.

کارهای اصلی : (پوک) ، (درخت گلابی بی بار) و (ژینور) (اپرا کمیک) ، اپرا بوف (فیلیپین) ، 4 باله ، 2 سنفونی ، سوییت سنفونیک ها ، کنسرت برای پیانو ، کوارتت زهی و چندین ملودی از آن ها : (شب زنده داری) با ارکستر.


دومون هانری(DU_MONT_Henry)

(ویر – لوک نزدیک لی یژ 1610/ پاریس 8 مه 1684)

 

 در کودکی ، در کالج (مائستریش) خواننده ی کر بود.تحصیلات موسیقی خود را به احتمال در لی یژ به پایان رساند.از 1638 به بعد در پاریس اقامت گزید ، پس از مدتی نوازنده ی کلاوسون مجلسی (دوک آنریژ) و استاد و آهنگساز نمازخانه ی سلطنتی شد.در این دوره  با ساختن تعدادی مس و پلن شان شهرت بسیاری کسب کرد ، این آثار در تمام کشورهای کاتولیک مذهب اجرا شد.اما جالبترین بخش آثار او ، موتت هایش است.موتت هایی در 1 ، 2 ،3 صدا که دومون یکی از پیشوایان آن در فرانسه است و هم چنین موتت های بزرگ با کردوبل که سبک آن را تحول بسیار بخشید.

کارهای اصلی : 5 (مس سلطنتی در پلن شان موزیکال) ، 6 کتاب موتت ، (کانتیکا ساکرا) در 2 ، 3 و4 صدا ، آریاهایی در 4 بخش ، 3 کتاب مشتمل برموتت ، آواز ، قطعات تنظیم شده برای ارکستر و دیگر.آثار انتخابی : (مس سلطنتی) و (مس فرشتگان) (دوری) ، 3 موتت بزرگ (فرمو).


دوناتو بالداساره(DONATO_Baldassare)

( ؟ 1530/ ونیز 1603)

خواننده بود. دوناتو خود را مرید و پیرو راه (ویلرت) می دانست وبه احتمال شاگرداو بود.درتمام زندگی در خدمت کلیسای (سن مارکو) ی ونیز بود.در دوره ای که (ویلرت) کاپل مایستر سن مارکو بود ، دوناتو کانتور و رییس موسیقی شد و زمانی که (سیپرین دوروره) کاپل مایستر شد ، او مقام کاپل مایستر دوم را به خود اختصاص داد.سرانجام در1590 پس از مرگ (زارلبنو) کاپل مایستر این کلیسا شد. در1550 نخستین مجموعه هایش : (کتاب مکتب ناپل و برخی مادریـگالهای 4 صدایی) و (کتاب آوازهای روستـایی به روش ناپلی) به چاپ رسید و سبب به شهـرت رسیـدن اوشد. تم (آواز مرغ) از دومین کتاب را نوازندگان کلاوسن مانند(رامو) با اثری به نام (مرغ) و سپس (هایدن) با سنفونـی (مرغ) شماره ی 83 ، به عاریت گرفتند.دراین مجمـوعـه ها روش (ویـلرت) با انگـیـزه های ناپـلی ،نـزدیـک به  سبـک ایتالیایی  و بـا خطـی اصیـل از

 آثار دوناتو مـوسیقیـدان ونـیزی ، انطباق یافته است.

کارهای اصلی :(آوازهای روستایی به روش ناپلی در 4 صدا) ، مجموعه های متعدد از مادریگالهایی در 5،4 ،6 و 7 صدا ، یک مجوعه در موتت در 5، 6و8 صدا ، مادریگالهای بی شمار، پسوم و چندین موتت.

اثر انتخابی : (ویلانلا) (مادریگالیست پراگ).


دونانی ارنو(DOHNANYI_Erno)

( پوزونی (پره - بورگ) 27 ژوییه ی 1877/ نیویورک 11 فوریه ی 1960)

 نوازنده ی پیانو و رهبر ارکستر بود.شاگرد (کوئسلر) در بوداپست و (ا.دالبرت) در برلین.پس از اتمام تحصیلات ، استاد مدرسه ی عالی موسیقی برلین ، سپس رییس کنسرواتوار بوداپست و نیز رییس رادیوی مجارستان شد.دونانی در مقام یکی از بزرگترین استعدادهای زمان خود کنسرت های بسیاری در سراسر اروپا و آمریکا اجرا کرده است.در 1948 به دلایل سیاسی تصمیم گرفت مجارستان را ترک کند و به آرژانتین رود اما یکسال بعد سر از آمریکا درآورد.در آمریکا استاد کمپوزیسیون دانشگاه (تالاهاس) در فلوارید شد.باتورک و کدای که چهار پنج سال کوچکتر از دونانی بودند ، در ابتدای کار خود کمابیش زیر نفوذ او قرار گرفتند.اما بعدها دونانی که وفادار به هنر زیباشناسی برامس باقی مانده بود ، این دورا در ساخت هنری موسیقی اصیل مجارستانی دنبال نکرد.احساسات ملی گرایی رفته رفته در موسیـقی او تقـلیـل

یافت وتنها به چند اقتباس از موسیقی عامیانه بسنده کرد.

کارهای اصلی : 3 اپرا ، 1 باله ، یک مس ، 3 سنفونی ، سوییت سنفونیک هایی روی (آه ، شما را مادر خطاب کنم) ، 3 کوارتت زهی ، 2 کویینتت با پیانو ، قطعاتی برای پیانو و چندین ملودی.

اثر انتخابی : واریاسیون های روی (آه ، شما را مادر خطاب کنم) (کاتشن).


دونی اجیدیو روموآلدو(DUNI_EgidioRomoaldo)

(ماترا ، لوکانی 9 فوریه ی 1709/ پاریس 11 ژوئن 1775)

 

 درکنسرواتوار (سانتا ماریا دی لورتو) در ناپل شاگرد (دورانته) بود.نزدیک به دوسال (37-1738) برای به اجرا گذاشتن اپراهایش در انگلستان اقامت گزید.سپس کاپل مایستر (باری) و پس از آن کاپل مایستر دربار پارما شد.در 1757 اپرا کمیک (نقاشی که عاشق مدل خود شد) در پاریس با اقبال عمومی روبرو شد و او را یکی از برجسته ترین بانیان اپرا کمیک فرانسه گرداند.در 1761 مدیریت کمدی ایتالیا به او سپرده شد.

کارهای اصلی : 20 اپرا کمیک فرانسوی ، 14 اپرا یا اپرا بوف ایتالیایی ، یک اوورتور.


دونیزتی گائتانو(DONIZETTI_Gaetano)

(برگامو 29 نوامبر 1797/ برگامو 8 آوریل 1848)

 در (بولونیا) شاگرد پدر(مائتی) (استاد روسینی) بود.پس از موفقیت های نخست در مجامع موسیقی ایتالیا ، در 1827 به ناپل رفت و استاد مدرسه ی ابتدایی موسیقی شد.در آنجا به طور متوسط در سه سال اپرا به اجرا می گذاشت.در 1837 ناپل را ترک کرد و به پاریس رفت.از آنجا چندبار به ایتالیا سفر کرد و در 1842 در (بولونیا) برای نخستین بار (استابات ماتر) روسینی را به اجرا گذاشت ، چند بار نیز به وین رفت.آخرین سالهای او به سبب ابتلا به فلج و ناراحتی های روانی که سرانجام به بستری شدنش در 1846 در بیمارستان روانی (ایوری) منجر شد ، به سختی گذشت.در 1847 او را به برگامو بردند و در همانجا نیز درگذشت.سرعت باور نکردنی او در کار که بطور مثال یک بار چند اپرا و لیبرتو را ظرف پانزده روز ساخت ، و نیز فعالیـت فراوانـی که در مقام رهـبری آواز و کارگـردانـی نمایـش انجـام می داد ،  به وی

 فرصت نداد یک اثر متجانس بسازد.در آثار او بهترین و بدترین درکنار یکدیگر قرار دارند.ناهمگونی در هارمونی و سازبندی ، اغلب از جاذبه ی ملودی های زوال ناپذیر دونیزتی می کاهد.البته چند مورد نادر نیز در این میان وجود دارد.از آن ها: (البنیز دآمور) و (دون پاسکال) که معمولا به اشتباه این دو اپرابوف را روسینی نسبت می دهند.خصوصیت بارز اپراهای دونیزتی بر پایه ی پرستش آواز در حد کمال و جذابیت در استفاده از موسیقی آوازی است.

کارهای اصلی : 71 اپرا سریو و بوف ، مشهورترین آن ها : (آنابولنا) (میلان 1830 با همکاری (پاستا) و (روبینی)) ، (الیزیر دآمور) (میلان 1832) ، (لوکرسیا بورژیا) (اسکالا ؛ میلان 1833) ، (لوچا دی لامرمور) (سن کارلو ، ناپل ، 1835 با همکاری (دوپرز) و (پارسیانی)) ، (فووریت) (اپرای پاریس ، 1840) و (دون پاسکال) (تاتر ایتالیایی ، پاریس 1843) ، 115 ساخته ی مذهبی ، اوراتوریو ، سنفونی و موسیقی مجلسی.

آثار انتخابی : (الیزیر دآمور) (گدن ، مولنیاری پرادلی) ، (لوچا) (ساترلند ، بونینگ) ، (فاووریت) (سیمیوناتو، باستانینی) ، (دون پاسکال) (کرتز). 


دوورنی آنتوان(DAUVERGNE_Antoine)

(مولین 2 اکتبر 1713/ لیون 11 فوریه ی 1797)

 

    نوازنده ی ویلن ، رییس کنسرت مذهبی و اپرای پاریس و مباشر موسیقی پادشاه در 1764.در 1752 (اینترلود تاجرها) را ساخت که نخستین نمونه ی اپرا کمیک فرانسوی بود.

کارهای اصلی: تراژدی غنایی ، اپرا باله ، اینترلود و اپرا کمیک ، موتت ، 4 کنسرت سنفونیک و سونات هایی در تریو.

اثر انتخابی : 3 کنسرت سنفونیک (پایار).


دیابلی آنتون(DIABELLI_Anton)

(سالزبورگ 6 سپتامبر 1781/ وین 7 آوریل 1858)

 

  نوازنده پیانو و استاد پیانو و گیتار.مدتی شاگرد (میشائل هایدن) شد.آثار موسیقی مذهبی دیابلی در اتریش از شهرت بسزایی برخوردار است.ارزش آموزشی قطعات پیانویی او سبب انتشار وسیع آن در سراسر دنیا شده است.دیابلی بنیانگذار انتشارات (دیابلی و کمپانی) بود که نقش مهمی در تاریخ موسیقی ایفا کرده است.این تشکیلات آثار موتسارت ، هایدن و بویژه شوبرت را با انتشار کاتالوگی برحسب موضوع آثار آن ها به چاپ رساند.دنیای موسیقی بطور غیرمستقیم یکی از مهمترین آثار موسیقی به نام (واریاسیون هایی روی یک والس از دیابلی اپوس 120)  را که در 1821 به بتهوون سفارش داده شد ، مدیون او است.

کارهای اصلی : آثار بی شمار مشتمل بر مس ، موتت ، آریا، موسیقی برای تاتر و قطعات بی شمار برای پیانو.


دیپنبروک آلفونس(DIEPENBROCK_Alphons)

(آمستردام 2 سپتامبر 1862/ آمستردام 5 آوریل 1921)

 

دکتر ادبیات ، استاد زبان شناسی و در موسیقی خودآموخته بود.دیپنبروک تحت  تاثیر واگنر ، دوبوسی ، مالر (که بعدها با او دوست شد) و موسیقیدانان رنسانس بود.او و (واگنار) نخستین بانیان مکتب هلندی عصر حاضر به حساب می آیند.

کارهای اصلی : موسیقی صحنه از آن ها : (فاوست) اثر گوته و (الکترا) اثر سوفوکل ، مس (این دی فستو) تنور، کر و ارگ ، ته دوم برای تکنوازی ، کرو ارکستر، لید باهمراهی ارکستر و آثار آوازی بی شمار.


دیترس فون دیترسدورف کارل(DITTERS_VonDITTERSDORFKarl)

(وین 2 نوامبر 1739/ روتلوتا نزدیک نوف ، بوهم 14 اکتبر 1779)

 

  نوازنده ی ویلن ، شاگرد (زیگلر) و (بونو) در وین بود و به عنوان استعدادی جوان همراه (گلوک) سفرهایی به اطراف ایتالیا کرد.این سفرها برای او شهرت بسیار به همراه داشت.سپس موسیقیدان و (کاپل مایستر) در دربار چند پرنس شد و به ویژه دربار پرنس (استرهاوزی) و اسقف (برسلو) که به او لقب (شوالیه ی مهمیز طلا) را داد.

کارهای اصلی : آثار بی شمار در سبکی بی نظیر که نفوذ موسیقی ایتالیایی و عامیانه را به هم پیوند زده است ، 35 اپرا شامل اپرا بوف های ایتالیایی و (تاتر آوازی) آلمانی ، اوراتوریو ، مس ، حدود 140 سنفونی ، 22 کنسرتو برای سازهای گوناگون ، آثار بی شمار برای پیانو و موسیقی مجلسی.

آثار انتخابی : کوارتت زهی (کوارتت جدید دانمارک) سه کنسرتو (ویرون لاکرا  ، ردل).




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*