بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

موسیقی دانان جهان ر

رابو هانری(RABAUD_Henri)

(پاریس 10 نوامبر 1873/ پاریس 11 سپتامبر 1949)

 

 شاگرد (گدالگ) و (ماسه نه) برنده ی جایزه ی بزرگ رم در 1894 ، عضو انستیتو در چهل و پنج سالگی  ، رهبر ارکستر (اپرای پاریس) از 1908 تا 1918 و مدیرکنسرواتوار به جانشینی (گابریل فوره) از 1920 تا 1941 بود.رابو یکی از نخستین کسانی است که برای فیلم موسیقی ساخته است.

کارهای اصلی : 6 اپرا یا اپرا کمیک از آن ها : (ماروف) ، موسیقی صحنه و فیلم ، پرلود و توکاتا برای پیانو و ارکستر ، موسیقی مجلسی ، ملودیهای بسیار.


راخمانینف سرگئی(RACHMANINOV_Serge)

(اونگ – نوگرود اول آوریل 1873/ بورلی هیلز ، کالیفرنیا ، 28 مارس 1943)

 نوازنده ی پیانو بود.درکنسرواتوار مسکو شاگرد (سیلوتی) (پیانو) و (تانه یف) (کمپوزیسیون) شد.او نه جذب مکتب ملی گرایان که (بالاکیرف) پایه گذار آن بود ، شد و نه جلب دورنمای جدیدی که هنر استادش (تانه یف) پرده از آن برداشته بود ، بلکه همیشه برای چایکوفسکی ستایشی بی حد ابراز می داشت.در 1892 با یک مدال طلا کنسرواتوار را ترک کرد و برای دان کنسرت برای نخستین بار به سراسر روسیه سفر کرد.در همان سال (پنج قطعه برای پیانو اپوس 3) را که یکی از آن قطعات (پرلود در دو دیز مینور) مشهور بود ، به چاپ رساند و یکباره محبوبیت وسیعی کسب کرد.شکست (نخستین سنفونی) اش در 1897 او را دچار افسردگی شدید کرد و بیش از پیش نسبت به آهنگساز شدن خود تردید کرد اما دیری نپایید که محبوبیت (دومین کنسرتو) اش اعتماد او را از نو برانگیـخـت.در این زمـان دسـت به چنـدیـن سفـر موفقـیـت آمیـز بـه ویـژه بـه

 انگلسـتان (1909و1910) و ایالات متحد آمریـکا (1909) زد. در 1917 با شعـله ورشـدن آتش انقلاب تصـمیـم گرفـت روسـیه را تـرک کنـد.ابتـدا نزدیک به یک سال در اسکاندیناوی اقامت گزید سپس به تناوب در ایالات متحد آمریکا و سوییس (در کنار دریاچه ی لوسرن) زندگی کرد و کنسرت های متعددی دراین دوره قاره برگزار کرد.دو ماه پیش از مرگش شهروند آمریکایی شد.این نوازنده ی برجسته ی پیانو ، آهنگسازی بسیار قراردادی بود که نه به زمان خویش تعلق داشت و نه به مکتب معینی.موسیقی او با ساختی مستحکم و تحریری درخشان برای پیانو نوشته شده است امام غنای فراوان در دو اثر او ((دومین کنسرتو) و (پرلود در دو دیز مینور)) که با اقبال عمومی روبه رو شد ، تجلی بخش رمانتیسیمی از مد افتاده است.با وجودیکه (راخمانینف) هم دوره ی (فل ، اشمیت) ، شونبرگ و راول بود ، در برابر دستاوردهای موسیقی زمان خویش کاملا بی تفاوت ماند (دوبوسی یازده سال پیش از او به دنیا آمده بود).بسیار شگفت آور است که موسیقیدانی با چنین استعدادی توانسته باشد برای استفاده از یک انوانسیون ملودیک چنین بارور و الهامی چنین باعظمت ، خود را راضی به کهنه ترین فرمولها کند.

کارهای اصلی : 3 اپرا ، 4 کنسرتو پیانو ، آثار کرال ، 3 سنفونی ، (راپسودی روی تمی از پاگانینی) (پیانو و ارکستر) ، ساخته های بی شمار برای پیانوی تنها (2 سونات ، 24 پرلود ، 15 اتود تابلو) ، 75 ملودی که برخی بسیار زیبا هستند.

آثار انتخابی : (ویر) ها (کر اتحاد جماهیر شوروی) ، هر 4 کنسرتو (اشکنازی ، پروین) ، سنفونی های شماره های 2،1 و 3 (اسوتلانوف) ، (راپسودی روی تمی از پاگانینی) (کاتشن) ، پرلود (ریشتر).


راسه تر فیلیپ(ROSSETER_Philip)

( ؟ 1568/ لندن 5 مه 1623)

 

 نوازنده ی لوت که تقریباً هیچ چیز از زندگی او نمی دانیم مگر آنکه دوست صمیمی (ت.کامپیان) شاعر و آهنگساز بود.آریاهایش (آوازهایی با لوت) به دلیل سادگی و اصالتش بسیار با ارزشند.

کارهای اصلی : یک کتاب آریا (21 آریا توسط (کامپیان) و 21 آریا توسط راسه تر) ، یک مجموعه (درسهایی برای کنسرت) درسکستوئور.


راف یواخیم(RAFF_Joachim)

(لاشن ، سوییس ، 27 مه 1822/ فرانکفورت 25 ژوئن 1882)

 

 درزمینه ی موسیقی خود آموخته ای بسیار با فرهنگ بود.(مندلسون) و (لیست) او را به آهنگسازی تشویق کردند و به ویژه لیست برای موفقیت او در این رشته ، فداکارانه کوشید.(راف) از 1877 تا زمان مرگ کنسرواتوار فرانکفورت را رهبری کرد.

کارهای اصلی : چندین اپرا ، آثار بزرگ کرال ، 11 سنفونی که مشتمل بر زیباترین آثار او است ، چندین کنسرتو (2 تا برای ویلن ، یکی برای ویلنسل و یکی برای پیانو) ، 8 کوارتت زهی ، قطعاتی برای ویلن که مشهورترین آن (کاواتین) است و قطعات بی شماری برای پیانو.


رامو ژان فیلیپ(RAMEAU_Jean-philippe)

(دیژون سپتامبر 1683/ پاریس 12 سپتامبر 1764)

یکی از بزرگترین موسیقدانان فرانسوی و نظریه پردازی برجسته بود.پدرش در کلیسای (نوتردام) دیژون نوازنده ی ارگ و به احتمال نخستین استاد پدرش بود.با این حال از کودکی و نوباوگی ژان فیلیپ اطلاع چندانی در دست نیست.در مدرسه ی ژزوییت ها آنقدر شاگرد بدی بود که بنظر نمی رسید بتواند در رشته ی موسیقی تحصیل می کند.پدرش او را به ایتالیا فرستاد تا دانش خود را بهبود بخشد.اما ژان فلیپ به موسیقی ایتالیایی دل نبست و بزودی در مقام نوازنده ی ویلن یک گروه کمدی به فرانسه بازگشت.در 1702 نوازنده ی ارگ (آوینیون) و سپس نوازنده ی ارگ در (کلرمون فران) شد.از 1705 در پاریس مستقر شد و دو شغل کم اهمیت نوازندگی ارگ برای خود دست و پا کرد.با این حال به رغم انتشار (نخستین کتاب قطعاتی برای کلاوسن) در 1706 موفق نشد موقعیتی چشمگیر برای خود فراهم کند.دیگرباراز 1715 تا 1722

در (کلرمون فران) نوازنده ی ارگ شد.در طی این سالها بیشترین فعالیت خود راوقف کارهای نظری کرد ودرحاشیه ی آن آهنگسازی را چون فعالیتی تکمیلی ادامه داد.زمانی که در 1722 به پاریس بازگشت نردیک چهل سال داشت ، کسی او را نمی شناخت و چندان چیزی ننوشته بود.

چاپ (رساله ی هارمونی) اش در 1722 و (دومین کتاب کلاوسن) در 1724 توجه محافل موسیقی را برانگیخت و کم کم بهترین استاد موسیقی پایتخت شد ، تا جایی که تنها او در مقام نظریه پرداز و مدرسی برجسته از شهرت برخوردار شد.حدود 1730 با (لاپوپلینر) رییس امور مالیاتی کشور ملاقات کرد و مدیر موسیقی خصوصی شد ، و به لطف دوستی او با ولتر آشنا شد (که 4 لیبرتو به رامو داد) و نیز درهای (اپرای پاریس) روی (ایپولیت وآریسی) (1733) او باز شد.موسیقیدانان میانه رو و وفادار به اپراهای (لولی) علیه خشونت هارمونیک ، اهمیت ارکستر و ایتالیایی زدگی که در آثار رامو کشف کرده بودند ، واکنش نشان دادند.اما حسن اقبال عمومی به نفع او بود و طی سالهایی که پی آمد رامو از موفقیت خود اطمینان یافت.سالهایی که بزرگترین و پر ارزش ترین آثار او تولد یافت.(لزاند گلانت) (1735) ، (کاستورو پولوکس)  (1737) و (داردانوس) (1739).در   1745بدون برخورداری از روحیه ای دربار (آهنگساز خصوصی پادشاه) شد و به مناسبت ازدواج پسر ارشد پادشاخ در کاخ (ورسای) با شکوه فراوان (پرنسی از ناوار) را با همکاری ولتر به اجرا گذاشت.در این دوره ، رامو در اوج پیروزی بود و همین کافی بود که طرفداران (لولی) را ، اگر واقعا مبارزه ای میان طرفداران لولی و رامو وجود خارجی داشته باشد و تنها ساخته ی تخیل تاریخ نویسان موسیقی نبوده باشد ، از میدان خارج کند.

در 1752 تکاپوی (بوفون) او را به رغم میل باطنی اش به صحنه ی مبارزه کشید.رامو آماج حمله های طرفداران موسیقی ایتالیایی (که خود چند سال پیش از این به طرفداران از آن متهم شده بود) قرار گرفت.سخنگوی این گروه (گریم) و (روسو) زیر حمایت فرهنگستان بودند.اگر روسو و گریم عمیقا با موسیقی آشنا بودند ، متوجه می شدند حتی بی در نظر گرفتن درک علمی رامو در هارمونی نیز نمی توان غنا ، نبوغ ملودیک و سازبندی سحرآمیز آثار او را که تمام ریشه در موسیقی ایتالیایی داشت ، نادیده گرفت.به ویژه (خدمتکار کد بانو) اثری که به زعم آن ها بهترین نمنه نبوغ ایتالیایی بود ، نه تنها حتی بهترین کار (پرگولزی) نیست که در قیاس به پای (کاستور) یا (داردانوس) نمی رسد ، که آثار رامو در زمینه ی موسیقی ایتالیایی واجد ارزشهای بیشتری از کار آن ها است.این قضاوت ها گرچه حاصل تراوش اذهانی نه چندان کمال یافته در موسیقی ، ابراز می شد ، در صلابت رفتار او ، این عالم عالم موسیقی که خلق و خویش شباهتی بی اندازه با دوستش ولتر داشت ، تغییری نداد.با صداقتی بی نظیر و روشنفکرانه و استدلال محکم با نظریات حق به جانب روسو مواجه شد.به گونه ای که بی ارزشی اظهارات روسو و درشتی هایش در سفسطه ره روشنی آشکار شد.اما اشتباه رامو افشا نادرستی با ساده انگاری فصل مربوط به موسیقی در (دایرة المعارف) بود که نتیجه ی آن تشدید عداوت رقبایش شد.پانزده سال پس از مرگ رامو هنوز هیچیک از اپراهایش به رغم محبوبیت فراوان درفهرست رپرتوار وجود نداشتند و بخش بزرگ همین رقبا مسوول این مهم بودند.رامو از یک تیفوئید حاد که به مسمومیت خون انجامید در هشتاد و یک سالگی درگذشت.

رامو با وجود مقبولیت در میان بورژوازی جدید و به رغم رابطه ی نزدیک و صمیمانه اش با ولتر ، درگسر و دار سوء تفاهم جنون آسایی که با ترقی خواهان هم دوزه اش پیدا کرد و به گوشه ای از آن اشاره رفت ، موسیقیدان نوجو و پیشروی بود که ویژگی هایش از سوی بعضی ها شناخته نشد.اپراهایش (به ویژه آنهایی که میان 1733 و 1740 آفریده شدند) به رغم موضوعات و میزانس های قرار دادی که نوعی وابستگی به (شکوه ورسای) بود ، تجلی بخش نوگرایی در اپرای کلاسیک فرانسوی است.برخی دساوردهای ایتالیایی (آریا داکاپو ، ملودی های بزرگ ، بل کانتو و اهمیت ارکستر) در این آثار به خوبی نمایان است.هنر او چه از نظر ملودی و چه از جهت هارمونی بسیار جسورانه تر و متنوع تر از هنر (لولی) است.در آثار رامو قطعات توصیفی از هنری جدید ناشی می شود (نمونه ی آن : زمین لرزه در (لزاندگلانت)) اما به عکس موسیقی مذهبی او به روشی کاملا قراردادی اقتباسی است از سبک ایتالیایی.بنظر می رسد رامو به عکس پیشینیان خود ساختن برای کلیسا را اجبار جبری می دانسته.آثار تنظیم شده اش برای ارکستر بسیار جالب است به ویژه (قطعاتی برای کلاوسن درکنسرت) (کلاوسن ، یک ویلن یا فلوت و یک ویولا یا یک دومین ویلن).برای نخستین بار در آثاری در این نوع کلاوسن نه یک (کوننتینوئو) و نه یک ساز پولیفونیک آنطور که درآثار باخ است ، بلکه یک ساز تکنواز ماهرانه است (این قطعات پیش درآمد آثار هایدن و  موتسارت است).در آثار رامو فرم فرانسوی سوییت رقص به نفع فرمی شبیه به کنسرتوی ایتالیایی در سه موومان رها شده است .در ضمن رامو دست به ابتکارات دیگری نیز زده است: هارمونی : استفاده از روی اسلوب از هماهنگی های ناسازگار به کمک انطباق سوم ها و هماهنگی با ششمین ، چهارمین یا هفتمین افزایش ها.در آثار تنظیم شده برای ارکستر: ورود کلارینت در ارکستر(زرتشت  1749) نیز استفاده از زه  دوبل و پیستی کاتی در ارکستر.

در فرم: اهمیت به اوورتور در اپراها (که نشان از اوورتور برنامه ریزی شده توسط آهنگسازان رمانتیک دارد.) آثار نظری او بر پایه ی تبعیت از پدیده ی طبیعی طنین اشیاء صدادار است.او با شرکت در فرضیات فرهنگ نویسان که معتقد بودند هرآنچه به طبیعت بستگی دارد خوب است ، توجیه خوش آهنگی و اساس نظریه ی خود را در مورد (تولید هارمونی) یافت.در نظریات او بسیاری شروط قابل اعتراض وجود دارند (به ویژه در مبحث تعادل اکتاوها) اما این حسن را دارند که بر پایه ی اصول علمی و نه متافیزیکی بنا شده اند.در زمینه ی تعلیم و آموزش موسیقی هنوز مدیون نبوغ او هستیم ، نظریات او در این زمینه سبب شد تدریس هارمونی که تا آن دوره درگیر یک اختلال غیرقابل درک بود ، ساده شود.در ضمن (رامو) یکی از طرفداران پروپا قرص سیستم تقسیم اکتاوها به دوارده نیم صدای برابر بود.

کارهای اصلی : 32 اپرا (تراژدی ، غنایی ، کمدی باله ، اپرا کمیک) ، 5 موتت برای تکنوازی ، کر و ارکستر ، 7 کانتات پروفان ، 5 سری (قطعاتی برای کلاوسن در کنسرت) ، 62 قطعه برای کلاوسن ، حدود بیست نوشته ی نظری (که مهمترین آنها : (رساله ی هارمونی بر پایه ی اصول طبیعی آن) و (تولید هارمونی) هستند).

آثار انتخابی : (کاستور) (آرنونکور) ، (پالادین) ها (مالگوار) ، سوییت های (لزاند گلانت) و (داردانوس) (کولگیوم اوروم) ، (قطعاتی برای کلاوسن در کنسرت) (دریفوس ، لارده ، لامی) ، تمام قطعات برای کلاوسن (دریفوس).


رانگستروم تور(RANGSTROM_Ture)

(استکهلم 30 نوامبر 1884/ استکهلم 11مه 1947)

 

شاگرد (فایتسنر) در مونیخ اما در واقع در زمینه ی موسیقی خود آموخته بود.او (استریندبرگ) را استاد معنوی خود می دانست (نخستین سنفونی) خود را به یاد بود این نویسنده ی بزرگ به وی هدیه کرد).ایتدا زیر نفوذ امپرسیونیسم فرانسوی بود اما سپس سبکی کاملا شخصی رنگ آمیزی شده و نیز کاملا سوئدی ابداع کرد.

کارهای اصلی : 3 اپرا (از آنها : (کرونبرودن) با اقتباس از (استریندبرگ) ، 4 سنفونی ، چندین سوییت سنفونیک ، بیش از 200 ملودی بی نظیر.

اثرانتخابی : 4 ملودی (رسیتال ک.مییر).


راوستورن آلن(RAWSTHORNE_Alan)

(هاسلینگدن ، لانک شایر 2 مه 1905/ ؟ )

 

در بیست سالگی تحصیلات دندانپزشکی را برای ورود به کالج سلطنتی موسیقی منچستر، رها کرد.محبوبیتی سریع کسب کرد اما اساسا شهرت خود را مدیون کنسرتو پیانوهایش است که در سراسر دنیا اجرا شده اند.سبک بسیار شخصی او نوعی ابهام تونال بدون گذشتن از مرزهای هارمونی قراردادی را تحقق می بخشد.به همین دلیل موسیقی او بیشتر پانتونال یا آتونال است.

کارهای اصلی : اوراتوریوی (آواز بشر) ، موسیقی فیلم های بی شمار ، 3 سنفونی ، (سنفونیک استادیز) ها ، 2 کنسرتو برای پیانو ، 2 کنسرتو برای ویلن ، یک کنسرتو برای کلارینت ، یک سونات برای ویلن آلتو و پیانو ، یک سونات برای ویلنسل و پیانو ، چندین ملودی.


راول موریس(RAVEL_Maurice)

(سیبور ، باس پیرنه ، 7 مارس 1875/ پاریس 28 دسامبر 1937)

 

پسر (ژوزف راول) (1832-1908) مهندس و مخترع یک  موتور حرارتی بود.در اصل اهل (ات ساووآ) بودند ، اما پدرش تابع سویییس شد.(ژوزف راول) در ضمن یک موسیقیدان آماتور خوب بود که با (ماریا دلوارت) (1840 - 1917) از اهالی (باسک) ازدواج کرده بود.

سه ماه پس از تولد (موریس) خانواده اش در پاریس مستقر شدند.(موریس) از هفت سالگی تعلیم پیانو گرفت.در 1889 وارد کنسرواتوار پاریس شد و زیرنظر (ش. دوبریو) (پیانو) ، (پسار) (هارمونی) ، (گدالگ) (کنترپوان) و (فوره) (کمپوزیسیون) به تحصیل پرداخت.در 1901 از کنسرواتوار فارغ التحصیل شد.در همان سال دومین جایزه ی رم 1903 به عبث کوشید بزرگترین جایزه را از آن خود کند.هنگامیکه در 1905 تصمیم گرفت برای آخرین بار در کنکور رم شرکت کند ، غیرقابل انتخاب اعلام شد ،

خود نمی دانست به چه دلیل.با این حال  این کاندیدای شکست خورده ، پیش زا این تاریخ (پاوان برای یک شاهزاده خانم فقید اسپانیایی) ، (بازی آب) و (کوارتت زهی) را نوشته و به اجرا گذاشته بود! تصمیم هیات ژوری سبب شورش وبلوا شد و (رومن رولان) با نوشتن نامه ای زیبا و تند به رییس کنسرواتوار دراین مهم سهم خود را ایفا کرد.رییس کنسرواتوار (ت.دوبوآ) که از نظر اکثر منتقدین طرف دعوا قلمداد شده بود ناچار به استعفا شد.در همان سال (راول) ، (آینه ها) ، (سوناتین) و (انترو دوکسیون و آلگرو) را به پایان رساند.دو سال بعد در 1907 نخستین اجرای (داستانهای طبیعی) سبب یک مشاجره قلمی جدید شد و در پی آن شعار مسخره و لجوجانه ی (راول مقلد دوبوسی) متداول گشت ، اما راول مشهور شده بود... پس از این تاریخ در شرح حال او جز آفرینش آثارش به حوادث قابل ذکری برنمی خوریم.نقطه ی اوج نخستین بخش زندگی او (پیش از جنگ) اولین اجرای (دافینس و کلوئه 29) این اثر با ارزش توسط (باله ی روس دیاگیلف) (1912) بود.در این اجرا (نیژینسکی) و (کارساوینا) در نقش های اصلی ظاهر شدند و دکور از (باکست) بود.در طی جنگ به سبب ضعف بنیه تنها توانست در ترن تدارکات عهده دار وظایفی شود.پس از جنگ دوره ی جدیدی چه از نظر آثار و چه از نظر شخصیتش برای او آغاز شد.در (مونت فورلامری) یک خانه ی زیبا خرید که در 1920 برای آنکه دور از اجتماع باشد برای همیشه در آنجا اقامت گزید.دور و برش را تنها چند گربه ی سیامی ، چند دوست واقعی و یک کلکسیون بازی های مکانیکی ، گرفته بود.در همان سال با پذیرفتن (لژیون دونور) سرو صدای بسیاری در اطراف او به پا شد.با این حال شهرتش او را ملزم ساخت دست به سفرهای بی شماری به ویژه در 1928 به ایالات متحد آمریکا ، در 1922، 1928 و 1929 به انگلستان واز 1932 به بعد به بسیاری کشورهای اروپایی برای اجرای (کنسرتو در سل) با (مارگریت لون) زند.آخرین اثر او سه آواز (دن کیشوت به دولسینه) سفارش برای فیلمی با شرکت (شالیاپین) در نقش اصلی بود.قرار داد آن در شرایطی که چند و چون آن هرگز روشن نشد ، فسخ شدوراول کمپانی تهیه ی فیمل را که موسیقی را به (ژاک ایبره) داده بود تحت تعقیب قرار دارد.در 1932 قربانی یک تصادف تاکسی شد.نتایج جراحات بلافاصله آشکار نشد اما پس از مدتی دچار ناراحتی های بیانی ، عضلانی و روانی شد ، روز به روز حافظه اش را بیشتر از دست می داد و با اینکه قدرت درک او دست نخورده باقی مانده بود ، نتوانست به کار کردن ادامه دهد.به علت بحرانی شدن بیماریش ، پروفسور (ونسان) دست به یک عمل جراحی زد اما راول هشت روز بعد بی آنکه از حالت اغما خارج شود ، درگذشت.

کارهای اصلی : تاتر:(ساعات اسپانیایی) کمدی موزیکال (اپرا کمیک 1911) ، (کودک و افسون ها) فانتزی غنایی (مونت کارلو 1925) ، 4 باله ، (آدلایید یا زبان گلها) ، (دافینس و کلوئه) ، (نه نه اوآ) (تنظیم شده برای پیانو با چهار دست ) ، (والس).ارکستر: تنظیم برای ارکستر آثار پیانویی ، (دافینس و کلوئه) ، (والس) ،  (راپسودی اسپانیایی) ، (بولرو) ، 2 کنسرتو پیانو و (شهرزاد) (آواز و ارکستر).تنظیم بری ارکستر (تابلوهای یک نمایشگاه اثر موسورگسکی) .موسیقی مجلسی : کوارتت زهی (انترو دوکسیون و آلگرو) (هارپ ، فلوت ، کلارینت و کوارتت زهی) ، تریو با پیانو ، سونات برای ویلن و ویلنسل ، سونات برای ویلن وپیانو ، (کولی) برای ویلن و پیانو ، (لالایی به نام فوره) برای ویلن و پیانو .پیانو :(پاوان برای یک شاهزاده خانم فقید اسپانیایی) ، (بازی آب) ، (سوناتین) ، (آینه ها) ، (گاسپار شب) ، (والس های اصیل و احساساتی) ، (آرامگاه کوپرن) ، (نه نه اوآ) (4 دست) و دو کنسرتو.آوازها : 3 آواز برای کر آکاپلا ، (شهرزاد) (آواز و ارکستر) ، (3 شعر از مالارمه) (پیانو ، 2 فلوت ، 2 کلاریینت و کوارتت زهی) ، (آوازهای مادکاس) (فلوت ، ویلنسل وپیانو) ، (داستانهای طبیعی) ، (5 ملودی عامیانه یونانی) ، (دون کیشوت به دولسینه).

راول با نخستین کوشش ها در آهنگسازی روش بسیار شخصی خود را با ترکیبی از نفوذ  اساتید مورد علاقه اش چون : (لیست) ، (شابریه) ، (ساتی) ، آهنگسازان روسی و (فوره) آشکار کرد.

دور و بر راول را هاله ای از دو تفکر اشتباه گرفته بود: نخستین آنکه (راول رقیب دوبوسی) است و در شمن به سبک دوبوسی کار می کند! راول نیز جون موسیقیدانان بزرک هم عصر خویش بی شک شیفته ی دورنماهای بی پایان که آزادانه در هنر دوبوسی تجلی یافته بود ، شده بود.او بعدها اظهار داشت : (نخستین باری که بعد از ظهر یک دیو را شنیدم فهمیدم موسیقی یعنی چه).با این حال شک نستب که دوبوسی در آثاری چون (تصاویر) ، (پرلودها) و (اتودها)(05-1915) زیر نفوذ مصنف (بازی آب) ، (آینه ها) و (گاسپار شب) (01- 1908) بوده است.این دو موسیقیدان بزرگ ،مسلط بر عصر خویش نمی توانستند یکدیگر را نادیده گیرند ، راول طرفدار دوبوسی و دوبوسی طرفدار راول است.دوبوسی این امتیاز را داشت که سیزه سال زودتر به دنیا آمده بود اما شخصیت راول به نوعی زودرس خود را نشان داد.اگر هیچ علت قطعی وجود نداشته باشد که یکی از این دو موسیقیدانان برتر از دیگری است پس این نظریه که موسیقیدان جوانتر، رقیب موسیقیدان برزگتر است ، مفهوم پیدا نمیکند.اختلافات عقیده در نوشتار و درک از زیبایی ، کلاسیسیسم ، آکاهی و دقت  ، نشانه های بارز هنر راول در برابر دوبوسی است.به عکس  نظریه ی برخی منتقدین بیشتر یک حساسیت  لطیف و ناشی از حیا است تا هماهنگی ناموزون ی ها در صدا که این دو آهنگسازبزرگ  را نمایندگان برجسته ی موسیقی فرانسوی می کند.با شنیدن آثار این دو آهنگساز شنونده وسوسه می شوند ، مشروع ترین میراث هنر(کوپرن) و (رامو) را درآن ها بیابد.  

دومین نظریه ی  اشتباه که برخی تاریخ نویسان را بشدت تغذ یه کرده است درارتباط با این حساسیت مطبوع راولی است که تنها در تخیل برخی دوستانش وجود داشت : (او یک دستگاه مکانیکی به جای قلب دارد و حشرات را به زنان ترجیح می دهد!) اما فراموش می کنند اضافه کنند که او عاشق کودکان بود و خود را متعلق  به آنان می دانست (آیا اگر قلب نمی داشت می توانست تا این حد به کودکان عشق ورزد؟) رائل با تاثیری بی حد درباره ی گربه ها سخن می گفت ، او هنر روح دادن به اشیاء را میدانست.وحشت از نگارش شرح حال خود و شرم از احساسات غلبه یافته اش ، طنز راول را تقویت کرد.او حساسیت هایش را با نقاب بی تفاوتی می پوشاند و این نکته در آثار او به خوبی مشاهدی می شود: شخصیت (مارتین صیاد) در(داستانهای طبیعی) ، حالت چوبه ی دار در (گاسپار شب) ، پرنده ی غمگین در (آینه ها) و برخی بخش های (نه نه اوآ) و (کودک و افسونگری ها).چطور می توان از تظاهرات پرشور یا احساسات شدید در (دافینس و کلوئه) ، (کنسرتو برای دست چپ) و (والس) چشم پوشید؟ همه می دانند که راول بی شک چیره دست ترین تنظیم کننده ی ارکستر درتاریخ موسیقی بوده است ، با این حال رسیدن او به کمال در این صنعت ، صنعتی که سبب خلاقه شدن احساسات می شود ، به کفایت در مقام یکی از نقاط اوج نبوغ او باز شناخته نشده است .اغلب ترجیج داده می شد در او نشانه هایی از ناتوانی و بی حرکتی شخصی زودرنج مشاهده می کنند.اگر آزادی ، اصالت دوبوسی ، خشونت ، اصالت راول است.

آثار انتخابی : (کودک و افسونگری ها) (مازل) ، (دافینس و کلوئه) (مونش) ، (نه نه اوآ) و (راپسودی اسپانیایی) (اینگل برشت) ، (بازی آب) ، (گاسپار شب) ، (سوناتین) (ن.لی) ، (آینه ها) ، (والس ها) (ن.لی)  ، 2 کنسرتو (واین برگ) ، (آوازهای مادکاس) ، (دون کیشوت) (سوزی) ، کوارتت (لونگوت).


راونسکرافت توماس(RAVENSCROFT_Thomas)

(حدود 1590/ حدود 1633)

 

 نظریه پرداز بود.در کلیسای جامع (سن پل) در لندن خواننده ی کر و در (کریستس هاسپیتال) استاد موسیقی شد.او یکی از نمایندگان برجسته ی موسیقی آوازی در عامیانه ترین فرم ها در عصر الیزابتی بود (که مشابه ایتالیایی این نوع موسیقی (فروتولا)).

کارهای اصلی : 48 پسوم و بیش از 150 قطعه ی پروفان  از 3 تا 10 صدا و یک رساله ی با ارزش.


رایر ارنست(REYER_Ernest)

لویی اتین ری (مارسی اول دسامبر 1823/ لولاواندو 15 ژانویه ی 1909)

 

 منتقد.به استثنا مدت کوتاهی تحصیل در یک کنسرواتوار خصوصی در مارسی ، در موسیقی خودآموخته بود .زمانیکه در الجزایر ماموریت داشت ، نخستین اثر با ارزش خود ، یک مس را به مناسبت ورود (دوک اومال) نوشت.در 1850 با یک اد سنفونیک به نام (لوسلام) ، که برلیوز آنرا بسیار ستود ، برای نخستین بار اثری از رایر اجرا شد.اثر با ارزش او (سیگور) در 1884 تصنیف شد.رایر در این ساخته به نحوی ماهرانه از افسانه (نیبلونگن) ، چند سال پس از تترالوژی واگنر ،  استفاده کرد.در این اثر تاثیر برلیوز و به ویژه واگنر، به خصوص در تکنیک رهبری بسیار آشکار است.در 1876 عضو انستیتو شد.

کارهای اصلی : 6 اپرا از آن ها :(سیگور) و (سالامبو) ، آثار مذهبی ، چندین ملودی و مقالات انتقادی با ارزش زیرعنوان (یادداشت های موسیقی) (1875).


رایشا آنتونین(REICHA_Antonin)

(پراگ 26 فوریه ی 1770/ پاریس 28 مه 1836)

 

درموسیقی خودآموخته بود ، ابتدا در ارکستر(ماکزیمیلیام) اتریش فلوت می نواخت ، سپس به (بن)  رفت و با بتهوون دوست شد.از 1794 تا 1799 کوشید در هامبورگ درمقام آهنگساز مستقر شود.اط 1799 تا 1802 در پاریس و از 1802 تا 1808 در وین اقامت گزید و با (هایدن) ، (بتهوون) و (سالییری) مراوده داشت.سرانجام از 1808 در پاریس مستقر شد.در 1818 استاد کنسرواتوار پاریس شد و در 1829 تابع فرانسه و جانشین (بوالدیو) در انستیتو شد.نحوه ی تدریس رایشا ، شاگردان بسیاری چون (برلیوز) ، (لیست) و (گونو) را گرد او آورد.

کارهای اصلی : 6 اپرا ، سنفونی ، 26 کویینتت بادی ، 6 کوینتت زهی ، 20 کوارتت زهی ، 36 فوگ برای پیانو و  چندین اثر با ارزش آموزشی.

آثار انتخابی : 2 کویینتت بادی (کویینتت بادی فرانسه) ، (فوگ هایی برای پیانو) (سیکورا).


رایشارت یوهان فردریش(REICHARDT_JohannFriedrich)

(کوینگسبورگ 25نوامبر 1752/ گایبیشن اشتاین نزدیک هال 27 ژوئن 1814)

 

پس از تحصیل در رشته های گوناگون اما به شکلی بی نظم ، و پس از تماس مستقیم با پادشاه ، مقامی را که آرزو داشت یعنی کاپل مایستری دربار(فردریک کبیر) و آهنگسازی برای دربار را به دست آورد.رایشارت فعالیتی جدی در زمینه ی آهنگسازی ، رهبری ارکستر ، تنظیم ارکستر ، منتقد ، ویراستار و دیگر... را آغاز کرد.طرفداریش ازانقلاب فرانسه در 1794  سبب شد از مشاغل خود برکنار شود.در 1808 کاپل مایستر (ژروم بوناپارت) پادشاه (وستفالی) در (کاسل) شد.

کارهای اصلی : 25 اپرا ، چندین کانتات ، لیدهای بی شمار ، چندین سنفونی و موسیقی مجلسی.


راینکن یوهان آدام(REINKEN_JohannAdam)

(ویلشوزن ، آلزاس 27 آوریل 1623/ هامبورگ 24 نوامبر 1722)

 

 نوازنده ی ارگ کلیسای (سنت کاترین) درهامبورگ بود.نوازنده ی چیره دست و بدیهه نوازی فوق العاده که می تواند در ردیف بهترین نمایندگان مکتب ارگ نوازان آلمان شمالی قرن هفدهم (اگر (بوکستهوده) را استثنا کنیم) قرار گیرد.باخ چندین بار از (لونبرگ) (1700و1703) و (کوتن) (1720) برای شنیدن موسیقی او ، آمد.او را درکنار بوکستهوده  در (کلیسای مارین) در (لوبک) به خاک سپردند.

کارهای اصلی : آثار کمی از او به دست آمده است: چند قطعه برای ارگ یا کلاوسن (مشتمل بر واریاسیون ، توکاتا ، فوگ و کرال ووراشپیله) و (هورتوس موزیکوس) (سوییت برای 2 ویلن ، ویولای گامبا و باس).


ربل ژان فری(REBEL_Jean-Fery)

(پاریس آوریل 1661/ پاریس 2 ژانویه ی 1747)

 

نوازنده ی کلاوسن و ویلن بود.شاگرد پدرش که خواننده ی دربار بود و (لولی) شد.ابتدا نوازندهی کلاوسن و سپس رهبر ارکستر در (اپرای پاریس) ، عضو(24 ویلن) و(آهنگساز خصوصی پادشاه) شد.خواهرش (آن) با (دولالاند) در 1684 ازدواج کرد.ربل پس از (کوپرن) یکی از نخستین مصنفین سونات فرانسوی بود.

کارهای اصلی : اپرای (اولیس) ، (6 درس ظلمات) (بادلالاند) ، (سنفونی های رقصی) ، 2 مجموعه از سونات های تنظیم شده برای ارکستر.


رزون آندره(RAISON_Andre)

( ؟ / پاریس 1719)

 

نوازنده ی ارگ صومعه ی (سنت ژنویو) و به احتمال شاگرد (تیتولوز) بود.آثار او که چندان شناخته شده نیست ، او را در میان بزرگترین نوازندگان ارگ و آهنگسازان زمان خود قرار می دهد.

کارهای اصلی : 2 کتاب ارگ (مشتمل بر 5 مس ، یک مانییفیکا ، چندین نوئل گوناگون).


رسپیگی اوتورینو(RESPICHI_Ottorino)

(بولونیا 9 ژوییه ی 1879/ رم 18 آوریل 1936)

 در مدرسه ی موسیقی بولونیا شاگرد (سارتی) (ویلن و ویلن آلتو) و (مارتوچی) (کمپوزیسیون) ، سپس در سن پترزبورگ شاگرد (ریمسکی کورساکف) بود.در آنجا مدتی نیز نوازنده ی ویلن آلتو در اپرا شد.در برلین از راهنمایی های (ماکس باخ) استفاده کرد اما با این پیشنهاد که شاگرد او شو ، مخالفت کرد.دلیل این مخالفت بنظر می رسد عدم هماهنگی سلیقه ای بوده باشد.در 1913 استاد آکادمی (سانتا کائچیلیا) شد و دو سال از 1923 تا 1925 این کنسرواتوار را اداره کرد.رسپیگی از نسل موسیقیدانان ایتالیایی (آلفانو ، کاسلا ،  مالیپیرو، پیزتی) بود که خسته از افراط در (وریسم) در جستجوی احیا دیگر بار سنی موسیقی کشورش (موسیقی تنظیم شده برای ارکستر) بود.دو اثری که به ویژه به لطف توسکانینی ، سبب شهرت او درتمام دنیا شد: (چشمه ی رم) و (کاجهای رم) کمال و حساسیت او در ارکستراسیون را به نحواحسن نشان داده است.رسپیگی دراین اثر زیر نفوذ (ریمسکی کورساکف) ، (اشتراوس) و امپرسیونیست ها فرانسوی بود.او به رغم قریحه ی رمانتیکش یک نیوکلاسیک است.

کارهای اصلی: 9 اپرا از آن ها :(زیبای خفته) برای تاتر عروسکی ، 3 باله از آن ها:(دکان عجیب) با اقتباس از روسینی ، قطعات بزرگ سنفونیک ، (کنسرتوگرگورین) برای ویلن ، (کنسرتو میکسولیدین) برای پیانو ، موسیقی مجلسی ، ملودی های بی شمار با پیانو و با ارکستر و سرانجام بازسازی آثار کلاسیک ایتالیا.

آثار انتخابی : (چشمه ی رم) ، (کاجهای رم) (دوراتی) ، (رقص ها و آریاهی قدیمی) (تولدرا) ، (دکان عجیب) (سولتی).


رگر ماکس(REGER_Max)

(براندباویر 19 مارس 1873/ لایپزیگ 11مه 1916)

والدینش به او موسیقی را طبق نظریات و قواعد ارائه شده توسط (هـ.رایمان) آموختند و پیشرفت او چنان بود که در سیزده سالگی نوازنده ی ارگ در کلیسای کاتولیک (وایدن) شد.از 1890 ا 1895 شاگرد (رایمان) شد و او را تا (ویسبادن) دنبال کرد.درهمانجا خود نیز به تدریس پرداخت.از 1904 تا 1906 استاد کنسرواتوار مونیخ شد و از 1907 تا 1916 استاد کنسرواتوار لاپیزیگ.او از یک حمله ی قلبی در چهل و سه سالگی درگذشت و آثار فراوانی که بهترین و بدترین در کنار هم قرار دارند به جای گذاشت.در مقیاس وسیعی رگر سنت نیو کلاسیک برامس را جاودانی کرد و به گروه موسیقیدانان جسوری که تحول میان آخرین موسیقیدانان رمانتیک و هیندمت را واقعیت بخشیدند نیز تعلق داشت.رگر لایق آن بود که به منابع زوال ناپذیر کرال به سبک لوتر و آوازهای عامیانه ، در دوره ای که دنیای موسیقی آلمانی شیفته ی موسیقی های عظیم واگنری شده بود بازگردد.

کارهای اصلی : آثار متعـدد کـرال ، ساکـره و پروفـان (از آن ها:رکوییم و (پسوم سی)) ، حدود280 لید ، چندین پوئم سنفونیک ، یک کنسرتو برای ویلن ، یک کنسرتو برای پیانو، 6 کوارتت زهی ، 7 سونات برای ویلن و پیانو ، 11 سونات برای ویلن تنها ، 4 سونات برای ویلنسل و پیانو ، قطعات بی شمار برای ارگ و پیانو.

اثر انتخابی : (واریاسیون و فوگ روی تمی از موتسارت) برای ارکستر (بوهم).


روبینشتاین ، آنتون گریگوریوویچ()

(ولهینیا 28 نوامبر 1829/ سن پترزبورگ 20 نوامبر 1894)

 

 نوازنده چیره دست پیانو.به سراسر اروپا و آمریکا سفر کرد و تنها رقیب لیست در نوازندگی بود.در ده سالگی ، هنگام تحصیل در پاریس ، از راهنمایی های لیست سود جست.مدیر موسیقی سلطنتی شد و با حمایت دوشس بزرگ (هلن) در 1862 کنسرواتوار سن پترزبورگ و در 1867 کنسرواتوار (مسکو) را بنا نهاد.برادرش (نیکولا) (1835-1881) نیز نوازنده ی پیانو و رهبری برجسته بود.

کارهای اصلی : 19 اپرا و اوراتوریوی دراماتیک از آن ها : (شیطان) ، کرها ، 2 کانتات ، 6 سنفونی ، 5 کنسرتو پیانو ، 4 سونات ، 10 کوارتت زهی ، بیش از 100 ملودی.


روپارتز گی(ROPARTZ_Guy)

(گویینگامپ 15 ژوئن 1864/ لاندو ، کوت دونور 22 نوامبر 1955)

 

 شاگرد (دوبوا) و (ماسه نه) در کنسرواتوار پاریس ، سپس (س.فرانک) که نفوذ بسیار بر او نهاد.از 1894 تا 1919 کنسرواتوار نانسی را رهبری کرد و از 1919 تا 1929 کنسرواتوار استرازبورگ را پیش از آن که به طور دایم در برتون اقامت گزیند.در آثار مهمش ، منابع اصلی الهام او همین سرزمین برتون بود که روپارتز بهتر از هرکس آن را توصیف کرده است.از 1949 به بعد عضو انستیتوشد.

کارهای اصلی : یک درام موزیکال ، (سرزمین) ، موسیقی صحنه ، 3 باله ، موسیقی مذهبی ، (مس ، موتت ، پسوم و یک رکوییم) ، حدود 40 ملودی ، 5 سنفونی ، چندین پوئم  سنفونیک روی موضوعات  برتون ، تعدادی موسیقی مجلسی (از آن ها : 6 کوارتت و 3 سونات برای ویلن و پیانو) ، قطعاتی برای ارگ.


رودریگو خواکین(RODRIGO_Joaquin)

(ساگونتو ، والنسیا 22 نوامبر 1902/ ؟ )

 

 سه سالگی نابینا شد.تحصیلات خود را در (والنسیا) و سپس در پاریس زیر نظر (دوکا) ، (امانوئل) و (پیرو) به پایان رساند.از 1927 تا 1936 در پاریس زندگی کرد و از آن جا به سفرهای متعددی به سراسر اروپا زد.او در دانشگاه (مادرید) استاد تاریخ موسیقی است.

کارهای اصلی : (غیبت دولسینه) برای باریتون ، کر زنان و ارکستر ، ملودی های اسپانیایی ، چند قطعه ی سنفونیک ، کنسرتو برای پیانو ، کنسرتو برای ویلن ، کنسرتو برای ویلنسل ، کنسرتو (آران خوئز) برای گیتار ، قطعاتی برای گیتار.

آثار انتخابی : (غیبت دولسینه) و (کنسرتوآران خوئز) (آلونسو).


روره سیپرین دو(RORE_Cyprien_de)

(مالین 1516/ پارما 1565)

 

تحصیلات خود را در (آنور) آغاز کرد.سپس میان سالهای 1535 و 1540 به ونیز رفت.در آن جا زیر نظر (ویلرت) خواننده شد.به تشویق (ویلرت) یکی از بزرگترین هواداران پولیفونی شد.به نظر می رسد (روره) به استثنا دو سفر به (آنور) تمام عمر خود را در ایتالیا گذرانده باشد.از 1547 تا 1559 کاپل مایستر دربار فراره ، از 1560 تا 1565 کاپل مایستر دربار پارما و از 1563 تا 1564 به جانشینی (ویلرت) کاپل مایستر (کلیسای سن مارکو) در ونیز شد.نخستین سازندگان مادریگال ، همه مریدان معنوی (روره) بودند و(روره) در این راه احیا کننده واقعی مادریگال ایتالیایی است.مقام او در زمان خود ، به قدر امروز که به عنوان مبتکری نابغه قضاوت شده است ، مورد ارزیابی قرار نگرفت.

کارهای اصلی : 2 پاسیون ، مس (دولس ممویر) ، موتت های بی شمار، مادریگالهایی در 4 و 5 صدا.


روزنبرگ هیلدینگ(ROSENBERG_Hilding)

(اسکنه 21 ژوئن 1892/ ؟ )

 

 دراستکهلم از (البرگ) و (اشتاین هامر) کمپوزیسیون را فرا گرفت.تحصیلات خود را در (درسدن) ، (برلین) ، (وین) و پاریس به اتمام رساند.سالیان دراز رهبر ارکستر تاتر سلطنتی استکلهم بود.این موسیقیدان سنتی با تصنیف آثاری برجسته ، نفوذ بر شاگردان بسیار و نیز فعالیت به نفع اساتید قدیمی سوئد ، به ویژه (رومان) در تاریخ موسیقی کشورش مکانی درجه اول کسب کرد.استعداد او که بر پایه ی دانش وسیعی استوار بود ، از درون مایه های کتب کلاسیسیسم بهره می گرفت.

کارهای اصلی : 9 اپرا ، اوراتویی به شکل (تترالوژی) (یا سه بخشی) ، 2 باله ، اوورتور ، 6 سنفونی از آن ها : شماره ی 4 ، چندین کنسرتو برای سازهای گوناگون چون ویلن ، ترومپت ، ویلنسل ، ویلن آلتو ، 8 کوارتت زهی ، یک سوییت برای ویلن و پیانو ، 4 سونات برای پیانو ، چندین ملودی.


روزنتال مانوئل(ROSENTHAL_Manuel)

(پاریس 18 ژوئن 1904/ ؟ )

 

رهبر ارکستر ، شاگرد (بوشیری) ، (اوره) و (راول) بود.از 1935 تا 1939 معاون رهبر ارکستر ، سپس از 1944 تا 1947 رهبر ارکستر ملی و از 1949 تا 1951 رهبر ارکستر(سیاتل) شد.

کارهای اصلی : مس ، (کانتات تولد) ، اوراتوریو (سن فرانسوا داسیز) ، 2 اسرا بوف ، ساخته هاس سنفونیک.

اثر انتخابی : (افن باخیانیا) (روزنتال).


روزن مولر یوهان(ROSENMULLER_Johann)

(السنینس ، وگتلاند حدود 1620/ ولفن بوتل 11 سپتامبر 1684)

 

  پس از اتمام تحصیلاتش در دانشگاه لایپزیگ ، معاون (ت.میکائیل) کانتور کلیسای (سن توماس) شد تا در آینده خود جانشین (میکائیل) شود.اما در 1655 به اتهام رعایت نکردن اخلاق عمومی به زندان افتاد.وی موفق به فرار شد و ابتدا به هامبورگ و سپس به ونیز پناه برد.در آن جا سالیان دراز اقامت کرد.در میان شاگردانش می توان از (ی.ف.گریگر) نام بردودر 1674 دوک (برانشوایگ) او را در مقام کاپل مایستر به خدمت گرفت.

کارهای اصلی : کانتات متعدد ، یک مجموعه مشتمل بر 40 موتت از 3 تا 7 صدا با همراهی سازهای گوناگون ، سوییت های رقص تنظیم شده برای ارکستر ، سونات هایی از 2 تا 5 صدا.

اثر انتخابی : سونات برای 2 ویلن و باس (اسپیکت).


روسل آلبرت(ROUSSEL_Albert)

(تورکوان ، شمال ، 5 آوریل 1869/ روایان 23 اوت 1937)

در موسیقی از استعدادی شگفت آور برخوردار بود.پیانو را به خوبی فرا گرفت ، با این حال همیشه رویای دریانوردی را در سر می پروراند.در 1887 د رمدرسه ی دریانوردی پذیرفته شد.ابتدا به (بوردا) در (برست) و سپس به (داکار) و (اسکندریه) رفت.سرانجام از خاور دور سر درآورد.پس از تحصیل مقدماتی کمپوزیسیون زیر نظر (ی.کوسزول) ، مدیر کنسرواتوار (روبکس) ، با جدیت به تحصیل موسیقی پرداخت.در 1894 از شغل دریانوردی دست کشید ، در پاریس اقامت گزید و با (ا.ژیگو) روی ارگ ، هارمونی ، کنترپوان و فوگ کار کرد.از 1898 تا 1905 در (شولا) و زیر نظر (ونسان دندی) کمپوزیسیون آموخت.سپس خود نیز استاد کنترپوان در (شولا) شد و دوازده سال از 1902 تا 1914 در آنجا تدریس کرد.از میان شاگردانش می توان از (لوفلم) ، (رولان مانوئل) و (مارتینو) نام برد.نخستین آثار مهم روسل یک (تریو با پیانو)و(رستاخیز) برای ارکستر در 1902 و 1903 ساخته

شدند.در 1908 به کامبوج و هندوستان رفت و موسیقی آن نواحی را به سوقات آورد.از این پـس زندگی روسل وقف آهنگسـازی شد.تـنا به سبـب جنـگ در فعـالیـت او فاصله افتاد ، در ضمن در 1930 نیز به ایالات متحد آمریکا سفر کرد.روسل خصوصیات استثنایی داشت ، در موسیقی او اعتدال و ارزش های معنویش به خوبی مشاهده می شود.سبک کار او مجموعی از کیفیات سلیقه ای ، واقع بینی و عظمت است.در نخستین بخش آثارش (از آن ها : (ضیافت عنکبوت) و (احضار)) تاثیر فرانک از ورای (دندی) و (دوبوسی) در کنار سلیقه ای شخصی از فرم های کلاسیک و حساسیت فوق العاده به چشم می خورد.روسل به این ترتیب خود را در حاشیه ی امپرسیونیسم نگاه داشت و پس از جنگ تمام اصالت نبوغ خود را بروز داد.سنفونی های 4،3،2 ، (سوییت در فا) و (باکوس و آریان) نمونه های موجزتر از این خصوصیات هنری بودند.در آثار او تخیلی بسیار فانتزی همواره در چارچوب فرم های کلاسیک قرار می گیرد.

کارهای اصلی : تاتر: (ضیافت عنکبوت) ، (باکوس و آریان) ، (آنئاس).باله ها :(پادماواتی) ، اپرا باله ، اپرای (تولد غنا) ، اپرا بوف (وصیت نامه ی عمه کارولین) ، موسیقی صحنه ، موسیقی آوازی : (احضار) برای تکنوازی ، کر و ارکستر ، (پسوم 130) برای تنور ، کر و ارکستر ، کرهای آکاپلا ، 40 ملودی.ارکستر : 4 سنفونی ، (سوییت در فا) ، (سینفونیتا) برای سازهای زهی ، کنسرتو پیانو ، کنسرتینوی ویلنسل.موسیقی مجلسی : (تریو با پیانو) ، (تریو زهی) ، کوارتت زهی ، 2 سونات برای ویلن و پیانو ، قطعاتی برای فلوت ، قطعاتی برای پیانو از آن ها : (سوییت اپوس 14) و (سوناتین).

آثار انتخابی : (باکوس و آریان) (مونش) ، (ضیافت عنکبوت) (آنسرمه) ، سنفونی های 3و4 (مونش) ، (سرناد اپوس 30) و (سینفونیتا) (ریستنپارت).


روسلر فرانتس آنتون(ROESSLER_FranzAnton)

فرانسچکو آنتونیو روستی (ایتومریس 1750 ؟ / اودویگسلوست 30 ژوئن 1792)

 

  نوازنده ی کنترباس ، کاپل مایستر کنت (اتینگن والرشتاین) و سپس کاپل مایستر دوک (مکلنبورگ - شورین) شد.(رکوییم) او در 1792 به یاد بود موتسارت در پراگ اجرا شد.

کارهای اصلی : تعدادی اپرا ، 2 اوراتوریو ، یک (رکوییم) ، 24 سنفونی ، چندین کنسرتو پیانو.


روسو ژان ژاک(ROUSSEAU_Jean-Jacques)

(ژنو 28 ژوئن 1712/ ارمانوویل 2 ژوییه ی 1778)

 

روسو در زمینه ی موسیقی تنها یک سازنده ی متوسط هارمونی بود ، شاید به این دلیل که تحصیلات موسیقی این نویسنده ی برجسته بسیار ابتدایی بود.با این حال بر موسیقی فرانسه تاثیر عمیقی گذاشت.او آفریینندهی اپرا کمیک بود.(غیب گوی دهکده) پاستورالی جذاب اما نه چندان با ارزش که در 1752 در برابر پادشاه در(فونتن بلو) اجرا شد ، 60 سال مداوم از استقبالی بی نظیر برخوردار شد.آفرینش این اثر با مبارزه ی (بوفون)ها همزمان شد ، جدالی عبث و بی معنی که طرفداران موسیقی ایتالیایی را در مقابل طرفداران موسیقی فرانسوی قرار داد.اگر ژان ژاک روسو با خشونتی دور از انتظار در این جدال درگیر نمی شد و بهترین موسیقیدانان  چون (رامو) را تکفیرنمی کرد و این همه لجاجت به خرج نمی داد ، شاید این مبارزه به نفع هر دو طرف به پایان می گرفت.

کارهای اصلی : اپرای (استعدادهای عیاش) ، میـان پـرده (غیـب گـوی دهـکـده) ، (پیـگمالیبون) ، نمایشی غنـایـی بـا

 دیالوگ وهمراهی موسیقی ،اپرای ناتـمام (دافنـیس و کلـوئه) ، 5 موتـت ، حدود 100 رمانس.در ضمن نوشته هایی نیز در باب موسیقی تدوین کرده است : (فرهنگ موسیقی) ، قطعاتی درباره ی موسیقی در (دایرة المعارف) ، (یادداشتهایی درباره ی موسیقی فرانسوی).

اثر انتخابی : (آنتولوژی) (کوت).


روسی لاورو(ROSSI_Lauro)

(ماچراتا 19 فوریه ی 1810/ کرمون 5 مه 1885)

 

 شاگرد (زینگارلی) ویکی از آخرین نمایندگان مکتب ناپلی بود.سپس از چندین سال را که در مکزیک گذراند در 1850 رییس کنسرواتوار میلان و سپس در 1870 رییس کنسرواتوار ناپل شد.

کارهای اصلی : 29 اپرا (از آن ها : (اسکناس جعلی) ، (کنتس مونس) ، (خدای سیاه)) و (اوراتوریوی روح).


روسی لوییجی(ROSSI_Luigi)

(توماجوره ، فوجا حدود 1597 / رم 19 فوریه ی 1653)

  درناپل شاگرد (ی.دوماسک) ، استاد نمازخانه ی سلطنتی اسپانیا ، بود.سپس به عنوان خواننده و نوازنده ی گیتار و کلاوسن به رم رفت.ابتدا در خدمت (م.ا.بورگز) ، برادرزاده ی (پاپ پل پنجم) وسپس از 1641 تا زمان مرگ در خدمت کاردینال (باربرینی) درآمد.کانتات (شوالیه ی مجروح) که در 1632 به مناسبت مرگ (گوستاوآدلف) تصنیف کرد ، سبب به شهرت رسیدن او در سراسر اروپا شد.یک سال بعد در کلیسای (سن لوی د فرانسه) نوازنده یارگ شد.در 1644 (اینوسان دهم) جانشین (اوربن هشتم) شد ، این پاپ جدید رقیب خاندان (باربرینی) بود و آن ها ناچاراً خوردشان را درکنف حمایت (مازارین) قرار دادند.روسی آنان را تا پاریس همراهی کرد و در (پاله رویال) ، (اورفئوس) را در برابر پادشاه فرانسه به اجرا گذاشت.اجرای این اثر یاد جشن های رومی در قصر (باربرینی) را زنده کرد.محبوبیت آن بی نظیر اما کم دوام بود.رقبای (مازارین) انتقاد سخت از مذهب ، سیاست و اقتصاد را به این اثر، نسـبت دادنتد.ایـن دشـمنـی ها سبـب شـد کـاردیـنال (بـاربـرینـی) ، بـه

(پروونس) برود.روسی نیز پیش از آن که در 1649 به رم بازگردد ، در آنجا به کاردینال پیوست.نبوغ روسی بیشتر در غنای آثارش است.اپراهایش مجوعه ای از آریاهای زیبایی هستند ، بی آن که پیوند خاصی به یکدیگر داشته باشند.روسی یکی از خالقین کانتات ایتالیایی و شیوه ی (آریا داکاپو) است.

کارهای اصلی : 2 اپرا از آن ها : (ارفئوس) ، چندین اورتوریو ، نزدیک به 400 کانتات ، آریا وآواز و سرناد.


روسینی جاکینو(ROSSINI_Gioacchino)

(پسارد 29 فوریه 1792 / پاریس 13نوامبر 1868)

 از بیست و چهار سالگی در سراسر اروپا مشهور بود.در چهل سالگی منصب خود را رها کرد و سی وشش سال باقی عمر خود را در سکوت و عزلت گذراند.پدرش نوازنده ی کر و مادرش خواننده ی تاتر بود ، به همین دلیل همیشه در سفر بودند.پس از کسب دروس ابتدایی موسیقی ، در سیزده سالگی در بولونیا به عنوان خواننده یا نوازنده در تاتر مشغول به کار شد.سچس یک حامی ثروتمند او را وارد مدرسه ی موسیقی بولونیا کرد و زوسینی نزد (تسای) آواز و نزد (پدر مائتی) کنترپوان و کمپوزیسیون آموخت.در1808 یکی از کانتات های خود را به اجرای عمومی گذاشت.در 1810 نخستین اپرایش (عقد عروسی) در تاتر (سن موزاره ی ) ونیز به اجرا درآمد و تنها میان 1812 تا 1813 هشت اثر از روسینی اجرا شد.شیفتگی ونیزی ها برای (تانکردی) از حد خارج شده بود.در 1815 ریاست موسیقی (سن کارلو) را به شرط آن که سالی یک اپرا برای این تاتر بسازد ، پذیرفت.به این ترتیب ، شهـر نـاپـل بـرای

مدت هفت سال ، مرکز فعـالیـت او شد.در 1816 در رم (آرایشـگر شهر سویل) را به اجرا گذاشت.از این نخستین اجرا استقبال نشد اما اجراهای بعدی با موفقیت بی نظیر روبه رو شدند و (آرایشگر شهر سویل) به سرعت تنها اپرا کمیکی شد که در سراسر اروپا با اقبال عمومی روبرو شد.روسینی پس از شورش (کاربونری) ناپل را ترک کرد و به وین رفت و در 1824 در مقام مدیر تاتر ایتالیایی درپاریس اقامت گزید.پس ازمدتی آهنگساز اول دربار وناظر آواز در فرانسه شد.در 1827 با تصنیف (موسی) مقامی برجسته یافت ، اما (گیوم تل) با استقبال روبرو نشد .این شکست برای روسینی بسیار دردناک بود.به دنبال قیام گاریبالدی در 1830 مشاغل رسمی خود را ازدست داد ، سرانجام موفقیت حیرت انگیز (مه یربر) در آلمان ، موفقیت روسینی را تحت الشعاع قرار داد.این حادثه بی شک همان چیزی بود که سبب شد روسینی از آهنگسازی دست بکشد.از 1836 تا 1855 درایتالیا ، ابتدا در بولونیا ، سپس در فلورانس زندگی کرد و سکوت خود را مگر برای اتمام (استابات ماتر) و ساختن یک هیمن برای پاپ (پی نهم) نشکست.در 1855 برای همیشه رحل اقامت افکند.در آپارتمانش در خیابان (لاشوسه دانتن) و ویلای زیبایش در (پسی) مجالس شام مجللی برپا می کرد ، اغلب خود آشپزی می کرد و در این مجالس تمام شخصیت های ادبی و هنری پاریس ، نیز هنرمندان کشورهای خارجی مانند (لیست) ، (واگنر) ، (کلارا شومان) و (آدلینا پاتی) شرکت می کردند.در طول این سالها ، روسینی تنها یک (مس کوچک سولونل) برای (پیله ویل) بانکدار و قطعات طنزآلودی برای پیانو که چندان با ارزش نیستند ، ساخت.

به نام او ، همه نوع موسیقی مبتذل ، یا تنظیم هایی از آثارش ، بدون اجازه ی خودش ، عملی می شد.در تشییع جنازه ی باشکوهی که در کلیسای (ترینیته) برگزار شد ، هجده ستاره ی بزرگ آواز از آن ها (آلبونی) ، (پاتی) ، (نیلسون) و (دوپرز) شرکت داشتند و شاگردان کنسرواتوار ، دعای (موسی) و قطعاتی از (استابات ماتر) را اجرا کردند.

سرخوشی همراه با اضطراب روسینی ، موسیقی اش را مملو از هیجان می کند . در آثارش به ویژه در (آرایشگری) و سیندرلا 105 موفق شده است با طنزی افسانه ای به موسیقی اش تعادل بخشد . به عارت کرفتن آریاهای آثار پیشینیان ، اغلب سبب نوعی عرم وحدت در آثارش شده است . حتی در (آرایشگر شهر سویل) اوورتور و 5 آریای آن از دیگران به عاریت گرفته شده اند . اما این عمل شاید به موفقیت روسینی کمک کرده باشد ، چرا که شنوندگان ،آریاهای آشنا را همواره در کارهای او باز می یابند .

کارهای اصلی : 34 اپرا از آن ها : (تانکردی) (1813) ، (یک ایتالیایی در الجزایر) (1813) ، (آرایشگر شهر سویل) (1816) ، (سیندرلا) (1817) ، (زاغ دزد) (1817) ، (موسی در مصر) (1818) ، (سمیرامید) ، (گیوم تل) (1829).موسیقی مذهبی از آن ها : (استابات ماتر) ، چند قطعه ی آوازی جداگانه ، هیمن ها و کانتات های سیرکونستانس ، چند قطعه ی سنفونیک ، 5 کوارتت ، چند قطعه هارمونیک برای پیانو.

آثار انتخابی : (آرایشگر شهر سویل)  (برگانزا ، پری ، آلوا ، آبادو) ، (سیندرلا) (برگانزا ، آلوا ، آبادو) ، (یک ایتالیایی در الجزایر) (برگانزا ، آلوا ، واروسیو) ، (گیوم تل) (گدا ، م.کاباله ، باسکیه ، گاردلی) ، (اوورتورها) (توسکانینی) ، (مس کوچک سولونل) (لواهرر).


رولان مانوئل الکسیس(ROLAND-Manuel_Alexla)

رولان الکسیس ما نوئل لوی (پاریس 22 مارس 1891/ پاریس 3 نوامبر 1966)

 

شاگرد (روسل) و دوست و شرح حال نویس (راول) بود.اما در آثارش خود را از تاثیر راول بیرون کشید.رولان – مانوئل از 1947 استاد زیبا شناسی درکنسرواتوار پاریس شد و در 1949 رییس مجمع موسیقی یونسکو و مجری برنامه های رادیویی (لذت موسیقی).

کارهای اصلی : 2 اپرا بوف ، 3 باله ، موسیقی فیلم (از آنها : (ناشناسان در خانه)) ، چندین اوراتوریو(از آن ها : (ژاندارک)) ، یک کنسرتو پیانو ، چندین ملودی.

اثر انتخابی : (برکات) (گروه کردر).


رومان یوهان هلمیش(ROMAN_JohanHelmich)

(استکلهم 26 اکتبر 1694/ هارلدسمالا ، نزدیک کالمار 19 اکتبر1785)

جدش (یوهان رومانوس) ، اهل (رومو)ی فنلاند ، حدود 1560 به دنیا آمده بود و در شهر (اپسالای) سوئد استاد و در استکهلم کشیش بود.رومان از هفت سالگی شروع به نواختن به ویلن کرد و در هفده سالگی نوازنده ی ویلن و تکنواز ابوآ در ارکستر دربار (آندراس دوبن) شد.در این میان تحصیلات خود را به اتمام رساند ، با زبانهای انگلیسی ، فرانسه ، ایتالیایی ، آلمانی و یونانی به خوبی آشنا بود.در 1714 به خرج (پرنسس الریکا الئونورا) (ملکه ی آینده) به لندن فرستاده شد و شاگرد (پیوش) و (آریوستی) شد.با (هندل) و (جمینیانی) ملاقات کرد و در ارکستر (کینگز تاتر) به نوازندگی پرداخت.در 1717 به خدمت دوک (نوکاستل) درآمد ، ولی در 1720 برای به عهده گرفتن نیابت رهبری ارکستر به استکهلم فراخوانده شد.پس از سه نسل که خانواده ی (دوبن) ، مدیریت امور موسیقی را بر عهده داشتند ، رومان به این مقام نایل آمد.از 1735 تا 1737 به دو دلیل ، یکی معالجه ی عفونت گوش و دیگری آشنایی با موسیـقی مـدرن آن زمـان به لنـدن ، پـاریـس ، رم ، ناپـل ، ایسـکیـا ،

بولونیا ، ونیز ، وین ، مونیخ و برلین سفر کرد. بیماری و غم از دست دادن دومین همسرش او را در 1745 به ملک خصوصی اش در (هارالد سمالا) کشاند و در همان جا نیز درگذشت.

رومان (پدر موسیقی سوئد) لقب گرفت.او به نحو چشمگیری موسیقی محلی سوئد را با افزودن کر و ارکستر به آن ها و با تربیت شاگردانی که راهش را ادامه دادند ، تحول بخشید.رومان در ضمن بسیاری از آثار آوازی موسیقیدانان خارجی را به سوئدی ترجمه کرد.نخستین آثار مهم خود را روی متون سوئدی ساخت ، به ویژه یک مس بزرگ سوئدی برای تکنوازی ، کر و ارکستر ، و سرانجام با همکاری شاگردش (پربرانت) نخستین کنسرت های عمومی را در سوئد برگزار کرد.

کارهای اصلی : یک مس سوئدی ، حدود 100 موتت و پسوم ، کانتات های پروفان ، 21 سنفونی ، 3 (سنفونی داکیزا) ، 11 اوورتورو سوییت ، 5 کنسرتو ویلن ، 12 سونات برای فلوت ، باس و کلاوسن ، 12 سوییت و 12 سونات برای کلاوسن ، آثار متعدد برای ویلن. 


رویتر هرمان(REUTTER_Hermann)

(اشتوتگارت 17 ژوئن 1900/ ؟ )

 

 نوازنده ی پیانو ، رییس مدرسه ی عالی موسیقی اشتوتگارت که در سنت مکتب نیورمانتیسم مونیخ (فایتسنر) رشد یافت.سپس به لطف فستیورال موسیقی مجلسی (دوناشینگن) زیر نفوذ (هیندمیت) و (اونه گر) قرار گرفت.دراین فضای موسیقی که با قریحه ی او از آوازهای عامیانه ی آلمانی تهییج شده بود زیباترین اثر خود اوراتوریوی (تقویم بزرگ) را در 1933 ساخت.متاسفانه شخصیت این موسیقیدان برجسته از 1936 به بعد در زیبا شناسی عامیانه ی تحمیل شده توسط رژیم نازی افت کرد.

کارهای اصلی : 10 اپرا ، حدود ده اوراتوریو و کانتات پروفان ، 4 کنسرتو برای پیانو ، یک کنسرتو برای ویلن ، موسیقی مجلسی و به ویژه لیدهای بی شمار.


ریچی لوییجی(RICCI_Luigi)

(ناپل 8 ژوییه ی 1805/ پراگ 21 دسامبر 1859)

 

 در ناپل شاگرد (زینگارلی) بود.پیش از آن که در سی سالگی در مقام کاپل مایستر کلیسای جامع (ترییست) برگزیده شود ، ببیست اپرا به اجرا گذاشته بود.با همکاری برادرش (فدریکو) (1890-1877) چهار اپرا ساخت از آن ها : (کریسپینو و زن حسود) که یکی از بهترین کمدی موزیکال های ایتالیایی از زمان عصر طلایی اپرا بوف ناپلی به این طرف است.ناراحتی های شدید روانی بستری شدن او را در یک استراحتگاه روانی پراگ الزامی کرد (زادگاه همسرش) و در همانجا نیز درگذشت.

کارهای اصلی : 30 اپرا (از آن ها 4 اپرا با همکاری (فدریکو))، موسیقی مذهبی ، 2 جلد ملودی.


ریزاگر کنوداگه(RIISAGER_Knudaage)

(پورت کوندا ، استونی ، 6 مارس 1897/ کوپنهاگ 26 دسامبر 1974)

 

   از دانشگاه (کپنهاگ) فارغ التحصیل را در رشته ی اقتصاد سیاسی شد اما در بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت خود را بطئر کامل وقف موسیقی کند.ابتدا هارمونی و ویلن را فرا گرفت ، سپس به پاریس رفت و شاگرد (روسل) و (لوفلم) شد.از 1937 رییس اتحادیه ی موسیقیدانان دانمارکی و از 1956 رییس کنسرواتوار (کپنهاگ) شد.آثار ریزاگر ، به ویژه باله هایش نمونه های اصیل موسیقی دانمارکی عصر حاضر هستند.اما تاثیر (دوکا) و (روسل) را در این آثار نمی توان نادیده گرفت.

کارهای اصلی : اپرا بوف ، (سوزان) ، 10 باله از آن ها : (اسلارا فنلاند) و (کارتسیلونی) ، موسیقی صحنه ، آثار کرال ، سنفونی ، اوورتورهای با ارزش ، کنسرتو ویلن ، کنسرتو ترومپت ، موسیقی مجلسی از آن ها : 5 کوارتت زهی ، قطعاتی برای پیانو و تعدادی ملودی.


ریس فردیناند(RIES_Ferdinand)

(بن نوامبر 1784/ فرانکفورت 13 ژانویه ی 1838)

 

 نوازنده ی پیانو ، ویلن و ویلنسل.پدرش نوازنده ی مشهور ویلن و استاد بتهوون بود.خودش در وین شاگرد بتهوون که او را در ابتدای کاریر دشوارش از جهت مالی کمک کرد ، شد.زندگی ریس سالها میان پاریس ،وین ، سن پترزبورگ و استکهلم تقسیم شده بود.سرانجام به لندن رفت و دوازده سال در آنجا زندگی کرد.ریس آهنگ می ساخت ، پیانو می نواخت و تدریس می کرد و به این ترتیب ثروتمند شد.در 1826 به فرانکفورت رفت و چند سال (فستیوال رنان) را رهبری کرد.

کارهای اصلی : 3 اوراتوریو ، 3 اپرا ، 6 سنفونی ، 9 کنسرتو برای پیانو ، موسیقی مجلسی و یک بیوگرافی بی نظیر درباره ی (لودویک وان بتهوون).


ریشتافور ژان(RICHAFORT_Jean)

( ؟ حدود 1480/ ؟ حدود 1548)

از 1507 تا 1509 در (مالین) استاد بود ، در (بروکسل) خواننده ی (ماری) ملکه مجارستان شد و از 1542 تا 1548 کاپل مایستر کلیسای (سن ژیل) در (بروگ) شد.(رونسار) او را یکی از مریدان (ژوسکن) می داند.

کارهای اصلی : 4 مس ، یک رکوییم ، 58 موتت ، 17 آواز فرانسوی.


ریشتر فرانتس زاور(RICHTER_FranzXaver)

(هولسو اول دسامبر 1709/ استرازبورگ 12 سپتامبر 1789)

 

 کاپل مایستر پرنس کشیش (کمپتن) ، خواننده و نوازنده ی ویلن دربار (مانهایم) زیر مدیریت (ی.اشتامیتس) ، سپس از 1769 تا 1789 کاپل مایستر جامع استرازبورگ شد.او یکی از بهترین نمایندگان مکتب مانهایم است.

کارهای اصلی : 30 مس ، حدود 50 موتت ، پسوم و دیگر ، 64 سنفونی.

آثار انتخابی : (سونات مجلسی) (رامپال ، اسویهلیکووا) ، (کنسرتو برای فلوت) (رامپال).


ریمسکی کورساکف نیکولای آندریوویچ(RIMSKY-KORSAKOV_Nicolai Andreievitch)

(استکلهم 26 اکتبر 1694/ هارلدسمالا ، نزدیک کالمار 19 اکتبر1785)

  از خانواده ای اشرافی بود و در محیطی رشد کرد که نخستین استنباطاتش ازموسیقی ، رقص های عامیانه ای بود که به مناسبت جشن هایی که خدمتکاران برگزار می کردند توسط جمع کوچکی از چهار نوازنده ی یهودی اجرا می شد ، بود.در موسیقی از حساسیت زودرسی برخوردار بود.در شش سالگی آموزش پیانو را آغاز کرد و در نه سالگی نخستین قدمها را برای کمپوزیسیون برداشت.از چنان قریحه ای برخوردار بود که اطرافیانش را شگفت زده می کرد.در دوازده سالگی او را وارد مدرسه ی دریانوردی سن پترزبورگ کردند.به رغم تعلمیاتی که تا 1862 در آنجا کسب کرد ، تنوانست دراین رشته ازخود استعدادی نشان دهد ، در عوض موفق شد روزهای یکشنبه و در طول تعلیمات نواختن پیانو و ویلنسل را فرا گیرد.در 1861 (بالاکیرف) را ملاقات کرد و تصمیم گرفت زیر نظر او تحصیلات موسیقی خود را که در حد ابتدایی باقی مانده بود ، کامل کند.به این ترتیب به گروه جوانان موسیقیدان (کویی ، موسوگسکی ، برودین) پیوست که همگی در موسیقی خودآموخته بودند و برای تحول

ناسیونالیسم روس در موسیقی به دور(بالاکیرف) گرد آمدند.این گروه طبقه ی برتر وپیشرو موسیقی روس را تشکیل دادند.ریمسکی کورساکف که ناچار بود به دریانوردی دور دنیا برود ، به دشواری می توانست از تعلمیات بالاکیرف سود جوید ، با این حال موفق شد یک (سنفونی اپوس 1) بسازد که توسط بالاکیرف تصحیح شد و در 1865 در سن پترزبورگ با موفقیت بسیار به اجرا درآمد.این دریانورد جوان با ساختن چند اثر موفق شد استاد کمپوزیسیون کنسرواتوار سن پترزبورگ شود.ریمسکی استادی مشهور شد و در میان شاگردانش می توان از (لیادف) ، (گرچانینف) ، (گلازونف) ، (استراوینسکی) و (رسپیگی) نام برد.اما دانش این استاد جدید هنوز کافی نبود و خود به خوبی بر این حقیقت آگاه ، پس در فواصل میان کلاسهایش به تحصیل کنترپوان ، هارمونی و سازبندی پرداخت و با پشت کاری شدید ، دانشمندترین موسیقیدان نسل خود شد.او به مقام نظارت موسیقی نیروی دریایی رسید و این منصب جدید سبب شد از استعفا از نیروی دریایی صرفنظر کند.سپس رییس کنسرواتوار (1874-1881) و به مدیریت کنسرت سنفونیک های روس که توسط ناشری به نام (بلایف) پایه گذاری شده بود (1886-1900) رسید.در این دوره به عنوان رهبر ارکستر ، کنسرت های بی شماری در خارج از کشور ، به ویژه در پاریس در چهارچوب (نمایشگاه جهانی) 1889 داد.در آن جا موسیقی روسی برای موسیقیدانان جوان فرانسوی جلوه ی یک مکاشفه را داشت.در 1905 به دنبال انتشار یک نامه ی اعتزاضیه علیه دخالت قدرت های دولتی در تشکیلات کنسرواتوار ، از تمام مشاغل خود کنار گذاشته شد.(گلازونف) و (لیادف) نیز استعفا دادند و هیاهوی ناشی از آن سبب شد این تشکیلات زیر نظر (گلازونف) که بار دیگر به منصب سابق خود به عنوان استاد بازگشته بود بازسازی شود.

کارهای اصلی : 15 اپرا ، از آن ها : (خروس طلایی) و (افسانه ی شهر ناپدای کیتژ) ، آثار متعدد کرال ، 3 سنفونی ، از آن ها : (سنفونی دوم) ، اوورتورهای بزرگ یا سوییت سنفونیک ، از آن ها : (شهرزاد) ، (عید پاک روسی) ، یک کنسرتو برای پیانو ، موسیقی مجلسی ، قطعاتی برای پیانو ، نزدیک به 100 ملودی و هم چنین هارمونیزاسیون 150 آواز عامیانه روسی ، انتشار کامل آثار (گلینکا) وتصحیح و تنظیم آثار بی شماری از هم دوره هایش.

از کورساکف به سبب دخل و تصرفاتش در آثار دیگران بسیار انتقاد شده است ، آثاری چون (میهمان سنگ) اثر (دارگومیژسکی) ، بخشی از (پرنس ایگور) اثر (بورودین) ، دو اثر بزرگ موسورگسکی به نامهای (بوریس گودونف) و (خوانچینا).بی شک این کارها همواره از اصالت با مهارت برخوردار نبودند ، اما شاهدی بر فداکاری او هستند که به اندازه ی کافی در این مورد از وی ستایش به عمل نیامده است.یکی از ویژگی های نبوغ سنفونیک او ، وسواس شدید در رنگ آمیزی سازهاست.اما اپراهای کورساکف که در زمره ی بهترین آثارش قرار دارند ، به حد کافی شناخته نشده اند.او در اپراهایش استادانه تکنیک های غربی و خیالپرداریهای روسی را به  هم می آمیزد و به ترکیبی بی نظیر دست می یابد.

آثار انتخابی: اپرا ی(یک شب ماه مه) (تاتر بزرگ مسکو ، نبولسین) ، اپرای (سلطان تزار) ، اپرای (کیتژ) و اپرای (سادکو) (گلووانوف) ، (عید پاک روسی) و سوییت (خروس طلایی) (مارکوویچ) ، (شهرزاد) (فریکسی).


رینالدو داکاپوآ(RINALDD_DaCapua)

(ناپل یا کاپوئه حدود 1710/ حدود 1772 ؟ )

 

پسر یک ارباب سرشناس از اهالی ناپل بود که اسمش را نمی دانیم.راجع به زندگی او نیز هیچ چیز نمی دانیم.به احتمال ، حدود 1736 در وین اقامت کرده است اما اغلب آثارش در رم به اجرا درآمدند.در 1753 در پاریس خانواده ی (بوفون) ها ، یک میان پرده از او به نام (لازینگارا) به اجرا درآوردند.

کارهای اصلی : (کانتات تولد باکره ی مقدس) و حدود 30 اپرا(از آن ها : (کولی) و (فریبکاران) تنها به دست ما رسیده است).


ریویه ژان(RIVIER_Jean)

(ویمومبل 21 ژوییه ی 1896/ ؟ )

 

  شاگرد (گالون) ، (کوساد) و (امانوئل) بود.از 1945 به بعد در کنسرواتوار پاریس در مقام معاون (میلو) استاد شد.از 1950 به بعد در سنت (اشمیت) و (روسل) با بصیرت سعی در جذب برخی تمایلات جدید موسیقی کرد.

کارهای اصلی : پسوم 56 ، رکوییم ، 7 سنفونی ؛ تعدادی کنسرتو (پیانو ، ویلن ، ویلن آلتو ، فلوت) ، موسیقی مجلسی ، تعدادی ملودی .

آثار انتخابی : سنفونی شماره های 3و5 (تزیپین) ، کنسرتو برای فلوت (رامپال). 


ریه تی ویتوریو(RIETI_Vittorio)

(اسکندریه ، مصر 28 ژانویه 1898/ ؟ )

 

 شاگرد (رسپیگی) بود.مدتی طولانی در پاریس زیست و با گروه شش نفری مراوده داشت.هنر او شبیه به هنر (پولانک) و زیر تاثیر استراوینسکی بود.در پاریس با تصنیف باله های روسی کارخود را آغاز کرد و باله هایی چون (باربوا) و(لوبال) .از 1939 به بعد در ایالات متحد آمریکا ساکن شد.

کارهای اصلی : اپرای مجلسی ، 11 باله ، موسیقی صحنه برای (ژووه) ، 5 سنفونی ، 2 کنسرتو پیانو ، یک (کنسرتو ناپولیناتو) برای ویلن ، یک قطعه برای کلاوسن وشش ساز دیگر ، قطعاتی برای پیانو ، موسیقی مجلسی.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*