بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

نتهای بیگانه نسبت به آکورها

اغلب درآکورها نتهائی نمود می کنند که جزء نتهای اصلی آکورنیستند ، این نتها هر چند ظاهراً ساختمان فاصله های سوم روی یکدیگر آکور را دگرگون می سازند ، ولی درعین حال با عنوانهای گوناگون (از قبیل کشش دار بودن نسبت به یکی از نتهای آکور و غیره) با نتهای اصلی آکور نسبتی دارند . این گونه نتهای بیگانه را می توان با نامهای زیر دسته بندی نمود :

     1- نتهای تاخیر شده

     2- نتهای پیش نمود (نتی از آکور بعدی که زودتر نمود کند) 

     3- نتهای پهلوئی (نتهای تبدیلی یا نتهای کمک)

     4- نتهای گذر

     5- نتهای ایست دار (ارگ وار)

 

     اول - نتهای تاخیر شده «ر تار»

     منظور از نتهای تاخیر شده آنست که در توالی دو آکور مختلف ، صدائی حرکت خود را به تاخیر انداخته از لحاظ زمانی ، بعد از صداهای دیگر حرکت نماید .


در مثال 145 قسمت الف نت دو صدای تنور آکور اولی (سه صدائی تنیک) در آکور دومی (آکور نمایان) نت بیگانه ای است که در حرکت خود تاخیر داشته بعد از صداهای دیگر به نت سی حرکت نموده است .

     در مثال 145 نتهای تاخیر شده ای نشان داده شده است که معمولا در قسمت ضعیف میزان تهیه می شود و پس از نمود نت تاخیر شده در قسمت قوی میزان ، دوباره در قسمت ضعیف میزان حل می گردد .

     از طرف دیگر در مثال 145 در قسمتهای الف و ب نتهای تاخیر شده به معنای واقی «نتهای بیگانه» نمود دارند ، چون با نتهای دیگر آکور تشکیل فاصله ی نامطبوع داده اند . عکس این وضع موقعی است که نت تاخیر شده با نتهای آکور تشکیل فاصله ی مطبوع می دهد که معمولا به نام «تاخیر مطبوع» توصیف می شود .مثال 145 قسمت پ ؛ در هر سه قسمت مثال 145 نتهای تاخیر شده حرکت پیوسته ی پائین رونده نموده اند (اینگونه نتهای تاخیر شده که به نام «نتهای تاخیر شده پائین رونده» معروف اند ، بر عکس گروه دیگری از نتهای تاخیر شده می باشند که بعداً درباره ی آنها بحث خواهیم نمود)


دستور

     1- تکرار (دوتائی کردن) نت تاخیر شده ممنوع است .

     2- نتی که نت تاخیر شده باید به آن حل گردد تا موقعی که نت تاخیرشده ادامه دارد ، در صداهای دیگر بغیر از صدای باس نباید بوجود آید .

     اگر دستور دوم در نظر گرفته نشود با فاصله ی نهم بد صدائی مواجه خواهیم بود که صدای پائینی آن صدائی غیر از صدای باس خواهد بود (مثال 146 قسمت الف) یا به فاصله ی هفتمی برخواهیم خورد که بر خلاف حل طبیعی ، صدای پائینی آن حل خواهد گردید . (مثال 146 قسمت ب)


در مثال 146 قسمت الف نت سی ، و در قسمت ب نت دو ، (نتهائی که نتهای تاخیر شده باید به آنها حل گردند) چون قبلا در صدائی غیر از باس بوجود آمده ، لذا بد است ، ولی درمثال 147 چون حل نت تاخیر شده در باس آورده شده مجاز بوده و خوب محسوب می شود . مثال 147


 باید در نظرگرفته شود که اگر حل نت تاخیر شده با صدای باس تشکیل همصدا بدهد ، نیز بد است . مثال 148


باید از تشکیل اکتاوهای موازی که در اثر توالی حل نتهای تاخیر شده پدیدار می شود ، (مثال 149 قسمت الف) خوداری نمود ، ولی تشکیل پنجمهای موازی بدین وضع قابل چشم پوشی بوده و آزاداند . (مثال 149 قسمت ب)


 نتهای تاخیر شده را از نقطه نظر آکور سه صدائی می توان به انواع زیر دسته بندی نمود :

  1- تاخیر پایه ی آکور

     اگر آکور به حالت پایگی نمود کند ، تاخیر پایه ی آکورهمیشه تشکیل فاصله ی نهم را می دهد و بدین جهت نام «تاخیر نهم» را به خود می گیرد . (مثال 150 قسمت الف) اگر علاوه بر این نهم ، فاصله ی هفتم کوچک نیز نمود کند در اینحال وضع را باید بیشتربه صورت آکور نهم (گفتار سوم) تلقی نمود (رجوع شود به صفحه ی 63) مخصوصاً اگر در حل این نهم تاخیر شده ، هارمونی نیز عوض شود . (مثال 150 قسمت ب)


اگر آکور سه صدائی به صورت وارونگی نمود کند در اینصورت تاخیر پایه - (به طوریکه می دانیم نت پایه ای که تاخیر داشته باشد نباید به جز صدای باس در صدای دیگر نمود کند) همیشه آکور هفتم ناکامل (بدون پنجم) ، یا یکی از وارونگی های ناکامل آنرا تشکیل خواهد داد . مثال 151


البته باید در نظر داشت که عنوان «تاخیر» در اینگونه مواقع بیشترمجازی است زیرا ، از لحاظ تسلسل آکورها ، قسمت الف مثال 151 را به عنوان آکورهفتم بدونپنجم ، و قسمت ب همان مثال را به عنوان آکور پنج و شش با تکرار سوم نیز می توان تلقی نمود .

     اگر تاخیر پایه در صدای باس نمود کند بدلیل گفته شده در پیش باید سوم یا پنجم آکور تکرار گردد . در اینحال با آکور 2 (وارونگی سوم آکور هفتم) ناکامل مواجه خواهیم بود . مثال 152


به طور کلی هر هارمونی نامطبوعی را ، (آکوری که دارای فاصله ی نامطبوع باشد) که از لحاظ ساختمان بشود آنرا حتی جزء آکورهای مستقل محسوب نمود ، باید به عنوان «تاخیر» تلقی نمود ، مخصوصاً که در حل صداهای نامطبوع این هارمونی صداهای دیگر، بویژه صدای باس ، ادامه و ایست داشته باشد . بدین ترتیب در مثال 153 هارمونی «سل - سی - فا» نباید به عنوان آکور هفتم نمایان (بدون پنجم) تلقی گردد چون در حل فاصله ی نامطبوع این هارمونی صداهای دیگر تغییر نکرده و ایست دارند .


نامگذاری اینگونه نتهای تاخیر شده نیز متناسب با فاصله ای است که این نت نامطبوع با صدای باس دارد . بدین ترتیب نت تاخیر شده ی مثال 153 را «تاخیر هفتم» باید توصیف کرد .


2- تاخیر سوم (تییرس) آکور

 اگر آکور به حالت پایگی نمود داشته باشد ، تاخیر سوم آکور تشکیل فاصله ی چهارم را داده و نام «تاخیر چهارم» یا «یازدهم» را به خود می گیرد .

     این تاخیر، که معمولترین تاخیر بکار برده شده می باشد ، تا موقعیکه به تنهائی نمود دارد ، شبیه هیچیک از آکورهای متشکل محسوب نمی تواند شد . مثال 154


3- تاخیر پنجم (کنت) آکور

     اگر آکور به حالت پایگی نمود کند تاخیر پنجم آکور تشکیل فاصله ی ششم داده و نام «تاخیرششم» یا «سیزدهم» را به خود می گیرد .

     این تاخیر اگر قبل از پنجم آکور سه صدائی نمود داشته باشد تشکیل آکورمطبوع خواهد داد ، (مثال 155 قسمت الف) بدین جهت برای حفظ حالت «تاخیرشدگی» ، بهتر است قبل از پنجم آکور هفتم نمایان (آکور چهار صدائی) بکار برده شود تا نمودی نامطبوع داشته باشد . (همان مثال قسمتهای ب و پ)


یکی از انواع نتهای تاخیر شده ، که به ندرت پیش می آید ، تاخیر «اکتاو کاسته» است که معمولا به هفتم کاسته حل می شود . (مثال 156) در واقع می توان این تاخیر را به نام «تاخیر پیش از هفتم آکور» توصیف نمود .


عدد گذاری نتهای تاخیر شده بنا بر اصولی است که برای عدد گذاری آکورها باید مراعات گردد ، یعنی باید فاصله های مهم نسبت به صدای باس را تعیین نمود . بدیهی است در عدد گذاری نتهای تاخیر شده نیز مانند آکورها ، معمولا فاصله های طبیعی آکور سه صدائی کنار گذاشته می شود . مثلا برای نشان دادن «تاخیر نهم» کافی است که اعداد 9 و 8 بکار رود . با اینحال برای اینکه صداهای دیگر آکور به طور وضوح نشان داده شود ، معمولا در حل هارمونی تاخیردار ، در مقابل فاصله هائی که ایست داشته و نباید حرکت بکند ، خط افقی می کشند . مثال 157


اگر نت تاخیر شده در صدای باس نمود نماید در اینصورت امکان دو نوع عدد گذاری موجود است :

 الف - باید زیر نت تاخیر شده ی صدای باس ، فاصله های مورد نظر نسبت به باس را به وسیله ی اعداد ، تعیین و در حل این نت تاخیر شده همانطور که در بالا گفته شد مقابل اعداد گوناگون تعیین کننده فاصله ها، خط افقی کشیده شود . مثال 158


ب - یا اینکه عدد گذاری آکوری را که هارمونی تاخیردار باید به آن آکور حل گردد در زیر هارمونی بعدی ، (که باید نت تاخیر شده به آن حل شود) تعیین نموده و با یک خط مایل ، هارمونی تاخیردار را به این عدد گذاری وصل نمود . (مثال 159) البته این نوع عدد گذاری نتهای تاخیر شده پسندیده تراست برای اینکه عدد گذاری آکوری که باید هارمونی نت تاخیر شده دار به آن حل گردد عادی تر و خواناتر است .


تاخیردو گانه

اگر در تغییر هارمونی به جای یک صدا ، دو صدا تاخیر داشته باشد ، (مثال 160 قسمت الف) «تاخیردوگانه» تشکیل می شود . در اینگونه تاخیر اغلب به علت نمود فاصله ی هفتم ظاهراً هارمونی تاخیردار ، شکل آکور هفتم و حتی نهم را به خود می گیرد .(همان مثال قسمت ب)


 معمولا دو صدای «تاخیر دو گانه» با فاصله ی سوم یا ششم موازی حرکتی پائین رونده می کنند . اگر این حرکت با فاصله ی چهارم یاپنجم ، (که در نتیجه پنجمهای موازی ایجاد خواهد کرد) نمود کند ، نیز قابل تعمق است . اینگونه حرکتها مخصوصاً در موسیقی بیش از چهار صدائی خیلی خوش صدا است . مثال 161


به طوریکه قبلا اشاره شده بود آکور نهم باید به عنوان «تاخیر دو گانه» تلقی گردد ، مخصوصاً اگر فاصله ی هفتم و نهم آن تهیه شده باشند . مثال 162


اگر در تغییر هارمونی سه صدا تاخیر داشته باشند ، «تاخیر سه گانه» حاصل می شود که در قسمت آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت . (مثال 163 قسمت پ)


نتهای تاخیرشده ی بالا رونده

فرق بین این گونه نتهای تاخیر شده با نتهای تاخیر شده ای که تاکنون شرح داده ایم اینست که نتهای تاخیر شده ، بجای حرکت پائین رونده با حرکت پیوسته ی بالا رونده ، (اغلب دوم کوچک) حل می شوند . این نوع حل نتهای تاخیر شده موقعی پسندیده تر است که درجه ی محسوس به تنیک حل شود . نمود این تاخیر به تنهائی به ندرت پیش می آید ، (مثال 163 قسمت الف) و اغلب به همراه یک یا دو نت تاخیر شده ی دیگر بکار برده می شود . (همان مثال قسمتهای ب و پ)


 قسمت پ مثال 163 را می توان «پیش نمود صدا باس» نیز تلقی کرد . (به قسمت «نتهای پیش نمود» رجوع کنید) بعضی از تئوری دانها اینگونه تاخیر سه گانه را به نام «آکور تاخیر شده» توصیف می کنند . البته اصطلاح اخیر بیشتر در مواردی مانند جمله ی زیر قسمت * در نمونه ی پائین باید بکار برده شود .


  نتهای تاخیر شده ی بالا رونده ممکن است به صورت آکور متشکل ، و بعضی اوقات حتی آکور مطبوع ، نمود کنند . مثال زیر :


در مثال بالا در لحظه ی (*) به وسیله ی تاخیر سه گانه ، وارونگی سوم آکورهفتم کاسته ، و در لحظه ی (**) ، در اثر تاخیر بالا رونده ، آکور سه صدائی کوچک پدیدار گشته است .

     اینگونه ترکیبات که به وسیله ی نتهای بیگانه در ظاهر به شکل آکور نمود می نماید ، به نام «آکور نما» توصیف می شوند .


نمود غیرعادی نتهای تاخیر شده

 نتهای تاخیر شده ممکن است با تغییرات زیر نیز نمود کنند :

     1- ممکن است با حل نت تاخیرشده ، هارمونی نیز تغییر یابد . مثال 164


2- نت تاخیر شده به طور غیر مستقیم حل گردد . اینگونه حل به نام «حل تاخیر شده» توصیف شده است . مثال 165


اینگونه حل های غیر مستقیم به وسیله ی نت مطبوعی نسبت به آکور یا نت پهلوئی نسبت به نت حل ، انجام می گیرد .

     3- حل نت تاخیر شده در صدای دیگری نمود می کند . مثال 166


مثالی از شومان  :

                                     زمزمه جنگل


 در مثال بالا نت «سی» که در صدای سپرانو تاخیر شده ، در صدای باس به نت «لا» حل گردیده است .


تاخیر آزاد

نت تاخیر شده ایکه بدون تهیه شدن نمود کند ، به نام «تاخیر آزاد» معروف است . نمود تاخیر آزاد تا اندازه ای شبیه به نمود «پهلوئی» است . تفاوت این دو وضع در اینجا است که اینگونه نتها اگر دارای کشش طولانی تر یا در قسمت نسبتاً قوی میزان باشند ، تاخیر آزاد محسوب می شوند ولی اگر حالتی جز این داشته باشند ، باید به عنوان نت پهلوئی تلقی گردند .

     بدین ترتیب در دو مثال زیر قسمتهائی که با علامت (*) نشان داده شده اند، در مثال اول ، از سنات بتهون ، (ک.10 ، قسمت دوم) باید به عنوان تاخیر آزاد ولی در مثال بعد ، از اتود شوپن (ک.10) باید به عنوان نتهای «پهلوئی» تلقی گردند .

          بتهون ، سنات ک.10 ، قسمت دوم


شوپن ، اتود ک.10 ، شماره 11


 در زیر مثال شایان توجهی برای تاخیر آزاد بالا رونده از اپرای «فرای شوتس» (Freichutz) از وبر (Weber) نشان داده می شود که به علت طرز نت نویسی ، قابل بررسی است . نت دو میزان سوم را باید به عنوان تاخیر آزاد بالا رونده برای نت دودییز بعدی تلقی نمود و بدین جهت اگر سی دییز نوشته می شد صحیح تر بود :

 

          وبر ، فرایشوتس ، آریای آگاته


 در زیر چند مثال حل شده نشان داده می شود که دارای انواع گوناگون تاخیر و همچنین تعدادی آکورهای تغییر یافته است ، که برای حل تکالیف این قسمت می تواند به عنوان نمونه مورد استفاده قرار گیرد .





تکالیف



دوم - نتهای پیش نمود ( نتی از آکور بعدی که زودتر نمود نماید )

 دقت - صدای سپرانو در تکلیف شماره ی 4 ، در چهار میزان اول باید به صورت روند پیاپی حرکت کرده و به ترتیب زیر ادامه یابد :


 دوم نتهای پیش نمود (نتی از آکور بعدی که زودتر نمود کند)

     نمود زودتر یکی از صداها را در تغییر هارمونی «پیش نمود» یا «آنتی سیپاسیون» می گویند . مثال 167


   بدین ترتیب نت پیش نمود حتماً باید یکی از نتهای هارمونی بعدی باشد ، اگر چه ممکن است متعلق به همان صدا نباشد . مثال 168


ترکیب بالا را میتوان «سیکست آژوته» ی درجه ی پنجم نیز تلقی نمود . نتهای پیش نمود ممکن است مانند نتهای تاخیر شده به صورت «پیش نمود دو گانه» و «پیش نمود سه گانه» نمود کنند . مثال 169


نتهای پیش نمود که خیلی کمتر از نتهای تاخیر شده بکار می رود ، معمولا در قسمتهای ضعیف میزان یا ضربها نمود می کنند و بدین ترتیب دارای کششهای وزنی کوتاهتری هستند .

     باید دقت کرد که نتهای پیش نمود نیز مانند نتهای تاخیر شده ممکن است به صورت «آکور نما» نمود کنند .


سوم - نتهای پهلوئی ( نتهای تبدیلی یا نتهای کمکی )

منظور از نتهای پهلوئی یا نتهای کمکی «برودری» نتهائی است که نسبت به یکی از نتهای اصلی یک هارمونی حرکت پیوسته ی بالا رونده یا پائین رونده نموده و دوباره به همان نت اصلی برگردد . مثال 170


با همه ی این تلاقی نت پهلوئی ممکن است یکطرفه باشد بدین معنی که :

     یا نت اصلی هارمونی به نت پهلوئی حرکت پیوسته نماید (مثال 171 قسمت الف) یا نت پهلوئی به نت اصلی هارمونی حرکت پیوسته بنماید . (مثال 171 قسمت ب)


البته قسمت ب مثال 170 را بیشتر به نام «نت تبدیلی» توصیف می کنند . در زیر جمله ای که محتوی هر دو نوع نتهای پهلوئی است نشان داده می شود . مثال 172


 به طوریکه در پیش گفتیم بهتراست در مثال 172 نتهائی را که با علامت X مشخص شده اند ، به عنوان نتهای پهلوئی ولی نتهائی که با علامت + نموده شده اند به عنوان نتهای تبدیلی توصیف نمائیم .

     معمولا نتهای پهلوئی که پائین تر از نتهای اصلی هارمونی قرارمی گیرند کشش زیادی دارند که از وضع اصلی نیم پرده به بالا تغییر یافته بکار برده شده و در نتیجه به نتهای اصلی هارمونی نزدیکتر گردند ، (مثال 173 قسمت الف) ولی نتهای پهلوئی که بالاتر از نتهای اصلی هارمونی قرار گیرند بیشتر به صورت نتهای مخصوص تن مربوط بکار برده می شوند . (مثال 173 قسمت ب)



چنانکه در صفحه  دیدیم نمود نتهای پهلوئی را در قسمت قوی میزان یا ضرب ، می توان هم نقش «تاخیر آزاد» محسوب داشت .

     نتهای پهلوئی نیز مانند انواع دیگر نتهای بیگانه می توانند به صورت دو گانه (با فاصله ی سوم یا ششم) نمود کنند . مثال 174


همچنین در کششهای طولانی ، نتهای پهلوئی می توانند حتی به صورت آکور نیز نمود کنند . مثال از شوبرت :

 

     شوبرت ، شب بخیر 


در میزان دوم مثال بالا نتهای پهلوئی (ر- فا -لا- بمل) ظاهراً به صورت وارونگی سوم (آکور2) آکور هفتم فرعی درجه ی دوم تن مربوط (روی نت ر) نمود کرده اند ، ولی نمود این نتها نباید بدین عنوان تلقی گردد ، زیرا هفتم این آکور ، هفتم فرضی ، تکرار شده (به طوریکه می دانیم هفتم آکورهای هفتم نباید تکرار شود) و نیز حل نگردیده است .

     چنانکه مشاهده می شود این نتها پهلوئی (ر- فا-لابمل) به منظور حل به سه صدائی تنیک هدایت شده اند . برای بدست آوردن تاثیر نامطبوع تر بهتراست نتهای پهلوئی به اتفاق نتهای اصلی آکور یکجا باهم آورده شوند . مثال 175


برای مطالعه بیشتر تاثیر نتهای پهلوئی که با نتهای اصلی آکور با هم شنیده می شوند در زیر دو قطعه از ادبیات موسیقی آورده می شود :

 بتهون ، سنات برای ویولن ، ک -24 ، فا بزرگ قسمت پایانی


شومان ،پنج تائی با پیانو ، قسمت دوم


نتهای بیگانه نسبت به آکورها به ندرت به صورت کاملا آزاد نمود می کنند و معمولترین آنها با نت پایه ی آکور تشکیل فاصله ی ششم می دهد . مثال 176


 ترکیب بالا را می توان به عنوان «سیکست آژوته» درجه های اول و پنجم نیز تلقی نمود .


چهارم - نتهای گذر

 نتهای گذر «پاساژ» نتهای بیگانه ای هستند که نتهای اصلی دو هارمونی را ، در صدای بخصوصی ، با حرکت پیوسته به هم پیوند می دهند . مثال 177


نتهای گذر می توانند به صورت دیاتنیک یا کروماتیک و در کششهای طولانی ، (مانند نتهای پهلوئی) حتی به صورت آکور نیز نمود کنند . مانند قطعه ی زیر از سنات شوبرت ، قسمت اول .

 

                        شوبرت ،سنات - 


در میزان دوم مثال بالا ظاهراً وارونگی سوم آکور هفتم فرعی درجه ی دوم ، (با احتساب نت لا ، که بلا فاصله در باس قرار دارد) تشکیل شده است ولی در واقع نتهای گذر دو گانه ی سی و ر هستند که به صورت آکور نمود کرده اند ؛ لا و دودییز میزان اول ، توسط نتهای گذر سی و ر میزان دوم به نتهای دودییز و می میزان سوم پیوند یافته اند . در قطعه ی دیگری از شوبرت به نام «مرگ و دوشیزه» Schubert , Der Tod und das Madchen نت لا در صدای آلتو و صدای باس باید نت گذر محسوب شوند که با حرکت مخالف صداهای آلتو و باس بدین صورت نمود دارند :


 نتهای گذر در حرکت صداها نقش عمده ای دارند ، زیرا به وسیله ی نتهای گذر، صداهای گوناگون می توانند حرکت پیوسته ی مداوم داشته باشند .

     بعضی اوقات نتهای گذر، حرکت پنجمهای مستقیم مجاز را به صورت حرکت پنجم های موازی در می آورند که اگر در صداهای بیرونی (بین باس و سپرانو) نمود نکنند باید مجاز شمرده شوند . مثال 178


نتهای گذر اغلب به صورت ترکیب شده با نتهای پهلوئی نمود می نمایند . این وضع را میتوان به نام «نتهای گذر گسسته» توصیف نمود . مثال 179


در مثال 179 نتهای گذر در قسمتهای قوی و نتهای پهلوئی در قسمتهای ضعیف نمود دارند . در مثال زیر از شومان هارمونی دوم را (هر چند سپرانو حرکت پیوسته ی مداوم ننموده) باید به صورت گذر تلقی نمود . بدین ترتیب باید گفت : نت گذر صدای سپرانو به وسیله ی نت پهلوئی یا تاخیرآزاد (نت ر) به صورت گسسته نمود کرده است .

 

                                                     شومان ، کرایسلر یانا ، شماره 4


در نمود نتهای گذر به صورت کروماتیک باید توجه داشت که نتهای تغییر یافته با همان نتها به صورت اصلی نمود نداشته باشند . این شکل چنانکه مشاهده می شود ، (مثال 180) خیلی بد صدا است .


پنجم - نتهای ایست دار «ارگ وار»

منظور از نتهای ایست دار آنست که در بالا یا پائین یک نت ایست دار طولانی ، هارمونی های گوناگون در حرکت باشند . نت ایست دار اغلب در صدای باس قرار می گیرد و از آنجهت که در ساز ارگ به وسیله ی پدال امکان ایست دادن طولانی تر یک نت به دست می آید ، می توان این نوع نتها را به عنوان «نت ارگ وار» نیز نامگذاری کرد . بدینجهت برگزیده ترین طرز بکار بردن نتهای ایست دار یا ارگ وار در قطعاتی که برای ارگ تنظیم می شوند نمود می کند . مثال 181


 نتهای ایست دارممکن است با فاصله ی پنجم نیز، به صورت دو گانه ، نمود کنند .


همچنین نتهای ایست دار ممکن است به صورت ترکیبات گوناگون نیز نمود کنند . این نوع نتهای ایست داراغلب در قطعه هائی که برای پیانو تنظیم گشته به چشم می خورد ، زیرا این ساز امکان قوی ترشنیده شدن اینگونه نتهای ایست دار را آسانتر فراهم می کند . مثال 182


در طرح بالا نت ایست دار نت دو می باشد که به وسیله ی نتهای پهلوئی ، یا نتهای گذر به شکلهای گوناگون ترکیب یافته و همچنین به وسیله ی نت سل به صورت «نت های ایست دار دو گانه ی ترکیب یافته» نمود کرده است .

     نتهای ایست دار اغلب در روی آکور تنیک یا نمایان تشکیل می شود . در صورت اول معمولا روی سه صدایی تنیک از قسمت قوی میزان شروع و در قسمت قوی میزان پایان می یابد و در صورت دوم ، روی سه صدائی نمایان یا آکور هفتم نمایان شروع و پایان می یابد . بدین ترتیب نت ایست دار نباید با یک آکور نامطبوع (نسبت به همان نت) پایان یابد . مثال 183

پایان نت ایست دار با آکور نامطبوع * نسبت به نت ایست دار بد است .


 نتهای ایست دار در صداهای دیگر (غیر از باس) کمتر بکار برده می شود ، اگر چه در بعضی موارد ، مخصوصاً مانند قطعه ی زیر از شومان ، که هارمونی های اصلی به وسیله ی نتهای گذر ، (نشان داده شده با علامت *) پوشیده شده اند ، تاثیر جالبی ایجاد شده است . در مثال زیر نت ایست دار نت دو است .

 

          شومان ، بر فراز قلعه



  در این مورد برای اطلاع بیشتر قسمت اول سنات برای ارگ ، در دو کوچک ، اثر مندلس را مطالعه نمائید .


باید دقت نمود که تشخیص نت ارگ وار و نتهای بیگانه ی انواع دیگر از یکدیگر موضوعی کم و بیش دقیق است ، زیرا معمولا روی نتهای ارگ وار صداهای دیگر اغلب حرکت پیوسته نموده ، و مفاهیم نتهای تاخیری ، نتهای پهلوئی ، نتهای گذر و نتهای ایست دار (یا «ارگ وار») با یکدیگر مخلوط می شود . به گفته ی دیگر ، اکثر پیوندهای هارمونی را می توان به صورت نتهای بیگانه ی دیگر ، یا به صورت نت ایست دار تجزیه و تفسیر نمود ؛ مثلا در قطعه ی «شب بخیر» از شوبرت نتهای پهلوئی (ر- فا-لابمل) میزان دوم را بنابر آنچه در بالا گفته شد ، به عنوان نت ارگ وار باس (نت ایست دار کوتاه) که در سپرانو هم تکرار شده ، نیز می توان تلقی کرد . همچنین نتهای گذر دو گانه ی میزان دوم سنات شوبرت را نیز می توان به مفهوم بالا تفسیر کرد .

     در زیر امکان تفسیر چند گونه ی پیوند هارمونی ها روشن تر نشان داده شده است . مثال 184


 در مثال بالا ، هارمونی آن قسمت را که با (الف) مشخص شده ، می توان هم به عنوان نتهای پهلوئی سه گانه و هم به صورت نت ایست دار باس تلقی نمود . همچنین هارمونی ما قبل آخر را که با (ب) مشخص شده می توان علاوه بر نت ایست دار باس ، به صورت تاخیر دو گانه نیز تفسیر کرد . معمولا اگر نت ایست دار در یکی از صداهای میانی یا صدای لالائی قرار گیرد می توان هارمونی مربوط را با هر دو عنوان تفسیر نمود . مانند قطعه ی زیر از شوبرت :

 

      شوبرت ،  دختر ماهیگیر


 در قطعه ی بالا ، نت سل هارمونی مشخص شده با علامت * را میتوان به عنوان نت پهلوئی برای نت لا بکار بعدی تلقی نمود یا اینکه نت فا را ، در همان هارمونی ، به عنوان نت ایست دار تفسیر کرد .

     مواردی پیش می آید که به وسیله ی نتهای ایست دار ظاهراً آکورهای هفتم نمود می کنند . مانند مثال زیر :

 

گریگ ، قو


در قطعه ی بالا نتهای ایست دار فا و لا ظاهراً موجب پیدایش آکورهای هفتم می شوند ، ولی چون هفتم این آکور حل نشده اند ، نمی توان آنها را آکور هفتم محسوب داشت . 


آموزش مد گردی ( مد گردی دیاتنیک )

منظور از مدگردی یا «مدولاسیون» آنست که بوسیله تسلسل منطقی آکورها به صورت پل یا «گذر موقت» از تنی به تن دیگر گذر نمائیم .

    برای مدگردی از تنی به تن دیگر ، با اینکه راههای گوناگون موجود است ، ولی از نظر اصولی سه نوع متمایز زیر باید در نظر گرفته شود :

      1- مدگردی به وسیله تسلسل آکورهای دیاتنیک . (مدگردی دیاتنیک)

      2- مدگردی به وسیله آکورهای تغییر یافته . (مدگردی کروماتیک)

      3- مدگردی به وسیله مترادف فرض نمودن نتهای آکورها . (مدگردی مترادف)

     از سه نوع مدگردی گفته شده در بالا ممکن است عملا هر دو نوع آنها در مدگردی باهم نمود داشته باشند ؛ مثلا در مدگردی دیاتنیک ممکن است در عین حال عوض کردن مترادفی نتها نیز نمود داشته باشند ، یا اینکه ، (آنچه بیشتر معمول است ،) در مدگردی مترادف ، نتها و حتی آکورها (به منظور دور شدن از نتهای اصلی تن قبلی) به صورت تغییر یافته و کروماتیک نمود داشته باشند .  

 

     1- مدگردی دیاتنیک 

     این نوع مدگردی براساس تعلق آکورهای سه صدائی بزرگ و کوچک به تن های گوناگون بنیان گذاری می شود .

     برای مثال ، به طوریکه می دانید ، سه صدائی تنیک تن دو بزرگ یعنی «دو- می - سل»  در عین حال می تواند به عنوان درجه ی پنجم تن فا بزرگ ، درجه پنجم تن فا کوچک ، درجه چهارم تن سل بزرگ و درجه ششم تن می کوچک تلقی گردد .

     روی این اصل می توان نه تنها به تن های گفته شده در بالا ، بلکه با واسطه قرار دادن تن های مزبور به عنوان «پل» ، به دور ترین تن ها نسبت به تن اصلی نیز مدگردی نمود .

     مثلا اگر بخواهیم از تن دو بزرگ به تن ر بمل بزرگ مدگردی نماییم در این صورت طرح زیر را می توان در نظر گرفت : آکور سه صدائی تنیک دو بزرگ در عین حال سه صدائی نمایان تن فا کوچک است و از طرفی سه صدائی تنیک فا کوچک می تواند متعلق به درجه سوم تن ر بمل باشد ، پس با آوردن فرود پایانی می توان تن اخیر را تثبیت نمود . مثال 185


 یا اگر ، باز به عنوان مثال ، بخواهیم از تن دو بزرگ به تن سی بزرگ مدگردی نمائیم ، با در نظر گرفتن اینکه : سه صدائی تنییک دو بزرگ در عین حال سه صدائی درجه ششم می کوچک است ، و از طرفی چون سه صدائی تنیک سی بزرگ می تواند سه صدائی درجه پنجم می کوچک محسوب شود ، می توان به طرح زیر مدگردی نمود .  مثال 186


نظرات

ارسال نظر