بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

چند صدائی کردن صدای بالای ( سپرانو) تعیین شده

الف - به وسیله آکورهای سه صدائی

     اجرای این تکالیف به جهت امکان حلهای گوناگون آنها ، مشکل تر از حل تکالیف به صورت باسهای عدد گذاری شده بوده ، قبل از هر چیز بر احساس موسیقی هنرجویان متکی است .

     در هر صورت چند صدائی کردن سپرانوی تعیین شده را آنوقت باید شروع کرد که به حل باسهای عدد گذاری شده کاملا احاطه داشته و بتوانیم پیوند آکورهای درجه های گوناگون را در ذهن خود مجسم نموده روند صداها را بشنویم .

      برای شروع چند صدائی کردن بهتر است سپرانوی ساده ای را که از نتهای سفید تشکیل شده است ، انتخاب نمود و تنها از آکورهای سه صدائی به صورت پایگی استفاده کرد . (حتی وارونگی های این آکورها را نیز باید موقتا کنار گذاشت) .

     برای هریک از نتهای سپرانو سه امکان زیر موجود است :

     این نت می تواند : 1- پایه 2- سوم (تییرس) 3- پنجم (کنت) یک آکور سه صدائی باشد . از این سه امکان اغلب یک یا دو تای آنها را باید کنار گذاشت ، زیرا این صدا ممکن است یکی از صداهای آکور پنجم کاسته ای محسوب گردد که ، چنانکه قبلا یادآور شده ایم ، از بکار بردن آنها به حالت پایگی باید صرفنظر کرد ، یا اینکه در پیوند با آکور قبلی موجب پیدایش پنجمها و اکتاوهای مستقیم غیر مجاز گردد و بالاخره به این علت که ممکن است قسمتی از فرود بی موقع  را تشکیل دهد .

مثال 1 برای نشان دادن نحوه عملی آن طرح شده است .


 روشن است که آغاز و پایان این جمله باید با سه صدائی تنیک چند صدائی شود . بنابراین نت می در ابتدای جمله را باید سوم (تییرس) سه صدائی تنیک محسوب کرد ؛ اگر بخواهیم با وضع فراخ شروع کنیم صداهای دیگر به ترتیب زیر خواهند بود .


 نت فا بعدی می تواند : 1- پایه سه صدائی زیر نمایان (فا – لا – دو) 2- سوم (تییرس) سه صدائی روتنیک (ر- فا – لا) یا 3 – پنجم (کنت) سه صدائی محسوس (سی – ر – فا) محسوب گردد .  

    امکان سوم را به علت کاسته بودن آکور باید کنار گذاشت . امکان دوم نیز به علت اینکه در پیوند سه صدائی درجه اول به سه صدائی درجه دوم ، مجبور می بودیم سوم سه صدائی روتنیک را تکرار کنیم ، و در نتیجه این پیوند غیر طبیعی می نمود ، لذا باید کنار گذاشته شود .


پس باید تنها امکان اولی را برگزیده ، نت فا را پایه سه صدائی زیر نمایان محسوب نمائیم و این طبیعی ترین انتخاب است .


نت ر بعدی می تواند : 1- پایه سه صدائی روتنیک (ر- فا – لا) ، 2- سوم (تییرس) سه صدائی محسوس (سی – ر- فا) یا 3- پنجم (کنت) سه صدائی نمایان (سل – سی – ر) محسوب گردد . امکان اول را به علت اینکه اگر صدای باس به نت را به علت کاسته بودن با صدای سپرانو اکتاو موازی تشکیل خواهد داد ، و همچنین امکان دوم را به علت کاسته بودن سه صدائی درجه ی محسوس ، باید کنار گذاشت . پس باید تنها امکان سوم را برگزیده نت ر را پنجم (کنت) سه صدائی نمایان محسوب نمائیم .


 نت می بعدی می تواند : 1- پایه سه صدائی میانین (می – سل – سی) ، 2- سوم (تییرس) سه صدائی تنیک (دو – می- سل) یا 3- پنجم (کنت) سه صدائی رو نمایان (لا – دو – می) محسوب گردد . امکان سوم را به علت بوجود آمدن پنجم موازی بین صداهای باس و سپرانو باید کنار گذاشت .

    حال با اینکه در انتخاب امکان اول یا دوم آزاد هستیم ولی بهتر است امکان اول را انتخاب نمائیم ، زیرا سه صدائی تنیک (دو – می – سل) در میزان قبلی شنیده شده است .


نت ر بعدی تنها می تواند پنجم (کنت) سه صدائی نمایان (سل – سی – ر) محسوب شود . در غیر اینصورت ، یا اکتاو موازی تولید خواهد شد ، یا مواجه با سه صدائی کاسته ای خواهیم بود .

نت دو بعدی می تواند پایه سه صدائی تنیک (دو – می – سل) یا سوم (تییرس) سه صدائی رو نمایان (لا– دو- می) محسوب گردد . انتخاب امکان دوم بهتر است ، برای اینکه سه صدائی تنیک که برای پایان جمله باید بکاررود ، در صورتی اثر مطلوب را خواهد داشت که قبلا ، (نزدیک به پایان جمله) شنیده نشده باشد .

      بدیهی است نت دوی مزبور را به علت تولید پنجمهای موازی نمی توان پنجم (کنت) سه صدائی زیر نمایان (فا – لا – دو) محسوب نمود .


 سه نت بعدی که نتهای پایانی جمله اند ، بدون تردید باید فرود جمله را تشکیل دهند که در اینجا باید به صورت درجه های دوم ، پنجم ، و اول ، (به جای چهارم ، پنجم و اول) محسوب گردند زیرا نت ر جزء نتهای سه صدائی درجه چهارم ، (فا – لا – دو) نیست . بدین ترتیب چند صدائی کردن جمله پیشین به صورت زیر نمود خواهد کرد :


 با استفاده از وارونگی های آکورهای سه صدائی ، تعداد این امکانات بیشترمی شود . دستور مخصوصی برای استفاده از وارونگی اول (آکور شش) پیش بینی نشده است .

 در بعضی مواقع به کار بردن آکور شش خوب نیست ؛ مثلا آکور شش درجه ششم فرود شکسته ، ممکن نیست اثر سه صدائی درجه ششم به حالت پایگی را داشته باشد در هر صورت آکور شش را ، اگر با آکورهای قبلی و بعدی تولید پنجمها و اکتاوهای نامناسب نکند ، همیشه می توان به کار برد ، و در غیر ان صورت باید آکور را به حالت پایگی آورد . بکار بردن آکورهای شش بدین جهت اغلب مطلوب است که صدای باس در این صورت می تواند با پرش کوتاهتری حرکت کند . (میزان ما قبل آخر مثال 8 را با میزان ما قبل آخر مثال 9 مقابله نمائید)  

  جمله طرح شده در مثال 1 را می توان به وسیله آکورهای شش ، (و ترونگی اول آکور سه صدائی) نیز چند صدائی نمود . در مثال 9 آکور شماره شش (قسمت دوم میزان سوم) به حالت پایگی آورده شده ، چون طبیعی تر شنیده می شود . مثال 9

    بطوریکه قبلا ذکر شد ، آکور شش درجه دوم اگر در فرود جایگزین درجه چهارم باشد ، نقش بخصوصی ایفا خواهد کرد .

   اینک جمله آورده شده در بالا را به وسیله آکورهای شش همان درجه هائی که در مثال شماره 8 آورده شده بودند چند صدائی می کنیم . مثال 9


 بکار بردن وارونگی دوم آکورهای سه صدائی ، (آکور چهار شش) حتی مهمتر از این ، بکار نبردن آنها برای هنرجویان مشکلات فراوانی تولید خواهد نمود . تنها راه رفع این موانع ، دانستن دستورهای مربوط به طرز بکار بردن آکورهای چهار شش است که در گذشته درباره آن بحث شده است . نخست بهتر است تنها در تشکیل فرود ، در قسمت قوی میزان قبل از سه صدائی نمایان از آکور چهار شش درجه اول استفاده نمود .

 بهتر است اشارهای زیر را قبل از حل تکالیف این قسمت در نظر گرفت :

1- باید به حرکت روان صدای باس از لحاظ ملودیکی دقت نمود ؛ برگشت به یک نت بخصوص که در میزان قبل آورده شده در میزان بعدی به زیبائی ملودیکی صدای باس لطمه وارد می آورد .

2- از نگاه داشتن نتی از قسمت ضعیف به قسمت قوی میزان بعد در صدای باس باید اجتناب نمود ، مگر اینکه این کار به منظور تهیه نمودن نت نامطبوعی در صدای باس انجام گیرد . بر عکس نگاه داشتن نتی از قسمت قوی میزان به قسمت ضعیف آزاد است . (مثلا آکور چهار شش با باس نگاه داشته شده)

3-  مخالف حرکت کردن صداهای باس و سپرانو مطلوبست . بنابراین اگر صدای سپرانو حرکت بالا رونده نموده باشد بهتر است با وضع فشرده شروع نمود تا صدای باس امکان حرکت مخالف را داشته باشد . (مانند تکه ی شماره 4 تکالیف بعدی) عکس این مورد وقتی است که صدای سپرانو حرکت مداوم پایین رونده داشته باشد که باید با وضع فراخ شروع نمود .

4-  در حرکت صدای سپرانو غالبا ایجاب می کند که هارمونی نگاه داشته شود ، دراین صورت بهتر است از وارونگی های همان آکور استفاده شود . مثلا در شروع تکه شماره 3 تکالیف بعدی بهتر است سه صدائی درجه اول به حالت پایگی و وارونگی اول آن ، (آکور شش درجه اول) و وارونگی دوم آن (آکور چهار و شش درجه اول) پشت سر هم آورده شوند .

5- کد تنالیته ی صدای سپرانو را نمی توان فقط از روی علامتهای ترکیبی تشخیص داد ، بلکه ترکیب شکل فرود پایانی جمله است که اغلب این تشخیص را مسجل می سازد .

     (بطوریکه می دانیم با علامت یا علامتهای ترکیبی بخصوصی ، ملودی میتواند هم در مد بزرگ و هم در مد کوچک نسبی همان تن بزرگ باشد)


تکالیف – سپرانوهای زیر را بوسیله آکورهای سه صدائی و وارونگی های آن به صورت چهار صدائی در آورید .

     برای آسانی کار و راهنمائی هنرجویان در جاهائی که امکان بکار بردن آکور چهار و شش موجود است ، (البته لزوم آن حتمی نیست) علامت (* گذاشته شده است .

    بهتر است تکالیف را تدریجا بدون کمک گرفتن از آزمایش با پیانو (تنها به کمک شنوائی) چند صدائی نمود .


ب – با دخالت دادن آکورهای هفتم و وارونگی های آن

روشن است اگر آکورهای هفتم و وارونگی های آن را نیز در چند صدائی کردن صدای سپرانوی تعیین شده بکار ببریم ، تعداد امکانات در برگزیدن آکورهای گوناگون افزایش خواهد یافت . برای استفاده از آکورهای هفتم ، به طوریکه می دانیم باید هفتم آکور با شرایط مخصوصی ، (تهیه شود یا حرکت پیوسته نموده باشد) آورده شده و در هر صورت حل گردد .

سپرانوی زیر را با استفاده از آکورهای هفتم باید چند صدائی نمود :


چند صدائی کردن سپرانوی بالا به وسیله آکورهای سه صدائی به طرح زیر نمود خواهد کرد :


با استفاده از آکور هفتم بعد از اولین آکور ، می توان از آکور هفتم همان درجه به صورت وارونگی سوم «آکور 2» که هفتم آن به صورت گذر در باس آمده است .) استفاده نمود که به نوبه خود به آکور شش درجه چهارم (نت لا) حل خواهد شد .


آکور شماره چهار را نیز می توان به صورت وارونگی سوم «آکور2» که روی نت لا بنا شده (با هفتم تهیه شده) آورد که به نوبه ی خود می تواند به وارونگی اول «آکور پنج شش» که روی نت سل یا سل دییز ، (تسهیل گذر به لا) بنا شده حل شود .

هفتم این آکور پنج و شش نیز که در سپرانو تهیه شده به نوبه خود حل می شود .


اکنون برای تشکیل فرود به آسانی می توان از وارونگی اول «آکور پنج و شش» درجه دوم (که همیشه می توان آن را به جای آکور سه صدائی زیر نمایان آورد) استفاده کرد .

بدین ترتیب جمله بالا به ترتیب زیر نمود خواهد کرد . مثال 14


شکلهای گوناگون فرود پایانی

قبل از حل تکالیفی که در این قسمت داده خواهد شد باید به شکلهای گوناگون فرودها دقت نموده ، امکانات متعدد آنها را به خاطر سپرد .

فرودهای معمولی را که باید پایان جمله ای را برسانند «فرود پایانی» می نامند .

 فرود پایانی معمولا از تسلسل درجه هائی به شرح زیر تشکیل می شود که در آخر جمله ها آورده می شوند : تسلسل درجه های چهارم ، پنجم و اول (مثال 15 قسمت الف) ؛ یا درجه های چهارم آکور چهار شش درجه ی اول ، درجه پنجم و درجه اول (همان مثال ب) یا آکور شش درجه دوم ، درجه پنجم و درجه اول (همان مثال قسمت پ) ؛ یا درجه های ششم ، آکور پنج و شش درجه دوم درجه پنجم و درجه اول (همان مثال قسمت ت) ؛ و بالاخره از ترکیبات گوناگون این درجه ها . مثال 15


در بعضی از کتابهای درسی اصطلاح فرود پایانی «کامل» و «ناکامل» بکار برده شده که اولی ، پایانی است که در آکور نمایان ما قبل آخر به صورت پایگی و آکور تنیک آخری با حالت اکتاوی آمده باشد .

 این تقسیم بندی بیشتر از نظر فرم موسیقی است و آن بدین صورت است که : نیم جمله ی اولی و نیم جمله ی بعدی یک پریودی ، هر دو با آکور تنیک پایان یافته باشند . مثال 16


 وجه اشتراکی که بین این فرودهای گوناگون موجود است این است که آکور ما قبل آخر در همه آنها ، آکور نمایان و آکور آخر ، سه صدائی تنیک است .

      اگر به جای آکور نمایان آکور درجه چهارم آمده باشد ، تشکیل «فرود پلاگالی» داده می شود که به نام «فرود کلیسائی» نیز نامیده می شود . این فرود هر چند به ندرت بکار می رود ولی بسیار خوش صدا و زیبا است .

      فرود پلاگالی معمولا به دنبال فرود پایانی می آید و به شکلهای زیر ممکن است نمود کند : مثال 17


 به موازات اینگونه فرودها باید فرود شکسته را یاد آوری نمود . (رجوع شود به فرود شکسته)

بطوریکه می دانیم این فرود موقعی تشکیل می شود که بعد از آکور نمایان بر خلاف انتظار به جای آکور تنیک ، آکور دیگری که معمولا آکور درجه ششم است بیاید . این فرود به شکلهای دیگری نیز می تواند نمود کند . مثال 18


 و بالاخره موقعی صحبت از فرود «نیمه پایان» به میان می آید که فرود بر روی درجه نمایان برسد . (رجوع شود به کرالها) 150

 نوع ویژه ی نیمه پایانی که به «فرود فریژینی» معروف است که در بعضی موارد بکار برده می شود و آن بدین شکل است که فرود به روی درجه نمایان مد کوچک نسبی تن مربوط برسد . مثال 19


مثال برای نیمه پایان فریژینی از شوبرت .

 شوبرت ، ترانه شبانه برای دورشده


در شکل پایانی ملودیهائی که حرکت بالا رونده متوالی دارند ، باید دقت بیشتری نمود چون اغلب امکان بوجود آمدن پنجمهای موازی موجود است . طرحهای زیر نمونه ای از حلهای درست اینگونه ملودیها است : مثال 20


 تکالیف: سپرانوهای زیر با استفاده از آکورهای چند صدائی و هفتمها و وارونگی های آن چند صدائی نمائید .


پ – با دخالت دادن نتهای بیگانه نسبت به آکورها

در تکالیف این قسمت نتهای بیگانه نسبت به آکورها ، نخست باید به صورت نتهای تاخیر شده یا نتهای گذر آورده شوند .

1- امکان بکار بردن نتهای تاخیر شده موقعی بدست می آید که یکی از صداها ، حرکت پیوسته پائین رونده (و بندرت حرکت پیوسته بالا رونده) نموده باشد .

البته باید شرایط بکار بردن نتهای تاخیر شده را همیشه در نظر گرفت . (مثلا : نتهای تاخیر شده باید نسبت به آکور ، فاصله نامطبوع تشکیل دهد و ممنوع بودن تکرار این نت و حل آنها و غیره)


 حرکتهای پیوسته پائین رونده در اینجا به وسیله خطوط مایل نشان داده است . ولی باید توجه داشته باشیم که همه آنها را نمی توان به صورت نت تاخیر آورد . (حرکتهائی که با الف مشخص شده است)

مثال 21 با دخالت دادن امکانات گوناگون نتهای تاخیر (حتی در صدای سپرانو) می تواند به طرح زیر نمود کند : مثال 22


 دو میزان آخر مثال 22 می تواند بدین شکل نیز نمود کند . 


در تکالیف این قسمت نتهای نقطه دار و نتهای به هم وصل شده توسط خط اتحاد ، و همچنین نتهائی که به صورت سنکپ آورده شده اند ، مواردی هستند که صدای سپرانو باید به صورت تاخیر شده نمود نماید . مثال 23



به هنرجویان توصیه می شود برای آسانی کار و بهتر درک کردن این مبحث ، قبلا تکالیف تمرینی را به طور ساده (بدون دخالت دادن نتهای تاخیر) چند صدائی نمایند و بعدا به امکانات گوناگون بکار بردن نتهائی که به صورت پیوسته پائین رونده حرکت نموده اند ، بپردازند .  

2-  در مورد استفاده از نتهای گذر موارد زیرقابل تذکراست : در چند صدائی کردن صدای سپرانو از نتهای گذر برای دو منظور می توان استفاده نمود .

الف – به منظور حرکت پیوسته دادن به صدای بخصوصی ، بدین معنی که حرکتهای پرش دار این صدا به وسیله نتهای گذر به صورت حرکت پیوسته در آید .

ب – به منظور تلفیق حرکت ریتمی صداهای گوناگون ، بدین معنی که صداهای ایست دار بوسیله نتهای گذر حرکت داده شوند .

    حرکت پیوسته دادن به هر صدا به وسیله نتهای گذر اغلب مواقعی مورد استفاده قرار می گیرد که آن صدا پرشهای تییرسی (با فاصله سوم) کرده باشد .


 اگر پرشهای تییرسی مثال بالا را (که با خطوط مایل نشان داده شده) به وسیله نتهای گذر حرکت پیوسته بدهیم ، مثال بالا به شکل زیر در خواهد آمد .


 نتهای گذر به منظور تلفیق ریتمی ، مخصوصا در مواقعی که صدای سپرانو حرکت ریتمی بخصوص نموده و ضمن حرکت ایست داشته باشد ، بدین معنی مورد استفاده قرار می گیرند . در این صورت است  که به وسیله نتهای گذر در صداهای دیگر به راحتی می توان توازن ریتمی جمله ای را حفظ نمود . مثال 26


مخصوصا چون توقف حرکت ریتمی ملودی در قسمت ضعیف میزان خوش آیند نیست ، مانند :


بدین جهت بهتر است در صداهای دیگر حرکت ریتمی را ادامه داد . مثال 27


همانطور که در حرکت صداها در مثال 27 قسمتهای الف ایجاب می نمود که سوم تییرس آکور تکرار شود ، اغلب حرکت صداها موجب پیدایش آکورهای خالی در قسمتهای قوی نسبی میزان می گردد ، (مثال 28 قسمتهای ب) همچنین بدین سبب است که گاهی صداها اجبارا به طور غیر معمولی ازهم دور شده نمود می نمایند . مثال 28 قسمت پ


گاهی چنین پیش می آید که نتهای گذر با نتهای اصلی آکورها تشکیل فاصله نامطبوع می دهند . مثال 29 قسمتهای الف


در بکار بردن کششهای کوتاه تر باید دقت نمود که : بعد از حرکت پیوسته مداوم نباید حرکت پرش دار نمود و نیز بعد از این حرکت یکی از نتهای آن را نباید تکرار کرد . ولی ادامه دادن حرکت پیوسته مطلوب است .


جمله های زیر ، که هر کدام دارای نتهای گذر و نتهای تاخیر به شکلهای گوناگون می باشند ، می تواند به عنوان نمونه برای به عمل آوردن تکالیف بعدی مورد استفاده قرار گیرد .


در چند صدائی کردن تکالیف زیر ، (چنانکه قبلا گفته شد) از ایست صداها ، به منظور جلوگیری از دگرگونی حرکت ریتمی جمله) و همچنین از تکرار نتهای حرکتهای پیوسته مداوم ، باید اجتناب نمود .

تکالیف



(تکالیف بالا با دخالت دادن نتهای بیگانه نسبت به آکورها و همچنین با بکار بردن آکورهای تغییر یافته نیز باید چند صدائی نمود)


باسهای عدد گذاری نشده

چون در چند صدائی کردن باسهای عدد گذاری شده تا اندازه ای ترتیب حرکت ملودیکی (صدای سپرانو) محدود است ، تکالیفی به صورت باسهای عدد حرکت گذاری نشده طرح شده است ،  که امکان بیشتری برای آزادی ترتیب حرکت ملودیکی را به دست می دهد . باید سعی نمود حرکت ملودیکی زیبا و منطقی (اغلب با استفاده از روند پیاپی) بدست آورد . حرکت بالا رونده ی ملودی تا نقطه اوج و پایین آمدن آن به فرود (رجوع شود به شماره های 4 و 12 تکالیف قبلی) و همچنین عکس ترتیب بالا و پایین آمدن ملودی تا نقطه ای بخصوص و بالا رفتن آن تا فرود (رجوع شود به شماره 1 تکالیف گفته شده در بالا) خیلی معمول است . برای تلفیق ریتمی جمله باید در نظر داشت در مواقعی که صدای باس ایست دارد ، حرکت موزون صداهای دیگر می تواند این لکنت ریتمی را جبران کند . (در تکالیف این قسمت تلفیق ریتمی اغلب به صورت سیاه باید مورد نظر باشد) تنها در آغاز و پایان جمله ، حرکت ایست دار کمتر ناخوش آیند است .



 اشاره - در تکالیف بالا شماره 4 به صورت چنگ و شماره های 11 و 12 به صورت سفید چند صدائی شوند . (مثلا برای یک نت گرد نقطه دار باس ، باید سه آکور و برای هر گرد دو آکور در نظر گرفته شود .)


چند صدائی کردن کرالها

چند صدائی کردن کرالها از بعمل آوردن تکالیف اخیر به مراتب آسانتر است ، زیرا حرکت هر یک از صداها در کرالها تا اندازه ای ساده و محدود است و در چند صدائی کردن آنها اغلب آکورهای سه صدائی بکار برده می شوند . همچنین نتهای بیگانه ، از قبیل : نتهای تاخیر ، نتهای پهلوئی یا نتهای گذر باید کم و دور از هم بکار برده شوند تا به سادگی جمله موسیقی لطمه وارد نیاید .

     باید در نظر گرفت که تا پایان هر یک از بیت های کرال ، (که به وسیله نقطه توقف تعیین می شود) ممکن است به صورت فرود پایانی ، نیمه پایان یا بالاخره به صورت نوع متغییر نیمه پایان ، یعنی فرود شکسته نمود کند .

      درباره فرود پایانی قبلا بحث شده است . (صفحه 139) اینک درباره فرود نیمه پایان باید یاد آوری نمائیم که : این نوع فرود روی درجه پنجم یا درجه چهارم (و بندرت درجه اول) تشکیل می شود ، حالت پایان موقت  را دارد . به ندرت ممکن است حتی روی درجه های دیگر نیز فرود نیمه پایان تشکیل گردد .

     همچنین در مورد تفاوت بین نیمه پایان معمولی و فرود پایانی که به صورت مدگردی به نمایان (با نمود نت مخصوص خود) می رسد ، باید در نظر گرفت که این فرود نیز در اصل فرود پایانی نیست چون حس شنوائی ما عادت به برگشت به تن اصلی را دارد . و بالاخره فرود شکسته موقعی تشکیل می شود که پس از درجه چهارم یا درجه پنجم ، به جای درجه اول درجه دیگری (معمولا درجه ششم) آورده شده باشد .

     در مثال 31 (قسمتی از یک کرال) قبلا نیمه پایان روی درجه پنجم ، (قسمت الف) و بعدا مدگردی به همان درجه به شکل فرود پایانی نشان داده شده است . (قسمت ب)


در مثال 32 اقسام گوناگون فرودها نشان داده شده است .



الف = فرود پایانی

 ب = فرود نیمه پایان دوی نمایان لا کوچک ، که به نام «فرود فریژینی» معروف است .


پ = فرود شکسته .

       در چند صدائی کردن کرالها هنر جویان اغلب هارمونی هائی انتخاب می کنند که هر چند از نظر پیوند آکورها نادرست نیستند ولی از نظر سبک ، پیروی ازسلیقه نمی کنند ، این اشتباهها تنها در اثر مطالعه دقیق کرالها و پی بردن به سبک ویژه آنها می تواند از بین برود .

      مثال 33 قسمت الف ، هر چند از نظر پیوند هارمونی ها درست است ولی از نظر سبک نارسا است ، ولی در قسمت ب صداها روانتر و با سلیقه تر حرکت نموده اند .


 در زیر دو نقطه از مجموعه «کرالهای دورفل» به عنوان نمونه ای از طرز ساختمان و سبک کرالها برای راهنمائی هنرجویان آورده می شود .






تکالیف

ملودی های کرالی زیر راچند صدائی نمائید .


 درسی بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف


درسل بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف


تکالیف

درسل بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف

درسی بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف

درلا بمل کوچک نیز اجرا نمائید.


 درلا بمل بزرگ اجرا نمائید.


در سی بزرگ نیز اجرا نمائید .


درلا بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


 در ر بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


 در دو دییز کوچک نیز اجرا نمائید.


تکالیف


در سی بمل کوچک نیز اجرا نمائید.


تکالیف


تکالیف


 در ر بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


 در دو دییز کوچک نیزاجرا نمائید.


تکالیف


 در سل دییز کوچک نیز اجرا نمائید.


تکالیف


در ر بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف


تکالیف


تکالیف


 در لا بمل بزرگ نیز اجرا نمائید.


تکالیف


در می بمل کوچک نیز اجرا نمائید.


تکالیف


نظرات

ارسال نظر