بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

کنترپوان فصل ششم

گسترش موتیف و انوانسیون دوصدایی (موتیف)

لغت موتیف بصورتهای مختلف تشریح شده است بعضی آن را مترادف با فیگور(طرح)یا کوچکترین واحد جمله ملودی می شناسند.دیگران آن را به مفهوم وسیع تری،اغلب به درازای یک یا دو میزان،ولی بندرت بیشتر از چهارمیزان می شناسند.ما این تفسیر دومی را ملاک عمل قرار خواهیم داد.

درباره ساختمان موتیف و چگونگی رفتار با آن می توان مطالب بسیار نوشت .از جمله اینکه موتیف می تواند شامل فیگورهای کوچکتر بوده که بصورت سکانس تکرار شوند،و یا اینکه باید دارای خصائص جلب توجه کننده ای باشد که به راحتی دراشارات بعدی قابل تشخیص باشد.همچنین موتیف ممکن است روی سر ضرب و یا با آفتاکت شروع شود.و یا اینکه می تواند نخست به صورت تنها ارائه شود و یا با همراهی صداهی دیگر باشد و غیره.این مطالب ونکات دیگر در معاینه قسمتهایی از انوانسیون های باخ بتوجه خواهند رسید و همچنین از طریق آنالیزهای بیشتری که دانشجو بایستی از آثار کنترپوانی دیگران بنماید مطالب مربوط به موتیف بیشتر روشن خواهد گردید.

یوهان سباستیان باخ 15دقیقه دوصدایی برای کلاویه تحت عنوان انوانسیون،و همچنین 15 قطعه سه صدایی باز هم برای کلاویه تحت عنوان سینفونیا نوشت.این قطعات اکنون بطور کلی تحت عنوان انوانسیونهای دو قسمتی و انوانسیون های سه قسمتی شناخته شده اند.لغت"قسمت"در اینجا مترادف با "صدا"بکار می رود و ارتباطی با مفهوم آن در مبحث فرمهای موسیقی ندارد.

 


ساختمان و محتوی

انوانسیون را می توان یک قطعه کوتاه کنترپوانی دانست که معمولاً فرم آن چند قسمتی بوده و موتیفی درآغاز ارائه گشته و به شیوه تقلیدی مورد گسترش قرار می گیرد.در نمونه زیر مرسوم ترین طرح برای آغاز یک انوانسیون دو قسمتی نشان داده می شود.


کنترموتیف یک خط ملودیک است که معمولاً در مقابل دومین ارائه موتیف قرار می گیرد و در قسمتهای بعدی انوانسیون نیز بکار برده می شود.لغت کنترموتیف تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد قبلاً مورد استفاده نبوده است ولی چون موازی خوبی برای لغت کنتر سوژه می باشد در اینجا بکار برده می شود.کنترسوژه با همان مفهومی که به کنترموتیف اینجا دادیم در مورد فوک مصداق دارد.چنین بنظر می رسد که بهرحال لغت کنترموتیف به لغت"شریک کنترپوانی" در مقابل "کنترپوان ثابت" که در جاهای دیگر بکار برده شده رجحان دارد.اگر خط ملودی که دومین ارائه موتیف را همراهی میکند بطور منظم در طول قطعه بکار نرود آنوقت آن را کنترموتیف نخوانده و صرفاً بعنوان مطالب آزاد خواهیم شناخت.

پاساژهای رابط بین اولین ارائه موتیف،بین دو صدا،ودومین ارائه آن خیلی متداول نیستند ای نوع پاساژها که حاوی تحولاتی نیز هستند اغلب بین دومین و سومین ارائه موتیف در انوانسیونهای سه صدایی بکارمی روند و در بعضی کتب کنترپوان"کدتا"خوانده شده اند.معهذا چون این لغت مرسوماً به پاساژ کوتاهی داده می شود که برای اختتام در پایان قسمتی از موسیقی آورده می شود استعمال آن در مورد پاساژی که بین دو قسمت اصلی قرار دارد و برای اختتام نیست بنظر صحیح نمی رسد.

پس از ارائه های نخستین،آنطوری که درنمونه 1نشان داده ایم،موتیف گاهی دریک صدای دیگر در تونالیته های مختلف ظاهر می شود، تغییراتی که شامل اضافات و کم شدن هایی از موتیف نیز خواهد بود در این تکرارها دیده میشود .در انوانسیون های باخ این مدولاسیون ها معمولاً به پنج تونالیته اصلی ،که نزدیک ترین هستند،محدود است.این پنج تونالیته نزدیک از قرار زیراند:

درگامهای ماژور و مینور:                             در ماژور:                               در مینور:

نمایان                                                     روتونیک                               زیرتونیک

نمایان زیر                                                                                         (یک تمام پرده زیر)

میانی

میانی زیر

ارائه موتیف با قسمتهایی که به نام"اپی زور"خوانده می شود از یکدیگر جدا می شود.اپی زود بخش های فاصلی هستند که در آن موتیف بطور کامل عرضه نمی شود اگر چه اجزایی از آن می تواند مورد استفاده باشد.چنین پاساژهایی را از نظر آنالیز می توان "عوامل موتیفی"نام گذاری کرد.در پایان انوانسیون معمولاً موتیف یک یا دو بار دیگر در تونالیته اصلی عرضه می گردد.این نوع قطعه موسیقی بطور کلی به دو یا سه بخش کاملاً مشخص تقسیم می گردد،که پایان هر یک به توسط یک فرود(کادانس)مشخص می گردد.


شیوه های مشخص برای گسترش

آنچه در اینجا مورد بحث است از حد یک طرح کلی نمی تواند تجاوز کند.محتوی هر انوانسیون توسط چگونگی موتیف آن و امکاناتی که آن موتیف برای گسترش در درون خود دارد مشخص می گردد.در مثال زیر جزئی از یک موتیف انتخاب شده و امکانات مختلف برای گسترش و تحول آن داده شده است.

نمونه2:


فایل صوتی : دانلود

حرکت مخالف معمولاً به نام معکوس(انورسیون)خوانده می شود.ولی بخاطر روشن بودن مبحث در این کتاب لغت معکوس را برای مرحله ای که موقعیت صداها با یکدیگر عوض می شود و کنترپوان معکوس نامیده می شود حفظ می کنیم.این موضوع در فصل11مورد بحث قرار خواهد گرفت.

از آنچه در نمونه2نشان داده ایم سه مورد آن در انوانسیون های باخ بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است که عبارتند از استفاده از قسمتی از موتیف،بسط دادن موتیف از طریق تکرارهای سکانسی و استرتتو.لغت استرتتو در ایتالیایی به مفهوم تنگ آمده است و به مواقعی که ارائه موتیف در فاصله خیلی نزدیک در بین صداها آورده می شود اطلاق می گردد(آخرین قسمت نمونه2)کاستن و افزودن و حرکت مخالف نیز گاه گاهی مورد استفاده است.افزودن و حرکت مخالف در نمونه 3به توجه می رسد.بطور کلی اینگونه روشها در فرمهای وسیع تر مانند فوگ بیشتر بکار رفته اند.حرکت پس رو که گاهی"کان کری زان"(در لاتین بمعنای خرچنگ)نیز گفته شده است مورد استفاده اش نادر است.نه تنها بکار بردن آن از نظر آهنگ سازی مشکل است بلکه گوش معمولی قادر به تشخیص خط ملودی وقتی که از آخر به اول برود نخواهد بود و از این رو منظور از این شیوه نامفهوم خواهد شد.مخلوطی از دویا بیشتر از این شیوه ها نیز ممکن خواهد بود،همانطور که در نمونه15از فصل 9حرکت مخالف توام با افزودن بچشم می خورد.تبصرتاً باید اشاره کرد که این روش ها،فرداً یا ترکیب با یکدیگر،در موسیقی 12نتی دائماً مورد استفاده قرار می گیرد.

اینکه ما تمام شیوه های مختلف گسترش موتیف را در اینجا ارائه دادیم به این منظور نبوده که شاگرد از تمام آنها یک جا استفاده نماید.در مورد یک موتیف بخصوص بعضی از این شیوه ها قابل بکاربردن است و بعضی دیگر غیرطبیعی و ناجور خواهند بود.به عبارت دیگر استفاده از هر یک از آنها بایستی از جانب خود موسیقی و امکاناتش ببار آید و نه بر اساس یک تصمیم جداگانه و تجریدی.


تجزیه و تحلیل انوانسیون ها

مطمئن هستیم که تمام شاگردان کنترپوان مقداری تجزیه و تحلیل از انوانسیون های باخ را جزو تکالیف اصلی شان انجام خواهند داد.برای اینکه در این کار آمادگی بیشتری ایجاد شود قسمتهایی از بعضی از انوانسیونهای دوصدایی دراینجا مورد بحث قرار خواهد گرفت.نخست لازم است توضیحی درباره علائم و لغات مورد استفاده مان داده شود.لغت موتیف را توضیح داده ایم.بخاطر بسپارید که معمولاً لغت موتیف برای ملودی درانوانسیون بکار می رود نه لغت"تم".برای سهولت میتوان از حرفM بجای موتیف واز حروف CMبجای کنترموتیف استفاده کرد هر اینکه موتیف دومی وجود داشته باشد،و ندرتا اینطور خواهد بود،آنوقت می توان موتیف اول راM1و موتیف دوم راM2علامت گذاری کرد.برای مطالب آزادی که در قطعه بکار می روند،و از موتیف ویا کنترموتیف اخذ نمی شوند،علامت گذاری لازم نخواهند بود و یا میتوان صرفاً لغت"آزاد"را برویشان نوشت.برای دنباله یک مطلب خط موج دار بکار می رود.برای مطالبی که به عوامل قبلی مربوط است ولی ،این ارتباط آنقدر نزدیک نیست که بعنوان جزئی از آن شناخته شود،خط نقطه دار بکار می بریم و بعلاوه علاماتی مانند"M"یا"CM"برویش می گذاریم تا مشخص شود که با چه عواملی مرتبط است.استفاده از علامت کروشه( \"\") برای نشان دادن یک مطلب موزیکال که یکپارچگی دارد مفید خواهد بود،فرودهای مشخص در پایان قسمت ها و تونالیته نیز بایستی تعیین گردد،مثلاً "فرود مینورهمسایه".


در اینجا آغاز اولین انوانسیون دوصدایی باخ رابطوری که در بالا تشریح گردید تجزیه و تحلیل میکنیم.نمونه3فقط 6میزان از این قطعه که در مجموع 22میزان دارد را نشان می دهد.

نمونه3:


فایل صوتی : دانلود

در این مورد موتیف فقط نیم میزان وسعت دارد و با نت تونیک بعد از یک سکوت دولاچنگ آغاز می شود.یک اکتاو پایین تر،در دست چپ،همین موتیف درنیمه دوم میزان اول تقلید می شود و در آن موقع دست راست یک کنترموتیف را ارائه می دهد که لزوماً آنهم کوتاه است با موتیف های طولانی تر کنترموتیف نیز وسیع تر،مهم تر و جالب تر میشود.درمیزان دوم موتیف مجدداً در صدای بالا اعلام می شود ولی این بار در تونالیته نمایان.اگر چهدر این انوانسیون صدای زیر در این محل تقریباً مسکوت می ماند، ولی در اکثر انوانسیونها ادامه داشته یا از کنترموتیف و یا از مطالب آزاد استفاده می کند.درنیمه دوم میزان دوم موتیف باز در صدای زیر در تونالیته نمایان ظاهر می شود و باز هم یک اکتاو پایین تر از صدای بالا قرار دارد.یک فاصله درپایان موتیف(بین میزان دوم و سوم در صدای پایین)تغییر یافته و پرش پنجم به چهارم تبدیل شده است.این تغییر برای حفظ مبانی هارمونیک قطعه ضروری بوده است.نظیر چنین تغییری باز هم درمیزان پنجم بکار رفته است.

بعد به یک سری سکانس در صدای بالا برمیخوریم که در آن موتیف به صورت مخالف بکار رفته است درحالی که قسمتی از آغاز موتیف به صورت افزودن در صدای پایین آورده شده است.درمیزان پنج تکراری از موتیف با ریتم اصلی اش براساس هارمونی روتونیک(نمایان نمایان)وجود دارد.در قسمت اول از میزان ششم هر دو صدا گسترش داشته و در صدای بالا قسمتی از موتیف به صورت سکانس ادامه یافته است نیمه دوم این میزان یک کادانس قوی روی تونالیته نمایان را در بر می گیرد.اگر بقیه این انوانسیون را تجزیه و تحلیل بکنیم خواهیم دید که حرکت مخالف در آن خیلی زیاد مورد استفاده قرار گرفته است این تنها انوانسیون باخ است که تا این اندازه در آن از روش حرکت مخالف استفاده شده است.

توجه کنید که دراین انوانسیون،و همچنین دیگر انوانسیون های باخ،بین موتیف و مطالبی که بعداً می آید جدایی وجود ندارد.یک مطلب با نرمش به مطلب بعدی متصل می شود.دربعضی انوانسیون ها حتی تمیز اینکه کجا یکی تمام شده و دیگری آغاز می شود مشکل است بنابراین درتجزیه وتحلیل شاید ضروری باشد یک نت خاصی بعنوان آخرین نت موتیف و در عین حال اولین نت کنترموتیف و یا مطلب آزاد شناخته شود.

در صدای دوم موتیف می تواند موقعی شروع شود که صدای اول را ارائه موتیف را تمام کرده و یا با آخرین نت آن آغاز شود.حتی ممکن است که عرضه موتیف در صدای دوم توام با چند نت آخر آن درصدای اول باشد و بدین صورت تا حدی روی هم افتد.تجزیه و تحلیل از روی هم واقع شدنهای طولانی ضروری نیست مگر در موردی که شیوه کانن بطور واقعی بکار رفته باشد مانند انوانسیون های دوصدایی شماره2و8باخ. کانن در فصل نهم مرد بحث واقع خواهد شد.

در نمونه 4آغاز انوانسیون شماره 8را نشان میدهیم هر دو صدا عیناً یک مطلب را عرضه می کنند ولی صدا بالا یک میزان زودتر از صدای پایین می آید.در قسمتهای بعدی از همین انوانسیون شیوه کانن رها شده و ساختمان آن شبیه به انوانسیون های دیگر است.

نمونه4:


فایل صوتی : دانلود

در انوانسیون شماره1(نمونه3)و در اغلب انوانسیونهای دیگر موتیف در آغاز به تنهایی عرضه می گردد.ولی درمواردی با صدای دوم از آغاز توام است.چنین ترتیبی موقعی امکان پذیر است که موتیف با نت تونیک شروع نشود.در این صورت صدای دوم می تواند نت تونیک را اعلام داشته و به ابراز قطعی ترتونالیته کمک نماید،همچنین باس میتواند در تفهیم هارمونیک موتیف موثر باشد در این موارد دیگر صدای دوم در حفظ ریتم ،موقعی که موتیف نتهای طولانی رادر بر می گیرد،کمک خواهد کرد. هر سه موردی که دراینجا ذکر شد در نمونه های 5و6 نشان داده شده است.

در مواردی صدای دوم که از آغاز ظاهر می شود در واقع کنترموتیف است که مجدداً در صدای دیگر درمقابل موتیف ظاهر می شود.و همچنین بدون شک در نقاط دیگری از انوانسیون بکار گرفته می شود.(نمونه15)اتفاقاً موتیف انوانسیون شماره9،که در نمونه5بنظر می رسد،یکی از طولانی ترین موتیف ها در انوانسیون های باخ است.

نمونه5:


فایل صوتی : دانلود

مطابی که از آغاز در مقابل موتیف قرار میگرد می تواند فقط جنبه مطلب آزاد داشته باشد و هرگز در طول انوانسیون تکرار نشود،وهمچین اهمیت خاصی بعنوان یک خط ملودی نداشته باشد.چنین وضعیتی درانوانسیون شماره15 وجود دارد که در نمونه6به توجه می رسد.

نمونه6:


فایل صوتی : دانلود

همین نمونه برای روشن شدن دو نکته دیگر مفید خواهد بود.اولاً توجه کنید که تقلید موتیف در میزان سوم در تونالیته نمایان است در حالی که طرح معمولی انوانسیون این تقلید را در تونالیته تونیک قرار می دهد.چهار انوانسیون دو صدایی دیگر باخ(شماره5-10-12-14)از این نظر مشابه با نمونه فوقند.ثانیاً می بینید که در میزان 5 موتیف بعد از ضرب سوم درمیزان ظاهر می شود،در حالی که دراصل موتیف بعد از ضرب اول شروع میشود.یک چنین تغییر مکان برای موتیف دردرون میزان معمولاً از ضرب اول به ضرب سوم،و یا از ضرب دوم به ضرب چهارم ممکن خواهد بود،ولی نه از ضرب اول به ضرب دوم یا ضرب چهارم. در میزانهای سه ضربی تغییرمکان از هر یک از ضربها به ضرب دیگر درست نخواهد بود این قاعده کلاً مربوط به ارائه های مختلف موتیف است وبه قسمتهای اسرتتو مربوط نمی شود.

گاهی چنین به نظر می رسد که کنترموتیف تقریباً بهاندازه موتیف اهمیت دارد.مثلاً در انوانسیون شماره6(در"می"ماژور)که سرآغاز آن در نمونه11aدر  فصل پنج بنظر رسید،هر دو صدا از آغاز با یکدیگر ظاهر می شوند،و آنقدر به طور منظم با همدیگر همکاری دارند و آنقدر با یکدیگر شباهت وهمطرازی دارند که مشکل بتوان تعیین کرد کدامیک را باید موتیف خواند.شاید منطقی ترین نحوه تجزیه و تحلیل آن این باشد که آنها را مشترکاً موتیف بدانیم.

ظهور یک موتیف دوم نیز از امکاناتی است که بایستی در اینجا ذکر نمود.انوانسیون دوصدایی شماره 13یک چنین وضعیتی را دارد و بنظر می رسد مطلبی درسراسر قطعه پیوسته با اهمیت بکار می رود.

نمونه7:


فایل صوتی : دانلود

توجه کنید که در میزانهای سوم و چهارم نمونه بالا،یک کانن موقت(در پنجم پایین)با همین موتیف دوم، بوجود آمده است که در آن دوصدا مکرر روی هم می افتند.

در نمونه8تجزیه و تحلیلی از یک انوانسیون کامل بنظر می رسد.چون این انوانسیون کنترموتیف ندارد کروشه هایی که روی قسمتهایی از خطوط قرار گرفته معرف موتیف بوده واضافه کردن حرف Mبه روی آن ضروری نبوده است.

نمونه8:


فایل صوتی : دانلود

چندین نکته در نمونه 8 شایان توجه خاص است:

توجه کنید که درموارد مختلفی که موتیف ظاهر می شود فواصل آن اغلب دستخوش تغییراتی میگردد.مثلاً فاصله ای که بین دو نت آخر موتیف است در آغاز یک فاصله پنجم است.در میزان دوم این فاصله به یک اکتاو تبدیل می شود و درتکرارهای بعدی بصورتهای چهارم درست،ششم کوچک،ششم بزرگ،هفتم کوچک و چهارم افزوده تبدیل می شود.اینگونه تغییرات گیرایی تازه ای به موضوع داده وامکانات هارمونیک مختلف را میسر می سازد.

در میزانهای 7و8فقط سه نت اول موتیف در حرکت مخالف نشان داده شده است.

معمولاً لازم است که عرضه کامل از موتیف ها درمرحله فرود با تغییراتی توام باشد.

درمیزانهای7و8یک پدال قابل تشخیص،در"سل"ماژور،در صدای بالا وجود دارد.این پاساژها خیلی جلب توجه می کنند مخصوصاً برای اینکه  در سایر قسمتهای این انوانسیون هر دو صدا بطور مداوم در حال حرکت هستند،استفاده از نت پدال یک حالت آرامش وفاراغتی از فعالیتهای پیگیر بوجود می آورد.

کادانسهایی که در میزان های 9،7و13آمده تقسیمات درونی انوانسیون را مشخص می سازند.کادانسی که در میزان 9مشاهده می شود شاید از دوتای دیگر از نظر تعیین بخشها کم اهمیت تر است.در بسیاری موارد بعد از این کادانسها مطالب بین دو صدا رد و بدل می شوند.

در میزانهای11و12از استرتتو استفاده شده که یک حالت هیجان و اوجی برای اینکه حرکت ریتمیک محفوظ بماند.مثلاً چنین موردی را در میزان 20در صدای پایین می بینیم.

در تجزیه و تحلیل انوانسیون ها نکات زیر بایستی مورد توجه باشد:

1-خصوصیات موتیف:

طول موتیف.

اینکه آیا روی نت تونیک ویا نت دیگری آغاز می شود.

هارمونی های تفهیم شده در موتیف.

موقعیت موتیف در میزان و اینکه آیا سرضرب و یا بعد از سکوت آغازمیشود و غیره.

جنبه های جالب از کیفیات ملودیک ویا ریتم آن.

اینکه آیا به تنهایی و یا با همراهی صدای دوم ارائه می گردد.

اگر با همراهی صدای دوم است،آیا صدای دوم مطالب آزاد و یا یک کنترموتیف را عرضه می دارد.

2-تقلید:

آیا تقلید در فاصله اکتاو است؟

آیا عیناً مثل اولین عرضه موتیف است و یا اینکه تغییری در آن داده شده؟

کیفیت صدای دیگر و اینکه آیا کنترموتیف است و یا مطالب آزاد.

3-ارائه هایی که بکار رفته و نسبت های آنها با تونالیته اصلی.

آیا تکرار موتیف بصورت کامل است و یا اینکه فقط قسمتهایی ازآن تکرار شده است.

4-اپی زود

منشع مطالبی که در اِپی زود بکار رفته است.

طول اپی زود.

مدولاسیون هایی که درآن وجود دارد.

5-ارتباط ریتمیک بین دو صدا وهمچنین استفاده از نتهای متصل شده و از سکوتها.

6-بخشهای انوانسیون:

کادانسها

جابجا شدن مطالب بین دو صدا از یک بخش به بخش دیگر.

استفاده از تسلسل های هارمونیک و تغییراتی که در آن بوجود می آید.

تناسب نسبی بخش ها ، تقارن و یا عدم تقارن آنها نسبت به یکدیگر.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*