بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

کنترپوان فصل چهاردهم

فوگ (خاتمه) ، فوگ پنج صدائی

معمولاً سوژه یک فوگ پنج صدائی سنگین وموقرانه است دلایل مختلف بکار گرفتن سوژه هایی که حرکت آن تند باشد را با مشکلاتی مواجه می سازد،مخصوصاً برای سازهای کلاویه دار حرکت پنج صدای مستقل در آن واحد بسیار مشکل خواهد بود.در کلاوسن تعدیل شده فقط دو فوگ پنج صدایی وجود دارد.یکی از این شماره 4ازجلد اول است که در آن نخست سوژه را صدایی پایین ارائه می دهد سپس صدای بعدی از پایین بدین صورت روبه بالا حرکت می کند و بر اساس سیستم نمره گذاری که قبلاً بکار برده ایم طرح 2،3،4،5و1بوجود می آید.دومی که شماره 22از جلد اول است نظم ورود صداها را به ترتیب معکوس قرار داده و نتیجه 4،3،2،1و5می شود.

هر چه نظم ورود صداها باشد آنچه قطعی است این است که بطور متوالی سوژه،پاسخ،سوژه،پاسخ،و سوژه بایستی داده شود که از نظر تونالیته تونیک،نمایان،تونیک،نمایان و تونیک خواهد بود.هر یک از سوژه ها یک اکتاو از اعلام قبلی سوژه بالاتر یا پایین تر خواهد بود و همین وضعیت درمورد پاسخ ها صادق است.

دراینجا آغاز اولین فوگ پنج صدائی که به آن اشاره رفت را می بینید.ضمناً همین اثر یک فوگ تریپل است که درهمین فصل به توضیح چگونگی آن خواهیم پرداخت.


فایل صوتی : دانلود

چهارمین ورود سوژه دراین فوگ(میزان 12)غیرعادی است.در واقع در تونالیته زیر نمایان است کمااینکه بجای"سل"دیز در آغاز "فا"دیز دیده می شود.


فوگ شش یا بیشتر صدائی

همانطور که انتظار می رود فوگهایی که 6یا بیشتر صدا را بکار برند معمول نیستند نه تنها کنارآمدن با این تعداد صداهای جداگانه از نظر ترکیب و از نظر اجرا مشکل است بلکه حفظ شخصیت خطوط مختلف و استقلال صداها از یکدیگر دشوار می شود.در نتیجه اثر اینگونه قطعات بیشتر هارمونی خواهد بود تا کنترپوانی.البته در قطعاتی که بدینگونه ساخته شده اند سکوتهای طولانی بکار برده شده تا از پرصدایی بی اندازه جلوگیری شود.

نمونه هائی از فوگ 6صدائی عبارتند از: شماره 13از جلد ششم از آثار باخ برای ارگ ،شماره 5(ریحرکا6صدائی)از هدیه موسیقی اثرباخ، شماره 20از بخش دوم از مس در "سی"مینور اثر باخ.


فوگ دو صدائی

فوگ دو صدایی بسیار کمیاب است.در مجموعه کلاوسن تعدیل شده فقط یک چنین فوگ وجود دارد که شماره 10از جلد اول است.سرآغاز این فوگ را در نمونه2مشاهده می کنید.

نمونه2:


فایل صوتی : دانلود

امکان دارد که باخ استنباط کرده باشد که اضافه کردن یک صدای سوم به این فوگ کار را بسیار دشوار می سازد چون هم سوژه و هم کنترسوژه بسیار پرتحرکت وسریعند.از طرف دیگر ممکن است که او صرفاً خواسته باشد که در این مجموعه یک فوگ دو صدایی نیز گنجانده باشد و عمداً مطلب پرتحرکی را انتخاب کرده است.بطوری که می بینید طرح تونالیته ها دراکسپوزیسیون چنین فوگی تونیک،نمایان است.از این قرار با یک انوانسیون دو صدائی تفاوت دارد،چون در آنجا تقلید معمولاً در فاصله اکتاو نجام می گیرد.بعد از اکسپوزیسیون فوگ دو صدائی به همان کیفیتی ادامه می دهد که در مورد فوگهای متداول تردیده ایم.

شکی نیست که در این مورد هر دو صدا تقریباً در تمام اوقات بایستی حاضر باشند و الا کنترپوان نویسی خنثی خواهد شد.


در فوگ دوبل دو سوژه وجود دارد که در محلی در سیرفوگ با یکدیگر ظاهر می شوند،ولی این محل لزوماً در آغاز فوگ نخواهد بود.هر آینه در فوگی دو سوژه بکار برده شود ولی هرگز با یکدیگر تلفیق نگردند فوگ دوبل نخواهد بود،آن را صرفاً فوگ با دو سوژه می خوانند.

سه امکان کلی برای ساختن یک فوگ دوبل وجود دارد:

نوع1: هر دو سوژه با یکدیگر در آغاز اعلام می شوند.البته منظور این نیست که دقیقاً در یک لحظه با هم شروع شوند.در حقیقت معمولاً بدین صورت نخواهد بود.در نمونه3مشاهده خواهید کرد که قبل از ورود سوژه دوم یک میزان سوژه اول را به تنهایی دریافت می کنیم.در این مثال طبق معمول کلام خوانندگان منظور نشده است.

نمونه3:


فایل صوتی : دانلود

دو سوژه یک فوگ دوبل معمولاً در دو صدای مجاور آورده می شود،گواینکه در نمونه3در دو صدای موازی ظاهر گردیده است صداهای موازی سپرانو با تنور و آلتو با باس است.نحوه بکار بردن دو سوژه در بخش اکسپوزیسیون با همان شیوه ای که در مورد فوگ های معمولی گفته شد تطبیق دارد.و از این قرار هر یک از دو سوژه در هر یک از صداها به نوبت ظاهر می شود.بعد از اکسپوزیسیون هیچ طرح مشخص و قطعی وجود ندارد.عموماً دو سوژه با یکدیگر شنیده می شوند تا دوبل بودن فوگ مفهوم پیدا کند،ولی امکان دارد که هر یک از دو سوژه به نتهایی نیز شنیده شود و یا مبنای دولپمان قرار گیرد.

نمونه فوگ دوبل را در آثار باخ برای ارگ جلد سوم شماره 9،جلد چهارم شماره 8و10و جلد پنجم شماره 23می یابیم.

نوع 2:در اینجا سوژه اول در اکسپوزیسیون ارائه می شود و سپس سوژه دوم ظاهر می گردد که می تواند توأم با تکرار سوژه اول باشد و یا اینکه دارای اکسپوزیسیونی برای خودش باشد که در آن سوژه اول شنیده نشود.شماره 9 از هنر فوگ اثر باخ سوژه دوم را برای اولین بار درمیزان 35در سپرانو وارد می سازد و از نوعی است که همراه با ظهور سوژه دوم سوژه اول نیز شنیده می شود.فوگ شماره 18ازجلد دوم کلاوسن تعدیل شده سوژه دوم را با یک اکسپوزیسیون جداگانه بین میزانهای 61 تا 92ارائه می دهد و در میزان 97با سوژه اول مخلوط می گردد.فوگ شماره 4از جلد دوم نیز بهمین کیفیت برای سوژه دوم اکسپوزیسیون مجزایی را تأمین می کند که در میزان 20 آغاز می شود.

نوع 3: اینگونه فوگ حد فاصلی بین فوگ معمولی و فوگ دوبل(انواع 1و2)است.در اینجا سوژه دوم بصورت یک کنترسوژه  توأم با پاسخ ظاهر می شود.به عبارت دیگر کنترسوژه آنقدر مهم و مشخص است وآنقدر بطور مداوم درطول فوگ ظاهر می شود آن را سوژه دوم می نامیم.در نمونه 4اعلام های اول،دوم و سوم یک چنین فوگی را مشاهده خواهید کرد.

نمونه4:


فایل صوتی : دانلود

به شباهت عجیبی که بین این سوژه و سوژه اول در نمونه3وجود دارد توجه کنید.

تعیین تفاوت بین یک کنترسوژه و یک سوژه دوم واقعی،در اینگونه فوگهای دوبل،قدری مشکل است چون یک کنترسوژه خوب نیز بایستی خصوصیات مشخص کننده داشته و گاهگاهی در طول فوگ مجدداً شنیده شود.بنابراین در بعضی فوگ ها دوبل بودن یا نبودن آن ممکن است با عقاید مختلف متفاوت باشد.معهذا اعتبار طبقه بندی ای که در اینجا نمودیم محفوظ است و فوگ هایی هستند که بطور خیلی روشن از اینگونه می باشد.در این موارد گاهی اکسپوزیسیون ها بیش از حد متعارف طولانی بوده و شامل اعلام دیگری از سوژه دوم نیز می باشد تا اینکه این سوژه دوم نیز،به همان اندازه که سوژه اول در اکسپوزیسیون شنیده شده،تکرار گردد.


فوگ تریپل

هر آینه دریک فوگ سه سوژه وجود داشته باشد امکانات نحوه ارائه آنها بطور فردی و یا در ترکیب با یکدیگر خیلی زیاد خواهد بود.بعضی از این امکانات بقرار زیر است:

نوع 1: در اینجا سوژه اول به تنهایی آورده شده و اکسپوزیسیون مستقلی دارد.بعد از آن سوژه های دوم وسوم شنیده خواهند شد.دو سوژه بعدی نیز می توانند یکی پس از دیگری ارائه شوند،یا توأم با یکدیگر،و یا جدا از هم ولی همراه با سوژه اول و این شق سوم بیشتر عمومیت دارد.بهر گونه که سه سوژه عرضه شده باشند بهرحال در طول فوگ در قسمت هائی با یکدیگر تلفیق داده خواهند شد و این توأم شدن سوژه ها از خصوصیات فوگ تریپل است.از طرف دیگر صرفاً داشتن سه سوژه برای اینکه یک فوگ تریپل خوانده شود کافی نیست.مثلاً در فوگ"سنت آن" اثز باخ سه سوژه وجود دارد ولی فقط دو تا از آنها به یکدیگر تلفیق داده می شوند.بنابراین این فوگ بیشتر دوبل شناخته شده است.

نمونه های فوگ تریپل در آثار باخ عبارتنند از: فوگ شماره 4 از جلد اول کلاوسن تعدیل شده که در آن سوژه اول تا میزان 35ادامه دارد سپس سوژه دوم همراه با سوژه اول آورده می شود و از میزان 49سوژه سوم با دو سوژه قبلی توأم می گردد.در حدود 22 میزان قبل از پایان،سوژه دوم کنار گذارده می شود در حالیکه سوژه های اول وسوم بصورت استرتتو ادامه می دهند.فوگ شماره 8از هنرفوگ که در آن سوژه دوم ا زمیزان 39توأم با سوژه اول آورده می شود و در میزان 94سوژه سوم آغاز می گردد و دو سوژه قبلی موقتاً کنار می روند.سوژه اول و دوم توأماً در میزان 113باز می گردند و بالاخره از میزان 147هر سه با یکدیگر تلفیق داده می شوند.

نوع 2: در اینجا سوژه های اول و دوم با یکدیگر اعلام می شوند و سوژه سوم بعداً به آنها ملحق می گردد.نمونه ای از اینگونه فوگ را در موومان دوم (میزانهای 114تا133)از سنفنی شماره سه اثر بتهوون می یابیم.و در اینجا سوژه سوم با نتهای دولاچنگ ازمیزان 117آغاز می شود. سوژه های اول و دوم قبلاً توأم با یکدیگر یکی ازنتهای سیاه و دیگری با نتهای چنگ آغاز نشده بودند.نمونه دیگر قسمت فینال از پاساکالیا در"دو" مینور از جلد اول از آثار باخ برای ارگ است.

ازنظر فرضیه امکان یک نوع فوگ تریپل که در آن هر سه صدا با یکدیگر مطلب را آغاز می کنند نیز وجود دارد،ولی چون در عمل هیچ گونه نمونه از اینگونه فوگ دیده نشده از بحث آن خودداری می کنیم.

علیرغم نظم خاصی که یک فوگ تریپل می تواند برای خود داشته باشد قواعد کلی زیر معتبر است:

1-هر کدام از سوژه ها بایستی دارای شخصیت ملودیک و ریتمیک مشخص و قابل توجه باشد.

2-تضاد کالی بین سه سوژه بایستی وجود داشته باشد تا استقلال آنها از یکدیگر شنیده شود.شاید موثر ترین و معمول ترین روش بدست آوردن این تضاد در این خواهد بود که ارزش نتها در هر یک از سوژه ها متفاوت باشد.مثلاً یکی از آنها بطور کلی با نتهای سفید دیگر با نتهای سیاه و سومی با نتهای چنگ سر و کار داشته باشد.

3-هر یک از سوژه ها بایستی به اندازه کافی تکرار شود تا بصورت یک موضوع اصلی تلقی شده و حالت یک کنترپوان کم اهمیت را بخود نگیرد.

در اینجا،همانند بعضی فوگهای دوبل،در مورد اینکه آیا بعضی از عوامل درواقع سوژه هستند یا کنترسوژه میتواند اختلاف نظر وجود داشته باشد.مثلاً گات شیوس فوگی که در نمونه10از فصل 11آوردیم رابعنوان نوعی از فوگ تریپل مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.این نویسنده معتقد است که این فوگ یک فوگ سه صدائی معمولی است که در آن کنترسوژه ها بانظم بسیار تکرار می شوند.

4-چنانچه تمام امکانات معکوس کردن صداها معمول شود هر یک از سوژه ها بایستی بتواند بصورت صدای بالا،وسط و یا پایین بکار برده شود ولی خیلی غیرعادی خواهد بود اگر تمام این امکانات در یک فوگ بمرحله عمل گذارده شود.بنابراین درعملاین قاعده همیشه نمی تواند مورد نظر باشد.

درحالی که معکوس کردن صداها در فاصله اکتاو یا چند اکتاو معمولاً بدون اشکال زیاد عملی خواهد شد، معکوس در فاصله های دیگر در فوگ تریپل بسیار دشوار بوده و بندرت دیده شده است.


فوگ یا بیش از سه سوژه

به غیر از فوگ کوئین توپل معروف درموومان آخر از سنفنی(ژوپیر)در"دو"ماژور اثر موتسارت،فوگی که بیش از سه سوژه مشخص داشته باشد تقریباً در تاریخ موسیقی دیده نشده است.قسمتی از این فوگ موتسارت درنمونه 11 از فصل 11بخاطر کنترپوان معکوس شده آن در حالی که پنج سوژه آن با یکدیگر تلفیق شده بودند را نشان دادیم.

 


فوگتتا و فوگاتو

فوگتتا صرفاً یک فوگ کوچک است.نمونه های فراوان از فوگتتا مخصوصاً در جلد پنجم وششم از آثار باخ برای ارگ یافت می شود.

فوگاتو یک پاساژیست که با روش فوگ نویسی ساخته می شود و مانند اکسپوزیسیون یک فوگ صداهای مختلف بطور تقلیدی یکی پس از دیگری وارد می شوند. برخلاف فوگتتا،یک فوگتا معمولاً قطعه مجزایی نبوده و عموماً بخشی از یک اثر طولانی تر را تشکیل میدهد.


فوگ کنسرت

فوگی که چنین عنوانی به آن داده شود در ساختمان آن از نظر درخشش و اثر دراماتیک تأکید خاص بوده است.عوامل بطور آزادتری بکار برده شده و عموماً دارای خصوصیات زیر می باشد:

1-تعداد صداها در مواردی زیادتر می شوند و در جاهای دیگر آکوردهائی بکار برده می شوند بطوری که بافت قطعه بیشتر جنبه همفونیک بخود می گیرد.

2-اپی زودها می توانند خیلی آزادتر و مفصل تر باشند.

3-فرم این نوع فوگ بیشتر قابل تقسیم به بخش های مختلف است که هر قسمت با دیگری تضاد داشته و بوسیله کادانس از یکدیگر جدا می شود.

4-سوژه اینگونه فوگ می تواند رنگین تر،پرتحرک تر وطولانی تر از معمول باشد.

فوگ کنسرت اغلب جزئی ازیک اثر طولانی تر است مثلاً قسمتی از یک سری واریاسیون یا جزئی ازیک اپرا.بعضی اوقات قبل از چنین فوگی یک موومان مقدماتی وجود دارد و بهرحال بندرت بعنوان یک قطعه مستقل و تنها دیده شده است.

نمونه های اینگونه فوگ عبارتند از:فانتزی و فوگ کروماتیک اثر باخ،فینال از واریاسیون برای پیانو روی یک تم هندل اثر برامس،پرلود،کورال و فوگ اثرسزار فرانک و پلکا و فوگ از اپرای شواندا اثر واین برگر.


فوگ فانتزی

در چنین فوگی بعد از اکسپوزیسیون که بطور متعارف نوشته می شود مطالب بطور خیلی آزاد بکار گرفته می شوند.بعضی اوقات بخش کوچکی از سوژه اساس گسترشهای مفصل تر و تزئین شده ای در قسمت های آخر فوگ قرار می گیرد.نمونه ای از اینگونه فوگ را درشماره 3از جلد دوم کلاوسن تعدیل شده اثر باخ می یابیم.


اختلاط کورال و فوگ

کورال و فوگ با روشهای مختلف می توانند با یکدیگر مخلوط شوند.

نوع 1: در این نوع یک اکسپوزیسیون معمولی وجود دارد و در انتهای آن جمله اول از ملودی کورال با روش فوگ در صدایی که تا آن موقع ساکت بوده ظاهر می شود.فوگ ادامه می یابد و جملات بعدی کورال با آن در قسمت های مختلف ظاهر می شوند.معمولاً در اینگونه فوگ خود سوژه نیز بطور آزاد از جمله اول یا ازجملات بعدی ملودی کورال اتخاذ می شود.برای نمونه اینگونه فوگ به آثار باخ برای ارگ جلد ششم شماره 30،و جلد هفتم شماره39aو39bمراجعه شود.

نوع 2: این نوع فوگ تحت عنوان"موتت فوگ"،"کورال موتت" و یا "کورال فوگ" شناخته شده است شبیه نوع اول است با این تفاوت که هر جمله از کورال بوسیله یک اکسپوزیسیون ارائه می شود که سوژه آن ازهمان جمله اتخاذ شده است.به عبارت دیگر بجای اینکه یک سوژه برای تمام فوگ وجود داشته باشد به همان تعداد که درکورال جملات مختلف وجود دارد.اکسپوزیسیون های مختلف نیز نوشته خواهد شد.برای نمونه به آثار باخ برای ارگ جلد ششم شماره21و28و جلد هفتم شماره58،55،50و همچنین موومانهای اولاز کانتاتهای شماره95،73،60،58،27،16باخ مراجعه شود.

نوع3: در بعضی فوگها سوژه و یا سوژه ها از ملودی های کورال گرفته شده بدون اینکه خود ملودی کورال بطور کامل وجود داشته باشد. نمونه اینگونه فوگ در آثار باخ برای ارگ جلد ششم شماره33،20،11و جلد هفتم شماره 60 دیده می شود.

اگر چه هر سه نوع فوق روش فوگ نویسی را بکار می برند معمولاً جزو فرم های کورال محسوب می شوند.بحث آنها را در اینجا آوردیم بخاطر اینکه وقتی مبحث کورال درمیان بود از فوگ و اصول آن بی اطلاع بودیم.


فوگ گروهی

اگر چه این عنوان مورد استعمال عمومی ندارد ولی در اینجا آنرا بکار می بریم تا نوعی از فوگ که درآن بخشهای مختلف ترکیب می شوند ولی از ملودی کورال استفاده نمی شود مشخص گردد. به عبارت دیگر در این گونه فوگ چند فوگتتا دنبال هم قرار می گیرند که هر کدام سوژه جداگانه دارد.در واقع این همان طرح ریچرکار است که بعداً آهنگسازان قسمتهای مختلف آن را، با بکار گرفتن یک سوژه واحد به یکدیگر مربوط ساختند.

نمونه هایی از اینگونه فوگ عبارتند از: شماره 6ازجلد سوم آثار باخ برای ارگ (در اینجا سه قسمت وجود دارد که اولیل و سومی از نظر سوژه مربوط و دومی مستقل است.)شماره19(ویواچه و آلگرو)ات اکسپکتو و آمن از مس در"سی"مینور اثر باخ که چهار سوژه دارد.


فوگ نویسی در شرایط گوناگون

هر نوع اثر موسیقی، از جمله فوگ بایستی با شرائط وسیله ای که برای آن اثر نوشته می شود وفق داده شود.مثلاً وقتی که یک فوگ برای پیانو نوشته می شود طبعاً بایستی امکانات تکنیک پیانو و حدود رسائی انگشتها مورد نظر باشد،هم چنین رنگ آمیزی و زیر و بم ساز و امکانات نوآنسها حتماً مورد توجه خواهدبود.

وقتی برای ارگ می نویسیم امکانات وسیع تر خواهد بود یک صدای سوم برای پدال می تواند اضافه شود مشروط به اینکه خیلی سریع یا پیچیده نوشته نشود.ارگ قابلیت بیان نوانسهای فوق العاده متنوع و وسیع دارد و از این رو میتوان از آن استفاده شایان کرد.هم چنین امکانات رنگ آمیزی صوتی گوناگون وجود دارد و بعلاوه نت ها را می توان تا هر اندازه که لازم باشد کشانیده و نگه داشت.

فوگی که برای کوارتت زهی یا گروه های مجلسی دیگر نوشته شود امکان فاصله گرفتن صداها از یکدیگر و تقاطع آنها را به ما می دهد و البته ملودیها و حرکتهائی که مشخص کننده تکنیک این سازها خواهد بود را در بر خواهد گرفت.

در نوشتن فوگ برای صدای انسانی حدود مرسومه صداها بایستی منظور شود و بعلاوه رنگ صداها و قدرت نسبی آنها در قسمتهای زیر و بم و اینکه بطور کلی چه چیزی برای آواز مناسب و برازنده است بایستی مد نظر قرار گیرد.طبعاً سوژه این فوگها از آنها یی که برای سازها نوشته شوند بیشتر کشش داشته و حالت آوازی خواهد داشت.بیشتر نمونه هایی که در این کتاب دادیم از موسیقی سازی گرفته شده و از این رو مدل خوبی برای فوگ آوازی نخواهند بود.هنرجوئی که می خواهد فوگ یا اثر کنترپوانی دیگری برای گروه خوانی بنویسد بایستی قبل از نوشتن آثار آوازی زیادی را مورد مطالعه قرار دهد.

بیشتر از هر وسیله دیگر،ارکستر سنفونیک امکانات وسیع در رنگ آمیزی صوتی،حدود صداها و نوانسها داشته و در نتیجه فوگی که برای ارکستر نوشته شود می تواند خیلی متنوع بوده و در واقع همه گونه سبک و روشی برای ارکستر قابل اعمال خواهد بود و بعلاوه در تعداد صداها  نیز هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت.فوگهای ارکستری عموماً بزرگتر بوده و بخاطر موجودیت سازهای گوناگون،خطوط مختلف بهتر مشخص خواهند شد.

البته ممکن است که موسیقی بدون در نظر گرفتن وسیله اجرایی و مطلقاً بعنوان موسیقی خالص نوشته شود.هنر فوگ اثر باخ یک چنین روشی دارد.خوشبختانه می توان آن را با وسایل اجرایی مختلف از جمله کوارتت زهی،ارگ و پیانو اجرا نمود و از این قرار ارزش این اثر نه به خاطر وسیله اجرایی بلکه بخاطر نفس موسیقی آن قابل درک و تحسین خواهد بود.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*