بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

فرم در موسیقی فصل هفتم

سونات کامل

کلمه ی سونات ، به کمپوزیسیون نسبتاً با ارزشی اطلاق می شود که معمولا برای یک ساز تنها ، یا دو ساز مختلف نوشته می شود.مواقعی که یک چنین کمپوزیسیونی ، برای بیش از دو ساز نوشته می شود ، کلمه ی سونات ، به شکل (عنوان) ، استعمال نشده و برای معرفی آن ، از تعداد سازها و گاهی نوع سازهای به کار برده شده استفاده می شود.بدین ترتیب که یک (تریوپیانو) سوناتی است برای پیانو ، ویلن و ویلنسل ، و (کوارتت زهی) سوناتی است که برای دو ویلن ، یک ویولا و یک ویلنسل.به همان نسبتی که تعداد گروه سازها اضافه می شود عنوان نیز به کوئینتت (پنج تایی) ، سکستت (شش تایی) ، سپتت (هفت تایی) ، اکتت (هشت تایی) ، نونت (نه تایی) ، تغییر می یابد.اگر تعداد سازها بیش از این باشد در این صورت ، عموماً، عنوان سیمفونی مورد استفاده قرار می گیرد.بنابراین سیمفونی ، سوناتی برای ارکستر است.آنچه در این فصل مورد سونات به طور کامل بیان می گردد ، به ترکیباتی اشاره دارد که در بالا نام برده شدند.برای سهولت کار ، نمونه هایی از موسیقی پیانو انتخاب شده اند ، لیکن دانشجویان علاوه براین آثار، می باید آثار متنوع موسیقی مجلسی و سیمفونیهای را نیز مورد بررسی قرار دهند.

یک سونات معمولا از سه یا چهار موومان تشکیل می شود ، نخستین قطعه (موومان آلگرو) است که تقریباً همیشه فرم  سونات را دارد ، سپس یک موومان آهسته می آید ، که غالباً حال و هوای تغزلی و آرام دارد ؛ سومین قسمت ، یک موومان رقص و موومان چهارم که با نخستین برابری می کند ، غالباً حالتی کمتر جدی دارد.موقعی که سونات شامل سه موومان باشد ، معمولا موومان رقص از آن حذف می شود.گونه های متفاوتی از سونات موجود است که ترکیب موومانهای آن با طرح فوق مطابقت نمی کند.اما آنچه بیان شد ، در مجموع ، طرح میانگینی از عملکرد آهنگسازان است.

موومان اول

فرم موومان اول بجز چند مورد استثنایی ، عموماً فرم سونات است (عنوا دیگر فرم سونات (فرم موومان اول) است).شنونده ای که شروع به گوش کردن به قطعه ای می کند ، گوش او بدون خستگی هنوز آماده برای شنیدن هر چیزی است و کوشش آهنگساز بر این است که زمینه ای در جهت نقشبندی هر چه بیشتر موسیقی در حافظه ی شنونده فراهم سازد ، زمانی که شخص به یک سیمفونی با سونات می اندیشد ، معمولا نخستین موومان آن به ذهنش خطور می کند.

موومان دوم

موومان دوم (یا موومان آهسته) ، حالت متضادی را با موومان اول آلگرو، عرضه می کند ، و در شرایطی که حالت قطعه با آرامش بیشتری توأم است ، استفاده از فرم سونات در نوشتن این موومان خارج از حالت طبیعی آن است.علاوه بر این ، به کارگیری فرم سونات در موومان آهسته ، قطعه را به صورت خسته کننده ای طولانی خواهد کرد ، با این حال هایدن و موتزارت به مناسباتی آن را به کار برده اند ، ولی در موسیقی بتهوون ، به ندرت از آن استفاده شده است.(اول در سیمفونی شماره ی 2 در (رماژور) و سونات پیانوی (سی بمل ماژور) اپوس 22 ، ازاین شکل استفاده کرده است).فرمهایی که برای موومان دوم بیشتر مورد استفاده  قرار گرفته اند عبارت اند از :


الف) فرم سه تایی (موتزارت ، سونات پیانوی کا 309 در تونالیته ی (دوماژور) ؛ بتهوون سونات پیانوی اپوس 79 در (سل ماژور) ؛ برامس ، کوئینتت کلارینت).

ب) فرم سونات خلاصه شده (موتزارت ، سونات پیانوی کا 332 در (فاماژور) ؛ بتهوون سونات پیانوی اپوس 2 شماره ی 1 در (فامینور) ، اپوس 10 شماره ی 1 در (دومینور) و اپوس 31 شماره ی 2 در (رمینور)).

ج) فرم ایر و وریاسیون (به فصل چهاردهم رجوع شود) در موسیقی پیانو ، مورد استفاده ی زیادی نداشته است (بتهوون سونات برای ویلن و پیانو اپوس 47 ، هایدن ، کوارتت ، امپراتور اپوس 76 شماره ی 3).

د) فرم روندوی قدیم (موتزارت ، سونات پیانوی کا 457 ، در تونالیته ی (دو مینور) ، کا 545 در (دوماژور) ؛ بتهوون سونات پیانوی شماره ی 2 در (لاماژور) ؛ سونات پاته تیک اپوس 13 در (دومینور)).

موومان سوم  

طرح این موومان معمولا منوئت و تریو یا اسکرتسو و تریو است که فرم آن در فصل چهارم مورد بررسی قرار گرفت.اما جهت آگاهی بیشتر از چگونگی  این فرم باید گرایش هایدن را در مورد منوئت مورد مطالعه قرار داد.منوئتهایی که هایدن تصنیف کرده است سریعتر و از نظر حالت با نشاطتر و زنده تر و متفاوت با قطعه ی رقصهای قدیمی است.اگر چه قطعات مزبور منوئت عنوان شده اند ، اما از نظر سرعت و حالت ، اسکرتسو محسوب می شوند.هایدن برای عنوان یکی از آثار اولیه ی خود یعنی اپوس 3 شماره ی 6 ، از اصطلاح اسکرتساندو استفاده کرده است.کاربرد این اصطلاح برای بیان حالت موسیقی ، بجز مواقعی که مطالب به صورت جدی مطرح می شود ، انتخاب خوبی است، گر چه هایدن ، به منوئت یک حالت زنده و پرنشاط بخشید ، با این حال پایه گذار حقیقی اسکرتسو، بتهوون بوده و اغلب سومین موومان آثارش را ، اسکرتسو و تریو نامگذاری کرده است.بتهوون حالت شوخ و بشاش اسکرتسو را به طور یکسان حفظ نمی کند ، و هر نوع حالت قطعه را خود برمی گزیند ، چنانکه سومین موومان سیمفونیهای پنج ، شش و هفت ساله حالت کاملا  متفاوت ایجاد می کنند.

اسکرتسو و تریو ، همانند منوئت و تریو دارای طرح ترکیبی یکسانی هستند ، با وجود این ، درسیمفونیها ، گاه تریو دوبار نواخته و متعاقب آن اسکرتسو تکرار می شود (فرمول مشخص آن ABABA) ؛ همان گونه که سیمفونی هفتم بتهوون در (لاماژور) و کوئینتت کلارینت (کا 581) موتزارت عمل شده است.آنتون دورژاک در سیمفونی دنیای نو، منوئتی با دو تریو تصنیف کرده است (ABACA).

موومان چهارم

طرح این موومان به طور کلی به شکل روندوی قدیم ، سونات - روندو ، یا با فرم سونات است.به نمونه هایی که به فرمهای فوق طرحریزی شده اند در زیر اشاره می شود:


الف) با فرم سونات - روندو          بتهوون ، اپوس 22 ، اپوس 26 و اپوس 28 : موتزارت ، سونات (لامینور)(کا 310) ؛ برامس ، کنسرتو ویلن، اپوس 77 و کنسرتوی پیانوی (رمینور) اپوس 15 و (سی بمل ماژور) اپوس 83 موتزارت ، سونات پیانوی (فاماژور) (کا 533 و 494) ؛ بتهوون ، سونات پیانوی اپوس 10 شماره ی 3 بتهوون ، سونات پیانوی اپوس 10 شماره ی 1 و 2 ، اپوس 37 شماره ی 3 ؛ موتزارت ، سونات پیانوی (سل ماژور) (کا 283)

گاه نیز فرم واریاسیون جهت موومان چهارم در نظر گرفته می شود ، که سیمفونی سوم بتهوون (اروئیکا) ؛ سیمفونی چهارم برامس ؛ سونات پیانوی (می ماژور) اپوس 109 اثر بتهوون و سونات پیانوی (رماژور) (کا 284) اثر موتزارت ، نمونه های معروفی از این فرم در زمینه ی آثار ارکستری  و موسیقی پیانو هستند.

اگر چه فرمهایی که در فهرست بالا به آنها اشاره شد ، برای هر یک از موومانها ، روشهای طبیعی و متداولی هستند ، با این حال همیشه نمی توان رشد و پیشرفت موسیقی را تحت ضوابط خاصی درآورد.زیرا قعطات فراوانی وجود دارند که نوع شکل گیری آنها متفاوت با طرحهایی است که در بالا به آنها اشاره گردید ، و نمونه هایی از آن را می توان در موسیقی هایدن مشاهده نمود ، و نیز باید یادآور شد که دوره ی اول آثار هایدن 1755-  1756 نشان دهنده ی مرحله ی تحول و شکل گیری سونات است.به عنوان مثال از دوازده اثر زهی او، که کلاً به کوارتتهای زهی معروف اند.تعداد موومانهای اپوس 2،1 و 11 به پنج موومان می رسد.اما در اپوس 3 ، تعداد آنها به چهار موومان تقلیل یافته است و از آن پس ، این ترکیب موومانها به طور کلی حفظ شده است ، همچنین در سیمفونیهای این آهنگساز گوناگونی مشابهی را نیز مشاهده می کنیم ؛ موومان آخر سیمفونی اول این آهنگساز در فرم سونات اولیه بوده که از دو قسمت اصلی که دوبار تکرار می شوند تشکیل شده است (به همان روالی که در سوناتهای کارل فیلیپ امانوئل باخ بررسی شد) ؛ در دومین سیمفونی ، از فرم روندوی قدیم استفاده شده ؛ در سومین سیمفونی ، موومان آخر روی سه تم که یک کنترپوان سه بخشی را در شروع قطعه ایجاد می کنند ، شکل گرفته است ؛ در چهارمین سیمفونی از منوئتی که در فرم سونات اولیه است ، استفاده شده است ؛ ودر پنجمین سیمفونی ، یک قطعه ی کوتاه (59 میزان) با عنوان پرستو که در فرم دوتایی است به کار رفته است.موقعی که به مطالعه ی سیمفونیهای شماره ی شش و هفت و هشت می پردازیم (سیمفونی سحری ، سیمفونی نیمروزی و سیمفونی شبانگامی) به عناصری از فرم کنسرتو بر می خوریم که عرصه کننده ی بخشهای انفرادی برای ویلن و ویلنسل تنهاست.چنانکه در سیمفونی نیمروزی ، موومانی وجود دارد که شکل (رچیتاتیف) جزو رئوس مطالب آن بوده و بتهوون از این شکل ، در سونات پیانوی اپوس 31 شماره ی 2 در (دومینور) که بیش از چهل سال بعد از تصنیف هایدن نوشته شده است تأثیر می پذیرد.هفت میزان آخر سیمفونی شماره ی 7 از هایدن در زیر آورده می شود.


هایدن ، سیمفونی شماره ی 7 در (دوماژور) (سیمفونی نیمروزی)

موومان دوم ، میزانهای 23- 29

نمونه ی شماره ی 36


کل موومان ، سی میزان طول داشته و دارای علایم تونالیته بعد از کلید نبوده ، ولی در تونالیته ی (دو مینور) شروع و با (سی مینور) شروع و با (سی مینور) به آخر می رسد.


هایدن در نیمه ی دوم قرن هیجده و اوایل قرن نوزده ، آهنگسازی می کرد ، و زمانی که یوهان سباستیان باخ بدرود حیات گفت ، او هفده سال بیش نداشت و بعد از فوت موتزارت نیز هیجده سال دیگر زندگی کرد ، بنابراین این ، موسیقی از دوره ی وسیعی را در بر می گیرد و مطالعه ی آثار او ، خود درس مفیدی از جهت رشد تکاملی فرم موسیقی است.

بعضی مواقع ، موومانهای یک سونات یا سیمفونی ممکن است با یکدیگر متصل باشند ، این شکل را در مواردی می توان از دوره ی کارل فیلیپ امانوئل باخ به بعد مشاهده نمود.ازنمونه های معروفی که در آن ، موومان سوم به موومان چهارم وصل شده ، سیمفونی پنجم بتهوون است.از تدابیر دیگری که شکل ترکیبی موومانها را به وحدت می رساند ، استفاده از خصوصیات یک تم یا شکلهای تغییر یافته ای از آن ، در بیشتر از یک موومان است و در فصل دوازده ، چگونگی این روش در آثار فرسکو بالدی (1583- 1643) شرح داده خواهد شد.این شکل در آن زمان ، سبک شناخته شده ای بود ، اما به نظر می رسد ، از آن پس ، روش مزبور به دست فراموشی سپرده شد ، تا اینکه طرح جدید ایده ی فیکس ایجاد گردید که در سیمفونی (فانتاستیک) برلیوز، با آن مواجه می شویم.طرح ایده ی فیکس (از نظر لغوی به معنی ایده ی ثابت) ، تمی است که طرح اصلی موسیقی را ، به صورت پیوسته ، تداوم می بخشد ، هر چند که از نظر نوتها ، ریتم و سازبندی ارکستری با تغییراتی توأم است.این ایده ی ثابت در تمام موومانها ظاهر می شود و نقش آن پیوند دادن موومانهاست.اما در عمل به واسطه ی برجسته نبودن زیاد تم و کوتاهی طول آن ، این نقش نمی تواند میدان عمل وسیعتری داشته باشد.

فرانتس لیست در سیمفونی (فاوست) این روش را با پیوستگی بیشتری به کار می گیرد ، به طوری که در سه موومان آن ، عناوین (فاوست) ، (گرچن) (مفیستوفلس) موضوعات اصلی بوده و به توصیف و تجسم این سه شخصیت اختصاص می یابد.موومان دوم ، تمهای موومان اول ، و موومان سوم ، تمهایی از موومان اول و دوم استفاده قرار می دهد ؛ در واقع اکثر تمهایی که برای توصیف مفیستوفلس طرحریزی شده اند ، منشعب یا گونه های متفاوتی از تمهای فاوست ، می باشند.

سزار فرانک ، نمونه ی دیگری از آهنگسازانی است که یک تم را ، در بیش از یک موومان ، مورد استفاده قرار می دهد ؛ چنانکه در سیمفونی (رمینور) ، کارایی تم ، بین موومان اول موومان آخر ، دارای اهمیت یکسانی است و ارکستربندی درخشان این تم را ، به سختی می توان دردو موومان مزبور نادیده گرفت.همچنین در موومان آخر، تمی از موومان دوم مورد استفاده قرار گرفته است.به واسطه ی به کارگیری تمها با چنین شیوه ای ، اثر مذکور را به فرم متناوب یا دورانی دانسته اند.به احتمال زیاد ، هدف از طرح عنوان فرم متناوب این است : زمانی که تمهای آغازی در آخر اثر دوباره به کار گرفته می شوند ، شکل دوره ای کامل می شود ، و این فرم ، در آثار بزرگ فرانک ، شیوه ی متداولی است، از این رو ، سزار فرانک را در تاریخ موسیقی به عنوان بنیانگذار این فرم معرفی کرده اند.


طرح ایده ی ثابت ، از هکتور برلیور آغاز و به (الگوی راهنما) ی ریشارد واگنر منتهی می شود.پیوستگی و وحدت اپراهای واگنر، به خصوص اپراهاییکه (حلقه ی نیبلونگ) را نیز در بر می گیرند ، از طریق نوع به کارگیری تمها ، که تجسمی از شخصیتها یا ایده های فلسفی داستان اپرا هستند ، تأمین می شود.برای ایجاد حالتهای دراماتیک در موسیقی ، مصنف ، نیازمند تمهایی است که با یکدیگر ارتباط داشته باشند.تم جدیدی نیز ممکن است از تمهای موجود در قطعه ، منشعب شده و رشد کند.

با کوشش بیشتر در جهت تحکیم یکپارچگی کل اثر، مانند یک سونات یا سیمفونی ، میتوان به جای ایجاد چند موومان جداگانه ، فقط به نوشتن یک موومان پرداخت ؛ در چنین وضعیتی تنوع و تغییرات عمده در قطع حفظ شده و طول قطعه نیز کوتاه نمی شود ، اما در قسمت آخر کوشش بر این است تا یک شکل منطقی از خصوصیات قسمت اول حاصل شود.

توسعه ی سیمفونیهای توصیفی که در بالا اشاره شد در نیمه ی دوم قرن نوزدهم ، از جانب برلیوز و لیست ارائه شد که (منظومه ی سیمفونیک) یا (تن پوئم) عنوان شده اند.سیمفونی (فاوست) اثر لیست حقیقتاً یک (موسیقی متن دار) است ، و موسیقی متن دار ، به نوعی از موسیقی گفته می شود ، که آهنگساز از موضوعی غیر موسیقایی ، مانند یک داستان ، یک شعر و یا یک جاذبه ی تاریخی الهام گرفته و به نوعی آن را در قالب موسیقی منعکس کند.هر چند عنوان سیمفونی حفظ می شود ، زمانی که آهنگساز موسیقی متن داری را در یک موومان تصنیف می کند ، قطعه ی مزبور ، منظومه ی سیمفونیک یا تن پوئم نامیده می شود.گاهی ، آهنگساز، متن برگزیده ی خود را به طور خلاصه قبلا شرح می دهد ، و شنونده با آگاهی از قسمتهای متفاوت آن ، نسبت به درک و تجسم موضوعات راهنمایی می شود.منظومه ی سیمفونیک همانند یک سیمفونی ، دارای تمهای متعددی بوده و توسعه و گسترش آنها از اهمیت فراوانی برخوردار است.فرانتس لیست در تصنیف این سبک موسیقی ، پیشقدم بوده و از جمله تصنیفات او در این زمینه ، می توان پرلودها ، تاسو و مازپا را نام برد.ریشارد اشتروس با نوشتن دون ژاون ، مرگ و دگرگونی ، تیل اویلن اشپیگل و غیره ... آهنگسازی است که بیش از همه درمیان مردم ، نامش با منظومه ی سیمفونیک مربوط شده است.

سوناتین

سوناتین از نظر معنی واژه (سونات کوچک) است ، برخی از سوناتینها جزو آثار با ارزش موسیقی هستند ، اما به واسطه ی اینکه زمان کمتری را در مقایسه با سونات به خود اختصاص می دهند ، سوناتین نامیده می شوند ، و برخی دیگر از سوناتینها ، از نظر ترکیب ساختمانی موسیقی ، کوچکتر هستند.شکل ساده ی آن به وسیله ی کلمنتی و کولاو ، و نوع خیلی مهم آن به وسیله ی موریس راول و بوزونی ارائه شده است.به هر حال عنوان ، همیشه یک راهنمای مطمئنی نبوده ، و چه بسا سوناتینهایی هستند که در برگیرنده ی عنوان سونات یا بالعکس ، هستند.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*