بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

فرم در موسیقی فصل نهم

اورتور

اورتور در اصل ، مقدمه ای موسیقایی برای یک اپرا بود.بدین معنی که علایم مشخصی لازم بود تا اجرای اپرا اعلام کند ودر این اعلام بهترین راه استفاده از نقش ارکستر بود ، تا مطالبی را پرصدا و قوی اجرا کند.این توصیف در مورد میزانهای آغازی اپرای (اورفه) (1607) اثر مونته وردی صدق می کند.آغاز این اپرا ، هشت میزان ، شبیه (توکاتا) است که روی آکورد (دوماژور) توسعه یافته و به وسیله ی تمام سازهای ارکستر نواخته می شود.در این اورتور نوای ترومپت درارکستر بلندتر از سایر سازها به گوش می رسد.هشت میزان مقدمه با پنج بار تکرار یک تم گردان هشت میزانی دنبال می شود ، بین هر بار تکرار تم گردان خواننده ی زن اپرا ، که (مظهر موسیقی) عنوان شده است ، مقدمه ی اپرا جهت اجرای صحنه ی اول بالا می رود.این مقدمه به عنوان (سیمفونی قبل از اپرا) مشهور شده است ، ولی تا زمان الساندرو اسکارلاتی (1659- 1725) و لولی (1633- 1687) اورتور به عنوان یک موومان پراهمیت مطرح نشد.اسامی این دو آهنگساز به ترتیب با اورتور ایتالیایی و اورتور فرانسوی مرتبط و همراه است ، ولی این بدان معنی نیست که اورتور به طور کامل به وسیله ی آهنگسازان نامبرده ابداع شده است ، زیرا نمونه هایی در این زمینه موجود است که قبل از این آهنگسازان تصنیف شده اند.اما دو آهنگساز نامبرده بارهای این فرمها را مورد استفاده قرار داده اند.

اورتور ایتالیایی دارای سه قسمت است : قسمت اول یک موومان تند است ، که گاه به شیوه ی فوگ برای تمام سازها نوشته می شود.قسمت دوم یک موومان آرام است که به شکل ساده ای سازبندی می شود و آخرین قسمت یک موومان تند ، معمولا در فرم دوتایی و با ریتمی شاد ، به سبک (پرستو) است که طی آن بار دیگر تمام سازهای ارکستر در آن شرکت می کنند.

اورتور فرانسوی نیز دارای سه قسمت است : قسمت اول آن با حرکتی سنگین و شکل ریتمی نقطه دار مکرر4/4 در بافت موسیقی است ، معمولا این قسمت تکرار می شده است.دومین قسمت (آلگرو) به سبک فوگ (که بعضی مواقع دوبار اجرا می شد) ، و سومین قسمت ، بازگشتی به حرکت سنگین قسمت اول ، یا یک موومان رقص که اغلب منوئت می بود.اورتور غالباً با یک سری از موومانهای رقص ادامه می یافته است.

اورتور ایتالیایی ، یکی از فرمهای متعدد ایتالیایی است که در شکل گیری سیمفونی پیشرو و مؤثر بوده است.اورتور فرانسوی ، از جهت شکل و نوع ، درچارچوب خود رشد کرد و به صورت ثابت درآمد و به خصوص وقتی که آهنگسازانی چون باخ ، هندل و پرسل آن را مورد استفاده قرار دادند از موقعیت و اعتبار خاصی برخوردار گردید.اورتور اپرای (ملکه ی هندی) (1664) اثر پرسل ، یک اورتور فرانسوی است که شامل یک مقدمه ی سنگین با شکل ریتمی نقطه دار، آلگرویی به سبک فوگ و یک آداجیوی کوتاه پایانی است.اورتوری که پرسل برای دایدو و آنیس نوشته است به همین شکل و با حذف آداجیوی پایانی است.اورتور اپرای (سامسون) اثر هندل دارای سه قسمت است که در قسمت آخر آن از یک منوئت استفاده شده است.اورتور مسیح اثر هندل دارای آغازی در دو قسمت و یک برگشت چند میزانی به حرکت سنگین قسمت اول است که برای تأمین طول لازم و اوجگیری نهایی اورتور است.باخ بارها این فرم را مورد استفاده قرار داده و حتی در کورال آغازی برخی از (کانتات های) کلیسایی خود نیز این فرم را به کار می برد.از آن جمله می توان از موومان اول کانتات شماره ی 61 (ای رهایی دهنده باز آی) - که اورتور عنوان شده است - نام برد.در این کانتات ، باخ در مقابل شکل ریتمیک نقطه دار سازهای زهی ، آغازی از دو خط ملودی کورال قرارمی دهد ، این شکل به طرز زیبایی ترکیب شده است.هر یک از بخشهای گروه آواز به ترتیب خط ملودی اول را خوانده و دنبال می کنند و خط ملودی دوم به شکل یک چهار صدایی هماهنگ شده درمی آید بافت قطعه چنان با مهارت و استادی ساخته شده که قسمت ارکستر به تنهایی کامل می نماید و یک نمونه از آداجیوی آغازی است.خط ملودی سوم به صورت چهار بخش و به سبک فوگ یا حرکت تندتری طرحریزی شده است و سازهای زهی ، موسیقی بخشهای آوازی را مضاعف می کند.خط چهارم ملودی کورال ، برای بار دوم به آداجیوی آغازی بازمی گردد و پس از اتمام بخشهای آوازی ، ارکستر به نقطه ی اوج زیبایی می رسد باخ در پارتیتای چهارم و واریاسیون شانزدهم از واریاسیونهای (گلدبرگ) این فرم را بیشتر به شیوه ی سنتی به کار برده است.

هر یک از بخشهای گروه آواز به ترتیب خط ملودی اول را خوانده و دنبال می کنند و خط ملودی دوم به شکل یک چهار صدایی هماهنگ شده درمی آید بافت قطعه چنان با مهارت و استادی ساخته شده که قسمت ارکستر به تنهایی کامل می نماید و یک نمونه از آداجیوی آغازی است.خط ملودی سوم به صورت چهار بخش و به سبک فوگ یا حرکت تندتری طرحریزی شده است و سازهای زهی ، موسیقی بخشهای آوازی را مضاعف می کند.خط چهارم ملودی کورال ، برای بار دوم به آداجیوی آغازی بازمی گردد و پس از اتمام بخشهای آوازی ، ارکستر به نقطه ی اوج زیبایی می رسد باخ در پارتیتای چهارم و واریاسیون شانزدهم از واریاسیونهای (گلدبرگ) این فرم را بیشتر به شیوه ی سنتی به کار برده است.

در اپرای فرانسوی ، موومانهای آغازی اورتور، با قطعات رقص ادامه می یافت و از این جهت در مجموعه ی رقصها ، که سویت نامیده می شد (به فصل دهم مراجعه شود) ، موومان اول را اغلب اورتور تشکیل می داد.باخ ، هم موومان اول چهار سویت ارکستری خود را اورتور نامیده است.اورتور یا اوراتوریو در چارچوب شکل خود یک قطعه ی کامل بود ، و معمولا ارتباط ویژه ای از لحاظ حالت و مطالب سوژه با قطعاتی که متعاقباً مطرح می شد.نداشت.

تغییر یا اصلاحی که گلوک در اورتور داد ، موجب بالا رفتن حالت دراماتیک آن گردید ، به این معنی که اورتور را طوری تصنیف نمود (به استثنا اورتور (اورفه)) که ذهن شنونده را جهت پیگیری داستان نمایش که به دنبال می آید آماده سازد.

اورتورهای موتزارت اغلب در قالب فرم سونات هستند که با یک مقدمه ی سنگین و بدون تکرار نمایش سوژه ها که در سیمفونیهای آن زمان معمول بود ، آغاز می شد.گاهی نیز یک اپی زود به جای قسمت بسط و گسترش گنجانده می شد ، لیکن از نکات برجسته و مهم طرح اورتور موتزارت ، وجود تمهایی است که در قسمتهای بعدی اپرا شنیده می شوند (از جمله اپرای (دون جیووانی) و اپرای (فلوت سحرآمیز)).در اورتورهایی نیز هستند که اغلب به عنوان قطعات ارکستری اجرا می شوند که می توان اورتور را گمونت و (کوریولان) اثر بتهوون و (رؤیای نیمه شب تابستان) اثر مندلسون را نام برد.

از مشتقات اورتور اپرایی ، اورتور کنسرت است که اغلب در فرم سونات شکل می گیرد.آهنگسازان ، اورتور کنسرت را برای اپرا و تأتر تصنیف نمی کردند ، بلکه می خواستند زمینه ای تصویری یا توصیفی از حالتی را در قطعه ارائه دهند.این نوع اورتور برای خود ، قطعه ای کامل محسوب می شد و عنوان آن ، معرف مفهوم اصلی اثر، اغلب شعر یا متن ادبی بود.از اورتورهای کنسرتی می توان از سه نمونه ، با عناوین (هبراید) یا غارفینگال اثر مندلسون ، کارناوال رومی اثر برلیوز، و تراژیک اثر برامس را نام برد.

در طول قرن نوزدهم اورتورهای مستقل اهمیت خود را از دست داد.اما در جهت آماده سازی اپرا ، بیش از پیش مورد استفاده قرار گرفت.ریشارد واگنر اورتورهای مستقلی برای اپراهای ری ین تسی ، هلندی پرنده و تانهاوزر تصنیف نمود.اما از اپرای لوهنگرین به بعد با عنوان جدیدی به نام (فورشپیل) (پیش پرده) مواجه می شویم که برای موسیقی قبل از بالا رفتن پرده ی اول اپرا به کار می رفت.در هر یک از این اپراها ارکستر از زمان شروع تا صحنه ی اول برای یک بار نیز قطع نمی شود.اپراهای پارسیفال ، مایستر زینگر ، دارای اورتور نسبتاً طولانی و قابل توجهی هستند.هر دو اورتور طبیعتاً به صحنه ی اول اپرا منتهی می شوند.در تنظیمی که از اپرای مایستر زینگر برای کنسرت به عمل آمده است ، قسمت اوج اپرا همزمان با بالا رفتن پرده ی نمایش اپراخانه در صحنه ی (کلیسای سن سن کاترین) - تا حدودی اثر بخشی خود را از دست داده است.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*