بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

حالتها

ازآنجا که موسیقی مانندهنرهای دیگرمبین احساسات متنوع ومختلف است و موسیقی بدون آزادی در احساس همانند صدای منظم ماشین خواهد بود اصطلاحاتی به منظور روح دادن به آن به وجود آورده اند که بعضی معرف حالات برونی و برخی مبین حالات درونی هستند که درنتیجه هدف هنر را که اکسپرسیون نام دارد ، تحقق می بخشند و به وسیله آنهاست که موسیقی با روش زنده اجرا می شود .

حالتهای برونی  
قوی Forte
دوبرابر قوی Fortissimo (ff)
سه برابر قوی Forte Fortissimo (ffff)
ملایم Piane (p)
دوبرابر ملایم pianissimo (pp)
سه برابر ملایم piano pianissimo (ppp)
اول قوی و بلافاصله ملایم forte piano ( f-p)
نیمه قوی Mezzo forte (mf)
نیمه ملایم ( قوی تر ازP ) Mezzo piano (Mp)
سُبک  Leggiero
متصل Legato
مشخص ، واضح ،مقطع Marcato
مقطع Staccato ( stacc)
دوباره قوی کردن صداها Rinforzando (rinforz)
شدت و آکسان ناگهانی SDforzando (sfz)
برروی یک نت صدا Forzando (fz)
صداها ناگهان یکباره ملایم Subito Piano
به تدریج قوی کردن صداها Crescendo (Creesc)
به تدریج ملایم کردن صداها Decrescendo (decresc)
به تدریح ملایم کردن صداها Diminuendo (dim)
 

 

این حالتها در موسیقی دینامیک نام دارد که تاثیرش ترجمه احساس و ادارک نسبی شدت و ضعف است . دینامیک نیز یکی از عوامل سه گانه ی اکسپرسیون است . 


حالتهای درونی  ( کاراکترها)  
مهربان Amabile
عاشقانه Amoroso
با شجاعت Ardito
با هوس Capriccioso
راحت Comodo
با لطف Con grazia
شیرین ، ملایم Dolce
دردناک Dolorose
خشمگین Furioso
با خوشحالی Giocoso
غمگین Mesto
با ابهت و جلال Pomposo
دهقانی Rustico
مذهبی   Religioso
آرام Tranquillo

حرکتها
تُندا

میزان تندی و کند ی درهرقطعه موسیقی را تندای آن می نامند . چون شکلهای مختلف نت های گرد ، سفید ، سیاه و غیره دربین خود دارای ارزشهای زمانی نسبی هستند و طول زمانی آنها درقطعه های مختلف موسیقی باهم تفاوت دارد . از این رو اصطلاحاتی در شروع هر قطعه به کار می رود که دربالای حامل قرار دارد .

 این اصطلاحات به زبان ایتالیائی است و وتنداهای گوناگون دردوره های مختلف را تا حدودی تعیین می کند گاهی هم اعدادی بعد ار این اصطلاحات پس از یکی از اشکال نت دیده می شود که طول زمانی هر ضرب را دردقیقه مشخص می کند به این ترتیب که عدد نوشته شده را باید مخرج کسری که صورت آن یک است فرض نمود؛ در نتیجه طول زمانی هر ضرب به نسبت دقیقه تعیین می شود ، مثلاًٌ 60= C  به معنی هر ضرب برابر1/60 دقیقه ( یک ثانیه ) . 120= C به معنی هر ضرب معادل 120دقیقه ( نیم ثانیه ) است .

برای کنترل تنداهی مختلف از اسبابی به نام مترونم استفاده می شود که در سال 1816 به وسیله یوهانس نپوموک ملتسل اختراع شد . این اسباب بازی معمولا شکل هرم بوده و دارای تیغه ای است که روی آن وزنه ای  ذوزنقه نصب شده است با پائین و بالا بردن وزنه مذکور حرکت تیغه تند و کند می شود .

تیغه مترونم ازمقابل صفحه مدرجی به راست و چپ حرکت کرده و مانند لنگر ساعت صدای تیک و تاک می دهد .

با میزان کردن وزنه برروری اعداد معین ، تیغه مترونم با تنداهای مورد  نظربین 40 تا 208 ضربه د ردقیقه تیک و تاک می کند .


این اسبا ب بازی علاوه برآنکه تند وکند کردن ضربها به وسیله مبتدیان رااصلاح می کند وسیله خوبی برای رعایت تندای قطعات موسیقی است .

تندای هر یک ازقطعات مختلف موسیقی دردوره های مختلف تا حدودی با هم متفاوت است ضمناً باتوجه به سلیقه نوازنده یارهبرارکسترهرتندا محدوده ای بین دو عدد دارد مثلاً درمترونم ویتنر سرعت الگرو بین 120 تا 168 ضربه در دقیقه تعیین شده است .

 

یاد آوری : تنداهای تعیین شده درجدول فوق از کتابها ومترونم های مختلف گرفته شده و اصطلاحات فارسی که تا حدود زیادی معنی و مفهوم اصطلاحات ایتالیائی معمول برای تنداها ی مختلف موسیقی در جهان را دارد به وسیله متخصصان موسیقی در فرهنگستان زبان ایران انتخاب شده است و تنداهای مربوطه به مترونم وینتر درحدود سال 1940 و کادنسیا حدود  و 1960ست توماس حدود 1965 معمول شده است . و جدول مربوط به علینقی وزیری از کتاب این موسیقی دان ارزنده گرفته شده است . 


جدول تنداهای تعیین شده
تغییرات تندا

چون اصل تنوع یکی ازاصول عمده موسیقی است . موسیقی دانان برای جلوگیری ازیکنواختی آثار خود ، معمولاً درقطعات مختلف تغییراتی از نظر تندا بوجود می آورند . این تغییرات یا ثابت است ویا تدریجی  .

در تغییرات ثابت تندای قبلی یکباره عوض می شود و قطعه تا مدتی با تندای جدید ادامه می یابد . درتغییرات تدریجی قسمتی از قطعه بتدریج تندتر یا کندتر می شود و پس از مدت کوتاهی با آمدن اصطلاح  Atempo  ویا Tempo Primo دوباره به تندای اصلی و یا اولیه برمی گردد.

اصطلاحات مربوط به تند کردن تندا عبارتند از :                                                              

 با روح ، باهیجان Animato
 بتدریج  تند تر Accelerando
بتدریج  تند تر، فشرده تر

Stretto

بتدریج  تند تر

Stringendo

با روح ، باهیجان piu moto
بتدریج  تند تر piu mosso
 کمی تند تر Un poco piu mosso
خیلی  تند تر Molto Piu mosso
   
   
اصطلاحات مربوط به کند کردن تندا عبارتند از:  
   
 بتدریج سنگین کردن Rallentando Rall
بتدریج سنگین کردن Ritardando Ritard
 بلافاصله کند کردن Ritenuto   Rit
کند تر Meno mosso
کمی کند تر Un poco meno mosso

اصطلاح مربوط به قطع کردن ناگهانی برای چند لحظه :

                                          

با استفاده از اجرای آزاد زمانی در موسیقی برای بهتر اجرا شدن آن که شامل تند و کند کردن تدریجی - قطعه کردن به شکل منظم یا غیر منظم در قسمتهای موزن موسیقی می باشد ، اصطلاح آلمانی آگوگیک کاربرد دارد که تاثیرش ترجمه ی احساس و ادراک نسبی آرامش  انقلاب است.

آگوگیک یکی دیگر از عوامل سه گانه اکسپرسیون است.

اصطلاحات مربوط به اجرای آزادتر عبارتند از :

 اجرای آزاد  

Ad libitum( ad. lib.)

 اجرای قطعه بدلخواه نوازنده A piacere
 

در نظر گرفتن تغییراتی از نظر  زمانی در بعضی از نت ها به منظور اجرای قطعه با احساس شخصی نوازنده

بدون درنظر گرفتن تندای معین - اجرای آزاد تندا 

اصطلاحات مربوط به برگشتن به تندا ی اولیه پس از تغییرات قبلی عبارتند از:

 

بازگشت به تندای قبلی A tempo
بازگشت به تندای اولیه   Tempo
همان تند ا 1Tempo  primo

                                                                                           

اصطلاح stesso tempoمعمولاً موقعی به کار می رود که میزان چهارضربی به سه ضربی  یا دو ضربی و یا میزان ساده به ترکیبی ویا واحد ضرب سفید به سیاه یا چنگ تبدیل شود ولی تندای ضرب ثابت مورد نظر باشد .


نظرات

ارسال نظر