بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی ایران موسیقی نظامی

نقاره خانه - مدرسه ی موزیک

در فصل گذشته اشاره ای به دسته ی موزیک سرباز خانه ی شیراز کردم.در آن زمان ، یک دسته ی موزیک آبرومندتری هم در دستگاه قشون جنوب وجود داشت که زیر نظر افسران انگلیسی اداره می شد.افراد این سپاه در روزهای سلام ، مقابل والی فارس از جلوی تمثال احمد شاه رژه می رفتند و آلات موسیقی آنها هم مانند اسلحه و دیگر لوازمشان برعکس سربازهای خودمان از نوی و خوبی برق می زد.نوازندگان این دسته ی موزیک ، هندی بودند و چون وسائل کار و تمرین آنها مرتب تر بود ، مارشهائی هم که می نواختند مطلوبتر جلوه می نمود.

اکنون که به مناسبت ، صحبت موزیک نظامی به میان آمده است ، تصور می کنم خواننده ی این سرگذشت بی میل نباشد از سابقه ی این نوع موسیقی در ایران اطلاع حاصل کند:

سرود جنگ - موسیقی نظامی در ایران سابقه ی بسیار قدیم دارد.از دیرباز ، سرودهای جنگی موجب نشاط سربازان و رسیدن آنها به فتح و پیروزی بوده است.برای نمونه چند جمله از کتاب (خصال کوروش) تالیف (زنوفن) مورخ یونانی را ذکر می کند:

کوروش هنگام حمله به قشون آسور ، بنا بر عادت خود ، سرودی آغاز کرد که سپاهیان باصدائی بلند و با احترام و ادب بسیار ، دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پایان رسید ، آزاد مردان با قدمهای مساوی و با نظم تمام به راه افتادند.

در جای دیگر گوید : کورش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور، علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همین که صدای شیپور بلند شد باید همه ی سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.

پس از چند سطر دیگر می نویسد : در نیمه ی شب که صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد ، کوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد.بعد کوروش می گوید همینکه به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد ، سرود جنگی را می خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید.درموقع حمله چنانکه گفته بود ، کوروش سرود جنگ را آغاز کرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند.

سازهائی مانند کوس ، دهل ، کرنا ، شیپور ، سرنا و غیره آلات موسیقی جنگ بوده که شاعران ما مکرر از آنها نام برده اند.

موسیقی نظامی ما تا دوره ی ناصرالدین شاه که آلات بادی اروپائی به ایران آمد ، همان اسباب و افزاری بود که در نقاره خانهبه کار می رفت.پس باید نخست ازین دستگاه گفتگو کنم.

نقاره خانه - شاردن فرانسوی که در نیمه ی دوم قرن یازدهم هجری دو سفر به ایران آمده و چند سال در اصفهان پایتخت صفویه سکونت کرده است راجع به نقارخانه می نویسید:

سمت سر در بازار شاه ، دو ایوان سرپوشیده است که آن را نقاره خانه خوانند و هنگام غروب و سحر، با نقاره و کوس و دهل که قطر آن سه برابر قطر طبلهای اروپاست ، می زنند.محل این نقاره خانه در قیصریه ی کهنه بود و قبل از شاه عباس بزرگ ، به هنگام شام و سحر نقاره می زدند.تا آنکه میدان شاه را ساختند و نقاره خانه به آنجا انتقال یافت.

همچنین می نویسد: در محله ی خواجو هم کاخ نقاره چیان هندیست که در آن ، کرنا زنان و سایر نوازندگان هندی منزل دارند.شاه عباس دوم هنگام شکست مغول کبیر و فتح قندهار، عده ای از این نوازندگان را به همراه آورد و در این قصر که در آن هنگام خالی بود ، جای داد.

در جای دیگر می نگارد : در یکی ازگوشه های این میدان (مقصود میدان محله ی عباس آباد است) نقاره خانه ای مانند نقاره خانه ی میدان شاه است که به هنگام غروب آفتاب ، در آن نقاره می زنند و این یکی از امتیازات شهرهای بزرگ است.شاه عباس اول ، برای جلب مردم بدین محله نقاره خانه ای به آنجا داد و می خواست به محله ی جلفا که مسکن مسیحیانست و مقارن و مقابل با ساختمان این بخش بنا شده است ، نیز نقاره خانه بدهد ولی ارامنه از ترس خرجی که برایشان تحمیل می شد ، از قبول آن خود داری کردند.

(تاورنیه) سیاح و تاجر فرانسوی که در دوره ی صفویه ، چندین سفر به ایران آمده است در سفر نامه ی خود چنین می نویسد:

در روی این گالری (مقصود ایوان میدان شاه اصفهان است) اول غروب آفتاب و نصف شب ، نقاره و کرنا مشغول دادن کنسر می شوند که صدایش در تمام شهر شنیده می شود ، در بعضی از نقاط این ایوان ، اطاقهای کوچک  برای منزل این نقاره چیها ساخته شده.در همه ی شهرهای خان نشین به حکام این امتیاز داده شده که نقاره خانه داشته باشند.

در جای دیگر می نویسد : در طلوع و غروب و نصف شب ، در هر شهری جماعتی موظفند که یک ربع ساعت از اقسام آلات موزیک مثل نقاره و دهل و سرنا و سنج ، کنسری بدهند.این جماعت می روند در یک بلندی می ایستند که صدای نقاره شان به همه ی شهر برسد.یک قسم کرنا هم دارند که هفت هشت پا طول دارد و دهانش خیلی گشاد است و صدای آن تا نیم (لیو) مسافت می رود.اما کرنا فقط در پایتخت و کرسی ایالت زده می شود.در تمام اعیاد و اوقاتی که شاه یک حاکم تازه یا صاحب منصب بزرگی معین می کند هم نقاره خانه می کوبند و این نقاره چیها حق دارند که به هر خانه ای که در آنجا اولاد ذکوری متولد شده باشد بروند و نقاره بزنند.صاحب خانه هم مجبور است یک مبلغی به آنها بدهد.

در سفرنامه ی (برادران شرلی) چنین آمده است که شاه عباس بزرگ ، آنها را در محل وسیعی که در وسط بازار بوده و سکوئی داشته ، مهمانی کرده است و می نویسد: بعد با طبل و نقاره ، خوانچه های ضیافت به میان آمد که 24 نفر از نجبا می آورند و وقتی طبالها و نقاره چیها رفتند ، اهل طرب به میان آمدند.بیست نفر زن با لباسهای فاخر می خواندند و به صدای موزیک می رقصیدند.وقتی جشن به انتها رسید ، پادشاه برخاست و دست (سر آنتوان) بگرفت و دست به دست همینطور در کوچه های شهر می گشتند و آن بیست نفرزن ، از جلو می رفتند و آواز می خواندند و می رقصیدند.بعد از آنها اهل دربار می رفتند و هر کدام از آنها دست یکی از ماها را گرفته بود و در سر هر کوچه ، موزیک جدید مشاهده می کردیم.


(شماره 71) نقاره چیان (از کتاب سفرنامه ی دیولافوا)

دیولافوا می نویسید : نقاره چیان با آن کرناهای بلند ، قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب آن ، در بالای عمارت نقاره خانه ، به رسم نیاکان باستانی خود ، به آفتاب که بزرگترین نماینده ی قوای زنده ی طبیعت است ، سلام می دهند.

عبدالله مستوفی می نویسید : در ایران از زمان قدیم ، معمول بوده است که در طلوع و غروب آفتاب ، نوازندگان این موسیقی وطنی ، در محل مرتفعی به دور هم گرد می آمدند و بوق و کوس و کرنا و دهل خود را به صدا در می آوردند و با نوازندگی خود ، خورشید و روشنائی آن را استقبال و بدرقه می کردند و در مواقع رزم هم به آلات موسیقی خود که سنگین های آن را به پشت شتر می بستند ، در میدانهای جنگ به نواهای مهیج خود ، سلحشوران را به شجاعت می آوردند و در کوچ های منزل به منزل اسباب سرگرمی پیادگان و سواران بودند.در زمان ناصرالدین شاه چون در جنگ و تمرین های جنگی ، آلات موسیقی اروپائی معمول شده بود ، نقاره خانه از شغل اصلی خود افتاده و جنبه ی تجمل به خود گرفته بود فقط در اعیاد و صبح و عصر، کار سابق خود را انجام می دادند.در مسافرتها هم البته عده ای از آنها همیشه با اردوی ناصرالدین شاه بودند و صبح و عصر، نوازندگی خود را در استقبال و بدرقه ی خورشید معمول می داشتند.

هنگامیکه نقاره می کوفتند - در دوره ی ناصری نقاره خانه درین موارد به کار می رفت:

1- در هر بامداد ، پیش از طلوع آفتاب و در شامگاهان هنگام غروب خورشید ، از سردر نقاره خانه ی ارگ ، نوازندگی می کردند.

2- در روزهای عید که سلام رسمی منعقد می شد ، در موقعی که شاه به تخت می نشست ، از سردر نقاره خانه ، نقاره چیان باد در کرنا و سرنا نموده طبل ها را به نوازش در می آورند.سپس خطیب الممالک آغاز خطبه می نمود.

3- در روز عید قربان (دهم ذیحجه) چنانکه اعتماد السلطنه می نویسد : شتر قربانی را امروز با نقاره چی و مطرب حضور آوردند.از رسومات قجر است که شتر قربانی را با اسباب طرب می گردانند.

معیرالممالک می نویسد : در عید اضحی شتر قربانی را به حضور می آوردند.صدای ساز و نقاره برمی خاست و از دور، رقاصان چهل بند پوشیده و زنگ بردست ، پای کوبان نمایان می شدند.(چهل بند) خامه ی زربفتی بود که دامنش دارای طبقات چندی از پارچه های مختلف بود که دور آن رشته های گلابتون قرار می دادند و هنگام رقص ، دایره ی رنگارنگی اطراف رقاصها تشکیل می یافت.خطیب ، خطبه خوان ، در جلو و نقاره چیان در عقب ، روان بودند و چند تن نوازنده ی تار زنان و کمانچه کشان و دف کوبان در طرفین حیوان می آمدند.نقاره چیان ، کلاه پوستی سیاه با طاق ماهوت و یراق دوزی بر سر و نیم تنه ی ماهوت قرمز با مغزی سیاه برتن و شلواری به همین رنگ به پا داشتند...شتر را بدین ترتیب می آوردند و پس از زمانی نوازندگی و دریافت خلعت ، مرخص می شدند.

4- کوبیدن طبل ، هنگام شب ، برای اطلاع یافتن راهگذارها از ساعت.چنانکه معیر می نویسد:


(شماره 72) نقاره چیان شترسوار (نقاشی آب و رنگ دوره محمد شاه قاجار که اصل آن

 در موزه ی مردم شناسی تهران است)

در سردرنقاره خانه که درمیدان ارگ واقع بود ، سه نوبت طبل می زدند: غروب آفتاب ، نقاره می کوبیدند.آنگاه یک ساعت از شب گذشته طبل خبردار می زدند و طبال در حین زدن ، به دور خود می چرخید که صدا به تمام شهر برسد.ساعت دو ، طبل برچین را می زدند که کسبه شروع به برچیدن بساط و بستن دکانها می نمودند.ساعت سه طبل بگیر و ببند را رده شیپور ارگ را می کشیدند و درها بسته می شد.
5- در شبهای ماه رمضان ، چنانکه معیر می نگارد : هنگام افطار و سحر (ماه رمضان) هر بار چهار توپ به غرش می آمد و شب دو نوبت ، طبل و نقاره می کوفتند.یک بار آن از نیمه ی شب گذشته بود و آن را طبل دم کردن سحری می گفتند.

6- در روزهای اسب دوانی وقتی شاه سوار می شد تا وقتی به پوش سلطنتی می رسید ، شاطرها اطراف و شترهای نقاره خانه پیشاپیش آن به حرکت می آمدند.

7- در تعزیه ی تکیه دولت که در فصل مربوط به آن بیان خواهد شد.


وفا داری نقاره چیان به رسم گذشته

این آئین دیرین که قرنها سابقه ی تاریخی داشت در سالهای بعد به تدریج از اهمیتش کاسته شد و حالا تقریباً متروک است.عبدالله مستوفی شرحی در کتاب خود درین باره نوشته است که عیناً نقل می شود:

وقتی که مشروطه تازه به ایران آمده بود ، بعضی مشروطه چیها که در تظاهر تجدد طلبی ، بی مزگی و تصور می کردند که آنچه قدیمی است باید از بین برود ، پاپی نقاره هم شدند و چندین ماه به این بدبختها که جز برپاداشتن رسم دیرین مملکت و استقبال بدرقه ی فرد کامل نورانیت گناهی نداشتند ، حقوق ندادند ولی این آقایان که حقاً باید آنها را بعد از این وقعه آقایان نامید ، از دم در نرفتند و صبح و عصرها حتی در شب های رمضان کار خود را بی گرفتن حقوق انجام دادند.آنها که در این بی مزگیها خیلی دو آتشه بودند و حرارت به خرج می دادند برای نقاره چیها پیغام فرستادند که عبث به خود زحمت می دهید و باد به سرنا و کرنا می دهید ، دیگر نه در گذشته و نه در آینده حقوقی نخواهید داشت.آقایان جواب گفتند:ما برای افتخار و احیای رسم دیرین کشور مشغول کاریم و از کسی هم حقوق نمی خواهیم ، اگر به ایوان سر در ارگ که محل نوازندگی ماست احتیاج دارید ، بگوئید راه پله ی آن را تیغه کنند تا ما ، در نزد وجدان خود آسوده باشیم و الا تا این راه نبسته اید ، ما از کارخود دست برنمی داریم.خلاصه اینکه همین مقاومت چند ماهه ی آنها سبب شد که بعدها که قدری عقل به کله ها برگشت و این شورهای بی نمک ، دست از بی مزگی برداشتند برای آنها حقوق برقرار کردند.

انتقال نقاره خانه - در دنباله ی این واقعه می نویسد: رضا شاه هم اولین حمله ای که به اساس سلطنت قاجاریه وارد آورد ، تصرف نقاره خانه بود که به وسیله ی انتقال محل آن از سر در ارگ بسر در تازه ساز میدان مشق (همان سردری که اکنون در خیابان سپه واقع می باشد) این تصرف را عملی کرد و در حقیقت ، این علامت سلطنت را از مقر قدیم خود کند و به دسترس خود و تحت امر خویش گذاشت که توجه عامه را نسبت به اقتدار خود بیشتر جلب نماید.

موسیقی قراولان شاهی - این بود تشکیلات و موارد استعمال نقاره خانه که تا دوره ی ناصری علاوه بر حفظ رسوم قدیم و نوازندگی از سردر ارگ و مواقع دیگر، تنها موسیقی قراولان پادشاهی بود که در تشریفات رسمی به کار می رفت چنانکه اوژن فلاندن درزمان محمد شاه قاجار از آن به نام (موزیک گارد سلطنتی) نام برده است:

در موقع ورود به تهران از دور مشاهده کردیم که مقدمات تشریفات دربار جهت ورود سفیر فراهم گشته است.موزیک شاهمشغول نواختن بود  و هر یک می خواست از خود ابتکاری به خرج دهد.همگی در قیافه ی ما می نگریستند که بفهمند این ارکستر در ما چه تأثیری می کند.با اینکه سعی داشتیم خود را محفوظ نشان دهیم ، نشد و عاقبت دانستند که ما را خوش نیامده است.


(شماره 73) موزیک نظامی دوره محمد شاه (تابلو از موزه ی مردم شناسی)

چون درین موقع پیشامدهائی امور اصفهان را مختل کرده و محمد شاه برای حفظ نظم و امنیت به طرف آن شهر رهسپار شده بود ، هیئت فرستادگان دولت فرانسه هم به اصفهان عزیمت کردند که در آنجا شاه را ملاقات نمایند و مأموریت خود را انجام دهند.چنانکه اوژن فلاندن می نویسد: برای خوش آمد سفیر و همراهان ، جشنی در قصر (هفت دست) برپا کردند که موجبات خشنودی سفیر فراهم شود.درین جشن ، کشتی گیرها ، رقاصان بالای طناب و آتشبازی هم از جمله تشریفات درباری بود و شاه به سوی هر یک از صنعتگران ، مشت مشت طلا می ریخت و بازیگران هم با جدیت ، کارهای خود را انجام می دادند.پس از این ضیافت درباری ، وزیر خارجه هم مهمانی دیگری در یکی از قصور سلطنتی ترتیب داد و در آنجا موزیک گارد سلطنتیکه بالنسبه خوب به نظر می آمد ما را محفوظ کرد.

آلات نقاره - درین ارکستر، دو نوع ساز و دو قسم طبل بکار می رفته است.از آنجا که اکنون مورد استعمال ندارد تا به چشم آید ، شرح آنها بی مناسبت نخواهد بود تا به یادگار بماند:

1- سرنا - آلتی است بادی شبیه (هوبوا) که مانند نی ، شش سوراخ در جلو دارد و یکی در عقب.زبانه ی آن ، مضاعف است که از دو قطعه چوب نازک به نام نی می و تبچ ساخته می شود و دور آن را با نخ می بندند.وقتی دو نوازنده ی سرنا در میان نقاره چیان باشند یکی از آنها نغمه (ملودی) را می زند و دیگری به اصطلاح نقاره چیان ، دم می دهد به این طریق که صدای پرده ی اصلی (تنیک Tonique) را مرتبا می کشد.

سرنا از سازهای قدیم ایرانست.عربها سازی شبیه به آن موسوم به مزمار یا زمز داشته اند که لوله ی آن استوانه شکل و پرده ی صوتش معیوب بود ولی لوله ی سرنای ایرانی ، مخروطی و صدایش بهتر است.

2- کرنا - آلتی است بادی و بلند که صدای آن بم می باشد و چون سوراخ ندارد ، با انگشتان نواخته نمی شود.بنابراین فقط برای دم دادن است.

3- نقاره - دو طبل کوچک متصل به هم است یکی بزرگتر که صدایش بم تر است و یکی کوچکتر با صدای زیرتر.آلت نواختن نقاره دو عدد چوب است به نام چوب نقاره و با دو دست نواخته می شود.گاهی یک دست در بم و دست دیگر در زیر، کار می کند ، گاه هر دو چوب ، به بم یا به زیر می خورد.

کاسه ی نقاره از مس است و پوست آن از گاو تهیه می شود که کلفتر است.


(شماره 74) نقاره

4- گورگه - طبلی است از نقاره بزرگتر و پوست آن که نازکتر است از گوسفند تهیه می شود.کاسه ی آن گلی است و با دو عدد ترکه ی نازک به صدا می آید.

**************

مدرسه ی دارالفنون - وقتی ناصرالدین شاه به تخت سلطنت نشست (1226 مطابق 1264هـ.ق.) وزیر کاردانش میرزا تقی خان امیر نظام (امیرکبیر) که از طرز تعلیم و تربیت عمومی در اروپا اطلاع حاصل کرده بود ، به خوبی متوجه شد که باید سطح فرهنگ مملکت را بالا برد و ایرانیان را به علوم جدید آشنا ساخت ، بنابراین در تدارک مقدمات یک دانشگاه در تهران ، بذل جهد نمود تا در این مرکز نوین تعلیم و تربیت ، علوم جدید مانند ریاضی و مهندسی و طب و دواسازی تدریس و فنون نظامی نیز تعلیم شود که رسته های پیاده و سوار و توپخانه و مهندسی هر یک به وظائف خود آشنا گردند و افسرانی تربیت شوند که بتوانند وضع نظام ایران را اصلاح نمایند و مانند سایر ممالک ، قشون متحدالشکل منظمی به وجود آورند.به این منظور به تأسیس مدرسه ای به نام دارالفنون اقدام و در همین محل فعلی شروع به ساختمان بنای مناسب کرد و معلمین متخصص از ممالک اطریش و فرانسه استخدام نمود.ساختمان محل مدرسه چند سالی به طول انجامید و روزی که در 1268 هـ.ق.موجبات افتتاح آن فراهم شد متأسفانه صدر اعظمی که بانی این بنای خیر بود ، در اثر سعایت اطرافیان شاه ، از کار برکنار شده در باغ فین کاشان به حالت تبعید می زیست و منتظر سرنوشت شومی بود که در کمینش نشسته بود.آری اینست سزای مردم خدمتگذار این مملکت!

باری مدرسه ی دارالفنون با حضور شاه و میرزا آقاخان نوری صدر اعظم و وزرا و درباریان و اهل فضل و کمال و معلمین ایرانی و اروپائی افتتاح گردید و در هر شعبه عده ای به تحصیل علوم جدید مشغول شدند.

موزیک دارالفنون - سالها بعد لزوم دسته های موسیقی نظامی به سبک جدید که جزء لوازم و تشریفات سلطنتی بود مورد توجه قرار گرفت.بانی منظور شعبه ای در مدرسه ی دارالفنون به نام شعبه ی موزیک تأسیس شد و برای تعلیمات فنی ، یک تن متخصص فرانسوی به نام لومر از اروپا استخدام شده به ایران آمد.متخصص دیگر ی هم از اطریش آورده بودند به نام گوار که موزیک کارمان میرزا نایب السلطنه را اداره می کرد.

 


(شماره 75) موزیکچی ها (کاشیکاری باغ گلستان)

ازین موقع کلمه ی موزیک به دسته های موسیقی نظامی اطلاق شد و موزیک ، جای نقاره را گرفت.

منظور اساسی این شعبه تهیه ی نوازنده ی آلات بادی موسیقی نظام و تربیت مربی برای اداره کردن دستجات موسیقی نظامی بود.شاگردان این شعبه که لباس به تن داشتند ، مشغول فراگرفتن تعلیمات موسیقی شدند.چون معلم اروپائی ، زبان فارسی نمی دانست میرزا علی اکبر خان نقاش باشی (مزین الدوله) که معلم فرانسه و نقاشی دارالفنون هم بود ، به سمت مترجمی (لومر) منصوب گردید و درس موسیقی نظری او را که برای شاگردان می گفت به طور سئوال و جواب به فارسی ترجمه کرد و اولین کتاب تئوری موسیقی را به سبک جدید با جمله های فرانسه و ترجمه ی فارسی آنها نوشت و در چاپخانه ی دارالفنون به چاپ رسانیده در دسترس شاگردان مدرسه قرار داد (1261 مطابق 1301 هـ.ق).


(شماره 76) میرزا علی اکبر خان نقاشباشی (مزین الدوله)

دروس دیگر مانند سرایش (سلفژ) و تعلیم علمی آلات بادی بوسیله ی معلم اروپائی به عمل می آمد و وسائل و اسباب و لوازم کار از قبیل آلات موسیقی نظامی هم که سفارش داده بودند از اروپا رسید و پس از چند سال یک دسته ی موزیک حاضر و آماده شد که در جشنها و سلامهای رسمی و هنگام پذیرائی و معرفی سفرا به حضور شاه برای اولین بار به جای نقاره خانه ی قدیم به کار رفت.


(شماره 77) طبال و سنج زدن (کاشیکاری باغ گلستان)


مورادی که موزیک نواخته می شد

در دوره ی ناصرالدین شاه ، موزیک نظامی درین موارد به کار می رفته است:

1- در روزهای عید که سلام رسمی منعقد می گردید ، وقتی شاه به تخت مرمر وارد می شد و بر صندلی مخصوص می نشست ، موزیک ، سلام ایران را می نواخت ، آن گاه شیپورچی ، باد به شیپور کرده متعاقب آن غرش توپها به گوش می رسید.اولین آهنگ سلام را لومر ساخت که تا زمان محمد علی شاه معمول بود و در دوره ی احمد شاه تغییر کرد.

2- درمسافرتهای ییلاقی دو دسته موزیک نظامی همراه بود که بامداد و شامگاه نزدیک به سرا پرده ی سلطنتی آهنگ های خوش می نواخت.

3- در تشریفات رسمی درباری و شرفیابی سفرای خارجه که از مقابل گارد احترام رد می شدند موزیک ، سلام کشور مربوط را می نواخت.


(شماره 78) موزیک دارالفنون در زمان ناصرالدین شاه

4- در تعزیه ی تکیه دولت نیز موزیک نظامی وظیفه ی نوازندگی داشت که در موقع خود به آن اشاره خواهد شد.

5- همه روزه از یک ساعت به غروب مانده یک دسته موزیک در حیات تخت مرمر نوازندگی می کرد که به نام آقشام (شامگاه) موسوم بود و نزدیک غروب ، سلام می زدند و می رفتند.

6- اشخاصی که میل داشتند.می توانستند برای جشن عروسی از موزیک نظامی ، در مقابل دادن انعام ، استفاده کنند.مستوفی می نویسد: دو مرتبه دسته ی موزیک نظامی به خانه ی عروس می رفت ، یکی بعد از ظهر روز عروسی برای بردن رخت حمام داماد به سرحمام و دیگری در موقع بردن عروس به خانه ی داماد ، به این ترتیب که در مراجعت از حمام ، دسته موزیک جلوی داماد می افتاد و او را تا عروسی خانه می رساند.در موقع عروس آوردن هم باز دسته موزیک جلوی عروس می افتاد و او را به خانه ی داماد می رسانید.

در باغ شاه هم که مجسمه ی ناصرالدین شاه را سوار بر اسب ساخته بودند ، روز پرده برداری از مجسمه ، جشن گرفتند و چند دسته موزیک در باغ مزبور آهنگهای مختلف می نواختند.در روزهای اسب دوانی و مسابقات کشتی گیری نیز دستجات موزیک نوازندگی می کردند.

کارهای لومر - در دوره ی ناصرالدین شاه ، لومر سمت موزیکانچی باشی داشت.نامبرده در سفر سوم شاه به فرنگ در نمایشگاه ایران در پاریس نیز حضور داشته است چنانکه شاه در سفرنامه خود می نویسد:

داخل اکسپوزه ی ایرانی شدیم. یکی از فرنگیها از ما اجازه خواسته بود که اسبابهای ایران را خودش در اینجا اکسپوزه کند.ما هم اجازه دادیم.حالا او با مسیولمر موزیکانچی باشی ما و مسیور ریشار معروف اینجا را به شراکت دست کرده اند.مسیولمر و آن شخص فرنگی و مسیو ریشار حاضر بودند.جای وسیع خوبی بود با انواع اسبابهای ایرانی از قالیهای خوب و امتعه ی دیگر مزین کرده و خیلی خوب ترتیب داده بودند.


(شماره 79) طبال (کاشیکاری باغ گلستان)

درین سفر بعضی آهنگها مورد توجه قرار گرفته و شاه دستور داده است نت آنها را بفرستند چنانکه می نویسد : دسته موزیکانچی هم که یک دسته قرمز پوش و متعلق به پولیس بودند ، آمده حلقه زدند و شروع به زدن موزیکال کردند.نواهای فرح انگیز بسیار خوب می زدند به طوریکه فرمودیم نت آن نواها را برای ما بفرستند به طهران ببریم که موزیکانچیهای ایران بزنند.

علاوه بر موزیکانچی ها ، عده ای هم زیر نظر لومر فرانسوی تحصیل کرده برای اداره کردن دستجات موزیک تربیت شدند که به تدریج سمت صاحب منصبی یافتند و به ریاست دسته های موزیک منصوب گردیدند.

در سالهای آخر دوره ی ناصری نیز یک تن فرانسوی موسوم به دووال (Duval) استخدام شده به ایران آمده .نامبرده ویولن زن بود و به تشکیل ارکستر آلات زهی اقدام کرد ولی دو سال بیشتر در ایران نماند و همان لومر بود که دنباله ی کار و تعلیمات دسته های موزیک را به عهده داشت.

در دوره ی مظفرالدین شاه برای دفعه ی اول چند آهنگ ایرانی توسط لومر برای پیانو نوشته شد و در پاریس به چاپ رسید.چنانکه در سفرنامه ی مظفرالدین شاه به این مطلب اشاره شده است:

ناصر همایون و مسیو لومر را که به پاریس فرستاده بودیم امروز آمده فرمایشات ما را از بابت نتهای موزیک به خوبی انجام داده اند.یک نسخه ازین نتها که در همان موقع در پاریس چاپ شده اکنون در کتابخانه ی هنرستان موسیقی ملی موجود است و شامل قسمتی از آواز چهار گانه و همایون و ماهور با چند تصنیف و رنگ می باشد و لومر نیز یک صفحه مقدمه به زبان فرانسه در آغاز آن نوشته و مخصوصاً از ناصرهمایون شاگردش که در جمع آوری و نوشتن آهنگها به او کمک کرده تشکر نموده است.لومر در حدود 45 سال قبل در تهران فوت کرد.


(شماره 80) موزیکانچی ها (نمای غربی شمس الماره در باغ گلستان)

اکنون از شاگردان اولیه ی شعبه ی موزیک شمه ای بنگارم:

سلیمان خان - از اولین و بهترین شاگردان لومر بود.وی قرنی کوچک می زد ولی در تعلیم تمام اسبابهای بادی دست داشت و پیانو هم می نواخت.صاحب منصبان آتیه ی موزیک حتی سالار معزز که بعدها رئیس کل موزیک بود احترام بسیار به او می گذاردند و او ار از همه ی شاگردان لومر برتر می دانستند.وی بعدها رئیس موزیک عبدالحسین میرزای فرمانفرما شد و حتی یک سفر هم برای آوردن آلات موسیقی نظام به خارج از ایران مسافرت کرد. معاونین او اول انوشیروان میرزا بعد عبدالرحیمخان و سپس مجید حشمت دیوان بود.این دسته ی موزیک در سفرهای آذربایجان و کرمان و کرمانشاه نیز همراه فرمانفرما بود.سلیمان خان بعدها دوباره به تهران آمد و مدتی رئیس موزیک علاءالدوله و چندی هم رئیس موزیک گارد سلطنتی شد.

سلیمان خان فرزندی داشت به نام اصلان خان که صنعتگر خوبی بود و تا چند سال قبل که فوت کرد در خیابان فردوسی مغازه داشت و آلات موسیقی را تعمیر می کرد.یک اطریشی هم به نام آلبر هادویکر در موزیک علاءالدوله متصدی اصلاح سازها بود.از همشاگردیهای سلیمان خان ارمنی که او هم نزد لومر فرانسوی کار کرده و معلومات خوبی در اداره ی دستجات موزیک نظام داشته یوسف خان است که اطلاع بیشتری از وی به دست نیامد.

غلامرضا خان (سالار معزز) از شاگردان لومر بود که بعدها سمت معلمی شعبه ی موزیک و ریاست کل موزیک را یافت ، از کارهای نامبرده به کمک مزین الدوله ترجمه ی یک دوره کتاب هم آهنگی و ساز شناسی و ارکستر شناسی موسیقی نظامی است که به شاگردان مدرسه که می خواستند بعدها رئیس دسته های موزیک شوند تدریس می شد ولی این جزوه ها به چاپ نرسیده است.کسانی که دوره ی مدرسه را تمام می کردند به سمت رئیس دسته های موزیک نظامی منصوب و به واحد ارتشی برای تعلیم و تربیت موزیکچی ها معرفی می شدند.

بعد از فوت لومر، غلامرضا خان که تا درجه ی سرتیپی ترقی کرد به سمت ریاست این مدرسه منصوب شد و شاگردانی که بعدها رئیس دسته های موزیک نظامی بودند از زیر دست او بیرون آمدند.


(شماره 81) غلامرضاخان مین باشیان سالار معزز رئیس موزیک نظام

این مدرسه نخست یکی از شعب دارالفنون بود سپس جزء تشکیلات وزارت معارف شد و نامش که شعبه ی موزیک بود بهمدرسه ی موزیک تبدیل یافت و اولین موسسه ایست که برای تعلیمات موسیقی به روش علمی در ایران دائر شده است.منتها چون منظور از تاسیس آن ، بهبود وضع موسیقی نظایم بود ، بیشتر ازین نظر تعلیمات آن پیشرفت می کرد.

سالار معزز برای تدریس سلفژ و دیکته ی موسیقی و تعلیم آلات بادی ، معلم خوبی بود و گرچه به مقتضای روحیه ی نظامی ، سخت گیری می کرد ولی هنرجویان از او کاملا استفاده می نمودند.در نظم و ترتیب مشهور است چنانکه شاگردانش می گویند همیشه قبل از شروع ساعت کار ، در مدرسه حاضر می شد و به کار خود ، دلبستگی و علاقمندی داشت.در نواختن پیانو مخصوصاً در اجرای نغمات ایرانی بی ذوق نبود و برخلاف موسیقی دانهای تحصیل کرده ی این دوره که توجهی به موسیقی ایرانی ندارند حتی خود ، کوک پیانو را تغییر می داد و آهنگهای ملی را در روی پیانو می نواخت مخصوصاً معتقد بود که باید شاگردان مدرسه به اصول موسیقی ملی هم آشنا باشند.

چون در آن موقع مدرسه ی موزیک برای تعلیم اسبابهای بادی معلمین متخصص نداشت ، سالار، تدریس آنها را شخصاً به عهده داشت و با مراقبت و دقت مخصوص همه را تعلیم می داد.

سالار معزز (مین باشیان) مارشهای نظامی و سرودهای وطنی هم می ساخت.در آن موقع هر وقت اولیای مدارس می خواستند سرودی داشته باشند ، تنها مرجعشان سالار معزز بود و چنانکه قبلا اشاره شد تمام سرود های مدرسه ی امریکائی را ، او تصنیف می کرد.از سرودهای خوب او که برای آن مدرسه ساخته و دارای نغمه ی زیبائیست آهنگیست که اشعار آن چنین است:

خیز، همتی گمار اکنون                                                                          عالمی نما پرخون ، بیدریغ

ترک جان وتن کن ، تابه کی درنک                                                              سربه تن نزیبد ، باشد ار به ننک

                            همتی غیرتی ، تابکی خموش                                   

بی غم و ندامت از ره کرامت                                                                   با دو صد شهامت خیز و جان فشان

ای نژاد ساسان ، قدم نو بگیر                                                                   تابه کی زجهل ما ، سر وطن به زیر

خاک پاک ایران ، وطن بی نظیر                                                              در قیود مسکنت شده کنون اسیر

سرود فوق دو بند شعر دیگر دارد که در خواص علم و وطن پرستی است و گوینده ی اشعار آن معلوم نیست.منظور از ذکر اشعار این سرود برای نمونه بود.سرودهای دیگری هم که در آن دوره می ساختند ، همه ازین قبیل بود و همواره در سرودهای


(شماره 82) موزیکانچیها (کاشیکاری باغ گلستان)

وطنی ازاینکه کشور ایران از غافله ی تمدن عقب افتاده است ، اظهار تاسف و از گذشته های با افتخارش یاد می شد و جوانان را به وطن دوستی و کسب علم و کمال راهنمائی می کرد و از کسی هم تمجید و تحسین به عمل نیآمد.در صورتیکه از سال 1301 به بعد ، مضمون سرودها عوض شد و جنبه ی ستایش و تملق یافت زیرا اوضاع زمانه بازار چاپلوسی و ریا را دوباره رواج داد.

سالار معزز در سال 1314 زندگانی را بدرود گفت.

قطعه ای دیگر از سالار معزز به یادگار مانده است به نام (فانتزی ماهور) که برای پیانو نوشته شده و در روسیه به چاپ رسانیده است و نسخه ای از آن در کتابخانه ی هنرستان موسیقی ملی موجود می باشد.

از شاگردان دیگر لومر که بعدها شهرت یافته اند اشخاص زیر را می توان نام برد:

حسین هنگ آفرین - معروف به حسین خان (ر) که رئیس یکی از دسته های موزیک قزاقخانه بود.این شخص علاوه بر تحصیلات موسیقی نظامی چون از موسیقی ایرانی هم کاملا بهرمند بود و به نواختن سه تار آشنائی داشت سمت معلمی موسیقی


(شماره 83) یک دسته موزیک نظامی - افسرانی که در جلو ایستاده اند:

1- عبدالله میرزا 2- میرزا حسین خان 3- سالار معزز

ایرانی را در مدرسه ی موزیک به دست آورد. نامبرده از شاگردان بسیار خوب میرزاعبدالله بود که سه تار را خوش می نواخت و به ردیف موسیقی ایرانی کاملا احاطه داشت.نواختن پیانو و سازهای بادی و ویولن را هم می دانست و کلاس خصوصی هم در منزل خود فراهم آورد.معروف است که در آن زمان چون برای نواختن موسیقی ایرانی و کوک کردن ویولن با تار، سیم اول ویولن را یک پرده پائین می آوردند و به جای اینکه آن را با نت (می) هم آهنگ کنند (ر) کوک می کردند و او وقتی می خواسته است ویولن شاگردان را کوک کند مکرر می گفته است: (ر بده) به حسین خان (ر) مشهور شده است.

هنگ آفرین ردیف دستگاه ماهور را که از استاد خود ، میرزاعبدالله فرا گرفته بود با ویولن نواخته و سالار معزز آنرا نوشته و این نتها بعدها در برلن به چاپ رسیده است که اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ی هنرستان موجود است.

چون موسیقی ایرانی دارای پرده های مخصوصی است که در سبک نت نویسی اروپائی ، آن علامات موجود نیست درین نوشته ، نت هائی که یک ربع پرده بالا رفته یا به اصطلاح موسیقی دان ها کرن شده ، با خط کوچکی که علامتهای (بمل) را قطع کرده این نت ها را هم نشان داده است.

نصرالله زرین پنجه که اکنون معلم هنرستان است از شاگردان هنگ آفرین بوده که جزء دسته ی موزیک او به شمار می رفته و در کلاس خصوصی او تار را هم فرا گرفته است.

هنگ آفرین را در سالهای آخر عمرش ، دیده بودم.با اینکه پیر و شکسته شده بود بسیار خوب سه تار می زد و یک روز هم بنا به خواهش من ردیف کامل چهارگاه را نواخت و به تصدیق اسمعیل قهرمانی که حضور داشت و از او قبلا سخن گفته ام به خوبی از عهده برآمد.هنگ آفرین از درویشان صفائی بود و چنانکه سابقاً اشاره شد ، در ارکسترهائی که به تشویق ظهیرالدوله در انجمن اخوت تشکیل می گردید سمت نوازندگی و گاهی هم سرپرستی ارکستر را داشت.نامبرده در سال 1331 در سن 76 سالگی وفات کرد.

علی محمد فخام بهزادی که قبلا ذکرش گذشت و با هنگ آفرین بسیار مأنوس بوده ، این چند شعر را در رثای او گفته است:

پریروز بو دست ، یوم العسیر                                                                    ز فقدان هنگ آفرین شهیر

زخلق و سلوکش ، زبان الکن است                                                               که این مرد درویش ، بد بی نظیر

به موسیقی شرق و غرب او بصیر                                                                  به هر ساز و آلات آنهم خبیر

اجل این هنرمند ، ناگه ببرد                                                                      به خاک اندرش کرد و کردش اسیر

ناصر همایون - دیگر از شاگردان قدیم لومر، ارسلان خان فرزند امیرخان است که از شاگردان دارالفنون و به نواختن پیانو و سایر آلات موسیقی آشنا بود و سمت ریاست موزیک را داشت و در دوره ی مظفرالدین شاه پیشخدمت مخصوص او گردید و لقب ناصر همایون گرفت سپس به درجه ی سرتیپی رسید و رئیس موزیک مخصوص سلطنتی شد.درتمام سفرهای مظفرالدین شاه به فرنگ نیز همراه بود و دستورهای او را راجع به خرید آلات و لوازم موسیقی و به چاپ رسانیدن نت ها انجام می داد.چنانکه اشاره شد ، لومر هم از او در مقدمه ی کتابش نام برده است.مظفرالدین شاه  چند جا در سفرنامه ی خود از او یاد کرده است چنانکه می نویسد:بعضی نتهای آواز ایرانی را که ناصر همایون درست کرده و به ارکست ها داده بود ، مشغول زدن هستند ، رفتیم دیدیم ، خیلی خوب می زدند .....


(شماره 84) حسین هنگ آفرین

الحق ارسلان خان ناصر همایون هم خیلی خوب از عهده ی تعلیم آنها برآمده است... ارکست ها قدری موزیک ایرانی زدند و خیلی خوب می زدند ؛ تمام فرنگیها نت ایرانی را پسندیده اند.

در جای دیگر می نویسد: ناصر همایون را فرمودیم پیانو زد ، تمام فرنگیها تمجید کردند.

سپس می نویسد : این دوروزه ارسلان خان و مسیو لمر ازروی نت، آواز ایرانی و شعر فارسی به او آموخته بودند.ناصرهمایون


(شماره 85) حسین هنگ آفرین

پیانو زد و دختر مغنیه شروع کرد به خواندن.آواز ایرانی را به قدری خوب خواند که ما تعجب کردیم.ناصر همایون در ظرف دو سه روز خوب به او آموخته است.

عبدالله مستوفی که در سفر سوم مظفرالدین شاه به فرنگ (1284) عضو سفارت  پطرزبورغ بوده نیز ارسلان خان را همراه شاه دیده و در کتاب خود ، از او یاد کرده است بعد از مظفرالدین شاه ، ناصرهمایون نخست به زنجان و از آنجا به تبریز رفته و موسیقی را کنار گذارده سمت ریاست قشون را پیدا کرده و در سال 1299 در همان شهر در سن 54 سالگی وفات نموده است.

ابراهیم آژنگ - شاگرد مدرسه ی موزیک بود و از تعلیمات لومر فرانسوی استفاده کرد.ویولن را از (دووال) استاد فرانسوی فرا گرفت و در محافل هنری به ابراهیم ویولنی معروف شد.علاوه بر سرپرستی دستجات موزیک و معاونت کلاس موزیک دارالفنون،کلاس خصوصی هم برای تعلیم موسیقی و مخصوصاً ویولن درمنزل خود دائر کرد.تا این وقت ابراهیم خان به موسیقی 

به موسیقی ایرانی آشنا نبود بنابراین برای فراگرفتن ردیف ، نزد آقا حسینقلی استاد تار رفت ودستگاهها را فرا گرفت و به شاگردان خود تعلیم داد.آژنگ تا درجه ی سروانی ترقی کرد و سالها در این پایه باقی ماند و همین ، سبب دلتنگی و دلسردیش شد.وی به کمک احمد میرزا اپرتی به نام دکتر ریاضی دان تهیه کرد که آهنگهای موسیقیش را خود ترتیب داد و چند بار به نمایش گذارد و مورد تشویق و استقبال جماعت قرار گرفت.اوعلاوه بر اپرت مزبور آهنگهای دیگری از قبیل پیش درآمد و رنگ نیز ساخته است که از جمله پیش درآمد شوشتری و ماهور و مخصوصاً پیش درآمد راست پنجگاهش که تا آن تاریخ کسی درین دستگاه چیزی نساخته بود قابل ذکر است.وقتی رادیو تهران تأسیس شد ، او سمت سرپرستی نوازندگان را داشت و تا سال 1320 درین مقام باقی بود تا اینکه چند سال قبل ، از خدمت ارتش بازنشسته شد.

نصرالله مین باشیان - فرزند ارشد سالار معزز است.مقدمات موسیقی را در شعبه ی موزیک دارالفنون فرا گرفت سپس برای تحصیل به روسیه رفت و پس از تکمیل اطلاعات به تهران آمده سمت معلمی مدرسه در قسمت ویولن ، ویلن سل و پیانو یافت.نصرالله خان ، پیانو و ویلن را به خوبی می نواخت ولی توجهش بیشتر به موسیقی اروپائی بود.البته در عین حال به موسیقی ملی نیز آشنائی داشت و آهنگهای ایرانی را در پیانو می نواخت ولی کسانیکه سازش را شنیده اند می گویند نغمات فرهنگی را بهتر با پیانو اجرا می کرد.بهترین شاگرد او در ویولن ، محمود ایروانی دیپلمه ی مدرسه ی موزیک بود.نصرالله خان که ملقب به نصرالسلطان شد ، بعدها سمت معاونت مدرسه ی موزیک را پیدا کرد و در تشکیلات آخری موزیک ، معاون کل موزیک و پس از پدر به ریاست موزیکهای نظامی منصوب گردید و چندی هم سمت بازرسی دستجات موزیک را داشت.


(شماره 86) ناصرهمایون در خدمت مظفرالدین شاه هنگام سفراروپا

سایر رؤسای موزیک - از کسانی که در قدیم صاحب منصب موزیک بوده و از پرورش یافتگان شعبه ی موزیک دارالفنون هستند اشخاص دیگری هم مانند این چند تن که نامشان به دست آمده ذکر می شوند که اغلب در قید حیات نیستند:

محمود خان رئیس موزیک اعتضادیه (به نام اعتمادالسلطنه پسر مظفرالدین شاه) میرزا فضل الله معلم موزیک سلطنتی (معاون ناصر همایون) صفرعلی خان رئیس موزیک شهرستانک - غلامحسین خان وثوق حضور- میرزا حسین خان رئیس موزیک قزاقخانه - مصطفی خان رئیس موزیک مدرسه ی نظام - آقا بزرگ خان - حاجی خان - ضیاء نظام و احمد خان که هر دو رئیس موزیک ژاندارمری بوده اند - حاتم خان - مسلم خان رئیس موزیک نظمیه - سید علی خان رئیس موزیک خراسان و اسدالله میرزا رئیس موزیک اصفهان.

مدرسه ی موزیک - شعبه ی موزیک دارالفنون به شرحی که گفته شد خدماتی برای تاسیس دستجات موزیک نظام به جای آورد.در سال 1297 که تشکیلات جدید فرهنگی داده شد ، این قسمت هم به سازمان وزارت معارف ملحق گردید و مدرسه ی موزیک نام یافت و یک مدرسه ی اختصاصی متوسطه شناخته شد و شرط ورودش داشتن گواهینامه ی ابتدائی و دوره ی آن هم پنج سال بود.

حالا ببینیم این آموزشگاه چه اثری در موسیقی ما داشت.البته می دانید که منظور از تاسیس آن ، تربیت کردن افسر برای دستجات موزیک نظام بود.بنابراین شاگردان باید ، به طوری آماده شوند که بتوانند یک دسته موزیک را اداره کنند.پس علاوه برتعلیمات مقدماتی مانند تئوری موسیقی و سلفژ و دیکته ی موسیقی باید به هم آهنگی و سازشناسی و ارکستر شناسی موسیقی نظامی هم آشنا شوند و لااقل یکی از سازهای بادی را بنوازند.ازین گذشته چون به تدریج دستجات موزیک ، ارکستر آلات زهی و ارکستر بالا لایکا هم پیدا کرده بود ، فارغ التحصیل های مدرسه باید بتوانند یک ارکستر آلات زهی یا سیمی را اداره کنند پس لازم بود که به یکی ازین سازها هم آشنا شوند.نواختن پیانو هم تا درجه ای برای این قبیل اشخاص ضرورت داشت.البته با این همه کار، فرصتی نبود که بتوانند به فراگرفتن موسیقی ایرانی و ردیف آوازها بپردازند.

شاگردانی که ساز بادی می زدند توجهی به فرا گرفتن موسیقی ایرانی نمی کردند زیرا نواختن آن ، در روی آلات بادی ، کار آسانی

 


(شماره 87) ارسلان خان ناصرهمایون

نبود ، تنها کسانی که سازهای زهی مخصوصاً ویولن می زدند کمی با موسیقی ملی آشنا می شدند ولی به واسطه ی محدود بودن دوره ی تحصیل و کمی فرصت ، هیچکدام در موسیقی ایرانی اطلاعات کافی پیدا نکردند اما برای منظور اصلی که اداره ی یک دسته موزیک نظامی بود به خوبی آماده شدند چنانکه به محض فراغ از تحصیل با درجه ی افسری به کار مشغول می گردیدند.اگر دسته موزیک افسر تحصیل کرده ای داشت ، آنها معاون او می شدند و بعد به ریاست دسته های موزیک نائل می آمدند.در دوره ی افسری هم اوقات آنها به تعلیمات فنی صرف می شد.پس توجهی به این قسمت نبود که موسیقی ملی ایران هم باید راه تحولی در پیش گیرد.


(شماره 88) ابراهیم آژنگ

در این اواخر رسم شده بود که هر شاگردی بخواهد دوره ی مدرسه را تمام کند باید علاوه بر گذراندن امتحان ، یک آهنگ مارش هم بسازد و آن را مطابق قواعد علمی ، هم آهنگ کند و در روز جشن فارغ التحصیلی ، یک دسته موزیک را رهبری نماید ، من در سال 1305 که چند تن ازین مدرسه فارغ التحصیل می شدند و با یکی از آنها دوستی داشتم درین جشن حضور یافتم ، هر یک از دیپلمه ها یک قطعه موسیقی اروپائی را با ساز تخصصی خود می نواخت که توسط یکی از معلمین ، به وسیله ی پیانو پشتیبانی می شد.بعد ارکستر مدرسه ، پیش درآمد ، ماهور رکن الدین خان را که برای ارکستر، هم آهنگ شده بود نواخت سپس حضار به فضای آزاد ، هدایت شدند و یک دسته ی موزیک نظامی که حاضر بود و مارشهای ساخته شده ی فارغ التحصیل ها را قبلا نواخته و آماده کرده بود ، آهنگها را به هدایت هنرجویان دیپلمه نواخت و در این سال ، چهار تن ازین مدرسه گواهینامه گرفتند.


(شماره 89) کاشیهای باغ گلستان

دیپلمه های مدرسه ی موزیک - از مدرسه ی موزیک سه دوره و روی هم رفته ده تن دیپلمه بیرون آمده است که به استثنای مختاری که در خدمت فرهنگ بود و حالا متقاعد است ، بقیه افسر شده به ریاست دسته های موزیک منصـوب گردیـدند.ازیـن نه

 


(شماره 90) شاگردان مدرسه ی موزیک در خدمت استادشان سالار معزز

نفرمحمود ایروانی در گذشته ، بعضی بازنشسته شده و سایرین هم اکنون با درجه ی سرهنگی درخدمت ارتش می باشند ولی کارهای مربوط به موسیقی نمی کنند!

دوره ی اول سه دیپلمه داشته : حسین لطیفی ، داود نجمی و حسین نعیمیان.

دوره ی دوم نیز سه تن فارغ التحصیل داده است : محمود ایروانی ، سید احمد نورانی و محمد انصاری.

دوره ی سوم چهار تن دیپلمه داشته : مصیب رضوانی ، ضیاء مختاری ، محمد نجی و حسن رادمرد.

از میان فارغ التحصیل های نامبرده لطفی و انصاری سمت معلمی تئوری و نورانی و مختاری هنر آموزش سرایش را در مدرسه داشته اند.

محمود ایروانی در نواختن ویولن مهارت داشته و بعدها به ریاست ارکستر مدرسه منصوب شده است.این مدرسه تا سال 1307 به همین نام باقی بود و از آن به بعد تشکیلاتش تغییر کرد و به مدرسه ی موسیقی دولتی نامیده شد ، سپس اسامی دیگری به ناممدرسه ی موسیقیار و هنرستان موسیقی پیدا کرد و همان موسسه ایست که اکنون به هنرستان عالی موسیقی موسومست.البته به موقع خود به این تغییرات نیز اشاره خواهد شد.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*