بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی ایران خوانندگان تصنیف

در موسیقی ایرانی چنان معمول بوده است که آنهائیکه صدایشان بلند بوده و تحریر داشته است ، آوزا می خوانده و خوانندگان نامی تصنیف خواندن و اجرای آهنگهای ضربی را امری ساده تصور کرده و دون مقام خود دانسته اند ولی گاه اتفاق افتاده است که نغمه ای ضربی هم خوانده اند چنانکه صفحاتی ازین قبیل دیده ام که آواز خوانی معروف ، در یک روی صفحه آواز و در روی دیگر آن تصنیف خوانده و شاید برای این بوده است که نگویند فلان آواز خوان ، از عهده ی اجرای تصنیف برنمی آید.ولی نگارنده تصور می کند آهنگ ضربی و تصنیف خواندن هم ، مثل آواز خوانی تخصص و مهارت می خواهد و از همه مهمتر باید تصنیف خوان ، قوه ی تشخیص ضرب داشته باشد که در موقع خواندن ، وزن را از دست ندهد و به اصطلاح معروف ، از ضرب خارج نشود.

به همین جهت خوانندگانی که استعداد این کار را داشته اند اول به نواختن تمبک آشنا شده اند که در موسیقی ما پایه ی وزن است و آهنگهای ضربی را با کمک این آلت موسیقی تمرین کرده اند تا بتدریج به وزنهای مختلف آشنا شده و از عهده ی خواندن نغمه های وزن دار ، ضمن نواختن تمبک برآمده اند.برخی از آنها هم درین کار مهارت یافته ، استاد فن ضرب و تصنیف شده اند.

آواز خوانها که صوت خدا داد داشته ، نخواسته اند برای این کار که در مقام خود اهمیت بسیار دارد ، ارزش مخصوص قائل شوند ، در صورتیکه این خود فن به خصوصی است و اگر آواز خوانی توانست هم خوب آواز بخواند و هم به درستی از عهده ی اجرای آهنگهای ضربی برآید باید مقام مهمتری برای او در نظر گرفت.

هر چند در میان صفحاتی که از قدما شنیده ام ازین نظر چیز قابل اهمیتی ندارم ولی می گویند برخی از خوانندگان قدیم مانند علی خان نایب السلطنه و ضیاء رسائی که قبلا نامشان گذشت این تخصص را در هر دو قسمت داشته اند ولی در میان خوانندگان سی ساله ی اخیر که سرگذشت واقعی هنر آنها مربوط به جلد دوم این کتاب خواهد بود ازین قبیل خوانندگان داریم که به موقع خود از هنر آنها سخن خواهد رفت.

معلوم شد که اولین وظیفه ی تصنیف خوان ، تشخیص دادن ضرب و نواختن تمبک است.اما هر کس ضرب را به دامان گذارد و دستی روی آن کشید ، ضرب گیر نیست چنانکه هنوز هم برخی آنرا جزء آلات موسیقی بشمار نمی آورند و وقتی نام تمبک به میان می آید نه برای خود آلت و نه برای نوازنده ی آن ، قدر وارزشی قائل نیستند و حتی بعضی نواختن آن را سبک می شمارند و چیزی را در بغل لوطیان سر گذر و مطربان بی هنر دیده اند شایسته ی مقام هنری نمی دانند.از ملتی که برای آداب و رسوم و فرهنگ ملی خود ارزشی قائل نیست نباید جز این انتظاری داشت اما اگر ما خود برای آن اهمیتی نمی شناسیم اروپائیانی که به ایران آمده اند قدر آن را به خوبی شناخته اند.

اهمیت تنبک - فردریک روزن می نویسد : همیشه با سه تارشان یک اسباب که از نظر صنعتی خیلی مهم است همراه می باشد و این همان تنبک است و وزنهائی که با این آلت نواخته می شود بسیار متنوع و مختلف است و یک اروپائی باید خیلی دقت کند تا آن را درک نماید و تقلید آن هم کار مشکلی است.

وقتی در سال 1321 معاون اداره ی موسیقی کشور بودم و آهنگ ساز نامی شوروی (لئون کنیپر) به تهران آمد و با شرکت استادان و هنرجویان هنرستان موسیقی کنسرتی داد ، اظهار علاقه ی بسیار به شنیدن سازهای ایرانی کرد ولی چون فرصت نداشت توفیق زیادی درین باره نیافت اما در سفر دوم که مجدداً به تهران آمد (اردی بهشت 1323) ارکستر موسیقی ملی که پیش آهنگ انجمن موسیقی ملی بود برای اولین بار کنسرتی داد که کنیپر هم حضور داشت.درین کنسرت ، علینقی وزیری سولوی تار و حبیب سماعی سولوی سنتور زد.روز بعد که کنیپر به اداره ی موسیقی آمد مجذوب هنر این دو استاد بود و درباره ی آنها از هیچ تحسین و آفرین مضایقه نکرد.بعد گفت در ارکستر شما یک نوع آلت ضربی هست که نوازنده ی آن توجه مرا بسیار جلب کرد و میل نمود آنرا به تنهائی بشنود.روز دیگر حسین تهرانی حضور یافت و وزنهای مختلف را به تنهائی نواخت که آهنگساز معروف شوروی ، سراپا گوش بود.سپس گفت : شما بی جهت نام این آلت را ضرب گذارده اید ، من آن را ساز می دانم چه در عین سادگی کاملترین آلت ضربیست که تاکنون ساخته شده است ؛ می دانید چرا نام آن را ساز گذاردم ؟ علتش اینست که سایر آلات ضربی را با چوب می نوازند و این یکی ، با دو دست و انگشتان نواخته می شود به همین جهت احساسات نوازنده به وسیله ی سر انگشت و کف دست ، در آهنگ آن تأثیر می کند.ضمناً گفت من در مقام خود ، هنر حسین تهرانی را با مقام هنری بزرگترین استادان شما برابر می دانم.

اکنون موقع آن نیست که از منظور مسافرت کنیپر و کارهای او چیزی بنویسم و درجای خود وارد بحث این مطلب نیز خواهم شد همین قدر خواستم ارزشی را که یک استاد بزرگ موسیقی روس برای تمبک قائل بود و ما ایرانیان عادت داریم که برای اظهار نظرهای اروپائیان قدر و ارج بیشتری می شناسیم ، شاهد مثال آورم.آیا هر کس تار و سنتور و ضرب زده بود همین اثر را در یک موسیقی دان خارجی داشت ؟ شک نیست که جواب منفی است! هنر این استادان فن بود که او را مجذوب کرد و با زبانی ساده و بی ریا تحسین نمود و آفرین گفت.آری هر سازی را هر چه هم ساده باشد وقتی خوب نواختند این اثر را دارد.در میان نوازندگان تهران کسان دیگری هم بودند که آن استاد روسی فرصت دیدار یا مشاهده ی کار آنها را نداشت ؛ از ایران رفت و این سه نام را در دفتر خاطرات خود با تکریم بسیار یادداشت کرد:

وزیری - سماعی - تهرانی.

اکنون که این داستان را می نویسم سماعی سالهاست دیده از دنیا بسته است! آیا ما قدر او را دانستیم و آیا قدر وزیری و تهرانی را که خوشبختانه در قید حیاتند می دانیم؟ با کمال تأسف باید اعتراف کرد که هرگز!شاید تنها به این وسیله بتوان نام این هنرمندان را که از هنر هر یک به موقع خود سخن خواهم گفت پایدار ساخت و لااقل شرح و وصفشان را در کتاب باقی گذارد تا آیندگان بدانند چه نوابغی داشته و داریم و مردم هنرناشناس ایران هنوز غافلند که قدر آنها را بدانند و ازین برگزیدگان هنر تجلیل و احترام کنند!

سلیقه ی تمبک زن - باری مقصود ، اهمیت مقام تمبک و ارزشی است که وزن در موسیقی دارد.در عالم موسیقی اهمیت بسیار برای وزن در نظر می گیرند حتی مورخین به این نتیجه رسیده انند که وزن ، اولین موسیقی بشر است.در ارکسترهای کلاسیک نوزانده ی تمبال یا تیمپانی نقش مهمی دارد.در ارکستر جاز، مهمترین عضو ارکستر کسیست که جاز می زند ، ولی ما وقتی می گوئیم (دنبک زن) مثل اینست که ناسزا گفته ایم و غافلیم که تمبک چه اثر شگرف و چه اهمیت شایانی در ارکسترهای معمولی ما که فاقد هم آهنگیست ، داشته است زیرا تنها آن بوده که قرنها جای اصوات فرعی را حفظ کرده و به نغمات ما جان بخشیده است.وقتی یک نوازنده ، آهنگی ضربی می نوازد اگر هماهنگی در کار نباشد ، همانا همراهی تنبک است که وی را بر سر شوق می آورد و درک وزن را برای شنونده واضحتر و خوبتر میسر می سازد و نغمه ی ساز را خوش آهنگ و با طنین جلوه گر می کند.درین جا نیز ذوق و سلیقه ی ضرب گیر دخالت تام دارد.بعضی نوازندگان ضرب غافلند که ساز را پشتیبانی می کنند و خود نمائی بی مورد آنها نغمه ی ساز را خراب می کند ، چنانکه برخی از صفحه های قدیم را که می شنوم بسیار ناراحت می شوم زیرا می خواهم آهنگ ساز را گوش دهم و صدای ضرب ، مخصوصاً تلنگرهای زیادی که ضرب گیر بلبله ی تمبک زده است یا مواردی که خواسته است نغمه را بی کم و کاست تقلید کند ، بسیار زننده است و تعجب می کنم چرا نوازندگان ، این روش را ملامت نکرده و ضرب گیر را به وظیفه ی خود آشنا نساخته اند که مقصود شنونده ، درک نغمه و کار ضرب ، پشتیبانی ساز است نه پوشانیدن صدای آن. شاید مهندسین ضبط صوت نیز بی تقصیر نباشند که ضرب گیر را دورتر ننشانده اند و در نتیجه ، این عیب پیدا شده است.خلاصه اینکه ضرب گرفتن و خوب از عهده برآمدن و خود نمائی نکردن و صدای ساز را نپوشاندن ، هنریست که از همه کس برنمی آید و وقتی تمام این جهات ، مراعات شد و هر چیز به جای خویش نیکو افتاد ، اثری بزرگ خواهد داشت.

ضرب و تصنیف - چنانکه قبلا اشاره شده کسانی که خوب تصنیف می خواندند و آهنگهای ضربی را به شیوه ای خوش اجرا می کردند.از عهده ی نواختن ضرب نیز به خوبی برمی آمدند و در میان نوازندگان ضرب ، استاد این فن را حبیب سماع حضورگفته اند که سالها ضرب گیر محمد صادقخان بوده و پای ساز استاد ، ضرب گرفته و بعدها در نواختن سنتور هم استادی و مهارت یافته است.نوازندگان قابل ضرب ، کسانی بوده اند که از فیض تعلیمات آن استاد به مقامی رسیده اند.از شاگردان او سه تن را نام می برند:

1- آقا جان که در ضرب گرفتن و خواندن آهنگ های ضربی ، تسلط داشته است و برای این که با آقاجان دیگر اشتباه نشود ، او را آقاجان اول نامیدم.

2- تقی خان که چون همواره با نسقچی باشی بوده ، به نام تقی نسقچی شهرت یافته است.


(شماره 125) نشسته سماع حضور استاد ضرب و سنتور.ایستاده از راست : 1- حاجی خان عین الدوله ای

 2- تقی خان 3- حسن سنتوری 4- آقاجان (این عکس در بغداد گرفته شده است)

3- حاجی خان که چون پیشخدمت مخصوص عین الدوله بوده ، به حاجی خان عین الدوله ای معروف شده است.


(شماره 126) عیسی آقا باشی

داود شیرازی نوازنده ی معروف تار که قبلا درباره ی او شرحی نوشته ام ، پسری داشته است به نام آقاجان که او هم در ضرب مهارت داشته است.وی را آقاجان دوم می گویم.

بالا خان پدر مرتضی نی داود ضرب گیر خوبیست که همواره با ساز فرزندش ضرب می گرفت وهنوز هم حیات دارد.وی شاگرد آقاجان دوم است.

از کسان دیگر که در خواندن تصنیف و نواختن ضرب شهرت داشته اند سید حسن نوزانده ی سه تار که قبلا نامش گذشت همچنین (رضا قلیخان) و (رضا روان بخش) فرزند آقاجان دوم و (اسمعیل غدیری) و (اصغر آکمپانیمان) قابل ذکر می باشند.از آواز رضاقلی خان چند صفحه باقیست که چیز فوق العاده ای به نظر نمی رسد.رضا روان بخش و اصغر اکمپانیمان را هم دیده بودم که بد نبودند.اما به طوری که شنیده ام عیسی آقاباشی که یکی دو مرتبه هم قبلا از او گفتگو به میان آمده است درین فن از دیگران برتر بوده است مخصوصاً می گویند دستگاه دان بوده و به تمام گوشه ها حتی خواندن آواز نیز تسلط داشته است.

حاجی خان - گویند درویشخان او را (مترونم) ارکستر می گفته است و چون در ذوق و سلیقه ی آن استاد تردیدی نیست معلوم می شود حاجی خان به مقام هنرمندی رسیده است.حسام السلطنه می گفت شبی با دوستان به باغ رفتیم و چون ساز همراه نداشتیم ، حاجی خان ما را ساعتها با خواندن آهنگهای ضربی و نواختن تمبک مشغول کرد و به قدری در کار خود مهارت داشت که از نبودن ساز نقصی به نظر نرسید.قوام السلطان اظهار می داشت با اینکه حاجی خان سواد حسابی نداشت ولی دوستان با ذوقش غزلیات معروف سعدی و حافظ را خوب به وی آموخته بودند و او آنها را به مناسبت می خواند.شبی درخواندن شعری اشتباه کرد و کلمه ای را صحیح ادا نکرد.پدرم گفت:

بزرگش نخواهند اهل خرد                                                                               که نام بزرگان به زشتی برد

حاجی گفت چون اشعار را در بزرگی فرا گرفته ام ، شاید به غلط خوانده ام و بیش ازین نباید انتظار داشت.به هر حال آنچه معروف است و همه ی اهل فن تصدیق دارند و او را در زمان خود بهترین تصنیف خوان وضرب گیر دانسته اند.

عبدالله دوامی - علاقه ی بسیاری به حاجی خان ضرب گیر پیدا کرد و سالیان دراز با او مأنوس بود و موسیقی را از وی آموخت.عبدالله خان مرد با ذوق خوشه چینی بود و هر آهنگ و نغمه ی خوشی می شنید ، فرا می گرفت و آنقدر تکرار و تمرین می کرد تا از عهده ی اجرای آن به خوبی برمی آمد و به این ترتیب در خواندن نواهای ضربی و تصنیف ها مهارت یافت چنانکه هم اکنون استاد برگزیده ی این فن به شمار می رود.نامبرده استعداد خاصی در پروراندن گوشه های آواز دارد چنانکه برخی تکه ها را هم که خواندنش مرسوم نیست و تنها در موقع نواختن ردیف به کار می رود ، به وضع خوشی می سراید.از جمله گوشه ایست درماهور به نام نیشابورک که همواره متعلق به ساز بوده است ولی او ، این نغمه را به سبکی دلپسند می خواند.


(شماره 128) عبدالله دوامی

دوامی در سفر دوم درویش به تفلیس همراه چهار نوازنده و خواننده ی دیگر که شرحش قبلا گذشت ، درین مسافرت شرکت کرده و نمونه ای از صفحه های وی موجود می باشد.در خواندن آواز ضربی و نواختن ضرب سلیقه و سبکی خوش دارد وتمام تصنیفهای قدیم را به خوبی می داند و در حقیقت لوح محفوظ نغمه های وزن دار قدیم است.استادان موسیقی و علاقمندان به آهنگهای ضربی سابق ، هر وقت در اجرای یکی ازین الحان به اشکالی برخورند به او مراجعه می کنند و اظهار نظر وی را شایسته و قطعی می دانند.

عبدالله خان مردیست گوشه گیر و کم معاشرت و جز در محضر دوستان با ذوق بسیار معدودش آن هم گاه به گاه ، دست سایرین از دامنش کوتاه است و حتی به قدری از تظاهر به دانستن موسیقی هم ابا دارد که شاید میل نداشته باشد این چند سطر هم درین جا از او یادگار بماند در صورتیکه همه ی اهل فن او را در ضربی خواندن ، بی مانند می دانند.باید اقرار و اعتراف کرد که این بد بینی او زائیده ی فکر مردمیست که هنر واقعی را در کشور خود بی اعتبار می دانند و ارزش حقیقی آن را نمی شناسند.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*