بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی در دنیای قدیم

پیدایش موسیقی

موسیقی نشانه جنبش و زندگی است .

موسیقی زبان احساسات وعواطف است .

موسیقی بیان زیبایی و انسانیت است .

بسیاری از مظاهر طبیعت نوای موسیقی را یجاد می كنند : صدای آبشار ، ریزش باران بر روی آبها ، وزش باد از میان برگهای درختان ، چهچه بلبل و چهار نعل اسب ، هر یك نغمه ای از نواهی طبیعت است .

انسان در میان این اصوات به دنیا آمد و مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت . در سیر تمدن خود نیز انسان به اصوات جدیدی پی برد و دانست كه هر حركتی كم و بیش صوتی ایجاد می كند ، از چرخهایی كه برای پیشرفت كار خود می ساخت پس از فرسودگی صداهایی برمی خواست و این صداها كه به فواصل معین تكرار می شد در ذهن او حالت مطبوعی ایجاد می كرد. به تدریج انسان متوجه شد كه صداهای منظم در تنظیم كار و تهییج فعالیت او تأثیر دارند ، از آن وقت برای حركت دادن سنگهای بزرگ با آوازهای موزون بر قدرت كار خود می افزود .

ترس از عوامل طبیعی مانند رعد و طوفان و زلزله و تاریكی باعث پیدایش عقاید دینی و مابعد طبیعی شد و انسان به یك قدرت مافوق كه مسبب فعل و انفعالات طبیعی است ایمان آورد و برای حفظ وجود خود و غلبه بر ترس و وحشت به خدایان و ارباب انواع متوسل و برای پرستش آنها آوازهایی می خواند كه تدریجاً به صورت سرودهای مذهبی و آوازهای دسته جمعی برای عبادت با شكوه و تمنا از درگاه الهی در آمد .


در موسیقی غیرمذهبی انسان ابتدا به آهنگ رقص و آوازهای ضربی توجه كرد . بعضی از موسیقی شناسان در جستجوی مبدأ موسیقی رقصهای اقوام وحشی و نیمه متمدن را مورد مطالعه قرار می دهند .

ژان ژوك روسو در فرهنگ موسیقی خود Dictionnaire de la musique (سال 1767) به این نكته اشاره كرد و نیز فیلسوف آلمانی كارل اشتومپف Karl Stumpf روی همین اصل در موسیقی سیاهان افریقا تحقیق كرده و ضرب غیرمساوی در آهنگهای آنان یافته است . ایگور استراوینسكی Igor Stravinsky در بالت «پرستش بهار» از اینگونه رقص های ماقبل تاریخ با ضربهای متغیری یادآوری می كند ولی صحیح تر آن است كه تصور كنیم بشر ابتدا با ضربهای ساده مانند 2/4 و 4/4 كه با قدمهای او هم وزن بود آشنا شده سپس به ضرب 3/4 و 6/8 كه هنوز هم ریتم های بسیار معمول روستایی است پی برد . اما ضرب متغیر مربوط به زمانی است كه انسان اطلاعات بیشتر در موسیقی كسب كرده است و در موسیقی سیاهان نیز ضرب های نامساوی و سنكوب Syncope نشانه پیشرفت موسیقی آنهاست .

كارل بوخر Karl Bucher دانشمند اجتماعی آلمان در پیدایش آوازهای بدوی انسان به این نتیجه رسیده است كه ابتدا ضرب rythme و نوای موسیقی melodic به وجود آمد ، سپس برای تسهیل خواندن شعر روی آن ساخته شد . امروز ترانه های محلی نیز به همین ترتیب به وجود می آید ، ابتدا یكی از كارگران مزارع آهنگی را زمزمه می كند ، دیگری از روی آن شعری می سازد و روستاییان دیگر دسته جمعی آواز می خوانند و با آهنگ می رقصند . به همین جهت می توان گفت كه شعر و موسیقی و رقص تاریخ خود را از یك زمان آغاز كرده اند.


موسیقی در چین

از ملل باستانی چینیها و اقوام سامی و آریایی آثاری در موسیقی به یادگار گذاشتند .

در كشور چین ساختن آهنگهای موسیقی مختص پادشاهان آن كشور بود و نخستین بار امپراطور بزرگ فوهی Fou-hi قریب پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح ، موسیقی چینی را تدوین كرد . اما اقوام سفید پوست كه در آسیای غربی ، افریقای شمالی و اروپای شرقی هسته تمدن قدیم را به وجود آوردند پیش از چینیها در تاریخ موسیقی اهمیت دارند .

ابتدا كشورهای سامی مانند مصر كلده سومر و اسرائیل بنیان موسیقی را گذاشتند و در كشورهای آریایی یونان و ایران بعد از آنها به موسیقی توجه پیدا كردند . اما از نظر علمی یونان پایه موسیقی غربی و ایران اساس موسیقی شرقی را بنا نهاد .

سومری

قدیمی ترین سازهای موسیقی در حفریات خرابه های اور واقع در بین النهرین كشف شده است. این سازه ها از آثار اقوام سومری است كه سه هزار سال پیش از میلاد مسیح در این ناحیه حكومت داشتند . نقش برجسته ای كه در داخل آرامگاه یكی از پادشاهان اور دیده می شود یك صحنه از رقص آن زمان (2700 سال پیش از میلاد) را با یك نوازنده چنگ و زنی به حال رقص مجسم می كند .

اسرائیل

ملت اسرائیل مانند مصریها در موسیقی ، بین ملل قدیم دنیا متمایز بود . در مذهب یهود صورت سازی و مجسمه سازی تحریم شده بود و یهودیها ناگزیر ذوق هنری خود را به شعر و موسیقی معطوف كردند به همین جهت موسیقی نزد این ملت مقام بسیار بزرگی یافت .

موسی از یوبال Jubal به نام پدر نوازندگان چنگ (شالومو Chalumeau) یادآوری می كند، در بارگاه سلیمان خوانندگان با سنج و سیتار و هارپ وارد معبد می شدند و دو كشیش با شیپورهای خود ورود آنها را اعلام می كردند . در اخبار یهودیان آمده كه داود برای سپاسگذاری با چهار هزار نوازنده سازهای زهی به درگاه خدا نیایش می كرد .

آوازهایی كه از روی روایات پیشوایان مذهبی خوانده می شد پسالموس Psalmus نام داشت و بعضی از آنها به همراهی سازهای زهی اجرا می شد . در جشن های مذهبی سازهای ضربی مانند طبل و سنج با مراسم باشكوهی به كار می رفت .

علاوه بر سرودهای مذهبی كه در كنیسه خوانده می شد ، آهنگ های رقص را نیز دختران اجرا می كردند .

از آهنگهای قوم اسرائیل هیچگونه اطلاعی در دست نیست ولی اصولاً موسیقی اقوام سامی برخلاف موسیقی هند اروپایی دارای حالت و سلیقه خاصی بود و كرماتیسم (فواصل نیم پرده) در آن زیاد استعمال می شد .

مصر

موسیقی در مصر قدیم بیش از كشورهای دیگر اهمیت روحانی داشت . آواز مذهبی را فرعون شخصاً در برابر مجسمه خدا به حال استغاثه می خواند و مردم پشت سر او سرود را تكرار می كردند . در موسیقی غیرمذهبی نیز آهنگهای رقص معمول بود . در دیوارهای اهرام ثلاثه و مقابر مصری چند صحنه از رقص قدیم این كشور نقاشی شده است . مجسمه كوچك یك رقاصه كه مربوط به پنج هزار سال پیش از میلاد است در حوالی اهرام كشف شده است . آهنگ رقص با نی لبك ، چنگ و كرنا Cornet نواخته می شد و ضرب آهنگ با كف زدن دست رعایت می شد .


موسیقی در یونان

یونانیها نخستین ملتی هستند كه موسیقی را از نظر علمی مطالعه كرده ، تئوری موسیقی نوشتند و آهنگها را با حروف یادداشت كردند .


تاریخ موسیقی علمی مانند سایر هنرهای زیبا از قرن هشتم پیش از میلاد در یونان آغاز شد و از زمان همر Homer شاعر كور یونانی شعر و موسیقی توأماً خوانده می شد .

یونانیها غزل Ode را در تالارهای بزرگ و مدوری به نام اودئون Odeon می خواندند . شعرا و استادان بزرگ موسیقی هر چند بار یك دفعه در پانتئون Panteon معبد خدایان جمع می شدند و آثار خود را اجرا می كردند .

خدای موسیقی و هنرهای زیبا آپولون Apollon بود كه با نه فرشته خود در كوه پارناس Parnasse به سر می برد ، یونانیها هر یك از فرشتگان هنرهای زیبا را موز Muse می گفتند و لفظ موزیك (موسیقی) از این كلمه مشتق شده است .

آوازهایی كه به افتخار آپولون تصنیف می شد نومس Nomos نام داشت ولی یونانیها به تدریج برای توصیف صحنه های مختلف جنگ ، عشق ، شراب ، عروسی و سوگواری نیز نومس ساختند.

در افسانه های قدیم یونان دو موسیقی دان بزرگ ظهور كردند . در یونان شمالی ارفئوس Orpheus كه به قولی او را فرزند آپولون می دانستند با لیر Lyre یا چنگ خود حیوانات و نباتات را محسور می كرد و افسانه كه در پی زنش ائوریدیسEuridice به دوزخ رفته بسیار معروف است .

در جنوب یونان و آسیای صغیر الیمپوس Olympus به عنوان واضع ضرب موسیقی در قرن هشتم پیش از میلاد مشهور شده است .

موسیقی علمی

موسیقی یونان اساساً روی قواعد آوازی و صداشناسی Acoustique بنا شده زیرا شعر و موسیقی توأماً اجرا می شد و سازی كه با خواننده همراهی می كرد همان آهنگ شعر را می نواخت .

در زمان همر (قرن هشتم پیش از میلاد) یك گام از پنج درجه تشكیل می شد . ترپاندر Terpandre در قرن هفتم پیش از میلاد چنگ یا لیر را كه دارای چهار سیم بود تغییر داد و هفت سیم برای آن اختیار كرد . پس از آن با اندك تفاوتی هفت درجه اصلی گامهای امروز به وجود آمد .

امروز دستگاه های موسیقی اروپایی بر دو قسم است . دستگاه بزرگ mode majeur و دستگاه كوچك mode mineur ، اما در یونان قدیم چون موسیقی هارمونی نداشت دستگاه های متعددی به وجود آمد . از هفت دستگاه معمول آن زمان دستگاه لیدین Lydien معادل گام دو ماژور بود ، دستگاه هیپوفریژین Hypophrygien با نت سل sol آغاز می شد و این نت كه با حرف گاما «G» نوشته می شد مبنای كلمه گام Gamme به معنای هفت نت متوالی است .

سیستم گامهای یونانی بر سه قسم بود : دیاتونیك diatonique كرماتیك chromatique و آنهارمونیكenharmonique . سیستم دیاتونیك و كرماتیك با سیستم امروزی فرق زیادی نداشت ولی آنهارمونی كه از یهودیها اقتباس شده بود برخلاف امروز معنی دیگری داشت و به فواصل یك چهارم (ربع پرده) اطلاق می شد .

هارمونی در زبان یونانی به ترتیب و توالی ریتم در یك آهنگ گفته می شد . آكوردهای یونانی كه از دو صدا به وجود می اید سفننی Symphonie نام داشت و در حقیقت هارمونی به معنای امروز در موسیقی یونانی معمول نشده بود .

در تئوری موسیقی فواصل اكتاو Octave ، پنجم و چهارم مطبوع بود اما فاصله سوم و ششم نامطبوع محسوب می شد . یكی از موانع موسیقی چند صدائی poliphonique musique در قرون وسطی همین قاعده یونانی بود و آهنگسازان اروپا تا قرن 15 از استعمال آكور سوم ، tierce در جملات انتهایی cadence احتراز می كردند .

قواعد موسیقی ابتدا در فلسفه بیان شد . فیثاغورث Pythagoras (قرن ششم پیش از میلاد) نخستین كسی بود كه فواصل موسیقی را در درجه چهارم و پنجم حساب كرد . در زمان اسكندر مقدونی ابتدا آریستوكسنوس Aristoxenos و پس از او منجم و ریاضی دان بزرگ بطلمیوس Ptolemoeus این محاسبه را در فواصل دیگر تكمیل كردند و تحقیقات آنها در قرن 16 میلادی مبنای مطالعات و محاسبه تسارلینو Zarlino تئوریسین ایتالیایی قرار گرفت و او گام طبیعی را با فواصل امروزی به وجود آورد .


نت های یونانی با حروف الفبا نوشته می شد و برای كشش نت ها دو علامت كوتاه و بلند تعیین گردید . به این جهت ضرب آهنگهای یونانی نیز تاحدی معلوم بود .

زیباشناسی موسیقی شامل قسمت اعظم نظریه اتوس Ethos و از زمان فیثاغورث به یادگار مانده بود و افلاطون و ارسطو آن را بسط دادند . بنابراین نظریه اصوات موسیقی در ایجاد حالات و انفعالات روحی مؤثر است به همین جهت حكمای یونان تعلیم موسیقی را برای پرورش روحی جوانان مفید می دانستند .

در اتوس یك آواز عوامل مختلف مانند ضرب ، دستگاه موسیقی و سازی كه همراهی می كرد مورد بحث واقع می شد و طبق تحقیق موسیقی شناسان آن دوره در دستگاه فریژین طنین آولس (یك نوع قره نی) در روح شنونده تأثیر زیادی داشت .


آهنگهای یونانی

از تصنیفات آهنگسازان یونان ده آهنگ معروف است . در سال 586 پیش از میلاد ساكاداس Sakadas نوازنده آولسAulos در مسابقات المپیادیك آهنگ Nomos در بیان جدال آپولون با اژدها ساخته بود كه صحنه مبارزه را مجسم می كرد .

تیموته ملطی Timothee de Milet سالهای 357-417 نیز در اثر معروف خود نوتیلس Nautilos آهنگی در وصف طوفان تصنیف كرد . ولی از این دو قطعه اثری نمانده است .

آواز دسته جمعی كه در سال 408 پیش از میلاد برای نمایشنامه ارستش Orstes اثر شاعر و داستانسرای یونانی اریپیدسEuripides تصنیف شده و همچنین سرود معبد دلف كه در ستایش آپولون خوانده می شد از مهمترین آثاری است كه به یادگار مانده است .

سازهای موسیقی

سازهای یونانی نسبت به سازهای مصر و بابل كاملتر و جدیدتر بود . این سازها كه اصولاً برای همراهی شعر ساخته شده اند بر دو قسم بودند : سازهای زهی و سازهای بادی .

از سازهای زهی لیر Lyre دارای چهار سیم و سیتار Cythare كه مانند لیر نوعی از چنگ بوده ابتدا سه یا چهار سیم داشت و بعدها دارای هجده سیم شد و برای تشدید صوت یك محفظه چوبی نیز به آن اضافه كردند . سیرنكس Syrinx یا فلوت پان نوعی از سازهای بادی این دوره لوله های متعدد و كوتاه و بلند داشت ولی مهمترین ساز بادی یونان آولس Aulos بود كه نوایی شبیه قره نی یا هوبوای Hautbois امروز داشت و از سازهای چوپانی آن دوره محسوب می شد . در موسیقی نظامی ترمپتTrompett نیز معمول بود .

اما سازهای ضربی یونانی مانند دایره Tympanon و كرتال Crotale كمتر استعمال می شد.


موسیقی ایران

از موسیقی ایران در دوره هخامنشی اطلاع صحیحی در دست نیست ولی از آثاری كه از تمدن ملل قدیم به یادگار مانده می توان گفت كه ایران در موسیقی از كشورهای معاصر خود مانند سومر، بابل ، مصر و یونان عقب تر بوده است . شاید علت اصلی آن است كه در ایران برخلاف كشورهای دیگر موسیقی در مراسم مذهبی وجود نداشت و هردوت Herodot مورخ یونانی (قرن پنجم پیش از میلاد) تصریح می كند كه تشریفات مذهبی در ایران بدون موسیقی صورت می گرفت . هرچند كه سرودهای مذهبی گاتها باقوافی موزون به صورت آواز خوانده می شد معهذا در مذهب قدیم ایران موسیقی اهمیت زیادی نداشت و مسلماً به واسطه عدم حمایت مذهب از موسیقی این رشته از هنر ایران پیشرفت زیادی نكرد .

باوجود این كیفیت موسیقی غیرمذهبی به صورت رقص و آواز رواج داشت و در دربار هخامنشیان به خصوص خشایارشا موسیقی برای همراهی رقص های درباری اجرا می شد .

بعد از حمله اسكندر در زمان سلوكیان و اشكانیان ایران تحت تأثیر تمدن یونان واقع شد و به نظر می اید در موسیقی ایران نیز تحولی صورت گرفت . با این وصف اصولاً هنرهای زیبا در دوره اشكانیان پیشرفت مهمی نكرد و در حقیقت پایه و اساس موسیقی ایران در زمان ساسانیان گذاشته شد .

دوره ساسانیان

رامشگران و خنیاگران در بارگاه ساسانیان مقام بزرگی داشتند به خصوص در زمان بهرام گور موسیقی دان ها جزو طبقه ممتاز كشور محسوب می شدند .

موسیقی دان های ایرانی تحت سرپرستی رئیس تشریفات سلطنتی «خرم باش» انجام وظیفه می كردند و در مهمانیهای بزرگ به دستور او آهنگ می نواختند .

معروف ترین آهنگسازان دوره خسروپرویز سرگش ، باربد و نكیسا بودند . سرگش ابتدا مقام بزرگی در دربار داشت ولی بعدها باربد جانشین او شد .

اختراع دستگاه های ایرانی را به باربد نسبت می دهند و به نظر می اید كه او در مقام های قدیم اصلاحاتی به عمل آورده و دستگاه ها را تنظیم كرد .

دستگاه های موسیقی مركب از هفت خسروانی بود و اختراع آنها را به نكیسا خواننده معروف خسروپرویز نسبت می دهند . به علاوه 30 لحن و 360 دستان یا آهنگ نیز وجود داشته كه با ایام هفته ، ماه و روزهای سال ساسانیان تناسب داشت .

بعضی از دستان ها مربوط به حوادث تاریخی بود مانند كین ایرج ، كین سیاوش ، گنج باد آورد و بعضی دیگر مانند دستان یزدان آفرید جنبه مذهبی داشت . از دستانهایی كه در وصف جشن ها و طبیعت ساخته شده بود دستان نوروز بزرگ ، آرایش خورشید ، ماه ابر كوهان (ماه بالای كوهسار) و سبز اندر سبز معروف اند . بعضی از دستان ها مانند مرگ شبدیز آهنگ سوگواری بود .

یكی از آوازها «راست» است كه امروز یكی از دستگاه های ایرانی است و در زمان خسروپرویز ایجاد شده بود . از سازهای دوره ساسانیان بربط و چنگ و نای و شیپور (از زمان بهرام گور) معمول بودند .


بعد از اسلام

كشور عربستان پیش از پیدایش اسلام یك كشور وحشی و عاری از تمدن بود و به جز ادبیات كه در حدود یك قرن پیش از اسلام در آن كشور اهمیت یافت اعراب از هنرهای زیبا بهره ای نداشتند .

موسیقی در این كشور به صورت پست و بی مایه ای برای تحریك احساسات شهوانی به كار می رفت به این جهت در اسلام آن را «لهولعب» دانسته تحریم كردند .

پس از حمله اعراب به ایران و مصر و سوریه و تسخیر این كشورها اعراب بدوی كم و بیش با دنیای متمدن آشنا شدند و در موسیقی نیز تحت تأثیر هنر رومی (در سوریه و مصر) و مخصوصاً هنر ایران واقع شدند .

با وجود تحریم موسیقی از بدو پیدایش اسلام ، موسیقی در مذهب وارد شد . در وهله اول برای اذان و تلاوت كتاب آسمانی به صورت خوش و آواز مطبوع توجه كردند .

اولین مؤذن بلال بن ریاح از بردگان سیاه بود كه صدای جذابی داشت و خوب آواز می خواند . بعدها برای سوگواری مراثی نیز معمول شد .

در موسیقی غیرمذهبی اعراب در راه پیماییها و همراهی با كاروان شتر و اسب آواز ضربی ساختند . حباب هم آهنگ چهار نعل اسب و غناء الركبان آواز سواران بود كه در مسافرت خوانده می شد .

در دوره بنی امیه چون خلفای اموی به رسم پادشاهان ایران درباری ترتیب دادند به تدریج موسیقی در دربار آنان رواج یافت و سه شكل جدید در آهنگهای ضربی به نام الطاق الاول ، الطاق الثانی و رمل معمول شد .

از موسیقی دان های این دوره عیسی بن عبداله معروف به طویس (123-150هـ) و ابوعثمان سعیدبن مسجح مشهورند ، ابن مسجح از سیاه پوستان بود كه موسیقی را در ایران فرا گرفت و دو سیم زیر و بم را به سیمهای عود عربی افزود .

موسیقی دانان ایرانی

اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی به دست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود موسیقی شرقی كه امروزه در كشورهای باختری به نام موسیقی عرب معروف شده و در درجه دوم اهمیت (پس از موسیقی اروپایی) قرار گرفته به وجود نمی آمد .

در تاریخ هنر ایران تأثیر حمله اسكندر و عرب فرق بسیاری داشت زیرا در حمله اسكندر با وجود ویرانیهای آثار هنری در تخت جمشید ، ایران با فرهنگ جدید و بزرگ یونان آشنا شد و دو كشور متمدن متقابلاً در فرهنگ یكدیگر تأثیر كردند . اما در حمله عرب نه تنها شهرهای بزرگی مانند تیسفون از بین رفت بلكه كلیه آثار هنری ایران از ادبیات ، معماری و موسیقی نابود شد و چنان ضربه سختی به فرهنگ ایران وارد آمد كه بیش از دو قرن از سیر تكامل خود بازماند .

عرب ها تمدنی نداشتند كه ایرانیها در فرهنگ جدید خود اقتباس كنند به این جهت تمدنی كه بعد از حمله اعراب به وجود آمد دنباله فرهنگ قدیم ایران بود و چون ایرانیها به زور شمشیر ایین اسلام را پذیرفتند ناگزیر آثاری كه روی خرابه های دوران عظمت بنا كردند جنبه اسلامی گرفت و اتفاقاً همین تمدن ایرانی بود كه دوره درخشانی در تاریخ اسلام به وجود آورد و سبب پایداری و ترویج مذهب اسلام در كشورهای دیگر آسیا مانند تركستان ، چین و هندوستان شد و حتی در پیشرفت اسلام در كشورهای شمال افریقا و اسپانیا كه بعدها توسط اعقاب بنی امیه صورت گرفت بی تأثیر نبود .

در قلمرو موسیقی ، ایرانیان سهم بزرگی در تمدن اسلامی دارند به خصوص از قرن دوم هجری تقریباً كلیه موسیقی شناسان و آهنگسازان بزرگ اهل كشور ایران بودند .

مسلم بن محرز

در اواخر خلافت بنی امیه یكی از نجیب زادگان ایران به نام مسلم بن محرز كه پدرش به اسارت اعراب درآمده بود تحولی در موسیقی ایجاد كرد و نخستین مكتب علمی را به وجود آورد .

مسلم تركیب و توالی اصوات را در فواصل مطبوع درجه سوم ، چهارم و پنجم پذیرفت به علاوه در آوازهایی كه به عنوان غزل خوانده می شد تغییراتی داد و به جای دو بیتی كه با آهنگ یكنواخت تكرار می شد چهاربیتی یا رباعیات را معمول كرد و آوازهای عاشقانه را به طرز صحیحی تنظیم نمود .

ابوالفرج اصفهانی اختراع رمل را كه آهنگ تندی بود به مسلم نسبت می دهد .

از كارهای بزرگ مسلم تشكیل دسته دختران خواننده بود . این دسته كه بنا به ایین سابق ایران و عهد ساسانیان ترتیب داده شده بود از پنجاه دختر آوازخوان تشكیل می شد و در رأس آنها زنی به نام جمیله آهنگ اصلی را می خواند .

دسته خوانندگان مسلم از حیث عده بزرگترین دسته آوازی است كه تا آن زمان وجود داشت.

پس از روی كار آمدن آل عباس امور كشورهای اسلامی به دست ایرانیان افتاد و وزرای عباسیان كه اغلب از ایرانیان بودند طبعاً از هنرمندان ایرانی حمایت می كردند .

در دوران وزارت برمكیان یك خانواده اصیل ایرانی در دربار عباسیان پرورش یافت كه می توان بزرگترین خانواده موسیقی دان ایران دانست . این خانواده مانند خانواده باخ در آلمان و خانواده كوپرن در فرانسه سالها به عالم موسیقی خدمت كردند و از بین آنها چهار نفر مشهورند : ابراهیم موصلی ، منصور زلزل ، اسحق موصلی فرزند ابراهیم و عماد فرزند اسحق .

ابراهیم موصلی

ابراهیم فرزند ماهان فرزند بهمن فرزند نسك به سال 125 هجری در كوفه به دنیا آمد . ماهان پدر ابراهیم از دهقانان فارس بود كه به واسطه جور عمال بنی امیه به كوفه مهاجرت كرد و در آن شهر دو سال پس از تولد فرزندش درگذشت . ابراهیم تحت حمایت خانواده خزیمه تحصیلات خود را آغاز كرد و پس از چندی برای تحصیل موسیقی به موصل رفت و تخلص موصلی را در آن شهر اختیار كرد . سپس برای تكمیل فن موسیقی به ایران آمد و در ری نزد استاد موسیقی جوانویه كه از ایرانیان زرتشتی بود اصل نغمات ایرانی را فرا گرفت .

ابراهیم بعد از اطلاع از موسیقی عربی ، ایرانی ، یونانی و رومی به بغداد آمد و در دربار خلیفه مهدی و هارون الرشید مقام بزرگی یافت .

استادی او در موسیقی بحدی بود كه معروفست او در ساختن آهنگها از ابلیس یاری می خواست و در این باره افسانه هایی نیز گفته اند .

ابراهیم به سال 188 هجری به مرض قولنج درگذشت و از آثار او چیزی به یادگار نمانده است.

منصور زلزل

منصور زلزل برادر زن ابراهیم بود و ابتدا فنون موسیقی را نزد او فرا گرفت . منصور در نواختن عود مهارتی بسزا داشت و در دربار عباسیان به همراهی آواز ابراهیم ساز می نواخت اختراع یك نوع عود را به او نسبت می دهند و نیز در تعلیم این ساز به اسحق فرزند ابراهیم سمت استادی داشت .

اسحق موصلی

اسحق موصلی فرزند ابراهیم و شاهك رازی از پدر و مادر ایرانی به سال 150 هجری به دنیا آمد . مقدمات موسیقی را نزد پدر آموخت و در علوم دیگر نیز تحصیل كرد و به خصوص كتب فلسفه یونان را مطالعه كرد و از موسیقی رومی و یونانی اطلاع كافی كسب نمود . ابوالفرج اصفهانی در كتاب اغانی می گوید : یكی از بزرگان غلامی رومی داشت كه به موسیقی آشنا بود و آواز خوب می خواند ، به او دستور داد كه یكی از نغمه های رومی را به عربی برگرداند و برای اسحق بخواند . اسحق از لحن آهنگ تشخیص داد كه آن نغمه رومی است و وزن آن را تعیین كرد .

این روایت نشان می دهد كه اسحق به سبك موسیقی و وزن (ریتم آهنگ) به خوبی آشنا بود.

بعد از مرگ ابراهیم اسحق جانشین پدر شد و در دربار هارون الرشید ، مأمون و ، معتصم و الواثق بالله سمت رامشگری داشت . اسحق در سالهای آخر عمر نابینا شد و بعد از دو سال انزوا به سال 235 هجری در بغداد درگذشت .

مقام علمی اسحق

بزرگ ترین موسیقی دان خانواده موصلی اسحق است . او موسیقی زمان خود را در رساله ای تدوین كرد و قوانین موسیقی را كه یونانیها وضع كرده بودند و در رسالات اقلیدس هم آمده است با ابتكارات جدیدی در آهنگهای ایرانی بنیان گذاشت . مهمترین تحقیقات او در مقام موسیقی tonalite است و به این منظور دستگاه های مختلف را از آهنگ زیر تا بم (برعكس گامهای یونانی) تنظیم كرد و حدود آن را به دو اكتاو رسانید . هزج را اسحق به دستگاه ها افزود به علاوه از الطاق الثانی دستگاه ماهور را به وجود آورد .

یكی از كارهای اساسی اسحق كشف قواعد هم آهنگی Harmonie است و ممكن بود دوره درخشانی در موسیقی ایران به وجود آورد اما به واسطه عدم توجه و آشنایی مردم به موسیقی بعد از او متروك شد و تنها ابن سینا در كتاب شفا از این قواعد یادآوری می كند .

اسحق برای چهار سیم عود پیش درآمد چهار مضرابی تصنیف كرده بود كه با فواصل مختلف اثر یك قطعه پولیفونیك را ایجاد می كرد . در این دوره هنوز ملل اروپایی به علم هم آهنگی آشنایی نداشتند و از اینجا می توان پی برد كه موسیقی علمی تا چه حد در ایران پیشرفت كرده بود .

بسیاری از كتاب های موسیقی را مانند اغانی معبد النعم و الابقاء و عدد مهاله و كتاب الرقص و الزفن به اسحق نسبت می دهند ولی هیچ یك از این آثار باقی نمانده است .

بعد از اسحق فرزند او حماد از خانواده موصلی مشهور است . او نیز در موسیقی استاد بود و اغلب روایات زندگی ابراهیم و اسحق از او به یادگار مانده است .

زریاب

ابوالحسن علی بن ناقی متخلص به زریاب از شاگردان اسحق موصلی بود و پس از تحصیل موسیقی در بغداد استاد خود را ترك كرد و به آندلس (اسپانیا) كه در آن وقت تحت استیلای خاندان اموی بود سفر كرد و در دربار عبدالرحمن دوم مقام ارجمندی یافت .

زریاب برای دستگاه های مختلف موسیقی طرحی تنظیم كرد كه آن را شجره الطبوع نام گذاشت و تغییراتی در ساز عود به وجود آورد یك سیم به چهار سیم اصلی افزود .

آوازهایی كه زریاب تصنیف كرده از نظر هنر آوازی قابل توجه است و می توان آن را با قواعد علمی امروز تطبیق كرد . مقدمه آواز به یك نشید (كه در موسیقی غربی معادل رسیتاتیف recitatiff است) شروع می شود . نشید دارای ضرب معینی نیست ولی باید به آهنگ ضربی مختوم شود و پس از آن به بسیط (لارگو Largo) كه دارای ضرب آهسته است می رسد و بالاخره با محركات allegro con brio كه هیجان آمیزو تند است خاتمه می یابد.

این قواعد تركیبی از قواعد آوازی و سویت است كه پانصد سال بعد در اروپا معمول شد به این جهت آوازهای زریاب را می توان یك نوع سویت آوازی دانست .

یعقوب كندی

ابویوسف یعقوب كندی در اوایل قرن سوم هجری در بصره متولد شد و به سال 260 (873 میلادی) درگذشت . پدرش از عمال حاكم بود و او تحصیلات موسیقی خود را نخست در این شهر آغاز كرد و سپس به بغداد رفت و در دربار خلیفه متوكل به سمت منشی انتخاب شد .

كندی راجع به همه علوم زمان خود كتاب نوشته و نیز اولین كتاب موسیقی را به زبان عربی تألیف كرده است . مشرب فلسفی او حكمت اشراق بود و در كتاب خود سعی كرده یك منطق موسیقی مطابق فرضیات خود به وجود آورد .

ابوالفرج اصفهانی

ابوالفرج علی بن الحسین اصفهانی به سال 284 هجری در دوره خلافت المعتضد بالله عباسی در اصفهان متولد شده و نسبت او به مروان حاكم از خلفای اموی می رسد .

ابوالفرج در دوره جوانی به بغداد رفت و پس از تحصیلات ادبیات و علوم كتابهایی در تاریخ ، شعر ، اخبار و موسیقی نوشت و معروفترین اثر او كتاب الاغانی است كه در مدت پنجاه سال تألیف و آن را به سیف الدوله حمدانی تقدیم كرده است .

این كتاب در فن موسیقی و خنیاگری نوشته شده و پایه اش بر یكصد آواز است كه آوازخوانهای دوره هارون الرشید برای او انتخاب كردند .به علاوه شامل شرح حال ادبا و شعرا و مخصوصاً موسیقی دان هاست و از این نظر یك دائره المعارف قرن چهارم هجری محسوب می شود .

ابوالفرج نیز مانند ابن سینا از گردآوری آثار دیگران كتاب موسیقی خود را تألیف كرده و در فن موسیقی تخصص نداشت ولی مطالبی كه در این كتاب آمده به واسطه فقدان منابع اصلی مورد استفاده محققین موسیقی است . وفات ابوالفرج اصفهانی به سال 356 هجری در بغداد اتفاق افتاده.

از شعرای قرن چهارم رودكی (وفات 29) به موسیقی آشنا بود ، آوازی خوش داشت و چنگ نیكو می نواخت . معروف است وقتی نصربن احمد سامانی با سپاهیانش از بخارا دور افتاده بود ، رودكی قصیده معروفی به مطلع «بوی جوی مولیان اید همی» ساخت وچون آن را با چنگ و آواز در حضور نصر اجرا كرد ، سلطان چنان از شعر و موسیقی او متأثر شد كه بی تأمل راه بخارا پیش گرفت .

از دانشمندان این دوره ابوبكر محمدبن زكریای رازی (240-320 هـ) كه از بزرگترین اطبای ایرانی است به موسیقی آشنایی داشت و مقالاتی از او در موسیقی به یادگار مانده است .

فارابی

ابونصرفارابی به سال 259 (873میلادی) در قریه فاراب خراسان به دنیا آمد و تحصیلات خود را در این شهر آغاز كرد . استعداد فوق العاده او در آموختن علوم موجب شگفتی بستگان او بود و به زودی در مقام علم و فلسفه به پایه ای رسید كه او را معلم ثانی لقب دادند و معلم اول ارسطو بود.

پس از چندی فارابی كشور خود را ترك كرد و برای فراگرفتن زبان عرب و علوم دیگر به بغداد رفت و در این شهر با اطبای بزرگی چون یوحنی بن حیلان آشنایی یافت و همچنین با دانشمند مسیحی ابوبشرمتی طرح دوستی ریخت و نزد او آثار افلاطون و ارسطو را فرا گرفت و بیش از صد بار كتب فلاسفه یونان را مطالعه كرد . آنگاه به حلب رفت و در سال 239 به دمشق سفر كرد . او علاوه بر فلسفه در موسیقی نیز تحقیق بسیار نموده اختراع قانون (سنتور) را به او نسبت می دهند . فارابی نوازنده زبردستی بود و از مهارت او تعریف می كنند كه روزی در مجلس سیف الدوله از امرای آل حمدان چند پاره چوب از كیسه درآورد و با یكدیگر تركیب كرد و با آن آهنگی نواخت ، تمام حاضران خندیدند . بعد لحن دیگی نواخت همه گریه كردند و بالاخره با لحن سوم همه را خواب كرد و بیرون رفت .

فارابی بزرگترین موسیقی دان ایرانی است و كتابی كه او به نام كتاب الموسیقی الكبیر نوشته بزرگترین رساله ای است كه تا كنون در مشرق زمین راجع به موسیقی نوشته شده است.

كتاب موسیقی الكبیر شامل دو مجلد است كه جلد اول آن بالغ بر هشت فصل است و جلد دیگر كه مشتمل بر چهار فصل است متأسفانه مفقود شده است و تصور می رود مفتاح چند یادداشت نامفهوم كه ابوالفرج اصفهانی در كتاب اغانی آورده و همچنین حدود اصوات و گامهای موسیقی كه اسحق موصلی تنظیم كرده در این كتاب به دست می اید .

در كتاب موسیقی الكبیر ، فارابی ابتدا موسیقی را تعریف می كند سپس طبیعت موسیقی و تأثیری كه از نظر روانشناسی در روح انسان دارد و تصوراتی كه از شنیدن یك نغمه در ذهن شنونده حاصل می شود مورد بحث قرار می دهد . این مباحث از لحاظ موسیقی شناسی اهمیت فوق العاده ای دارند و در زمان فارابی كه هنوز موسیقی پایه محكمی نداشت كشف این نكات علمی و فنی عقیده بدیعی بود . فارابی به طور مفصل راجع به صداشناسی Acoustique و تئوری موسیقی با محاسبات ریاضی و فیزیكی وارد بحث شده كه بسیاری از آنها امروز در مبحث فیزیك صادق است.

فارابی آهنگ ها را از حیث ضرب موسیقی (ایقاع) به دو قسم تقسیم كرده است :

1- ضرب متصل كه در هزج استعمال می شود و دارای ریتم مارش و دو ضربی است .

2- ضرب غیرمتصل كه ضرب مخلوط و پیچیده ای است .

دور Periode یك عامل دیگر موسیقی است كه فارابی در كتاب خود نام برده و در حقیقت یك نوع بسطdeveloppement و برگشت آهنگ reprise است .

بعد از فارابی كتاب او یگانه منبع علمی موسیقی در ایران ، تركیه و كشورهای عربی واقع شد و بعد از هزار سال كه از تاریخ وفات او می گذرد (339 هجری) با وجود تغییرات كوچكی ، هنوز پایه و اساس موسیقی علمی به روی تحقیقات و تتبعات فارابی قرار دارد .

ابن سینا

شیخ الرئیس ابوعلی سینا طبیب و فیلسوف بزرگ ایران از موسیقی اطلاعات فنی نداشت ولی چون در حكمت قدیم موسیقی قسمتی از فلسفه بود ابن سینا در كتاب شفا بحثی برای موسیقی اختصاص داده است .

تحقیقات ابن سینا در این زمینه بیشتر در بیان قواعدی است كه در كتاب فارابی آمده به خصوص از آثار اسحق موصلی نیز استفاده كرده است . مهمترین قسمت رساله ابن سینا در زیباشناسی Esthetique و هم آهنگی است . اصول تزئینات موسیقی را ابن سینا در چهار قاعده بیان می كند :

1- ترید كه می توان آن را ارتعاش سریع دو صوت مجاور (تریل trille) دانست .

2- تمزیج و تشقیق ، منظور تواتر اصواتی است كه در هم آهنگی تشكیل آكورد Accorde می دهند و در اینجا شاید یك نوع آرپژ arpege روی سیمهای عود است .

3- تركیب و ابدال كه باید آن را تغییر وضع اصوات remplacement در موسیقی دانست .

4- توصیل كه عبارت از توالی نواها و ممكن است منظور بسط آهنگ development باشد .

از این چهار قاعده به جز قاعده اول كه در اصول زیبایی وارد نیست سه قاعده دیگر در هارمونی و تصنیف آهنگcomposition وجود دارد . شك نیست كه اگر دامنه این تحقیقات ادامه می یافت موسیقی ایران از حال یكنواخت و یك آهنگی خارج می شد ولی متأسفانه بعد از ابن سینا جنبه علمی موسیقی مورد توجه واقع نشد و پایه های پولیفونی poliphonie كه به همت موسیقی شناسان بزرگ قرن چهارم گذاشته شد به علت عطف توجه آهنگسازان دیگر از هدف علمی موسیقی به كلی از میان رفت . به این ترتیب تكنیك موسیقی كه بعدها در كشورهای اروپایی اهمیت فوق العاده ای یافت با وجود مقدمات اساسی در ایران پیشرفت نكرد.

صفی الدین ارموی

صفی الدین ارموی از آهنگسازان قرن هفتم هجری است كه در ارومیه آذربایجان متولد شد و به همین جهت ارموی تخلص یافت . صفی الدین در اواخر خلافت بنی عباس به دربار المعتصم رفت  هنگام سقوط بغداد كه به دست هلاكوخان مغول صورت گرفت در آن شهر بود و سپس به خدمت هلاكو در آمد .

مهمترین اثر صفی الدین كتابی است به نام ادوار كه دارای مطالب قابل توجه در مقام و دستگاههای موسیقی است و راجع به گامها تحقیقاتی كرده و گویا گام دوماژور را او در مقام های موسیقی شرقی وارد كرد .

صفی الدین برای نخستین بار آهنگ موسیقی را با حروف الفبا و عدد نوشت بدین طریق توانست نغمه هایی را كه سابقاً از راه گوش و سینه به سینه نقل می شد به صورت نت یادداشت كند.

عبدالقادر مراغه ای

عبدالقادر غیبی مراغه ای در قرن هشتم هجری می زیست و او نیز از متخصصین بزرگ موسیقی است . تخصص او در نواختن عود و تصنیف آواز بود و شهرت او به نام عبدالقادر عودی به همین جهت است . كتابهای او اكثراً به زبان فارسی نوشته شده و معروفترین آنها زواید الفواید مقاصد الالحان در بیان تقسیمات موسیقی و همچنین زبده الادوار كه شرحی بر كتاب ادوار صفی الدین ارموی افزوده است .

سازهای موسیقی

در دوره اسلام سازهای زهی مضرابی بیش از سازهای دیگر اهمیت یافتند ، علاوه بر چنگ (هارپ) از سازهای قدیم ایران كه سیم های متعددی داشت بربط نوعی از سازهای مضرابی در ایران معمول بود . ابن مسجح كه سالها در ایران به تحصیل موسیقی اشتغال داشت از روی بربط ایرانی ساز عود را اختراع كرد (العود در زبان های اروپایی به لوت Luth تحریف شده است) عود دارای چهار سیم بود كه ابن مسجح دو سیم اطراف را به ایرانی و دو سیم وسط را به عربی نام گذاشت و به این ترتیب چهار سیم عود «زیر» ، «مثنی» ، «مثلث» ، «بم» برای اصوات لا- ر- سل- دو نامیده شد .

تنبور نوعی دیگر از سازهای مضرابی است كه فارابی اساس تحقیقات موسیقی خود را روی آن بنا گذاشت . تنبور دارای دو سیم و دسته بلندی بود و از انواع آن تنبور خراسانی و تنبور بغدادی بیشتر معروف بود .

علاوه بر آن قانون كه به شكل مثلث ساخته می شد به سنتور امروزی شباهت داشت . از سازهای زهی آرشه ای رباب الشاعر كه دارای یك سیم بود برای همراهی با آواز و شعر به كار می رفت و همین ساز است كه بعدها در اروپا به صورت ویولون تكمیل شد .

از سازهای بادی روستایی نای (فلوت) و سیاه نای (قره نی كلارینت) معمول بود . در جشن های روستایی كرنا ، سرنا و شیپور هم نواخته می شد .

از سازهای ضربی دف كه با چند پولك اطراف صدای سنج هم تولید می كرد در رقص های بومی و دهل یا طبل بزرگ در جشن ها استعمال می شد .

علل انحطاط موسیقی در ایران

بعد از حمله مغول موسیقی ایران مانند ادبیات و هنرهای دیگر رو به انحطاط گذاشت . لطمه بزرگی كه از هجوم ناگهانی مغول ها به ایران وارد شده بود سیر تكامل هنرهای زیبا را متوقف كرد . در پی این بدبختی روح زیباشناسی و هنردوستی ایرانیان كشه شد و یا حداقل مدتی از كار افتاد شاید در برابر ویرانه های تمدن چیزی به جز آه و ناله نماند تا در موسیقی ایران تجلی كند .

یك عكس العمل دیگر نیز باعث شد كه مردم برای فراموشی این خاطرات شوم عنان اختیار را به هوی و هوس بسپارند و از هنرها و موسیقی هم انتظار عیاشی داشته باشند ، به این جهت به تدریج موسیقی مقام شریف خود را از دست داد و به دست مردم پست افتاد و آنها با شعر و موسیقی بنای مسخرگی گذاشتند و گاهی نواهای مبتذل را با ضرب شهوت انگیز می نواختند و زنان بدكار یا كودكان به ساز آنها می رقصیدند . بالاخره كار موسیقی به جایی رسید كه كسانی كه برای عیاشی و تهییج هوی و هوس دیگران موسیقی می نواختند به نام مطرب معروف شدند و شاعری در بیان حال آنها و برای شكایت از زمانه چنین گفته است :

رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز              تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی

هدف موسیقی به كلی تغییر كرد و درست برخلاف كشورهای غربی كه پس از قبول دین مسیح موسیقی جنبه مذهبی و روحانی پیدا كرد ، در ایران به صورت حرفه ای پست و مذموم درآمد و یك بار در زمان تیموریان فرمانی صادر شد كه هر كس موسیقی پیشه كند اعدام خواهد شد .

اگر موسیقی این دوره به زمانی كه خانواده های اصیل ایرانی مانند ابن محرز و موصلی و دانشمندان بزرگی چون رازی ، فارابی و ابن سینا هنر موسیقی را ترویج می كردند مقایسه شود می توان نتیجه گرفت كه انحطاط فكری و اخلاقی تا چه حد در هدف موسیقی تأثیر كرده است .

با این وصف محققین موسیقی نیز از عیب و نقص مبری نبودند . اغلب دانشمندان و تئوریسین های موسیقی بدون آنكه متوجه هنر و فن حقیقی موسیقی باشند آن را با عوامل دیگری مربوط می دانستند و به این جهت مانند موسیقی دان های دوره ساسانی و یونانیان قدیم در موسیقی محاسبات نجومی به كار می بردند . دستگاههای ایرانی را برحسب ماهها تعیین كرده و حتی در بعضی موارد رمل و اسطرلاب را برای تعیین فواصل اصوات استعمال می كردند . رازی ، فارابی ، ابن سینا و قطب الدین شیرازی موسیقی را جزیی از فلسفه و بحثی از ریاضیات می دانستند و گاهی با اشكال هندسی و معادلات ریاضی به بیان قواعد موسیقی می پرداختند ، در حالی كه موسیقی علمی مستقل بود و با نجوم و ریاضیات ارتباطی نداشت به این جهت همه طرفداران فلسفه یونان در این طریق به جاده بن بست رسیدند و به جز یك عده اصول و قواعد اسكرلاستیك Scolastique كه در فلسفه بیان شده بود نتوانستند اساس علمی مستقلی برای موسیقی ایجاد نمایند .

علاوه بر آن وجود تحقیقات موسیقی شناسان ایرانی مقیاس صحیحی برای اصوات موسیقی به دست نیامد و روی همین اصل علاوه بر فواصل نیم پرده فاصله ربع پرده هم پیدا شد و تازه این فاصله ربع پرده كه گوش آن را به زحمت تشخیص می دهد كاملاً ¼ ton نبود و در بسیاری موارد حدود آن فرق می كرد . در كشورهای اروپایی مقارن همان زمان به عیب این گونه فواصل اضافی پی بردند و دو تئوریسین بزرگ تسارلینو Zarlino و باخ Bach فواصل صحیحی برای اصوات موسیقی حساب كردند و به این طریق راهی برای پیشرفت هنر باز شد .

شاید علت اصلی این معایب نقص سازهای ایرانی باشد زیرا در این سازها حدود اصوات از دو اكتاو تجاوز نمی كرد و ساز ثابتی كه قادر به اجرای كلیه دستگاه های موسیقی باشد ساخته نشد  كوك یا پرده های آلت موسیقی برحسب دستگاه تغییر می كرد . مهمتر از همه سازهای كلاویه Clavier مانند ارگ ، كلاوسن و پیانو در ایران اختراع نشد و فقدان این گونه سازها كه در اروپا به پیدایش هارمونی كمك بسیار كرد باعث شد كه در موسیقی مونودیك monodique (یك صدایی) ایران تحولی به وجود نیاید . قاعده پولیفونی و چند صدایی كه در زمان موصلی ، فارابی و ابن سینا كشف شد بدون سازی كه بتواند به سهولت و دقت فواصل مطبوع را با هم اجرا كند قوام پیدا نكرد و بالنتیجه توجه آهنگسازان از تركیب اصوات به بسط دستگاه ها معطوف شد و از آن هم نتیجه عملی به دست نیامد .

خطی كه برای ضبط موسیقی به كار می رفت حرف و عدد بود كه زمان و ضرب و مشخصات دیگر آهنگ را كاملاً تعیین نمی كرد . به همین جهت آهنگها سینه به سینه نقل می شد و برحسب مهارت یا عدم مهارت خواننده و نوازنده تغییر می كرد ، به این جهت آثار آهنگسازان ایرانی برای موسیقی دان های اینده پایه و اساسی نبود و هر آهنگساز مجبور بود از پایه اول شروع كند و هیچ گاه این پایه ها روی هم گذاشته نشد و مكتب علمی به وجود نیامد . اگر بعضی از موسیقی دان های ایرانی در فن موسیقی پیشرفت زیادی حاصل كردند به واسطه نبوغ ذاتی خود آنها بود و كار آنها روی آثار دیگران بنا نشد ، در حالی كه در كشورهای اروپایی با اختراع خط موسیقی و صنعت چاپ توانستند آهنگ های موسیقی را تدوین كنند و به این طریق هر مكتب موسیقی براساس كار گذشتگان به وجود آمد و آثار هنری آنها پله پله بالا رفت . در حقیقت از قرن شانزدهم میلادی ملل اروپایی موسیقی را از آنجا شروع كردند كه ایرانی ها ختم كرده بودند و روی پایه های علمی چنان پیشرفت بزرگی نصیب آنها شد كه امروز در سراسر دنیای متمدن برای بنیان مكتب علمی در موسیقی ناگزیر راهی را كه آنها رفتند در پیش می گیرند .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی ,سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*