بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی در قرون وسطی

رومیها كه در تمدن وارث یونانیها بودند موسیقی را نیز مانند سایر آثار هنری از آنها اقتباس كردند .

در جشن بزرگ رم به سال 360 پیش از میلاد نخستین بار یك درام به همراهی موسیقی و بدون مكالمه Pantomimeنمایش داده شد كه اساس موسیقی كلاسیك رم را به وجود آورد . در قرون وسطی به تقلید یونانیها آوازهای دسته جمعی همراه رقص در نمایش تراژدی و كمدی معمول گردید .

كنسولها و امپراتورهای رومی به بسط موسیقی كمك می كردند و از آن جمله ژول سزار به موسیقی علاقه زیادی داشت و عده ای از موسیقی دان ها را در رم گرد آورده بود . پس از او كالیگولا Caligula از این هنر حمایت كرد و خود او به خوبی سیتار و فلوت می نواخت . اما در زمان نرون Neron موسیقی مقام عالی خود را از دست داد و رومیها برخلاف یونانیها كه آن را هنر مقدسی می شمردند موسیقی را وسیله تحریك احساسات شهوانی قرار دادند و فن نوازندگی به حدی پست شد كه آن را به بردگان واگذار كردند . به این جهت موسیقی به واسطه فساد اجتماعی و اخلاقی مفهوم حقیقی خود را را از دست داد .


در رم شرقی (بیزانس) مقام بزرگ موسیقی همچنان پایدار ماند و از زمان قسطنطین اول موسیقی یونانی- لاتینی براساس تحقیقات دانشمندان یونانی و تئوریسین های رومی ایجاد شد . پس از قبول آئین مسیح موسیقی مذهبی در بیزانس اهمیت یافت و تا سال 1453 تاریخ تسلط تركان عثمانی به آسیای صغیر باقی بود . موسیقی بیزانس بعدها پایه و اساس موسیقی كلیسا قرار گرفت و منشأ تحولات مفیدی در موسیقی قرون وسطی شد .

از سازهای بیزانس ارگ Orgue كه دارای 52 لوله بود و اسكابلوم Scabellum برای ضربهای رقص در این دوره اختراع شد .


موسیقی كلیسا

كشورهای لاتینی طی چهار قرن اول میلادی به تدریج دین مسیح را پذیرفتند و موسیقی در این دوره با ترویج و توسعه و سرودهای مذهبی تكامل پیدا كرد . پیش از قرن چهارم میلادی هیچ گونه اطلاع صحیحی از وضع موسیقی مذهبی در دست نیست تنها از كتابهایی كه از آن زمان به یادگار مانده به خصوص در نوشته های پیروان مسیح نام آوازی كه مربوط به روایات مسیح پیش از حركت و صعود به كوه زیتون است ذكر شده است .


سرود گرگوری Le chant greogrien

در اواخر قرن ششم میلادی پاپ گرگوار اول كه از سال 591 تا 604 میلادی اسقف اعظم رم بود آوازهای مذهبی كلیسا را كه تا آن زمان به یادگار مانده بود جمع آوری كرد و اصلاحاتی در آنها به عمل آورد . از مجموعه این آوازها كه امروز در محراب سن پیر ضبط است كتابی تدوین شده كه به نام سرود گرگوری خوانده می شود و منشأ موسیقی كلیساست .

از آن زمان سرود گرگوری سرود رسمی مذهب مسیح قرار گرفت و نه تنها كلیسای كاتولیك بلكه سایر شعب مذهب مسیح نیز آن را پذیرفتند . لوتر Luther با وجود اصلاح كلیسا و ایجاد مذهب پروتستان قسمتی از سرود گرگوری را برای مذهب خود انتخاب كرد و همچنین كلیسای انگلیسی نیز این سرود را اساس موسیقی مذهبی قرار داد .

آوازهایی كه در سرود گرگوری تدوین شده به زبان لاتینی خوانده می شد و از حیث موسیقی تابع میزان های مشخصی نبود بلكه به طور آزاد  و برحسب وزن شعر تنظیم می شد .

از فرمهای سرود گرگوری مس و ركویم در آثار آهنگسازان كلاسیك اهمیت بسیار یافت و امروز بزرگترین فرم موسیقی مذهبی است .


مس و ركویم

مس از یك رشته آوازهای مذهبی كه در كلیسای كاتولیك برای متن دعای Ordinarum Missae خوانده می شد به وجود می اید و شامل پنج قسمت است :

1- Kyrie از سه آواز دسته جمعی تشكیل می شود و هر قطعه شامل این جملات است ، «خدایا به ما رحمت كن ، مسیح به ما رحمت كن ، خدایا به ما رحمت كن .»

2- Gloria در افتخار و ستایش پروردگار و استغفار گناهان و شامل نه قسمت است .

3- Credo ایمان به خدای یگانه ، آفریننده زمین و بهشت و ایمان به تثلیث (پدر ، پسر و روح القدس) است .

4- Sanctus در تقدیس خدا و رستگاری كسانی كه به نام او توكل كنند .

5- Agnus Dei آخرین قسمت مس و شامل این معنی است . «ای (بره) خدا كه گناهان دنیایی را بخشیده ای ، ما را دریاب و آرامش و صفا به ما عطا كن .» این قسمت غالباً با آواز دسته جمعی به پایان می رسد .

ركویم مسی است كه به یادبود مردگان اجرا می شود و ابتدای آن با لفظ Rquiem به معنای آرامش شروع می شود و شامل قسمتهای مختلفی است كه اكثر آنها در مس وجود دارد مهمترین قسمت ركویم دیس ایرائه Dise Irae آهنگ رستاخیز است .

در كلیسای كاتولیك آوازهای مس باید تماماً با آواز دسته جمعی اجرا شود ولی آهنگسازان پرتستان برای بعضی از قسمتهای مس آواز یك نفری و دو نفری نیز ساخته اند كه از قرن 17 به بعد معمول شده است .


كانتات و موتت

منظور از موتت Motet كه از mot به معنای كلمه مشتق شده قطعه ای است برای كلام و آواز و لفظ كانتات Cantata از مصدر cantare (خواندن) نیز به همین معنی است .

در موتت و كانتات سازنده آهنگ آزادی بیشتر دارد و موسیقی روی متن معینی تصنیف نمی شود . معمولاً ادعیه و روایاتی كه جنبه مذهبی داشته باشند برای موتت و كانتات انتخاب می شوند ولی گاهی كانتات برای روایات و افسانه های غیرمذهبی هم تصنیف شده است .


پسوم Psaume یا پسالموس Psalmus

اصلاً در آوازهای مذهبی یونانیها و یهودیان از روی روایات و افسانه های مذهبی تصنیف می شد و در دین مسیح نیز این فرم به عنوان موسیقی مذهبی انتخاب و در قرون وسطی معمول شده است .

كلیسا از بدو تأسیس تا قرن پانزدهم وظیفه بزرگی در تكامل موسیقی به عهده داشت و پیشوایان مذهبی توجه خاصی به مبانی علمی موسیقی كردند . با اینكه فلسفه اسكولاستیك Scolastique و نفوذ مذهب در علم و حكمت طی قرون وسطی راه پیشرفت علمی را مسدود كرده بود ، در هنرهای زیبا و موسیقی ، كلیسا میدان وسیعی برای اهل هنر ایجاد كرد و حقیقتاً اگر حمایت بزرگان این مذهب نبود پایه علمی موسیقی امروز به وجود نمی آمد .

علاوه بر زعمای مذهب ، پادشاهان اروپا برای اجرای مراسم و جشن های مذهبی عده ای از خوانندگان را در دربار خود استخدام می كردند چنانكه شارل پنجم Charles quint چهل خواننده مذهبی در دربار خود داشت و این عده در آن زمان گروه انبوهی بود .


هنر قدیم و هنر جدید

هنر قدیم و هنر جدید L'ars antique - l'ars nova

گوئیدو دارتسو Guido d' Arezzo یكی از تئوریسین های بزرگ ایتالیایی در قرن یازده میلادی كه اختراع كلاوسن را به او نسبت می دهند گوئیدو چند رساله در قواعد موسیقی تصنیف كرده كه از آن جمله كتاب میكرلگوس Micrologus است . در این كتاب گوئیدو خطوط حامل موسیقی را برای یادداشت كردن نت ها به وجود آورد و فواصل یك چهارم تن Tone (ربع پرده) را كه در آن هارمونی یونانی وجود داشت و باعث زحمت آهنگسازان و عدم پیشرفت موسیقی شده بود از بین برد . به این ترتیب فقط فواصل نیم پرده و یك تن در موسیقی باقی مانده و راه برای پولیفونی و هارمونی باز شد .

یكی دیگر از كارهای ذیقیمت گوئیدو نام گذاری اصوات و تنظیم آنهاست . با آنكه پیش از او نت ها با حروف الفبای یونانی نوشته می شد ولی غالباً تعلیم اصوات به علت نبودن مقیاس صحیحی مشكل بود . گویئدو برای نام گذاری نت ها آهنگی برای سرود سن ژان Sancte Joannes ساخت . در این سرود هر مصرع با یك نت بالاتر شروع می شود و به این ترتیب دو حرف اول هر مصرع نماینده یكی از نت های گام است :

Ut queant laxis                                        Ut    (Do)                دو

Resonare fibris                                        Re                          ر

Mire Gestorum                                        Mi                          می

Famuli tuorum                                         Fa                          فا

Solve polluti                                            Sol                        سل

Labii reatm                                              La                           لا

Sancte Joannes                                      Sa (Si)                  سی

نامگذاری شش نت از روی حروف اول سرود سن ژان صورت گرفت اما نت سی در اواخر قرن دوازدهم از روی كلمه سن ژان با تبدیل Sa به Si به وجود آمد . همچنین برای تهجی اصوات لفظ اوت Ut برای كشش و انعطاف بیشتر به Do تبدیل شد و امروز معمولاً در نوشتن این نت Ut به كار می رود ولی برای خواندن سولفژ Solfege حرف Do خوانده می شود .

تحقیقات گوئیدو بعدها مورد استفاده تسارلینو Zalino و یوهان سباستیان باخ واقع شد و آنها توانستند گام طبیعی و گام تعدیل شده را به وجود آورند .


دوره پولیفونی

polyphonie یا چند صدایی در موسیقی از قرن نهم میلادی معمول شد و به این طریق موسیقی از صورت یكنواخت یك آهنگی homophonie كه تا آن زمان وجود داشت خارج شد.

نخستین آثار چند صدایی در سرودهای مذهبی به نام ارگانوم Organum (ارغنون) كه در جشن های بزرگ بزرگ خوانده می شد ظاهر گردید . ابتدا آهنگ سازان ارگانوم متوجه شدند چنانچه آوازها به جای یك صدا و آهنگ با چند آهنگ اجرا شود شكوه و ابهت بیشتری پیدا می كند . لذا به فكر افتادند از طریقه دیافونی diaphonie (دو صدایی) استفاده كنند . در ارگانوم علاوه بر آواز اصلی به نام تنور Tenor (تنور از كلمه tenere به معنای گرفتن مشتق شده و در حقیقت تنور كسی بود كه صدای اصلی را می گرفت و بعدها این اصطلاح به صدای جوان اطلاق شد .) آهنگ دیگری به نام contre chant در عقب آهنگ اول خوانده می شد . گوئیدو دارتسو نخستین بار قاعده ای برای ارگانوم وضع كرد . به این ترتیب كه دو آهنگ ابتدا هم صدا شروع می شدند سپس دو ملودی تا درجه چهارم از هم دور می شد و در انتهای جمله باز به یك صدا مختوم می گردید .

به تدریج فواصل اكتاو ، پنجم و چهارم كه در موسیقی یونانی هم سابقه داشت در دیافونی مجاز شد و بالاخره فاصله سوم كوچك و دوم به صورت حركت مستقیم یا مخالف ملودی نیز به آن افزوده شد . دنباله این تحقیقات تا سه و چهار صدا ادامه یافت و دو تن از ارگانیست های نتردام پاریس لئونین Leonin (قرن 12) و پروتن Perotin (قرن 13) در ایجاد پولیفونی سهم بزرگی دارند .

هنر جدید Ars nova

فیلیپ دوویتری Philipe de Vitry (سالهای 1291- 1361)

اسقف فرانسوی یكی از تئوریسین های بزرگ فرانسه بود كه تحقیقات خود را در هنر موسیقی به صورت رساله ای به نام «آرس نوا» هنر جدید تدوین كرد و تحقیقات پولیفونی قرن 13 را هنر قدیم نامید . مطالعات او به خصوص راجع به ضرب موسیقی قابل ملاحظه است و نخستین بار در ترتیب فواصل دو صدایی استعمال اكتاو و پنجم متوازی را ممنوع كرد و این قاعده بعدها یكی از اصول هارمونی كلاسیك قرار گرفت .

گیوم دوماشو Guillaume de Machaut (سالهای 1300-1377)

یكی دیگر از تئوریسین های هنر جدید است و به واسطه آثاری كه در موسیقی مذهبی و غیرمذهبی musique Profan به یادگار گذاشته می توان بزرگترین آهنگساز قرن 14 دانست . ماشو در جوانی به پراگ رفت و پس از چندی در دربار ژان نرماندی به سمت موسیقی دان مخصوص انتخاب شد و بالاخره به خدمت شارل پنجم درآمد .


مسهای چهار صدایی ماشور را می توان نخستین مسهای پولیفونیك محسوب كرد . علاوه بر آن موتت های فرانسه و لاتن، بالادها و رندوهای ماشو نیز از آثار برجسته قرن چهاردهم است.

باید دانست در این دوره شعرای بزرگی مانند دانته Dante پترارك Petarque و بوكاچیو Boccacio در ایتالیا می زیستند كه به نشر هنر جدید كمك كردند و تحت تأثیر ادبیات این دوره سه فرم جدید موسیقی در فلورانس پیدا شد . مادریگالMadrigale ، بالاد Ballata و كاچیا Caccia ، مادریگال یك نوع آهنگ چوپانی بود ، بالاد از قصایدی كه خوانندگان دوره گرد می خواندند به وجود آمد ولی كاچیا (شكار) آهنگی بود كه منظره شكار را مجسم می كرد و ضرب كانون داشت .


مكتب فلاماند

در قرن 15 مكتب فلاماند بیش از مكتب های دیگر در سیر تكامل موسیقی اهمیت یافت .

در آن زمان فلاندر les Flandres به هلند ، بلژیك و قسمت شمال فرانسه گفته می شد ولی اكثر موسیقی دان های بزرگ فلاماندی اهل هلند بودند و از میان آنها گیوم دوفه Guillaume Dufay اكگهم Ockeghem و ژوسكن دپره Josquin des Pres از همه معروفترند . در این عصر نقاشان بزرگی نیز مانند فان ایك van Eyck و هوبرت Hubert در هلند می زیستند و به این جهت موسیقی و نقاشی مكتب مشتركی در تاریخ هنر هلند به وجود آوردند .

گیوم دوفه (1400-1474)

در بیست و هشت سالگی به عنوان خواننده به دربار پاپ رفت و طی نه سال اقامت در رم آثار مهمی از خود به یادگار گذاشت .

دوفه در سبك موسیقی تحت تأثیر یكی از آهنگسازان معاصر انگلیسی جون دانستبل Jane Danstable واقع شد ولی كارهای او به خصوص در مس و موتت مذهبی تا آن زمان بی نظیر بود . دوفه در موسیقی غیرمذهبی نیز آثاری نوشته است . به طور كلی ضرب و ملودی دوفه قابل  توجه است به خصوص از حیث سرعت اجرا او نخستین كسی است كه قطعات بسیار تند در موسیقی تصنیف كرده است .

ژیل اكگهم (1430-1495)

در 18 سالگی به سمت خواننده دوك دوبورین انتخاب شد و مدتی نزد دوفه تحصیل موسیقی كرد. در سال 1453 به دربار شارل هفتم پادشاه فرانسه رفت . پس از او در زمان سلطنت لوئی 11 به رهبری خوانندگان درباری منصوب شد و تا زمان شارل هشتم به این سمت باقی بود . از آثار او آوازهای غیرمذهبی و همچنین موتت و مس هایی مانده است .

ژوسكن دپره (1450-1521)

با آنكه بعضی از محققین او را ایتالیایی می دانند ولی طبق اسناد و شواهدی كه از معاصرین او به دست آمده ژوسكن دپره اصلاً اهل فلاماند و از شاگردان اكگهم بود كه در جوانی به ایتالیا مسافرت كرد ، سپس در میلان نزد خانواده اشرافی اسفورزاSforza و در رم نزد پاپ پذیرفته شد و بالاخره در سال 1500 به دربار لوئی 12 پادشاه فرانسه رفت .

ژوسكن 32 مس ، 51 موتت ، و 72 آواز گوناگون تصنیف كرده است . یكی از مس های او كه روی شش نوت لا- ر- سل- فا- ر- می ساخته شده یكی از زیباترین مس هایی است كه تا آن زمان تصنیف شده است .

سبك مكتب فلاماند

در قرن پانزدهم هنوز آواز بیش از موسیقی سازی اهمیت داشت . دسته آواز در آن زمان از 12 تا 24 خواننده تشكیل می شد ولی خوانندگان اغلب موسیقی دان بودند . استادان مكتب فلاماند نیز اكثراً در خوانندگی دست داشتند و تحقیقات آنها نیز در سبك پولیفونیك آوازی بود .

حساب دقیق این آهنگسازان در انتخاب و ترتیب نت های ملودی مورد تعجب موسیقی شناسان است زیرا كار آنها بیشتر به تمرین حساب شباهت دارد تا به موسیقی ، و چنین به نظر می رسد كه فلاماندها به جای مكتب هنری ، مكتب ریاضی به وجود آورده اند .

كانون Canon در آثار این مكتب به حد وفور دیده می شود . در بعضی از كانونها نت های ملودی به طور متقارن قرار گرفته اند و در بعضی دیگر صداهای مختلف یكی پس از دیگری وارد می شوند و آهنگ را تكرار می كنند .

یكی از آثار این مكتب كه به اكگهم منسوب است دئوگراتیس Deo Gratis باید توسط 36 نفر خوانده شود ، ملودی اصلی برای 9 صدا نوشته شده و صداها به فواصل معین پی در پی وارد می شوند و آهنگ اصلی را می خوانند و به این طریق آهنگ باشكوهی به وجود می آورند.

البته از نظر هنری كار آهنگسازان فلاماند اهمیت زیادی ندارند ولی نباید فراموش كرد كه پیدایش این سبك در دوره ای كه هنوز موسیقی یك صدایی عمومیت داشت شایان توجه است و از این لحاظ مكتب فلاماند را باید پیشرو فن كنترپوان دانست . با آنكه هیچ یك از آثار فلاماندها كنترپوانتیك نیست معهذا تلفیق ملودیها و رعایت هم آهنگی صداها كه در آهنگهای آنها رعایت شده مبنای علم كنترپوان در قرن 16 و 17 میلادی واقع شد .

فلاماندها نخستین بار تمهای موسیقی را بسط دادند (Developpement) و علاوه بر بسط آزاد قواعدی هم برای آن به وجود آوردند .

آثار آهنگسازان فلاماند كه اغلب در زمینه مذهب بود بیشتر آرام و عمیق است و به همین جهت گیوم دوفه كه در بعضی از آهنگهای خود ریتم تند به كار برده بین آنها مشخص است .


خوانندگان دوره گرد

در دوره فئودالیته Feodalite كه شهرها و مناطق مختلف بین اشراف اروپا با قلعه های مستحكم و حصارهای بلند جدا شده بود ، عده ای از خوانندگان دوره گرد از شهری به شهر دیگر می رفتند و در قلعه های فیف Fiefs با شعر و آواز نمایش می دادند . آهنگهایی كه این خوانندگان می خواندند عبارت بود از آوازهای عاشقانه ، آهنگهای نظامی و قهرمانی و آوازهای شاعرانه در وصف طبیعت . با اینكه در ابتدا كار خواننندگان دوره گرد بسیار عامیانه بود و جنبه هنری نداشت، به تدریج بین آنها موسیقی دان های مهمی نیز ظهور كردند .

در فرانسه این خوانندگان را تروبادور یا تروور trouveres troubadours می گفتند و بین آنها بلوندل Blondel و ماركابرو Marcabru معروفند (قرن 12 میلادی) .

آدم دولاهال Adam de la Halle (سالهای 1240-1287)

بزرگترین ترابادور فرانسوی است . این خواننده گوژپشت كسی است كه نمایش آوازی و فرم رندوپولفیونیك را به وجود آورد و از این حیث در تاریخ ادبیات ، تآتر و موسیقی فرانسه اهمیت بسیار دارد .

آدم دولاهال در موسیقی آوازی علاوه بر چند موتت كه جنبه مذهبی دارند با نمایش روبن و ماریون le Jeu de Robinet Marion كه یك صحنه كمدی را با آواز نشان می داد نخستین اپرا كمیك فرانسوی را به وجود آورد .

روندوهایی كه آدم دولاهال برای سه صدا نوشته از منابع موسیقی پولیفونیك است .

البته باید دانست كه نام فرانسوی روندو Rondeau در قرن 13 با روندی كلاسیك ایتالیایی Rondo فرق داشت و چهارده روندو كه از آدم دولاهال به یادگار مانده برای آواز تصنیف شده است .

موسیقی آدم دولاهال كاملاً نقطه مقابل پروتن ، بزرگ آهنگساز معاصر اوست . زیرا همان اندازه كه موسیقی پروتن مذهبی و روحانی است آهنگهای آدم دولاهال جنبه دنیوی و پروفان Profan دارد به همین جهت رنگ آمیزی و ظرافت موسیقی او در آن زمان تازگی داشت .

آدم دولاهال در اواخر زندگی خود به دربار فرانسه و پس از آن به ناپل رفت و كمی بعد در همان شهر وفات یافت .

در آلمان خوانندگان دوره گرد مقام ارجمندی داشتند و به آنها مینه زینگر Minnaesiger (خواننده اشعار عاشقانه) می گفتند .

هاینریش فون افتر دینگن Heinrich von Ofterdingen

از خوانندگان (مینه زینگر) ایزناخ به سال 1207 در مسابقه آواز ارتبورك مقام اول را احراز كرد .

آواز مینه زینگر شباهتی به ترانه های بومی نداشت بلكه قطعه مفصل و دارای فرمهای مشخصی بود و آنها را با نت های چهارگوش كه در سرود گرگوری معمول بود یاداشت می كردند .

نواهایی كه خوانندگان آلمانی طرح می كردند بسیار جذاب و دلكش بود و یكی از آنها به نام آواز بهاری Fruhlingslied اثر ویتسلاوفون روگن Witzalv von Rugen از زیباترین آوازهایی است كه در توصیف بهار ساخته شده است .

در سال 1481 فریدریك سوم پادشاه آلمان به یكی از خوانندگان الزاس دیپلم و لقب مایستر زینگر Meistersinger (خواننده استاد) اعطا كرد و از آن به بعد یكی از افتخارات خوانندگان دوره گرد نیل به مقام استادی بود .

هانس زاكس Hans Sachs (سالهای 1494-1576)

از معروفترین خوانندگان استاد بود كه ریشارد واگنر در اپرای مایستر زینگر از او یادآوری می كند . هانس زاكس در نورمبرك به كفشدوزی اشتغال داشت ولی به حدی در هنر خوانندگی استاد بود كه به مقام مایستر زینگر رسید . از مهمترین تصنیفاتی كه از او به یادگار مانده آهنگ سیمین است كه لوتر Luther مؤسس مذهب پروتستان آلمان قسمتی از آن را در یكی كورالهای خود آورده است . آثار دیگر زاكس مانند آهنگ آبی و آهنگ محزون به سبك آهنگسازان آن دوره با ضرب آهسته تصنیف شده و به كورالها و موسیقی مذهبی پروتستان شباهت دارد .


در ایتالیا این دسته آهنگسازان و خوانندگان را Cantore a liuto (آوازه خوان با عود) می گفتند زیرا معمولاً خوانندگان دوره گرد همراه عود آواز می خواندند .

در انگلستان و اسكاندیناوی هم خوانندگان دوره گرد بسیار بودند در سال 1597 برحسب فرمان ملكه الیزابت این نوع خوانندگی ممنوع شد و مرتكب را به عنوان ولگردی توقیف می كردند . در كشورهای دیگر اروپا تا سال 1789انقلاب كبیر فرانسه خوانندگان دوره گرد دیده می شدند ، اما تا پایان قرن 18 كه در هنر موسیقی پیشرفت بزرگی حاصل شد خوانندگان دوره گرد نیز به تدریج از بین رفتند .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی ,سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*