بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی در دوره رنسانس

در اواخر قرن 15 میلادی تحول بزرگی در افكار و عقاید دانشمندان اروپا به وجود آمد كه بنیان علوم قدیم را درهم ریخت ، به این مناسبت دوره ای را كه صفحه جدیدی در تاریخ تمدن اروپا باز كرد رنسانس Renaissance یا تجدید حیات نامیدند .

اساس فرهنگ قدیم كه در دوره قرون وسطی به مرحله بن بستی رسیده بود از اواخر قرن پانزده تغییر كرد و پایه نوینی در فلسفه ، علوم و صنایع غربی گذاشته شد . علل بسیاری مانند مهاجرت حكمای یونان به ایتالیا پس از انقراض دولت بیزانس به دست تركان عثمانی (1453)، پیدایش مذهب پروتستان ، اختراع فن چاپ ، كشف قاره آمریكا به تجدد افكار كمك كرد و به این ترتیب مركز تمدن قدیم از شرق به غرب منتقل گردید .

پیشوای تجدد حیاتی اروپا كشور ایتالیا بود كه با ظهور نویسندگانی مانند ماكیاول Machiavel و تاسو Tasso و هنرمندان بزرگی چون برامانته Bramante ، لئوناردو داوینچی Leonardo da Vinci ، رافائل Raphael و میكل آنجلو Michel Angelo این تحول بزرگ را بنیان نهاد . همچنان كه یونان مهد تمدن قدیم بود ایتالیا بانی تمدن جدید اروپایی شد .

در قرن 16 دو شهر بزرگ ایتالیا ، رم و فلورانس مركزیت هنری پیدا كردند . رم به واسطه كانون مذهبی مسیح و مقر پاپ و شاهزادگان ایتالیایی مورد توجه واقع شد و زعمای مذهبی برای ایجاد كلیساهای جدید و ترویج مذهب ، هنرمندان را تشویق می كردند . اما فلورانس به واسطه اقامت خانواده مدیچی Medici كه از اشراف هنردوست ایتالیا بودند مركزیت هنری پیدا كرد .

موسیقی مانند سایر هنرهای زیبا در این دوره از صورت ابتدایی درآمد و مستقلاً علم جداگانه ای تشكیل داد و دارای اصول و قواعد مدونی شد .


پیدایش هم آهنگی

همان طوری كه ذكر شد پولیفونی از قرن نهم میلادی چه در موسیقی غربی و چه در موسیقی شرقی پیدا شد ، با این وصف ، علمی كه امروز آن را هم آهنگی یا هارمونی Harmonie می نامند هنوز به وجود نیامده بود . در پولیفونی نواهای  مختلف و فواصل مطبوع چند صدایی استعمال می شد ولی قواعدی كه طرز به كار بردن آنها را معین كند وجود نداشت . از اواخر قرن 15 یك قاعده كلی برای آوازهای چند صدایی وضع شد كه آن را كنترپوان Conterpoint نامیدند . طبق این قاعده چند آهنگ مختلف كه در یك زمان شنیده می شود باید طوری با هم تركیب شود كه گوش آن را نامطبوع تشخیص ندهد . در قرن 16 تدریجاً قواعد جدیدی برای آن وضع گردید و بالاخره كنترپوانی كه در آن ریتم و كلمات و آواز در كلیه صداها مساوی بود هارمونی خوانده شد . به این ترتیب بعد از دو عامل اصلی موسیقی نوا (ملودی) و ضرب (ریتم) عامل سوم به نام هم آهنگی (هارمونی) به آنها افزوده شد و طی سالهای متمادی چنان تحولی در موسیقی به وجود آورد كه تاریخ موسیقی را تغییر داد و مرحله جدیدی در عالم هنر باز كرد .

نت نویسی و چاپ آن

در قرون وسطی طرز نت نویسی تا اواخر قرن دهم تقریباً مانند نت نویسی یونانی بود و برای كشش نت ها آكسانهاییaccents بالای حروف می گذاشتند .

در قرن 11 میلادی نت های مربع شكل سیاه را به روی دو خط حامل می نوشتند . گوئیدو دارتسو خط دیگری به آن افزود و كلیدهای دو ، فا و سل را نیز اختراع كرد .

در قرن 14 نت های سیاه و قرمز معمول شد و بالاخره در دوره رنسانس نت های سیاه و سفید كه اساس نت نویسی امروزی است به وجود آمد و تا پایان قرن 16 نت ها روی پنج خط حامل موسیقی به صورت كنونی درآمد .

بعد از اختراع چاپ ، نت های موسیقی هم با حروف متحرك به چاپ رسید . نخستین بار اتاوینو داپتروچی Ottavino da Petrucci به سال 1498 این طریق را به كار برد و اولین كتاب نت كه به چاپ رسید 33 موتت برای سه صدا از ژوسكن دپره بود . (1501)

طریقه چاپ نت ها به وسیله گراوور نیز از سال 1586 توسط سیمون ورویو Simone Vervio معمول شد .

اصلاح گام

یكی از مهمترین پیشرفتهای موسیقی در قرن 16 اصلاح گام توسط جوزپه تسارلیون Giuseppe  Zarlino تئوریسین بزرگ ایتالیایی است . تسارلیون به سال 1558 كتابی تحت عنوان «مطالعات هارمونیك» منتشر ساخت كه در آن گام دیاتونیك بطلمیوس را به صورت نوینی درآورد . طبق تحقیقات تسارلینو هر گام به واسطه فواصل معین اصوات از نت مبنا كه تونیكtonique نامیده می شود مشخص می گردد و با رعایت این فواصل ممكن است هر نتی را مبنا قرار داده گام دیاتونیك ساخت .  فواصل گام تسارلیون به این ترتیب است :

DO        RE         MI         FA         SOL         LA         SI        DO

 1          9/8         5/4        4/3         3/2           5/3      15/8         2

امروز این گام كه دستگاه بزرگ (Mode majeur) موسیقی غربی است به نام گام تسارلیو (زارلن) معروف است .

سازهای موسیقی

از جازهای كامل این دوره ارگ Orgue (با لوله های بادی) و كلاوسن Clavecin (یك نوع پیانوی قدیمی كه پدال و دستگاه خفه كننده صدا نداشت) معمول بود ارگ غالباً برای همراهی آوازهای مذهبی و كلاوسن برای آهنگهای غیرمذهبی و رقص استعمال می شد .

از سازهای زهی ویول Viole اصلاً از سازهای شرقی رباب الشاعر و رباب المعنی كه دارای یك یا دو سیم و آرشه بود به وجود آمد . به نظر می اید اروپاییها نخستین بار در جنگهای صلیبی این ساز عربی را شناخته از روی آن ربك Rebec را كه دارای سه سیم بود ساختند و به تدریج ربك به صورت ویولهای كوچك و بزرگ درآمد .

از خانواده ویول ، ویولاداگامبا Viola da gamba (ویولی كه به ساق پا اتكا دارد) معادل ویولون سل امروزی است . ویولادا براچیو Viola da braccio (ویولی كه به بازو اتكا دارد) كوچكتر از اولی و بالاخره ویولینو Violino (ویول كوچك) در حدود سال 1530 معمول شد .

از سازهای زهی مضرابی گیتار ، سیتار و لوت Luth (از كلمه عربی العود مشتق شده و همان ساز قدیم عربی است) بیش از سازهای زهی آرشه ای معمول بود و هارپ نیز در این دوره تكمیل شد . از سازهای بادی علاوه بر فلوت كه از سازهای بسیار قدیمی است بین انواع قره نی ، هوبوا Hautbios اهمیت پیدا كرد و برای تكمیل سازهای بم ، كور Cor و باسونBasson هم به آنها افزوده شد .

به طور كلی می توان گفت تقریباً كلیه سازهای معمول امروز كه در اركستر وجود دارد در قرن 16 معمول شده بود ولی هنوز اركستری كه شامل همه سازها باشد به وجود نیامده بود و معمولاً دسته سازها از تریو Trio و كوارتت Quartette زهی یا بادی تجاوز نمی كرد .

سه آهنگساز بزرگ قرن 16

قرن 16 دارای عظمت موسیقی آوازی در قلمرو كلیساست و آهنگسازان این دوره بلااستثنا در موسیقی مذهبی آثاری از خود به یادگار گذاشتند . بین آهنگسازان قرن 16 سه تن بیش از همه اهمیت یافتند و در واقع نخستین بار آهنگسازانی پیدا شدند كه از نظر كار و آثار باید آنها را در ردیف آهنگسازان بزرگ شمرد از این سه نفر پالسترینا از ایتالیا ، لاسوس از فنلاندر و ویكتوریا اهل اسپانیا بود .

1- پالسترینا (1525-1594)

جوانی پیر لوئیجی دا پالسترینا Gionanni Pierluigi Palestrina در قریه پالسترینا نزدیك رم متولد شد و پس از تحصیلات موسیقی در كلیسای سنت آگاپیت به سال 1551 از طرف پاپ جولیوی سوم به رهبری هیئت خوانندگان دربار واتیكان منصوب شد .

پالسترینا در این شهر با اكثر آثار آهنگسازان مكتب فلاندر آشنایی پیدا كرد و با خوانندگان خود به مورد اجرا گذاشت . هنر پولیفونی مكتب فلاندر در او ابتكارات جدیدی به وجود آورد و از آن پس خود او آثار شایسته ای در موسیقی مذهبی و آوازی تصنیف كرد .


بعد از جولیو مقام پاپی به مارسل دوم رسید و با آنكه بیش از سه هفته سلطنت نكرد ، پالسترینا توانست مس بسیار زیبایی «به افتخار پاپ مارسل» بسازد و این مس بسیار معروف شد .

در سال 1561 پالسترینا به عنوان رهبر خوانندگان كلیسای سنت ماری ماژور كه در دوران كودكی آنجا تحصیل كرده بود انتخاب شد . در آن وقت پیشوایان مذهبی خیال داشتند پولیفونی را ممنوع كنند اما پالسترینا آنها را دعوت كرد و سه مس از آثار پولیفونیك خود را در حضور آنها به مورد اجرا گذاشت . این آهنگها چنان در روح قضات مؤثر واقع شد كه از تصمیم اول منصرف شدند و او را تشویق كردند كه این هنر را توسعه داده تكمیل نماید .

پالسترینا در اواخر عمر خود كارهای فوق العاده ای در موسیقی انجام داد به طوری كه هنگام مرگ او به سال 1594 سی و دو مس از نوشته های او منتشر نشده بود و طی سالهای بعد تا 1601به طبع رسید . 12 مس دیگر از پالسترینا ضمن آثار بعد از مرگ او در قرن 19 منتشر شد.

پالسترینا یكی از پیشوایان كنترپوان است ، چون سراسر عمر او در راه كلیسا گذشت در موسیقی مذهبی سبك مخصوصی به وجود آورد كه به سبك پالسترینی alla Palestrina معروف است .

از آثار او 93 مس به یادگار مانده كه یكی از معروفترین آنها مس Assumpta est است. به علاوه متجاوز از 600 موتت ، پسوم و مادریگال تصنیف كرده است .


2- لاسوس (1532-1594)

ارلاندوس لاسوس Orlandus Lassus از یك خانواده فلاماندی در شهر مونس Mons هلند (بلژیك امروز) به دنیا آمد. به واسطه صدای جذابش در كودكی سه بار او را از والدینش ربودند و بالاخره در دفعه سوم فرناند گنزاگ Fernand Gonzague نایب السلطنه سیسیل او را همراه خود به ایتالیا برد و لاسوس در میلان تحصیلات موسیقی  خود را آغاز كرد ، پس از پایان به دربار آلبرت پنجم پادشاه بایر رفت و سالها در آلمان اقامت گزید .


در سال 1571 شارل نهم پادشاه فرانسه او را به پاریس دعوت كرد . لاسوس در آن كشور با شعرا و نویسندگانی مانند رنسار Ronsard آشنا شد و از ادبیات و موسیقی فرانسه بهره گرفت . پس از چندی لاسوس بار دیگر به آلمان مراجعت كرد و این بار در مونیخ اقامت گزید . دو سال دیگر به ایتالیا رفت و در رم از طرف پاپ گرگوار هشتم به دریافت نشان و لقب شوالیه سن پیر مفتخر شد .


لاسوس در تمام عمر از شهری به شهر دیگر مسافرت می كرد و از جانب پادشاهان و پیشوایان مذهبی استقبال می شد ، به این جهت در بین آهنگسازان یك شخصیت بین المللی كسب كرد . در آخر عمر لاسوس در مونیخ اقامت داشت و پنج ماه پس از مرگ پالسترینا در آن شهر درگذشت .

آثار لاسوس مانند پالسترینا شامل مس ، موتت ، كانتات ، پسوم و مادریگال است ، می گویند بیش از دو هزار اثر موسیقی تصنیف كرده بود كه اكثر آنها از بین رفته است .


سبك موسیقی لاسوس از یك لحاظ با پالسترینا فرق دارد. پالسترینا یك آهنگساز كاتولیك رومی بود در حالی كه لاسوس یكی از آهنگسازان مكتب فلاماند است كه در سفرهای آلمان ، ایتالیا و فرانسه سبك موسیقی این سه كشور را نیز اخذ كرده است . موسیقی او گاهی خوشحال و گاهی مهیج ، عاشقانه یا غم انگیز و غالباً با شوخی و ظرافت مخصوصی همراه است . آثار پولیفونیك او را می توان از نخستین آثار هارمونیك  دانست . كرماتیسم chromatisme در موسیقی لاسوس زیاد به كار رفته و او برای نخستین بار مس های مذهبی را روی ترانه ها و موسیقی غیرمذهبی تصنیف كرد 

در حالی كه پیش از او آهنگسازان مجبور بودند مسها را روی آهنگهای مذهبی سرود گرگوری بسازند . آثار لاسوس در قرن 17 و 18 از منابع مهم موسیقی پولیفونیك بود و باخ و هندل در آثار خود از هنر موسیقی او استفاده كردند .


3- ویکتوریا (1535-1611)

 

توماسو لودویكودا ویكتوریا Tomaso Ludovico Victoria در شهر آویلا Avila اسپانیا متولد شد و بزرگترین آهنگساز قدیم این كشور است . ویكتوریا در سال 1565 به ایتالیا مسافرت كرد و اكثر آثار خود را در شهر رم نوشت . در 33 سالگی به ریاست كولگیوم گرمانیكوم Collegium Germanicum كه یكی از مهمترین هیئت آوازی آن زمان بود منصوب شد و بعد به ریاست خوانندگان دسته جمعی آپولیناریس St Apolinaris رسید . نخستین كتاب موتت ویكتوریا به سال 1572 منتشر شد و پس از آن طی چهارده سال كه به این سمت باقی بود آثار برجسته ای در موسیقی مذهبی تصنیف كرد .

ویكتوریا در اواخر عمر خود به اسپانیا بازگشت و در مادرید به عضویت نوازندگان پادشاهی انتخاب شد .

مسهای ویكتوریا چهار صدا ، پنج صدا و شش صدایی است و در موسیقی مذهبی موتت و كورال هم نوشته است .

با وجود آن كه سبك موسیقی ویكتوریا به پالسترینا شباهت داشت معهذا احساسات ملی او رنگ و حالت نوی به آهنگهای او داده است و در این مورد قضاوت بسنی Bossoni و بائینی كه او را از نظر تقلید «میمون پالسترینا» نامیده اند كمال بی انصافی است .

در آثار ویكتوریا موتت ها اهمیت بسیار دارند و یكی از مسهای زیبای او Missa pro de functis معروف است .


رقص های بومی

در برابر موسیقی مذهبی قرن 16 آهنگهایی كه بیش از همه در موسیقی غیرمذهبی Profan معمول شد رقصهای بومی بود . این رقصها به جهت ضرب نشاط آور و منظم به زودی توجه آهنگسازان را جلب كرد و اساس موسیقی كلاسیك و قواعد علمی آن را به وجود آورد .

آهنگهای رقص ابتدا آوازی بود . بالاتا Ballata یا كانتیلن Cantielena مجموعه ای از ملودیهای كوتاهی بودند كه به آواز خوانده می شد .

اولین رقصی كه قاعده علمی پیدا كرد رندو Rondeau بود كه توسط آدم دولاهال خواننده دوره گرد فرانسوی در قرن 13 به وجود آمد . این آواز كه به زودی در ایتالیا به نام Rondo  معمول شد از دو بیت vers و یك قسمت مكرر refrain (بند دوم) تشكیل می شد .

در دوره رنسانس به آهنگهای رقص مانند هنرهای دیگر توجه زیادی شد به خصوص فرم رقص های بومی مورد تحقیق آهنگسازان قرار گرفت . از بین رقصهای روستایی بوره bourree ، گایارد gaillard ، كورانت Courante ، گاوتgavotte ، پاس پیهpass-pied ، ریگودون rigaudon و منوئه menuet فرانسوی بود . پاوان Pavane ، سالتارلوsaltarello و شاكن chaeonne اصلاً ایتالیایی . ساراباند Sarabande اسپانیایی ، آلماند allemande رقص آلمانی و ژیگ gigue رقص انگلیسی بود .

این رقص ها به ترتیب ضرب تند و آهسته به صورت سویت تنظیم می شد و این نخستین فرم موسیقی سازی است كه در قرن 17 اهمیت پیدا كرد .

رقص های بومی غالباً با عود یا كلاوسن اجرا می شد و آهنگسازان فرانسوی و ایتالیایی تعداد كثیری از این رقصها را تدوین كردند . در اواخر قرن 16 آهنگسازان انگلیسی به تصنیف رقصهای بومی همت كردند و از میان آنها ویلیام بردWilliam Byrd (سالهای 1543-1628) و توماس مورله Thomos Morley (سالهای 1557-1602) كه به درجه دكترای موسیقی از دانشگاه كمبریج و اكسفورد نائل شد و همچنین عده ای دیگر از آهنگسازان انگلستان بسیاری از آهنگهای رقص را به صورت فانتزی و واریاسیون بسط دادند .

از موسیقی دان های هلندی پیتر سولینگ Peter Sweelink (سالهای 1562-1621) و از آهنگسازان ایتالیایی فرسكوبالدی Frescobaldi سالهای (1587-1640) تحت عنوان فانتزی به تعداد زیادی ریچر كاری ricercari كه نوعی بسط و دولپمان در آهنگهای رقص بوده تصنیف كرده اند كه مهمترین آثار پولیفونیك آن دوره محسوب می شود .

 

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی ,سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*