بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول هنر كلاسیك در قرن 17 میلادی

قرن 17 مقارن با یك سلسله تحولات بزرگ موسیقی است و در حقیقت هنر كلاسیك از ابتدای این دوره شروع می شود . در ایتالیا سه مكتب بزرگ موسیقی اهمیت یافتند . مكتب رم كه آلگری Allegri (سالهای 1582-1652) مصنف میزرر Miserere از پیشوایان آن بود ، مكتب ونیز كه جوانی گابریلی Giovanni Gabrieli (سالهای 1557-1612) از مؤسسین آن به شمار می رفت و بالاخره مهمتر از همه مكتب فلورانس بود . 

در آلمان نیز دو شهر هامبورگ و وین مركزیت هنری یافتند و صاحب مكتب موسیقی شدند .


سازهای موسیقی این دوره نیز تكامل یافتند . عود و سیتار به تدریج از اهمیت افتاد و ارگ و كلاوسن جای آن را گرفت . در انگلستان یك ساز جدید به نام ویرژینال Virginal معمول شد، این ساز كه به كلاوسن كوچكی شباهت داشت در زمان ملكه الیزابت اختراع شد و بسیاری از آهنگسازان انگلستان برای آن آهنگ ساختند . سازهای زهی آرشه ای از خانواده ویول نیز مقام مهمی یافتند و در بسیاری از دربارهای اروپایی اركستر زهی معمول شد .

علم هم آهنگی و هارمونی كه در قرن 16 فقط محدود به پولیفونی مطبوع بود در قرن 17 قواعد مدونی پیدا كرد و طریقه ای برای به كار بردن فواصل نامطبوع به وجود آمد . بالاخره موسیقی آوازی و سازی فرم های مشخصی پیدا كردند و از آنجا اپرا ، سویت و بالت پیدا شد .


پیدایش اپرا در ایتالیا

شعر و نمایش و آواز یونان قدیم با هم ارتباط داشتند و غالباً در تآتر با هم اجرا می شدند .

در قرن 14 میلادی یك نمایش آوازی در ایتالیا به مورد اجرا گذاشته شد ولی اصولی كه اپرا را به وجود آورد آوازهای تنها و دسته جمعی بود كه در قرن 15 و 16 دوره تكامل خود را سیر كرد و به صورت ویلانلا Villanella كانتسونتاCanzonetta و مادریگال Madrigale درآمد .

مادریگال آواز عاشقانه ای بود كه در حدود سال 1533 در ایتالیای شمالی پیدا شد و سه شكل مشخص داشت :

1- مادریگال پروپر Madrigale proper كه به سبك كنترپوان آن زمان آوازهای آلتو ، تنور و باس متناوباً وارد می شدند و یكی پس از دیگری همان آواز را تكرار می كردند .

2- آریا Aria یك نوع مادریگال سولوsolo بود كه توسط آواز دسته جمعی همراهی می شد.

3- بالت كه از رقص های آوازی آن زمان بود .

به این ترتیب در اواخر قرن 16 كلیه مقدماتی كه اپرا بر اساس آن ایجاد شد مهیا بود و اگر كسی پیشقدم می شد می توانست آنها را جمع آوری كند و نام اپرا روی آن بگذارد .

كنت باردی bBrdi (سالهای 1534-1612) اهل ورینو Verino جمعی از هنرمندان را در دربار خود گرد آورده بود . از جمله آنها وینچنسو گالیله Vincenzo Galilei (سالهای 1533-1600) از نوازندگان زبردست عود (پدر گالیله فیزیك دان بزرگ) بود و او به خواهش كنت سبك جدیدی برای نمایشات آوازی به نام رپرزانتاتیف repersantatif به وجود آورد و برای تهیه این نمایش جدید به خواننده معروف آن زمان جولیو كاچینی Giulio Caccini (سالهای 1550-1618) مراجعه كرد . كاچینی كه تا آن زمان مادریگالهای بسیار ساخته بود برای رپرزانتاتیف آهنگهایی تصنیف كرد و در واقع رسیتاتیف recitatifرا كه یك نوع بیان و مكالمه آوازی است او بنیان گذاشت . كاچینی امروز به نام پدر بل كانتو Bel canto و هنر آوازی ایتالیایی معروف است.

در سال 1597 كاچینی به اتفاق پری Peri كه او هم از خوانندگان معروف ایتالیا بود پاستورال دافنه Dafne را به معرض نمایش گذاشتند و بالاخره در سال 1600 با نمایش ائورید Euridice كه در جشن عروسی ماری دی مدیچی Marie di Medici و هانری سوم پادشاه فرانسه اجرا شد یك قدم بزرگ به طرف اپرا برداشتند .

كنت باردی علاوه بر تهیه مقدمات اپرا در پیدایش اوراتوریو كه یك نوع اپرای مذهبی است سهم بزرگی دارد او با این قصد با آهنگساز دیگری به نام امیلیودی كاوالیر Emilio di Cavalieri (سالهای 1550-1602) آشنا شد و او را به تصنیف اوراتوریو Orqtorio تشویق كرد . كاوالیر در سال 1600 نخستین اوراتوریوی خود را تحت عنوان «نمایش روح و جسم» تصنیف كرد و صفحه نوینی را كه در موسیقی آوازی ایتالیا باز شده بود تكمیل نمود .

مونتوردی

كلودیومونتوردی Cludio Monteverdi (سالهای 1567-1643) در یك خانواده ثروتمند كرمونا به دنیا آمد . از كودكی به موسیقی علاقه داشت و به آموختن آواز ، ویول ، ارگ و تصنیف آهنگ پرداخت . در 16 سالگی نخستین مجلد مادریگالهای خود را منتشر ساخت و همین تصنیفات باعث شهرت او در مانتوا شد و به این طریق توانست در دربار دوك مانتوآ به عنوان نوازنده ویول استخدام شود و با او به مجارستان و فلاندر برود .

دوك مانتوآ كه در سال 1600 نمایش ائوریدیچه اثر پری و كاچینی را دیده بود مونتوردی را تشویق كرد روی داستان یونانی رافئو و ائوریدیچه اپرایی تصنیف كند .


مونتوردی بعد از سالها مطالعه و تحقیق توانست نخستین اپرای ایتالیایی را به نام ارفئو Orfeo به سال 1607 به مورد اجرا بگذارد .

در اپرای ارفئو تقریباً تمام قواعد اپرایی امروز رعایت شده ، مقدمه اپرا با اورتور آغاز می شود . خوانندگان یك نفری ، سه نفری و دسته جمعی متناوباً آواز می خوانند و رسیتاتیف قسمت اصلی اپرا را تشكیل می دهد .

نفوذ سبك مادریگال در این اپرا بسیار قوی است . علاوه بر آواز ، اركستر كوچكی نیز برای همراهی خوانندگان منظور شده است . با این مزایا اپرای مونتوردی از تصنیفات پری و كاچینی كه هنوز جنبه اپرایی نداشتند كاملتر بود . به این جهت در تاریخ موسیقی مونتوردی را مؤسس اپرا می دانند .

در ساله 1613 مونتوردی به ریاست هیئت موسیقی كلیسای سن مارك در ونیز انتخاب شد و طی سی سال كه در آن شهر می زیست اپراها و آوازهای متعددی تصنیف كرد ولی بدبختانه اكثر آنها از میان رفته است .

یكی از مهمترین آثار مونتوردی اپرای تاجگذاری پوپه است كه به سال 1642 یك سال پیش از وفات او بر روی صحنه آمد و ازحیث ارزش اپرایی پیشرفت بزرگی در این اپرا حاصل شده است.


هارمونی جدید مونتوردی

مونتوردی علاوه بر تأسیس اپرا یكی از پیشوایان هارمونی جدید است . پیش از مونتوردی هارمونی فقط در فواصل مطبوع به كار می رفت و او نخستین كسی است كه در مورد به كار بردن فواصل نامطبوع اصول جدیدی وضع كرد . مونتوردی فاصله هفتم كوچك را بدون آنكه قبلاً تهیه شود به آكوردهای مطبوع افزود و با جرأت فاصله پنجم كاسته را در آكوردها وارد كرد و به این طریق از اجتماع سوم بزرگ و پنجم درست و هفتم كوچك آكوردی جدید به وجود آورد . به علاوه آكوردهای چهار صدایی را نخستین بار در اركستر اپرای خود استعمال كرد .

اركستری كه مونتوردی برای آوازهای اپرا ایجاد كرد نخستین اركستری است كه با تناسب نسبت صحیح به وجود آمده و شامل سازهای زهی و بادی است .

بعد از مونتوردی یكی از شاگردان او به نام كاوالی Cavalli (سالهای 1602-1676) در اپرای ونیز اهمیت یافت و از آثار او اپرای سیپیون افریقایی معروف است و همچنین چستی Cesti (سالهای 1623-1669) كه پس از تحصیل موسیقی نزد رسیRessi به ونیز رفت با نمایش اپرای سیب طلایی Pomo d (سال 1667) شهرت پیدا كرد .

پس از كاوالیری موسیقی مذهبی و اوراتوریو در فلورانس اهمیت یافت و در این شهر دو آهنگساز معروف بزرگ اوراتوریو ، كاریسیمی و استرادلا ظهور كردند .

جاكوموكاریسیمی Giacomo Carissmi (سالهای 1604-1674)

در تصنیف اوراتوریو به منزله مونتوردی در اپراست . او در آثار معروفش مانند یفتاح Jephtah و بالتازار طرز بیان مؤثری دارد و رسیتاتیف جدیدی در اوراتوریو آورده است . از آثار او كانتات های زیادی نیز به یادگار مانده كه معروفترین آنها كانتاتی است كه در مرگ ماری استوارت ملكه اسكاتلند ساخته است .

آلکسلاندرو استرادلا Alessandro Stradella (سالهای 1645-1681)

او با اوراتوریوی سان جوانی باتیستا San Giovanni Battista مشهور شد یكی دیگر از آهنگسازان بزرگ فلورانس است . از تاریخ زندگی او اطلاع صحیحی در دست نیست ولی فلوتو Flotow آهنگساز قرن 19 آلمان در یكی از اپراهای خود داستان زندگی استرادلا را به اپرا درآورده است : «استرادلا كه معشوقه یكی از اشراف ونیز را به خانه خود برده بود تحت تعقیب واقع می شود . یك بار همین اوراتوریو او را از مرگ نجات می دهد ولی عاقبت عمال دوك در ژنو او را به قتل می رسانند .» استرادلا در موسیقی مذهبی مقام ارجمندی داشت و از این حیث به تأسیس اپرای ناپلیتن و اوراتوریوهای آلساندرو اسكارلاتی نیز كمك كرده است .


اپرا در آلمان ، فرانسه و انگلستان

بعد از ایتالیا موسیقی اپرا در كشورهای دیگر اروپا رواج یافت و مخصوصاً در آلمان ، فرانسه و انگلستان طرفداران بسیار پیدا كرد و آهنگسازان آن كشورها به سبك اپرای ایتالیایی آهنگ ساختند .

سبك ایتالیایی تا اواخر قرن 18 در اپرای كشورهای دیگر رعایت می شد و تا دویست سال آهنگسازان اپرا همیشه به مبدأ و مهد اپرا توجه داشتند .

آلمان

هاینریش شوتس Heinrich Schutz (سالهای 1585-1672)

اهل آلمان مركزی در جوانی به ایتالیا مسافرت كرد و مدتی در ونیز نزد گابریلی به تحصیل موسیقی اشتغال داشت . چون به كشور خود برگشت به ریاست موسیقی دربار درسدن انتخاب شد . او نخستین بار رستاتیف ایتالیایی را در آوازهای مذهبی خود به كار برد و در سال 1627 اپرای دافنه Daphne را كه به آلمانی ترجمه شده بود تصنیف كرد . اما این اپرا كه نخستین اپرای آلمانی بود از بین رفته است .


شوتس در مسافرت ایتالیا علاوه بر ونیز آثار دو مكتب بزرگ ایتالیایی را در مانتوآ (كهمونتوردی تأسیس كرده بود) و فلورانس (مكتب پری ، كاچینی و گالیله) مطالعه كرد و از تركیب این دو مكتب و همچنین هنر پولیفونی ونیز ، موسیقی آوازی آلمان را به صورت نوینی درآورد . شوتس در موسیقی مذهبی آثار بسیاری مانند كانتات ، اوراتوریو و پاسیون تصنیف كرده و از این حیث پیشوای مكتبی است كه بعدها باخ آن را به درجه كمال رسانید .

بعد از شوتس اپرای آلمانی مدتی به واسطه جنگهای سی ساله متوقف ماند اما ترانه و لید Lied آلمانی به همت آهنگسازانی مانند هاینریش آلبرت (سالهای 1604-1651)، یوهان ولفگانگ فرانك(سالهای 1641-1695) توسعه یافت.

فرانك به سال 1678 به كمك لیدهای آلمانی اپرای هامبورك را تأسیس كرد و این شهر در آلمان همان مقامی را حائز شد كه ونیز در ایتالیا داشت و یكی از مراكز موسیقی آلمان قرار گرفت .

شهر وین در زمان سلطنت فردیناند سوم به واسطه موقعیت خود مركز هنرمندان كشورهای اروپایی شد و از ایتالیای شمالی كه آن زمان در استیلای اتریش بود موسیقی دان هایی به این شهر آمدند و اپرای ایتالیایی را تبلیغ كردند .


فرانسه

بعد از مسافرت لاسوس به پاریس (1560) آهنگسازان فرانسوی اصلاحاتی در موسیقی آوازی به عمل آوردند . از سال 1570 یك نوع آواز انفرادی به نام آواز درباری L'air de cour معروف شد كه تا سال 1630 به آوازهای عاشقانه ، آهنگ رقص و آواز میگساری اطلاق می شد .

اپرای ایتالیایی از زمان هانری چهارم در فرانسه معمول گردید . ماری دومدیچی در سال 1604 كاچینی آهنگساز ایتالیایی را به دربار فرانسه دعوت كرد . مازارن وزیر معروف لوئی 13 به سال 1653 خوانندگان و بازیگران اپرای ایتالیایی را برای نمایش اپرای ارفئو اثر رسی Rossi به فرانسه خواست و از این راه در معرفی اپرا خدمت بزرگی به فرانسه كرد .

رابركامبر Robert Cambert (سالهای 1628-1677)

آهنگساز فرانسوی به سال 1671 نخستین اپرا (كمدی موزیكال) فرانسه را به نام پومون Pomon به معرض نمایش گذاشت و در سال 1672 با تصنیف اپرای «درد و خوشیهای عشق» قدم مؤثری در تاریخ اپرای فرانسه برداشت . ولی مؤسس حقیقی اپرای فرانسه یك آهنگساز ایتالیایی به نام لولی بود .

ژان باتیست لولی Jan-Baptiste Lulli (سالهای 1632-1688)

اصلاً اهل فلورانس بود . در 14 سالگی به پاریس رفت و به واسطه قریحه سرشاری كه در موسیقی داشت به زودی در سلك نوازندگان لوئی 14 درآمد . لولی ویولونیست زبردستی بود چنانكه مادام دوسوینیه Mme de Sevigne ادیب فرانسوی در تعریف نواختن ویولون می نویسد : «نوازندگی ویولون مانند باتیست» و با این عبارت كمال نوازندگی را بیان می كند .

لولی پس از چندی اقامت در پاریس رهبری بیست و چهار ویولون لوئی 14 را به عهده گرفت و به زودی به تصنیف بالت پرداخت . بالت های لولی به خصوص از وقتی كه با مولیر Moliere كمدی نویس مشهور فرانسوی آشنا و دوست شد اهمیت یافت و با همكاری او چند «كمدی باله» مانند ازدواج اجباری ، تازه به دوران رسیده Le Bourgeois gentilhommeتصنیف كرد ولی بعد از آن كه به تصنیف اپرا پرداخت از كمدی باله منصرف شد .

در سال 1672 نخستین تراژدی لولی به نام كادموس و هرمیون Cadmuse et Hermion به معرض نمایش گذاشته شد و این نخستین اپرای فرانسوی بود . لولی پس از آن سه اپرای دیگر تصنیف كرد كه همه آنها را مانند اپرای اول تراژدی نام گذاشت . پسیشه Psyche (سال 1678) ، پرزرپین و پیروزی خدای عشق (سال 1681) و آسیس و گالاته (سال 1686) كه از آثار مهم اوست .

از اختصاصات اپرای لولی آن است كه برخلاف آهنگسازان ایتالیایی كه فقط به زیبایی آواز توجه داشتند ، متن شعر بیشتر مورد نظر قرار گرفته و قسمت اصلی اپرای او رسیتاتیف است كه طرز بیان و دكلاماسیون فرانسوی را به خوبی توجیه می كند . در اپرای لولی آهنگ رقص به حد وفور به كار رفته و حتی آریاهای او نیز نوعی رقص آوازی است .

اورتورهای اپرای لولی با قسمت آهسته و بم شروع می شود و به یك قسمت تند و فوگ مانند منتهی می گردد . این سبك كه از نظر شنونده بسیار جالب و باشكوه است به اورتور فرانسوی معروف شده و لولی مبتكر آن است .

لولی تحت حمایت لوئی 14 صاحب نفوذ و ثروت و لقب اشراقی شد و هنگامی كه به سال 1687 درگذشت با احترام بسیار به خاك سپرده شد .

انگلستان

در قرن 16 موسیقی انگلستان اهمیت بسیار داشت آهنگسازانی مانند ویلیام برد ، جون بول ، ارلاندو جیبونس Orlando Gibbons (سالهای 1562-1623) ، توماس مورلی و توماس ویلكس Thomas Weelkes (سالهای 1575-1623) كه ارگ نواز كلیسا بودند آوازهای مذهبی و مادریگالهای متعدد از خود به یادگار گذاشتد كه در موسیقی اپرای انگلستان تأثیر داشت.

شكسپیر (سالهای 1564-1616) نویسنده بزرگ انگلیسی برای اغلب نمایشنامه های خود آواز و مكالمه همراه موسیقی ، آواز دسته جمعی ، مارش و رقص منظور می كرد ، به این جهت موسیقی علاوه بر وجود مستقل در تآتر هم برای تنوع صحنه ها وارد شد .

پیشوای اپرای انگلستان ویلیام داونانت William Davenant و مخصوصاً ماتیولاك Mattew Locke (سالهای 1630-1677) بود . ولی آثار آنها از بین رفته و به این جهت پرسل را باید مؤسس اپرا و همچنین از پیشوایان موسیقی سازی انگلستان محسوب كرد .

هنری پرسل Henry Purcell (سالهای 1658-1695)

از شش سالگی به وساطت عمویش در زمره آوازه خوانان كلیسای شاهی درآمد و در آنجا به تحصیل موسیقی پرداخت و چون موسیقی دان زبردستی شد چارلز دوم پادشاه انگلستان به تقلید 24 نوازنده لوئی 14 او را به ریاست بیست و چهار نوازنده سازهای زهی منصوب كرد.

پرسل در موسیقی سازی آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت و به خصوص سوناتها و موسیقی مجلسی او معروفند. در موسیقی دراماتیك ، پرسل قطعاتی برای صحنه های مختلف تآتر مانند اورتور ، آنتراكت ، بالت منوئه ، ساراباند، رندو ، شاكن ، ژیك و هورن پایپ (Hornpipe) تصنیف كرد ولی مهمترین اثر پرسل در موسیقی آوازی اپرای دیدو و انیاس Didi and Aeneas است كه هنوز هم یكی از شاهكارهای موسیقی انگلستان محسوب می شود .


وداع دیدو و انیاس و آوازی كه دیدو هنگام مسافرت انیاس می خواند از جذاب ترین و در عین حال محزونترین آوازهای اپرایی است و بعدها باخ در مس رمینور خود تم آن را آورده است .

پرسل برای نمایشنامه پادشاه آرتور درایدن Drydn نیز چند آواز صحنه موسیقی و آهنگهای مجلسی تصنیف كرده كه از آثار برجسته اوست .


بالت در قرن 17

با آنكه بالت از زمان امپراطوری رم معمول بوده ، تاریخ حقیقی آن از دوره رنسانس آغاز می شود .

بالت نیز مانند اپرا در فلورانس پیدا شد به خصوص كه خانواده مدیچی این رقص را در دربار خود ترویج می كردند . كاترین دو مدیچی وقتی به ازدواج هانری سوم پادشاه فرانسه درآمد بالت را در دربار فرانسه معمول كرد .

اولین بالت به معنای حقیقی به سال 1581 هنگام ازدواج مارگارت لورن خواهر هانری سوم و دوك ژوایو Duc Joieuxدر كاخ ورسای نمایش داده شد .

این بالت به نام بالت كمیك ملكه Ballet comique de la reine یك آكت بالت توسط بوالیو Boilieux تصنیف شد . كرگرافی coregrephie (تنظیم رقص و موسیقی و تهیه نمایش) توسط استاد پیمونته بالتازرینی دابلجویوزو Piemontais Baltazarini da Belgiojoso صورت گرفت . این اولین كاری بود كه سازنده آهنگ ، تهیه كننده نمایش و مدیر رقص با هم همكاری می كردند .

در قرن 17 و زمان لوئی 14بالت وارد یك مرحله كاملاً هنری شد . در این دوره بوشان Beauchamps با همكاری لولی اساس بالت را بنیان گذاشت و لوئی 14 شخصاً آكادمی پادشاهی رقص را در پاریس افتتاح كرد . 

مولیر نخستین كسی بود كه برای كمدیهای خود از بالت استفاده كرد و كمدی باله commedie ballet به وجود آورد .


از جمله آنها تازه به دوران رسیده ، ازدواج اجباری و پرنسس الید را می توان ذكر كرد .

بعدها آهنگسازان اپرا بالت را به اپرا افزودند و كلیه آهنگسازان ایتالیایی تا آخر قرن 18 ملزم بودند قسمتی از اپرا را به بالت اختصاص دهند .

بالت قرن 17 از چند لحاظ اهمیت داشت :

1- از نظر موسیقی

2- از نظر فن رقص و تنظیم آن با موسیقی (كرگرافی)

3- از لحاظ لباس و صحنه سازی (دكوراسیون)

از این حیث بالت به كلیه هنرهای زیبا مانند موسیقی ، نقاشی و تزئینات صحنه ، رقص و نمایش بستگی داشت و طی تكامل خود باعث پیدایش بالت روسی (در قرن بیستم) شد .

اركستر بالت شامل كلیه سازهای آن زمان مانند ویول ، كرنه ، هوبوا ، فلوت ، موزت و غیره بود .

مقدمه بالت با یك آواز دسته جمعی و تند شروع می شد ولی از سال 1640 اورتور فرانسوی كه دارای قسمتهای آهسته و تند متناوب بود به جای آواز دسته جمعی در مقدمه بالت قرار گرفت.

یك بالت معمولاً 30 صحنه نمایشی entreese داشت و در چهار یا پنج قسمت اجرا می شد و در هر قسمت آخر كه گراند باله Grand ballet نام داشت شاه یا شاهزادگانی كه در نمایش حضور داشتند شخصاً با ماسك در رقص های بالت شركت می كردند .

بین تماشاگران معمولاً اشعاری حاكی از موضوع بالت توزیع می شد تا از برنامه نمایش اطلاع داشته باشند . بالت از اول به صورت پانتومیم (تجسم و نمایش یك موضوع به وسیله حركات و بدون مكالمه) نبود و گاهی نیز با آواز توأم می شد ولی به تدریج برای آنكه رقص و حركات بالت جنبه هنری بیشتری پیدا كند مكالمه و آواز از بالت جدا شد .

موضوع بالت غالباً از داستانهای یونانی و رومی انتخاب می شد . گاهی نیز فانتزی های جدیدی برحسب حوادث روز نمایش می دادند ، از جمله بالت سیاه پوستان (سال 1601) و روستاییان و غوكان (سال 1607) دارای صحنه های فانتزی و كمیك بودند . از زمان هانری چهارم بالت علاوه بر جنبه كمیك به صورت دراماتیك نیز تهیه می شد و از معروفترین آنها حوادث زندگی تانكرد Tancrede به سال 1619 نمایش داده شد . لولی علاوه بر آنكه بالت را به طور جداگانه برای تأتر تصنیف كرد نخستین كسی است كه بالت را در اپرا وارد كرد و این سنت را برای آهنگسازان اپرا باقی گذاشت .

مهمترین آهنگسازان بالت بعد از لولی آندره كامپرا Anpre Compra (سالهای 1660-1744) بود و كمدی بالت او به نام L'Europe galante (سال 1697) و هزیون Hesion (سال 1700) معروف است . سبك كامپرا مخلوطی از سبك ایتالیایی فرانسوی بود و در موسیقی، اركستر قوی و هارمونی پرمایه ای داشت ، مدولاسیون modulation و بسط ماهرانه آهنگها نیز در موسیقی كامپرا قابل توجه است .


سویت در قرن 17




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*