بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی سازی و اپرا در آغاز قرن 18

هنر ویولون در ایتالیا

اركانجلو كرلی (سالهای 1653-1713) Arcangelo Corelli

ویولونیست بزرگ ایتالیایی از پیشوایان فرم كنسرتو و سونات ویولون است .

نخستین آثار موسیقی كرلی در سی سالگی (1683) منتشر شد . دومین اثر معروف او (Opus 2) شامل 12 سونات برای ویولون و كلاوسن بود كه در یكی از آنها پاساژ باس و ملودی سوپرانو به صورت پنجم موازی قرار گرفته بود . این ترتیب كه آن زمان در هارمونی آوازی ممنوع بود مورد انتقاد شدید موسیقی شناسان واقع شد ولی كرلی زیر بار نرفت و ثابت كرد كه برای موسیقی سازی این ترتیب مجاز است . دعوای كرلی و مدعیان او سه ماه طول كشید و در اكتبر 1685 به نفع كرلی خاتمه یافت و به این طریق آزادی بیشتری در تصنیفات سازی حاصل شد .


اپوس 3 و 4 نیز هر كدام از 12 سونات برای دو ویولون به همراهی عود یا ارگ تشكیل می شد . ولی معروفترین اثر كرلی اپوس 5 است كه با یك نامه در ژانویه 1700 به سوفی شارلوت شاهزاده خانم براندنبورك تقدیم شد كرلی در موسیقی كنسرتو كه خود از پیشوایان آن بود آثاری دارد از جمله 6 كنچرتی گروسی Concerti grossi (كنرستوهای بزرگ) اپوس 6 است كه برای دو یا چهار ویولون ، دو ویولون سل ، آلتو و باس به سال 1712 یك سال پیش از وفات او در رم منتشر شد .

از نظر هنری آثار كرلی نخستین آثاری است كه در موسیقی ویولون ارزش فنی دارند . از حیث بسط آهنگ ، فرم موسیقی و فن نوازندگی كرلی استاد بزرگی بود و تصنیفات او بهترین نشانه مطالعات عمیق او در موسیقی است . به همین جهت امروز آثار كرلی در تعلیم ویولون از قطعات معتبر كلاسیك محسوب می شود .

از آهنگ سازان دیگر این دوره ویتالی Vitali (سالهای 1644-1692) و ترلی Torelli (سالهای 1674-1745) كنسرتوهایی برای ویولون به یادگار گذاشتند .


آنتونیو ویوالدی Antonio Vivaldi (سالهای 1678-1743)

در تاریخ كنسرتو و تكامل فرم آن سهمی دارد و آثار او بعدها مورد توجه باخ واقع شد كه بسیاری از تصنیفات او را برای اركستر تنظیم كرده است .

مارچلوMarcello (سالهای 1686-1739، وراچینی Veracini ، لگرنتسی Legrenzi و باسانی Bassani (سالهای 1686-1716) از آهنگ سازان دیگر این دوره سنفونی هایی برای دو یا سه ساز زهی به همراهی ارگ تصنیف كرده اند كه از حیث تصنیف و فرم موسیقی به كنچرتو گروسو شباهت دارند .


جوزپه تارتینی Giuseppe Tartini (سالهای 1692-1770)

بزرگترین ویولونیست ایتالیا و از پیشوایان ویولونیست های قرن 18 است . مكتبی كه تارتینی در پادو Padual ایجاد كرد به حدی اهمیت یافت كه هر كس قصد تحصیل ویولون داشت به مكتب تارتینی می آمد . از این حیث تارتینی در قرن 18 مقامی را احراز كرده كه پاگانبنی در قرن 19 به آن رسید . از آثار او كنسرتوها و سونات برای دو یا سه ساز و سنفونی برای چهار ساز است كه بعضی از آنها بیش از سبك كلاسیك به رمانتیك نزدیك شده است . تارتینی علاوه بر استادی ویولون و تصنیف آهنگ یكی از تئوریسین های موسیقی در عصر خود بود و از این حیث می توان او را با رامو Rameau مقایسه كرد .


ویوتی Viotti (سالهای 1752-1824)

یكی دیگر از ویولونیست های بزرگ ایتالیا و از پیشوایان مكتب جدید ویولون است . او از شاگردان پونانی Pugnani استاد معروف ویولون بود . آثار ویوتی شامل سوناتها ، قطعات موسیقی مجلسی و 29 كنسرتوی ویولون است كه از حیث ایده های موسیقی و فرم آهنگ نمونه كنسرتو برای ویولونیست های اینده قرار گرفت .

علاوه بر هنر نوازندگی در این دوره سازندگان معروف ویولون مانند استرادیواریوس Stradivarius (سالهای 1644-1737) و گوارنری Guarneri (سالهای 1687-1742) می زیستند . استرادیواریوس از شاگردان آماتی Amati مؤسس كارگاه ویولون در شهر كرمونا Cermona بود وطی 93 سال عمر خود قریب 1000 ویولون ساخته كه از آنها در حدود 500 ویولون باقی مانده است . گوارنری در حدود 50 ویولون ساخته و كارهای او به خصوص بعد از آنكه پاگانینی از ویولونهای او استفاده كرد اهمیت یافت .


موسیقی سازی و اپرای فرانسه

فرانسوا كوپرن Francois Couperin (سالهای 1668-1733)

 خانواده كوپرن مانند خانواده باخ از موسیقی دان های بزرگ بودند كه دو قرن در فرانسه اهمیت هنری داشتند . اولین فرد این خانواده لوئی كوپرن ارگانیست سن ژوره و دربار لوئی 13 پادشاه فرانسه بود . پس از او فرانسوا نوه لوئی كوپرن بین این خانواده بیش از همه اهمیت یافت و به نام كوپرن كبیر معروف شد .

فرانسوا كوپرن در زمان خود بزرگترین نوازنده ارگ در فرانسه بود و كلاوسن نیز خوب می نواخت . آثار او در ارگ و كلاوسن از آثار معتبر قرن 18 فرانسه است . فرانسوا مانند اجداد خود ارگانیست سن ژوره بود و از سال 1701 به سمت كلاوسنیست دربار پادشاهی انتخاب شد . از ساخته های او چهار مجلد از قطعات كلاوسن و كنسرتو باقی است .

فرزندان فرانسوا بعد از او قریب 150 سال در سن ژوره و نتردام ارگانیست بودند . یكی از دختران او به نام مارگریت آنتوانت به سمت نوازنده دربار شاهی انتخاب شد .

از نوازندگان ارگ فرانسه نیكلا دو گرینی Nicolas de Grigny ارگانیست كلیسای سن دنی St.Denis نیز معروف است و او كتابی در فن نواختن ارگ نوشته و قطعاتی نیز برای این ساز به یادگار گذاشت ولی در جوانی به سن 32 سالگی درگذشت .

میشل دو لالاند Michel de Lalande (سالهای 1656-1723)

علاوه بر چهل موتت برای آواز دسته جمعی كه بعدها هندل آن را مورد توجه و تحسین قرار داد ، دارای آثاری برای اركستر بزرگ است و از این نظر می توان او را از پیشروان موسیقی سنفونیك شمرد . آندره كامپرا Audre Campra كه در موسیقی اپرا از او نام بردیم درموسیقی اركسترنیز اورتورهایی به سبك فرانسوی Ouverture a francaise تصنیف كرده است .


ژان فیلیپ رامو Jean Philippe Rameau (سالهای 1683-1764)

فرزند ارگانیست كلیسای دیژن بود . در 7 سالگی به آسانی می توانست نت های كلاوسن را بخواند . پدرش در 17 سالگی او را به ایتالیا فرستاد ولی رامو به زودی با یك دسته از بازیگران تآتر كه از فرانسه می آمدند ، به عنوان نوازنده ویولون برگشت و در شهرهای پاریس ، لیل ، كلرمون به سمت ویولونیست و ارگانیست مشغول شد . 

در سال 1722 رامو به پاریس برگشت و رساله هم آهنگی Traite d Harmonie را منتشر كرد . رامو نخستین كتاب قطعات كلاوسن Pieces de Clavecin را به سال 1706 تصنیف كرد . پس از آن بار دیگر به سال 1724 یك جلد قطعات كلاوسن و سویت های جدید برای كلاوسن انتشار داد .

 


علاوه بر موسیقی سازی رامو پنج تراژدی آوازی تصنیف كرده كه معروفترین آنها هیپولیت و آریسی Hippolyte et Aricie (سال 1733) ، داردانوس (سال 1737) و زرتشت (سال 1749) است . رامو چند كمدی آوازی و آهنگهای گوناگون نیز برای صحنه های تآتر ساخته است . یك كمدی باله به نام شاهزاده خانم ناوار و شش بالت كه معروفترین آنها پیگمالیون (سال 1748) ، دافنیس واگله Daphnis et Eggle (سال 1753) و آناكرئون (سال 1754) است از آثار قابل توجه رامو است .

در اپراهای رامو همه قواعد موسیقی سنفونیك ، آریا و رستاتیف رعایت شده است . موسیقی سنفونیك در اپرای رامو عبارت از پرلود ، رقصها انترلود Interlude است كه با رنگ آمیزی زیبای اركستر تنظیم شده است .

تحقیقات رامو در تئوری موسیقی

رامو علاوه بر تصنیف آهنگ از بزرگ ترین تئوریسین ها و موسیقی شناسان عصر خود بود و كتابهایی در این باره نوشته كه مهمترین آنها «رساله هم آهنگی» (سال 1722) ، «مشهوداتی درباره غریزه موسیقی و اصول آن» (سال 1754) و «ملاحظاتی در انواع آهنگها» است كه در مقدمه سویت های جدید كلاوسن آورده است .

در «رساله هم آهنگی» رامو ثابت كرد كه هرگاه در طرز قرار گرفتن نت های یك آكورد تغییری حاصل شود (renversement) در اثر حقیقی موسیقی تفاوتی نخواهد كرد . چنانكه آكوردهای دو- می- سل ، سل- دو- می و دو- سل- می از حیث اثر موسیقی فرقی ندارد به علاوه همان طوری كه ریمان Riemann و هلمهولتز Helmholtz دانشمندان آلمانی تحقیق كرده اند، رامو هم در ارتباط اصلی گام ماژور (بزرگ) و مینور (كوچك) هارمونی مشترك آنها را مركز هم آهنگی نامیده و به این ترتیب قاعده باس اصلی Basse fondementale را بنیان گذاشت .


ژان ماری لوكلرJean Marie Leclair(سالهای 1698-1764)

یكی از ویولونیست های بزرگ فرانسه بود . لوكلر از نخستین كسانی است كه دوبل كورد double corde را كه آرشه روی دو سیم ویولون حركت می كند در تكنیك این ساز وارد كرد . او مؤسس مكتب ویولون فرانسه است و سوناتهایی برای ویولون و همچنین اورتور و سنفونی هایی برای سه یا چهار ساز به یادگار گذاشته است . لوكلر پس از مراجعت از سفر هلند كه برای شنیدن ویولونیست ایتالیایی لوكاتلی Locatelli رفته بود به طور اسرار آمیزی در پاریس به قتل رسید .


مختصات اپرای ایتالیایی ، فرانسوی و آلمانی

اپرای ایتالیا

 بعد از تأسیس اپرا در فلورانس بسیاری از شهرهای دیگر مانند مونتوآ ، ونیز ، رم و ناپل مكتب اپرا به وجود آوردند .

اپرای ناپلیتن كه از زمان پرونساله Privenzale (سالهای 1610-1670) تأسیس شده بود در اواخر قرن 17 با ورود آلساندرو اسكارلاتی Alessandro Scarlatti (سالهای 1659-1725) به این مكتب اهمیت بسیار یافت.

 


اسكارلاتی ابتدا آثار كارالی ، لگرنتی و استرادلا را مورد مطالعه قرار داد . وقتی ملكه كریستین سوئد او را به دربار خود دعوت كرد اسكارلاتی به آن كشور مسافرت كرد و مدتی در دربار ملكه سمت رهبری اركستر را داشت .

در سال 1684 به ناپل آمد و در آنجا ریاست اركستر شاهی را به عهده گرفت . اسكارلاتی مدتی نیز در فلورانس نزد شاهزاده مدیچی می زیست ولی اكثر آثار مهم خود را برای اپرای ناپل نوشته و در این زمینه 115 اپرا ساخته كه بین آنها میتریدات و ائوپاتور(سال 1708) معروف است.

اپرای ناپل در آغاز قرن 18 نمونه كاملی از سبك اپرای ایتالیا بود .در این مكتب بل كانتو Bel canto اهمیت زیاد داشت . بل كانتو یا زیبایی آواز عبارت از تكنیكی است كه در طرز اجرای آهنگ از حیث زیر و بم آواز nuance كشش صدا ، تریلtrill و پاساژهای مشكل آواز می توان یافت و در حقیقت توجه مكتب ایتالیایی در درجه اول بهتر خوانندگی virtuosite بود بدون آنكه به موضوع داستان و تطابق آواز با صحنه های نمایش توجه داشته باشد .

از زمان اسكارلاتی آواز از حیث بیان ، آزادی بیشتری پیدا كرد و دو قسمت كه در آوازهای تنها اهمیت داشت آریا و رسیتاتیف به طور متناوب قرار گرفت .


آریا Aria

قسمت اصلی و ملودیك آواز اپراست و خواننده در اینجا فرصت دارد آن طور كه می تواند هنرنمایی كند . هنر آواز اصولاً در آریا به كار رفته و با آرایش های آوازی مانند واریاسیون و كادانس Cadence خواننده به خوبی می تواند قدرت خود را نشان دهد .

رسیتاتیف Recitatif

در حقیقت نوعی از فن بیان declamation و مكالمه آوازی است و غالباً پیش از آریا قرار می گیرد و تابع میزانهای موسیقی نیست . در اپرای ایتالیایی رسیتاتیف در حقیقت رابط بین دو آریاست . در رسیتاتیف ساده ، آواز بدون اركستر و فقط با چند آكورد كلاوسن همراهی می شود اما در رسیتاتیف آكومپانیه Recitatif accompagne خواننده با همراهی اركستر آواز می خواند .

علاوه بر آواز تنها Solo در اپرای ایتالیایی ، آوازهای چند نفری و دسته جمعی نیز وجود دارد كه در صحنه هایی مختلف به همراهی اركستر اجرا می شود .

آواز انسان از حیث زیر و بم صدا به شش قسم تقسیم شده است :

1- سوپرانو Soprano صدای زیر و ظریف زن

2- متسو سوپرانو Mezzo-soprano صدای متوسط زن

3- كنترآلتو Contralto صدای بم زن

4- تنور Tenor صدای مرد جوان

5- باریتون Baryton صدای بم مرد

6- باس Basse بم ترین صدای مرد

آهنگسازان اپرا معمولاً سعی می كردند كه آوازهای چند نفری از صداهای مختلف مانند سوپرانو، متسوسوپرانو ، تنور و باس تركیب شود و در یك دوئو duo هر دو خواننده سوپرانو یا تنور یا باس نباشند . به علاوه برای تجسم و تطبیق صدا با نقش بازیگر صداها را برحسب سن و سال انتخاب می كردند . مثلاً دختر و زنهای جوان و پسربچه ها سوپرانو ، زنهای بیش از 30 سال متسوسوپرانو یا كنترآلتو تعیین می شد . مردهای جوان تنور ، مردهای مسن تر باریتون و مردهای پیر یا كسانی كه نقش مردهای خشن یا مؤقر را بازی می كردند صدای باس داشتند .

در اوایل قرن 18 معمول شد كه بین سه پرده اپرا دو پرده اضافی كه جنبه كمیك داشته باشد بیافزایند ولی به تدریج این دو نوع اپرا سریا Opera Seria (اپرای جدی) و اپرابوفا Opera Buffa (اپرای كمیك) از هم جدا شد .

اپرا سریا

این نوع اپرا دارای جنبه تراژدی و باشكوهی بود و هنر آوازی آن اهمیت زیاد داشت . موضوع اپرا سریا غالباً تاریخی و یا از افسانه های یونانی و رومی بود و كلیه قسمتهای آن به صورت آریا و رسیتاتیف به آواز خوانده می شد .

از بین آهنگسازان اپرا سریا دومنیكو اسكارلاتی Domenico Scarlatti (سالهای 1685-1757) فرزند آلساندرو اسكارلاتی ، لئوناردو وینچی Leonardo Vinci (سالهای 1694-1770) كه در قواعد رسیتاتیف تغییراتی داد ، نیكولوپرپراNicolo Porpora (سالهای 1686-1766) ، جوملی Jommelli (سالهای 1714-1774) كه تحت تأثیر مكتب مانهایم ، نوآنس مكتب آلمانی را در آواز اضافه كرد و همچنین پیچینی Picini (سالهای 1728-1800) كه از بزرگترین آهنگسازان اپرای ایتالیا و از رقبای گلوك بود در ردیف مصنفین اپرا سریا معروف اند .

اپرا بوفا

اپرا بوفا مانند اپرا سریا تمام قسمتهایش آوازی بود با این تفاوت كه آوازهای اپرا بوفا جنبه شوخی و كمیك داشت و و موضوع آن برخلاف اپرا سریا غالباً از داستانهای معاصر و عامیانه اقتباس می شد و به سبك نشاط آور و ریتم تندی تصنیف می شد .

از آهنگ سازان اپرا بوفا پرگولزی Pergolesi (سالهای 1710-1736) با وجود عمر كوتاه اپرای مشهور «خدمتكار كدبانو» Serva Padrona را ساخت ، پائیسیلو Paesiello (سالهای 1741-1816) و رقیب او چیماروزا Cimarosa(سالهای 1740-1801) مصنف اپرای «ازدواج پنهانی» درنیمه دوم قرن 18 شهرت یافت و هر كدام در این نوع اپرا آثاری به یادگار گذاشتند .

با چیماروزا اپرا بوفای ایتالیایی به طرز قدیم به پایان رسید ولی در كشورهای دیگر اروپا به خصوص فرانسه و آلمان این نوع اپرا با طرز جدیدی به روی صحنه نمایش آمد .

اپرای فرانسوی

اپرای فرانسه با آنكه ابتدا نسخه كامل اپرای ایتالیایی بود و حتی نخستین آهنگساز اپرای فرانسه لولی اصلاً از ایتالیا به فرانسه آمده بود ، به زودی تحت تأثیر محیط و سلیقه فرانسوی تغییر كرد .

رامو كه بعد از لولی بزرگترین آهنگساز اپرای قدیم فرانسه است در تكمیل رسیتاتیف سهم بزرگی دارد .

اصولاً رسیتاتیف و طرز بیان آوازی در اپرای فرانسه به اندازه آریا در اپرای ایتالیایی اهمیت دارد و فرانسویها همیشه این قسمت اپرا را بخش اساسی نمایش می دانستند ، در حالی كه در اپرای ایتالیایی آریا مهمتر است و آهنگساز بیشتر به زیبایی آواز توجه دارد تا به حركات و مكالمه تآتری. به همین جهت رسیتاتیف فرانسوی بیشتر به آواز شباهت دارد و برخلاف رسیتاتیف ایتالیایی مكالمه خشك و خالی نیست .

رامو در طرز بیان آوازی كه لولی به  وجود آورده بود تغییراتی نداد اما به جای پیروی از ریتم مطلق مكالمه سعی كرد اركستر هم با آواز همراهی كند و به این ترتیب در اپرای فرانسوی سه نوع رسیتاتیف به وجود آمد :

1- رسیتاتیف ساده كه بیشتر برای دكلاماسیون و بیان ساده است و غالباً جنبه ملودیك و آوازی پیدا می كند و از این حیث شبیه آریاست .

2- رسیتاتیف به همراهی اركستر كه ریتم آهنگ را با آكوردهای مقطع اركستر یا در موارد مخصوص با آكوردهای بلند سازهای زهی مشخص می كند .

3- رسیتاتیف از روی میزانهای موسیقی recitatif measure كه حد وسط رسیتاتیف و آریاست و در اپرای ایتالیایی به آریوسو arioso شباهت دارد .

اپرا كمیك

اپرا كمیك تحت تأثیر اپرا بوفای ایتالیایی در اوایل قرن 18 به وجود آمد و نخستین بار با وضع محقر و عامیانه ای در بازار مكاره سن ژرمن و سن لوران پاریس به مورد اجرا گذاشته شد . در این بازارها مردمی كه برای خرید و فروش كالاهای خود می آمدند می توانستند این نوع نمایش مضحك آوازی را ایستاده یا در حال حركت تماشا كنند و در حقیقت ابتدا اپرا كمیك به عنوان سرگرمی مردم در محل اجتماعات عمومی به وجود آمد .

از مختصات اپرا كمیك آن بود كه نیمی از این اپرا به صورت مكالمه معمولی و نیمی دیگر با آواز و موسیقی اجرا می شد . بعدها با وجود تكامل اپرا كمیك صحبت معمولی در اپرا باقی ماند .

آوازهای اپرا معمولاً از آهنگهای محلی آن زمان اقتباس می شد و به تدریج این قسمت به صورت علمی درآمد . هنگامی كه به سال 1752 اپرای خدمتكار كدبانو از پرگولزی در پاریس اجرا شد عده ای از هنرپیشگان كمیك ایتالیایی كه برای این نمایش به فرانسه آمده بودند در اپرا كمیك شركت كردند و به كمك آنها تحول بزرگی در این اپرا ایجاد شد . از نیمه دوم قرن 18 اپرا كمیك به كلی از صورت عامیانه خود خارج شد و آهنگسازانی مانند مونسینی Monsigny (سالهای 1729-1817) فیلیدر Philidor(سالهای 1726-1795) و مخصوصاً گرتری Gretry (سالهای 1741-1813) در تاریخ اپرا كمیك فرانسه نقش مهمی بازی كردند .

گرتری در اپرای فرانسه مقام «مولیر تآتر آوازی» را دارد و از آثار او اپرای ریشارد شیردل (سال 1784) معروف است .

اپرای آلمانی

تا اواخر قرن 17 آلمان در موسیقی آوازی و سازی سبك مشخصی نداشت و غالباً تحت تأثیر مكتب ایتالیایی بود . در قرن 18 آهنگ سازان آلمانی به ترانه های بومی یا لید Lied توجه زیادی كردند و با بسط و توسعه آن ، مكتب آوازی آلمان را تأسیس كردند .

بعد از آلبرت و فرانك ، راینهارد كایزر Reinhard Keiser در موسیقی آوازی آثار برجسته ای به وجود آورد . اپراهای كایزر مانند كلئوپاترا ، كلودیوس (سال 1703) و مخصوصاً كرزوس (سال 1711) از شاهكارهای موسیقی آلمانی است و با اینكه كایزر تحت نفوذ اپرای ایتالیا بود معهذا حالت خاصی در موسیقی به وجود آورد كه می توان از مختصات مكتب آلمانی دانست .

زینگ شیپل

در سال 1701 كایزر یك اپرا كمیك آلمانی به نام Die Leipziger Messe نوشت . این اپرا نخستین زینگ شیپلSingspiel (نمایش آوازی) آلمانی است كه به طرز نوینی به زبان آلمانی به مورد اجرا گذاشته شد .

در این اپرا كایزر از موسیقی محلی و مخصوصاً لیدهای آلمانی اقتباس زیاد كرد و هر چند كه نفوذ اپرای ایتالیایی و فرانسوی كاملاً از میان نرفته اما در هر حال این نمایش آوازی روح آلمانی خود را حفظ كرده بود .

موسیقی كایزر در این اپرا شبیه آثار هندل و گاهی نیز مشابه اپراهای موتسارت است .

دیگر از آهنگ سازان بزرگ اپرا ، گئورگ فیلیپ تلمان G.P Telemann (سالهای 1681-1767) در عصر خود مشهورترین آهنگساز آلمانی بود . تلمان قریحه عالی در تصنیف موسیقی داشت و با سرعت و قدرت فوق العاده آهنگ می ساخت . آثار او در موسیقی مذهبی و مجلسی بسیار زیاد است ، چهل و چهار پاسیون و متجاوز از صد كورال ، اوراتوریو و كانتات تصنیف كرده است . آثار اپرایی او چهار اپرای آلمانی است كه هنگام اقامت خود در هامبورك ساخته است و سبك موسیقی او بیشتر به كایزر شباهت دارد .

موسیقی اپرای آلمان در زمان هندل ، گلوك و موتسارت به درجه عظمت رسید و فصل جدیدی كه آلمان در تاریخ موسیقی باز كرد تحول بزرگی در هنر آوازی به وجود آورد .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی,سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*