بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی سازی در نیمه دوم قرن 18

پیدایش سونات و سنفونی

لفظ ایتالیایی Sonata از مصدر Sonare مشتق شده و در مقابل كانتات Cantata وضع شده است . كانتات قطعه ای است برای آواز و سونات آهنگی است برای ساز . در ابتدا سونات و سنفونی و كنسرتو همه یك معنی داشت و با یك الی چهار ساز اجرا می شد .

سونات از نیمه قرن 17 در آثار آهنگسازان ایتالیایی دیده می شود . لگرنتسی Legrenzi نخستین بار به سال 1667 یك سونات در سه قطعه و برای چند ساز تصنیف كرد ، كرلی تغییراتی در سونات داد و اصول آن را بر تناوب قسمت های تند و آهسته بنیان گذاشت و به این طریق چهار قسمت برای سونات به شكل «آهسته- تند- آهسته- تند» تعیین كرد .

سونات ایتالیایی ابتدا یك قطعه مذهبی بود كه توسط ارگ یا سازهای دیگر به همراهی ارگ نواخته می شد و این قطعه را سوناتا دا كیزا Sonat da Chiesa (سونات كلیسا) می گفتند . در برابر این سونات قطعه دیگری به نام سوناتا داكامراSonata da Camera به وجود آمد ، كامرا به سازمان اشرافی دربار می گفتند و در حقیقت سوناتا كامرا ، سونات درباری (مجلسی) بود .

در اوایل قرن 18 سینفونیا Sinfonia مانند قواعد سونات تصنیف می شد ، اسكارلاتی برای آنتراكت اپراهای خود سینفونیا را در سه قسمت ساخت و به تدریج آن هم از اپرا جدا شده مستقلاً در كنسرتها به مورد اجرا گذاشته شد . سینفونیها به زودی با قواعد سونات مشتركاً طرح نوینی به وجود آورد و به نام «فرم سونات» اساس موسیقی سازی قرار گرفت . این قواعد توسط آهگسازان آلمانی در مكتب مانهایم و مكتب وین تدوین شد .


مكتب مانهایم

شاهزاده كارل تئودور كه از سال 1743 تا 1777 در مانهایم Mannheim  سلطنت می كرد مانند همه شاهزاده های محلی آلمان عده ای از نوازندگان را در دربار خود جمع كرده بود. اما اركستر دربار مانهایم بر سایر اركسترهای آن زمان برتری داشت . شوبارت در كتاب زیبا شناسی موسیقی در مورد اركستر مانهایم این طور می نویسد :

«در سراسر دنیا اركستری نیست كه بتواند با اركستر مانهایم برابری كند . وقتی آهنگ قوی forte می نوازد رعدی به گوش می رسد ، نوای متصاعد موسیقی را مانند آبشار و نوای كاهنده diminuendo را چون صدای جویباری كه از دور شنیده شود و آهنگ آهسته piano را مانند زمزمه دلنشین بهار اجرا می كند .» با این توصیف به نظر می رسد كه اركستر مانهایم ابتكار جدیدی در طرز اجرای موسیقی داشت . این ابتكار از یوهان اشتامیتس Johann Stamitz رهبر اركتسر بود .

اشتامیتس به سال 1742 در جشن تاجگذاری كارل هفتم در فرانكفورت ، به عنوان نوازنده ویولون شركت كرد و شاهزاده كارل تئودور او را در آن جشن دید و به دربار خود دعوت كرد و رهبری اركستر دربار را به او داد . اشتامیتس به اركستر مانهایم صورت نوینی داد و روح تازه ای در آن به وجود آورد .

در سال 1754 اشتامیتس برای اجرای سنفونیهایی كه تصنیف كرده بود به پاریس رفت ، به همین جهت در كشور فرانسه او را پیشوای موسیقی اركستر می دانند . سنفونی های اشتامیتس مانند سونات كلاسیك شامل دو تم ، بسط و تغییر وضع تمها بود و نخستین دفعه ای بود كه سونات را برای اركستر تنظیم كرده و نام سنفونی روی آن گذاشته بود .

كارل فیلیپ امانوئل باخ (سالهای 1714-178) فرزند دوم باخ بزرگ بعد از اشتامیتس فرم سونات را تكمیل كرد .

فیلیپ امانوئل باخ كه به مناسبت اقامت خود در برلین به باخ برلینی معروف است در زمان حیات پدر دانشكده حقوق فرانكفورت را به پایان رسانید . در سال 1740 به سمت كلاوسنیست دربار فریدریك كبیر پادشاه پروس به برلین رفت و از سال 1767 به جانشینی تلمان به ریاست موسیقی مذهبی هامبورك منصوب شد .

فیلیپ امانوئل باخ پیشوای موسیقی اركستر و بانی فرم سونات كلاسیك است . از او تركیب سونات كلیسا و سونات مجلسی ایتالیایی و همچنین تحت تأثیر Sturm und Drang آلمان شدت و ضعف آهنگ را در سونات مرسوم كرد و بعدها كلاسیكهای وین قواعد او را اساس كار خود قرار دادند .

فیلیپ امانوئل باخ در زمان حیات خود مقام ارجمندی داشت و حتی بیش از پدر خود در موسیقی اهمیت یافت . تا اواخر قرن 18 لقب «باخ بزرگ» به او اطلاق می شد و وقتی هایدن و موتسارت از باخ به احترام نام می بردند منظور آنها فیلیپ امانوئل باخ بود نه یوهان سباستیان باخ .


فرم سونات

سونات كلاسیك ابتدا تحت تأثیر اپرای ایتالیایی از نواهای ساده و یك آهنگی تشكیل می شد ولی به زودی آهنگسازان آلمانی به نكات فنی آن توجه كردند .

سونات ایتالیایی بدواً یك آهنگ اصلی به نام theme یا موتیف motif داشت و هر قسمت آن از بسط و توسعه تم اصلی به وجود می آمد ، اما برای آنكه از حالت یكنواخت خارج شود یك تم دیگر به آن اضافه كردند و به این طریق دو تم در دو مقام مختلف برای سونات پیدا شد .

برحسب طرح كارل فیلیپ امانوئل باخ هر سونات از سه قسمت تند ، آهسته و تند تشكیل می شود و اساس ساختمان آن به این شرح است :

1- شروع و خاتمه هر قسمت mouvement باید در یك مقام tonalite باشد .

2- هر قسمت سونات دو تم دارد كه در دو مقام مختلف بسط پیدا می كند .

3- برگشت reprise یعنی تكرار تم ها باید در مقامهای متقابل باشد ، به این ترتیب كه برگشت تم اول در مقام تم دوم ظاهر شود و بالعكس .

فرم سونات در مورد سنفونی هم صادق است با این تفاوت كه سنفونی به جای یك یا دو ساز باید با اركستر بزرگ اجرا شود .

از نظر روان شناسی برای اجتناب از یكنواخت بودن آهنگ در طرح این قواعد مطالعه كافی شده زیرا یك تم كوچك با تغییرات و صور مختلف بسط داده می شود و از این حیث می توان گفت كه فرم سونات صنعت بسط آهنگ و تغییر مقام modulation است .


مكتب كلاسیك

شهر وین كه به واسطه موقعیت بین المللی خود از دیرباز مركز هنرمندان و موسیقی دانها بود و در نیمه دوم قرن 18 بزرگترین شهر موسیقی آلمان شد و پیشوایان مكتب كلاسیك مانند گلوك ، هایدن ، موتسارت ، بتهون و شوبرت در این شهر می زیستند و نخستین اركستر سنفونیك نیز در وین تشكیل شد .

مكتب كلاسیك از روی فرم سونات مكتب مانهایم اساس و قواعد موسیقی و سنفونی را بنا نهاد ، اصلاً اپرای گلوك و قواعد نوین اپرا در شهر وین پیدا شد و نخستین اپرای آلمانی موتسارت در این مكتب به وجود آمد . پیشوایان مكتب كلاسیك- رمانتیك مانند بتهون و شوبرت نیز از آنجا برخاستند و تحول بزرگ موسیقی را آغاز كردند ، در واقع درنیمه دوم قرن 18 ونیمه اول قرن 19 وین بزرگترین شهر و مهمترین مرجع علمی موسیقی بود .


فرانس یوزف هایدن

پیدایش سونات و سنفونی

لفظ ایتالیایی Sonata از مصدر Sonare مشتق شده و در مقابل كانتات Cantata وضع شده است . كانتات قطعه ای است برای آواز و سونات آهنگی است برای ساز . در ابتدا سونات و سنفونی و كنسرتو همه یك معنی داشت و با یك الی چهار ساز اجرا می شد .

سونات از نیمه قرن 17 در آثار آهنگسازان ایتالیایی دیده می شود . لگرنتسی Legrenzi نخستین بار به سال 1667 یك سونات در سه قطعه و برای چند ساز تصنیف كرد ، كرلی تغییراتی در سونات داد و اصول آن را بر تناوب قسمت های تند و آهسته بنیان گذاشت و به این طریق چهار قسمت برای سونات به شكل «آهسته- تند- آهسته- تند» تعیین كرد .

سونات ایتالیایی ابتدا یك قطعه مذهبی بود كه توسط ارگ یا سازهای دیگر به همراهی ارگ نواخته می شد و این قطعه را سوناتا دا كیزا Sonat da Chiesa (سونات كلیسا) می گفتند . در برابر این سونات قطعه دیگری به نام سوناتا داكامراSonata da Camera به وجود آمد ، كامرا به سازمان اشرافی دربار می گفتند و در حقیقت سوناتا كامرا ، سونات درباری (مجلسی) بود .

در اوایل قرن 18 سینفونیا Sinfonia مانند قواعد سونات تصنیف می شد ، اسكارلاتی برای آنتراكت اپراهای خود سینفونیا را در سه قسمت ساخت و به تدریج آن هم از اپرا جدا شده مستقلاً در كنسرتها به مورد اجرا گذاشته شد . سینفونیها به زودی با قواعد سونات مشتركاً طرح نوینی به وجود آورد و به نام «فرم سونات» اساس موسیقی سازی قرار گرفت . این قواعد توسط آهگسازان آلمانی در مكتب مانهایم و مكتب وین تدوین شد .


فرانس یوزف هایدن (سالهای 1732-1809)

فرانس یوزف هایدن Franz Josepg Haydn به سال 1732 در رورائو Rohrau قصبه مرزی اتریش به دنیا آمد . از كودكی به موسیقی علاقه داشت و به زودی در زمره آوازه خوانان و نوازندگان ویولون درآمد ؛ چندی بعد در كنسرتی تحت رهبری پرپرا Porpora شركت كرد و اصول آوازهای ایتالیایی و هارمونی را نزد او فرا گرفت .

نخستین آثار هایدن از سال 1753 توسط نوازندگان دوره گرد وین اجرا شد و چون مورد توجه مردم واقع شد عده ای از دوستداران موسیقی او را به واینتسرل دعوت كردند تا كوارتت ها (قطعات چهار سازی) خود را كه تحت عنوان دیورتیسمان ، كاساسیون و نكتورن تصنیف كرده بود به مورد اجرا بگذارد .

در سال 1758 هایدن به ریاست اركستر كنت مورتسین Morzin منصوب شد و نزد او بود كه نخستین سنفونی خود را ساخت (سال 1759) . عده نوازندگان كنت در حدود پانزده نفر بودند و او با این نوازندگان نخستین اركستر سنفونیك را تشكیل داد و به تصنیف آثار بزرگ خود اقدام كرد . اما ترقیات هایدن از زمانی كه در سلك نوازندگان شاهزاده نیكلا استرهاتسیEsterhazi درآمد آغاز می شود و او تمام عمر خود را در خدمت این شاهزاده و خانواده او گذرانید . پرنس استرهاتسی به موسیقی هایدن علاقه زیاد داشت و خود او ویولون سل می نواخت . به همین جهت هایدن نیز آثار زیادی برای ویولون سل (ضمن تریو و كوارتت) تصنیف كرده است زندگانی هایدن در خدمت این شاهزاده تا حدی یكنواخت بود اصولاً آهنگسازان در قرن 17 وضع خاصی داشتند زیرا پس از صدها سال كه موسیقی در خدمت مذهب بود ، یك باره به دنیای غیرمذهبی آمد و در دربار شاهزادگان راه یافت ؛ هنوز توده مردم موسیقی را از احتیاجات خود حس نمی كردند و به این جهت سالن های كنسرت رونق زیاد نداشت و موسیقی دانها مجبور بودند خود را تحت حمایت اشراف و خانواده سلطنتی قرار دهند . هایدن از كسانی بود كه افتخار می كرد در خدمت یك پرنس روزگار می گذراند و او همیشه دوست كوچك خود موتسارت را از این كه حاضر نبود حمایت شاهزاده ای را قبول كند سرزنش می كرد .شاید به اقتضای محیط آن رو زحق با هایدن بود ، زیرا آهنگسازان بزرگی چون موتسارت ، بتهون و شوبرت كه دور از دربار هنر خود را عرضه كردند در منتهای بدبختی جان سپردند . با این حال هایدن نیز پاداش صد یك زحمات خود را از پرنس هایدن دریافت نمی كرد .

شاهزادگان در هر ضیافتی اثر تازه ای از او می خواستند و چون هر هفته چند بار مهمانی می شد ، هایدن مجبور بود برای تهیه آنها شب و روز یا آهنگ تصنیف كند و یا با نوازندگان اركستر مشغول تمرین باشد . به این جهت در عمر خود بیش از هر آهنگساز آثار مختلف از خود به یادگار گذاشت ؛ اما در عوض ، احترام او از یك مستخدم درباری بیشتر نبود و او با مستخدمین كاخ ناهار می خورد و با آنها معاشرت داشت . با این وصف انجمنهای هنری به ارزش خدمات گرانبهای هایدن واقف بودند و او در سالهای آخر عمر با كارهایی كه در موسیقی انجام داد مقام شایسته ای نزد مردم یافت .

در سال 1784 ریاست لژ المپیك Log Olympique پاریس از او چند سنفونی درخواست كرد و هایدن تا سال 1787 شش سنفونی برای آن انجمن فرستاد .

پس از وفات پرنس استرهاتسی به سال 1790 هایدن به دعوت سالومون Salomon ویولونیست و رهبر اركستر به انگلستان مسافرت كرد و در آنجا سنفونی های بزرگ خود را به مورد اجرا گذاشت . دانشگاه اكسفورد به پاس مقام عالی هایدن در موسیقی درجه دكترای افتخاری به او تفویض كرد و هایدن نیز سنفونی شماره 92 خود را «سنفونی اكسفورد» نامید . در این سفر كه هایدن به سن كهولت رسیده بود ، سنفونیهای او نیز از حیث طرح ، فرم و اركستراسیون به حد كمال رسید . یك قسمت از موفقیتهای هایدن در موسیقی تحت تأثیر سنفونیهای موتسارت حاصل شد و او در سنفونی اكسفورد (شماره 92) و همچنین در سنفونی شماره 93 و آثار دیگر خود از سبك موتسارت پیروی كرده است .

هایدن از سفر انگلستان دو ارمغان برای مردم اتریش آورد و آن متن اشعار دو اوراتوریو به نام «آفرینش» و «چهار فصل» بود . آفرینش از «بهشت گمشده» اثر میلتون Milton شاعر انگلیسی و چهار فصل از آثار تومسون اقتباس شده بود و هر دوی آنها برای تصنیف آهنگ به هندل مراجعه شده بود و او موفق نشد آنها را به موسیقی درآورد . وقتی هایدن به انگلستان رفت ، انگلیسیها از او درخواست كردند كه روی آن اشعار آهنگ تصنیف كند و هایدن نیز با ایجاد این دو اوراتوریو بزرگترین شاهكارهای خود را در موسیقی مذهبی و آوازی به وجود آورد .

هایدن در اواخر عمر خود ، دور از غوغای مردم ، در یكی از نقاط دور دست وین می زیست، با وجود احترامی كه همه آشنایان و دوستانش برای او قائل بودند ، جنگهای اروپا و لشكركشی های ناپلئون آرامش او را برهم زد . در روزهای آخر عمر هایدن توانست یك بار دیگر آهنگ «خدایا فرانس امپراطور ما را نگهدار» را برای دوستانی كه به ملاقات او آمده بودند اجرا كند . این آهنگ كه هایدن در كوارتت شماره 77 به نام Kaiserquartett (كوارتت امپراطوری) به صورت واریاسیون تصنیف كرده بود بعدها به عنوان سرود ملی آلمان و اتریش انتخاب شد . هایدن كوارتت شماره 83 خود را ناتمام گذاشت و در سال 1809 به سن 77 سالگی درگذشت .

آثار هایدن

هایدن قسمت اعظم تصنیفات خود را در شهر وین و ایزنتشتات نوشت ولی آثاری كه او در سفر انگلستان به وجود آورد مهمترین تصنیفات او به شمار می ایند .

هرچند كه پیش از هایدن نیز سنفونی در مكتب ایتالیایی و مكتب مانهایم به وجود آمده بود اما هایدن نخستین كسی است كه اصولاً كلاسیك را با اركستراسیون جدید در سنفونیهای خود به كار برده و نخستین اركستر سنفونیك را تشكیل داد . به این جهت او را به نام «پدر سنفونی» خوانده اند.

هایدن 104 سنفونی ساخته و از این حیث شماره سنفونی های هیچ آهنگ سازی به پایه او نمی رسد . اساس سنفونی و قسمتهای چهارگانه آن را هایدن از طرف سونات فیلیپ امانوئل باخ اقتباس كرد و تا حدی تحت تأثیر سامارتینی آهنگساز ایتالیایی كه برای اركستر آهنگهایی نوشته بود قرار گرفت ، معهذا او نفوذ قواعد آوازی ایتالیا را كه در سنفونی هم به یادگار مانده بود برانداخت و یك فرم مستقل سازی به وجود آورد . هایدن علاوه بر سه قسمت فرم سونات یك منوئه Menuet به سنفونی افزود و به این طریق چهار قسمت برای سنفونی پیدا شد . سازهای اركستر هایدن برحسب طبیعت و خواص صدای آنها وظایف مختلفی داشتند و او تعداد آنها را طوری انتخاب كرد كه هر ساز می تواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد .

نخستین اركستر هایدن از سازهای زهی و بادی شامل پنج ویولون ، یك آلتو ، یك ویولون سل ، یك كنترباس ، یك فلوت ، یك هوبوا ، دو باسون و دو كور Cor بود به علاوه در مورد لزوم یك ارگ یا كلاوسن نیز با آن همراهی می كرد . بعدها هایدن سازهای ضربی را نیز به اركستر خود افزود . سنفونی های هایدن به سه دوره قسمت می شوند :

دوره اول : چهل سنفونی است كه از سال 1770 تصنیف شده و اغلب دارای سه قسمت است . معروف ترین آنها سنفونی بامداد در ر ماژور ، سنفونی ظهر در دو ماژور ، سنفونی شب در سل ماژور و سنفونی فیلسوف در می بمل ماژور است .

دوره دوم : شامل پنجاه سنفونی است كه از سال 1770 تا 1788 نوشته شده و دوره پختگی و بلوغ هنری هایدن است و از آنها سنفونی ماری ترز Maria Theresia در دو ماژور ، سنفونی مدیر مدرسه در می بمل ماژور ، سنفونی آتش در لا ماژور ، سنفونی شكار در ر ماژور ، سنفونی پاریس (از شماره 82 تا 87) ، سنفونی خرس در دو ماژور ، سنفونی مرغ در سل مینور شماره 83 ، سنفونی ملكه در سی بمل ماژور و بالاخره سنفونی اكسفورد در سل ماژور شماره 92 است .

دوره سوم : دوازده سنفونی كه به سنفونی های لندنی معروف است و از سال 1709 تا 1795 تصنیف شده است . از این دوره سنفونی شماره 94 در سل ماژور (Surprise) ، سنفونی نظامی در سل ماژور شماره 100 ، سنفونی ساعت در ر ماژور شماره 101 ه سنفونی باطبل در سی بمل ماژور شماره 103 و سنفونی سالوموی در ر ماژور شماره 104 معروف اند .

هایدن بیشتر به كلاوسن آشنا بود تا به پیانو و به همین جهت سونات هایی كه در این زمینه نوشته اصلاً برای كلاوسن است . برای ویولون و پیانو هایدن فقط چهار سونات ساخته ولی تریوهای او برای پیانو ، ویولون و ویولون سل بیش از سی شماره است . مهمترین آثار او در موسیقی مجلسی كوارتت های زهی است و متجاوز از 80 كوارتت از او باقی مانده است .

هایدن 20 كنسرتوی پیانو ، 9 كنسرتوی ویولون (كه فقط 4 كنسرتو باقی مانده) ، 6 كنسرتو برای ویولون سل ، 2 كنسرتو برای كور ، یك كنسرتو برای ترمپت و 5 كنسرتو برای هارپ دارد.

در موسیقی آوازی ، هایدن متجاوز از 20 اپرا نوشته ولی این رشته از موسیقی او اهمیت زیاد ندارد ، 14 مس و 2 اوراتوریو موسیقی مذهبی او را تشكیل می دهد ؛ به علاوه لیدهای آلمانی و آریاهای او نیز در موسیقی آوازی قابل توجه است .


ولفگانگ آمادئوس موتسارت

زندگانی موتسارت

ولفگانگ آمادئوس موتسارت (سالهای 1756-1791)

ولفگانگ آمادئوس موتسارت Wolfgang Amadeus Mozart در ژانویه 1756 در زالتسبورك اتریش به دنیا آمد .

پدرش لئوپولد موتسارت آهنگساز و ویولونیست بود و فرزندان خود نانرلNannerl و ولفگانگرل را از كودكی به موسیقی آشنا كرد . وقتی لئوپولد درس پیانو را با دختر هفت ساله خود آغاز كرد ولفگانگ سه ساله بود و با علاقه زیادی به دست های خواهر خود و تعلیمات پدرش گوش می داد و بعد از پایان كار آنها ، خود به زحمت از صندلی بالا می رفت و پشت پیانو می نشست و غالباً با دو انگشت كوچك خود درجه سوم tierce را روی پیانو می گرفت و از شنیدن این دو صدای مطبوع كه ساده ترین آكورد موسیقی است لذت می برد .


در چهار سالگی پدرش سعی كرد به او منوئت و قطعات ساده ای بیاموزد . وفلگانگ یك منوئت را در نیم ساعت و یك قطعه بزرگ را در یك ساعت آموخت و بالاخره در پنج سالگی شروع به تصنیف آهنگ كرد .

اولین منوئت ولفگانگ چنان ماهرانه ساخته شده بود كه توجه لئوپولد را جلب كرد . این قطعه كه در خاتمه تا حدی بچگانه تمام می شود كاملاً با قواعد موسیقی مطابقت می كرد به این جهت با آنكه ولفگانگ هنوز به نت نویسی آشنا نبود ، پدرش این آهنگ را بدون آنكه چیزی بیفزاید یادداشت كرد و امروز این قطعه در موزه موتسارت در زالتسبورگ ضبط است .

استعداد خارق العاده ولفگانگ باعث شد كه لئوپولد برای معرفی او به شهرهای دیگر مسافرت كند و به این منظور او را در شش سالگی همراه خواهرش به مونیخ ، وین ، وروتنبرك ، فرانكفورت ، آخن و بروكسل برد و در كنسرتهایی كه برای آنها ترتیب داد موتسارت كوچك ویولون می زد و خواهرش پیانو می نواخت .

نخستین اثر معروف موتسارت چهار سونات برای كلاوسن بود كه موتسارت در سفر پاریس نوشت و آن را به مادام ویكتوار دو فرانس تقدیم كرد . در سفر پاریس نانرل نیز همراه بود و در كنسرت این دو كودك لوئی 15 و ماركیردوپمپادور نیز حضور داشتند .

در سفر انگلستان كه یك سال و نیم طول كشید ولفگانگ با یوهان كریستین باخ ، كوچكترین فرزند باخ آشنا شد و تحت تأثیر آثار اركستری او نخستین سنفونی خود را نوشت و در مدت اقامت انگلستان شماره سنفونی های او به شش رسید .

پس از انگلستان لئوپولد مسافرتهای دیگری به شهرهای فرانسه و سویس كرد اما ولفگانگ به واسطه كار فوق العاده و تغییر محیط چند بار به سختی بیمار شد ؛ به همین علت غالباً لئوپولد را متهم می كنند كه برای شهرت خود فرزندش را به كارهایی كه فوق طاقت او بود می گماشت و استعداد او را وسیله تجارت قرار می داد . اما لئوپولد شخصاً مردی جدی و پركار بود و عقیده داشت نباید استعداد فرزندان خود را عاطل بگذارد به این جهت آنها را تا آنجا كه ممكن بود بی كار نمی گذاشت .

هنگام مراجعت به وین به سال 1768 موتسارت نخستین اپرا بوفای ایتالیایی «دختر ساده» La Finta semplice و همچنین یك مس مذهبی تصنیف كرد و در این زمان فقط دوازده سال از عمر او می گذشت .

در چهارده سالگی موتسارت همراه پدر خود به ایتالیا مسافرت كرد و در میلان اپرای معروف او به نام «مهرداد پادشاه پونتو» Mitridate di pouto چنان موفقیت یافت كه در نمایش اول گروه تماشاگران مكرر فریاد می كشیدند : viva il maestrino زنده باد استاد كوچك و در همان سال اپرای او بیست دفعه در اسكالا Scala به مورد اجرا گذاشته شد .

در سفر روم وقتی موتسارت در كلیسای سیكستین Sixtine آواز میزرر Miserere آثر آلگری را شنید ، با یك بار شیندن توانست از حفظ آن را بنویسد . پاپ كلمان 14 كه به گلوك لقب شوالیه اعطا كرده بود ، این بار همان لقب را به موتسارت داد و او را «شوالیه دوموزار» نامید .

در مراجعت به وین موتسارت نخستین بار با هایدن آشنا شد و به زودی بین این دو آهنگساز كه از حیث سن اختلاف زیاد داشتند ولی از حیث مقام در یك ردیف بودند دوستی پایداری ایجاد شد . موتسارت چنان علاقه ای به هایدن داشت كه او را «پاپا هایدن» می خواند و در موسیقی تحت تأثیر او قرار گرفت .

در سال 1787 موتسارت به قصد مسافرت پاریس به مانهایم رسید . در این وقت موتسارت جوانی بیست و یك ساله بود و آرزوهای جوانی در دل داشت ، آشنایی او با دختر آوازخوانی به نام آلویزیا وبر Aloysia Weber تأثیر عمیقی در او كرد ، آلویزیا دختر سبك سری بود و نمی توانست روح عالی موتسارت را دریابد ولی موتسارت كه جوان حساسی بود طبعاً به این دختر ظریف علاقه پیدا كرد به طوری كه وقتی مجبور شد به دستور پدر خود مانهایم را ترك كرده به پاریس سفر كند هیچ گاه خاطره چند روزی كه در مانهایم گذشت از نظرش فراموش نشد . موتسارت در پاریس برخلاف سفر اول موفقیتی پیدا نكرد . یك سنفونی كه امروز به نام سنفونی پاریس مشهور است و یك بالت كوچك به نام Les Petits Riens برای اهل این شهر تصنیف كرد ؛ همچنین آشنایی او با دوك دوگین و دخترش كه فلوت و هارپ می نواختند باعث شد كه كنسرتوی فلوت و هارپ را برای آنها بسازد . ولی موتسارت از حیث مادی در مضیقه بود ، مادر او نیز در این هنگام درگذشت و او بعد از ناكامیهای بسیار تنها به یك امید به مانهایم برگشت و خیال می كرد آلویزیا همچنان منتظر مراجعت اوست . اما با وجود همه قول و قرارهایی كه با آلویزیا داشت ، دخترك كه در این مدت شهرتی یافته بود پیشنهاد ازدواج موتسارت را رد كرد .

این نخستین ضربه روحی موتسارت بود ولی او در برابر آن پایداری كرد و در جواب آلویزیا آهنگی ساخت كه مطلعش این است : «من دختری كه مرا نمی خواهد ترك می كنم .» اما این حادثه او را در زندگی و هنر پیش برد . در مراجعت به زالتسبورك موتسارت انقلابی در آثار خود به وجود آورد . آغاز سال 1779 مقارن با شاهكارهای موتسارت است .

دیورتیمنتی ، كنسرتو برای دو پیانو و چند آواز دسته جمعی از كارهای مهم این دوره است و تا پایان این سال نخستین اپرای بزرگ او ایدومنئو Idomeneo در اپرا سریا تصنیف شد و او آن را به درخواست اپرای مونیخ در آن شهر به مورد اجرا گذاشت .

در وین پارتیتای خود را برای سیزده ساز بادی نوشت و این آهنگ نماینده هارمونی عالی موتسارت است .

در سال 1782 موتسارت كه آلویزیا و خانواده وبر را فراموش نكرده بود با كنستانس خواهر كوچك آلویزیا ازدواج كرد و همین وصلت او را به ایجاد نخستین زینگ شپیل آلمانی «دستبرد در سرا» رهبری كرد . دیگر از كارهای مهم او مس دو مینور است كه پیش از ركویم مهمترین اثر مذهبی او بود و نیز شش كوارتت معروفی كه موتسارت به هایدن تقدیم كرده در این زمان نوشته شده است .

از تاریخ نگارش «عروسی فیگارو» اثر بومارشه Beaumarche نویسنده فرانسوی فقط دو سال گذشته بود كه موتسارت به فكر افتاد آن را به آهنگ اپرا درآورد . در آن زمان این نمایشنامه انتقادی و سیاسی مورد بحث محافل واقع شده بود و موتسارت كه طی یك سال به تصنیف آن موفق شد توانست اثر بدیع و كاملاً جدیدی به اهل هنر تقدیم نماید و در سال 1786 آن را به مورد اجرا بگذارد . موفقیت این اپرا به خصوص در پراك باعث شد كه موتسارت سنفونی شماره 38 خود را به نام پراك بنویسد و همان جا بود كه نخستین بار اپرای دن ژوان Don Jiovanni را به سال 1787 نمایش داد .

شاهكار موسیقی اركتسر موتسارت در سال 1788 پیدا شد . كنسرتوی پیانور در ر ماژور معروف به «تاجگذاری» از یادگاریهای این دوره است . ولی مهمترین كار موتسارت ، سه سنفونی است كه امروز به نام «سه سنفونی بزرگ موتسارت» مشهور است و در تابستان این سال تصنیف شده . این سنفونی ها آخرین سنفونی هایی است كه موتسارت نوشته است .

Cosi fan tutte (همه این طور رفتار می كنند) یكی از اپراهای ایتالیایی موتسارت در سال 1789 به معرض نمایش گذاشته شد و كویئنت ر ماژور برای كلارینت و سازهای زهی نیز مربوط به همین دوره است .

 در اواخر سال 1790 موتسارت سفری به فرانكفورت كرد ولی او ابداً به فكر آسایش نبود و چنان به كارهای طاقت فرسا مشغول بود كه رفته رفته سلامت خود را از دست داد . با این حال در ده ماه اول 1791 توانست آثار بزرگی به وجود آورد ، از میان آنها دو اپرای بزرگ «نی سحرآمیز» و «كلمانس دو تیتوس» Clemenza di Tito ، آوه وروم Ave Verum ، فانتزی در ر مینور و كوئینتت زهی در می بمل بسیار معروفند .


خانه موتسارت

در اواخر عمر موتسارت ، مرد ناشناسی او را به نوشتن یك ركویم (آواز مذهبی برای مردگان) تشویق كرد . موتسارت بعد از اتمام نی سحرآمیز به تصنیف ركیوم پرداخت ولی مشغله زیاد او را چنان فرسوده كرده بود كه پیش از اتمام ركویم مریض و بستری شد . یك روز پیش از مرگ خوانندگان را به بالین خود خواست تا ركویم او را اجرا كنند ولی فقط تا قطعه لاكریموزاLacrimosa توانست آن را هدایت كند و پس از آن توانایی خود را از دست داد . فردای آن روز موتسارت در عین جوانی ، زمانی كه فقط سی و پنج سال داشت مرد . آن روز هوا به شدت طوفانی بود و باران به سختی می بارید ، زن موتسارت مریض و بستری شد و نتوانست در تشییع جنازه او شركت كند . تشییع كنندگان جنازه نیز به واسطه شدت باران از وسط راه برگشتند و تأسف جبران ناپذیری به جهت حق ناشناسی خود برای بازماندگان موتسارت و همه دوستداران موسیقی باقی گذاشتند ، زیرا موتسارت را در محلی دفن كردند كه روز بعد هیچ كس مكان آن را پیدا نكرد و آرامگاه موتسارت ، یكی از بزرگترین نوابغ موسیقی برای همیشه مجهول ماند .


آثار موتسارت

موتسارت در تمام رشته های موسیقی استاد بود و در هر نوع آن آثار بزرگی به یادگار گذاشت، از این حیث كمتر آهنگسازی می توان یافت كه مانند او صاحب قریه عالی در كلیه رشته های موسیقی باشد . موتسارت آثار خود را بر حسب Opus شماره گذاری نكرد و چند شماره كه در آثار او دیده می شود از 10 اپوس تجاوز نمی كند به این جهت پس از مرگ موتسارت به سال 1862 یكی از محققین آثار او به نام كوشل Kochel آهنگهای او را در یك كاتالوگ جمع آوری و شماره گذاری كرد و امروز شماره آثار او به جای Op با علامت ..K حرف اول كوشل تعیین می شود .

موتسارت یكی از بزرگترین پیانیست های عصر خود بود . كلمنتی Clementi كه نواختن موتسارت را در حضور امپراطور یوزف دوم دیده بود ، در یكی از نامه های خود راجع به او می نویسد : «موتسارت یك نوازنده عالی كلاوسن است ، قطعات مربوط به دست راست را با كمال سهولت اجرا می كند ، ولی جز این ، كار او از لحاظ سلیقه و احساسات ، یك پول سیاه ارزش ندارد و بیشتر ماشینی آهنگ می نوازد .»

جمله آخر كلمنتی قضاوت غیرعادلانه ای است ، به جهت آنكه خود او نیز همان طوری كه به موتسارت ایراد كرده «ماشینی» آهنگ می نواخت ؛ علاوه بر این ؛ در آن زمان پیانو هنوز كاملاً متداول نشده بود و شدت و ضعف اصوات روی كلاوسن احساسات نوازنده را مانند پیانو منعكس نمی كرد .

آثار پیانوی موتسارت 19 سونات برای دو دست ، 5 سونات برای چهار دست و یك سونات برای دو پیانو ، 4 فانتزی و تعداد كثیری واریاسیون و فوگ است .

موتسارت تا سالی كه به مانهایم مسافرت كرد قطعات قابل ملاحظه ای برای ویولون و پیانو تصنیف نكرد در حالی كه در این زمینه آثار زیادی هم نوشته بود ، ولی پس از آن روی هم 42 سونات ویولون و پیانو از خود به یادگار گذاشت . به علاوه 8 تریو برای پیانو ، ویولون و ویولون سل تصنیف كرد كه خود او آنها را سونات نامیده و در واقع ویولون سل برای تكمیل صدای بم به دو ساز دیگر افزوده شده است .

نخستین كوارتت زهی موتسارت به سال 1770 در شهر Lodi ایتالیا به وجود آمد و موتسارت در آن وقت 14 سال داشت . در آن زمان تصنیف كوارتت هنوز معمول نشده بود و اصولاً كسی به این نوع موسیقی اهمیت نمی داد ، موتسارت از این تاریخ تا سال 1774 قریب 36 كوارتت تصنیف كرد و بعد از آن نیز آثار زیادی در این زمینه به وجود آورد . اكثر این كوارتت ها برای سازهای زهی و به خصوص ویولون به وجود آمده بود و از این حیث موتسارت در مدت كوتاهی یكی از آهنگسازان بزرگ كوارتت شناخته شد ، با آنكه در این آثار موتسارت تحت تأثیر هایدن بود و شاید به همین جهت 6 كوارتت اپوس 10 را به هایدن تقدیم كرد . اما در هر حال تصنیفات موتسارت به مراتب مهمتر از هایدن است .

از 10 كوئینتت (قطعات پنج سازی) كوئینتت كلارینت در ر ماژور و كوئینتت زهی در می بمل معروف است . سایر آثار مجلسی موتسارت واریاسیونها و فوگ برای ویولون و پیانو و نیز 12 سونات كلیسا (سوناتاداكیزا) برای ارگ و سازهای دیگر است .

موتسارت علاوه بر موسیقی مجلسی یك موسیقی مجلسی- سنفونی دارد و در این نوع موسیقی ، دیروتیمنتی divertimenti ، كاساسیون Cassatiens و سرنادهایی به یادگار گذاشته است . از سرنادهای او «یك آهنگ كوچك شب» و سرناد هافنر Haffner معروف است .

موتسارت بیش از 50 سنفونی نوشته بود ولی چند سنفونی از دوره جوانی او مفقود شده و امروز بیش از 41 سنفونی از او به یادگار نمانده است .

با آنكه سنفونی های موتسارت به اندازه سنفونی های بتهون اهمیت ندارد ولی این آثار را باید در زمان او مورد مطالعه قرار داد و از این حیث اگر با هایدن مقایسه شود ارزش آثار او بهتر معلوم می شود . هایدن «پدر سنفونی» 24 سال از موتسارت بزرگتر بود و 18 سال بعد از وفات او مرد ، اولین سنفونی هایدن در 27 سالگی و اولین سنفونی موتسارت در 7 سالگی ساخته شد و در حقیقت فقط 4 سال بین این دو سنفونی اختلاف بود . به این جهت می توان گفت هر دو تقریباً در یك زمان شروع به تصنیف سنفونی كردند هایدن 104 سنفونی و موتسارت در حدود 50 سنفونی به وجود آورد ، ولی 41 سنفونی از موتسارت باقیمانده به مراتب مهمتر از 104 سنفونی هایدن است ؛ به خصوص سنفونی پاریس ، سنفونی هافنر (شماره 35) ، سنفونی لینس (شماره 36) ، سنفونی پراك (شماره 38) ، سنفونی آخر شماره 39 ، 40 و 41 «ژوپیتر»  از بهترین آثار موسیقی سنفونیك در قرن 18 میلادی است .

موتسارت فرم كنسرتو را تكمیل كرد و قاعده ای برای هنر نمائی ساز تنها به همراهی اركستر بنیان گذاشت ، به همین جهت كنسرتوهای موتسارت كاملترین كنسرتوهای كلاسیك است . تناوب سازها و اركستر را او در كنسرتو معمول كرد ، به علاوه كور Cor و كلارینت را نیز در اركستر وارد كرد و برای شناسایی آنها كنسرتو ساخت . در این رشته از موسیقی موتسارت 25 كنسرتو برای پیانو ، یك كنسرتو برای دو پیانو ، 7 كنسرتو برای ویولون ، یك كنسرتو برای دو ویولون ، 2 كنسرتو برای فلوت ، یك كنسرتو برای فلوت و هارپ ، 4 كنسرتو برای كور ، یك كنسرتو برای باسون و یك كنسرتو برای كلارینت دارد .

موتسارت به دو سبك آلمانی و ایتالیایی اپرا ساخت و در این رشته نیز شاهكارهایی به وجود آورد . در زمان موتسارت اپرا تحت نفوذ موسیقی ایتالیایی بود ، در فرانسه و انگلستان نامی از اپرای فرانسوی و انگلیسی برده می شد ولی آنها نیز كاملاً از تسلط اپرای ایتالیایی خارج نشده بود ، البته اصلاحات گلوك در موسیقی آوازی آن دوره بی تأثیر نبود و موتسارت نیز از سبك او پیروی كرد ولی گلوك در اپرای آلمان كار مهمی انجام نداد ، در حالی كه موتسارت به زینگ شپیل آلمانی توجه بسیار داشت و چند اپرای او مانند «دستبرد در سرا» و «نی سحرآمیز» در موسیقی آلمان مقام شایسته ای احراز كرده است . نی سحرآمیز در حقیقت یك اپرای رمانتیك و به منزله مقدمه تأسیس اپرای ملی آلمان است و از این حیث كاری كه موتسارت برای اپرای آلمان انجام داد به مراتب مهمتر از گلوك بود .

در اپرای ایتالیایی موتسارت اپرا سریا و بوفا تصنیف كرده است :

اپرا سریا

1- مهرداد پادشاه پونتو (سال 1770)

2- رؤیای سیپون Il songo di Scipione به سال 1772 از روی نمایشنامه سیسرون خطیب معروف رومی به مناسبت روز تولد ملكه الیزابت اتریش تصنیف شد .

3- لوچیو سیلا Lucio Silla (سال 1773)

4- آسكانیو در آلب Ascanio in Alba كه می توان آن را تآتر كوچك موزیكال نامید . (سال 1771)

5- پادشاه چوپان Il re pastore (سال 1775)

6- ایدومنئو پادشاه كرت Idomeneo re di Creta (سال 1781) كه مهمترین اثر موتسارت در اپرا سریاست .

7- بخشایش تیتو La clemenza di Tito (سال 1791)

اپرا بوفا

1- دختر ساده La finta semplice (سال 1768)

2- دختر باغبان La finta giardiniera (سال 175)

3- عروسی فیگارو Le nozze di Figaro (سال 1786)معروفترین اپرا بوفای اوست.

4- دن جوانی Don Giovanni (سال 1787) كه یك اپرای نیمه جدی است .

5- همه این طور رفتار می كنند Cosi fan tutte (سال 1790)

زینگ شپیل آلمانی

1- باستین و باستین Bastien en dBastienne (سال 1768)

2- سعیده Zaide (سال 1779)

3- دستبرد در سرا Die Entfuhrung aus dem Serail (سال 1782)

4- مدیر تماشاخانه Der Schauspieldirektor كمدی موزیكال (سال 1786)

5- نی سحرآمیز Die Zauberflote (سال 1791) مهمترین اپرای آلمانی موتسارت است .

موتسارت در موسیقی مذهبی 18 مس تصنیف كرده كه اغلب آنها از بین رفته است به علاوه دو اوراتوریو و چند موتت دارد . مهمترین آثار او در این زمینه آوه وروم Ave verum و ركویم است كه به سال 1791 تصنیف شده و ناتمام مانده بود . این ركویم را زوسمایر Sussmayr شاگرد او پس از مرگش تكمیل كرد .

موتسارت در عمر كوتاه خود بیش از ششصد اثر موسیقی به یادگار گذاشت كه بسیاری از آنها در نوع خود شاهكاری محسوب می شوند و امروز كاملترین آثار مكتب كلاسیك آهنگهایی است كه موتسارت تصنیف كرده است .


مناسبات هایدن و موتسارت

هایدن و موتسارت در تاریخ موسیقی غالباً مترادف ذكر می شوند زیرا هر دو در یك كشور می زیستند و باهم دوستی داشتند و آثار آنها به حدی شباهت دارد كه گاهی تشخیص سبك مخصوص هر یك بسیار مشكل است . موتسارت از حیث سن كوچكتر از هایدن بود ولی چون هر دو تقریباً در یك زمان شروع به تصنیف كردند سبك آنها متقابلاً در یكدیگر تأثیر داشته است . اگر هایدن اساس سنفونی را بنیان گذاشت موتسارت نیز در تكمیل فرم كنسرتو و اركستراسیون سهم بزرگی داشت ، به علاوه آثار پیانو و ویولون موتسارت اهمیت فنی بیشتری یافته است . در موسیقی آوازی و مخصوصاً اپرا هایدن با موتسارت قابل مقایسه نیست ، در این مورد وقتی اهل پراگ از او تقاضا كردند اپرایی برای آن شهر تصنیف كند هایدن در جواب گفت : «من در این كار سعی بسیار كرده ام ، اما برای هر كه باشد مشكل است كه بتواند با موتسارت بزرگ برابری كند ... و من بسیار متأسفم وقتی فكر می كنم كه این نابغه بی همتا به هیچ مقام درباری بستگی ندارد .»

وقتی لئوپولد كوارتت هایی را كه پسرش ساخته بود به هایدن تقدیم كرد او در جواب گفت : «من خدا را گواه می گیرم و به راستی می گویم كه فرزند شما بزرگترین آهنگسازی است كه من می شناسم .»

دوستی هایدن و موتسارت تا آخرین روز حیات موتسارت ادامه داشت ، در سال 1791 وقتی هایدن به قصد مسافرت لندن با موتسارت وداع می كرد ، موتسارت به سختی متأثر شده بود و به او گفت : «شاید ما هیچ گاه همدیگر را نبینیم .» هایدن در آن زمان پیرمردی 60 ساله بود و این سفر برای او دشوار به نظر می رسید . از قضا وقتی هایدن از مسافرت خود بازگشت ، پیش بینی موتسارت به وقوع پیوست ، اما برخلاف انتظار موتسارت عمرش به سر رسیده بود و پیش از مراجعت هایدن در عین جوانی درگذشت .


آهنگسازان دیگر آلمان

از آهنگسازان دیگر آلمان در قرن 18 ریختر Richter (سالهای 1709-1789) از پیروان مكتب مانهایم بود ، همچنین واگنسایل Wagenseil (سالهای 1717-1777) در دربار مرای ترز سمت استادی كلاوسن داشت و به دختران او تعلیم می داد . ولی مهمتر از این آهنگسازان كارل فون دیترسدرف K.von Dittersdorf (سالهای 1739-1799) بود كه در حدود صد سنفونی ، دیور ، تیسمان ، كوارتت ، كوئینتت و كنسرتو نوشته و بسیاری از آثار او حالت و سبك جدید دارند .

یوهان آدلف هاسه J.A.Hasse (سالهای 1699-1783) از معروفترین موسیقی دانان زمان خود بود و او در موسیقی مذهبی مانند مس ، پسوم ، اوراتوریو آثار برجسته ای دارد .

گئورگ گبل George Gebel (سالهای 1709-1753) رهبر اركستر پرنس شوارتسبورگ بیش از صد سنفونی تصنیف كرد . گبل یكی از استادان مكتب مانهایم است و آثار او از حیث فرم و زیبایی قابل ملاحظه است .

اینیاس هولتسباور I.Holzbauer (سالهای 1711-1783) از آهنگسازان مكتب كلاسیك وین بود كه اپرای آلمانی او به نام «گونترفون شوارتسبورگ» مورد توجه و تحسین موتسارت واقع شد .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*