بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول آهنگسازان ایتالیا در نیمه دوم قرن 18

در آن زمان كه آلمانی ها یك باره از كشورهای موسیقی پیش افتادند ، ایتالیاییها و فرانسویها نیز از پا ننشستند و سیر تكامل موسیقی را همچنان پیمودند . در ایتالیا ، میلان كه تحت استیلای اتریشیها بود در موسیقی و اركستر و مجلسی اهمیت یافت و بین آهنگسازان آن سامان ، سامارتینی G.B.Samartini (سالهای 1700-1775) در موسیقی اركستر آثار برجسته ای به وجود آورد .


پرگولزی Pergolese (سالهای 1710-1736)

 با آن كه در 26 سالگی در گذشت آثار مهمی در موسیقی از خود به یادگار گذاشت ، از جمله آنها چند سنفونی یا سونات برای سه یا چهار ساز است كه در سال 1731 تصنیف كرد و تحولی در سبك جدید سنفونی ایجاد كرد .چند كنچرتینو و یك كنسرتو برای ویولون در آثار او بسیار قابل توجه است . به علاوه اپرای «خدمتكار كدبانو» و یك Stabat Mater از تصنیفات او نمونه كاملی از اپرا بوفا و موسیقی مذهبی قرن 18 ایتالیاست .


لئوناردو لئو LeonardoLeo (سالهای 1694-1744)

با توكاتاهای كلاوسن و مخصوصاً كنسرتوهای ویولون سل در زمان خود مشهور بود .

آلساندرو اسكارلاتی علاوه بر موسیقی اپرا دارای قطعاتی برای موسیقی مجلسی است كه از آنها 12 سفنونی یا كنسرتو برای اركستر (سازهای زهی ، دو فلوت ، ترمپت و هوبوا) و سرنادی كه به سال 1725 برای شاهزاده استیلیانو Stigliano ساخته معروف است .


دومینكو اسكارلاتی Domenico Scarlatti (سالهای 1685-1757)

فرزند آلساندرو بیش از پدر در موسیقی سازی ایتالیا اهمیت دارد . دومنیكو در ویولون ، فلوت ، هوبوا و مخصوصاً كلاوسن آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت . اسكارلاتی به سال 1715 به لندن مسافرت كرد تا در اپرای ایتالیایی لندن به سمت نوازنده كلاوسن مشغول به كار شود اما پس از مدت كوتاهی به دربار لیسبون دعوت شد و از آنجا به مادرید رفت و بالاخره به سال 174 به ناپل بازگشت .

در قلمرو هنر ، دومنیكو اسكارلاتی آهنگساز مخصوصی بود و از این حیث فانتزی های عجیبی داشت ، در سوناتهای متعدد و مخصوصاً در قطعاتی كه به نام فانتزی تصنیف كرده فرم های آزاد او نسبت به زمان خود بسیار «مدرن» و در حقیقت رمانتیك بود .

غالباً بعد از قطعات آهسته آهنگهای بسیار تند كه تا آن وقت معمول نشده بود قرار می داد و بعضی از پاساژهای او فوق العاده سریع و دارای تكنیك قابل ملاحظه ای است . از حیث ریتم و هارمونی اسكارلاتی پس از مسافرت به اسپانیا تحت تأثیر موسیقی آن كشور واقع شده ؛ همچنان كه یكی از آهنگسازان معروف اسپانیا پادره سولر Pader Soler (سالهای 1729-1783) نیز تحت تأثیر او قرار گرفت .


نیكلا جوملی Jommelli (سالهای 1714-1774)

كه پس از چندی نوازندگی در كلیسای سن پیر به دربار اشتوتگارت آلمان رفت از تركیب موسیقی پرمایه آن كشور و زیبایی آواز ایتالیایی یك ركویم معروف و چند اوراتوریو تصنیف كرد . به علاوه دو كنسرتو برای كلاوسن و اركستر و چند سنفونی نیز ساخته است . جوملی طی اقامت خود در آلمان تحت تأثیر مكتب مانهایم واقع شد و به همین جهت آثار او از حیث هارمونی قوی و دارای مدولاسیون بسیار است . 


چیماروزا Cimarosa (سالهای 1749-1801)

علاوه بر 75 اپرا در موسیقی اركستر نیز آثاری دارد . اپرای «ازدواج پنهانی» او در زمان خود بسیار معروف بود و كنسرتوی هوبوای او از زیباترین كنسرتوهایی است كه تاكنون ساخته شده است .


لوئیجی بوكرینی Luigi Boccherini (سالهای 1743-1805)

یكی از بزرگترین آهنگسازان موسیقی سازی در قرن 18 بود . بوكرینی پس از طی تحصیلات خود در رم به سال 1768 به پاریس رفت و در آن شهر به دیدار گسك Cossec موسیقی دان فرانسوی نائل شد و از محضر او به خصوص از آثار اركستری او بهره بسیار یافت . سپس به مادرید مسافرت كرد و در آن شهر تحت حمایت دن لوئی برادر شارل سوم پادشاه اسپانیا درآمد و بعد از وفات او به سال 1785 به نوازندگی دربار شاهی انتخاب شد . بوكرینی در زمان شارل چهارم ریاست اركستر شاهی را به عهده گرفت و از این زمان آثاری در موسیقی سنفونیك به وجود آورد .

پس از چندی بوكرینی به آلمان مسافرت كرد و در دربار فریدریك ویلهم دوم پادشاه پروس به رهبری اركستر منصوب شد و لقب «نوازنده دربار شاهی» گرفت . قسمت اعظم آثار بوكرینی در آلمان به وجود آمد و تا سال 1797 در آن كشور می زیست . پس از مراجعت به اسپانیا بوكرینی دچار بدبختی بزرگی شد زیرا به فاصله چند سال زن و دختر او درگذشتند و خود او نیز در نهایت تنگدستی به سال 1805 در مادرید وفات یافت . آثار بوكرینی فقط در موسیقی سازی به یادگار مانده است . خود او در نواختن ویولون سل مهارت داشت و شهرت او در دربارهای اروپا به واسطه تخصص در این ساز بود .

بوكرینی دست كم 20 سنفونی و بیش از 300 قطعه موسیقی مجلسی (سونات ویولون سل ، تریو، كوارتت زهی ، كوئینتت و سكستت) ساخته است . یكی از منوئه ها ، یك كوئینتت و كنسرتوی ویولون سل او مشهور است .

بسیاری از ابتكارات بوكرینی مورد توجه هایدن واقع شده و تأثیر موسیقی او در آثار اولیه هایدن مانند قسمت آهسته كوارتت اپوس 2 و اپوس 17 كاملاً مشهود است . با این حال بعضی از قطعات بوكرینی یكنواخت است ، چنانكه كوئینتت اپوس 125 كه منوئت مشهور او نیز در همان قطعه گنجانده شده با آنكه به نظر بعضی از موسیقی شناسان به بهترین آثار مجلسی هایدن برابری می كند معهذا دارای آهنگهای مكرر است و باید تصدیق كرد كه تصنیفات هایدن بیش از بوكرینی تنوع و تازگی دارد .


موتسیو كلمنتی Muzio Clementi (سالهای 1752-1832)

در رم به دنیا آمد ، در جوانی به انگلستان رفت و در آن كشور اقامت گزید و یك كارخانه پیانو سازی و همچنین بنگاهی برای انتشار آثار موسیقی تأسیس كرد . كلمنتی از استادان پیانو و بیش از صد سونات پیانو نوشته كه امروز از آثار كلاسیك برای شاگردان پیانو است ، یكی از مهمترین كتابهایی كه در این فن از او به یادگارمانده «گرادوس آد پارناسوم» در تمرینات پیانو است ، كلمنتی در اوخر عمر خود سنفونی هایی نیز نوشت ولی قسمت اعظم آن از بین رفته است .


موسیقی در زمان انقلاب كبیر فرانسه

حوادثی كه در نیمه دوم قرن 18 در اوضاع اجتماعی و سیاسی فرانسه روی داد و منجر به انقلاب كبیر فرانسه شد فصل جدیدی در تاریخ تمدن این كشور باز كرد .

انقلاب كبیر فرانسه بعد از دوره رنسانس بزرگترین تحولی بود كه در تاریخ اروپا به وجود آمد. رنسانس بیشتر جنبه هنری و فرهنگی داشت در حالی كه انقلاب فرانسه یك تحول اجتماعی و سیاسی بود ، با این حال در افكار و عقاید و هنرهای زیبای فرانسه نیز تأثیر عمیقی كرد .

انقلاب فرانسه از چهاردهم ژوئیه 1789 با فتح زندان باستیل Bastille شروع شد و هر چند كه تا استقرار یك نظم جدید در این كشور (جمهوری سوم) بیش از هشتاد سال طول كشید ولی اساس این تغییرات در همان سالهای آخر قرن 18 گذاشته شد . این انقلاب در كلیه شئون اجتماعی و فرهنگی فرانسه رخنه كرد و به خصوص در ده سال آخر قرن 18 در هنرهای فرانسه تأثیر بسیار داشت .

در این ده سال هزارها سرود انقلابی و حماسه های ملی تصنیف شد . كنستان پیر Constant Pierre از سال 1790 تا 1802 دو هزار و سیصد و سی و هفت حماسه ، كانتات و سرود انقلابی یادداشت كرده است البته انقلابی كه از سیل افكار و احساسات مختلف مردم نسبت به طبقه حاكمه ناشی شده بود برای آنكه به مرحله قطعی برسد به تهییج افكار انقلابی نیاز داشت و رهبران انقلاب برای تحریك احساسات مردم به سرودها و حماسه های انقلابی توجه بسیار كردند ، و به راستی باید اذعان كرد كه موسیقی در پرورش انقلاب ركن اساسی به شمار می رفت .

فرانسه بعد از آن كه مدتها تحت تأثیر هنر و ادبیات یونان و رومی بود در این انقلاب راه جدیدی پیدا كرد و بسیاری از آهنگسازان دوره انقلاب مانند گسك Gossec ، لزوئور Lesueur ، مهمول Mehul و گرتری در این تحول دست داشتند .

سرودهای حماسی Hymmnes

در ایام انقلاب ، علاوه بر 14 ژوئیه سران انقلابی هر حادثه جدیدی را كه به نفع آنها بود جشن می گرفتند و در هر جشنی سرودهای جدیدی تصنیف می شد .

این سرودها كه جنبه حماسی داشت برحسب نوع جشنها فرق می كرد كلیه سرودهایی را كه در دوره انقلاب تصنیف شده به دو قسمت می توان كرد : دوره اول از سال 1790 تا 1794 كه گسك اكثر آنها را به وجود آورده ؛ دوره دوم از ژوئیه 1794 تا سپتامبر 1800كه موسیقی دانهای دیگری مانند مهول ، لزوئور و كروبینی به ایجاد آن همت كردند .

آوازها Chansons

تصنیف های دوره انقلاب برحسب حوادث روز منتشر می شد و به این جهت می توان گفت كه این آوازها تفسیر وقایع انقلاب بود و از دوره Etats generaux تا زمان كنسولی ناپلئون ، هر هفته دهها آواز انقلابی در پاریس و شهرستانها تصنیف می شد .

نخستین سرود انقلابی به نام «ناقوس ملی» در 14 ژوئیه 1790 مقارن جشن دومین سال انقلاب در میدان مارس پاریس توسط دوازده هزار نفر كه در آن میدان حضور داشتند خوانده شد . یك Te Deum از گسك و همچنین سرود دیگری به نام «فتح باستی» در همان روز اجرا شد .

در 20 دسامبر آن سال در مراسم سوگواری یكی از افسران فرانسه به نام نانسی Nancy هزار نوازنده سازهای بادی در میدان مارس گرد آمدند و «مارش غم انگیز» گسك را اجرا كردند ؛ این مارش سال بعد در تششیع جنازه میرابو Mirabeau و همچنین برای تغییر مكان خاكستر ولتر به پانتئون نیز نواخته شد .

گسك آواز دسته جمعی دیگری به نام «ملت بیدار شو» روی قسمتی از اشعار سامسون اثر ولتر تصنیف كرد كه در آن زمان شهرت بسیار یافت .

در استراسبورگ اینیاس پلیل Ignace pleyel «سرود آزادی» را در جشن قانون گذاری به مورد اجرا گذاشت . ولی بیش از همه سرود مارسیز در این دوره اهمیت پیدا كرد .


سرود مارسیز Marseillaise

كه امروز سرود ملی فرانسه است در زمان انقلاب به وجود آمد . مصنف این سرود ، روژه دو لیل Rouget de Lisle یكی از افسران جوان فرانسه بود كه هیچ گاه تصور نمی كرد آهنگ او به عنوان سرود ملی فرانسه انتخاب شود ولی او سرباز وطن پرستی بود و در شب 28 آوریل 1792 هنگامی كه در استراسبورگ از اعلان جنگ دولت اتریش به فرانسه آگاه شد تحت تأثیر احساسات وطن پرستی آهنگی به نام «سرود رزم ارتش رن» تصنیف كرد . اما معلوم نیست كه این آهنگ چگونه به مارسی رسید و اهل مارسی وقتی در سومین جشن 14 ژوئیه به پاریس رفتند این سرود را در كوچه ها و خیابانهای پاریس خواندند . به زودی این آهنگ در كنسرت ها و اجتماعات مردم به مورد اجرا گذاشته شد و مردم به حدی به آن علاقه پیدا كردند كه دولت آن را به عنوان سرود ملی فرانسه انتخاب كرد و چون اهل مارسی آن را به پاریس آورده بودند سرود رزم ارتش رن به نام «سرود مارسیز» معروف شد .

در زمان ناپلئون وقتی ارتش فرانسه در سراسر اروپا پراكنده شد مارسیز به عنوان سرود پیروزی توسط سربازان فرانسوی در پیشاپیش صفوف لشكر فاتح خوانده می شد به زودی مارسیز در سراسر اروپا مشهور شد به طوری كه در اوایل قرن 19 كلیه كشورهای اروپایی آن را می شناختند .

سرودهای دیگری كه در سال 1792 شهرت پیدا كرد ، سرود آزادی و سرود 14 ژوئیه از گسك بود ، اشعار سرود 14 ژوئیه را آندره شنیه A Chenier ساخته بود و او با وجود آن كه در انقلاب فرانسه همكاری كرد در قبال زحماتش با گیوتین اعدام شد . 


بعد از سال 1795 سرودهای انقلابی جنبه حماسی را از دست داد و به تدریج آوازهای دسته جمعی به آهنگهای تشریفاتی و باشكوه تبدیل یافت ، گسك كه در آن زمان شصت و دو ساله بود از كار موسیقی كناره گرفت و به جای و كروبینی آهنگساز ایتالیایی و لزوئور آهنگهایی در این زمینه ساختند .

كروبینی به یادبود مرگ مارشال هش Hoche یك سرود عزا با هارمونی غنی و رنگ آمیزی زیبای اركستر تصنیف كرد و برای همین حادثه بوناپارت كه در ایتالیا اقامت داشت آهنگ سوگواری دیگری به پائیسیلو سفارش داد .

نمایش آوازی و موسیقی سنفونیك

تآتر فرانسه هیچ گاه مانند چند سال آخر قرن 18 اهمیت نداشت ، آهنگسازان اپرا نیز در این دوره بیش از پیش فعالیت كردند و آثاری كه به یادگار گذاشتند رابط موسیقی رامو و برلیوز است .

آهنگسازان قرن 18 فرانسه بیشتر به اپرا كمیك توجه داشتند . از مشخصات این اپرا قسمت مكالمه عادی آن بود كه آواز و موسیقی را متناوباً قطع می كرد . اما به تدریج اپرا كمیك جنبه تفریحی و شوخی خود را از دست داد و بسیاری از اپراهایی كه بعد از دوره انقلاب به وجود آمد درامهای مهیج و مؤثری را توصیف می كرد . در حقیقت تنها وجه امتیاز آن همان مكالمه عادی و بدون موسیقی بود و الا جز اسمی از اپرا كمیك نمانده بود و كلیه اختصاصات موسیقی دراماتیك مانند اورتور ، انترلود ، رسیتاتیف و آریا در اپرا كمیك هم رعایت می شد . از مصنفین اپرای فرانسه بیش از همه دالیراك ، كروبینی و لزوئور معروفند .

در موسیقی سازی نیز پیشرفتی حاصل شد و تدریجاً سازهای اركستر نیز تكامل یافت و یك فرم جدید به نام سنفونی كنسرتانت Sinfonia concertante كه در آثار موتسارت هم دیده می شود به وجود آمد .

در سال 1754 وقتی یوهان اشتامیتس پیشوای مكتب مانهایم برای اجرای سنفونی های خود به پاریس آمد ، جوان بیست ساله به نام گسك تحت تأثیر موسیقی او به فكر افتاد سنفونی هایی بسازد و او در واقع بانی موسیقی سنفونیك فرانسه است .

گسک

فرانسوا ژزف گسك F.J. Gossec (سالهای 1734-1829) كه پیشتر نام او در سرودهای انقلابی ذكر شد ، در تاریخ اركستر فرانسه مقام هایدن را دارد . گسك در سال 1759 یعنی همان سالی كه هایدن نخستین سنفونی خود را برای راكستر كنت مورتسین نوشت، شش «سنفونی بری چند ساز» تصنیف كرد . هرچند كه پیش از او اشتامیتس سنفونی هایی در پاریس اجرا كرده بود ولی گسك در موسیقی خود رنگ آمیزی جدیدی در اركستر به كار برده بود كه تا آن زمان سابقه نداشت . گسك به خصوص نسبت به سازهای بادی توجه بسیار داشت و مانند  موتسارت كلارینت ، باسون و كور را به نحو مؤثری در اركستر قرار داد. با آنكه تأثیر مكتب مانهایم و مخصوصاً سبك هایدن در تصنیفات گسك آشكار است با این حال او نیز مانند لولی توانست یك مكتب فرانسوی در موسیقی اركستر ایجاد كند . شاید علت نفوذ سبك هایدن این بود كه وقتی سنفونی های او نخستین بار به سال 1762 در پاریس به مورد اجرا گذاشته شد ، اهل آن شهر استقبال بی نظیری از موسیقی هایدن كردند و گسك نیز برای جلب توجه پاریسی ها ناگزیر سبك او را اختیار كرد .

معروفترین آثار گسك 6 تریو (اپوس 9) ، 3 سنفونی برای اركستر بزرگ (سال 1770) و سنفونی فا ماژور در 17 قسمت بود كه به سال 1809 منتشر شد .

گرتری Gretry (سالهای 1741-1813)

 اصلاً اهل بلژیك بود . در 19 سالگی به رم مسافرت كرد و هشت سال در آن شهر به تحصیل موسیقی اشتغال داشت . پس از آن به ژنو رفت و در آنجا با فیلسوف فرانسوی ولتر آشنا شد و به توصیه او به پاریس آمد و چند اپرا بوفای ایتالیایی به مورد اجرا گذاشت . ولی اولین اپرا كمیك فرانسوی او به نام «لوسیل» مورد توجه بسیار واقع شد. معروفترین اپرای او «ریشارد شیردل» در سه پرده به سال 1784 به معرض نمایش گذارده شد . پس از آن در سالهای انقلاب اپرای پطركبیر (سال 1790) و گیوم تل Guillaume Tell (سال 1791) را به وجود آورد .

 


با آنكه گرتری سعی می كرد روش مهول و كروبینی را در موسیقی خود اختیار كند ولی به طور ناقصی از عهده برآمد ؛ با این حال در زمان خود شهرتی به هم رسانید و به سال 1796 در عداد كسانی كه از دست ناپلئون به دریافت نشان لژیون دونور مفتخر شدند درآمد .

دالیراك

نیكلا دالیراك N.Dalayrac (سالهای 1753-1809) قریب شصت اپرا كمیك در حیات خود تصنیف كرده كه مشهورترین آنها «نینا یا دیوانه عشق» (سال 1786) ، كامیل (سال 1791) و گلستان (سال 1805) است .

با آنكه دالیراك ابتدا آثار قابل توجهی در اپرا به وجود آورد ؛ در اواخر عمر تحت تأثیر اپرا بوفای ایتالیایی از رویه متین خود منحرف شد و كار او به ابتذال كشید . از این حیث دالیراك در شمار موسیقی دانهای نادری است كه پس از دوره عظمت راه انحطاط پیموده اند .

مهول Mehul (سالهای 1763-1817)

امروز به جز «سرود عزیمت» یك اورتور و قطعاتی از اپرای ژزف از آثار مهول معروف نیست در حالی كه او یكی از آهنگسازان عالیقدر فرانسوی بود .

مهول در 61 سالگی به پاریس آمد و با گلوك آشنا شد و تحت نظر او اپرا كمیك افروزین و كورادن Eupjrosind et Coradin را از روی یكی از افسانه های هوفمان داستان سرای آلمان تصنیف كرد (سال 1790) بعد از اپرای «شكار هانری جوان» (سال 1797) كه اورتور آن بسیار معروف است مهمترین اثر مهول «ژزف» است كه به سال 1807 به وجود آمد . مهول علاوه بر اپرا آثاری در موسیقی مجلسی باقی گذاشت و همچنین چهار سنفونی دارد كه از نظر اركستراسیون قابل  توجه است .

كروبینی

لوئیجی كروبینی L.Charubini (سالهای 1760-1842) اصلاً ایتالیایی است ولی در جوانی به فرانسه آمد و تابعیت آن كشور را پذیرفت . از لحاظ عظمت اركستر و سبك موسیقی ، كروبینی را می توان بتهون فرانسه دانست .

كروبینی به سال 1760 در فلورانس به دنیا آمد ، در 13 سالگی چند قطعه موسیقی آوازی ساخت و پس از مدتی تحصیل نزد مارتینی مسافرتی به خارج كرد و بالاخره در سال 1788 در پاریس اقامت گزید و تحت حمایت ماری آنتوانت ملكه فرانسه مقام بزرگی یافت . آثار معروف كروبینی از این زمان در پاریس به مورد اجرا گذاشته شد . اپرا كمیك الیزا (سال 1794) كه دارای صحنه های و موسیقی شاعرانه ای نزدیك به سبك رمانتیك است و همچنین مهمترین اپرای او مده Mede (سال 1797) كه به سبك بتهون شباهت دارد از آثار مشهور كروبینی است . اما او پس از آن اثر برجسته ای در موسیقی اپرا به وجود نیاورد و آخرین اپرای او به نام علی بابا كه به سال 1833 تصنیف شده اهمیت زیادی ندارد .

كروبینی از سال 1821 به ریاست كنسرواتور پاریس منصوب شد و از آن به بعد فقط در موسیقی سازی و مذهبی كار كرد . موتت ها و مس ها و مخصوصاً ركویم اوت مینور (سال 1816) از بهترین آثار مذهبی اوست . در موسیقی سازی شش كوارتت زهی تصنیف كرد و نیز در آخرین روزهای عمر خود یك كانون نوشت كه آن را به دوست خود انگر Ingres نقاش بزرگ تقدیم كرده است .

لزوئور Lesueur (سالهای 1760-1837)

در اواخر قرن 18 یكی از پیشروان موسیقی جدید فرانسه بود . در جوانی به رهبری هیئت موسیقی نتردام انتخاب شد ولی پس از مدتی از موسیقی مذهبی كنار گرفت و به تصنیف اپرا پرداخت. معروفترین اپراهای او پل و ویرژینی (سال 1794) ، تلماك (سال 1796) و مهمتر از همه اسیان Ossian است كه به سال 1804 تصنیف شد. در این سال لزوئور به رهبری دربار ناپلئون منصوب شد .


لزوئور در آثار خود آوازهای محلی به كار برده به موسیقی توصیفی توجه بسیار می كرد و در اركستر نیز رنگ آمیزی زیبایی داشت . دو تن از شاگردان او برلیوز وگونو كه بعدها از پیشروان مكتب رمانتیك فرانسه شدند تحت تأثیر سبك او قرار گرفتند .

برتون Berton (سالهای 1767-1844)

در یك خانواده موسیقی دان به دنیا آمد ، دوران كودكی او در آكادمی پادشاهی موسیقی كه تحت نظر پدرش اداره می شد ، گذشت و نزد ساكینی به تحصیل موسیقی پرداخت . در 19 سالگی نخستین اوراتوریوی خود را به مورد اجرا گذاشت و در سال 1790 یك درام آوازی به نام «مشقات یك صومعه» تصنیف كرد ولی مهمترین اپرای او «مونتانو واستفانی» در سال 1799 به وجود آمد.

برتون در سال 1814 «رساله آكوردها» را كه یكی از كتابهای معتبر موسیقی است نوشت. او طرفدار موسیقی فرانسه بود و در حیات خود برعلیه هواخواهان موسیقی ایتالیایی مبارزه كرد.

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*