بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد اول موسیقی ایتالیا در آغاز قرن 19

موسیقی اپرا

اپرای ایتالیا كه در قرن 17 و 18 موسیقی آوازی اروپا را تحت نفوذ قرار داده بود در اوایل قرن 19 نیز با وجود پیشرفت فوق العاده اپرا در آلمان و فرانسه مقام خود را از دست نداد . به خصوص وجود رسینی باعث شد كه بار دیگر نظر آهنگسازان دنیا به سبك ایتالیایی معطوف شود .

بعد از لوئیجی كروبینی كه نام او را ضمن آهنگسازان دوره انقلاب فرانسه ذكر كردیم پنج آهنگساز دیگر ایتالیایی در اپرا مقام بزرگی یافتند .

 


اسپونتینی

اسپونتینی Spontini (سالهای 1774-1851)

از شاگردان پیچینی بود و در موسیقی تحت تأثیر سبك چیماروزا و پائیسیلو و مخصوصاً موتسارت واقع شد اسپونتینی در زمان ناپلئون تحت حمایت امپراطریس ژزفین به پاریس رفت و به سال 1820 به برلین مسافرت كرد و در آن شهر رهبری اركستر فریدریك ویلهم سوم پادشاه پروس را به عهده گرفت .

از آثار معروف او اپرای فرناندكرتز Fernand Cortez و المپیا (سال 1819) معروف است.


پایر

پایر Paer (سالهای 1771-1839)

یكی از آهنگسازان زبردست اپرا بود و او نیز مانند اسپونتینی تحت تأثیر سبك موتسارت قرار گرفت . در سال 1804 همان اپرایی را كه بتهون تصنیف كرد به نام الئونور Eleonore به آهنگ موسیقی درآورد . بین 43 اثر برجسته یكی از اپرا كمیك های او به نام «رهبر اركستر» (سال 1821) مشهور است و بقیه آثار او به واسطه صیت شهرت رسینی در عصر او مورد توجه واقع نشد .


رسینی

جوآكینو رسینی Gioachino Rossini

از یك خانواده هنرمند در پزارو Pesaro به دنیا آمد و از كودكی استعداد خود را در موسیقی نشان داد . ابتدا در نواختن پیانو تعلیم گرفت و به سال 802 در هنرستان موسیقی بولونی پذیرفته شد ولی سه سال بعد تحصیلات خود را ناتمام گذاشت و برای نمایش اپرایی كه تصنیف كرده بود به ونیز رفت . در سال 1813 دو اثر بزرگ در موسیقی اپرا به وجود آورد تانكردی Tancredi و «دختر ایتالیایی در الجزایر» كه امروز اورتور های این دو اپرا اغلب در كنسرتها اجرا می شود . نخستین شاهكار او «آرایشگر شهر سویل» به سال 1816 در رم نمایش داده شد . این اثر زنده و جاوید كه از روی نمایشنامه La Barbier de Seville اثر معروف بومارشه نویسنده فرانسوی به آهنگ اپرا درآمده بود باعث شهرت او در سراسر اروپا شد .

 

 


در همین سال اپرای اتللو Othello را از روی نمایشنامه شكسپیر نوشت و پس از آن آثار زیادی در موسیقی اپر تصنیف كرد كه معروفترین آنها «سمیرامیس» Semiramis (سال 1823) و «گیوم تل» بود . اپرای اخیر كه به سال 1829 در پاریس به وجود آمد به سبك اپراهای فرانسوی تصنیف شده و آخرین اپرای رسینی است .

پس از آن رسینی به انگلستان سفر كرد و در لندن آثار خود را به معرض نمایش گذاشت اما در آن هنگام كه رسینی به منتهی درجه شهرت و عظمت رسیده بود ناگهان از تصنیف موسیقی كناره گرفت و در سال 1853 به فرانسه بازگشت و بدون آنكه آهنگی بسازد تا آخر عمر در آنجا سكونت اختیار كرد .

آخرین اثر رسینی آواز مذهبی Stabat Mater در سال 1832 نوشته شد و پس از آن طی 36 سال كه از عمر او باقی بود هیچ آهنگی نساخت . طبق وصیتنامه ای كه رسینی نوشته بود بعد از مرگ او قسمت اعظم ثروتش وقف ساختن آسایشگاهی برای موسیقیدان های سالخورده شد .

سبك رسینی

رسینی در اپراهای خود سبك مخصوصی دارد و به این جهت پیروان او را رسینیست می گویند.

او مانند آهنگسازان اپرای ناپلین وكالیز Vocalise ویل كانتور ایتالیایی را بار دیگر با قدرت و زیبایی بیشتر در آوازها به كار برد و این سبك تا زمان واگنر در نیمه دوم قرن 19 مورد تقلید و اقتباس آهنگسازان دیگر بود .

آریاهای رسینی ابتدا با یك قسمت نسبتاً تند allegro moderato شروع می شود و سپس به یك قسمت آهسته می رسد و در خاتمه با یك موومان مهیج و تند و بسیار بانشاط خاتمه می یابد .

در موسیقی سنفونیك (اورتورها ، آنتراكت و موسیقی بالت) نیز رسینی همین روش را دارد ، به خصوص نواهای افزاینده erescendo در موسیقی او بسیار جالب توجه است و به همین علت شنونده به زودی با موسیقی او انس می گیرد، یكی از علل شهرت فوق العاده رسینی همین كیفیت عوام پسند موسیقی بود كه به عنوان یك سبك مدرن در عصر او رواج یافت .


هارمونی و اركستراسیون رسینی هم قابل ملاحظه است . با آنكه تحصیلات او در هنرستان موسیقی بولونی به صورت صحیحی انجام نیافت و بالاخره به واسطه ترك آن مدرسه ناتمام ماند، با این حال رسینی اصول هارمونی را به فهم و فراست خود از تجزیه آثار آهنگسازان دیگر فراگرفت و او به خصوص به آثار هایدن و موتسارت توجه بسیار داشت و غالباً پارتیسیون كوارتت های هایدن را از نظر هارمونی مورد مطالعه قرار می داد و آثار موتسارت را تجزیه می كرد .

به این طریق رسینی توانست در هم آهنگی اپراهای خود ابتكاری به وجود آورد و با اجتماع آواز و اركستر مكتب بزرگی در نیمه اول قرن 18 در ایتالیا تأسیس كند .


بلینی

بلینی V.Bellini (سالهای 1801-1835)

با آنكه تحصیلات خود را بسیار سطحی در ناپل آغاز كرد ، در سال 1825 نخستین اپرای خود را به معرض نمایش گذاشت . معروفترین اثر او «دختری كه در خواب راه می رود» La Somnambula (سال 1831) ، و بالاخره نرما Norma است كه همان سال در میلان نمایش داده شد . بلینی طبعی شاعرانه و خیال پرداز داشت و از این حیث آثار او بیشتر رمانتیك است . اما هارمونی او بسیار ضعیف و ابتدایی است و شهرت آوازهای او بیشتر به واسطه آهنگهای ملودیك و جذاب است .

دنی تسی

دنی تستی Donizetti (سالهای 1797-1848)

از آهنگسازانی بود كه ابتدا سبك رسینی را اختیار كرد ولی به زودی توانست روش دیگری پیش گیرد ، به طوری كه بعدها یكی از بزرگترین آهنگسازان اپرا، وردی Verdi تحت تأثیر او قرار گرفت . از آثار معروف او لوچیا د لامرمور Lucia di Lammermoor (سال 1835) است . به علاوه اپراهای دیگر او مانند دختر هنك (سال 1840) ، لافاوریتا (سال 1840) و دن پاسكواله Don Pasquale (سال 1843) از آثار معروفی هستند كه امروز غالباً در اپراهای بزرگ نمایش داده می شوند . دنی تستی مانند بلینی در موسیقی خود از رمانیسم پیروی كرده و او بیش از همه پیشرو اپرای مدرن ایتالیایی است كه در نیمه دوم قرن 19 به وجود آمد .


موسیقی سازی

موسیقی سازی ایتالیا بعد از سیصد سال درخشان ، در اوایل قرن 19 كمتر مورد توجه موسیقیدان های آن كشور قرار گرفت . در این دوره ایتالیاییها به موسیقی اپرا توجه بسیار داشتند و در نتیجه به جز عده محدودی در موسیقی سازی كار نكردند . چند آهنگساز بزرگ سازی كه در قرن 19 می توان ذكر كرد كروبینی در موسیقی اركستر و مجلسی ، كلمنتی در موسیقی پیانو و بالاخره پاگانینی در ویولون است .

وجود این سه آهنگساز مخصوصاً پاگانینی باعث شد كه موسیقی سازی ایتالیا در نیمه دوم قرن 19 مقام خود را حفظ نماید ولی بعد از او قریب صد سال ایتالیا از وجود آهنگسازان سازی معروف بود .


پاگانینی

نیكلو پاگانینی Nicola Paganini (سالهای 1782-1840)

بزرگترین ویولونیست قرن 19 بود و از حیث قدرت نوازندگی ، ابتكار و سهولت اجرای قطعات بسیار مشكل در تاریخ موسیقی بی نظیر است .

نیكلا پاگانینی فرزند آنتونیواز بازرگان جنوا Genova بود . چون از كودكی به موسیقی علاقه داشت پدرش او را به ویولون آشنا كرد و نیكو از همان زمان استعداد بسیار در نواختن ویولون داشت به طوری كه در هشت سالگی مورد تحسین همه دوستان خود واقع شد و هنگامی كه در 9 سالگی در حضور عده ای ویولون نواخت حضار از استادی او تعجب كردند . با این حال پاگانینی برای فراگرفتن نكات فنی ویولون به پارما مسافرت كرد و آنجا تحت نظر پایر شش ماه كار كرد .


در 16 سالگی پاگانینی به مقامی رسید كه هیچ استادی خود را لایق تعلیم او نمی دانست و با این مهارت نخستین بار در كنسرتی وظیفه سولیست Solist را به عهده گرفت . پس از آن برای كنسرت به شهرهای مختلف ایتالیا مسافرت كرد . در پارما یكی از بازرگانان یك ویولون گوارنری به او بخشید و پاگانینی با وجود آنكه بعدها ویولونهای متعددی از كار استادان دیگر مانند استرادواریوس و آماتی به دست آورد ، به این ویولون علاقه بسیار داشت و در اكثر كنسرتهای خود آن را همراه می برد .

پاگانینی پس از سالها كنسرت در شهرهای ایتالیا نخستین بار به سال 1828 از كشور خود خارج شد و نخست در وین كنسرتی ترتیب داد . مردم شهر وین كه در آن زمان مهمترین شهر موسیقی جهان بود استقبال بی نظیری از او كردند و منتقدین موسیقی به خوبی او را به جهان معرفی كردند یكی از روزنامه های وین در مورد كنسرت او می نویسد : «پاگانینی ویولون را از جایی آغاز می كند كه دیگران به آنجا ختم كرده اند .»

پس از آن پاگانینی به پراگ، درسدن ، برلین، ورشو ، پاریس ، لندن و بروكسل مسافرت كرد و همه جا با اعجاب و تحسین فوق تصور مردم استقبال شد تا جایی كه بعضی از مردم عوام تصور می كردند كه او در نواختن ویولون واقعاً جادو می كند و به همین جهت او را همدست شیطان می دانستند . در سال 1836 پاگانینی به كشور خود مراجعت كرد ولی حال مزاجی او مختل شده بود و ناچار برای بهبودی به مارسی مسافرت كرد و سال بعد در نیس وفات یافت . (سال 1840)


آرامگاه پاگانینی

آثار پاگانینی

پاگانینی در كنسرتهای خود نمی توانست به نواختن آثار آهنگسازان دیگر اكتفا كند زیرا تكنیك او از قطعات بسیار مشكل آنها نیز بالاتر بود و ناچار برای نمایش هنر ویولون به تصنیف آهنگ پرداخت و قطعات فنی مشكل تصنیف كرد . از آثار ویولون او 24 كاپرس به یادگار مانده كه هر چند از لحاظ موسیقی اهمیت زیادی ندارند ولی اجرای آنها فقط برای نوازندگان بسیار زبردست ممكن است . 12 سونات ویولون و چند كوارتت زهی و واریاسیونهای متعددی نیز تصنیف كرده ولی مهمترین اثر او كنسرتوی ر ماژور اوست كه یكی از بهترین كنسرتوهای ایتالیایی در قرن 19 است . به علاوه چند آهنگ كوچك او مانند حركت دائم Moto perpetuo ، رقص شیاطین و همچنین كامپانلا Campanella كه قسمتی از كنسرتوی ویولون سی مینور است بسیار معروف است .

هنر ویولون پاگانینی در دوبل كوردها ، پیتسیكاتوی دست چپ ، استاكاتوی تند و ضربات آرشه بسیار ماهرانه بود . گاهی نیز برای تفریح حضار صدای سازهای دیگر مانند فلوت و زنگ از ویولون خارج می كرد و بعضی از كارهای او بسیار شگفت انگیز بود . وقتی در وین یكی از آثار خود را اجرا می كرد در هر قسمت یكی از سیمهای ویولون را از كار می انداخت یكی از روزنامه ها در این مورد می نویسد :


«پاگانینی قسمت اول را روی چهار سیم ، قسمت دوم (واریاسیونها) را روی سه سیم ، قسمت سوم (پولنز) را روی دو سیم و قسمت چهارم (آداجیو) را روی یك سیم نواخت ؛ تنها كسی می تواند او را مغلوب كند كه بتواند قسمت پنجم (رندو) را بدون سیم بنوازد .»

پاگانینی با این مهارت بی مانند شاگردانی تربیت كرد كه از میان آنها جیاندلی Giandelli و سیوری Sivori مشهور شدند اما تاریخ ویولون و موسیقی سازی ایتالیا با مرگ پاگانینی متوقف شد و پس از او قریب صد سال آهنگسازان ایتالیایی از توجه به موسیقی سازی غفلت كردند .


موسیقی فرانسه در نیمه اول قرن 19

با آنكه در قرن 18 بسیاری از موسیقی دانان فرانسوی به تآتر و موسیقی نمایشی توجه داشتند ، در اپرای فرانسه آهنگسازان بزرگی مانند رامو و گلوك پیدا نشدند . از آغاز قرن 19 آهنگسازان اپرا به فعالیت بیشتری دست زدند . ولی اغلب آنها تحت تأثیر اپرای ایتالیایی و موسیقی آلمانی بودند به این جهت می توان گفت كه اپرای فرانسه در این دوره سبك مشخصی نداشت .

بعد از مهول و لزوئور كسی كه بیش از همه در آن زمان شهرت یافت بوالدیو بود .

بوالدیو A.Boieldieu (سالهای 1775-1834)

در سال 1800 با نمایش بنیوسكی Beniowski كه یك درام لیریك واقعی بود و همچنین با اپرا كمیك خلیقه بغداد توانست بین آهنگسازان اپرای فرانسه مقام ارجمندی احراز كند . با این حال هموطنانش از او استقبال نكردند و او در سال 1803 كشور خود را ترك كرد و به روسیه رفت و در پترزبورگ به سمت رهبر اركستر آكساندر تزار روسیه منصوب شد . بوالدیو هشت سال در آن كشور اقامت داشت و اپراهای متعددی تصنیف كرد .

در مراجعت به پاریس به عضویت آكادمی هنرهای زیبا انتخاب شد و از سال 1820 به استادی كنسرواتور رسید . در سال 1825 اپرای «لادامبلانش» را از روی دو داستان معروف والتر اسكات نوسینده انگلیسی به اپرا درآورد . این اپرا با صحنه های اسرارآمیز و افسانه مانند خود مورد توجه بسیار واقع شد و می توان از شاهكارهای اپرای فرانسه در نیمه اول قرن 19 دانست . آخرین اثر بوالدیو «دو شب» به سال 1829 نمایش داده شد .

بوالدیو از استادان اپرا كمیك فرانسه است . آهنگهای او دارای زیبایی و لطف بسیار است و از حیث سبك موسیقی كاملاً به آثار موتسارت شباهت دارد .

بین آهنگسازان فرانسوی كه تحت تأثیر مكتب ایتالیایی و به خصوص سبك رسینی واقع شدند ، هرولد ، آدام ، هالوی و اوبر را می توان نام برد .


هرولد Herold (سالهای 1791-1833)

از یك خانواده آلزاسی در پاریس به دنیا آمد .

در جوانی به ایتالیا مسافرت كرد و اپرای آن كشور را مورد مطالعه قرار داد . مهمترین اثر او زامبا Zampa دارای موضوع رمانتیك است . در سبك موسیقی هرلود تحت تأثیر بوالدیو و مخصوصاً رسینی واقع شد ولی از حیث طرز فكر و روش كار پیشرو مكتب رمانتیك فرانسه است و به این جهت او را «وبر فرانسه» می دانند .

آدلف آدام A.Adam (سالهای 1803-1856)

مانند هرولد اهل آلزاس بود . مقدمات موسیقی را نزد پدرش لوئی آدام كه از پیانیست های بزرگ آن زمان و استاد كنسرواتور بود فرا گرفت ، سپس نزد بوالدیو تحصیل موسیقی كرد . تصنیفات او در اپرا كمیك بالغ بر 26 اثر است كه بسیاری از آنها موفقیت بسیار یافتند . از اپراهای معروف او چاپارلونژومو (سال 1836) ، ژیرالدا (سال 1850) و اگر شاه بودم (سال 1852) اهمیت دارند . بالت ژیزل (سال 1841) او نیز قابل ملاحظه است .

آثار آدام در فرانسه به بوته فراموشی افتاده ولی در آلمان هنوز اهمیت بسیاری برای او قائل اند.

بعضی از اورتورهای اپرای او معروفند ، در موسیقی نظامی و پیانو نیز آثاری از او به یادگار مانده است .

فرانسوا اوبر F.Auber (سالهای 1782-1871)

با آثار اولیه خود به خصوص یك كنسرتو برای ویولون توجه كروبینی را جلب كرد و تحت نظر او قطعاتی در موسیقی مجلسی تصنیف كرد . بعدها اوبر تحت تأثیر اپرای ایتالیایی و سبك رسینی 48 اپرا به وجود آورد كه از بین آنها دختر لال پرتیچی (سال 1828) ، فرا یادلو Fra Diavolo (سال 1830) معروف اند .

اوبر در سال 1829 به جای گسك به عضویت انستیتوی هنرهای زیبا انتخاب شد ، از 1830 به ریاست كنسرت های دربار منصوب شد و در سال 1824 به جای كروبینی ریاست كنسرواتور پاریس را به عهده گرفت .

هالوی E.Halevy (سالهای 1799-1862)

از شاگردان برتون و كروبینی بود . دوازده اپرایی كه در اوایل جوانی تصنیف كرد اهمیتی ندارند ولی اپرای «دختر یهودی» كه در سال 1835 به معرض نمایش گذاشت باعث شهرت او شد. او هم از آهنگسازانی است كه سبك ایتالیایی را در آوازهای خود پذیرفته و در این رشته از مایربر آهنگساز آلمانی پیروی كرده است .

موسیقی سازی فرانسه در قرن 19 اهمیت شایسته ای پیدا كرد و با آنكه به پایه این رشته از موسیقی در آلمان نرسید معهذا در ویولون و پیانو نوازندگان بزرگی به وجود آورد كه آثار آنها امروز به عنوان قطعات كلاسیك برای هنرآموزان تدریس می شود .

در پیانو تسمیرمان Zimmermann و لوئی آدام پدر آدلف آدام شهرت یافتند ولی مهمتر از آنها نوازندگان ویولون بودند .

رودلف كرویتزر R.Kreutzer (سالهای 1766-1831)

از ویولونیست های فرانسوی است كه برای ویولون قطعات بسیار نوشته و 20 كنسرتوی ویولون به یادگار گذاشته است . اتودهای كرویتزر یكی از كتابهای بسیار مفید نوآموزان ویولون است . كرویتزر همان كسی است كه بتهون سونات نهم ویولون را به نام او نوشت .

پیر رد P.Rode (سالهای 1774-1830)

یكی از شاگردان ویوتی بود ، كنسرتوهایی كه او برای ویولون نوشته در عصر او شهرت بسیار داشت و امروز نیز گاهی در كنسرت ها اجرا می شود . بتهن رمانس فا و سونات دهم را برای او نوشته بود .

فرانسوا هابنك F.Habeneck (سالهای 1781-1840)

ویولونیست و رهبر اركستر بود و مدتها در كنسرواتور پاریس سمت استادی داشت . «هیئت كنسرت های كنسرواتور پاریس» را او به سال 1828 تأسیس كرد و به واسطه این اركستر كه امروز بزرگترین اركستر سمفونیك فرانسه است مقام بزرگی در تاریخ موسیقی احراز كرده است.




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*