بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

آكور چهار صدائی «هفتم»

هر صدائی كه با فاصله ها ی سوم ، پنجم و هفتم خودش در یك زمان شنیده شود تشكیل آكورهفتم می دهد ، عدد گذاری این آكور با عدد 7 مشخص می شود . روی هفت درجه ی مد بزرگ و كوچك آكورهای هفتم ، به گونه های زیر تشكیل می شوند . مثال 72


در آكور چهار صدائی (آكور هفتم) ، صداهای گوناگون آكور را از پائین به بالا ، به ترتیب: پایه ، سوم (تییرس) ، پنجم (كنت) و هفتم (ستیم) آكورمی گویند . مثلا در آكورهفتم درجه ی اول تن دو بزرگ (دو، می، سل، سی) نت دو : پایه ، نت می : (تییرس) ، نت سل : پنجم (كنت) و نت سی : هفتم (ستیم) آكور است .

     به طوریكه از مطالعه ی مثال 72 بدست می آید ، غیر از آكور چهارصدائی درجه ی پنجم كه در هر دو مد هم نوع است، آكورهای بقیه ی درجه های دو مد بزرگ و كوچك با یكدیگر متفاوتند . این آكور را ، آكور هفتم نمایان می نامند .


آكور هفتم نمايان

آكور هفتم نمايان و همچنين آكورهای هفتم درجه های ديگر چون دارای فاصله ی نامطبوع (هفتم) می باشند ، احتياج به تهيه (تهيه از آكور قبلی ، حركت به صورت گذر ، يا به صورت برودری) و حل دارند . حل آكورهفتم نمايان متضمن دستورهای زير است :

     1- هفتم آكور به طور پيوسته رو به پائين حركت می كند (در مد بزرگ نيم پرده و درمد كوچك يك پرده) ؛

     2- سوم آكور (كه در واقع محسوس تن مربوط است) با حركت پيوسته نيم پرده بالا می رود ؛

     3- پنجم آكور با حركت پيوسته به پائين ، و به ندرت به بالا ، حركت می كند . در صورت دوم به آكوری سه صدائی حل می شود كه سوم آن تكرار خواهد شد ؛

     4- پايه ی آكور به پايه ی آكور سه صدائی تنيك پرش می كند ، يعنی پرش چهارم به بالا يا پنجم به پائين خواهد داشت . مثال 73


حل آكور هفتم نمايان كامل (يعنی آكوری كه دارای همه ی نتهای آكورهفتم می باشد) با در نظر گرفتن دستورهای گفته شده در بال ابه سه صدائی ناكامل (يعنی آكوری بدون پنجم) تنيك می رسد (مثال 73) ، ولی اگر آكور هفتم نمايان كامل نباشد ، (كه در اينصورت معمولا پنجم آكورحذف شده به جای آن پايه ی آكور تكرار شده) حل آن به سه صدائی كامل تنيك خواهد رسيد ، زيرا در اينحال تكرار پايه ی آكور هفتم در جای خود ايست نموده پنجم سه صدائی تنيك را تامين خواهد كرد . مثال 74

 


 از تكرار صداهای ديگر آكور هفتم نمايان بهتر است صرف نظركرد ، مخصوصاً تكرار هفتم به علت نامطبوع بودنش خيلی بد است .


حل نوع ديگر آكور هفتم نمايان معروف به «فرود شكسته» است . در حل شكسته ، (معمولا به آکور سه صدائی درجه ی ششم) سوم ، پنجم وهفتم آكور همان حركت های پيشگفته را انجام می دهد ، در حاليكه پايه ی آكور با حركت پيوسته ی بالا رونده به پائين آكور سه صدائی درجه ی ششم می رسد .

     روشن است كه بدين ترتيب آكور سه صدائی با تكرار سوم (تييرس) نمود خواهد كرد . مثال 75 قسمت الف

     اگر بخواهيم سوم آكور تكرار نگردد بايد سوم (تييرس) آكور هفتم نمايان را حركت پيوسته ی پائين رونده بدهيم . مثال75 قسمت ب

     البته بايد در اينگونه حل آكور هفتم نمايان از تشكيل پنجم های موازی احتراز شود . مثال 75 قسمت پ


 سوم آكور حركت بالا رونده می نمايد (خوب)


 سوم آكور حركت پائين رونده می نمايد (خوب)


سوم آكور حركت پائين رونده نموده ولی به علت توليد پنجمهای موازی بد است


وارونگی های آكور هفتم نمايان

1- آكور 5/6 «پنج و شش» وارونگی اول آكور هفتم نمايان است كه سوم (تييرس) آكور در صدای باس قرار گرفته است . حل اين وارونگی مانند آكور در حالت پايگی است ، فقط پايه ی آكور در اينجا در جای خود ايست كرده ، به اين مناسبت حل آن به آكور سه صدائی كامل تنيك مي رسد . نام و عدد گذاری اين آكور از آنجا است كه نتهای مهم آكور نسبت به صدای باس ، اين فاصله ها را تشكيل می دهند . مثال 76


2- آكور3/4 «سه و چهار» ، (در مد كوچك عدد گذاری آن 3/4  6 خواهد بود ، زيرا فاصله ی ششم نسبت به صدای باس ، كه در واقع محسوس مد است ، معمولا به طور عرضی به بالا تغيير كرده است) وارونگی دوم آكورهفتم نمايان است كه پنجم (كنت) آكور در صدای باس قرار گرفته است ، چون در اين آكورصدای باس با يكی از صداهای بالائی تشكيل فاصله ی چهارم را می دهد ، (بهتر بگوئيم : «فاصله ی چهارمی كه توسط باس پوشيده نشده» – رجوع كنيد به دستورهای آكور «چهار و شش») صدای باس بايد به صورت گذر يا به صورت نت پهلوئی (حركت پيوسته) حركت كرده ، يا اينكه هفتم آكور تهيه شده باشد . در حل اين آكور نيز مانند حل آكور پنج و شش ، آكور سه صدائی كامل تنيك بدست می آيد . نام و عدد گذاری اين آكور هم روی همان اصل نام و عدد گذاری آكور پنج و شش است . مثال 77


3- آكور 2 «دو» ، (در مد كوچك به جهت نت محسوس ، عدد گذاری آن به صورت 2/4 مي باشد) وارونگی سوم آكورهفتم نمايان است كه هفتم (ستيم) آكور در صدای باس قرارگرفته است . حل اين آكور به آكور شش (وارونگی اول سه صدائی) تنيك می رسد .


نمود هفتم آكور هفتم نمايان بايد با در نظر گرفتن دستورهای زير باشد :

هفتم آكور يا بايد تهيه شود ، (بر خلاف آكور چهار و شش ، نمود آكور هفتم نمايان در قسمتهای ضعيف و قوی ميزان يكسان است) يا به صورت گذر، يا به صورت نتپهلوئی (نت برودری كه با حركت پيوسته از پائين آمده و دوباره با حركت پيوسته پائين رونده به روی نت اولی برگردد) نمود نمايد . مثال 79


و بالاخره هفتم آكور هفتم نمايان و وارونگی هاي آن می تواند به حال پرش نيز نمود كند ، بويژه كه صدای های ديگر آكور با حركت پيوسته «تهيه شده» حركت نموده باشند . مثال 80


حلهای استثنائی (بدون قاعده) آکور هفتم نمایان و وارونگی های آن

علاوه بر حلهای گفته شده در پیش ، آکورهفتم نمایان و وارونگی های آن می تواند به صورت های  دیگر نیز حل شود :

     1- پایه ی آکور هفتم نمایان می تواند ایست کند ، در اینصورت آکور چهار و ششی به دست خواهد آمد که به نوبه ی خود احتیاج به حل خواهد داشت . حتی این حل ، ممکن است جایگزین حل طبیعی آکور هفتم نمایان نگردد . مثال 81


در مثال 81 قسمت الف نمود آکور چهار و شش به صورتی است که صدای پائینی فاصله ی چهارم آن تهیه شده است . تکرار صدای دیگر تشکیل دهنده ی این فاصله به ندرت پیش می آید . مثال 82 : باخ ، سوئیت ر کوچک ، ساراباند .


عکس این موضوع آن است که آکور چهار و شش به یک آکور هفتم نمایان یا آکور 2 حل شود . در این وضع ، (که غالباً در فرودها پیش می آید) هفتم آکور- که حرکتی به صورت گذر دارد - در واقع جایگزین تکرار پایه ی آکور درجه ی پنجم می شود . مثال 83


اگر علاوه بر نت پایه ، سوم (تییرس) آکور هفتم نمایان نیز ایست داشته باشد در اینصورت آکور شش درجه ی سوم به دست می آید . مثال 84


2- سوم (تییرس) آکور هفتم نمایان در صداهای میانی (تنور- آلتو) می تواند به جای حرکت پیوسته ی بالا رونده ، به پنجم (کنت) سه صدائی تنیک پرش کند . در نتیجه ی این پرش ، سه صدائی تنیک به صورت کامل در می آید که برای فرودهای پایانی کامل مطلوب است . مثال 85


در مثال 85 قسمت ب ، به جهت بوجود آمدن پنجم مستقیم ، غیر مجاز تلقی شده و قسمت پ ، پرش محسوس به پائین چون در سپرانو قرار گرفته ، هر دو بد است .

     اگر سوم (تییرس) آکور هفتم نمایان ایست داشته باشد و صداهای دیگر آکور حرکت معمولی خود را بنمایند ، در اینصورت آکور هفتم نمایان به یک آکور هفتم فرعی (آکور هفتم درجه ی اول) منتهی خواهد شد که این آکور به نوبه ی خود احتیاج به حل خواهد داشت . مثال 86


3- پنجم (کنت) آکور هفتم نمایان ممکن است حرکت پرش دار بنماید (این حرکت بیشتر در حل آکور 2 معمول است) . مثال 87


 4- هفتم (ستیم) آکور هفتم نمایان می تواند یکی از حرکتهای زیر را بنماید :

الف - در جای خود بایستد . در اینصورت آکور شش درجه ی چهارم یا سه صدائی درجه ی دوم بدست می آید . مثال 88 قسمت الف


ب - حرکت پیوسته ی بالا رونده داشته باشد . در اینصورت معمولا بعد از آکور هفتم نمایان به حالت پایگی یا وارونگی دوم آن (آکور سه و چهار) ، آکور شش تنیک نمود خواهد کرد . در اینحال است که صداها نقش خود را تعویض می کنند . (در حل آکور چهار و شش نیز این امکان موجود بود . رجوع شود به صفحه ی 30) . مثال 88 قسمت ب


پ - همچنین می تواند حرکت پرش دار بنماید ؛ در اینصورت حل هفتم در یک صدای دیگر خواهد آمد ، یا اینکه هفتم در یک صدای دیگر نمود می کند تا بعداً حل شود . مثال 88 قسمت پ


تکالیف
آکورهای هفتم فرعی

 آکورهای هفتم فرعی (آکورهای چهار صدائی درجه های دیگر تن ، غیر از درجه ی پنجم) نیز مانند آکور هفتم نمایان معمولا احتیاج به تهیه و حل شدن دارند . منتها عمل حل که در آکور هفتم نمایان اغلب به صورت کامل بود ، (یعنی همه نتهای آکور اجباراً حرکت ویژه ی خود را داشتند) در آکورهای هفتم فرعی ، حل می تواند به صورت ناکامل نمود نماید .

     در حالیکه هفتم و پنجم این آکورها حرکت پائین روندگی خود را حفظ می کنند ، با نگاه داشتن صداهای دیگر این آکورها ، (که خیلی معمول است) می توان به آکورهفتم فرعی درجه ی دیگری رسید که اغلب به صورت وارونگی های گوناگون نمود می کند .

     علت اینکه حل آکور هفتم نمایان به دستورهای دقیقتری احتیاج دارد آنست که پایه ی این آکور درجه ی پنجم تن بوده ، به استناد کشش دائمی خود به تنیک تن ، باید روی نت اخیرحل شود . سوم این آکور نیز چون درجه ی هفتم (محسوس) تن است ، باید طبق کشش طبیعی خود عمل کند . ولی چون در آکورهای هفتم فرعی نت پایه و سوم آکور اغلب جزو درجه های کشش دار نیست ، لذا صداهای دیگر این آکورها را غیر از هفتم آنها می توان نگاه داشت . (یعنی آن صداها حرکت نکرده و ایست داشته باشند)

     هفتم این آکورها نیز باید به صورت تهیه یا گذر نمود نماید ولی در آکورهای هفتم درجه های دوم و هفتم می توانند به صورت کاملا آزاد نمود نمایند .


در مثال 90 قسمت ب حل آکور هفتم فرعی درجه ی اول به صورت ناکامل آمده است ، در حالیکه هفتم و پنجم آن حرکت پیوسته ی پائین رونده ی معمولی خود را نموده اند و پایه و سوم آکور ایست دارند و در نتیجه به آکورهفتم درجه ی چهارم ،(به صورت وارونگی دوم) حل شده که این آکور نیز به نوبه ی خود ، در نتیجه ی حل ناکامل به آکورهفتم درجه ی هفتم حل شده و همینطور تا پایان پیش رفته است .

     حل نوع سوم آکورهای هفتم فرعی بدین ترتیب است که در عین حال که هفتم و پنجم آکور حرکت پیوسته ی پائین رونده ی معمولی خود را می نمایند ، سوم آکور نیز حرکت پیوسته ی پائین رونده نماید ولی پایه ی آکورایست می کند .

     بدیهی است که این حل موقعی امکان دارد که در نتیجه ی این حل ، پنجم های موازی تولید نشود . مثال 91


در مثالهای زیر حلهای گوناگون آکورهای هفتم فرعی آورده شده است . مثال 92


حل دیگر این آکورها را ، که با حرکت پیوسته ی بالا رونده ی هفتم آنها (اغلب هفتم بزرگ) صورت می گیرد ، بیشتر باید به صورت حل تاخیر شده تلقی نمود ، (مثال 93 قسمت الف) مگر اینکه تمام هارمونی با این عمل تغییر یابد . (همان مثال قسمت ب)


در توالی چند آکورهفتم فرعی باید دقت نمود که دو صدا نسبت به هم فاصله ی هفتم یا دوم موازی حرکت نکند . مثال 94


در مثال 92 قسمت ب حلهای ناکامل آکورهای هفتم فرعی به صورت روند پیاپی نمود کرده اند و همانطور که اغلب پیش می آید به وارونگی اول آکورهفتم فرعی درجه ی دوم منتهی شده و این آکور نیز به نوبه ی خود به کشش فرودیش ، که درجه ی پنجم است ، عمل نموده است . به طوریکه می دانیم آکور درجه ی دوم در فرودها می تواند جایگزین آکور درجه ی چهارم گردد ، و استفاده از این آکور بیشتر به مناسبت کشش فاصله ی هفتم آن است . مثال 95


 در مثال قسمت ب ، آکور درجه ی ششم بدین جهت بکار برده شده که ، امکان پایان فرود در قسمت قوی (خوب) میزان بدست آید .

     علاوه بر این ، وارونگی اول آکور هفتم فرعی درجه ی دوم اغلب نقش ویژه ای دارد که غیر از حالت معمولی آکور هفتم فرعی است .

     با نگاه داشتن هفتم این آکور، (مخصوصاً اگر در قسمت قوی میزان قرار داشته باشد) می توان تسلسل آکورهائی به وضع زیر تشکیل داد . مثال 96


رامو در اینگونه تسلسل آکورها ، آکور پنج و شش درجه ی دوم را ، آکور سه صدائی درجه ی چهارم محسوب می دارد که یک فاصله ی ششم نسبت به پایه ی آکور به آن افزوده شده باشد و به اینجهت این آکور را «سیکست آژوته» یعنی «ششم اضافه شده» نامیده است .

به طوریکه قبلا یادآور شدیم ، هفتم آکور فرعی درجه ی دوم می تواند به صورت کاملا آزاد نیز نمود نماید .

آکورهای هفتم فرعی در مد کوچک هارمونیک ، به ترتیب درجه ها ، به طرح زیر هستند :


 آکورهای هفتم فرعی درجه های اول و سوم مد کوچک معمولا با محسوس پائین آورده شده (به شکل تئوریک یا ملودیک پائین رونده) به کاربرده می شود ، در غیر اینصورت حرکت پیوسته ی پائین رونده هفتم یا پنجم آنها دوم افزوده تشکیل خواهد داد که ممنوع است .

         مثال برای آکورهای هفتم فرعی با محسوس پائین آورده شده .


آکور هفتم کاسته

آکور هفتمی که روی درجه ی هفتم شکل هارمونیک مد کوچک تشکیل شود ، اهمیت بخصوصی دارد . این آکور دارای یک فاصله ی هفتم کاسته و یک فاصله ی پنجم کاسته است و  به عبارت دیگر از تعدادی فاصله های سوم کوچک تشکیل شده است . این آکور را «آکور هفتم کاسته» می نامند .

     این آکور همچنین روی درجه ی هفتم مد بزرگ نیز بکار برده می شود و آن در صورتی است که این آکور را جزء آکورهای مختص مد بزرگ بشمار نیاوریم . (رجوع شود به آکورهای تغییر یافته)

     حل معمولی این آکور بدین ترتیب است که هفتم و پنجم آن حرکت پائین رونده ی پیوسته می نمایند ، در صورتیکه پایه (چون محسوس است) و سوم آن حرکت پیوسته ی بالا رونده می کنند ؛ سوم آن در بعضی از حالتها ، به شرطی که تشکیل پنجم موازی ندهد ، می تواند حرکت پیوسته ی پائین رونده نیز داشته باشد . (رجوع شود به زیرنویسی صفحه 53) مثال 98


مثال 98 ، قسمت الف - سوم آکور حرکت پائین رونده نموده ولی پنجم موازی تولید نشده است . بدین ترتیب با حل آکورهفتم کاسته همیشه به آکور سه صدائی با تکرار سوم خواهیم رسید . حل معمولی آکورهفتم فرعی درجه ی هفتم مد بزرگ نیز بدین منوال است . مثال 99


هر آکور هفتم کاسته بر حسب صدائی که می دهد به تن های گوناگون کوچک و بزرگ تعلق خواهد داشت ، اگر صداهای گوناگون آن را به طور مترادف تلقی کنیم . در اینصورت طبیعی است که نت نویسی این آکورها تغییر خواهد یافت 

برای مثال آکور هفتم کاسته ی درجه ی هفتم مد لا کوچک (سل دییز- سی - ر- فا) در عین حال آکور دو 2 (وارونگی سوم) درجه ی هفتم دو کوچک محسوب خواهد شد ، اگر این آکور را به کمک نتهای مترادف به اسم (لا بمل- سی- ر- فا) بخوانیم ؛ آکور سه و چهار (وارونگی دوم) درجه ی هفتم می بمل کوچک محسوب خواهد شد ، اگر این آکور را (لابمل- دوبمل- ر- فا) بخوانیم ؛ و بالاخره آکور پنج و شش (وارونگی اول) درجه ی هفتم فادییز کوچک به حساب خواهد آمد ، اگراین آکور را (سل دییز- سی - ر- می دییز) بخوانیم . مثال 100


به طوریکه مشاهده شد حل این آکورها بستگی به طرز نوشته شدن و نامیده شدن نتهای هر آکور دارد . حل آکورهای چهار گانه (در مثال 100) مطابق دستورهای اشاره شده در پیش آمده اند .

     حل نوع دوم این آکور بدین قرار است که در عین حال که پایه و سوم و پنجم آکور حرکت معمولی خود را می نماید ، هفتم آکور حرکت نکرده به پایه ی آکور بعدی تبدیل می شود . مثال 101


حل نوع سوم این آکور بدین قرار است که در عین حال که هفتم و پنجم آکور حرکت نکرده ایست دارند ، سوم آکور حرکت پیوسته ی پائین رونده و پایه ی آکور حرکت پیوسته ی بالا رونده می نمایند . مثال 102


حل نوع چهارم این آکور بدین منوال است که پایه و سوم و پنجم آکور حرکت پیوسته ی نیم پرده به بالا دارند و تنها هفتم آکور نگاه داشته شده و ایست خواهد نمود .


بدینوسیله آکور هفتم نمایانی به دست خواهیم آورد که به نوبه ی خود امکان حل شدن به مد بزرگ یا کوچک را تامین خواهد کرد .


با کمی دقت می توان دید که با حل نوع اول این آکور ، (با حرکت بالا رونده ی پایه و سوم و حرکت پائین رونده هفتم و پنجم) آکور سه صدائی بزرگ نیز میتوان به دست آورد ، (رجوع شود به بحث گام بزرگ هارمونیک یا «گام بزرگ کوچک شده») و به سهولت می توان به این نتیجه رسید که یک آکور هفتم کاسته ، به وسیله ی امکان حل های گوناگون آن و همچنین تغییر نتهای آن آکور به صورت مترادفی ، می تواند به 24 تن گوناگون (بزرگ و کوچک) حل شود . بدین جهت این آکور در «مد گردی» اهمیت زیادی دارند . مثال 104


بدین ترتیب می توان همین آکور هفتم کاسته را ، به طوریکه قبلا نشان داده شد با عوض کردن نتهای آن به صورت مترادف و حلهای گوناگون به تن های گوناگون هدایت نموده و به وسیله ی فرود ، تن جدید را تثبیت نمود .

     از آنجائی که هر آکور هفتم کاسته از لحاظ صدا (با عوض کردن نتهای گوناگون آن به صورت مترادف) متعلق به چهار تن کوچک گوناگون است و از طرفی در واقع تعداد تن های کوچک بیش از 12 نیست ، پس کافی است که فقط 3 آکور هفتم کاسته در نظر گرفته شود . مثال 105


تکالیف

باید دقت نمود که در تکالیف زیر کوشش شده است آکورهای هفتم فرعی هفتم کاسته به صورت هر چه بهتر و همچنین در جای مناسب آورده شوند که نمونه هائی برای کارهای بعدی هنرجویان باشد .  


آکور نهم

اگر بر روی نت پایه ، فاصله های سوم ، پنجم ، هفتم و نهم آن را قرار دهیم ، آکور نهم تشکیل می شوند . بنابراین ، این آکور در واقع پنج صدائی است .

در مورد بکار بردن این آکور ملاحظات زیر را باید در نظر داشت :

     1- معمولا فقط آکور نهمی که روی درجه ی پنجم تشکیل گردد بکار برده می شود . مثال 106


در بعضی از کتابهای درسی آکورهای نهم درجه های دیگر به نام آکورهای نهم فرعی نامیده شده اند .

     2- در جمله ی چهار صدائی اغلب پنجم و به ندرت سوم آکور نهم کنار گذاشته می شود . اگر به جای پنجم ، هفتم آکور حذف شده باشد ، در اینحال باید این آکور را بیشتر به صورت تاخیر تلقی نمود ، (رجوع شود به صفحه ی 89) مخصوصاً اگر فاصله ی نهم آن به صورت تهیه نمود یابد . مثال 107

 


3- آکور نهم به صورت وارونگی به ندرت بکار برده می شود ولی در هر صورت حتماً باید فاصله ی نهم آن به صورت اصلی (مثال 108 قسمت الف) نمود کند نه به صورت وارونگی (قسمت ب) و بهیچوجه صورت فاصله ی دوم را نباید به خود بگیرد . (قسمت پ)

     دلیل اینکه وارونگی های این آکور حتی به صورت قسمتهای الف و الف 1 به ندرت بکار برده می شود این است که فاصله ی نهم این آکور موقعی خوب صدا می دهد که صدای پائینی آن در باس قرار گیرد . (قسمت ت) مثال 108


حل آکور نهم به همان ترتیب حل آکور هفتم نمایان است ؛ نهم این آکور نیز مانند هفتم آکور باید حرکت پیوسته پائین رونده بنماید . با اینگونه حل به آکور سه صدائی درجه ی اول (تنیک) خواهیم رسید . حل ناکامل این آکور (که خیلی هم معمول است) بدین ترتیب است که با فرود آمدن تنها نهم این آکور ، آکور هفتم نمایان تشکیل می شود البته صداهای دیگر حرکت نکرده و ایست خواهند داشت . مثال 109


 در برخی از کتابهای درسی آکور هفتم درجه ی هفتم به منزله ی آکور نهم درجه پنجم تلقی می شود که ظاهراً نت پایه آن حذف شده است و به این مناسبت امکان تشکیل تمام وارونگی های آن را نیز مجاز می شمارند .

 


نظرات

ارسال نظر