بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم دوره عظمت رمانتیسم

مكتب موسیقی آلمان پس از دوره اول رمانتیسم كه پنج آهنگساز بزرگ بتهون ، شوبرت ، وبر ، شومان و مندلسون پیشوای آن بودند در نیمه دوم قرن 19 به منتهای عظمت رسید .

در این دوره سه مكتب جداگانه كه از بسیاری جهات با یكدیگر اختلاف داشتند به وجود آمد:

1- مكتب واگنر كه بزرگترین نماینده رمانتیسم موسیقی بود و در ردیف آن مكتب اطریشی بروكنر پیدا شد .

2- مكتب كلاسیك- رمانتیك برامس كه در واقع شیوه بتهون را ادامه داد .

3- مكتب موسیقی سبك كه در برابر موسیقی عمیق و دیرفهم واگنر و برامس پیدا شد و از پیشوایان آن افن باخ و یوهان اشتراوس بودند .

با پیدایش این مكتب ها آلمان بین كشورهای موسیقی تا آخر قرن 19 تفوق خود را حفظ كرد و در موسیقی آوازی و سازی آثار بزرگی به وجود آورد .


ریشارد واگنر

زندگانی واگنر

ریشارد واگنر (سالهای 1813-1883)

ریشارد واگنر Richard Wagner در 22 مه 1813 در لایپزیك به دنیا آمد . پدرش فردریك واگنر از كارمندان شهرداری بود كه چند ماه بعد از تولد فرزندش در شیوع بیماری تیفوس درگذشت .

مادرش پس از آن با نقاش و بازیگری به نام Geyer ازدواج كرد و با طفل خرد سالش همراه او به درسدن رفت . ریشارد در دوره تحصیل با آثار همر و شكسپیر آشنا شد و علاقه بسیار به آنها پیدا كرد . در 1827 ریشارد به لایپزیك بازگشت و با آنكه بیش از چهارده سال از عمرش نمی گذشت یك نمایشنامه بسیار غم انگیز نوشت و خواست آن را به موسیقی درآورد .


ریشارد تا آن زمان نواختن پیانو را به خوبی آموخته بود ولی هنوز از موسیقی اطلاع كافی نداشت لذا برای آنكه قادر به تصنیف اپرا باشد بدواً به ساختن چند قطعه موسیقی سازی مانند سونات ، كوارتت و اورتور پرداخت . در مراحل ابتدایی واگنر بیش از همه خود استاد خود بود و به تدریج توانست با مطالعه آثار آهنگسازان به فن موسیقی آشنا شود .

نخستین اثر حقیقی واگنر فانتزی در فا مینور به سال 1831 به وجود آمد و در همان ایام دو سونات ، یك پولونز و یك سنفونی در اوت ماژور ، و چند صحنه برای فاوست نوشت . بالاخره پس از طی دوره مقدماتی در 1833 نخستین اپرای خود را به نام پریان ها Die Feen به پایان رسانید .

چون استعداد و كارهای واگنر جوان مورد توجه واقع شد در 1834 او را به ریاست اركستر تآتر ماگدبورگ انتخاب كردند . در آنجا واگنر به خواننده زیبا مینا پلانر Minna Planer دل باخت و پس از چندی با او ازدواج كرد .

در 1836 واگنر اپرای دیگری به نام منع عشق Das Liebesverbot از آثار شكسپیر به موسیقی درآورد و در همان زمان به رهبری اركستر تآتر ریگا منصوب شد . در آن شهر واگنر به طرح اپرای رینتسی Rienzi پرداخت . ولی چون در 1839 شغل خود را از دست داد به پاریس رفت تا در این شهر كه آن زمان مركز بزرگترین هنرمندان جهان بود شغل مناسبی بیابد ، از قضا با مایربر آشنا شد و به كمك او به مجامع هنری راه یافت ولی با همه فعالیت های خود نتوانست توجه فرانسویها را جلب كند . ناگزیر به جای موسیقی چند داستان و مقاله نوشت . از جمله آنها «دیداری با بتهون» و «چگونه یك موسیقی دان فقیر در پاریس می میرد» در جراید به چاپ رسید و درداستان اخیر واگنر نوشته بود : «من به خدا ، به موتسارت و به بتهون ایمان دارم .»

با وجود نویسندگی واگنر از موسیقی منصرف نشد و در 1840 اپرای رینتسی را به پایان رسانید و یك اورتور برای فاوست گوته نوشت .

در 1842 تآتر درسدن اجرای رینتسی را به عهده گرفت و واگنر با شادی بسیار به میهن خود بازگشت و چند ماه بعد به اتمام اپرای «هلندی پرنده» موفق شد . داستان این اپرا را واگنر در سفر ریگا از دریانوردان شنیده بود و این اپرا كه در سال 1843 به مورد اجرا گذاشته شد نخستین اپرای رمانتیك واگنر است .

از این زمان واگنر به مقام استادی رسید و در ردیف پیشوایان بزرگ رمانتیك درآمد . اپرای تانهویزر Tannhauser از داستانهای قدیم آلمان در 1845 به پایان رسید و از آن پس واگنر درصدد تحول جدیدی در موسیقی اپرا برآمد كه پس از مطالعه بسیار در سال 1848 با آغاز حلقه نیبلونگ Ring des Nibelungen تحقق یافت . حلقه نیبلونگ یك اثر بزرگ اپرایی بود كه واگنر آن را در چهار قسمت مفصل طرح كرده بود و داستان آن را از افسانه زیگفرید روئین كه بزرگترین افسانه ملی آلمان است انتخاب كرد .

این دوره با انقلاب سیاسی مهمی مواجه شد و واگنر در صف طرفداران انقلاب قرار گرفت . اما انقلابی كه در 1849 صورت گرفت به زیان انقلابیون تمام شد . سران انقلاب توقیف شدند و چون درصدد دستگیری واگنر برآمدند ، ناگزیر او نیز درسدن را ترك كرد و از آنجا به وایمار و سپس به زوریخ رفت .

واگنر هشت سال در زوریخ به سر برد و در این دوره توانست كتابهایی مانند «هنر و انقلاب»، «هنر اینده» و «یهودی گری در موسیقی» بنویسد . ضمناً اپرای لوهنگرین Lohengrin را در 1850 تصنیف كرد .

در جریان این احوال واگنر با بازرگان ثروتمندی به نام اتو وزندونك O.Wesendonck آشنا شد كه به او كمك مالی بسیار كرد . اما آنچه بیش از همه در واگنر تأثیر كرد عشق پرحرارتی بود كه او به ماتیلده وزندونك زن رفیق خود پیدا كرده بود . واگنر چنان شیفته ماتیلد شده بود كه ناگزیر همه قیود اخلاقی را زیرپا گذاشت و صمیمانه به او اظهار علاقه كر د. در آن زمان واگنر قسمت اول حلقه نیبلونگ را تحت عنوان طلای راین Rheingold به اتمام رسانده بود و به تكمیل قسمت دوم والكوره Die Walkure اشتغال داشت . اما در واقع زیلگینده Sieglinde برای او در نقش ماتیلده ظاهر می شد . تحت تأثیر عشق ماتیلده واگنر به تصنیف یك اپرای عاشقانه پرداخت و این اپرا داستان عشق تریستان و ایزولده Tristan und Isoldeبود كه واگنر به محبوبه خود تقدیم كرد . ماتیلده زن زیبا و صاحب قریحه بود و خوب شعر می گفت . به این جهت واگنر پنج منظومه از اشعار ماتیلده را به موسیقی درآورد .

در 1860 واگنر راه پاریس پیش گرفت تا اپرای تانهویزر را در آن شهر به معرض نمایش بگذارد و از آن زمان به فكر اپرای دیگری به نام «خوانندگان استاد نورنبرگ» Die Meistersinger von Nurnburg افتا د.

عفو عمومی به سال 1862 در آلمان اعلام شد و واگنر بعد از 13 سال دوری از وطن بار دیگر به آلمان مراجعت كرد .

در سال 1864 پادشاه باویر كه به آثار بتهون و واگنر علاقه بسیار داشت او را نزد خود به مونیخ دعوت كرد و چون شنیده بود واگنر قسمتی از حلقه نیبلونگ را نوشته است از او خواست كه بقیه آن را به پایان برساند و ماهیانه مبلغی برای او مقرر كرد .

واگنر در این شهر تانهویزر ، هلندی پرنده و تریستان را به  مورد اجرا گذاشت و با وجود موفقیت بسیار میانه او با پادشاه باویر به هم خورد و سال بعد بار دیگر به سویس بازگشت .

این بار واگنر در لوسرن سكونت كرد و در آن شهر پس از بیست و دو سال از آغاز طرح خوانندگان استاد در 1867 آن را به پایان رسانید .

دوستی واگنر و نیچه Mietzche كه در آن زمان استاد دانشگاه بال بود از سویس آغاز شد ، واگنر كه مدتی پیش با زن خود متاركه كرده بود بعد از ماتیلده به كوزیما Cosima دختر لیست دل باخت . كوزیما شوهر خود هانس فن بولو H.von Bulow (سالهای 1830-1898) را كه او هم از آهنگسازان و پیانیست های آلمان بود رها كرد و به سویس نزد واگنر آمد و آنها پس از طلاق كوزیما رد 1870 با هم ازدواج كردند .

در 1869 از عشق واگنر و كوزیما فرزندی به دنیا آمد كه او را زیگفرید نام گذاشتند و واگنر برای تولد فرزندش «غزل زیگفرید» Siegfriedidyll را برای اركستر به وجود آورد.


در 1872 واگنر به بایرویت Bayreuth آمد و در آن شهر كه تا آخر عمر اقامت گزیده بود تآتر بایرویت را بنا گذاشت . این تآتر كه ساختمان آن چهل سال طول كشید نخست در 13 اوت 1876 با شاهكار واگنر «حلقه نیبلونگ» افتتاح یافت .

حلقه نیبلونگ كه شامل چهار اپرا : طلای راین ، والكوره ، زیگفرید و غروب خدایان Gotterdammerung بود طی چهار شب متوالی اجرا شد . در این نمایش بسیاری از هنرمندان و دانشمندان دعوت شده بودند . اكثر دوستان واگنر و عده ای از مردان برزگ مانند لیست ، گریگ و نیچه و همچنین ویلهلم او ل امپراطور آلمان و لودویك دوم پادشاه باویر حضور داشتند و این نمایش یكی از مجلل ترین اپراهایی بود كه تا آن زمان به روی صحنه آمد .

پس از آن واگنر به ایجاد اپرای پارسیفال Parsifal همت گماشت و پس از پنج سال در 1883 به اتمام آن موفق شد اما روزهای آخر واگنر فرا رسیده بود و او چند ماه بعد در سفر ونیز به سختی بیمار شد . عاقبت در روز 13 فوریه 1883 به سن هفتاد سالگی درگذشت . جنازه او را با احترام بسیار به بایرویت آوردند . لودویك دوم پادشاه باویر و گراندوك ساكس و وایمار و بسیاری از هنرمندان و چندین هزار تن از مردم بایرویت در تشییع جنازه او حضور داشتند و او را در ویلای وانفرید به خاك سپردند .

پس از او كوزیما و زیگفرید و سایر بازماندگانش سنت او را دراجرای اپراها حفظ كردند و از آن زمان هر ساله برای اجرای آثار واگنر جشنی در بایرویت برپا می شود و از همه اكناف جهان برای مطالعه آثار او د رآن شهر گرد می ایند .


درام واگنری

واگنر یكی از پیشوایان بزرگ موسیقی آوازی است كه تحول عظیمی در موسیقی زمان خود به وجود آورد و از این نظر او هم مانند گلوك از تئوریسینهای اپراست .

اساس نظریه واگنر در موسیقی اپرا روی فلسفه عمیقی كه او با مطالعه آثار شوپنهاور و نیچه كسب كرده بود قرار داشت . واگنر می خواست یك مذهب كاملاً انسانی در موسیقی به وجود آورد و برای آن سالها در جستجوی «فرم كمال انسانی» كه گوته و شیللر پیش از اوصحبت كرده بودند تحقیق كرد و بالاخره «یك شكل كمال مطلوب ، بدون شائبه ریا و تصادف ، خارج از ملیت و قابل قبول برای همه اذهان» انتخاب كرد .

اگرچه واگنر در آثار اولیه تحت تأثیر اپرای ایتالیایی بود ولی بعد از «هلندی پرنده» كه در 1841 به پایان رسید راه نوی پیش گرفت و با انتخاب افسانه های قدیم آلمان و كشورهای دیگر به تحلیل افكار ملتها پرداخت .

لایتموتیف Leitmotiv

لایتموتیف (آهنگ رهبر) نغمه كوتاهی است كه برای تجسم شخص ، شیء یا ایده ای به كار می رود و در صحنه های مختلف به مقتضای وضع و حالت تغییر می كند . واگنر با لایتموتیف توانست حاالت اشخاص و مضامین داستان را به خوبی بیان كند و برای آنكه به طور كاملتری آن را بسط دهد فرم سابق كلاسیك را درهم شكست و در  بسیاری  موارد  به  هارمونی  كرماتیك توسل جست .

 


زیرا طرح لایتموتیف در جملاتی كه باید رؤیاآمیز یا درهم شكننده باشند با انتخاب هارمونی كلاسیك و فواصل دیاتونیك خشك و غیرقابل توصیف می شد . واگنر با وجود تم های كوچك بسیار در منتهای قدرت و پختگی به بسط آنها پرداخت و اغلب اوقات با كنترپوان دقیقی تم ها را تركیب كرد .

در این مورد یك قطعه از اپرای خوانندگان استاد شاهد مثال خوبی است :

داستان اپرا مربوط به قرن 16 میلادی است ؛ والتر از بزرگ زادگان فرانكنی عاشق اوا Eva دختر بازرگان ثروتمندی است . اما برای آنكه به همسری او نائل گردد باید در مسابقه آواز مقام اول را حائز شود . والتر خواننده بزرگی نبود و امیدی به پیروزی نداشت . با این حال هانس زاكس خواننده استاد Mristersinger كه از عشق اوا و والتر آگاه بود به او كمك می كند . صبح روز مسابقه والتر پییش زاكس می آمد و از خواب خوشی كه شب گذشته دیده سخن می گوید .

واگنر در این صحنه سه لایتموتیف به كار برده است : آهنگ عشق والتر (A) ، آهنگ رؤیا (B) و تم خیرخواهی و دوستی زاكس (C) .

در آغاز مكالمه زاكس از حال والتر می پرسد و آهنگ C شنیده می شود وقتی والتر از رؤیای خود صحبت می كند تم B وA با اركستر نواخته می شود . تم A به طور مختصر بسط داده شده چون والتر پیش از آنكه رؤیای خود را تعریف كند آرزوها و تمایلات خود را مخفی می كند . در این حال B با یأس و نومیدی توأم است زیرا والتر به موفقیت خود اطمینان ندارد . وقتی زاكس صحبت می كند بار دیگر تم C به طور وسیعی بسط می یابد زیرا زاكس با مهربانی بسیار به والتر قوت قلب می دهد .

والتر از تشویق زاكس امیدوار می شود به این جهت در آخر مكالمه تم B با نوای شادی شنیده می شود و والتر به فكر رؤیای شب گذشته می افتد .

البته این تم ها در قسمت اركستر نواخته می شود . تركیب لایتموتیف ها غالباً كنترپوان بدیعی در آثار واگنر به وجود می آورد و از این حیث كار او با آثار باخ و پالسترینا برابری می كند .

سازبندی واگنر

در تترالوژی حلقه نیبلونگ اركستر وسیعی شامل 134 ساز به كار رفته است و این اركستر در زمان واگنر عظمت بسیار داشت .

از اختصاصات اركستر واگنر : افزایش تعداد سازهای بادی به خصوص كر Cor ، كرآنگله ، كلارینت ، كنترباسون و ترمبن ؛ اختراع سازهای جدید مانند هوبوا آلتو ، ترمپت باس و خانواده توبا ، افزایش متصاعد طنین صوت و اجرای مكرر یك تم با سازهای مختلف است . علاوه بر این واگنر به رنگ آمیزی اركستر توجه بسیار داشت و در قطعات اركستری از سازهای زهی و بادی و ضربی به دقت استفاده می كرد .

گذشته از كار موسیقی واگنر در هنرهای دیگر هم دست داشت چنانكه در شعر ، صحنه آرایی ، تزیین و انتخاب لباس نیز استاد بود . در اپراهای واگنر كلیه اشعار و متن نمایشنامه توسط خود او تهیه شده است . لباس بازیگران به نسبت صحنه های فانتزی عجیب و غیرعادی است صحنه های تآتر كه او كه با حقه های فنی تهیه می شد گاهی از حد تصور تماشاگران خارج بود . چنانگه در تانهویزر سقوط انسان از بهشت به روی زمین ، در لوهنگرین قوی بزرگ روی دریاچه و در حلقه نیبلونگ اژدهای بزرگی كه از دهانش آتش بیرون می آمد و پرواز و الكوره ها دختران وتان نمایش داده شد .

در كلیه این موارد واگنر شخصاً قسمت های فنی را به عهده می گرفت و صحنه ها را طرح می كرد و او با مساعی فوق العاده ای توانست سطح هنر را به منتها درجه عظمت برساند .

با این نحو واگنر اثر عمیقی در موسیقی عصر خود گذاشت و بسیاری از آهنگسازان كشورهای دیگر مانند موسرگسكی ، چایكوسكی ، وردی ، سن سانس ، ریر ، ونسان دندی و حتی گابریل فوره و دبوسی از او پیروی كردند .


تحول اپرا از گلوك تا واگنر

با آنكه اپرا در بدو پیدایش از حیث فرم آزاد بود ، از اوائل قرن 18 مانند موسیقی سازی تحت نظم و قانون درآمد .

در ابتدا نمایشنامه اپرا Libretto شامل حوادث و افسانه های تاریخی و باستانی یونان یا رم بود و در طرح ساده اپرا شش خواننده مرد و زن وجود داشت كه شش نوع صدا : سپرانو ، متسو سپرانو ، كنتر آلتو ، تنور ، باریتون و باس داشتند . در هر یك از سه پرده اپرا به نوبت یك خواننده مرد و یك خواننده زن آریای اصلی را می خواندند و بین آنها آواز چند نفری نیز وجود داشت اما این ترتیب منظم غالباً داستان اپرا را به صورت تصنعی و خسته كننده جلوه می داد . گلوك در چند قاعده دستور جدیدی برای تصنیف اپرا گذاشت . او غالباً از تكرار آریا به صورت Da capo احتراز می كرد . به رسیتاتیف بیشتر جنبه خطابه Declamation داد و آن را ازحال تصنعی درآورد .

 


استعمال كلاوسن را به جای باس پیوسته موقوف كرد و به جای آن اركستری شامل سازهای زهی و بادی به كار برد . در مواردی كه برای نمایش فعل یا حادثه ای موسیقی قطع می شد گلوك پاساژهایی با موسیقی اركستر قرار داد تا وحدت و بستگی آهنگهای اپرا محفوظ بماند .

با وجود این ملاحظات ، گلوك قواعد روشنی برای ساختن اپرا وضع نكرده بود . موتسارت بعد از او در این رشته كار كرد و اگرچه او تئوریسین نبود با این حال رسیتاتیف و آریا را كاملاً از هم مجزا كرد به این جهت غالباً رسیتاتیف ساده و بدون همراهی كامل اركستر Recitativo Secco را ترجیح می داد در اپراهای آلمانی موتسارت به ایده رمانتیك بسیار نزدیك شد چنانكه «نی سحرآمیز» او نمونه كاملی از زنیگ شپیل Singsoiel آلمانی است .

وبر نخستین آهنگساز آلمانی است كه اپرای ملی آن كشور را بنا گذاشت و با هم آهنگی آواز ، اركستر و موضوع داستان بیش از آهنگسازان گذشته به اپرا جنبه نمایشی داد .

واگنر یك مرد تآتر بود و از این حیث كار او در موسیقی با آهنگسازان دیگر فرق داشت . او اختلاف رسیتاتیف و آریا را تقریباً از میان برد و با توجه به دیالوگ قدیم آلمان آواز را به بیان واقعی تآتر نزدیك كرد .

او برخلاف آهنگسازان اپرای ایتالیایی كه به زیبایی آواز توجه داشتند سعی كرد موسیقی را بیش از پیش با حالت مكالمه تطبیق دهد و در این مورد آوازهای توأم دو نفری ، سه نفری و چند نفری را حذف كرد تا در مكالمات اپرا هر خواننده به تنهایی آواز بخواند و مفهوم كلمات روشن باشد . به علاوه صحنه های تفریحی و بالت را برانداخت تا اثر درام به واسطه موسیقی خارج از نمایش از بین نرود . اورتورهایی كه واگنر در مقدمه اپرا قرار داده روی نظر گلوك برای آماده كردن ذهن حضار به جریان درام ساخته شده و در این مورد آثار او بیش از گلوك توصیفی است .

با این قوانین سخت واگنر توانست موسیقی عمیق و پرمایه ای كه حاوی نكات فنی بسیار بود به وجود آورد ولی به همان نسبت از عده كسانی كه قادر به درك موسیقی او بودند كاسته شد و به این جهت لیست و كنتس داگو هنر واگنر را «هنر اینده» نام گذاشتند .

واگنر نیز متوجه این نكته بود و خود در گزارشی كه در 31 مارس 1865 برای ایجاد مكتب موسیقی آلمان به لودویك دوم پادشاه باویر تقدیم كرد نوشت : «كنسرت ها و تآترهای عامیانه بنا به مقتضای روز است . من معتقدم كه نباید هیچ مانعی در برابر ذوق مردم عادی برای تفریح آنها گذاشت . اما به همان اندازه كه ملت به ارضای احتیاجات خود نیازمند است، ما هم باید با دقت بسیار آنها را به هدف عالی موسیقی متوجه كنیم تا هنری كه واقعاً ذوق و سلیقه آنها را پرورش دهد در طریق خود بسط یابد .»


آرامگاه واگنر و همسرش


آنتون بروكنر

آنتون بروكنر A.Bruckner (سالهای 1824-1896)

یكی از آهنگسازان بزرگ رمانتیك است كه به طور عمیقی تحت تأثیر واگنر واقع شد . بروكنر در كودكی اصول اولیه موسیقی را از پدرش آموخت و در كلیسای سن فلوریان در آواز دسته جمعی پسران شركت كرد . پس از تحصیلات متوسطه در 1831 به شغل آموزگاری پرداخت اما چندی بعد او را به عنوان جریمه به كر نسترف منتقل كردند . در این قریه بروكنر وقت كافی برای اشتغال به موسیقی پیدا كرد و چند قطعه موسیقی مذهبی تصنیف كرد . وقتی در 1845 به آموزگاری كلیسای فلوریان انتخاب شد در آنجا نوازندگی ارگ را هم به عهده گرفت و پس از چندی در وین تحصیل كنتر پوان را آغاز كرد . در این دوره بروكنر با آثار واگنر آشنا شد و تحت تأثیر او به تصنیف چند قطعه موسیقی اركستر پرداخت .


در ملاقاتی كه بین بروكنر و واگنر اتفاق افتاد هر دو آهنگساز نسبت به هم محبت زیادی پیدا كردند . واگنر در مورد او گفته بود : «من تنها یك نفر را می شناسم كه با بتهون قابل مقایسه است و او بروكنر است .»

بعد از اجرای «حلقه نیبلونگ» بروكنر به شیوه واگنر سنفونی شماره 3 را كه گاهی به نام سنفونی واگنر خوانده می شود تصنیف كرد . این سنفونی كه به سال 1877 در انجمن دوستداران موسیقی وین به رهبری بروكنر اجرا شد با وجود عمق وارزش علمی مورد توجه حضار واقع نشد و هنوز سنفونی به پایان نرسیده بود كه مردم از سالن بیرون رفتند و فقط ده نفر باقی ماندند كه یكی از آنها گوستاو مالر G.Mahler شاگرد بروكنر بود .

تخصص بروكنر در نواختن ارگ بود او به مذهب كاتولیك خود علاقه بسیار داشت و با ایمان مذهبی شش مس ، یك ركویم ، آوه ماری ، ته دئوم و پسالموس نوشت كه از شاهكارهای موسیقی كورال است .

در آهنگهای بروكنر یك نوع حالت خلسه عارفانه mystique وجود دارد كه آرزوی او را در جستجوی عالم بالاتری بیان می كند .یكی از موسیقی شناسان معاصر او می گوید :


هیتلر در حال احترام به تندیس بروكنر

«بروكنر مانند مرد مستی آهنگ می سازد .» در این مورد بروكنر بیش از همه از موسیقی بتهون و واگنر الهام گرفته است ولی در مقام مقایسه می توان او را با سزار فرانك برابر دانست .

 از بروكنر 6 سنفونی به یادگار مانده است كه سنفونی چهارم (رمانتیك) و مخصوصاً سنفونی هفتم درمی ماژور بیش از همه معروف است . سنفونی نهم در ر مینور به سال 1894 نوشته شد ولی بروكنر به اتمام آن توفیق نیافت به همین جهت سنفونی نهم به «سنفونی ناتمام بروكنر» مشهور است . دیگر از آثار موسیقی بروكنر اورتور سل مینور و كوئینتت زهی در فاماژور است .


پتر كرنلیوس

پتركرنلیوس Peter Cornelius (سالهای 1824-1874)

از آهنگسازان رمانتیك آلمان است كه به خصوص به واسطه اپرای «ریش تراش بغداد» شهرت یافت . این اپرا را نخست فرانس لیست به سال 1859 در وایمار به مورد اجرا گذاشت .از آثار دیگر كرنلیوس چند آواز دسته جمعی و لیدهای اوست كه در آلمان شهرت بسیار دارد .


یوهان برامس

زندگانی برامس

یوهان برامس (سالهای 1833-1897)

یوهان برامس Johannes Brahms در 7 مه 1833 در هامبورگ متولد شد . پدرش مرد فقیری بود كه در اركستر تآتر هامبورگ كنترباس می نواخت .

یوهان در شش سالگی پیانو و مقدمات موسیقی را نزد پدرش آموخت . به علاوه به آثار ادبا و نویسندگان آلمانی آشنا شد و او هم مانند شومان به هوفمان و ریختر علاقه بسیار پیدا كرد .

در ده سالگی تئوری موسیقی پیانو را نزد ماركسن Marxen تكمیل كرد و از همان وقت به تصنیف آثار موسیقی پرداخت . در سال 1849 كه 16 سال از عمرش می گذشت در كنسرت یكی از كارهای خود فانتزی روی یك والس را روی پیانو اجرا كرد .


آشنایی برامس با رمنیی Remenyi ویولونیست یهودی مجارستانی برای او راه نوی در تصنیف موسیقی گشود . رمنیی رقصها و آهنگهای محلی مجارستان را به برامس معرفی كرد و با این اطلاعات برامس توانست متجاوز از بیست رقص مجار تصنیف كند .

در كنسرتی كه برامس به سال 1853 داد سونات كرویتزر بتهون را برای پیانو تنظیم و اجرا كرد . در این كنسرت یوآخیمJoachim ویولونیست بزرگ آلمانی حضور داشت و چون به استعداد برامس در تنظیم و تصنیف آهنگ پی برد با او دوست شد و برای تكمیل تحصیلات موسیقی او را به لیست و شومان معرفی كرد .

برامس در همان سال به ملاقات شومان به دوسلدرف رفت و در آنجا به دیدار كلارا نیز نائل شد. زن و شوهر موسیقی دان او را به مهربانی پذیرفتند و با او دوست شدند و برامس مدتی نزد آنها بود . بار دیگر وقتی به سال 1854 برامس از بیماریشومان اطلاع یافت برای كمك به خانواده شومان و مخصوصاً كلارا به دوسلدرف رفت و تا مدتی بعد از مرگ شومان (1856) اكثر اوقات خود را در این شهر می گذرانید .

در این مدت برامس چنان شیفته كلارا شده بود كه بعد از مرگ شومان خیال ازدواج او را داشت اما كلارا كه چهارده سال از او بزرگتر بود پیشنهادش را نپذیرفت و برامس تا آخر عمر عشق كلارا را در دل داشت و با زن دیگری ازدواج نكرد .

در سال 1859 برامس كنسرتوی پیانو شماره 1 را در لایپزیك اجرا كرد . این كنسرتو كه از حیث سبك موسیقی ادامه كار آهنگسازان كلاسیك بود از لحاظ اركستر اهمیت بسیار داشت و به همین جهت عده ای از منتقدین آن را «سنفونی همراه با پیانو» نام گذاشتند .

در سال 1862 برامس به وین رفت و از آن وقت تا آخر عمر به جز چند سفر موقت در آن شهر اقامت گزید در واقع تاریخ زندگی او از این زمان منحصر به اجرای كنسرت ها و ساختن آهنگ بود و در این زمینه چهار سنفونی ، ركویم آلمانی و كنسرتوی ویولون و اورتورها و آثار موسیقی مجلسی و قطعات پیانو بسیار به وجود آورد .

وقتی در سال 1896 كلارا شومان وفات یافت برامس به سختی افسرده شد و سلامت خود را از دست داد . پس از آخرین كنسرت خود در 7 مارس 1897 چندی بستری بود تا آنكه بالاخره در 3 آوریل همان سال به سن 64 سالگی در وین درگذشت .

 


آثار برامس

برامس در موسیقی از پیروان مكتب بتهون بود و از این حیث كار او را ادامه مكتب كلاسیك- رمانتیك باید دانست .

از نظر اصول برامس با مكتب رمانتیك واگنر و لیست كه در آن زمان به نام «مكتب جدید آلمان» و «هنر اینده» مشهور شده بود به شدت مخالفت ورزید و طی اعلامیه اعتراض آمیزی كه به اتفاق یوآخیم در سال 1860 منتشر كرد روش بانیان این مكتب را كه به اصول گذشتگان پایبند نبودند مورد انتقاد و حمله قرار داد .

آثار پیانوی برامس كه از مهمترین تصنیفات او شمرده می شود اكثر به فرم كلاسیك است . از سه سونات پیانو (اپوس 1 در اوت ماژور ، اپوس 2 در فا دیز مینور و اپوس 5 در فا مینور) سونات فا دیز مینور كه برامس در 19 سالگی تصنیف كرده بسیار مشهور است . علاوه بر آن راپسودی ها ، فانتزی ها و بالادها و اینترمتسوهای برامس نیز از آثار برجسته پیانو است .

برامس چند واریاسیون روی تم های شومان ، هندل و پاگانینی برای پیانو نوشته است . واریاسیون پاگانینی روی یك تم از كاپریس بیست و چهارم است كه لیست هم یك اتود روی آن ساخته است .

دیگر از كارهای برامس در موسیقی پیانو والس ها ، لندلرها Landler و رقص های مجار است . از رقص های مجار برامس رقص شماره 4 ، 5 و 6 معروف تر است و او آنها را برای دو پیانو و همچنین اركستر هم تنظیم كرده است .

در موسیقی مجلسی ، برامس سه سونات ویولون، دو سونات ویولون سل ، شش كوارتت، سه كوئینتت و دو سكستت زهی به یادگار گذاشته است .

برامس در موسیقی اركستر ابتدا واریاسیون روی یك تم هایدن را به سال 1873 نوشته سپس به تصنیف سنفونی پرداخت ، در این زمینه برامس چهار سنفونی نوشته است كه برخلاف سنفونی های آهنگسازان رمانتیك هیچ گونه تفسیری ندارد ولی از حیث ارزش فنی قابل توجه است . برامس می گفت : «اگر ما نمی توانیم مانند موتسارت و هایدن آثار زیبا بنویسیم لااقل باید بتوانیم مانند آنها درهارمونی و كنترپوان دقت كنیم .» و این عقیده با سنفونی های برامس كاملاً مطابق است چون در سازبندی و هارمونی محكم است اما ظرافت و زیبایی آثار كلاسیك را ندارد.


برامس فقط دو اورتور یكی به نام اورتور جشن آكادمی و دیگری به عنوان اورتور تراژیك ساخته است كه به اندازه سنفونی های او اهمیت دارد . مهمترین كار برامس در موسیقی اركستر كنسرتوهای اوست و در واقع این رشته از آثار او بهترین نمونه موسیق كلاسیك است. كنسرتوی اول پیانو در ر مینور اپوس 15 طوفانی از احساسات و ذوق و تكنیك برامس است و همچنین كنسرتوی دوم در سی بمل ماژور اپوس 83 از كارهای بسیار مهم پیانو و اركستر است .

كنسرتوی ویولون برامس كه از هر حیث با كنسرتوی ویولون بتهون برابری می كند در سال 1878 برای یوآخیم نوشته شده است . علاوه بر این برامس یك دوبل كنسرتو برای ویولون و ویولون سل در لا مینور ساخته كه در نوع خود بسیار قابل توجه است .

در موسیقی آوازی برامس در حدود 200 لید نوشته كه بسیاری از آنها مانند «لالایی» ، وفای عشق Liebestreu و چهار آواز جدی معروف اند .

راپسودی برای آلتو ، آواز جمعی مردها و اركستر نیز از آثار جذاب برامس است .

در موسیقی مذهبی برامس یك ركویم ساخته است اما به جای زبان لاتینی آن را به آلمانی درآورده به این جهت آن را «یك ركویم آلمانی» نام گذاشت .

از آخرین آثار برامس یازده پرلود برای ارگ است كه چند ماه پیش از مرگش تصنیف شده است .


یوزف یوآخیم

یوزف یوآخیم Joseph Joachim (سالهای 1831-1907)

از بزرگترین ویولونیست های یهودی آلمان بود كه آثاری در موسیقی مجلسی مخصوصاً ویولون و سازهای دیگر زهی به یادگار گذاشت . یوآخیم به واسطه دسته كوارتت خود كه معروفترین آثار موسیقی آلمان را به مورد اجرا می گذاشت در سراسر جهان شهرت یافت . از كارهای موسیقی او سونات ویولون و چند واریاسیون باقی مانده است . كادانسی كه او برای كنسرتوی ویولون بتهون و برامس نوشته اغلب در كنسرتهای امروز اجرا می شود . به علاوه او یك اورتور برای كمدی گوتسی Cozziنوشته كه در 1902 انتشار یافت .


ماكس بروخ

ماكس بروخ Max Bruch (سالهای 1838-1920)

یكی دیگر از آهنگسازان این دوره است كه در زمان برامس از رقبای او شمرده می شود . ماكس بروخ چند كنسرتو برای ویولون نوشته است كه كنسرتوی شماره 1 در سل مینور بسیار معروف است . یكی از آثار زیبای بروخ كه برای ویولون سل و اركستر نوشته شده كل نیدری Kol Nidrei آهنگ مذهبی یهودی است . بروخ با آنكه مذهب یهود نداشت این ملودی یهودی را كه از آهنگهای قدیم اسراییل است برای قطعه عالی خود انتخاب كرد. به علاوه او یك اورتوریو هم برای «موسی» نوشت .

بروخ در موسیقی آوازی نیز آثاری دارد از جمله چند لید روی اشعار گوته ، شیللر و گایبل Geibel تصنیف كرد . چند آواز دسته جمعی از جمله صحنه هایی از داستان فریتیف Frithjofsage از او به یادگار مانده است.


موسیقی سبك و اپرت

موسیقی سبك كه از قدیم مورد توجه مردم و آهنگسازان بود در نیمه اول قرن 19 با ایجاد رقص والس در آلمان به خصوص در شهر وین پیدا شد و به زودی مكتب جداگانه ای در موسیقی آلمان به وجود آورد .

موسیقی سبك در دوران گذشته به صورت های مختلف وجود داشت در واقع سویت های اركستر یوهان سباستیان باخ و هندل یا دیورتیسمان های موتسارت نوعی موسیقی سبك بود كه به ذوق مردم تصنیف می شد . به همین ترتیب بتهون و شوبرت نیز چند رقص آلمانی برای اركستر نوشته اند .

یوزف لانر J.Lanner (سالهای 1801-1843) از آهنگسازان اطریش نخستین كسی بودكه فرم سه ضربی والس را ابتكار كرد به زودی رقص والس در وین و پس از آن در سراسر آلمان متداول شد و جای منوئه را در دربارها و مجالس اشرافی گرفت .

لانر در حیات كوتاه خود اركستر باشكوهی ترتیب داد و قریب دویست والس از تصنیفات خود را به مورد اجرا گذاشت .

بسیاری از آهنگسازان بزرگ قرن 19 مانند وبر ، شوبرت و برامس از والس های لانر استقبال كردند و به خصوص برای پیانو والس هایی نوشتند .

یوهان اشتراوس Johann Strauss (سالهای 1804-1849) در اركستر لانر رهبر دوم اركستر بود و چند بار به كشورهای خارجی سفر كرد و والس وینی را در اروپا مشهور كرد . از آثار یوهان اشتراوس والس گابریل و بایادرBajaderen Walzer به علاوه مارش رادتسكی Radetzky كه اشتراوس به نام سپهبد بزرگ اطریشی نوشته بسیار معروف است اما آهنگسازی كه به نام «پادشاه والس» معروف شد فرزند یوهان اشتراوس بود كه او هم یوهان اشتراوس نام داشت .


یوهان اشتراوس

یوهان اشتراوس (سالهای 1825-1899)

از كودكی تحت نظر پدرش به موسیقی آشنا شد . با آنكه اشتراوس (پدر) نمی خواست كه فرزندش مانند او موسیقیدان باشد معهذا یوهان در سال های تحصیل به تصنیف موسیقی پرداخت و در 1844 اركستری تشكیل داد و خود ایستاده در اركستر ویولون می نواخت .

اركستر یوهان اشتراوس به زودی شهرت یافت و كنسرت های یوهان اشتراوس پدر را از رونق انداخت.

 یوهان اشتراوس والس را از صورت ابتدایی درآورد و شكل پوئم سنفونیك به آن داد و در این زمنیه والس هایی مانند زندگانی هنرمند ، خون وینی ، هزار و یك شب ، گل سرخ جنوبی ، ندای بهاری ، داستانی از جنگل وین ، شراب و زن و آواز و روی دانوب زیبای آبی نوشته است.

بعضی از والس های اشتراوس با مقدمه آهسته ای شروع می شود و پس از آهنگ والس در خاتمه به كودای تند و مهیجی مختوم می گردد . از این حیث والس های اشتراوس جنبه كلاسیك دارد و در بین آنها «داستانی از جنگل وین» و «روی دانوب زیبای آبی» شاهكار اوست .

اشتراوس متجاوز از 400 والس ساخته است كه طی مسافرت های او به پاریس ، برلین ، لندن و پترزبورگ در سراسر جهان شهرت یافت . علاوه بر آن بعضی از آثار دیگر اشتراوس مانند پولكا Polka ، گالوپ Galoppe و حركت دائم Moto perpetuo نیز معروف است.

هنگام مسافرت ناصرالدین شاه به وین یوهان اشتراوس به مناسبت ورود شاه مارشی به نام ایران نوشت . این «مارش ایرانی» نیز از كارهای معروف اوست .

از آثار دیگر اشتراوس اپرت های اوست كه حاوی زیباترین و بانشاط ترین آهنگهای آن زمان است . اشتراوس نخستین اپرت خود را به نام ایندیگو Indigo در سال 1871 به مورد اجرا گذاشت و پس از آن چند اپرت دیگر مانند كارناوال رم (سال 1873) ، شب پره (سال 1874) ، دستمال ملكه (سال 1880) ، شبی در ونیز (سال 1883) ، بارون تسیگانZigeunerbaron (سال 1885) و پرنسس نینتا Ninetta (سال 1893) شهرت بسیار یافت.

بین این آثار به خصوص اپرت شب پرده و بارون تسیگان از شاهكارهای یوهان اشتراوس است .

از خانواده اشتراوس دو برادر یوهان ، ادوارد و یوزف اشتراوس نیز آهنگساز بودند و آنها نیز چند والس به یادگار گذاشته اند .


فرانس فن سوپه

فرانس فن سوپه Franz von Suppe (سالهای 1820-1895)

از آهنگسازان بزرگ اطریش است كه علاوه بر موسیقی سبك چند كوارتت ، سنفونی و یك ركویم نوشته است . معروفترین آثار سوپه در موسیقی اركستر دو اورتور «سواره نظام سبك» و «شاعر و دهقان» است كه به خصوص از حیث رنگ آمیزی و اركستر قابل توجه است . علاوه بر آن سوپه چند اپرت ساخته كه از بین آنها «گالاته زیبا» و بوكاچینو Boccacio مشهور است .

 


ژاك افن باخ

ژاك افن باخ Jacques Offenbach (سالهای 1819-1880)

فرزند یك خواننده مذهبی در كنیسه كلنی آلمان بود او نام شهر كوچك افن باخ را كه در آن ادوات موسیقی می ساختند به روی خود گذاشت و ژاك افن باخ شد .

ژاك از كودكی به خوبی ویولون می نواخت . در دوازده سالگی به پاریس مسافرت كرد و به كنسرواتور آنجا راه یافت و به آموختن ویولون سل پرداخت . افن باخ در مدت كوتاهی نوازنده زبردستی شد و بعد از پایان كنسرواتور در اركستر اپرا كمیك شغلی گرفت .

در سال 1847 به ریاست اركستر «كمدی فرانسز» منصوب شد و از آن زمان به فكر تصنیف موسیقی و ایجاد اپرتOperette افتاد و با اقتباس از زینگ شپیل Singspiel آلمانی فرم اپرت را در پاریس به وجود آورد .

پیش از افن باخ ، رامو و موتسارت هم اپرا كمیك هایی ساخته بودند كه در زمان خود تقریباً اپرت محسوب می شد . امروز اپرت به نوعی اپرا بوفا Opera bufta اطلاق می شود كه از حیث موضوع كمیك و انتقادی و موسیقی آن به ذوق مردم سبك و نشاط آور باشد . به علاوه در بسیاری از صحنه های اپرت مكالمه عادی وجود دارد و از این حیث آن را یك نوع تآتر كمدی همراه موسیقی و آواز می توان دانست .

افن باخ در 1850 با «آواز فرتونیو» در معرفی این نوع اپرت موفقیت بسیار یافت . ولی شاهكار او به نام «ارفه در دوزخ» به سال 1858 نمایش داده شد . دیگر از آثار معروف او هلن زیبا (سال 1864) و زندگانی پاریسی (سال 1866) است . افن باخ در این زمینه صد اپرت ساخته است كه در اكثر آنها شخصیت های افسانه ای یا داستانی را مورد استهزاء و انتقاد قرار داده است .

در اواخر عمر خود افن باخ به فكر تصنیف اپرای جدی تری افتاد و به این قصد «داستانهای هوفمان» را به موسیقی درآورد . اما پیش از اتمام آن درگذشت . پس از او ارنست گیرو E.Guiraud قسمت های اركستر داستانهای هوفمان را تكمیل كرد و شش ماه بعد از مرگ افن باخ به سال 1881 در اپرا كمیك پاریس به مورد اجرا گذاشت .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*