بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم آهنگسازان فرانسه و ایتالیا در نیمه دوم قرن 10

موسیقی فرانسه و ایتالیا در دو ثلث قرن 19 منحصر به تآتر و اپرا بود . تنها یك آهنگساز فرانسوی ، هكتور برلیوز ، تحت تأثیر مكتب رمانتیك آلمان آثاری در موسیقی سنفونیك به یادگار گذاشت و پس از آن تا زمان سن سانس به جز به طور استثنایی به موسیقی سازی توجه نشد . با این حال دو تن از موسیقی شناسان بزرگ فرانسه آلكساندر شورون A.Choron (سالهای 1772-1830) و لوئی نیدرمیر L.Niedermeyer (سالهای 1802-1861) به تأسیس یك «مكتب موسیقی كلاسیك و مذهبی» نائل شدند و مساعی آنها درنیمه دوم قرن 19 به ایجاد مكتب جدیدی در موسیقی فرانسه منجر شد . اما آهنگسازان ایتالیا تا آخر قرن 19 فقط در موسیقی اپرا كار كردند .


آهنگسازان اپرای فرانسه

آمبرواز توماس Ambroise Thomas (سالهای 1818-1896)

در بیست و یك سالگی به دریافت جایزه رم از كنسرواتور پاریس نائل شد . توما از آهنگسازان اپرا كمیك بود كه در سال 1836 با نمایش «نردبان دو طرفه» در زمره آهنگسازان مشهور پاریس درآمد . باین حال چند بالت و اپرای دیگر او با عدم موفقیت مواجه شد . از كارهای كاملتر او «رؤیای یك شب تابستان» ، ریموند Raymond و كارناوال ونیز است . اما مهمترین اثر او اپرای مینیون Mignon از روی نمایشنامه ویلهلم مایستر Wilhelm Mister اثر گوته به سال 1866 به وجود آمد .

پس از آن توماس دو اثر معروف شكسپیر ؛ هاملت و طوفان را به موسیقی درآورد . از آثار دیگر او دو كانتات ، فانتزی برای پیانو و اركستر چند قطعه موسیقی مجلسی است .


شارل گونو Charles Gounod (سالهای 1818-1893)

از بزرگترین آهنگسازان اپرای فرانسه است . شارل گونو در خانواده هنرمندی به دنیا آمد . پدرش كه در جوانی جایزه رم را گرفته بود در سال 1823 درگذشت و شارل كوچك تحت نظر مادرش كه پیانیست زبردستی بود به تحصیل پیانو پرداخت . چندی نیز نزد رایخا كار كرد و پس از آن به كنسرواتور پاریس وارد شد و در سال 1839 به دریافت جایزه بزرگ رم نائل شد.

 در رم گونو به آثار پالسترینا آشنایی یافت و یك ركویم حاكی از عشق و محبت روحانی نوشت . پس از آن سفری به آلمان كرد و چندی در برلین نزد فانی هنزل خواهر مندلسون مهمان بود و سپس در لایپزیك به ملاقات مندلسون رفت و در آنجا سنفونی اسكاتلندی او را شنید . مندلسون در كلیسای سن توماس چند قطعه از آثار باخ را برای گونو روی ارگ نواخت و شاید تحت تأثیرباخ ،  موتسارت و بتهون ، گونو به نواختن ارگ همت گماشت و مدتی ارگانیست یك میسیون مذهبی بود.

آشنایی او با مادام ویاردو Viardot خواننده معروف فرانسوی باعث شد كه گونو اپرای سافو Sapho را به سال 1851 بنویسد . اما این اپرا كه از حیث سادگی بیان كاملاً نقطه مقابل آثار مایربر بود مورد توجه واقع نشد . به همین ترتیب موسیقی برای چند صحنه از اولیس Ulysse نیز موفقیتی نداشت .


گونو از آن زمان به فكر ایجاد اپرای فاوست افتاد و ضمناً دو مس تصنیف كرد . فاوست در 1859 به پایان رسید و در مارس آن سال به مورد اجرا گذاشته شد . در ابتدا موسیقی شناسان فرانسه این اثر عالی را به خوبی استقبال نكردند و عده ای آن را تقلیدی از سبك واگنر دانستند ، اما این اپرا كه كاملاً از متن نمایشنامه اصلی گوته به موسیقی درآمده بود بعدها از شاهكارهای اپرای فرانسه قلمداد شد .

بعد از فاوست گونو به فكر تحول جدیدی در موسیقی فرانسه افتاد اما از چند اپرا كه بعد از فاوست نوشته شده فیله مون و بوسیس Philemon et Baucis ، ملكه سبا ، كبوتر ، هیچ یك با فاوست برابری نمی كرد . تنها اپرای میری Mireille كه در 1864 در تآتر لیریك پاریس به معرض نمایش گذاشته شد اثر قابل ملاحظه ای بود ولی در اجرای مجدد میری دو صحنه از بهترین قسمت های آن را بدون توجه به ارزش فنی حذف كردند تا آنكه بار دیگر در سال 1939 این دو صحنه به اپرا اضافه شد .

یكی دیگر از آثار بزرگ گونو اپرای رومئو و ژولیت است كه در 1867 به مورد اجرا گذاشته شد و موفقیت بزرگی پیدا كرد . پیش از گونو ، برلیوز هم این نمایشنامه را به موسیقی درآورده بود اما گونو اپرای كاملی از آن تهیه كرد .

در سال 1870 گونو به انگلستان مسافرت كرد و در تمام دوره جنگ آلمان و فرانسه در آن كشور بسر برد از آثار او كانتات سوگواری گالیا Gallia در لندن اجرا شد و نیز پولیوكت Polyeucte را در آن شهر به اتمام رسانید . این اپرا در سال 1878 نمایش داده شد و به خصوص باركارول آن مورد توجه بسیار قرار گرفت .

آخرین اپرای گونو خراج زامورا L.Tribut de Zamora در 1881 به معرض نمایش گذاشته شد . اما یكی دیگر از آثار گونو Maitre Pierre كه حاوی داستان عشق هلوئیز و آبلار Heloise et Abailard بود به واسطه مرگ او به سال 1893 ناتمام ماند . این اپرا كه در 1939 تكمیل و به مورد اجرا گذاشته شد از آثار پرمایه گونو است .

گونو به واسطه سه اپرای فاوست ، میری و رومئو و ژولیت در ردیف بزرگترین آهنگسازان اپرا درآمد . موسیقی او همه حاكی از عشق و آرزوی انسانی است . ملودی های او اغلب بسیار جذاب و خیال انگیز است و گونو در قسمت اركستر هم رنگ آمیزی خاصی به كار برده است .


ارنست ریر Ernest Reyer (سالهای 1823-1909)

یكی از پیروان مكتب واگنر در فرانسه است . ریر قسمتی از دوران كودكی را در انگلستان گذرانید و وقتی به پاریس آمد بابرلیوز دوست شد . ریر در موسیقی تحصیل زیاد نكرد اما او با مطالعه آثار آهنگسازان به موسیقی آشنا شد و به خصوص به وبر و گلوك علاقه بسیار پیدا كرد .

نخستین اثر او یك غزل سنفونی به نام سلام Le Selam بود كه به سال 1850 اجرا شد . بالت ساكونتالا Sakountala كه كرگرافی آن توسط پتیپا Petipa تهیه شده بود نام او را مشهور كرد . وقتی به سال 1862 یكی از آثار ریر ، اروستراتErostrate در شهر بادن آلمان نمایش داده شد ملكه پروس یك نشان عقاب قرمز به او اعطا كرد .

ریر پس از بیست و سه سال خاموش شد و كار مهمی در موسیقی انجام نداد تا آنكه در 1884 اپرای سیگورد Sigurd را كه در آن مانند آثار واگنر از لایتموتیف استفاده كرده بود به مورد اجرا گذاشت . آخرین و معروفترین اثر ریر ، سالامبوSalammbo از روی رمان گوستاو فلوبر به موسیقی درآمد و در 1890 نمایش داده شد . پس از آن ریر به انتقاد آثار موسیقی در مجله Debats اكتفا كرد و تا آخر عمر آهنگ نساخت .


ژرژ بیزه Georges Bizet (سالهای 1838-1875)

فرزند یك معلم آواز بود و از كودكی نزد پدرش به موسیقی آشنا شد . در سالهای تحصیل كنسرواتور بیزه به اخذ كلیه جایزه ها نائل شد و بالاخره در 1857 جایزه رم را گرفت . آشنایی بیزه با هالوی استاد كنسرواتور باعث شد كه سرانجام دختر او را به زنی بگیرد .

بیزه در رم یك اپرا بوفا به نام دن پركوپیو Don Precopio نوشت به علاوه یك غزل سنفونیك به نام واسكودگاما تصنیف كرد . پس از مراجعت به پاریس در 1863 صیادان مروارید را به وجود آورد .این اپرا نخستین اثر معروف بیزه بود كه به خصوص آواز دو نفری نادروزوركا و آواز لیلا به آهنگ بسیار جذابی تصنیف شده است.


اپرای دختر زیبای پرث La Jolie Fille de Perth در 1867 از روی داستانی كه والتر اسكات نوشته بود اقتباس شد .

با آنكه این اپرا از بسیاری جهات ضعیف بود معهذا بعضی از قطعات اركستری آن نواهای دلكشی  داشت ، به همین جهت آن را جداگانه به صورت سویت درآوردند و امروز سویت دختر زیبای پرث بسیار مشهور است .

در 1872 اپرای جمیله به وجود آمد ولی موفقیت خوبی نداشت اما در همین سال قطعاتی كه بیزه برای آرلزینArlesienne اثر آلفونس دوده نوشته بود یك اثر عالی موسیقی تلقی شد.

از همین زمان از طرف اپرا كمیك تصنیف كارمن Carmen كه پروسپر مریمه P.Merime آن را نوشته بود به بیزه پیشنهاد شد . بیزه این اپرا را بعد از حك و اصلاح بسیار در 1875 به پایان رسانید .

كارمن كه امروز یكی از مشهورترین اپراهای جهان است در ابتدا با نظریات مختلفی مواجه شد و بعضی از تماشاگران آن را مورد استهزاء قرار دادند و در شب نمایش سوت كشیدند . اما به تدریج كارمن مقام حقیقی خود را احراز كرد ، در حالی كه بیزه موفقیت آخرین اثر خود را مشاهده نكرد زیرا سه ماه بعد از نمایش كارمن در سی و هفت سالگی درگذشت .

آثار بیزه متفاوت است . سنفونی در اوت ماژور كه بیزه در 17 سالگی نوشته كاملاً به سبك كلاسیك است . به علاوه او چند قطعه به فرم آزاد مانند اورتور و قطعاتی برای پیانو دارد كه بین آنها سویت بازی كودكان معروف است .


پوستر اپرای كارمن

در حقیقت بیزه با دو اثر بزرگ ارلزین و كارمن شاهراه خود را یافته بود ولی اجل مهلتش نداد و آهنگساز جوان پیش از آنكه ذوق و استعدادش به ثمر برسد وفات یافت . با این حال همین دو اثر كافی است كه او را در ردیف آهنگسازان بزرگ فرانسه قرار دهد .


لئو دلیب Leo Delibes (سالهای 1836-1891)

در كنسرواتور پاریس شاگرد آدام و بازن Bazin بود . پس از پایان تحصیلات مدتی در كلیسای سن ژان و سن فرانسوا ارگ می نواخت و در 1865 به رهبری آواز دسته جمعی اپرای پاریس منصوب شد . تا آن زمان دلیب چند اپرا كمیك تصنیف كرده بود اما نخستین اثر معروف او بالت چشمه La Source بود كه در 1868 به مورد اجرا گذاشته شد . پس از آن با دو بالت دیگر به نام گوپلیا Coppelia (سال 1870) و سیلویا Sylvia (سال 1876) دلیب تحول جدیدی در موسیقی بالت به وجود آورد .تا آن زمان موسیقی بالت فقط برای همراهی با رقص به كار می رفت و وظیفه عمده ای نداشت .


اما دلیب با ایجاد این دو بالت كه از حیث تنوع ریتم و ملودی و استحكام هارمونی و زیبایی رنگ اركستر اهمیت فراوان داشت راه نوی برای آهنگسازان بالت باز كرد و به زودی كوپلیا و سیلویا نمونه كاملترین نوع موسیقی بالت شد .

ازكارهای دیگر دلیب اپرا كمیك «شاه چنین گفت» و مخصوصاً اپرای لاكمه Lak me كه در سال 183 نمایش داده شد بسیار معروف است . آخرین اثر دلیب كاسیا Kassya به واسطه مرگ آهنگساز ناتمام ماند و پس از او ماسنه آن را تكمیل كرده و در 1893 به مورد اجرا گذاشت .


امانوئل شابریه E.Chabrier (سالهای 1841-1894)

در زمان حیات خود ناشناس بود . او هم مانند ریر فوق العاده به آثار واگنر علاقه داشت در هنرهای دیگر شیفته مكتب امپرسیونیست نقاشی و مكتب سنبولیست ادبیات بود و با پیروان مكتب فرانك دوستی داشت . در سی و شش سالگی اپرای ستاره L'Etoile را با موفقیت نمایش داد . اما مهمترین اپرای او گواندولین Gwendoline به واسطه اقتباس از سبك واگنر در اپرای پاریس رد شد و به همین جهت نخست در 1886 در بروكسل به معرض نمایش گذاشته شد .

از آثار موسیقی سازی شابریه سویت پاستورال ، مارش شادمانی ، مالاگوئنا Malaguena و مخصوصاً راپسودی اسپانیول «اسپانیا» بسیار معروف است .


ژول ماسنه Jules Massenet (سالهای 1842-1912)

از پیشوایان بزرگ اپرای فرانسه است . ژول ماسنه بیستمین فرزند یكی از افسران ارتش بود كه بعد از انقلاب 1848 به پاریس آمد . ماسنه در 1851 وارد كنسرواتور شد و به تحصیل پیانو و تصنیف آهنگ پرداخت و در 1863 به دریافت جایزه اول رم نائل شد .

در زمان اقامت رم ، ماسنه یك اورتور سنفونیك ، یك ركویم و درام مذهبی ماریا ماگدالن را تصنیف كرد . پس از مراجعت پاریس چند قطعه موسیقی سازی مانند دو فانتزی برای اركستر ، سویت شماره 1 ، صحنه های مجار و اورتور فدر Phedre را به وجود آورد . اما مهمترین آثار او از زمانی كه در موسیقی اپرا كار كرد به وجود آمد . در این زمینه هرودیاد Herodiade در 1881 و مانون در 1884 ، سید Le Cid در 1885، ورتر Werther در 1892 و تائیس در 1894 نمایش داده شد . پس از آن دلقك نوتردام در 1902 نیز اهمیت یافت و دن كیشوت Don Quichotte با شركت شالیاپین در 1910 به مورد اجرا گذاشته شد .

ماسنه در آثار خود ظرافت و زیبایی خاصی به كار برده و از این حیث آثار او با كارهای دبوسی قابل ملاحظه است .

 


آهنگسازان اپرت

بعد از مسافرت افن باخ به پاریس ، موفقیت بزرگ اپرت های او باعث شد كه بعضی از آهنگسازان فرانسوی در این رشته كار كنند . بین آنها هروه Herve (سالهای 1825-1892) با نمایش اپرت چشم دریده ، فاوست كوچك ، تاج و مخصوصاً مامزل نیتوش Mam'zelle Nitouche اهمیت بسیار یافت . همچنین لوكك Lecocq (سالهای 1832-1918) با بالت دو كبوتر و اپرا كمیك مادام كریزانتم Mme Chrysantheme در عصر خود مقام بزرگی پیدا كرد و مدتی به ریاست اپرای كاونت گاردن در لندن و همچنین اپرای پاریس انتخاب شد .


آهنگسازان موسیقی سازی فرانسه

كامی سن سانس Camille Saint-Saens (سالهای 1835-1921)

با آنكه آثار زیادی در موسیقی اپرا به وجود آورده معهذا مهمترین كار او در آثار موسیقی سازی است ، سن سانس از سنین كودكی به موسیقی آشنا شد و توانست در پنج سالگی در حضور جمع كثیری پیانو بنوازد و در ده سالگی نخستین بار رسیتال بدهد .

در كنسرواتور برای مسابقه جایزه رم آماده شد اما موفقیت نیافت با این حال مایوس نشد و سنفونی اول خود را در 1853 به مورد اجرا گذاشت و پس از آن كوئینتت ، كنسرتوی پیانو ، كنسرتوی ویولون و بالاخره سنفونی دوم خود را نوشت .


در سال 1861 به عنوان استاد پیانو در مكتب نیدرمیر به تدریس مشغول شد و چندی بعد با عروسی پرومته Prometheeدر مسابقه بین المللی جایزه نخست را دریافت كرد . از سال 1868 سن سانس به تهیه اراتوریوی سامسون و دلیله شروع كرد ولی تكمیل آن قریب ده سال به طول انجامید و سرانجام به صورت اپرای سامسون و دلیله درآمد . این اپرا كه معروفترین اثر سن سانس درموسیقی اپراست در سال 1877 به كمك فرانس لیست در وایمار به مورد اجرا گذاشته شد.

سن سانس تحت تأثیر لیست به تصنیف چهار پوئم سنفونیك پرداخت و از آنها چرخ اومفال Le Rouet d' Omphale در 1878 ، فایتون در 1873 رقص مردگان و جوانی هركول در 1877 به پایان رسید .

از كارهای دیگر سن سانس سنفونی سوم همراه ارگ ، سویت الجزیره ، پنج كنسرتوی پیانو ، سه كنسرتوی ویولون و كنسرتوی ویولون سل ، یك راپسودی ، یك سپتت با ترومپت ، انترودكسیون و رندو كاپریچیوزو برای ویولون و اركستر اهمیت شایسته ای در موسیقی سازی دارد . سن سانس قطعه دیگری به نام كارناوال حیوانات ساخته كه بعد از مرگ او به مورد اجرا گذاشته شد .

از اپراهای متعدد سن سانس تنها فرینه Phryne كه در سال 1893 به پایان رسید به اندازه سامسون و دلیله شهرت یافته است .

فرانسویها سن سانس را بانی مكتب كلاسیك جدید می خوانند . اما بهتر است او را هم مانند برامس پیرو مكتب كلاسیك- رمانتیك دانست . موسیقی او در عین ظرافت دارای هارمونی پرمایه و تكنیك عالی است و از ملودیهای بانشاط و محرك به وجود آمده است . به همین جهت آثار سن سانس در اغلب كنسرت ها اجرا می شود و اثر خوبی در روح شنونده می گذارد .


ادوارد لالو Edouard Lalo (سالهای 1823-1892)

خانواده لالو اصلاً اهل اسپانیا بودند كه به فرانسه مهاجرت كرده در فلاندر مسكن گزیدند ، ادوارد لالو از جوانی علاقه زیادی به موسیقی پیدا كرد و ابتدا اصول آن را نزد باومان Baumann نوازنده ویولون سل آلمانی كه در اركستر بتهون و هایدن شركت داشت فراگرفت. لالو به زودی در نواختن ویولون تخصص یافت و در شانزده سالگی به كنسرواتور پاریس وارد شد .

نخستین آثار او یك تریو و یك سونات ویولون بود و پس از آن نیز در موسیقی مجلسی كارهای عمده ای به وجود آورد .

 


مهمترین آثار او دیورتیسمان و سنفونی اسپانیول برای ویولون و اركستر در 1875 تصنیف شد . راپسودی نروژی در 1879 ، كنسرتوی ویولون سل ، كنسرتوی پیانو در فا مینور و سنفونی در سل مینور در 1887 به وجود آمد .

در موسیقی اپرا لالو ، پادشاه ایس Le Roi d' Ys را به سال 1878 به پایان رسانید . این اپرا امروز از بهترین آثار اپرای فرانسه شمرده می شود و به خصوص از حیث اركستر مانند اپراهای واگنر غنی و پرمایه است .

سزار فرانك Cesar Frenck (سالهای 1822-1890)

از بزرگترین آهنگسازان موسیقی فرانسه است و او در 10 دسامبر 1822 در لیژ ، بلژیك به دنیا آمد و اصول موسیقی را از اوان كودكی در آن شهر فراگرفت سپس به پاریس آمد و مدتی با تسیمرمان كار كرد و در كنسرواتور برای نواختن پیانو یك جایزه افتخار به او دادند . در دوران تحصیل جایزه اول فوگ را گرفت ولی با وجود مهارت فوق العاه در پیانو فقط به دریافت جایزه دوم ارگ نائل شد . سزار فرانك بین استادان موسیقی بیش از همه تحت تأثیر رایخا پیانیست آلمانی قرار گرفت . رایخا به او فن تغییر مقام و انتخاب تنالیته های جدید را آموخت .

در سال 1842 سزار فرانك سه تریو تصنیف كرد و از آن زمان تا آخر عمر به تعلیم پیانو اشتغال داشت . مدتی نیز ارگانیست كلیسای سن كلوتید بود و در آن اوقات اراتوریوی روت Ruth را نوشت اما آثار سزار فرانك در زمان حیات او مورد توجه قرار نگرفت . زیرا كارهای او بسیار عمیق و پرمایه بود و به جز چند تن از آهنگسازان و نوازندگان كه بعد از او «گروه فرانكیست» را به وجود آوردند دیگران به او توجهی نداشتند .

سزار فرانك در موسیقی سازی و موسیقی مذهبی آثار بزرگی دارد . پوئم سنفونیك های او مانند Les Eolides و شكارچی نفرین شده ، جین و پسیشه Psyche دارای لحن كاملاً رمانتیك است ، واریاسیون سنفونیك برای پیانو و اركستر و مخصوصاً سنفونی ر مینور شاهكار او در موسیقی اركستر است .

در موسیقی مجلسی سزار فرانك سونات لا ماژور برای ویولون و پیانو ، كوارتت در ر ماژور و كوئینتت در فا مینور را به یادگار گذاشته است . سزار فرانك بر اثر سانحه ای در 8 نوامبر 1890 درگذشت .

شیوه موسیقی سزار فرانك به خصوص در دوره سوم آثارش به مكتب كلاسیك نزدیك است. او به خصوص تحت تأثیر بتهونچند تم مشخص را در تمام قسمت های سه گانه یا چهارگانه سونات ، قطعات مجلسی و سنفونی بسط می دهد و پس از تغییر شكل و تغییر حالت در خاتمه با نوای پیروزمندانه تم ها را به پایان می رساند و به این ترتیب بین آهنگ های مختلف یك قطعه وحدت ایجاد می كند . این طریقه كه بعد از سزار فرانك مورد توجه بسیاری از آهنگسازان واقع شد به فرم دوری Cycliqueمعروف شده است .

در آثار فرانك استعمال فرم های قدیم بسیار دیده می شود . اما در عین حال پاساژهای كرماتیك (نیم پرده) و مدولاسیون مخصوص او لحن جدیدی به موسیقی داده است .

هانری دوپارك H.Dupare (سالهای 1848-1933)

از شاگردان سزار فرانك بود . آثار او منحصر به كارهای پیانو و آواز است . تنها یك قطعه برای اركستر به نام لئونور در 1875 نوشته است .

از قطعات پیانوی او «برگ های پرنده» پوئم نكتورن ، لندلر Landler معروفتر است . اما مهمترین كارهای او در تصنیف ترانه ها و لیدها است . از این حیث دوپارك مقام شوبرت را در فرانسه دارد . از بین ترانه های او آهنگ محزون Chanson triste و «دعوت به مسافرت» معروف است .

از آهنگسازان دیگر این دوره شارل ماری ویدور Ch.M.Widor دارای ده سنفنی برای ارگ ، واریاسیون و فانتزی برای پیانو ، یك بالت به نام كوریگان و چند اپرا است .


آهنگسازان اپرای ایتالیا

جوزپه وردی Giuseppe Verdi (سالهای 1813-1901)

 از مردم شمال ایتالیا بود و او همان سالی كه واگنر متولد شد در شهر رونكله به دنیا آمد . در هفت سالگی پدرش برای او یك كلاوسن كوچك خرید اما چون كودك از نواختن آن عاجز بود از شدت خشم با چكشی آن را شكست . این كلاوسن كه بار دیگر مرمت شد تا امروز محفوظ مانده و در داخل آن این چند خط دیده می شود : «این آچارها و پدال ها مجاناً توسط من ، استفانو كاوالنی S.Cavaletti برای پسر كوچك ، جوزپه وردی ، تعمیر شده است به امید آنكه او نواختن آن را فراگیرد ... سال 1821» .

این بار وردی كوچك با حوصله بیشتر به آموختن پیانو همت كرد و پس از چندی پدرش او را نزد ارگانیست كلیسای شهر فرستاد و او طی دو سال پیشرفت بزرگی كرد .


در ده سالگی او را به شهر بوستو Busseto فرستادند تا در مدرسه آنجا تحصیل كند . بوستو یكی از شهرهای موسیقی ایتالیا بود و وردی در آنجا نزد بارتسی Barezzi مدیر انجمن فیلهارمونیك به تكمیل اطلاعات موسیقی پرداخت و از آن زمان ، چند آهنگ برای انجمن نوشت . چون استعداد وردی كوچك مورد توجه اهالی واقع شد انجمن خیریه بوستو او را برای تحصیل به شهر میلان فرستاد . به این طریق وردی خود را برای ورود به كنسرواتور میلان آماده كرد اما در آزمایشی كه از او به عمل آمد به علت «عدم استعداد موسیقی» پذیرفته نشد . ناگزیر به تحصیل موسیقی نزد معلم خصوصی اكتفا كرد و بعد از دو سال به بوستو بازگشت تا به جای ارگانیست كلیسای آنجا كه تازه وفات كرده بود به كار مشغول شود . با این حال كسی كه به جای ارگانیست فقید انتخاب شد وردی نبود . وردی با اشكال بسیار توانست در انجمن فیلهارمونیك شغلی بگیرد و با اركستر آنجا كار كند ، طولی نكشید كه با دختر بارتسی ، حامی خود ازدواج كرد و زندگانی نوی آغاز كرد .

در بیست و پنج سالگی با یك زن ، دو بچه و یك اپرا وردی بار دیگر به شهر میلان روی آورد . در آن زمان اپرای اسكالاLa Scala رونق تازه ای یافته بود و بسیار از آهنگسازان ایتالیا درصدد بودند آثار خود را در آن اپرا به مورد اجرا بگذارند . وردی نیز اپرای نبوكدنصر Naducco را تصنیف كرد و در سال 1842 با اجرای آن در اسكالا موفقیت بسیار یافت .

اگرچه وردی ناگهان زن و دو فرزند خود را از دست داد ولی از كار تصنیف باز نماند و چندی بعد اپرای «لومباردها» را به منظور تظاهر برعلیه اطریشیها كه در آن زمان بر شمال ایتالیا استیلا داشتند به پایان رسانید . اما آنچه باعث اشتهار وردی شد اپرای ریگولتو Rigoletto بود كه در 1851 نمایش داده شد . پس از آن با اپرای خواننده دوره گرد Il Tronatore و تراویا La Traviata (سال 1853) آوازه شهرت وردی در سراسر اروپا پیچید .

وردی در این سه اپرا كه دوره دوم شیوه اوست لحن جدیدی در موسیقی آوازی به وجود آورد . او بیش از آهنگسازان دیگر ایتالیایی به بستگی آواز و نمایش اهمیت داد و رابطه جدیدی بین آریا و رسیتاتیف و همچنین بین آواز و اركستر برقرار كرد.

در سال 1870 اسمعیل پادشاه خدیو مصر برای افتتاح كانال سوئز اپرای جدیدی به وردی سفارش داد و او یكی از بزرگترین آثار خود آئیدا Aida را برای اپرای قاهره نوشت و در سال 1871 در مصر به مورد اجرا گذاشت .


بعد از آئیدا وردی تا شانزده سال كاری در موسیقی انجام نداد ولی در 1887 یك اثر بزرگ او اتللو Othello به وجود آمد . این اپرا كه با آثار قبلی وردی اختلاف دارد نماینده دوره سوم آثار اوست و در واقع یك اپرای كاملاً واگنری است ، از این به بعد موسیقی واگنر در آثار وردی نفوذ كرد و او حتی در بعضی موارد جملاتی مانند لایتموتیف در اپرا به كار برده است از جمله این آثار ماكبث Macbeth ، ارنانی Ernani و سیمون بوكانگرا Simon Boccanegra است .

آخرین اثر وردی ، فالستاف Falstaff از روی كمدی معروف شكسپیر به نام «زنان خوشحال ویندسور» به موسیقی درآمد . این اپرا كه در سال 1893 به پایان رسید مورد تعجب موسیقی شناسان واقع شد زیرا وردی بعد از یك عمر تصنیف تراژدی آثار موسیقی خود را به یك كمدی ختم كرده بود . با این وصف اپرای فالستاف برخلاف اپرا بوفای ایتالیایی یك اثر دراماتیك قوی و از حیث تركیب ملودی و هارمونی بسیار باارزش است .

 وردی علاوه بر اپرا در موسیقی مذهبی نیز آثاری به یادگار گذاشته است و از بین آنها استابات ماتر و همچنین ته دئوم قابل ملاحظه است . اما بزرگترین آهنگ مذهبی وردی ركویم Requiem اوست كه به یادبود مرگ مانتزونی Manzoni شاعر ایتالیایی تصنیف شد و یك اثر بسیار عالی است .


 آریگو بوئیتو Arrigo Boito (سالهای 1842-1918)

شاعر و موسیقی دان بود . بوئیتو دو نمایشنامه اپرا ، اتللو و فالستاف را برای وردی تهیه كرد و خود نیز دو اپرای معروف به نام مفیستوفله Mefistofele و نرون نوشت كه از حیث شیوه موسیقی به آثار وردی نزدیك است .


مكتب وریست

مكتب وریست Veriste در اپرای ایتالیایی تحت تأثیر رآلیسم در ادبیات فرانسه به وجود آمد و بیش از همه از تحولی كه امیل زولا E.Zola و ساردو Sardou در تآتر فرانسه ایجاد كرده بودند سرچشمه گرفت . در این مكتب موضوع اصلی از وقایع و حوادثی كه در جریان زندگی هر كسی ممكن است پیش اید و منطبق با حقیقت است انتخاب می شود منتها برای آنكه داستان در تماشاگر بیشتر مؤثر باشد بعضی از صحنه های آن مبالغه شده است .


ماسكانی

نخستین اپرایی كه در این مكتب (وریست) ایجاد شد شوالیه روستایی Cavalleria Rusticana از آثار ماسكانیMascagin (سالهای 1863-1945) بود . این اپرا كه در 1890 به معرض نمایش گذاشته شد از حیث صداقت موضوع ، بیان ساده و شیوا و موسیقی حساس راه نوی برای آهنگسازان اپرای ایتالیایی گشود . ماسكانی پس از آن نیز چند اپرا به این سبك تصنیف كرد كه بین آنها آمیكوفریتس Amico Fritz نیز معروف است .

روجیرو لئونكاوالو Ruggiero Leoncavallo (سالهای 1858-1919) با نمایش بازیگران دلقك I Pagliacci (پالیاچی) در سال 1892 جزو پیشوایان این مكتب درآمد لئونكاوالو در مقدمه اپرای پالیاچی تایی می كند كه داستان اپرا از سرگذشت حقیقی دلقك بدبختی اقتباس شده است .

اومبرتو جوردانو Umberto Giordano

(سالهای 1867-1924)

از سرگذشت آندره شنیه Andre Chenier شاعر فرانسوی در دوره انقلاب اپرایی تهیه كرد كه در سال 1896 در اسكالای میلان نمایش داده شد .


جاكومو پوچینی Giacomo Puccini (سالهای 1858-1924)

بزرگترین آهگنساز مكتب وریست است كه آثار او به خصوص در قرن بیستم نماینده كاملترین اپراهای ایتالیایی شناخته شد .پوچینی از یك خانواده موسیقی دان در شهر لوكا به دنیا آمد اجداد او از چهار پشت در موسیقی كار كرده بودند و او نیز از كودكی به موسیقی آشنا شد و پس از چندی به كنسرواتور میلان وارد شد . از بیست و شش سالگی توانست آثار خود را در اسكالای میلان به مورد اجرا بگذارد . در سال 1893 اپرای «مانون لسكو» برای او افتخار بزرگی كسب كرد . اما نخستین اثر معروف او اپرای لابوهم La Boheme در سال 1896 نمایش داده شد . این اپرا كه از روی داستانی شبیه «لادام كاملیا» به موسیقی درآمده بود فوق العاده مورد توجه قرار گرفت و پوچینی پس از آن با ایجاد اپرای توسكا La Tosca (سال 1900) و مادام باتر فلای Madame Butterfly (سال 1904) به منتهای شهرت و افتخار رسید .


جاكومو پوچینی Giacomo Puccini

از اپراهای دیگر پوچینی «دختر خاور زمین» و مخصوصاً اپرا كمیك یك پرده ای به نام جیانی سكیكی Gianni Schicchi كه به سال 1918 در نیویورك نمایش داده شد از كارهای معروف است .

پوچینی در آخرین اپرای خود ، توراندخت Turandot لحن جدیدی كه بی شباهت به آثار دوره سوم وردی نیست انتخاب كرد . اما این اپرا ناتمام ماند و بعد از مرگ او یكی از آهنگسازان دیگر ایتالیایی به نام آلفانو Alfano آن را تكمیل كرد و در اسل 1926 در اسكالای میلان به مورد اجرا گذاشت .


پوستری از اپرای توسكا


توسكانینی و پوچینی

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*