بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم پیدایش مكتب موسیقی روسی

تا اواخر قرن 18 موسیقی روسی منحصر به سرودهای مذهبی و آهنگهای محلی بود . موسیقی مذهبی از قرن 18 برای چند صدا تنظیم شد و این نخستین گامی بود كه در راه موسیقی علمی برداشته شد . با آنكه موسیقی محلی روسی بسیار پرمایه و قابل توسعه بود معهذا اشراف و شاهزادگان روسی تنها به موسیقی غربی مخصوصاً آثار آهنگسازان ایتالیایی و آلمانی توجه داشتند و چون مشوقی برای آهنگسازان روسی نبود تا مدتی دراز موسیقی روسی به حال ابتدایی ماند .

در این دوره غالباً نوازندگان و آهنگسازان غربی به روسیه دعوت می شدند و در كاخها و تالارهای كنسرت كه فقط به روی اشراف و طبقه اول روسیه باز بود قطعاتی اجرا می كردند . از بین آهنگسازان ایتالیایی پائیسیلو ، چیماروزا و سارتی مدتی در روسیه اقامت داشتند . به خصوص پائیسیلو چند اپرای مشهور خود را مانند نینتا تو آرایشگر شهر سویل در روسیه نوشت .

وقتی مكتب موسیقی علمی روسی در حال تشكیل بود ، شاهزادگان و اشراف روسی هیچ گونه كمكی به تأسیس آن نكردند و حتی در بسیاری موارد چون «موسیقی جدید» را «غیرقابل استماع» می پنداشتند از كارشكنی و استهزاء خودداری نكردند .

با همه این مشكلات گلینكا پایه موسیقی روسی را بنا گذاشت و آهنگسازان اینده روسی به حدی در این راه موفقیت یافتند كه در مدتی كمتر از صد سال موسیقی روسی از كلیه كشورهای موسیقی حتی آلمان و ایتالیا پیش افتاد و مكتب های دیگر را تحت تأثیر قرار داد .


میخائیل ایوانویچ گلینكا

میخائیل ایوانویچ گلینكا M.Ivanovitch Glinka (سالهای1804-1857)

مؤسس مكتب موسیقی روسی بود كه در یك خانواده اشرافی متولد شد . در كودكی تحت نظر استادان مبرز اصول موسیقی را فراگرفت و به پیانو آشنا شد . اما آنچه بیش از همه در روح او تأثیر كرد آهنگهای ساده و عامیانه ای بود كه دهقانان روسی در املاك پدرش می خواندند . گلینكا كه خواننده خوبی بود غالباً با آنها آواز می خواند و كم كم به این فكر افتاد كه موسیقی علمی روسی را بر روی ترانه های ملی بنیان گذارد .

اركستری كه در كاخ عموی گلینكا تشكیل شده بود غالباً آثاری از بوالدیو ، كروبینی ، مهول ، موتسارت و بتهون اجرا می كرد .

 


گلینكا به كمك آن اركستر بعضی از ترانه های محلی روسی را تنظیم كرده و به مورد اجرا گذاشت . اما برای اطلاع از موسیقی كشورهای دیگر در سال 1830 به ایتالیا مسافرت كرد و طی سه سال اقامت در آن كشور با آهنگسازان اپرای ایتالیایی ، دنی تستی Donizetti و بلینی آشنا شد و از شیوه آنها در موسیقی خود استفاده بسیار كرد .

وقتی گلینكا به روسیه بازگشت مصمم شد مكتب موسیقی روسی را تأسیس كند با این قصد به پترزبورگ مسافرت كرد و در آنجا با اشراف و شاهزادگان روسی ملاقات كرد و نظر خود را به اطلاع آنها رسانید .

طبقه اشراف در ابتدا تصور می كردند كه ممكن است ترانه هایی كه روستاییان و طبقه پایین ملت می خوانند اساس و مبنای موسیقی علمی قرار گیرد اما گلینكا به عقیده خود ایمان داشت و در قدم اول به فكر تصنیف یك اپرا افتاد .

از قضا در همان ایام با ژوكفسكی Juukovsky آشنا شد . ژوكفسكی داستان ایوان سوسانین Ivan Soussanine را برای او تهیه و به صورت اپرا تنظیم كرد . ایوان سوسانین داستان دهقان میهن پرستی بود كه با فداكاری بسیار تزار روسیه را از خطر بزرگی نجات داد . گلینكا با اشتیاق بسیار به تصنیف موسیقی اپرا پرداخت و وقتی در 1836 آن را به پایان رسانید برای آنكه با مخالفت اشراف روسیه مواجه نشود اپرای ایوان سوسانین را «زندگی برای تزار» نام گذاشت .

تاریخ  نمایش  ایوان  سوسانین  تاریخ پیدایش مكتب روسی در موسیقی است .


خوشبختانه در شب اول نمایش اپرای گلینكا با استقبال فوق العاده ای مواجه شد و آهنگساز حساس و علیل روسی را به كار خود امیدوار كرد .

گلینكا به پوشكین شاعر بزرگ روسی ارادت می ورزید و از او تقاضا كرد كه منظومه روسلان و لودمیلا Russlan & Ludmilla را برای اپرا تنظیم كند ، اما پوشكین هنوز آن را تكمیل نكرده بود كه در یك جنگ تن به تن به سال 1837 به قتل رسید .

گلینكا بعد از مرگ پوشكین خود اشعار روسلان و لودمیلا را تنظیم كرد و با ایجاد این اپرای رمانتیك در سال 1842 افتخار جدیدی برای موسیقی روسی كسب كرد . اما این بار اپرای روسلان و لودمیلا موفقیت زیادی نداشت زیرا هنوز مردم روسیه قادر به درك این اثر بزرگ نبودند گلینكا پس از آن سفری به اسپانیا كرد و از خاطرات آن كشور دو قطعه از زیباترین آثار خود را به نام خوتاگونزا Jota Aragonesa و «خاطرات یك شب مادرید» را به وجود آورد .

در سال 1847 از چند ترانه محلی اثر معروف دیگری به نام كامارپنسكایا Kamarinskaia برای اركستر تصنیف كرد و در این زمان با موسیقی شناس و باستان شناس روسی استاسف Stassov و دارگومیجسكی دوست شد و با یكی دیگر از آهنگسازان جوان ، بالاكیرف كه بعدها نماینده «گروه پنج نفری» شد آشنایی یافت .

با این حال به تدریج نادانی اشراف و عدم اطلاع مردم از موسیقی او را دلسرد كرد . پس از چند مسافرت به شهرهای اروپا عاقبت نزد استاد آلمانی خود دن Dehn در برلین اقامت گزید و چندی بعد به سن 53 سالگی درگذشت .


گلینكا چند آوازمعروف ازخود به یادگار گذاشت كه بین آنها «چرا بیهوده فریبم می دهی» ، «تردید» ، «من آن لحظه شیرین را به خاطر دارم» و «یادی از شب» بسیار حساس و عاشقانه ساخته شده است .


آلكساندردار گومیجسكی

آلكساندر دارگومیجسكی A.Dargomijsky (سالهای 1813-1869)

مانند گلینكا از طبقه اشراف روسیه بود و مدتی در دستگاه دولتی كار می كرد اما برای آنكه بتواند كلیه وقت خود را صرف موسیقی كند از شغل خود كناره گرفت .

ابتدا دارگومیجسكی تحت تأثیر گلینكا بود و او را استاد خود می خواند ولی در دوره دوم زندگی از شیوه گلینكا روگردان شد .

دارگومیجسكی از كودكی به تحصیل پیانو و آواز پرداخت و پس از چندی به فكر تصنیف آهنگ افتاد و در سال 1847 اپرای اسمرالدا Esmeralda را از روی سنن اپرای ایتالیایی به وجود آورد .

پس از مسافرت به پاریس دارگومیجسكی اپرای دیگری به نام روسالكا Roussalka روی یكی از منظومه های پوشكین تصنیف كرد ولی وقتی این اپرادر 1856 به مورد اجرا گذاشت موفقیت نیافت.

 


روسالكا كه از بعضی جهات به روسلان و لودمیلا شباهت دارد بعد از ده سال در روسیه مشهور شد و ارزش حقیقی خود را بازیافت .

دارگومیجسكی چند اپرای دیگر تصنیف كرده كه بین آنها «سرجوخه سالخورده» معروف است . آخرین اثر دارگومیجسكی «مهمان سنگ یا مجسمه فرمانده» از روی یكی از منظومه های پوشكین به اپرا درآمد اما دارگومیجسكی آن را ناتمام گذاشت و پس از مرگ او ریمسكی كرساكف آن را تكمیل كرده در 1872 به مورد اجرا گذاشت .

لحن موسیقی دارگومیجسكی كاملاً با شیوه روسی مطابقت دارد سبك آوازی او به خصوص در رسیتاتیف و آریا و مكالمه به خوبی مكتب نوبنیاد روسی را معرفی می كند .


گروه پنج نفری

بعد از تأسیس مكتب موسیقی روسی بسیاری از دوستداران هنر به قصد توسعه آن به بیان افكار گلینكا و دارگومیجسكی پرداختند و در آن میان پنج تن از طبقه روشنفكر كه در دستگاه دولتی یا نظامی روسیه خدمت می كردند برای تحصیل موسیقی از شغل خود استعفا دادند و به اتفاق هم دسته كوچكی به وجود آوردند كه در آن زمان به نام موگوچایا كوچكا Mogoutchaia Koutvhka «گروه كوچك توانا» معروف شد و امروز به نام گروه پنج نفری Le Goupe des Cinq خوانده می شود .

این پنج نفر بالاكیرف ، سزار كوئی ، موسرگسكی ، ریمسكی كرساكف و بردین بودند . عقیده همه آنها پیروی از نیات گلینكا و ایجاد یك مكتب ملی و علمی موسیقی بود . بین آنها به جز بالاكیرف هیچ یك در ابتدا به موسیقی اشتغال نداشتند و در واقع همه آماتور و دوستدار موسیقی بودند .


میلی بالاكیرف Mily Balakirev (سالهای 1837-1910)

از كارهای اولیه بالاكیرف یك قطعه برای پیانو و اركستر است كه روی یك ترانه محلی روسی تصنیف شده است . پس از آن روی یك تم از ایوان سوسانین فانتزی بدیعی به وجود آورد و نیز با یك تم اسپانیایی كه گلینكا به او داده بود اورتوری ساخت و یك پوئم سنفونیك به نام «روسیه» نوشت اما مهمترین اثر او یك قطعه برای پیانو به نام «اسلامی» است كه فرانس لیست آن را بسیار پسندیده بود و معروف است كه از حیث نواختن مشكلترین قطعه موسیقی پیانو است .

بعضی از آوازهایی كه بالاكیرف نوشته مانند رؤیا و آواز ماهی طلایی معروف است .


سزار كوئی Cesar Cui (سالهای 1835-1918)

از پدر فرانسوی و مادر روسی متولد شد . پس از دوره كودكی وارد ارتش روس شد و در صنف مهندسین استحكامت تا درجه سرتیپی ارتفاء یافت . اما او به موسیقی علاقه بسیار داشت و چون از عقاید بالاكیرف آگاه شد به گروه او پیوست . از چند اپرای كوئی «ویلیام راتكلیف» و «زندانی قفقاز» موفقیت بسیار پیدا كرد . اما مهمترین آثار او آوازهایی است كه به یادگار گذاشته و بین آنها «مجسمه تزار كویسلو» و «پژمرده از اندوه» معروف است .


آلكساندر بردین A.Borodine (سالهای 1834-1887)

فرزند طبیعی یك شاهزاده ایمرتیا بود از كودكی به علم و موسیقی علاقه داشت و به این جهت در سنین رشد در هر دو رشته كار كرد . در شانزده سالگی به پترزبورگ رفت و پس از پایان تحصیلات شیمی در آكادمی پترزبورگ به استادی شیمی منصوب شد . بردین در رشته علمی خود تحقیقات بسیار كرد و رسالاتی در شیمی نوشت كه كمتر از آثار موسیقی او اهمیت ندارد . به همین جهت اخیراً دولت شوروی به مناسبت خدمات علمی بردین كاخ یادبودی به افتخار او بنا گذاشت .

در رشته موسیقی بردین بیش از همه آهنگسازان آن دوره آماتور بود و او در بیست و هشت سالگی با بالاكیرف آشنایی یافت و به زودی یكی از افراد گروه شد و از آن وقت با پشتكار بسیار به آموختن اصول موسیقی پرداخت و تمام ساعات بیكاری را در راه موسیقی صرف كرد.

بردین مردی خوش قلب ، خوش بین و صوفی منش بود . به این جهت اختصاصات انسانی او در موسیقی نیز جلوه گر شد . در سفری كه به ایتالیا و اطریش و آلمان و فرانسه كرد بیش از پیش به موسیقی علاقه پیدا كرد و نكات جدیدی در تصنیف آهنگ آموخت . در مراجعت به روسیه نخستین اثر بزرگ خود سنفونی می بمل ماژور را آغاز كرد ولی به واسطه اشتغالات علمی اتمام آن تا آخر عمر او طول كشید . سنفونی دوم در سی مینور كه طی سال 1871 تا 1877 نوشته شد مشهورتر است .

بردین یك پوئم سنفونیك به نام «در چمنزارهای آسیای میانه» ساخته كه در زمان او باعث شهرت فوق العاده او شد . به علاوه بعضی از ترانه های بردین مانند «ملكه دریا» و «سرزمین خرم تو» بسیار جذاب ودلكش است .

اما مهمترین كار بردین اپرای پرنس ایگور Prince Igor است كه تصنیف آن تا آخرین روزهای عمر او ادامه داشت ولی بردین به اتمام آن موفق نشد و پس از مرگ او ریمسكی كرساكف و گلازونف آن را تكمیل كردند .

این اپرا كه یكی از مهمترین آثار گروه پنج نفری است از حیث رنگ آمیزی اركستر و آواز زیبایی خاصی دارد و به خصوص رقص های پلوتسی Danses polovtsinnes آن بسیار معروف است .


مدست موسرگسكی Modeste Moussorgsky (سالهای 1839-1881)

از افسران ارتش روسیه بود كه برای اشتغال به موسیقی شغل خود را رها كرد . او مانند بانیان مكتب روسی نخستین درس موسیقی را از ترانه های روستایی آموخت .

در جوانی با دارگومیجسكی آشنا شد و به واسطه تشویق او به تصنیف آثار موسیقی پرداخت . موسرگسكی برای موسیقی خود از سنن روسی كمك گرفت و در این رشته آثاری به وجود آورد كه از حیث لحن و بیان كاملترین نمونه موسیقی در مكتب روسی است .

موسرگسكی در همان طریقی كه دارمیجسكی پیموده بود گام برداشت و به واسطه بستگی كاملی كه به ملت داشت آثار او اختصاصات ملی را با بدعت تازه ای جلوه داده است . به همین جهت بعدها یكی از بزرگترین آهنگسازان فرانسه كلود دبوسی تحت تأثیر موسیقی او قرار گرفت .

 


كارهای موسرگسكی تقریباً منحصر به آواز و اپرا است . فقط یك پوئم سنفونیك «شبی روی كوه سنگی» برای اركستر و یك سویت «تابلوهای یك نمایشگاه نقاشی» برای پیانو ساخته شده بود كه توسط راول برای اركستر تنظیم شده است .

در موسیقی آوازی چند ترانه مانند «اطاق كودك» ، «آوار و رقص مرگ» و «آواز كك» از موسرگسكی معروف است.

نخستین اثر برجسته موسرگسكی در مویسقی اپرا ، بوریس گدونف Boris Codounov به سال 1869 به پایان رسید .

این اپرا كه از حیث آزادی فرم ، هارمونی جدید ، سادگی و روانی رسیتاتیف ها ، صحنه های دراماتیك و موسیقی اركستر یك اثر عالی نمایشی بود در 1874 با موفقیت بزرگی استقبال شد . موسرگسكی برای نخستین بار از آواز كودكان و افراد ملت در بوریس گدونف استفاده كرده بود .

دومین اثر موسرگسكی خوانچینا Khovantchina مانند بوریس گدونف از شاهكارهای او بود ولی موسرگسكی به اتمام آن موفق نشد . از آخرین اثر موسرگسكی «بازار مكاره سووچینسك» به جز چند قطعه كوچك تصنیف نشد ولی بین آنها رقص گویاك او معروف است .

موسرگسكی در موسیقی روسی همان مقام را دارد كه گوگل در ادبیات روسیه احراز كرده است . خوی تند و طبع آتشین او كه به واسطه خدمات نظامی و اعتیاد به الكل ناشی شده بود در كارهای او تأثیر كرده و در بسیار موارد لحن خشن ولی بسیار عالی به موسیقی او داده است .


نیكلا ریمسكی كرساكف Nicolas Rimsky-Korsakov (سالهای 1844-1908)

از یك خانواده اشرافی در دهكده تیخوین متولد شد و اصول موسیقی را نزدیك گروه چهار نفری از نوازندگان یهودی كه در همسایگی آنها اقامت داشتند فراگرفت . اما خانواده اش او را به مدرسه نیروی دریایی فرستادند و او پس از پایان تحصیلات در 18 سالگی به عنوان افسر نیروی دریایی به مسافرت سه ساله ای مأموریت یافت . ریمسكی كرساكف كه پیش از آن با بالاكیرف آشنا شده بود با قبول عقاید او به تصنیف موسیقی پرداخت و طی سفر به هر بندری كه می رسید آهنگی می ساخت و برای بالاكیرف می فرستاد از جمله سنفونی اول را طی این مسافرت به پایان رسانید و این سنفونی باعث شد كه ریمسكی كرساكف در 1871 به استادی كنسرواتور پترزبورگ منصوب شود . یكی دیگر از آثار معروف ریمسكی كرساكف در این دوره پوئم سنفونیك سادكو Sadko بود كه از افسانه های دریایی به موسیقی درآمده بود و بعدها ریمسكی كرساكف اپرای كاملی از آن تصنیف كرد .

پس از استعفا از نیروی دریایی و اشغال كرسی استادی در كنسرواتور پترزبورگ ، ریمسكی كرساكف به كارهای بزرگی دست زد . از پانزده اپرای او ایوان مخوف (دختر پسكوف Pskov) ، دختر برفی Snegourotchka ، یك شب ماه مه ، عجایب شهر نامرئی كیتج Kitej ، تزار سلطان ، سادكو و خروس طلایی اهمیت زیادی در موسیقی آوازی روسیه پیدا كرد.

ریمسكی كرساكف در مویسقی اركستر نیز آثار بزرگی به وجود آورد سه سنفونی و مخصوصاً یك سویت سنفونیك به نام شهرزاد ، و همچنین كامپریچو اسپانیول از معروفترین آثار اوست . پوئم سنفونیك عنتر Antar ، داستان های پریان Skazkaو همچنین دو اورتور ، عید پاك روسی La Grand Paque Russe و «اورتور روی ترانه های روسی» از حیث رنگ آمیزی و سازبندی اركستر بسیار قابل ملاحظه است . به علاوه كنسرتوی پیانو و قطعات موسیقی مجلسی نیز ساخته است .

یكی از مهمترین كارهای ریمسكی كرساكف تألیف «رساله هارمونی و اركستراسیون» است . در این رساله ریمسكی كرساكف با بیانی ساده اصول هم آهنگی و سازبندی موسیقی روسی را تشریح كرده است و از این نظر ریمسكی كرساكف در ردیف برلیوز ، اشتراوس و راول قرار دارد. ریمسكی كرساكف با كار عمده خود در ایجاد قواعد موسیقی اساس مكتب روسی را تحكیم كرد . او با انتخاب افسانه ها و قصه های روسی همان روشی را كه واگنر در آلمان داشت پیش گرفت و در این راه با موسیقی محلی و سنن ملی پایه محكمی برای موسیقی روسی بنیان گذاشت .

ریمسكی كرساكف در دوران استادی خود شاگردان زیادی تربیت كرد از جمله گلازونف ، لیادف ، ایپولیتف- ایوانف ، گرچانینف و استراوینسكی بعدها تحول بزرگی در موسیقی روسی به وجود آوردند .


پتر چایكوسكی

پیتر چایکوسکی (سالهای 1840-1893)

در همان زمان كه «پنج آهنگساز روسی» به معرفی موسیقی ملی همت كرده بودند پیترایلیچ چایكوسكی Pitor Ilitch Tchaikovsky مكتب دیگری در مقابل آنها تأسیس كرد .

چایكوسكی از بسیاری جهات با گروه پنج نفری هم عقیده بود ، او هم به ترانه ها و افسانه های ملی روسی توجه داشت و در آثار خود از آن استفاده كرد اما اختلاف او با پیروان بالاكیرف در انتخاب شیوه موسیقی بود گروه پنج نفری در ساختمان موسیقی خود از رنگ و فرم شرقی استفاده كردند و به این جهت كار آنها بیشتر به هنر آسیایی نزدیك است . در حالی كه چایكوسكی به موسیقی غربی متمایل بود و شیوه كار خود را از سبك آهنگسازان اروپا اخذ كرد .

 


پیتر ایلیچ چایكوسكی در 25 آوریل 1840 در شهر وتكینسك Votkinsk به دنیا آمد . والدینش در دوره كودكی او وسایل آشنایی به موسیقی را فراهم نكردند و پیتر تنها روی یك پیانوی قدیمی مختصری از اصول موسیقی را فرا گرفت . در ده سالگی او را به مدرسه حقوق فرستادند و چایكوسكی در 19 سالگی از آنجا فارغ التحصیل شد .

از این زمان وارد مشاغل دولتی شد ولی به زودی حس كرد كه به كارهای حقوقی علاقه ای ندارد . او همیشه به موسیقی توجه داشت ولی تا آن وقت چیزی نیاموخته بود . با این حال اشتیاق مفرط او به موسیقی باعث شد كه با پشتكار و همت بسیار در این رشته كار كند . در سال 1865 به كنسرواتور پترزبورگ وارد شد و تحت ظنر آنتوان روبینتشاین (سالهای 1829-1894) كه از آهنگسازان روسیه بود به تحصیل موسیقی پرداخت ابتدا به آثار موتسارت و آهنگسازان ایتالیایی علاقه پیدا كرد و به زودی با درجه خوبی دوره كنسرواتور را به پایان رساند .

وقتی كنسرواتور مسكو تأسیس شد چایكوسكی را به استادی هارمونی پذیرفتند . اگرچه كار او پرزحمت و حقوقش كم بود با این حال چایكوسكی در اوقات فراغت می توانست به ساختن آهنگ مشغول باشد و در همین دوره سنفونی اول خود را به پایان رسانید .

پس از آن چایكوسكی تصنیف اپرا را آغاز كرد و در سال 1868 ویود Le Voivode و اپرای اوندین Ondine را نوشت .

در بهار این سال عده ای از خوانندگان فرانسوی برای اجرای اپراهای معروفی مانند فاوست ، باربیه دوسویل و اتللو به مسكو آمدند . چایكوسكی بین آنها به خواننده سپرانو ، دزیره آرتو Desiree Artot دل باخت و برای او یك والس كاپریس ساخت . ولی با وجو عشق وافر چایكوسكی ازدواج آنها صورت نگرفت .

پس از آن چایكوسكی به داستانهای تاریخی و درام های نویسندگان بزرگ توجه كرد و در این اوقات اورتور فانتزی رومئو و ژولیت و چند قطعه موسیقی برای ایوان مخوف به نام «دیمتری دروغی» به وجود آورد .

اپرای اپریچینك Opritchnik در سال 1872 باعث شهرت فوق العاده چایكوسكی شد . با این حال در روزنامه ها شدیداً اپریچینك را مورد انتقاد قرار دادند . چایكوسكی همچنان به كار خود مشغول بود و در موسیقی سنفونیك اورتور طوفان و سنفونی شماره 2 و 3 را نوشت آنگاه تحت تأثیر واگنر اورتور فانتزی فرانچسكا داریمینی Francesca Rimini را به وجود آورد .

پس از آن چایكوسكی به دعوت سن سانس به پاریس رفت و قسمت اعظم اولین بالت خود «دریاچه قو» را در آن شهر نوشت اما اجرای آن در پترزبورگ موفقیتی نداشت و چایكوسكی تا آخر عمر «دریاچه قو» را با بالت های دلیب قابل مقایسه نمی دانست .

شهرت چایكوسكی باعث شد كه بیوه زن ثروتمندی به نام نادژدا فن مك Nadejda von Meck از او حمایت كند و چایكوسكی با كمك های مالی او توانست مدت زیادی در كشورهای خارجی مسافرت كند .

با وجود صمیمیت بسیار كه بین مادام فن مك و چایكوسكی برقرار شد آنها بدون آنكه یكدیگر را ببینند سالها با مكاتبه دوستی خود را حفظ كردند . چایكوسكی برای مادام فن مك قطعه «سرزنش» و همچنین سنفونی شماره چهار را نوشت .

اپرای معروف اوژن اونگین Eugene Oneguine نیز در همین اوقات نوشته شد ولی این اثر عالی نیز در شب نمایش مانند اپریچنیك مورد انتقاد قرار گرفت و سالها بعد از مرگ آهنگساز مقام حقیقی خود را به دست آورد .

در سال 1876 واقعه غیرمترقبه ای برای چایكوسكی اتفاق افتاد آنتونینا ایوانوا Antonina Ivanova دختر بیست و هشت ساله ای بود كه به موسیقی علاقه بسیار داشت . یك روز بدون مقدمه وارد خانه چایكوسكی شد و به او اظهار كرد كه چهار سال است عاشق او شده و می خواهد با او ازدواج كند . چایكوسكی كه تا حدی تحت تأثیر زیبایی او واقع شده بود بدون آنكه بیشتر فكر كند تصمیم گرفت آنتونینا را به همسری انتخاب كند .

فقط یك ماه بعد از عروسی چایكوسكی متوجه شد كه اخلاق و رفتار او به هیچ وجه با زنش هم آهنگی ندارد و ناگزیر با همان سرعتی كه با او ازدواج كرده بود از او جدا شد . در سفر ایتالیا چایكوسكی به تصنیف كاپریس ایتالین Caprice italien پرداخت و اورتور 1812 را نیز در همان سال به پایان رسانید .

در 1888 مادام فن مك رابطه خود را با چایكوسكی قطع كرد و از كمك مالی او استنكاف ورزید . چایكوسكی كه تا آن زمان با خاطری آسوده مسافرت می كرد و در هر شهری قطعه ای می نوشت ناگهان دچار مضیقه شدید شد و این كیفیت در او بدبینی فوق العاده ای ایجاد كرد به طوری كه در آثار او نیز منعكس شد .

آخرین كار چایكوسكی سنفونی ششم او بود كه در سال 1893 به پایان رسید . این سنفونی كه نمانیده منتهای بدبینی اوست در اكتبر آن سال به مورد اجرا گذاشته شد . اما چایكوسكی پس از آن دیری نماند مرض وبا در پترزبورگ شیوع یافته بود و چایكوسكی كه ندانسته یا تعمداً آب نجوشیده آشامیده بود به این بیماری مبتلا شد و در 6 نوامبر 1893 به سن 53 سالگی درگذشت.


الكساندر اسكریابین

آلكساندر اسكریابین A.Scriabine (سالهای 1872-1915)

در كودكی مادر خود را از دست داد و نزد مادربزرگ خود به موسیقی آشنا شد . او را برای تحصیل نظام به دانشكده افسری فرستادند ولی او در شانزده سالگی به كنسرواتور مسكو وارد شد و تحت نظر تانیف و آرنسكی Arensky به تحصیل موسیقی پرداخت ابتدا او هم وارد گروه بالاكیرف شد ولی پس از چندی از آنها كناره گرفت . در این زمان چند پوئم برای پیانو نوشت و در سفری كه به اروپای غربی كرد در پاریس ، بروكسل و آمستردام به عنوان پیانیست روسی مشهور شد .


از سال 1898 او را به استادی پیانو در كنسرواتور مسكو منصوب كردند . در این اوقات اسكریابین به تصنیف چند سنفونی پرداخت كه به خصوص سنفونی سوم به نام «منظومه الهی» معروف شد . از آثار دیگر او «منظومه شیطانی» برای پیانو بود .

از پنج سنفونی اسكریابین ، سنفونی چهارم به نام منظومه نشاط انگیز و سنفونی پنجم پرومتئوس Prometheus خوانده می شود و گاهی نیز این دو سنفونی را پوئم سنفونیك می شمارند .

در سال 1914 اسكریابین به لندن مسافرت كرد و در آنجا چند كنسرت بزرگ داد اما وقتی به مسكو برگشت چیزی از عمر او نمانده بود و به سال 1915 در آن شهر درگذشت .


ایپولیتف ایوانف

ایپولتیف ایوانف Ippolitov-Ivanov (سالهای 1859-1935)

در كودكی ویولون آموخت و در 17 سالگی وارد كنسرواتور پترزبورگ شد و مدتی تحت نظر ریمسكی كرساكف تحصیل كرد . پس از پایان تحصیلات به ریاست اركستر انجمن پادشاهی موسیقی در تفلیس منصوب شد در آنجا با موسیقی قفقاز آشنایی یافت و معروفترین اثر خود را به نام «سویت منظر قفقاز» نوشت . پس از آن به استادی كنسرواتور مسكو انتخاب شد و تا آخر عمر به این سمت باقی بود .

آلكساندر گلازونف A.Glazounov (سالهای 1865-1936)

یكی از آهنگسازان بزرگ روسی است كه ابتدا تحت تأثیر بالاكیرف و ریمسكی كرساكف واقع شد . پدر گازونف صاحب كتابخانه و ناشر كتبا بود ولی چون به موسیقی علاقه داشت به فرزندش فرصت داد تا ا ز9 سالگی به تحصیل پیانو و تئوری موسیقی بپردازد و او از سیزده سالگی موفق به تصنیف چند قطعه موسیقی شد وقتی بالاكیرف از استعداد گلازونف اطلاع یافت او را به كار موسیقی تشویق كرد و سنفونی اول او را كه در شانزده سالگی نوشته بود به مورد اجرا گذاشت و در سال بعد فرانس لیست برای معرفی آهنگساز جوان سنفونی اول گلازونف را در وایمار اجرا كرد و باعث شهرت گلازونف شد .

در سال 1900 گلازونف به استادی كنسرواتور پترزبورگ انتخاب شد و پنج سال بعد به ریاست آنجا رسید .

گلازونف هشت سنفونی به یادگار گذاشت كه بین آنها سنفونی چهارم معروف است . پوئم سنفونیك ستنكارازین Stenka Razine و مخصوصاً كنسرتوی ویولون در لا مینور از زیباترین آثار مویسقی گلازونف است .


راخمانیف

سرگی راخمانینف Sergei Rachmaninov (سالهای 1873-1943)

از نظر موسیقی شاگرد بلافصل چایكوسكی است . اگرچه راخمانینف ابتدا در كنسرواتور پترزبورگ تحت نظر تانیف و آرنسكی به تحصیل پرداخت ولی در موسیقی خود بیش از همه تحت تأثیر چایكوسكی بوده است . نخستین اثر معروف او اپرای آلكو Aleko بود كه با آن به دریافت نشان طلا نائل شد . پس از آن راخمانینف سفری به آلمان كرد و مدتی در درسدن اقامت گزید . راخمانینف به عنوان پیانیست و آهنگساز به بسیاری از شهرهای اروپا مسافرت كرد و هنگامی كه به كشور خود بازگشت شهرت او در سراسر روسیه پیچیده بود .


از آن وقت راخمانینف آثار زیادی در موسیقی پیانو و اركستر به وجود آورد . بعد از انقلاب روسیه راخمانینف به اتفاق خانواده خود به سوئد رفت و پس از چندی به آمریكا مسافرت كرد و تا آخر عمر خود در آنجا اقامت گزید .

راخمانینف مانند چایكوسكی از آهنگسازانی است كه به سبك موسیقی غربی متمایل شده و آثار او از حیث نكات فنی ارزش بسیار دارد . پرلودهایی كه برای پیانو ساخته به خصوص پرلود اوت دیز مینور و سل مینور بسیار معروف است .



راخمانینف سه كنسرتو برای پیانو و اركستر نوشته است كه به خصوص كنسرتوی دوم در اوت مینور باعث اشتهار فوق العاده او شد . یكی از كارهای عالی راخمانینف «راپسودی روی یك تم پاگانینی» است . این قطعه كه برای پیانو و اركستر نوشته شده در واقع یك كنسرتوی پیانو است . از دو سنفونی راخمانینف سنفونی دوم مشهورتر است . به علاوه او سه اپرا نیز تصنیف كرده است اما مهمترین كار راخمانینف در موسیقی آوازی ترانه های اوست . از بین این ترانه ها وكالیز Vocalise و «در سكوت شب» معروفتر است .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*