بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم آهنگسازان رمانتیك ملی

پیدایش مكتب رمانتیك آلمان نه تنها در موسیقی آن كشور تحول بزرگی ایجاد كرد بلكه در همه كشورهای اروپا تأثیر بسیار داشت . به طوری كه بعد از مجارستان ، لهستان ، روسیه ملل دیگر نیز به فكر تأسیس مكتب رمانتیك افتادند . ناسیونالیسم واگنر افكار ناسیونالیستی ملل دیگر را برانگیخت و آنها را تشویق كرد كه به كمك افسانه ها وترانه های ملی هنر نوی بنیان گذارند . به این جهت مكتب موسیقی آلمان تا آخر قرن نوزدهم مرجع تقلید كلیه كشورهایی كه تازه به عالم موسیقی قدم گذاشته بودند قرار گرفت . بین كشورهایی كه در نیمه دوم قرن 19 مكتب موسیقی ملی را تأسیس كردند بوهم ، اسكاندیناوی ، اسپانیا ، انگلستان و فنلاند اهمیت بیشتری یافتند .


بوهم

سرزمین بوهم از سال 1620 در قلمرو حكومت هابسبورگ ها درآمد و تا سال 1918 جزیی از امپراطوری اطرایش بود . از آن زمان به نام چك اسلواكی استقلال یافت . در این مدت با آنكه مردم بوهم از قوانین و نظامات دولت اطریش متابعت می كردند زبان و ملیت خود را همچنان حفظ كردند و به همین جهت اسمتانا برای ایجاد مكتب ملی توانست از فرهنگ بوهمی استفاده كند . با آنكه از سال 1725 اپرای پراگ مركز بزرگترین نمایشات كشورهای اسلاوی شد و بسیاری از آهنگسازان آلمانی مانند گلوك و موتسارت آثار خود را در آن شهر به مورد اجرا گذاشتند معهذا تا زمان تأسیس اپرای ملی پراگ آهنگسازان آن كشور كار مهمی انجام ندادند.

فریدریك اسمتانا Fridrich Smetana (سالهای 1824-1884)

در ایالت مراوی از خانواده متوسطی به دنیا آمد . تحصیلات موسیقی او در پراگ صورت گرفت و سپس به تعلیم پیانو پرداخت و به واسطه آشنایی با لیست كارش بالا گرفت .

در سال 1856 به سمت رهبر اركستر به سوئد رفت و در آنجا به یاد وطن خود «خاطرات بوهم» را نوشت . چون تاب دوری ا زوطن نداشت به زودی به بوهم مراجعت كرد و وقتی اپرای ملی پراگ تأسیس شد یك اپرای جدید به نام «براندنبورگی» نوشت . این اپرا كه به شیوه واگنر تصنیف شده بود در 1866 به مورد اجرا گذاشته شد . پس از آن اپرا كمیك «نامزد فروخته شده» را كه مهمترین اثر آوازی او بود به وجود آورد .

اسمتانا تحت تأثیر لیست یك رشته پوئم سنفونیك به نام «میهن من» تصنیف كرد كه شامل شش پوئم سنفونیك مولداواMoldava بسیار معروف است . دیگر از كارهای شایسته اسمتانا یك كوارتت زهی است كه «از زندگی من» نام دارد .

اسمتانا در كلیه آهنگهای خود شیوه ترانه های بوهمی را اساس كار قرار داد و در بعضی از قطعات از ترانه های محلی استفاده كرد .

آنتون دورژاك Anton Dvorak (سالهای 1841-1904)

در خانواده دهقانی كه به موسیقی علاقه داشت متولد شد . پدرش نوازنده سیتار بود و او هم از كودكی به ویولون آشنا شد و توانست درس پیانو و ارگ بگیرد در 1857 آنتون به پراگ رفت و در كلیسای آنجا به تحصیل ارگ پرداخت اما روزگار او به سختی می گذشت و ناگزیر در مجالس شب نشینی ویولا می نواخت و با پولی كه از آن به دست می آورد به كنسرت می رفت تا به آثار موتسارت و بتهون گوش كند .

وقتی در 1862 اپرای ملی پراگ تأسیس شد و اسمتانا به ریاست آن برگزیده شد دورژاك توانست به عنوان نوازنده ویولا در اركستر اپرا شركت كند و از همان زمان به تصنیف آهنگ مشغول شد . در سالهای اینده وزارت هنرهای زیبای اطریش برای او حقوقی مقرر كرد و برامس كه از طرف آن وزارتخانه به پراگ رفته بود دورژاك را تشویق بسیار كرد .


دورژاك در آن زمان رقصهای اسلاوی خود را برای دو پیانو نوشت و به زودی این آهنگها شهرت بزرگی یافت و دورژاك رقص های اسلاوی را برای اركستر نیز تنظیم كرد .

دورژاك علاوه بر آن چند اپرا مانند سلما سدلاك Selma Sedalk ، روسكالا و آرمیدا Armida تصنیف كرد اما مهمترین كار او در موسیقی سنفونیك بود . در این زمینه دورژاك پنج سنفونی ساخت كه سنفونی پنجم طی اقامت سه ساله او (سالهای 1892-1895) در نیویورك به وجود آمد و به همین جهت «سنفونی دنیای نو» نامیده شد . دیگر از آثار بزرگ دورژاك كنسرتوی ویولون سل اوست كه آن هم در سفر آمریكا تصنیف شد . دورژاك ، یك كنسرتو برای ویولون نوشته است كه جزو آثار شایسته اوست .

از پنج اورتور دورژاك ، اورتور كارناوال ، وطن من ، طبیعت و اتللو Othello غالباً در كنسرت های امروز اجرا می شود . در موسیقی مجلسی دورژاك یك سكستت ، یك كوئینتت همراه پیانو ، هشت كوارتت زهی (كه بین آنها كوارتت سیاهانNigger معروف است) ، سه تریو ، یك سونات ، یك سوناتین ، قطعات رمانتیك و یك بالاد برای ویولون و پیانو به یادگار گذاشته است .

در موسیقی آوازی به خصوص «آوازهای كه مادرم به من آموخته» و «ترانه های تسیگان» از آثار دورژاك معروف است .

فیبیك Fibich (سالهای 1850-1900)

به عقیده هموطنان او در موسیقی با دورژاك برابر می كند . چند اپرا از جمله «مرگ هیپودامیا» و ساركا ، سه سنفونی ، دو كوارتت زهی از آثار فیبیك به یادگار مانده كه گاهی در كنسرت ها اجرا می شود .


یاناچك L.Jnacek (سالهای 1854-1928)

در آثار موسیقی خود به موسرگسكی شباهت دارد . به خصوص یكی از اپراهای او به نام ینوفا Jenufa كه از شاهكارهای موسیقی بوهمی است به طور محسوسی تحت تأثیر موسرگسكی واقع شده است .

سوك Suk (سالهای 1874-1935)

ویولونیست بزرگی بود و او تحصیلات موسیقی را نزد دورژاك فراگرفت و با دختر او ازدواج كرد اما زنش پس از مدت كوتاهی وفات یافت و سوك از این واقعه سخت متأثر شد و برای بیان احساسات و تألم خود پوئم سنفونیك بسیار محزون و مهیجی به نام عزرائیل Azrael نوشت . سوك در بسیاری از كارهای خود تحت تأثیر دورژاك قرار گرفت و از كارهای او یك پوئم سنفونیك دیگر «قصه تابستان» و «حركت دائم» برای ویولون معروف است .

نواك Novak (سالهای 1870-1949)

در ابتدا به شیوه لیست آهنگ می ساخت ، بعد به سبك برامس و بالاخره به شیوه دبرسی گروید. از كارهای بزرگ او یك منظومه پیانو به نام پان و چند اپرا مانند «تومان Toman و پریان جنگلی» ، كارلشتاین Karlstein و لوسرناست .


نروژ

ادوارد گریگ Edward Grieg (سالهای 1843-1907)

از شش سالگی پیانو را نزد مادرش آموخت و در شانزده سالگی به كنسرواتور لایپزیك رفت و تحت نظر استادانی مانند موشلس Moscheles و ریختر به تحصیل موسیقی پرداخت . پس از پایان مطالعات به كوپنهاك رفت و در آنجا با نیلس گاد Niels Gade (سالهای 1817-1890) آهنگساز بزرگ دانماركی آشنا شد و آثار او را پسندید . در مراجعت به نروژ گریك با عده ای از موسیقی دانهای آن كشور مانند اوله بول Ole Boll ویولونیست و سوندسن Svendsen (سالهای 1840-1911) و نوردراك Nordraak (سالهای 1842-1866) آهنگسازان نروژی یك مجتمع موسیقی تشكیل داد .

در سال 1864 گریك ازدواج كرد و در موسیقی نیز چند اثر كوچك به وجود آورد . در 1866 گریك نامه ای از فرانس لیست آهنگساز بزرگ دریافت كرد .


او سونات اول ویولون و پیانو اپوس 8 اثر گریك را ملاحظه كرده بود به همین جهت بدون آنكه گریك را بشناسد نامه ای به او نوشت و پس از تشویق بسیار دعوت كرد كه چندی به رم نزد او بیاید . دولت نروژ نیز مخارج سفر گریك را تأمین كرد . گریك نسخه ناتمام كنسرتوی پیانو را با خود به ایتالیا برد و چون به دیدار لیست نائل شد نظر او را درباره كنسرتو استفسار كرد . لیست كنسرتوی پیانو را از روی دستخط گریك نواخت و او را تحسین بسیار كرد .

در 1874 ایبسن Ibsen نویسنده بزرگ نروژی از گریك درخواست كرد كه برای صحنه های نمایش پر گینت Peer Gynt چند قطعه موسیقی بنویسد . گریك نیز درخواست او را اجابت كرد و موسیقی آن را نوشت . این قطعات كه امروز به نام سویت پر گینت جمع آوری شده از مهمترین آثار گریك است .

از آن به بعد گریك با سرمایه ای كه از موسیقی آلمانی گرفته بود و به اصلاح و بسط آهنگهای محلی نروژی پرداخت و چون ذوق سرشار و قریحه عالی داشت به زودی رقص های نروژی او كه روی ترانه های محلی تصنیف شده بود شهرت یافت و پارلمان نروژ برای تشویق گریك حقوقی مقرر كرد تا آهنگساز نروژی با فراغت خاطر آهنگ بسازد .

گریك با كنسرتوی پیانو در لا مینور اپوس 16 ، سویت پر گینت ، سویت لیریك و رقص های نروژی در ردیف آهنگسازان بزرگ زمان خود درآمد . علاوه بر آن یك كوارتت زهی ، سه سونات ویولون سل و پیانو و یك سونات پیانو در بین آثار موسیقی او لطافت خاصی دارد .

گریك ، سنفونی یا اپرا ننوشت اما قطعاتی برای آواز و پیانو دارد كه یكی از معروفترین آنها «ترا دوست دارم» Ich liebe dich است .

 گریك سالیان دراز در یكی از نقاط ساحل نروژ نزدیك برگن Bergen می زیست . پس از مرگش او را در غاری كه به آن علاقه بسیار داشت به خاك سپردند و امروز بر سر آرامگاه او با خط درشتی روی سنگ نوشته اند : «ادوارد گریك» و خانه روستایی او نیز در آن حوالی دیده می شود .


سیندینگ Ch.Sinding (سالهای 1856-1941)

از آهنگسازان خوش قریحه و با ذوق نروژ است كه به خصوص به واسطه دو اثر خود زمزمه بهاریFruhlingsrauschen برای پیانو و سوسیت ویولون و اركستر مشهور است. شیوه تصنیفات سیندینگ به سبك گریك نزدیك است .


اسپانیا

اسپانیا مانند روسیه از كشورهایی است كه از حیث ترانه ها و آهنگهای رقص محلی مستغنی است .

با این حال بعد از ویتوریا آهنگساز قرن 16 اسپانیا قریب سیصد سال به موسیقی علمی توجهی نشد . در سال 1850 هیئتی از هنرمندان و موسیقی دانهای آن كشور تشكیل شد تا اپرا كمیك یك پرده ای اسپانیایی زارزوئلا Zarzuela را احیاء كنند .

فیلیپ پدرل Felip Pedrell (سالهای 1841-1922)

نخستین موسیقی شناس و آهنگساز اسپانیایی بود كه ترانه های محلی را به صورت علمی درآورد و با استفاده از سبك كنترپوان اسپانیایی قواعد مكتب موسیقی آن كشور را بنیان گذاشت. پدرل چند اپرا مانند ریموند لول Raymond Lull و كازیمودوQuasimodo از خود باقی گذاشته است .

ایزاك آلبنیس Isaac Albeniz (سالهای 1860-1909)

از شاگردان فرانس لیست و بزرگترین پیانست اسپانیولی بود و او پس از كسب شهرت در نواختن پیانو به تصنیف آهنگ پرداخت و قطعاتی برای پیانو نوشت كه از مهمترین آنها سویت ایبریا و رقص های اسپانیولی است . آلبنیس پنج اپرا و زارزوئلا تصنیف كرده كه بین آنها اپرا كمیك پپیتا خیمنس Pepita Jimenez قابل ملاحظه است . پوئم سنفونیك كاتالوینا Cataionia مهمترین اثر آلبنیس در موسیقی اركستر است .


انریك گرانادوس Enrique Granados (سالهای 1867-1916)

از شعرا و موسیقی دانهای اسپانیا بود كه ابتدا مانند آلبنیس در نواختن پیانو به مقام بزرگی رسید . مهمترین اثر او در این رشته قطعاتی بود كه به نام گویسكا Goyesca نوشت . این قطعات پیانو از روی كارهای نقاشی گویا Goya (سالهای 1746-1828) نقاش بزرگ اسپانیایی به او الهام شده بود .

رقص های اسپانیولی گرانادوس لحن گرم و عاشقانه اسپانیایی است و بین آنها به خصوص رقص اسپانیولی شماره 5 معروف است . در موسیقی اپرا نیز گرانادوس آثاری به یادگار گذاشته است و نیز گویسكا را برای نمایش تنظیم كرد . از آثار اركستری او پوئم سنفونیك «شب مرگ» قابل توجه است . 


مانوئل دفایا Manuel de Falla (سالهای 1876-1946)

از شاگردان پدرل بود و نخست با اپرای زندگی كوتاه La Vida Breve در موسیقی اسپانیا مقامی یافت . این اپرا كه در سال 1905 نوشته شده بود طی مسافرت دفایا به فرانسه در 1913 در نیس نمایش داده شد .

در فرانسه دفایا با بادبوسی وراول آشنا شد و بسیاری از اصول جدید مكتب آنها را پذیرفت . «شبی در باغهای اسپانیا» برای پیانو و اركستر در 1916 نوشته شد در سال 1919 دیاگیلف استاد بالت روسی یكی از آثار مانوئل دفایا بالت «كلاه سه گوش» Le Tricorner را به مورد اجرا گذاشت .


در این زمان دفایا شاهكار خود «عشق دختر جادوگر» El Amor Brujo را تصنیف كرد این اثر كه ابتدا برای پیانو ساخته شده بود به صورت بالتی همراه آواز درآمد و نیز در 1923 اپرای «خیمه شب بازی استاد پی یر» را از روی داستان دن كیشوت نوشت .

دفایا در همه آثار خود تحت تأثیر ترانه های اسپانیایی واقع شده و در این زمینه «قطعات اسپانیایی» و ترانه های محلی بسیاری برای پیانو یا اركستر تنظیم كرده است .

علاوه بر روح ملی دفایا یكی از پیشوایان موسیقی جدید است و او در بالت كلاه سه گوش و بعضی از آثار دیگر خود از چند تنالیته Politonalite استفاده كرده است . به علاوه شیوه گیتار اسپانیولی را در تصنیفات خود به كار برده است .

از آثار دیگر دفایا كنسرتوی كلاوسن اوست كه به طرز نوی از سبك موسیقی قدیم اسپانیا اقتباس شده است .


یوآخیم تورینا J.Turina (سالهای 1881-1949)

سالهای در پاریس به تحصیل اشتغال داشت و نزد ونسان دندی و دبوسی اصول موسیقی را فراگرفت .

آثار تورینا اكثر در موسیقی مجلسی است و در این زمینه كوارتت زهی او بسیار معروف است. تورینا یك سنفنی و همچنی قطعاتی برای نمایش تصنیف كرد و مدتی استاد كنسرواتور مادرید بود .


انگلستان

هوبرت پاری H.Parry (سالهای 1848-1918)

در موسیقی آوازی چند كانتات ، موتت و ترانه انگلیسی نوشته است .

ادوارد الگار Edward Elgar (سالهای 1857-1934)

بزرگترین آهنگساز انگلیسی است كه بعد از دویست سال دوره فترت در موسیقی انگلستان ظهور كرده است .

الگار در خانواده موسیقیدانی به دنیا آمد . پدرش نوازنده ارگ بود و ادوارد از سنین كودكی تحت نظر او به موسیقی آشنا شد .

یك روز نت های سنفونی اول بتون را به دست آورد و به مطالعه آن پرداخت . چیزی كه بیش از همه او را تحت تأثیر قرار داد قسمت سوم منوئه یا در حقیقت اسكرتسوی سنفونی بود . الگار تا آن زمان به نواختن پیانو و ارگ آشنا شده بود و توانست شغلی در كلیسای شهر خود بگیرد . علاوه بر آن الگار به نواختن ویولون ، ویولون سل و كنترباس همت كرد و به زودی توانست در اركستر سنفونیك آثار هایدن و موتسارت را اجرا كند.


در سازهای بادی الگار باسون و ترمبن را آموخت و پس از چندی به عضویت اركستر برمینكام منصوب شد . و از این زمان الگار به تصنیف آهنگ پرداخت و ابتدا یك اثر قابل توجه واریاسیون انیگما Enigma را برای اركستر نوشت سال بعد اراتوریوی جرونتیوس Gerontius از آثار الگار در فستیوال برمینگام اجرا شد .

الگار در موسیقی تحت تأثیر برامس بود و آثاری در مكتب كلاسیك رمانتیك انگلیسی به وجود آورد كه از مهمترین آنها دو سنفونی ، یك كنسرتوی مشكل ویولون ، یك كنسرتوی ویولون سل ، سه اورتور Cockaigne پوئم سنفونیك فالستاف Falstaff ، سونات ویولون و پیانو ، كوارتت زهی ، كوئینتت پیانو و چندین ترانه انگلیسی به یادگار مانده است .


فریدریك دیلیوس Fredrick Delius (سالهای 1862-1934)

از پدر هلندی و مادر آلمانی در انگلستان متولد شد . چون والدینش به موسیقی و ادبیات علاقه داشتند او را در محیط هنری پرورش دادند و دیلیوس پیانو و ویولون آموخت .

پس از چندی دیلیوس برای تحصیل موسیقی عازم آلمان شد و در آنجا سویت فلوریدا را نوشت . هنگامی كه دیلیوس به انگلستان مراجعت كرد مدتی به عنوان معلم پیانو به تدریس مشغول بود تا آنكه او را برای رهبری اركستر سنفونیك سان فرانسیسكو به آن شهر دعوت كردند با این حال دیلیوس فرانسه را بیش از همه برای اقامت خود ترجیح می داد و هنگام اقامت در آن كشور به موسیقی امپرسیونیست آشنا شد و تحت تأثیر آن مكتب قرار گرفت . از آثار معروف دیلیوس اپرای رومئو و ژولیت ، دانس راپسودی ، Brigg Fair ، در یك باغ تابستانی ، هنگام شنیدن نخستین آواز فاخته ، حسن ، كنسرتوی پیانو ، كنسرتوی ویولون ، كنسرتوی ویولون سل ، كنسرتوی ویولون و ویولون سل ، چند قطعه موسیقی مجلسی و ركویم را می توان نام برد .

اكثر آثار دیلیوس به شیوه رمانتیك است اما در بعضی از كارها به مكتب امپرسیونیست گرویده است .

از آهنگسازان دیگر انگلستان گرانویل بانتوك Granville Bantock (سالهای 1868-1946) به خصوص به واسطه اثر بزرگ خود به نام «عمر خیام» كه به یاد شاعر و فیلسوف بزرگ ایران برای آواز دسته جمعی و اركستر ساخته و همچنین سنفونی هبرید معروف است .

فریدریك دیلیوس Fredrick Delius (سالهای 1862-1934)

از پدر هلندی و مادر آلمانی در انگلستان متولد شد . چون والدینش به موسیقی و ادبیات علاقه داشتند او را در محیط هنری پرورش دادند و دیلیوس پیانو و ویولون آموخت .

پس از چندی دیلیوس برای تحصیل موسیقی عازم آلمان شد و در آنجا سویت فلوریدا را نوشت . هنگامی كه دیلیوس به انگلستان مراجعت كرد مدتی به عنوان معلم پیانو به تدریس مشغول بود تا آنكه او را برای رهبری اركستر سنفونیك سان فرانسیسكو به آن شهر دعوت كردند با این حال دیلیوس فرانسه را بیش از همه برای اقامت خود ترجیح می داد و هنگام اقامت در آن كشور به موسیقی امپرسیونیست آشنا شد و تحت تأثیر آن مكتب قرار گرفت . از آثار معروف دیلیوس اپرای رومئو و ژولیت ، دانس راپسودی ، Brigg Fair ، در یك باغ تابستانی ، هنگام شنیدن نخستین آواز فاخته ، حسن ، كنسرتوی پیانو ، كنسرتوی ویولون ، كنسرتوی ویولون سل ، كنسرتوی ویولون و ویولون سل ، چند قطعه موسیقی مجلسی و ركویم را می توان نام برد .

اكثر آثار دیلیوس به شیوه رمانتیك است اما در بعضی از كارها به مكتب امپرسیونیست گرویده است .

از آهنگسازان دیگر انگلستان گرانویل بانتوك Granville Bantock (سالهای 1868-1946) به خصوص به واسطه اثر بزرگ خود به نام «عمر خیام» كه به یاد شاعر و فیلسوف بزرگ ایران برای آواز دسته جمعی و اركستر ساخته و همچنین سنفونی هبرید معروف است .


فنلاند

نهضتی كه در همه كشورها برای ایجاد مكتب ملی موسیقی به وجود آمد باعث شد كه فنلاند نیز در این راه گام بردارد . ابتدا ربرت كایانوس R.Kajanus (سالهای 185-1940) با سنفونی های خود كه از ترانه های محلی مایه گرفته بود پایه مكتب فنلاندی را گذاشت ولی مؤسس واقعی موسیقی فنلاند ، سیبلیوس است .

ژان سیبلیوس Jean Sibelius

در 8 دسامبر 1865 در قریه تاواستهوس Tavastehus در فنلاند به دنیا آمد . پدرش طبیب نظامی بود كه چندی پس از تولد او وفات یافت ، ژان را نزد پدربزرگش بردند و او پس از تحصیل مقدماتی وارد دانشگاه هلسینكی شد و به اخذ دانشنامه حقوق نائل آمد. در این مدت سیبلیوس به موسیقی علاقه بسیار پیدا كرد ولی چون توجهی به ذوق او نشده بود ، بدون آنكه معلمی داشته باشد ویولون را پیش خود آموخت و چون به علاقه مفرط خود واقف شد در سال 1889 برای تحصیل موسیقی به برلین مسافرت كرد . پس از دو سال عازم وین شد و چندی نزد گلدمارك به تحصیل موسیقی اشتغال داشت .

سیبلیوس نیز مانند گریك با استفاده از موسیقی آلمانی به تصنیف آهنگ پرداخت ولی او لحن مخصوصی در موسیقی به كار برد كه به زودی او را از آهنگسازان دیگر متمایز كرد .


احساسات ملی و تأثیر موسیقی محلی در آثار سیبلیوس محسوس است اما او علاوه بر آن دارای بیان پرمایه ای در موسیقی است . با آنكه در بسیاری موارد از آهنگسازان كلاسیك آلمان پیروی كرده معهذا بیش از همه به مكتب ناسیونالیست و رمانتیك موسیقی بستگی دارد .

سیبلیوس پس از مراجعت به فنلاند به تأسیس مكتب موسیقی ملی فنلاند توفیق یافت و به همین علت دولت فنلاند از سال 1897 حقوقی برای او مقرر كرد تا آهنگساز فنلاندی تا آخر عمر خود مضیقه مادی نداشته باشد و با خاطر آسوده ای به كار موسیقی مشغول باشد .

سیبلیوس تا امروز هشت سنفونی نوشته است كه بین آنها سنفونی اول ، دوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم او معروفیت بسیار یافته است . در این سنفونی ها گاهی سیبلیوس تحت تأثیر آهنگسازان اسلاوی مانند چایكوسكی ، گلازونف و دورژاك واقع شده و گاهی صلابت و قدرت سنفونیهای برامس نظر او را جلب كرده است . اما در همه حال سیبلیوس در درجه اول به بیان احساسات شخصی خود پرداخته است به همین جهت شاهكاری مانند سنفونی ر ماژور شماره 2 و سنفونی های عظیمی مانند شماره 5 و شماره 7 به وجود آورده است .


سیبلیوس با این آثار امروز یكی از بزرگترین آهنگسازان سنفونی است و او راهی را كه  موتسارت ، بتهون و برامس پیموده اند ادامه داده است . علاوه بر سنفونی ها سیبلیوس چند پوئم سنفونیك بسیار مشهور دارد . از آن جمله «یك قصه» En Saga(سال 1892) ، فینلاندیا (سال 1899) ، سواران شب و طلوع آفتاب (سال 1907) ، قوی توئونلا ( سال 1892) و كارلیاKarelia است . سبیلیوس در قوی توئونلا و آثار دیگر خود مانند آواز «مبدأ آتش» و ونماتكا Venematka از افسانه ملی فنلاندی ، كالوالا Kalevala استفاده كرده است .

علاوه بر این قطعات ، سبیلیوس برای نمایشهای متعدد موسیقی صحنه ساخته است كه در سویت هایی مانند «عشاق» ، سویت تاریخی ، پادشاه كریستیان دوم ، پلئاس و میلزاند بلشازار، سویت كاراكتریستیك جمع آوری شده است .

كنسرتوی ویولون سبیلیوس یكی از كنسرتوهای بزرگ است كه در ردیف كنسرتوهای بتهون و برامس قرار دارد.  در موسیقی مجلسی و پیانو نیز سبیلیوس قطعات بیشماری نوشته است كه از این حیث او را یكی از استادان عالیقدر موسیقی سازی در عصر ما معرفی می كند .

سبیلیوس امروز در یرونپائه Jarvenpaa نزدیك هلسینكی اقامت دارد و با آنكه 88 سال از عمر او می گذرد به تصنیف آثار موسیقی اشتغال دارد .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*