بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم پیروان فرانک

سزار فرانك در دوران زندگی خود شاگردان بسیاری پرورش داد كه بعد از او روش موسیقی او را ادامه دادند . این دسته از آهنگسازان فرانسوی كه یكی از مكتب های رمانتیك را بنیان گذاشتند بعد از او به نام گروه فرانكیست معروف شدند و بین آنها ونسان دندی و شوسرن اهمیت بیشتری دارند .


ونسان دندی

ونسان دندی Vincent d'Indy (سالهای 1851-1931)

در كودكی مادرش را از دست داد و نزد مادربزرگ خود به موسیقی آشنا شد . در سال 1862 مدتی با مارمونتل و لاوینیاك هارمونی كار كرد . در نوزده سالگی دوپارك او را به سزار فرانك معرفی كرد و از سال 1873 در كلاس ارگ كنسرواتور وارد شد و پس از پایان تحصیلات به سمت ارگانیست كلیسان سن لیو و رهبر خوانندگان اركستر كولون Colonne منصوب شد .

بعد از مرگ سزار فرانك ، دندی برای ادامه شیوه استاد خود یك مكتب آوازی به نام اسكولا كانتروم Schola Cantorum تأسیس كرد و در آن بسیاری از آثار آوازی آهنگسازان كلاسیك را به مورد اجرا گذاشت .


در 1881 به تصنیف نخستین اثر معروف خود تریلوژی والنشتاین Wallenstein آغاز كرد و یكی از سه قسمت آن را به پایان رسانید . در همین زمان یك سنفونی باله به نام جنگل سحرآمیز نوشت و در سال 1886 «سنفونی روی یك آواز كوهی فرانسه» را به مورد اجرا گذاشت . این سنفونیكه برای پیانو و اركستر نوشته شده بود یكی از شاهكارهای موسیقی فرانسه است .

ونسان دندی با یك تم محلی ذوق و مهارت خود را در بسط آهنگ و هم آهنگی اركستر به كار برده است . در این زمینه دندی اثر دیگری مانند «فانتزی برای هوبوا و اركستر روی دو ترانه فرانسوی» ساخته است .

سنفونی شماره2 كه به سال 1902 نوشته شد یكی از كارهای عالی دندی است كه تحت تأثیر سزار فرانك و به شیوه دوریCycelique ساخته شده است . سنفونی سوم دندی در 1927 به وجود آمد .

دندی به سبك فرانك چند پوئم سنفونیك نیز ساخته است . كنسرتوی پیانو و فلوت از آثار برجسته دندی است كه در 1927 نوشته شد . دندی در موسیقی مجلسی نیز سونات ویولون ، تریو ، یك كوارتت برای پیانو و سازهای زهی ، چند كوارتت زهی كوئینتت و سكستت به یادگار گذاشت .

دندی در موسیقی تآتر نقش عمده ای دارد و در این باره رؤیای سینیراس Cyniras بیگانه L'Etranger و آواز زنگها را نوشت اما مهمترین اثر او در این زمینه فروال Fervaal است كه به سال 1897 تصنیف شد .

ونسان دندی در آثار موسیقی خود لحن رمانتیك جدیدی دارد كه با وجود اقتباس از شیوه واگنری كاملاً از آن متمایز است .


ارنست شوسون

ارنست شوسون E.Chausson (سالهای 1855-1890)

ابتدا در رشته حقوق تحصیل كرد . وقتی در بیست و پنج سالگی با سزار فرانك آشنا شد به موسیقی توجه پیدا كرد . پس از آن به تحصیل موسیقی پرداخت و در 1882 یك پوئم سنفونیك به نام ویویان Viviane نوشت . از آثار دیگر او سنفونی در سی بمل ماژور (سال 1890) كاملاً به شیوه فرانك ساخته شده است . «منظومه عشق و دریا» برای آواز و اركستر در سال 1892 به پایان رسید . در موسیقی مجلسی تریو ، كوارتت و پوئم برای ویولون و پیانو از شوسون به یادگار مانده است .

شوسون یكی از دوستداران واقعی هنر بود و او در موسیقی خود تحت تأثیر فرانك واگنر و گاهی برامس واقع شده است . مرگ شوسون در اثر سانحه تصادف با یك دوچرخه اتفاق افتاده است.

از پیروان دیگر مكتب فرانك گی روپارتز Cuy Ropartz (سال 1864) چند سنفونی و قطعاتی در موسیقی مجلسی نوشته است . گیوم لوكو C.Lekeu (سالهای 1870-1894) در زندگی كوتاه خود آثار قابل ملاحظه ای به وجود آورد به خصوص سونات ویولون و پیانوی او كه به ایزائی Vsaye تقدیم شده ، پوئم برای ویولون و اركستر ، فانتزی سنفونیك و كوارتت ناتمام او كه توسط ونسان دندی تكمیل شده معروف است .


شارل برد

شارل برد Bordes (سالهای 1863-1909)

به واسطه سویت باسك Suite basque راپسودی باسك و اورتور برای یك درام باسك ، نامی در تاریخ موسیقی فرانسه به یادگار گذاشت .


آلبریك مانیار

آلبریك مانیار A.Magnard (سالهای 1865-1914)

از شاگردان ونسان دندی بود . از آثار او چند سنفونی ، كوئینتت برای سازهای بادی و قطعاتی برای آواز دسته جمعی باقی مانده است . مانیار در روزهای اول جنگ بین الملل به واسطه مقاومت در برابر آلمانها به قتل رسید.


گابریل پیرنه

گابریل پیرنه Cabriel Pierne (سالهای 1863-1937)

یكی از شاگردان سزار فرانك بود كه در 1882 به دریافت جایزه رم نائل شد . از آثار او چند سویت ، فانتزی باله برای پیانو و اركستر (سال 1885) و یك كنسرتو برای پیانو ، جشن دیوانگان، جنگهای صلیبی كودكان و اپرای فراگونار Fragonardمعروف است .

گابریل پیرنه با وجود آنكه از شاگردان فرانك بود در شیوه موسیقی از او پیروی نكرد و شاید از این حیث آثار او حد فاصل مكتب فرانك و مكتب امپرسیونیست است .


پل دوکا

پل دوكا Paul Dukas (سالهای 1865-1935)

از دوستان فرانك و دندی بود . از كارهای او اورتور «پادشاه لیر» ، «پولیوكت» و سنفونی در اوت ماژور قابل ملاحظه است . اما مهمترین اثر او یك پوئم سنفونیك به نام شاگرد جادوگر L'Apprenti sorcier است كه از روی منظومه گوته به موسیقی درآمده است .

پل دوكا اپرای آریان و ریش آبی Ariane et Barbe-Bleue را از روی نمایشنامه ای كه موریس مترلینگ نوشته بود در سال 1892 تصنیف كرد . علاوه بر این در موسیقی مجلسی نیز آثاری مانند قطعات كلاوسن و سونات پیانو ساخته است .


آلبر روسل

آلبر روسل Albert Roussel (سالهای 1869-1938)

یكی از شاگردان اسكولا كانتروم بود كه بعدها در آنجا به مقام استادی رسید . آثار آلبر روسل با آنكه بسیار متنوع است كاملاً به یك سبك نوشته شده است .

از كارهای پیانو و موسیقی مجلسی او «ساعتها می گذرند» و سویت فا دیز برای پیانو ، دو سونات ویولون و پیانو و همچنین یك تریو و یك كوئینتت به یادگار مانده است .

در موسیقی سنفونیك روسل آثار مهمی دارد ، از چهار سنفونی او سنفونی اول كه به نام «منظومه جنگل» در سال 1908 به مورد اجرا گذاشته شد معروفتر است.

آلبر روسل در سال 1909 با زن جوان خود مسافرتی به آسیا كرد و مدتی در هندوستان و هند و چین به سیاحت پرداخت . پس از مراجعت به فرانسه یك اپرا باله به نام پادماواتی Padmavati از افسانه های هندی به موسیقی درآورد .


نخستین اثر معروف روسل بالت ضیافت عنكبوت Festin de l'araignee به سال 1913 نمایش داده شد . یكی دیگر از كارهای برجسته روسل پوئم سنفونیك «برای یك جشن بهاری» است كه در سال 1921 به پایان رسید .

سویت درفا (پرلود ، ساراباند ، ژیگ) كه به سال 1927 نوشته شده یكی از آثار عالی روسل است . به علاوه او برای پیانو و همچنین برای ویولون سل كنسرتو ساخته است .

آلبر روسل در موسیقی زمان خود مقام شایسته ای داشت . شیوه موسیقی او هم تحت تأثیر ونسان دندی و هم تحت نفوذ مكتب امپرسیونیست دبوسی واقع شد اما روسل با تركیب هر دو سبك معاصر خود شیوه خاصی اختیار كرد كه آثار او را از سایر آهنگسازان فرانسه متمایز می كند .


فلوران شمیت

فلوران شمیت Florent Schmitt (سال 1870)

یكی از پیشوایان رمانتیك جدید Neo-romantique در فرانسه است . كوئینتت برای پیانو و سازهای زهی از آثاری است كه شمیت به پیروی از شیوه فرانك تصنیف كرده است .

در پزوم Psaume XLVII تحت تأثیر واگنر یك اثر عالی در موسیقی مذهبی به وجود آورد .

در موسیقی اركستر ، فلوران شمیت «تراژدی سالومه» را تا حدی به سبك دبوسی ساخته است . با سنفونی كنسرتانت برای پیانو و همچنین سونات ویولون و پیانو ، شمیت دو قطعه بسیار مشكل تصنیف كرده است .

از آثار دیگر شمیت بالت اوریان Oriane ، سونات فلوت و كلارینت ، كوارتت ساكسمون و تریوی زهی است . در این آثار شمیت سنت كلاسیك فرانسه را در آثار قرن 18 رعایت كرده است.

از آهنگسازان دیگر فرانسه دئودادو سوراك Deodat de Severac (سالهای 1873-1921) نیز از شاگردان ونسان دندی و اسكولاكانتروم بود كه آثاری مانند اپرای «قلب آسیابان» و «آواز زمین» و همچنین سردانا Cerdana برای پیانو نوشته است .


مكتب امپرسیونیست

در اواخر قرن نوزده زمانی كه شیوه رمانتیك موسیقی در اوج قدرت و عظمت بود . جمعی از موسیقی شناسان به انتقاد آن پرداختند و گفتند كه آهنگسازان رمانتیك با توصیف حالات نفسانی و داستان سرایی موسیقی را از وظیفه اصلی خود منحرف كرده و آن را مطیع عوامل غیرموسیقی قرار داده اند در حالی كه موسیقی هنر مستقلی است و به تنهایی زیبا و گویاست و برای شناساندن خود احتیاجی به توصیف ندارد . رمانتیك ها بدون توجه به زیبایی های فنی كه به همت آهنگسازان كلاسیك تحت قاعده درآمده بود موسیقی را با افسانه های كودكانه درآمیختند و از تركیب آن ،  آهنگهایی كه نه زیبایی فنی داشت و نه قادر به بیان داستان بود به وجود آوردند . اگر چه هر آهنگ توصیفی ممكن است ابتدا نظر شنونده را جلب كند و نكته ای بیاموزد اما چون ذهن شنونده متوجه داستان است پس از یكی دو بار شنیدن به خیال خود زیر و بم اصوات را به خوبی درك كرده و دیگر توجهی به موسیقی ندارد . در نتیجه هر پیرایه ای كه به عنوان تفسیر یا پرگرام به موسیقی ببندند از ارزش آن می كاهد .

اشتباه دیگر رمانتیك ها آن بود كه سطح هنر را برای آنكه قابل فهم همه باشد پایین آوردند و به جای نكات فنی از شدت و ضعف اصوات و سازهای مختلف برای تجسم حالت استفاده كردند ، به این جهت شنونده به جای زیبایی حقیقی به جار و جنجال اركستر توجه پیدا كرد . این ایراد نسبت به همه رمانتیك ها وارد نبود و به خصوص آثار واگنر كه با مطالعه بسیار تصنیف شده بود از این گونه انتقادات مبرا بود ، اما بسیاری از آهنگسازان رمانتیك با انتخاب داستان های مبتذل و كودكانه از هدف اصلی هنر كه توسعه فكر و تصور است منحرف شدند . بنابر این ملاحظات بود كه موسیقی دان بزرگی مانند برامس در دوره رواج رمانتیسم همچنان به مكتب كلاسیك وفادار ماند و از این حیث معاصرانش او را از هنر نو عقب می شمردند .

در جریان این احوال تحول جدیدی صورت گرفت و در برابر مكتب رمانتیك كه منشأ آلمانی داشت مكتب جدیدی به نام امپرسیونیست در فرانسه به وجود آمد .

امپرسیون حالتی است كه از تأثیر عوامل خارجی به انسان دست می دهد نام شیوه امپرسیونیست نخست در 1864 از روی یك پرده نقاشی كه كلود مونه تحت عنوان Une Impression كشیده بود پیدا شد . امپرسیونیست موسیقی نیز در پی مكتب نقاشی ایجاد شد ، اما منشأ هر دو مكتب نقاشی و موسیقی نحله جدیدی بود كه در ادبیات به نام سمبولیسم Symbolisme پیدا شده بود .

شیوه سمبولیست در برابر زیاده رویهای شعرای رمانتیك فرانسه به وجود آمد . به خصوص سمبولیست ها با یك دسته از ادبا كه به پارناسی Parnassiens مشهور بودند به شدت مخالفت كردند . پیشوای این مكتب بودلر بود و پس از او مالارمه ، پل ورلن و پل والری از او پیروی كردند .

شعرای سمبولیست عقیده داشتند كه هیچ عقیده ای را نباید به صراحت و باخشونت بیان كرد . زیرا آنچه خواننده از بین سطور كشف می كند بیش از موضوع نوشته اهمیت دارد و شعر باید به خواننده فرصت بدهد تا با تصور دائم خود نكات تازه ای پیدا كند . به این منظور سمبولیست ها استعاره و تمثیل و كنایه Symbole را در اشعار وارد كردند و مانند شعرای سبك هندی در ایران ، مطالب خود را با ایهام درآمیختند تا خواننده از قدرت تصور خود بیشتر استفاده كند . بودلر امیدوار بود كه با این شیوه شاعر مقام گمشده خود را در قلرو موسیقی باز به دست بیاورد و پل والری عقیده داشت كه باید همان اثر را كه موسیقی در ذهن انسان دارد پیدا كند و به این قصد سعی كردند شعری زیباتر به وجود آورند .

در نقاشی هم تحولی به این كیفیت پیدا شد . گرچه تطبیق شعر و نقاشی آسان نیست معهذا آن طوری كه ادموند گوسE.Gosse در توصیف شعرای سمبولیست گفته «ادبیات آنها مانند زمزمه آبی است كه در زیر تخته سنگی جریان دارد» و به این قیاس نقاشان امپرسیونیست به بازی نور توجه كردند چنانكه مانه معتقد بود كه «در هر پرده نقاشی نور خود یكی از چهره های اصلی است». این نقاشان مانند شعرای سمبولیست سعی كردند تموج رنگها را با ظرافت و دقت بسیار نشان دهند . در نقاشی امپرسیونیست سایه ها الزاماً نباید تیره باشد ، بلكه غالباً از تنوع و اختلاف رنگها نیز این نتیجه گرفته شده است .

نقاشان امپرسیونیست ابتدا موفقیتی نداشتند . كلود مونه مؤسس این مكتب پرده «طلوع آفتاب» و «یك امپرسیون» را به سال در نمایشگاهی كه به «تالار مردودان» معروف بود به معرض نمایش گذاشت و هر یك از تابلوهای او در حدود چهار لیره به فروش رفت . پس از چندی جمعی از نقاشان جوان به مكتب او پیوستند چنانكه مانه ، دگا Degas ، رنوار Renoir ، پیساروPissaro وسزان Cezanne در این رشته كار كردند و كار مكتب امپرسیونیست بالا گرفت .

اما مكتب امپرسیونیست موسیقی را دبوسی تأسیس كرد .

سمبولیست ها می خواستند شعری ظریفتر و عالیتر به وجود آورند ، دبوسی هم سعی كرد آكردها و لحن ظریفتری در موسیقی ایجاد كند . ابتدا تحت تأثیر واگنر و موسرگسكی قرار گرفته بود . اما پس از آشنایی با ادبیات جدید برعلیه آهنگسازان رمانتیك قیام كرد .

در مقایسه نقاشی با موسیقی همانطوری كه نقاشان امپرسیونیست نور را در مقابل نور قرار دادند ، دبوسی نیز صوت را در برابر صوت مطالعه كرد و از تركیب اصوات ، هارمونی و هم آهنگی خاصی در موسیقی به وجود آورد ، وی بیشتر به اصوات طبیعی توجه داشت ، به خصوص در صدای آب تحقیقات بسیار كرد و در این زمینه آثاری مانند «باغ در زیر باران» ، «انعكاس نور در آب» ، «ماهی طلایی» ، «دریا» و «مهتاب» تصنیف كرد كه صدای ریزش آب ، صدای باران ، صدای امواج وصدای حركت ملایم آب را با آكردها و آرپژهای پیانو مجسم كند و از مطالعه آنها توانست هارمونی جدیدی به ظرافت صدای آب به وجود آورد .

دبوسی صدای ناقوس و زنگها را نیز مطالعه كرد چنانكه در قطعاتی مانند «ناقوس در میان برگها» ، «شبی در غرناطه» و «دیر پنهان» از صدای آن استفاده كرد .

با این مقدمات دبوسی به مفهوم واقعی «امپرسیون» توجه كرد و موسیقی امپرسیونیست را در مقابل مكتب رمانتیك بنیان گذاشت . در مكتب كلاسیك هنر قالب و تركیب معینی داشت و هنرمند مطیع فرم هنر بود اما در مكتب رمانتیك هنر از قید و قاعده آزاد شد و هنرمند توانست برای ابراز شخصیت خود به خیال پردازی بپردازد . در حالی كه در مكتب امپرسیونیست هنرمند می خواهد بدون توسل به دنیای خیال آنچه را در حقیقت می بیند و حس می كند بیان نماید .

چخف می گوید : «آن صفحاتی را كه تو در وصف مهتاب سیاه كرده ای دور بیانداز و به ما آنچه را كه واقعاً حس می كنی بگو .»

امپرسیونیسم نیز نوعی از رآلیسم است نقاش امپرسیونیست هنرمند حقیقت بینی است كه طبیعت را با حالت شاعرانه ، رنگ ، نور و زیبایی زودگذر آن كه از چشم مردم عادی دور می ماند احساس كرده و مجسم می كند . در حالی كه نقاش رمانتیك وقتی منظره را می بیند اثر دیدن را با تمام كیفیات نفسانی و تمایلات خود می آمیزد و حتی المقدور سعی می كند حادثه یا حالت فوق العاده ای را بیان كند و به این طریق اثر خیال انگیزی به وجود آورد .

در موسیقی نیز همین كیفیت را می توان یافت و برای توجه طرز تفكر رمانتیك ها و امپرسیونیست ها ممكن است تجسم «ابر» را در این دو مكتب مطالعه كرد .

دبوسی در سه آهنگ شب Novturnes قطعه ای به نام ابرها دارد كه حركات ابر را به طور ملایم توصیف می كند . اما این موضوع از نظر واگنر و بتهون كه از حیث فكر آهنگسازان رمانتیك هستند به نحو دیگری بیان شده است . آنها برای مجسم كردن ابر حالت خاص آن را به موسیقی درآوردند . چون در طرز تفكر رمانتیك غالباً هیجان و احساسات Strum und Drang وجود دارد برای آنها موضوع ابر باید با حادثه ای همراه باشد . ابتدا ابرهای پراكنده از افق نمایان می شود ، وزش باد آنها را جمع می كند و به تدریج از تلاقی آنها رعد و برق به وجود می اید و آهنگ تند و پرهیجانی آغاز طوفان را بیان می كند . بتهون در «سنفونی پاستورال» و واگنر در پرلود اپرای «والكوره» ابرها را به این طریق توصیف كرده اند .

اما در مكتب امپرسیونیست برای بیان حالت احتیاجی به حادثه و هیجان نیست . دبوسی در «آهنگ شب» ابرها را در حال آرامش مجسم می كند : شب زیبایی است ، ابرها آهسته در آسمان حركت می كنند. مهتاب گاهی از زیر ابرهای پدید می اید و اشكال و تصاویر دلپذیری دیده می شود. موسیقی این حال آرام ، حساس و شاعرانه را با ملایمات توصیف می كند . دبوسی نمی خواهد از دور منظره مهیج تصادم ابرها را شرح دهد بلكه می خواهد حالت ابرها را چنان كه هست در ذهن انسان به وجود آورد و درست مانند آنكه شنونده را در میان ابرها پرواز می دهد زیبایی آن را بیان كند .

دیدن یك منظره برای رمانتیك ها فقط محركی است كه داستان سرایی كنند در حالی كه هنرمند امپرسیونیست همین منظره را با دیده تعمق می نگرد و زیبایی آنی آن را ثبت می كند و به این طریق در تمام مراحل ایجاد ، طبیعت را از نظر دور نمی كند و همیشه در حال مقایسه حالت طبیعت و كار خویشتن است .

با این مشخصات مكتب امپرسیونیست در آغاز قرن بیستم اهمیت یافت و بسیاری از آهنگسازان فرانسوی ، انگلیسی و ایتالیایی از آن پیروی كردند .


گابریل فوره

زندگانی و آثار او

گابریل فوره (سالهای 1845-1924)

با آنكه گابریل فوره Cabriel Faure بانی مكتب امپرسیونیست نیست ، غالباً او را یكی از پیشوایان این مكتب می شمارند . گابریل فوره در 12 مه 1845 در پامیه Pamiers به دنیا آمد . خانواده فوره اهل موسیقی نبود اما گابریل كوچك استعداد وافری در موسیقی از خود نشان داد به طوری كه پدرش او را د ر9 سالگی به مدرسه نیدرمیر به پاریس فرستاد تا اصول موسیقی را فراگیرد .

در مدرسه موسیقی نیدرمیر برخلاف كنسرواتور پاریس به موسیقی كلاسیك قدیم و اصول گرگوری توجه بسیار می شد و فوره نیز د رسال 1865 با اطلاعات عمیقی از دوره های گذشته مدرسه را به پایان رسانید .

از این سال فوره به تصنیف قطعات پیانو و آواز پرداخت و نیز یك بالاد برای پیانو و اركستر و یك سونات بسیار زیبا برای ویولون نوشت در سال 1883 فوره با دختر فرمیه Fremiet مجسمه ساز معروف ازدواج كرد و از آن به بعد زنش هم در مخارج زندگی به او كمك می كرد و به این طریق آهنگساز قانع و بی اعتنا به امور دنیوی توانست با آسودگی بیشتر به كار خود بپردازد .

یكی از كارهای مهم فوره در این زمان تصنیف پنج ملودی روی منظومه های ورلن بود . به علاوه وقتی برای نخستین بار تآتر پلئاس و ملیزاند Pelleas et Meilsande از موریس مترلینگ نمایش داده شد فوره برای بعضی از صحنه های آن قطعات موسیقی نوشت .

در سال 1896 فوره به سمت ارگانیست كلیسای مادلن و سال بعد به جای ماسنه به استادی كنسرواتور پاریس منصوب شد .

در موسیقی تآتر فوره به سال 1900 پرومته Promethee را تصنیف كرد این اثر عالی كه به واسطه وسعت اركستر و آواز در نخستین نمایش موفقیت بسیار یافت در ردیف عالی ترین آثار موسیقی در قرن 19 میلادی درآمد . اما مهمترین اثر فوره در این زمینه پنلوپ Penelope بود كه به سال 1907 در پاریس نمایش داده شد .

در موسیقی مجلسی و پیانو نیز آثاری مانند سونات دوم ویولون و پیانو ، دو سونات ویولون سل، تریو ، یك فانتزی برای پیانو و اركستر مجلسی ، كوارتت زهی ، دو كوئینتت از گابریل فوره به یادگار مانده است .

گابریل فوره از سال 1905 به ریاست كنسرواتور موسیقی پاریس منصوب شد ولی او هم مانند بتهون به ثقل سامعه دچار شد و چون به تدریج حس شنوایی را از دست داد در سال 1919او را از ریاست كنسرواتور بركنار كردند .

فوره باوجود آنكه در اواخر عمر به كلی كر شده بود معهذا از كار موسیقی غفلت نمی كرد و با حس شنوایی كه در ذهن خود داشت آثاری در موسیقی به وجود آورد كه از مهمترین آنها كوارتت زهی ، نكتورن سیزدهم و ملودیهایی مانند سراب Mirageو «افق موهوم» بود .

موسیقی فوره دارای بیان شیرین و لطف خاصی است . او در همه آثار خود به زیبایی ملودی توجه داشت ولی در این مورد بسیاری اوقات از قواعد كلاسیك منحرف شده و راه نوی پیموده است. در واقع او برای دبوسی و راول كه بعدها مكتب امپرسیونیست را بنیان گذاشتند پیشوای بزرگی بود .

فوره در هر رشته از موسیقی آثاری به به یادگار گذاشت اما نكته قابل توجه آن است كه این ارگانیست هیچ گاه برای ارگ آهنگ نساخت و به جز یك ركویم در موسیقی مذهبی اثری نگذاشت . مهمترین آثار فوره در موسیقی آوازی ملودی اوست كه بین آنها «گلهای اصفهان» ، گهواره ها ، راز ، لیدیا Lydia ، مهتاب ، گورستان ، اشك ها ، جنگل ماه سپتامبر ، گل سرخ و رقاصه معروف است . بعضی از آوازهای فوره در یك دوره جمع آوری شده كه بین آنها آواز حوا ، باغ مسدود Jadrin clos، سراب و افق موهوم مهمتر است .

در موسیقی پیانو چند والس ، كاپریس ، امپرنتو Imprompsu ، رمانس ، نكتورن ، بار كارول ، واریاسیون و پرلود تصنیف كرد اما فانتزی برای پیانو و اركستر یكی از آثار عالی گابریل فوره است .

آثار موسیقی تآتر فوره چند قطعه موسیقی صحنه مانند كالیگولا ، پلئاس و میزاید و مخصوصاً شایلوك Shylock است كه موسیقی آن برای نمایش بازرگان ونیزی اثر شكسپیر ساخته شده است . دو اثر بزرگ فوره ، پرومته و پنلوپ نماینده تحول بزرگی است كه در موسیقی اپرای فرانسه صورت گرفته است .

از مختصات موسیقی فوره طنین اركستر و لطف و زیبایی خاص آهنگها است ، با آنكه فوره از هارمونی كلاسیك منحرف نشده اما گاهی فواصل هفتم را بدون آنكه «تهیه» شده باشد قرار داده و مدولاسیون را غالباً با جرأت بسیار و با لحن جدیدی به كار برده است .


كلود دبوسی

كلود دبوسی (سالهای 1862-1918)

آشیل كلود دبوسی Achille Claude Debussy در 22 اوت 1862 در «سن ژرمن آن له» از خانواده دهقانی متولد شد .

پدر و مادرش به واسطه عدم استطاعت مالی نتوانستند وسایل آشنایی او را با موسیقی فراهم كنند و به این جهت كلود تا 9 سالگی كه به اتفاق پدرش به كان مسافرت كرد از موسیقی اطلاع نداشت . اما در این سفر كلود نخستین درس پیانو را از یك معلم ایتالیایی آموخت . سال بعد مادام موته Moute مادر زن پل ورلن شاعر فرانسوی كه در جوانی از شاگردان شوپن بود به استعداد فوق العاده دبوسی واقف شد و به خانواده اش توصیه كرد كه در تحصیل موسیقی او مراقبت كامل نمایند . پدرش او را در 1873 به كنسرواتور پاریس برد . دبوسی در كلاس سولفژلاوینیاك به تحصیل موسیقی مشغول شد و به زودی مدال و دیپلم سالفژ را گرفت . اما در كلاس پیانوی مارمونتل درجه دوم Second accessit شد و در كلاس هارمونی هیچ درجه و جایزه ای نگرفت .


با این حال به كمك مارمونتل شغلی پیدا كرد و به زودی به عنوان پیانیست خانوادگی مادام فن مك  Von Meck حامی بزرگ چایكوسكی انتخاب شد و مدتی به سویس ، ایتالیا و روسیه مسافرت كرد .

دبوسی در روسیه به آثار آهنگسازان روسی و مخصوصاً موسرگسكی توجه زیادی كرد و در واقع نخستین پایه مكتب امپرسیونیست را با مطالعه در موسیقی موسرگسكی بنا گذاشت . اما دبوسی بار دیگر به پاریس مراجعت كرد و مدتی با ارنست گیرو E.Curiaud در تصنیف آهنگ كار كرد و بالاخره در 1884 با كانتات فرزند بازیافته L'Enfant prodigue به دریافت جایزه بزرگ رم نائل شد . دبوسی پس از آن به رم رفت و در ویلا مدیچی Villa Medici كه مقر دارندگان جایزه است اقامت گزید .

طی دو سال اقامت در رم دبوسی چند آهنگ تصنیف كرده به پاریس فرستاد كه بین آنها اراتوریوی دوشیزه برگزیده La Damoiselle elue مهمتر بود .

پس از پایان مطالعات و بازگشت به پاریس دبوسی دو بار در سال 1889 و 1890 به بایروت مسافرت كرد تا در فستیوال آثار واگنر حضور یابد و در آنجا به آثار آهنگساز بزرگ آلمانی مخصوصاً به تریستان و ایزولده توجه زیادی پیدا كرد و با نكاتی كه از آن آموخت به فكر تأسیس مكتب جدیدی افتاد . این دوره مصادف با رواج مكتب سمبولیست در ادبیات فرانسه بود . بودلر Baudlelaire پیشوای سمبولیست ها بیست سال پیش مرده بود اما ورلن Verlaine و مالارمه Mallarme كار او را ادامه می دادند هر هفته عده ای از ادبای جوان در خانه مالارمه گرد می آمدند و راجع به ادبیات نو بحث می كردند . دبوسی نیز غالباً در مجمع آنها حضور داشت و از آنجا به عقاید و افكار آنها آشنا شد .

دبوسی تحت تأثیر سمبولیست ها و نقاشان امپرسیونیست به فكر افتاد شیوه آنها را در موسیقی اختیار كند و در این زمینه «پرلود بعد از ظهر یك دیو Prelude a l' apres-midi d' un Faune» را به سال 1894 تصنیف كرد . این پرلود سنفونیك كه روی یكی از منظومه های مالارمه به موسیقی درآمد نخستین اثر معروف دبوسی در مكتب موسیقی امپرسیونیست بود . پس از آن سه آهنگ شب Nocturnes از آثار او در 1900 به مورد اجرا گذاشته شد .

دبوسی كه از سال 1892 به فكر ایجاد یك اپرای بزرگ بود بالاخره در 1902 با تصنیف اپرای پلئاس و ملیزاند Pelleas et Melisande نظر خود رابه مورد عمل گذاشت . این اپرا در شب نمایش با جار و جنجال بزرگی مواجه شد . مردم كه هنوز به شیوه جدید دبوسی آشنایی نداشتند روش او را مورد انتقاد قرار دادند در حالی كه بسیاری از هنرمندان و دوستداران موسیقی به ارزش واقعی این اپرا پی بردند و مكتب جدید دبوسی را پذیرفتند .

اما دبوسی از غوغای مردم كناره گرفت و حتی درصدد برنیامد اصول مكتب خود را تدوین كند . پس از ازدواج با مادام امامویز Emma Moyse كلیه اوقات خود را مصروف تصنیف آهنگ كرد و در این دوره جشن های زیبا Fetes galantes و «دریا» را كه یك نوع آهنگ سنفونی واقعی است به وجود آورد . در ضمن چند تصویر یا ایماژ Images برای پیانو و همچنین برای اركستر نوشت . در سال 1911 روی یكی از منظومه های دانونزیو شاعر ایتالیایی «شهادت سن سبساتین» را تصنیف كرد .

وقتی بالت روسی در پاریس تأسیس شد دبوسی یك بالت به نام بازی Jeux برای نمایش بالت روسی نوشت .

در اواخر عمر خود دبوسی می خواست شش سونات برای سازهای مختلف بنویسد ولی پس از تصنیف سه سونات به بیماری سختی گرفتار شد و طی سه سال كه از عمر او باقی بود در منتهای درد و رنج به سر می برد تا عاقبت در 26 مارس 1918 وفات یافت و در گورستان پاسی Passy به خاك سپرده شد.


شیوه دبوسی

دبوسی در دوره عظمت رمانتیسم توانست مكتبی به وجود آورد كه از بسیاری جهات در نقطه مقابل آن قرار داشت . او اساس نظریه خود را از تحقیق در آثار آهنگسازان رمانتیك اخذ كرده بود و آنچه در پیدایش مكتب دبوسیست تأثیر داشت هارمونی واگنر در اپرای تریستن و موسرگسكی در بوریس گدونف بود . در آثار اولیه خود دبوسی از روش ماسنه و گابریل فوره اقتباس كرد ولی در این طریق نیز شخصیت بازر خود را حفظ كرد .

بالاخره دبوسی توانست شیوه موسیقی خود را با سبك نقاشی امپرسیونیست و سبك ادبی سمبولیست منطبق كند و مكتب موسیقی امپرسیونیست را به وجود آورد .

از نظر تحولی كه در موسیقی قرن 19 ایجاد شد دبوسی به كار بردن گام دوازده تنی ، استعمال دستگاه های قدیم گریگوری ، استعمال آكوردهای هفتم و نهم روی تمام درجات گام و آكورد یازدهم و سیزدهم ، فواصل پنجم و اكتاو موازی و اجرای آكوردهای ناقص و افزوده و كاسته را معمول كرد و از این حیث لحن جدیدی به موسیقی خود داد .

باید دانست كه شیوه دبوسی با سبك آهنگسازان كلاسیك و رمانتیك اختلاف بسیار دارد و به خصوص در اجرای فواصل نامطبوع و ابتكارات فنی دبوسی باید دقت بسیار به كار برد . اجرای آثار دبوسی برای كسانی كه به لحن موسیقی او آشنا نیستند نه تنها دشوار بلكه محال است زیرا ابتدا باید به روح لطیف و شاعرانه و احساسات و امپرسیون واقعی دبوسی پی برد تا نواختن كارهای او مقدور باشد .


موریس راول

موریس روال (سالهای 1875-1937)

موریس راول Maurice Ravel در 7 مارس 1875 در سیبور Ciboure پیرنه علیا به دنیا آمد .

اما از كودكی به اتفاق والدین خود به پاریس رفت. پدرش اهل ساووا بود و به موسیقی علاقه بسیار داشت و سعی كرد یكی از دو فرزندش را موسیقی دان پرورش دهد . موریس بیش از برادرش به موسیقی علاقه نشان داد و به همین جهت پدرش وسایل تحصیل موسیقی را برای او فراهم كرد و او پس از آموختن پیانو و هارمونی در چهارده سالگی به كنسرواتور پاریس وارد شد . پس از دو سال راول یك مدال از كلاس پیانو دریافت كرد و در هارمونی و كنترپوان نیز موفقیت یافت و بالاخره چندی در تصنیف آهنگ با گابریل فوره كار كرد و در سال 1895 نخستین اثر خود هابانرا Habanera را برای دو پیانو تصنیف كرد .


در سال 1901 راول با كانتات میرا Merrha دومین جایزه بزرگ رم را دریافت كرد به این جهت نتوانست به رم مسافرت كند اما در همین زمان اثر معروف پیانو ، بازی آب Jeux d' eau و كوارتت فا ماژور را نوشت .

از سال 1905 تا 1908 راول قسمت مهمی از آثار خود مانند ایینه ها ، تاریخ طبیعی ، راپسودی اسپانیول ، ساعت اسپانیولی ، گاسپار شب Gaspard de la nuit و نه نه اوی Ma mere l' Oye را نوشت .

برای نمایش های بالت روسی كه تحت نظر دیاگیلف در پاریس اداره می شد راول یك سنفونی گرگرافیك به نام دافنیس و كلوئه Daphnis et Chloe نوشت و نخست در 1912 به مورد اجرا گذاشت ، چندی بعد سه منظومه از آثار استفان مالارمه را به موسیقی درآورد .

جنگ بین الملل كار او را به تعویق انداخت اما راول توانست یك تریوی زهی بنویسد و بالاخره با سویت پیانو به نام «آرامگاه كوپرن» كه به سال 1917 به یادبود فرانسوا كوپرن آهنگساز قرن 17 نوشته بود شیوه موسیقی قدیم فرانسه را با بیان جدیدی توأم كرد .

دیاگیلف بار دیگر از راول درخواست تصنیف بالت كرد . راول والس La Valse را برای بالت روسی نوشت . با این حال دیاگیلف از نمایش آن خودداری كرد و این اثر شایسته تا 1920 بلااجرا ماند .

یكی از معروفترین آثار راول «كودك و نفرین جادوگر» L'Enfant et les Sortileges فانتزی آوازی نخست در 1925 در مونتت كارلو نمایش داده شد و موفقیت بسیار یافت .

در 1928 راول سفری به آمریكا كرد و در مراجعت بولرو Bolero اثر معروف دیگری را در چهارده روز برای اركستر تصنیف كرد .

در 1930 راول دو كنسرتو برای پیانو نوشت ولی از آن به بعد دوران بیماری او آغاز شد . در سال 1933 اختلال عصبی و مغزی پیدا كرد و این مرض به تدریج شدت یافت و او را از تماس با دنیای خارج محروم كرد عاقبت در یك عمل مغزی كه به سال 1937صورت گرفت حیات راول به پایان رسید و در 28 دسامبر آن سال درگذشت .

آثار راول

راول آثار زیادی از خود به یادگار نگذاشت ولی هر آنچه نوشته در نوع خود تمام است .

در پیانو كارهای راول كمتر از شوپن ولیست اهمیت ندارد در این زمینه پاوان برای شاهزاه خانم فقید اسپانیایی (سال 1899) ، بازی آب (سال 1901) ، سوناتین و ایینه ها Miroirs كه به   خصوص  یكی  از  قطعات  آن  آلبور   دادل گراچیوزوAlborada del gracioso معروف است .


نه نه اوی ، گاسپار شب كه شامل سه قطعه مشكل برای پیانو ، اوندین Ondine ، دار Le Gibet و Scarbo است ، همچنین والس های اشرافی و احساساتی (سال 1911) و سویت آرامگاه كوپرن (سال 1917) از راول باقی مانده است . از دو كنسرتوی پیانو كه راول به سال 1930 به ریتم جاز آمریكایی نوشته به خصوص «كنسرتو برای دست چپ» یكی از مشكلترین كنسرتوهای پیانو است .

در اغلب این آثار راول تحت تأثیر دبوسی قرار گرفته ولی كارهای او از حیث تكنیك پیانو به مراتب مشكلتر از آثار دبوسی است .

در موسیقی مجلسی كوارتت فا ماژور (سال 1903) ، تریو در لا ماژور (سال 1914) و سونات برای ویولون و سونات ویولون سل (سال 1922) را تصنیف كرده اما در موسیقی اركستر راول بالت دافنیس و كلوئه و بالت والس را به سبك بالت های روسی و شیوه استراوینسكی و پروكفیف ساخته است . در راپسودی اسپانیول ، شهرزاد و بولرو (سال 1928) تحت تأثیر موسیقی شابریه واقع شد . شیوه شابریه در اپرا كمیك ساعت اسپانیولی و هابانرا هم در موسیقی راول نفوذ كرده است .

در فانتزی آوازی «كودك و نفرین جادو» و همچنین در آوازهای مادگاسكار Chausons madecasses راول مانند دبوسی از مایه های ظریف استفاده كرده است .

هارمونی موریس راول كاملاً مختص به اوست ولی در روش خود مانند دبوسی از آكوردهای نامطبوع و تركیب دو مقامBitonalite استفاده كرده است . راول بعضی از آثار پیانوی خود را مانند نه نه اوی ، آرامگاه كوپرن ، پاوان برای شاهزاده خانم فقید اسپانیایی و آلبورادا را با شیوه مخصوصی برای اركستر نیز تنظیم كرده است .

سبك موسیقی راول در ابتدا تحت تأثیر امانوئل شابریه بود سپس به دبوسی توجه پیدا كرد و در این زمینه بسیاری از آثار او به شیوه دبوسی شاهت دارد . با این وصف راول از استراوینسكی ، شونبرگ و جاز آمریكایی هم در بعضی از ساخته های خود مایه گرفته است .


اریك ساتی

اریك ساتی Erik Satie (سالهای 1866-1925)

یكی از آهنگسازان فرانسوی است كه در موسیقی نوین فرانسه مقام بزرگی دارد ، ساتی در ابتدای كار به شیوه واگنر آهنگ می ساخت ، سپس به امپرسیونیست ها گروید و عاقبت از هر دو مكتب روی برتافت و شیوه اكسپرسیونیستExpressioniste انتخاب كرد .

در بعضی از ابتكارات مانند به كار بردن فواصل نهم پی در پی ساتی بر دبوسی تقدم دارد . شیوه او در موسیقی دبوسی و راول تأثیر فراوان داشت . ساتی برخلاف آهنگسازان امپرسیونیست از آثار آهنگسازان كلاسیك مخصوصاً كلمنتی استفاده كرد و از تركیب موسیقی كلاسیك و جاز و موسیقی مدرن قطعات استهزاء آمیزی به نام Gymnopedies و «سقراط» نوشت و در دنباله این آثار كارهای دیگری مانند قطعات سرد ، آهنگهایی به شكل گلابی، برای یك سگ ، آهنگ برای فراری كردن و بالت پاراد Parade ساخته كه او را یك آهنگساز شوخ وظریفی معرفی می كند .

با این حال ساتی در همه آثار خود بدعت و ابتكار خاصی دارد و به همین جهت او را یكی از پیشروان موسیقی مدرن می دانند .


گوستاو شارپانتیه

گوستاو شارپانتیه Gustave Charpentier (سالهای 1860-1952)

 یكی از پیشوایان رآلیسم در موسیقی تآتر فرانسه است و از این حیث او را هم ردیف وریست های ایتالیایی باید دانست . شارپانتیه در كنسرواتور پارس شاگرد ماسنه بود و در 1887 به دریافت جایزه بزرگ رم نائل شد . در ایتالیا شارپانتیه خاطرات خود را در آهنگی به نام Impressions d' Italie نوشت و در سال 1890 منتشر كرد . «زندگانی شاعر» یكی دیگر از آثار قابل توجه اوست اما مهمترین اثر او اپرای لوئیز Louise است كه تحت عنوان یك «رمان همراه موسیقی» در 1900 به مورد اجرا گذاشت .

از آثار شارپانتیه اپراهای دیگری مانند ژولین ، عشق در حومه شهر به یادگار مانده كه چندان معروف نیست .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*