بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم مكتب رمانتیك نوین آلمان

با وجود تحولاتی كه در مكتب موسیقی فرانسه صورت گرفت آهنگسازان آلمانی هیچ گونه تمایلی به پیروی از شیوه امپرسیونیست ابراز نكردند بلكه دنباله سكب رمانتیك را ادامه دادند و از آنجا دسته ای از آهنگسازان آلمان مكتب رمانتیك نوین را تأسیس كردند و عده ای دیگر مانند شونبرگ آهنگساز اطریشی مكتب اكسپرسیونیست Expressioniste را در برابر مكتب امپرسیونیست فرانسه به وجود آوردند و به این طریق رشته تحول موسیقی را با تكامل و نه با انقلاب پیش بردند .


گوستاو مالر

گوستاو مالر Gustav Mahler (سالهای 1860-1911)

از پیشوایان رمانتكی نوین در موسیقی آلمان است. مالر در خانواده یهودی فقیری به دنیا آمد ولی از كودكی به موسیقی توجه داشت . والدینش او را به كنسرواتور وین فرستادند و گوستاو در آنجا به تكمیل اطلاعات موسیقی پرداخت و در پایان تحصیلات در رشته تصنیف آهنگ و نواختن پیانو جایزه گرفت . مالر مدتی شاگرد آنتوان بروكنر بود و از شیوه تصنیفات او استفاده بسیار كرد .

از بیست سالگی به رهبری اركستر منصوب شد، مدتی در بوداپست به این سمت اشتغال داشت سپس به رهبری اركستر اپرای وین رسید . از سال 1907 مالر به ریاست اركستر اپرای متروپولیتن نیویورك انتخاب شد ولی در آنجا به بیماری سختی گرفتار شد .

چندی بعد به كشور خود بازگشت ولی بهبودی نیافت و در پنجاه و یك سالگی در وین درگذشت .


اجرای سنفونی شماره 8 مالر


در موسیقی آوازی آهنگ محزون و مهیجی مانند ترانه مرگ كودكان Kindertotenlieder و یك رشته آواز همراه اركستر به نام ترانه زمین Das Lied von der Erde از آثار مالر معروف است .

شیوه موسیقی مالر كاملاً مخصوص به اوست . اگر چه در بعضی از قطعات موسیقی او گاهی نظم آهنگ با جملات نامربوط به هم می خورد و اثر ملودی ها و ایده های زیبای او را از بین می برد ، اما روی هم رفته مالر با آثار عالی خود در ردیف آهنگسازان طراز اول رمانتیك است .


اگر چه موسیقی مالر در زمان او با استقبال شایسته ای مواجه نشد ولی همان طوری كه آهنگساز می گفت : «عصر من هم فرا خواهد رسید» بعد از مرگش آثار او بیشتر مأنوس شد و امروز در بسیاری از كنسرت ها به مورد اجرا گذاشته می شود .


هوگو ولف

هوگو ولف Hugo Holf (سالهای 1860-1903)

مانند شوبرت از آهنگسازان معروف لید است و در این زمینه دویست و سی و دو ترانه از او باقی مانده است .

دیگر از آثار او اپرای كورجیدور Corregidor هنوز هم غالباً به معرض نمایش گذاشته می شود .

در موسیقی اركستر یك سرناد ایتالیایی و همچنین پوئم سنفونیك پنتزیلئا Penthesilea از آثار قابل ملاحظه ولف است .

از ترانه های ولف «كودك مسیحی خفته» ، «وداع Lebe wohl» و «پرسش و جواب» معروف است و او چند آهنگ برای آواز دسته جمعی نیز ساخته است .


ماكس رگر

ماكس رگر Max Reger (سالهای 1873-1916)

 كه در آثار خود به كنترپوان توجه بسیار داشت بیش از همه به شیوه باخ گروید . رگر تا سی سالگی به موسیقی سنفونیك توجهی نداشت و پس از چند اثر بزرگ مانند «واریاسیون روی یك تم موتسارت» ، سینفونیتا Sinfonietta و «كنسرتو به شیوه قدیم» در این زمینه نوشت .

كار اساسی رگر در موسیقی مجلسی و لید است و در این رشته پنج هومورسك Humoreske، چهار سونات ، سه كوارتت زهی ، شش اینترمتسو Intermezzo و پانزده لید به یادگار گذاشته است .

رگر مدتی در كنسرواتور لایپزیك استاد موسیقی بود . شیوه اوهم مانند برامس به كلاسیك- رمانتیك نزدیك است.



بوزونی

فروچیو بوزونی Ferruccio Busoni (سالهای 1866-1924)

اصلاً ایتالیایی است كه در كودكی به اطریش آمد و او یكی از شخصیت های بزرگ موسیقی نوین در قرن بیستم بود .

بوزونی از طرفداران صمیمی «بازگشت به عصر باخ» بود و عقیده داشت كه موسیقی را باید از رو خواند و نباید شنید . از این حیث می توان او را یك كلاسیك نوین محسوب كرد . تحقیقات او در هارمونی مدرن و تكنیك موسیقی بسیار ذیقیمت است . بعضی از آثار او مانند دكتر فاوست و اپرای توراندخت آرلكن Turandot Arlecchino تاحدی به سبك رمانتیك تصنیف شده است . اما كارهای بزرگ بوزونی در موسیقی پیانو است . بوزونی یكی از استادان بزرگ پیانو بود و در این رشته یك فانتزی كنترپونتیك معروف دارد كه تم اصلی آن را روی یك آهنگ از «هنر فوگ» اثر باخ انتخاب كرده است .



ریشارد اشتراوس

ریشارد اشتراوس (سالهای 1864-1949)

ریشارد اشتراوس Richard Strauss در 11 ژوئن 1864 در مونیخ به دنیا آمد . پدرش فرانس اشتراوس نوازنده كر Cor در اركستر اپرای مونیخ بود و او فرزندش را از كودكی به موسیقی آشنا كرد . چون ریشارد به موسیقی علاقه داشت به زودی قواعد آن را فراگرفت و به خصوص در آثار مكتب كلاسیك و موسیقی قرن 16 و 17 اطلاعات زیاد به دست آورد .

نخستین آثار ریشارد اشتراوس نیز در دوره كودكی او به وجود آمد و او در بیست و یك سالگی با اكثر آهنگسازان بزرگ آلمان آشنایی یافت و در این زمان یكی از سنفونی های او در شیكاگو به مورد اجرا گذاشته شد .

در ابتدا آثار ریشارد اشتراوس دنباله سبك كلاسیك رمانتیك بود و در این زمینه از مندلسون و شوبرت پیروی می كرد .


پس از آشنایی با هانس فن بولو ، به راهنمایی او به آثار واگنر آشنا شد و به طور عمیقی تحت تأثیر او قرار گرفت .

سال بعد به جای بولو به رهبری اركستر ماینینگن Meiningen رسید و در آنجا با ویولونیست ریتر Ritter كه از طرفداران «موسیقی اینده» و علاقمندان لیست و واگنر بود آشنا شد . ریتر او را به پوئم سنفونیك های لیست متوجه كرد و از آن وقت ریشارد اشتراوس به تصنیف چند پوئم سنفونیك آغاز كرد كه در واقع ادامه و تكمیل كارهای لیست بود. 

در این زمینه ریشارد اشتراوس فانتزی سنفونیك به نام «از ایتالیا» و پوئم سنفونیك ماكبث را در 1886 نوشت سال بعد دن ژوان را از روی نمایشنامه لناو Lenau به موسیقی درآورد و مرگ و دگرگونی Tod und Verklarung را در سال 1889 از روی منظومه ای كه آلكساندر ریتر نوشته بود به صورت پوئم سنفونیك تصنیف كرد .

از مهمترین پوئم سنفونیك های ریشارد اشتراوس مردم آزاری تیل اویلن شپیگل Till Eulenspiegel ، روی یك افسانه آلمانی و «زرتشت چنین گفت» به سال 1894 از كتاب فلسفی نیچه به موسیقی درآمد .


در این زمان اشتراوس نخستین اپرای خود رابه نام گونترام Guntram به وجود آورد و فانتزی واریاسیون روی یك آهنگ قهرمانی «دن كیشوت» را به سال 1897 به پایان رسانید .

پس از آن ریشارد اشتراوس به ریاست اپرای شهرهای مختلف مانند وایمار ، برلین ، مونیخ و وین منصوب شد و به تصنیف چند اپرا پرداخت كه بین آنها سالومه Salome از داستانی كه اسكار وایلد نوشته بود ، الكترا روی نمایشنامه سوفوكلسSophocles نویسنده بزرگ یونان قدیم به وجود آمد ، سواركار گل سرخ Rosenkavalier و «بانوی بی سایه» كه روی نمایشنامه های هوفمانستال Hofmannstahl نوشته شده بسیار معروف است .

به علاوه اشتراوس چند قطعه موسیقی صحنه برای «تازه به دوران رسیده Le Bourgeois Gentilhomme» اثر مولیر ، دو پانتومیم به نام «روایت یوسف» و «خامه Schlagobers» و یك اینترمتسو نوشت .

در موسیقی سنفونیك ، زندگی یك قهرمان Ein Heldenleben ، سنفونی خانگی Sinfonia domestica و سنفونی آلپین از ریشارد اشتراوس به یادگار مانده است .

از آخرین آثار ریشارد اشتراوس «هلن مصری» ، «زن صامت» به سال 1935 نوشته شده و اپرای «روز آزادی» ، دافنهDaphne و كاپریچو به سال 1938 نوشته شده است .

ریشارد اشتراوس مانند آهنگسازان رمانتیك برای ایجاد اثر حقیقی موانع و قیود كلاسیك را از بین برد . در موسیقی واگنر با برلیوز لایتموتیف و ایده فیكس نماینده شخصیت یا صفت خاصی بود. اما ریشارد اشتراوس مطالب مشكلتر و پیچیده تری را در موسیقی به صورت تم های مشخص بیان كرد .

در مقدمه دن كیشوت كه از اثر معروف سروانتس نویسنده اسپانیایی به موسیقی درآمده ریشارد اشتراوس هارمونی و كنترپوان پیچیده ای به كار برده است.

او كلیه مشخصات دن كیشوت را از حیث خوش  قلبی، دیوانگی بلندپروازی و كیفیات دیگر ، حتی اسب سواری او را در حالی كه پانسا با قیافه مضحك و شك گنده سوار قاطر پشت سر او می اید همه را طی یك قسمت از فانتزی با تركیب نواهای  مختلف  مجسم  می كند .

ریشارد اشتراوس در تصنیف پوئم سنفونیك از جانشینان فرانس لیست است و او با استفاده از موسیقی مدرن تحول بزرگی در مكتب رمانتیك قرن 19 به وجود آورد و به همین جهت ریشارد اشتراوس را بزرگترین آهنگساز رمانتیك نوین قرن بیستم می دانند .

مرگ ریشارد اشتراوس در 8 سپتامبر 1949 اتفاق افتاد .


آهنگسازان دیگر آلمان

دیگر از آهنگسازان رمانتیك نوین فیلكس واینگارتنر F.Weingartner (سالهای 1863-1940) یكی از رهبران بزرگ اركستر است كه چند اپرا از جمله «دبستان دهكده» را نوشته است.

هانس پفیتزنر Hans Pfitzner (سالهای 1869-1949) به خصوص به واسطه اپرای پالسترینا Palestrina شهرت جهانی یافت . از آثار دیگر پفیتزنر «گل باغ عشق» ، «هانری بیچاره» و چند قطعه موسیقی مجلسی است .

ماكس فن شیلینگس M.von Schollings (سالهای 1868-1933) با مونالیزا Mona Lisa اهمیت بسیاری در اپرای آلمان پیدا كرد . شیلینگس علاوه بر رمانتیسم از شیوه وریسیت ایتالیایی نیز در آثار خود استفاده كرده است .

پاول گرنر Paul Greener (سال 1872) با تصنیف چند اپرا مانند دن ژوان ، فریدمان باخ و شاهزاده هامبورگی در ردیف آهنگسازان شایسته آلمان درآمد . یكی از آثار او كه به سبك كلاسیك تصنیف شده است سویت «نی كاخ سان سوسیSanssouci» است .


آهنگسازان اپرت

بعد از یوهان اشتراوس یكی از بزرگترین آهنگسازان اپرت وینی فرانس لهار Franz Lehar (سالهای 1870-1948) شیوه او را ادامه داد . از آثار بزرگ لهار اپرت «زنان وین» ، بیوه خندان ، گراف لوكزامبورگ ، عشق كولی ، پاگانینی ، فریدریكهFriederike ، جودیتا Giuditta است. در این اپرت ها فرانس لهار مانند اشتراوس غالباً از والس های وینی استفاده كرده است .

بعد از جنگ بین الملل اول اپرت های لهار در سراسر جان معروف شد و در ردیف بزرگترین آهنگسازان آثار موسیقی سبك در نیمه اول قرن بیستم قرار گرفت .

اوسكار اشتراوس Oscar Streus (سال 1870) یكی دیگر از آهنگسازان اپرت است كه مدتی شاگرد ماكس بروخ بود . از آثار او اورتور «رؤیای یك زندگی» و قطعاتی در موسیقی مجلسی است اما معروفترین اثر او اپرت سرباز رشید Der tapfere Soldat (سرباز شكلاتی) است كه به سال 1908 به معرض نمایش گذاشته شد .

امریك كالمان E.Kalman (سال 1882) از آهنگسازان یهودی اطریش اصلاً اهل مجارستان است و او با چند اپرت مانند پرنسس چارداش Czardasfurstin ، پری بالماسكه Faschingsfee و پرنسس ماریتسا Grafin Mariza شهرت جهانی یافته است .


آرنولد شونبرگ

آرنولد شونبرگ (سالهای 1874-1951)

آرنولد شونبرگ Arnold Schonberg در 13 سپتامبر 1874 در وین به دنیا آمد . پدرش بازرگانی یهودی بود و به خوبی معیشت خانواده را تأمین می كرد اما وقتی در 1882 درگذشت و فرزند هشت ساله خود را بی سرپرست گذاشت روزگار سختی آرنولد آغاز شد . با این حال شوق او به موسیقی سبب شد كه بتواند در دوازده سالگی نخستین درس ویولون را فراگیرد .

آرنولد به زودی با همشاگردانش در اركستر مجلسی مدرسه شركت كردند و حتی چند آهنگ سه چهار ساز ساخت كه مورد توجه اولیاء مدرسه قرار گرفت . چندی بعد به فكر آموختن ویولون سل افتاد وبرای آن سوناتی نوشت و از آن وقت تصمیم گرفت كلیه خم خود را صرف موسیقی كند.


شونبرگ مدتی بدون معلم كار كرد تا آنكه یكی از دوستانش او را به زملینسكی Zemlinsky معرفی كرد ، زملینسكی فقط دو سال از شونبرگ بزرگتر بود اما بین آهنگسازان جوان وین مقام ارجمندی داشت و آثار او كه تحت تأثیر واگنر و برامستصنیف شده بود در كنسرت ها با استقبال شایسته ای اجرا می شد .

زملینسكی از مشاهده آثار شونبرگ به استعداد و لیاقت او پی برد و او را تشویق كرد تا از انزوا و گوشه گیری خارج شود و مدتی نیز اصول كنترپوان را به او آموخت و در اركستر خود شغلی به او واگذار كرد . دوستی شونبرگ و زملینسكی به آنجا رسید كه عاقبت شونبرگ با خواهر زملینسكی ازدواج كرد .

شونبرگ نزد زملینسكی به ارزش كارهای واگنر واقف شد و در آنجا به نكات دقیق «تریستان و ایزولده» آشنایی یافت .

نخستین اثری كه شونبرگ در كنسرت به مورد اجرا گذاشت یك كوارتت در ر ماژور بود . با این اثر شونبرگ كه جوانی بیست و سه ساله بود شهرتی پیدا كرد . در سال 1889 نیز چند آواز از تصنیفات او با استقبال مردم مواجه شد .

اما یكی از بزرگترین آثار شونبرگ تحت عنوان شب روشن Verklarte Nacht در 1899 به وجود آمد . این اثر كه برای شش ساز نوشته شده بود در نخستین شب اجرا غوغایی برپا كرد و حضار از تركیب عجیب و نامأنوس اصوات موسیقی به صدای بلند خندیدند . اگرچه نوازندگان بدون اعتنا به كار خود ادامه دادند ولی همهمه حضار به حدی بود كه نوازندگان به زحمت قادر به اجرای موسیقی بودند و عاقبت با صدای سوت و فریاد اعتراض آمیز جمعیت دست از كار خود كشیدند و به این طریق نخستین اثر بزرگ شونبرگ آهنگساز بیست و پنج ساله اطریشی را ناتمام گذاشتند .

اما این قضاوت سطحی راجع به شب روشن كه بدون شك زیباترین اثر شونبرگ است كاملاً بی مورد بود و در واقع راهی كه بعدها شونبرگ در پیش گرفت به مراتب صعب تر از وقتی بود كه شب روشن را به شیوه رمانتیسم پرحرارت واگنری تصنیف كرد .

شونبرگ بعد از شب روشن به تصنیف كانتات عظیمی به نام «ترانه های گوره Currelieder» دست زد این كانتات كه در طی ده سال به پایان رسید یكی دیگر از آثار رمانتیك شونبرگ بود . اما با آنكه او اصول شیوه رمانتیك را پذیرفته بود در بسیاری از جملات موسیقی نكات فنی جدیدی آورد و از این حیث همان مقامی را كه ریشارد اشتراوس در برلین داشت شونبرگ در وین پیدا كرد .

با این حال موفقیت او در وین قابل ملاحظه نبود و شونبرگ بر اثر تنگدستی ناگزیر به برلین مسافرت كرد و در آنجا به كمك ریشارد اشتراوس در كنسرواتور برلین به شغل دفتری مشغول شد .

شونبرگ كه از سفر برلین هم نتیجه ای نگرفته بود در سال 1903 به وین بازگشت و از آن وقت تحول جدیدی در سبك كار او پیدا شد . در چند قطعه مجلسی ، شش آواز به همراهی كوارتت زهی و اركستر در ر مینور كه در این دوره به وجود آمد از نفوذ سبك واگنر محسوساً كاسته شده بود . به عقیده بعضی از موسیقی شناسان سبك كلاسیك نوین در آثار این دوره شونبرگ غلبه دارد .

تحول اساسی موسیقی را شونبرگ از سال 1907 آغاز كرد . در این سال شونبرگ با نقاش بزیرگ اطریشی كاندینسكیKandinsky مؤسس مكتب اكسپرسیونیست Expressioniste آشنا شد و نزد او به نقاشی پرداخت و چند تصویر زشت و بدشكل كشید .

نظر كاندینسكی در نقاشی اكسپرسیونیست آن بود كه به جای ظاهر حال ، باطن را چنان كه هست ، نمایش دهد ، به این جهت به عقیده او زشتی وجود ندارد ، همه چیز زیباست و باید با چشم بصیرت آن را تشخیص داد .

شونبرگ با این عقیده سه قطعه برای پیانو (اپوس 11) و پنج قطعه برای اركستر نوشت كه از نظر هنری كاملاً با نقاشی های كاندینسكی قابل مقایسه بود و به این جهت در محافل هنری با تعجب و شگفتی بسیار تلقی شد .

نمایش موسیقی «دست خوشبخت» یك اثر دیگر او در این زمینه بود اما وقتی اپرای پییروی مهتابی Pierrot LUnaireدر سال 1912به مورد اجرا گذاشته شد كلیه تصنیفات سابق شونبرگ تحت الشعاع آن قرار گرفت .

در واقع «پنج قطعه برای اركستر» و «پییروی مهتابی» از شونبرگ با دو اثر بزرگ استراوینسكی «پرستش بهار» و «هزاردستان» قابل مقایسه بود . ولی سبك شونبرگ با استراوینسكی اختلاف بسیار داشت .

از این زمان سومین مرحله هنری شونبرگ شروع شد و او كلیه قواعد موسیقی را در طبقه بندی دستگاه ها Modes و مقام موسیقی Tonalite به هم ریخت و به جای هفت نت اصلی و پنج نت فرعی كه اساس موسیقی كلاسیك بود دستگاه جدیدی روی دوازده نیم پرده مساوی ترتیب داد و به این طریق سیستم موسیقی دود كافونیك Dodcaphonique (دوازده تنی) یا موسیقی آتنال Atonale (بدون مقام) را به وجود آورد . در این طریقه اصول ملودی و هارمونی كلاسیك تغییر یافت و در عین آزادی با قواعد جدیدی توأم شد .

شونبرگ نخست در سویت اپوس 23 این شیوه جدید را به كار برد و در 1924 با سرناد اپوس 24 برای آواز ، كلارینت و سازهای زهی قاعده خود را تكمیل كرد .

شونبرگ در تشریح نظریه دوازده صوتی می نویسد : «اینجا من ناگهان هدف اصلی خود را در تنظیم و وحدت اصوات یافتم،همان هدفی كه سالهای متمادی به طور ناخودآگاه مرا هدایت می كرد.»

نكته جالب توجه این است كه در همان سالی كه شونبرگ نظریه خود را منتشر كرد دو تن از آهنگسازان دیگر وین ، یوز فماتیاس هاور J.M.Hauer (سال 1883) و فریتس كلاین Fritz Klein در همین رشته كار می كردند .

وقتی شونبرگ از تحقیقات هاور آگاه شد او را با چند تن از موسیقی شناسان به خانه خود دعوت كرد و در حضور آنها مدلل ساخت كه از نظریه هاور متابعت نكرده بلكه خود بانی نظریه دوازده صوتی بوده است .

اما هاور آهنگساز منزوی و عجیبی بود كه تمام وقت خود را در میخانه گذرانید و پس از آن لوحی ساخت و بالای صندلی خود نصب كرد كه روی آن نوشته بود : «یوزف ماتیاس هاور مبتكر حقیقی دوازده صوتی كه با وجود مقلدین ناشی خود تنها كسی است كه دستگاه دوازده صوتی را شناخته و می فهمد .»

به همین طریق شونبرگ كلاین را نیز مغلوب كرد زیرا ثابت كرد كه در 1915 اسكرتسوئی به شیوه دوازده صوتی ساخته بود و از این حیث در ابتكار این سبك سبقت جسته است .

با این حال منتقدین موسیقی شیوه او را قبول نداشتند زیرا پیش از شونبرگ آهنگسازان دیگر نیز از دستگاه دوازده صوتی استفاده كرده بودند چنانكه ریشارد اشتراوس به سال 1894 در پوئم سنفونیك «زرتشت چنین گفت» یا ملودی با دوازده نت مختلف به موسیقی درآورد و حتی دبوسی در «پرلود بعدازظهر یك دیو» و فرانس لیست در سنفونی فاوست از این شیوه استفاده كرده است .

با این حال مسلم بود كه هیچ یك از آهنگسازان پیشین روی اصولی كه شونبرگ به وجود آورد كار نكردند . به این جهت دیری نگذشت كه سیستم دوازده صوتی شونبرگ جنبه علمی و مكتبی پیدا كرد و پس از آن بسیاری از آثار او مانند كوارتت زهی،كنسرتوی ویولون، كنسرتوی پیانو و كلاویرشتوك Klavierstuck با استقبال شایسته ای مواجه شد .

شونبرگ پس از تجاوز نازی ها به خاك اطریش كشور خود را ترك كرد و از سال 1940 در لوس آنجلس آمریكا اقامت گزید و در آنجا شاگردان زیادی از ملل مختلف به مكتب او پیوستند تا آنكه سرانجام در سال 1951 زندگی را بدرود گفت .


آثار شونبرگ

شونبرگ در آثار اولیه خود تحت تأثیر مكتب رمانتیك موسیقی واگنر چند اثر عمده به وجود آورد كه از بین آنها شب روشنVerklarte Nacht (سال 1899) ، پوئم سنفونیك پلئاس و ملیزاند (سال 1903) و ترانه های گوره Gurrelieder (سالهای 1900-1911) كه یك اثر بزرگ او برای خوانندگان تنها ، آواز دسته جمعی و اركستر است در این زمینه ساخته شده است .

در موسیقی آتنال Atonal یا دوازده صوتی شونبرگ از سال 1903 آثاری به وجود آورد و در واقع ترانه های گوره با آنكه به سبك رمانتیك ساخته شده بود نخستین آزمایش او در این طریق بود. پنج قطعه برای اركستر (سال 1909) ، اپرای پییروی مهتابی (سال 192) ، دست خوشبخت (سال 1913) ، درام یك نفری «انتظار» (سال 1924) و همچنین پنج قطعه برای پیانو ، واریاسیون برای اركستر (سال 1928) ، اپرای «از امروز تا فردا» (سال 1929) ، كنسرتوی ویولون (سال 1936) و غزل به یادبود ناپلئون (سال 1943) از آثار معروف شونبرگ است .

آرنولد شونبرگ مانند استراوینسكی یكی از بزرگترین پیشوایان موسیقی مدرن است . در تاریخ موسیقی مكتب شونبرگ را غالباً مكتب امپرسیونیست می نامند ، شاید علت انتخاب این اسم آن است كه شونبرگ با كاندینسكی دوستی داشت و عقاید او را پذیرفت . اما در هر حال نقاشی اكسپرسیونیست با موسیقی اكسپرسیونیست فرق دارد و انطباق این دو مكتب هنری مشكل است .

شونبرگ در آغاز كار سبك رمانتیك را انتخاب كرد و در آن رشته به تحقیقات جدیدی پرداخت . از این نظر می توان كارهای اولیه او را كه شب روشن مهمترین آنهاست از آثار مكتب رمانتیك نوین دانست . اگرچه اكسپرسیونیسم با عقاید رمانتیك ها مباینت ندارد و اگر شونبرگ را بانی مكتب اكسپرسیونیست بدانند از منظور او منحرف نشده اند معهذا در موسیقی قرن بیستم كه هنوز مكتب های هنری كاملاً دسته بندی نشده بهتر است شونبرگ را به سبب تحقیقات علمیش بانی موسیقی آتنال و دستگاه دوازده صوتی Dodecaphonique دانست .

موسیقی نوین شونبرگ از نظر شنونده عادی بسیار نامأنوس و بدآهنگ است ولی شونبرگ عقیده دارد همچنان كه موسیقی كلاسیك در ابتدای پیدایش با مخالفت دوستداران موسیقی یك آهنگی مواجه شده بود شیوه جدید او نیز در مرحله بدوی سیر می كند اما روزی خواهد رسید كه موسیقی او نیز مانند آثار بتهون و موتسارت مورد قبول عامه واقع شود .

از شاگردان مكتب شونبرگ آلبان برگ Alban Berg (سالهای 1885-1935) با تصنیف سویت لیریك برای كوارتت زهی و كنسرتوی ویولون در ردیف آهنگسازان معروف درآمد اما مهمترین اثر برگ اپرای وتسك Wozzek است كه شهرت جهانی برای او كسب كرد . اپرای وتسك از حیث به كار بردن كنترپوان ، انوانسیون Invention و فوگ ، واریاسیون و كانونCanon اهمیت زیادی در موسیقی جدید اپرا دارد . از آثار دیگر آلبان برگ اپرای لولو Lulu و كانتات شراب Der Weinاست .

آنتون فن وبرن A.von Webern (سالهای 1883-1945) آثاری مانند سنفونی برای 9 ساز ، پاسكالیا ، شش قطعه برای اركستر ، شش قطعه برای كوارتت زهی ، ملودی ها و قطعات موسیقی مجلسی به یادگار گذاشته است .

اگون ولس Egon Wellesz (سال 1885) چند سونات برای ویولون و ویولون سل تنها دارد . به علاوه چهار كوارتت زهی ، سویت برای ویولون و اركستر ، چهار بالت ، اپرای «قربانی اسرا» و یك كانتات ساخته است .

از آهنگسازان مكتب نوین وین ، كرنك Kreneck (سال 1900) كورت وایل Kurt Weil (سال 1900) و كامینسكیKaminsky (سال 1886) نیز قطعاتی در موسیقی سازی و اپرا تصنیف كرده اند .


پاول هیندمیت

پاول هیندمیت Paul Hindemith

 در 16 نوامبر 1895 در هاناوا Hanau نزدیك فرانكفورت به دنیا آمد . پس از تحصیل مقدمات موسیقی به عنوان نوازنده ویولون مشهور شد و پس از چندی به رهبری اركستر اپرای فرانكفورت رسید .

در سال 1923 هیندمیت مدتی در كوارتت آمار Amar به سمت نوازنده ویولا اشتغال داشت. سپس به سمت استاد كمپزیسیون در كنسرواتور برلین منصوب شد .

از آن زمن هیندمیت با آثاری كه به وجود آورد یكی از پیشوایان موسیقی نوین قرار گرفت . او هم مانند شونبرگ در موسیقی آتنال Atonal آهنگهای بسیار ساخت ولی سبك كار او با شونبرگ اختلاف دارد زیرا هیندمیت از مخالفین مكتب رمانتیك و مانند بوزونی پیرو شیوه كلاسیك نوین است و در این طریق برخلاف آهنگسازان آلمانی آثار دبوسی را با نظر تقلید مطالعه كرد و از موسیقی رگر نیز مایه گرفت .


بیشتر آثار هیندمیت در موسیقی مجلسی است و در این زمینه علاوه بر سوناتهای پیانو ، سه آهنگ مجلسی ، سینفونیا و همچنین چند كنسرتو برای پیانو ، ویولون ، ویولا ، ویولون سل به همراهی اركستر مجلسی تصنیف شده است .

از كارهای مهم هیندمیت موسیقی برای تآتر نوش نوشی Nusch-Nuschi یك پانتومیم به نام ابلیس Der Damon و چند اپرا مانند قاتل ، امید زنان ، سنت سوزان St.Suzanne ، كاردیاك Cardillac ، خبرهای روز و مخصوصاً اپرای ماتیس نقاش Mathis der Maler است . این اپرا را هیندمیت به سال 1934 برای سنفونی در سه قسمت نیز تنظیم كرده كه به همان نام «ماتیس نقاش» خوانده می شود .

هیندمیت در به كار بردن فواصل نامطبوع جسارت بسیار دارد و از این حیث معمار اصوات نامأنوس و گوش خراش است و در همه آهنگها با قواعد هارمونی به جدال برخاسته اما شیوه موسیقی او از ابتذال بركنار مانده و قدرت و صلابت دارد .

هیندمیت به واسطه سبك نوین خود با مخالفین بسیار مواجه شد و در دوران زمامداری هیتلر شدیداً مورد انتقاد دولت نازی قرار گرفت .

پس از نمایش «خبرهای روز» كه زن لختی در حمام نقشی در اپرا داشت موسیقی هیندمیت منحرف وافراطی شناخته شد و او ناگزیر آلمان را ترك كرد و در كشورهای متحده آمریكا اقامت گزید . از آن زمان هیندمیت با قبول تابعیت آمریكا جزء آهنگسازان آن كشور درآمد .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*