بداهه‌نوازی: هنر اندیشیدن و اجرای موسیقی به طور همزمان.

تاریخ موسیقی غرب ، جلد دوم مكتب كلاسیك - رمانتیك در آغاز قرن 19

موسیقی روسی در قرن بیستم

موسیقی روسی پس از طی دوره مقدماتی و بنیان مكتب ملی و علمی ، در قرن بیستم به منتهای قدرت و عظمت رسید . از این حیث روسیه نخستین كشوری است كه رخنه ای در تفوق دویست ساله آلمان ایجاد كرد و توانست در جوار مكتب نوین آلمان مكتبی تأسیس كند كه از هر حیث با آن هم پایه و برابر باشد .

بعد از انقلاب 1917 آهنگسازان روسی به دو دسته شدند . عده ای مانند راخمانینف ، استراوینسكی و پروكفیف به خارج روسیه مسافرت كردند و در كشورهای اروپا و آمریكا مكتب روسی را توسعه دادند و عده ای دیگر كه آهنگسازان جوان روسیه را تشكیل می دهند مكتب موسیقی شوروی را بنیان گذاشتند . اما در اصول كلی اختلاف زیادی در این دو مكتب نمی توان یافت جز آنكه در روسیه شوروی به واسطه كنترل شدید دولت آهنگسازان از افراط كاریهای موسیقی مدرن كاسته اند .


بالت روسی Ballet russe

نخستین پایه بالت روسی در نیمه دوم قرن 19 توسط چایكوسكی گذاشته شد اما پس از او مدتی آهنگسازان روسی از آن غفلت كردند .

از آغاز قرن بیستم آثار آهنگسازان غربی از جمله رگر ، مالر، دبوسی ، راول و شونبرگ در روسیه به مورد اجرا گذاشته شد و یكی از موسیقی شناسان بزرگ روسی كاراتیگین Karatyguineدر شناسایی موسیقی نوین اروپا به مردم روسیه تأثیر بسیار داشت.

در همین زمان نهضت جدیدی در پترزبورگ آغاز شد و نشریه ای به نام «مجله عالم هنر» به مدیریت دیاگیلف تأسیس شد و در آن مجله فصل جدیدی تحت عنوان «بالت روسی» مورد بحث قرار گرفت .


سرژ دیاگیلف

سرژ دیاگیلف Serdge de Diaghilev (سالهای 1872-1929)

از بزرگترین هنرمندان روسی است كه در پیشرفت شیوه نو و اشاعه هنر روسی در اروپای باختری نقش بزرگی بازی كرده است .

دیاگیلف در جوانی نزد لیادف Liadov به تحصیل موسیقی پرداخت و پس از چندی به عنوان منتقد موسیقی، «مجله عالم هنر» را كه نخستین نشریه موسیقی هنری بود در روسیه انتشار داد .

در سال 1906 دیاگیلف نمایشگاهی از آثار نقاشی هنرمندان روسی در پاریس ترتیب داد و در 1908 نخستین بار اپرای بوریس گدونف را به شركت شالیاپین Chaliapine خواننده باس ، در آن شهر به مورد اجرا گذاشت و باعث شهرت فوق العاده موسیقی روسی شد .

پس از آن دیاگیلف به فكر افتاد یكی از افسانه های قدیمی روسی ، «پرنده آتشین» را برای بالت تنظیم كند ، ابتدا می خواست آن را به استاد سابق خود لیادف واگذار كند اما وقتی «اسكرتسو فانتاستیك» از كارهای اولیه استراوینسكی را در پترزبورگ شنید مصمم شد كه از لیاقت و استعداد استراوینسكی كمك بگیرد . به این قصد نامه ای به استراوینسكی نوشت و او را به پاریس دعوت كرد و با همكاری او نخستین بالت روسی «پرنده آتشین» را به سال 1910 در تأتر شانزلیزه پاریس به مورد اجرا گذاشت .

از آن به بعد تآتر شانزلیزه مركز نمایش های باله روس شد و دیاگیلف از بسیاری از آهنگسازان كشورهای دیگر درخواست كرد بالت هایی برای فصل نمایش باله روس تصنیف كنند . به این ترتیب علاوه بر بالت هایی كه استراوینسكی و پروكفیف برای دیاگیلف نوشتند ، بالت بازی از دبوسی ، دافنیس و كلوئه از راول ، پاراد از ساتی ، كلاه سه گوش از مانوئل دفایا ، ملوانان از اوریك Auric ، گوزن ماده Les Biches از پولان Poulene و گربه La Chatte از سوگه Sauguet تحت عنوان باله روس به معرض نمایش گذاشته شد و در حقیقت بالت روسی جنبه بین المللی پیدا كرد .

در بالت روسی علاوه بر موسیقی هنر رقص نیز به منتهای استادی رسید زیرا حركات رقاصان بالت بیشتر جنبه فنی یافت .


دیاگیلف در مدت كوتاهی توانست برای تنظیم موسیقی و رقص Choregraphie شاگردانی مانند فوكین Fokine ، لئونید ماسین L.Massine ، نیژینسكی و سرژ لیفار S.Lifar تربیت كند كه بعد از مرگ او بزرگترین استادان بالت روسی شدند .

داستانهایی كه دیاگیلف برای بالت های روسی انتخاب می كرد غالباً فانتزی هایی بود كه نمایش آن در روی صحنه بسیار مشكل بود و علاوه بر چابكی رقص ، نكات مشكلی برای تجسم حالت ها در حركات و قیافه داشت . به این جهت بالت روسی از نظر پانتومیم نیز ارزش بسیار یافت .


لباس و پرده های بالت توسط بزرگترین نقاشان پاریس تهیه می شد چنانكه پیكاسو Picasso ، دورن Dorain ، میرو Miro ، براك Braque و لارینف Larinov بسیاری از لباسها و پرده های بالت روسی را طرح كردند .

از آن جمله صحنه های بالت كلاه سه گوش و پاراد توسط پیكاسو به سبك كوبیست Cubist ، فرزند ولخرج Le Fils prodigue از پروكفیف توسط روئو Rouault به سبك فوویست Fauviste و رومئو و ژولیت توسط میرو به سبك سوررآلیست Surrealiste تزیین شد و بالت روسی نمایشگاه كلیه هنرهای نوین شد و در هنر قرن بیستم تأثیر فراوان كرد .

بعد از مرگ دیاگیلف عده ای از شاگردان او به انگلستان ، كشورهای متحده و آمریكای جنوبی مسافرت كردند و هنر بالت را در كشورهای دیگر جهان بسط دادند ، اما با آنكه بالت روسی كاملاً به صورت بین المللی درآمد نام خود را به همان عنوانی كه مؤسس آن گذاشته بود حفظ كرد و امروز از بزرگترین صور موسیقی مدرن است .


ایگور استراوینسكی

ایگور استروینسكی (سال 1882)

ایگور استراوینسكی Igor Strsvinsky فرزند سوم فدور استراوینسكی خواننده باس- باریتون روسی است كه در 17 ژوئن 1882در شهر اورانین باوم Oranienbaum نزدیك پترزبورگ به دنیا آمد . ایگور از كودكی به موسیقی علاقه داشت اما والدینش نمی خواستند كه او در این رشته كار كند به این جهت جز مقدمات موسیقی چیزی به او نیاموختند و وقتی ایگور در دوره تحصیل دانشگاه علاقه مفرطی به موسیقی نشان داد پدر و مادرش مایوسانه گفتند كه «او بالاخره چیزی نخواهد شد .»

در همین دانشگاه استراوینسكی با یكی از فرزندان ریمسكی كرساكف آشنا شد و در سفری كه با او به هایلدبرگ آلمان كرد به ریمسكی كرساكف معرفی شد .


از این تاریخ استراوینسكی یكباره تصمیم گرفت كه در موسیقی كار كند و به همین جهت تحت نظر ریمسكی كرساكف در این رشته به تحصیل پرداخت .

استراوینسكی به حدی تحت تأثیر افكار خود بود كه می خواست بدون مقدمه به كمپزیسیون و تصنیف آهنگ بپردازد ولیریمسكی كرساكف به او یادآوری كرد كه باید پیش از همه فن هارمونی و كنترپوان را به دقت فراگیرد و در تصنیف آهنگ عجله نكند .

از آن پس استراوینسكی با حوصله بیشتر اصول موسیقی را آموخت و تا سال 1908 یك دوره دروس سازبندی و فرم را نزدریمسكی كرساكف تحصیل كرد و تحت نظر او یك سونات و یك سنفونی نوشت و در روز عروسی دختر ریمسكی كرساكف آهنگی به نام «آتش بازی» ساخت و به او تقدیم كرد .

نخستین اثر مهم استراوینسكی اسكرتسو فانتاستیك Scherzo Fantastique به سال 1909 در پترزبورگ به مورد اجرا گذاشته شد . پس از ان استراوینسكی به دعوت دیاگیلف به پاریس رفت و «پرنده آتشین» را در سال 1910 تصنیف كرد . این بالت كافی بود كه قدرت و استعداد بزرگ استراوینسكی را به مردم پاریس معرفی كند و به این طریق یك آهنگساز گمنام روسی در ردیف آهنگسازان طراز اول قرار گرفت .

بالت پتروشكا Petroucka كه در سال 1912 به معرض نمایش گذاشته شد پیشرفت دیگری بود اما «پرستش بهارSacre du Printemps» در سال 1913 غوغایی در پاریس برپا كرد . این بالت كه از حیث ریتم و هارمونی تنوع و تازگی داشت مورد بحث بسیار واقع شد.

مخالفین استراوینسكی عقیده داشتند كه او با این بالت هنر موسیقی را مسخره كرده و سازها را برای ایجاد صداهای ناهنجار به كار برده ، صحنه های عجیب و غریب بالت كه حاكی از دوره توحش انسان ماقبل تاریخ است همه را به منظور تحقیر و تغییر سنن قدیم موسیقی گرد آورده است در حالی كه طرفداران استراوینسكی این موسیقی را نشانه تجدد و پیشرفت بی سابقه ای در هنر نو می دانستند .

از این به بعد استراوینسكی سبك كار خود را تعیین كرد و گامهای جدیدی در شیوه نوین موسیقی برداشت . نخستین اپرای استراوینسكی به نام هزاردستان Sossignol كه از روی یكی از داستانهای آندرسن Andersen نویسنده دانماركی تصنیف شده بود تحقیقات عالمانه او را در سازبندی و هارمونی جدید بیان می كرد .

در سال 1914 استراوینسكی پس از یك سفر به روسیه در كشور سویس اقامت گزید و از آن به بعد هیچ گاه به وطن خود مراجعت نكرد . استراوینسكی در تمام دوره جنگ در سویس اقامت داشت و در آنجا دومین دوره هنری خود را آغاز كرد ، داستان موسیقی روباه Renard برای تآتر مهمترین اثر استراوینسكی در سال 1916 بود .

پس از آن در آهنگ «بروسی» برای آواز دسته جمعی ، چهار پیانو و سیزده ساز ضربی بار دیگر استراوینسكی با ضرب های متنوع موسیقی اثر بدیعی به وجود آورد و در 1918 تحت تأثیر موسیقی جاز «سرگذشت سرباز» را برای تآتر نوشت .

در 1919 به واسطه آشنایی با پیكاسو نقاش اسپانیایی و موسس كوبیسم ، بالت جدیدی تحت عنوان پولچینلا Pulcienellaتصنیف كرد . پرده های این بالت توسط پیكاسو تهیه شد و ماسین كرگرافی آن را به عهده داشت .

در سال 1920 استراوینسكی به فرانسه بازگشت و چون در 1934 تابعیت آن كشور را پذیرفت فرانسویها او را جزو آهنگسازان خود شمردند در این زمان استراوینسكی اپرا بوفای ماورا Mavra را از داستانهای پوشكین به موسیقی درآورد و آن را در سال 1922 به یادبود گلینكا و چایكوسكی به مورد اجرا گذاشت . به عقیده استراوینسكی این دو استاد بزرگ كلیه اختصاصات موسیقی روسی را با تكنیك غربی درآمیخته و موسیقی علمی محكمی به وجود آوردند .

در اپرای پادشاه ادیپوس Oedipus-Rex كه نمایش آن توسط ژان كوكتو Jean Cocteau هنرمند بزرگ فرانسوی تهیه شده بود ، استراوینسكی از اركستر كلاسیك استفاده كرد در این دوره استراوینسكی به طور عمیقی تحت تأثیر باخ واقع شد چنان كه در سونات پیانو (سال 1924) ، كنسرتوی ویولون (سال 1931) و كنسرتو برای دو پیانو (سال 1935) از كنترپوان و شیوه باخ اقتباس كرد .

استراوینسكی بار دیگر به موسیقی بالت توجه كرد و در این زمینه آپولون موزاژت Apollon Musagete (سال 1927) ، بوسه پریان (سال 1928) و بازی ورق (سال 1936) و سویت دو باله Suite de Ballet (سال 1944) را به وجود آورد .

از آثار سنفونیك استراوینسكی سنفونی پزوم Symphonie de Psaumes (سال 1930) ، كنسرتو برای شانزده ساز (سال 1938) ، سنفونی در اوت ماژور (سال 1940) و سنفونی در سه موومان (سال 1945) از نظر هنر نوین موسیقی ارزش بسیار دارد .

آخرین اثر استراوینسكی اپرای «پیشرفت شن كش» The Rake's Progress است كه به سال 1951 در ونیز نمایش داده شد و موفقیت بسیار یافت .

استراوینسكی از سال 1940 كشور فرانسه را ترك كرده به كشورهای متحده آمریكا مهاجرت كرد و از سال 1945 تابعیت آن كشور را پذیرفت و امروز در لوس آنجلس اقامت دارد .


شیوه استراوینسكی

بدون شك بعد از شونبرگ هیچ آهنگسازی مانند استراوینسكی در تاریخ موسیقی قرن بیستم مؤثر نبوده است . آثار استراوینسكی بسیار متنوع و در عین حال مبین شخصیت بارز در تقسیم بندی هنر مدرن كه هنوز بین موسیقی شناسان توافق كامل نیست شیوه استراوینسكی را مربوط به مكتب های «ضد رمانتیك» ، «كلاسیك نوین» ، «دینامیك» و «فرمالیست» می دانند .

عنوان فرمالیسم Formalisme در موسیقی استراوینسكی بیشتر جنبه انتقاد و تهمت دارد و این عنوان به خصوص در روسیه شوروی كه روش استراوینسكی را منحط و مردود شناخته اند به شیوه او اطلاق می شود شاید وجه تسمیه فرمالیسم از این نظر است كه استراوینسكی به فرم و ساختمان موسیقی توجه بسیار دارد و به موضوع موسیقی اهمیتی نمی دهد . به این جهت یك بار گفته بود «كارهای من معماری اصوات است ، داستانسرایی نیست .» از این حیث عقیده استراوینسكی كاملاً مخالف رمانتیك هاست و او هیچ گاه نمی خواهد منظره را حالت و یا احساسات شخصی خود را در موسیقی بیان كند چنان كه یكی از موسیقی شناسان معتقد است كه «ما بیهوده سعی می كنیم دردها و خوشیهای استراوینسكی را در موسیقی او بجوییم .»

استراوینسكی در یك مصاحبه نظر خود را در موسیقی چنین اظهار كرده بود : «من هیچ گاه به قصد موسیقی توصیفی آهنگ نساخته ام بلكه از نخستین روزهای كار وقتی پرنده آتشین را تصنیف می كردم به فكر ایجاد یك بنای موسیقی بودم .

در موسیقی مطلق نقطه نظر چیز دیگر است . مثلاً اگر من از نزاع و زد و خوردی در خیابانی نقاشی كنم ، جریان زد و خورد بهانه نقاشی من است زیرا بیننده روی واقعه ای كه در آن خیابان اتفاق افتاده قضاوت نمی كند بلكه هنر نقاشی را مورد مطالعه قرار می دهد. همین كیفیت در مورد تمام كارهای من صادق است . چنان كه در پرستش بهار مراسم عبادت انسان ماقبل تاریخ بهانه ایجادآهنگی بودكه من به این نام خوانده ام.»


با این عقاید می توان استراوینسكی را ضد رمانتیك Anti-romantique یاكلاسیك نوین دانست . به خصوص كه او به آهنگسازان دوره كلاسیك كه در موسیقی داستانسرایی نكرده اند احترام می گذارد و سعی كرده فرم های كلاسیك را به صورت جدیدی درآورد .

موسیقی استراوینسكی از لحاظ سازبندی اركستراسیون اهمیت بسیار دارد ، اما مهمترین نكته موسیقی او به كار بردن ریتم های متغیر است . در واقع استراوینسكی در موسیقی نه انقلاب Revolution و نه تحولی Evolution ایجاد كرد ، بلكه بدعت او در موسیقی به واسطه تغییر شكل Metamorphose اصوات و ریتم حاصل شده است . به همین جهت استراوینسكی را بانی مكتب دینامیك موسیقی می دانند .


سرژ پروكفیف

سرژ پروكفیف (سالهای 1891-1953)

سرژ پروكفیف Serge Prokofiev در 23 آوریل 1891 در شهر اكاترینوسلاو Ekaterinoslav روسیه متولد شد .

پدر و مادرش از كودكی او را به موسیقی آشنا كردند به طوری كه سرژ از پنج سالگی شروع به تصنیف آهنگ كرد و سال بعد یك رندو Ronde، یك مارش و یك والس برای پیانو ساخت كه مادرش آنها را یادداشت كرد ، در 9 سالگی یك اپرا به نام «غول» كه داستان آن را هم خود او نوشته بود برای پیانو و آواز تصنیف كرد . این اپرا در تابستان 1900 در خانه عمویش به مورد اجرا گذاشته شد و توجه خویشاوندان او را جلب كرد و پروكفیف ها به وجود یك كودك نابغه در خانواده خود پی بردند . به زودی سرژ اپرای دوم خود «جزیره گمشده» را آغاز كرد و پس از آن «جشن در میان بلا» از آثار پوشكین و همچنین اوندین Ondine را به موسیقی اپرا درآورد .


بالاخره خانواده اش او را برای تحصیل موسیقی نزد كلیر Cliere فرستادند و او در 12 سالگی به كنسرواتور پترزبورگ وارد شد و تحت نظر ریمسكی كرساكف و لیادف به تحصیل پرداخت .

در این زمان آثار واقعی پروكفیف ، كنسرتوی پیانو ، بالاد ، سونات پیانو ، قصه های مادربزرگ و نیشخند Sarcasmesبرای پیانو ، و اپرای ماگدالن به وجود آمد اما مهمترین اثر او در این دوره سنفونی كلاسیك اپوس 25 بود . در واقع پروكفیف با این سنفونی نخستین پایه شیوه خود را گذاشت . سنفونی كلاسیك به تقلید آهنگسازان كلاسیك به خصوص هایدن و موتسارت ساخته شده بود ولی پروكفیف با لحن تمسخر آمیزی آثار ساده كلاسیك ها را مورد انتقاد قرار داد .

پروكفیف تحت تأثیر نظریات كاراتیگین به موسیقی مدرن توجه كرد و در سال 1914 سویت سیت Suite scythe را به وجود آورد و كنسرتوی ویولون شماره 1 در ر ماژور ، كنسرتوی دوم پیانو و Visions fugitives را برای پیانو تصنیف كرد .

هنگام انقلاب روسیه دیاگیلف او را به پاریس دعوت كرد و پروكفیف در 1918 به آن شهر عزیمت كرد و برای تآتر شانزلیزه پنج بالت روسی ، دلقك Chout ، عصر فولاد Pas d'acier ، فرزند ولخرج Le Fils prodigue در ساحل بوریستن Boristhene و دختر خاكسترنشین Censrillon نوشت .

پروكفیف در پاریس سنفونی دوم ، سوم و چهارم و كنسرتوی پنجم پیانو را نوشت و اپرای معروف او به نام «عشق سه نارنج» در سال 1921 در شیكاگو به معرض نمایش گذاشته شد.

در سال 1934 پروكفیف بعد زا شانزده سال دوری از وطن به روسیه بازگشت و از آن زمان جزو آهنگسازان شوروی درآمد .

در این دوره پروكفیف چند اثر بزرگ مانند كنسرتوی دوم ویولون در سل مینور (سال 1935) یك داستان سنفونیك برای كودكان به نام پطرو گرگ (سال 1936) ، كانتات آلكساندر نوسكی A.Nevsky ، كوارتت زهی و سونات هفتم پیانو را كه به دریافت جایزه استالین نائل شد تصنیف كرد . ضمناً برای فیلم ها و تآترهایی كه در شوروی نمایش داده شد چند قطعه موسیقی نوشت كه بین آنها ستوان كیجی Kije (سال 1933) ، شبهای مصر (سال 1934) ، رومئو و ژولیت (سال 1935) ، خانم پیك ، اوژن ارنگین و بوریس گدونف (سل 1936) معروف است .

در سال 1937 پروكفیف به مناسبت بیستمین سال انقلاب كبیر اكتبر كانتات بزرگی برای آواز و اركستر نظامی نوشت كه متن آن از گفته ها و نوشته های لنین ، استالین و كارل ماكس تهیه شده بود و نیز در 1939 یك اود Ode به مناسبت شصتمین سال تولد استالین تصنیف كرد .

با آنكه پروكفیف در سال 1939 برای اجرای چند كنسرت به آمریكا دعوت شده بود به واسطه شروع جنگ به انجام این سفر موفق نشد . در سال 1945 پروكفیف دو اپرا به نام سیمون كوتكو Simon Kotko و جنگ و صلح نوشت .

اپرای جنگ و صلح كه از روی اثر معروف تولستوی به موسیقی درآمده بود در سال 1945 در مسكو نمایش داده شد . سنفونی پنجم و ششم پروكفیف نیز در این زمان نوشته شد .

پروكفیف با وجود آنكه در شوروی به نام «آهنگساز مردم» لقب یافته بود در سال 1947 از طرف كمیته مركزی حزب كمونیست مورد انتقاد واقع شد و ژدانف از طرف كمیته حزب ، جمعی از آهنگسازان شوروی از جمله پروكفیف را به پیروی از فرمالیسم غربی و به كار بردن اصوات ناموزون و بدآهنگ متهم كرد . تعجب آن است كه در آثار پروكفیف سونات ششم و هفتم پیانو نیز مورد انتقاد قرار گرفت در حالی كه سونات هفتم جایزه استالین گرفته بود .

پروكفیف در 8 مارس 1953 وفات یافت و از خود هشت سونات پیانو ، سونات های ویولون و كوارتت زهی ، كوئینتت ، هفت سنفونی ، پنج كنسرتوی پیانو ، دو كنسرتوی ویولون ، اورتورها ، بیش از دوازده بالت ، اپراها ، موسیقی برای فیلم و تآتر و قطعات بسیار برای موسیقی سازی و آواز به یادگار گذاشت .

شیوه پروكفیف

پروكفیف بین آهنگسازان روسی از كسانی است كه در حد فاصل آهنگسازان شوروی و موسیقی دان های مهاجر روسی واقع شده به این جهت واسطه هنر غربی و شرقی اروپا شده است .

شیوه موسیقی او با وجود شباهت به سبك استراوینسكی دارای لحن كاملاً شخصی و مربوط به اوست . در حقیقتاستراوینسكی و پروكفیف مانند دبوسی و راول از دو طریق مختلف در یك مكتب قدم گذاشته اند .

موسیقی پروكفیف از حیث ریتم ، فانتزی ، زبردستی و Virtuosite در اركستر ، ملودی های جذاب و روشنی در نكات هنری قابل توجه است . به همان اندازه كه آثار استراوینسكی پیچیده و تجریدی Abstrait است هنر پروكفیف روشن وConcret به نظر می رسد .

اغلب آثار پروكفیف مانند سنفونی كلاسیك ، فرزند ولخرج و عشق سه نارنج طعنه آمیز و با مزاح توأم است و او نیز مانند ساتی و هیندمیت شیوه انتقادآمیزی انتخاب كرده است .


موسیقی نوین شوروی

بعد از انقلاب روسیه در سال 1917 موسیقی و سایر هنرهای زیبای آن كشور تحت نظر و حمایت دولت قرار گرفت و در این مورد حكومت شوروی روش معینی طبق اصول كمونیسم اختیار كرد .

روش دولتی اصولاً بر شیوه هنر كلاسیك روسی بنیان گذاشته شد با این حال اكثر آهنگسازان بزرگ شوروی تحت تأثیر انقلابی كه در هنر نو صورت گرفته بود واقع شدند بازگشت پروكفیف به روسیه و توجه آهنگسازان شوروی به موسیقی اروپای غربی باعث شد كه به تدریج شیوه موسیقی نو جانشین مكتب های قدیم شود .

این نهضت كه برخلاف مشی حكومت بود چند بار با مخالفت و انتقادهای جرائد شوروی قرار گرفت به خصوص شوستاكویچ كه در این نحله پیشقدم بود بیش از همه مورد سرزنش واقع شد .

در سال 1948 كمیته مركزی حزب بلشویك برای رسیدگی به موارد انحراف اپرایی كه تحت عنوان «دوستی بزرگ» نمایش داده شد جلسه ای تشكیل داد . در این اپرا كه توسط یكی از آهنگسازان آذربایجانی به نام مرادلی به مناسبت سی امین سال انقلاب كبیر تصنیف شده بود به طرز نامطلوبی از آتنالیته Atonalite و عدم توجه به ملودی كه در شیوه موسیقی نوین مرسوم است استفاده شد . به این جهت اعضاء كمیته آن را مورد تحلیل ماركسیستی قرار دادند اما ضمن انتقاد سخن به انحرافات آهنگسازان دیگر كشید و بسیاری از آهنگسازان شوروی مانند پروكفیف ، شوستاكوی ، میاسكوسكی ، كابالوسكی ، خاچاطوریان ، شبالین و پوپوف نیز به انحراف از شیوه موسیقی روسی متهم شدند .

نظر كمیته این بود كه آهنگسازان شوروی باید میراثی را كه آهنگسازان سابق روسی برای ملت باقی گذاشته اند حفظ كنند و براساس موسیقی كلاسیك روسی و استفاده از ملودیها و ترانه های محلی راه خود را پیش گیرند .

در این جلسه طی سخنرانی مبسوطی عقیده طرفداران موسیقی اینده را مورد انتقاد قرار دادند و آهنگسازان نامبرده را به پیروی از فرمالیسم Formalisme بدون ایدئولوژی متهم كرد .

كمیته حزب بلشویك به این مناسبت قطعنامه ای صادر كرد و روشی را كه باید آهنگسازان شوروی از آن تبعیت كنند خاطر نشان ساخت .

جریان انتقاد در جراید شوروی انتشار یافت و آهنگسازانی كه مورد مؤاخذه واقع شده بودند بلااستثناأ به انحراف خود اذعان كرده متعهد شدند از آن به بعد طبق اصولی كه تعیین شده آهنگ بسازند .

انتشار این خبر در اروپای غربی و آمریكا غوغایی برپا كرد و بسیاری از محافل هنری آن را مورد اعتراض قرار دادند .

نظر هنرمندان غرب این بود كه انتقاد در موسیقی لازم است ولی چرا باید این انتقادات جنبه سیاسی پیدا كند تو آهنگسازان را در كمیته حزبی مؤاخذه كنند . در واقع با این عمل اولیاء امور شوروی هنر را برای مردم نمی خواهند بلكه قصد دارند آن را به خدمت خود بگمارند و مقاصد خود را به نام هنر از پیش ببرند . این نكته به خصوص از تصنیفاتی كه هر آهنگساز شوروی مجبور است به نام استالین ، لنین ، كارل ماركس و یا تمجید از انقلاب و حزب كمونیست تصنیف كند پیداست .

قبول انتقادات و تصدیق انحرافات بدون چون و چرا دلیل دیگری است كه آهنگسازان شوروی تحت فشار دولت واقع شده و در برابر دستورهای صادره حق اعتراض نداشتند زیرا بسیار مشكل است هنرمندی كه به شاهراه هنری قدم گذاشته دفعتاً با یك انتقاد روش خود را رها كند و عجیب تر آن كه از هشت آهنگساز كه مؤاخذه شدند حتی یك نفر هم از خود دفاع نكند .

در هر حال شاید منظور از انتقادات شورا آن بود كه هنرمندان رابطه خود را با مردم قطع نكند و موسیقی به مرحله ای نرسد كه تشخیص یك آكورد نامطبوع طبق موازین موسیقی مدرن از یك آهنگ غلط Falsch كه ناشیانه اجرا شده ممكن نباشد .

به این طریق آهنگسازان شوروی با حفظ بستگی خود با موسیقی قرن 19 در موسیقی نو قدم برداشتند و از میان آنها گلیر ، موسولف و كنیپر محافظه كارتر و شوستاكویچ ، میاسكوسكی ، كالالوسكی و خاچاطوریان پیشروتر بودند .


راینهولد گلیر

راینهولد گلیر Reinhold Gliere (سال 1884)

بین موسیقی دانهای روسیه رابط شیوه آهنگسازان قرن 19 و آهنگسازان مدرن است . گلیر در Kiev متولد شد و تحصیلات خود را در كنسرواتور مسكو به پایان رسانید و به دریافت نشان طلا از كمپزیسیون نائل شد .

گلیر سالهای متمادی در اروپای غربی می زیست و چون به روسیه بازگشت به استادی كنسرواتور كیو منصوب شد .

از آثار گلیر به خصوص اپرای «شاه صنم» كه در 1925 به اتمام رسید در كشورهای شرقی معروف است ولی آثار او در موسیقی سنفونیك نیز قابل ملاحظه است به خصوص سنفونی شماره 3 در سی مینور كه ایلیا مورومتز Ilia Mourometz نام دارد و در 1911 نوشته شده معروف است .

مهمترین اثر گلیر بالت «شقایق سرخ» در سال 1937 تصنیف شد و سالها از بالت های مشهور شوروی بود . از آثار مجلسی گلیر چند كوارتت ، سكستت و اكتت است . كنسرتوی هارپ در 1938، اورتور شادی وطنی در 1942 و اپرای راچالRachal در 1943 انتشار یافت .


نیكلا میاسكوسكی

نیكلا میاسكوسكی N.Miaskovsky (سالهای 1881-1950)

در موسیقی تحت تأثیر مكتب كلاسیك و شیوه دبوسی واقع شد وكار اساسی او تصنیف موسیقی سنفونیك بود .

در سال 1943 میاسكوسكی سنفونی بیست و چهارم خود را نوشت و از این حیث بعد از موتسارت نخستین آهنگسازی است كه شماره سنفونی های او از ده تجاوز كرده است .

در جنگ اخیر میاسكوسكی برای تجسم مبارزه ملت شوروی سنفونی دیگری به نام سنفونی استالینگراد نوشت . این آهنگ صحنه هایی از نبرد ارتش سرخ و پیروزی آنها را بیان می كند .

میاسكوسكی در موسیقی مجلسی نیز آثاری دارد از جمله چهار سونات پیانو ، سونات ویولون سل و 9 كوارتت زهی نوشته و چند قطعه موسیقی آوازی به یادگار گذاشته است .


آلكساندر موسولف

آلكساندر موسولف A.Mossolov (سال 1900)

یكی دیگر از آهنگسازان مدرن شوروی است كه در موسیقی مجلسی و اركستر آثار عمده ای به وجود آورده است . موسولف در كنسرواتور مسكو شاگرد گلیر و میاسكوسكی بود . او در آثار خود از ضرب های متنوع و آكوردهای نامطبوع استفاده كرده است . كارهای او اكثر جنبه تبلیغاتی و تمجید از دولت شوروی دارد و در این زمینه مهمترین اثر او «كارخانه ذوب آهن شوروی» برای اركستر به سال 1930 انتشار یافت .


لیوف كنیپر

لیوف كنیپر Lyof Knipper (سال 1898)

در تفلیس متولد شد و تحصیلات خود را در روسیه و آلمان به پایان رسانید . كنیپر چند سنفونی و قطعاتی در موسیقی مجلسی ساخته است اما مهمترین كارهای او در موسیقی اپرا است و در این زمینه داستان «نیل اویلن شپیگل» را كه ریشارد اشتراوس هم به صورت پوئم سنفونیك نوشته بود به اپرا درآورد .

كنیپر در موسیقی اركستر «افسانه یك رب النوع گچی» را به سال 1930 نوشت . در 1944 كنیپر مسافرتی به ایران كرد و با استفاده از ترانه های ایرانی «سویت ماكو» را تصنیف كرد . یكی از آوازهای معروف كنیپر «پولچكاپولا» است كه غالباً باآواز دسته جمعی و اركستر اجرا می شود.


دیمتری شوستاكویچ

دیمتری شوستاكویچ Dimitri Chostakovitch

در 16 سپتامبر 1906 در پطرزبورگ متولد شد . از 9 سالگی تحت نظر مادرش به نواختن پیانو آشنا شد و تحصیلات موسیقی را در كنسرواتور آن شهر (لنین گراد) تحت نظر نیكلایف ، اشتاینبرگ و گلازونف به پایان رسانید .

شوستاكویچ از چهارده سالگی به تصنیف آهنگ آغاز كرد ابتدا تحت تأثیر گلازونف ، در 19 سالگی نخستین اثر بزرگ خود سنفنی شماره 1 را نوشت . این سنفونی باعث شهرت او در اروپا و آمریكا شد . سال بعد با اپرای «بینی» جزو آهنگسازان بزرگ شوروی درآمد . پس از آن چند قطعه موسیقی برای اركستر و پیانو نوشت كه بین آنها ده قطعه به نام Aphorismesبرای پیانو ، سونات پیانو ، بالت عصر طلایی (سال 1930) ، هدیه اكتبر ، سنفونی اول مه (سال 1932) و بالت میخ پیچBoulon و 24 پرلود برای پیانو (سال 1933) اهمیت بسیار داشت .

در سال 1934 شوستاكویچ با اپرای كاترینا اسمعیلوا Katerina Ismailova با لیدی ماكبث از ناحیه متزنسك Mzenskدر اروپای باختری اهمیت فوق العاده ای پیدا كرد ولی همین اپرا در روزنامه پراودا شدیداً مورد انتقاد واقع شد و شوستاكویچ كه از شیوه نوین آهنگسازان غربی پیروی كرده بود به فرمالیسم Formalisme متهم شد .

در آن زمان سنفونی چهارم شوستاكویچ در اركستر فیلهارمونیك لنین گراد تمرین می شد و اعلام شده بود كه به زودی به مورد اجرا گذاشته می شود . اما شوستاكویچ به واسطه این انتقادات ناگزیر نسخه سنفونی را پس گرفت و از اجرای آن خودداری كرد و این سنفونی تا امروز در هیچ كنسرتی اجرا نشد .

شوستاكویچ به جای سنفونی چهارم در سال 1937 سنفونی پنجم را «به مناسبت بیستمین سال تأسیس حكومت شوروی» به مورد اجرا گذاشت و به این طریق خطای گذشته را ترمیم كرد .

در سال 1940 شوستاكویچ با تصنیف كوئینتت پیانو كه در فستیوال مسكو به مورد اجرا گذاشته شد به دریافت جایزه استالین بالغ بر یكصد هزار روبل نائل شد سونات دوم پیانو كه در سال 1943 به پایان رسید یكی دیگر از آثار برجسته او بود . طی جنگ آلمان و شوروی شوستاكویچ به تصنیف سنفونی هفتم پرداخت ، این سنفونی كه به سال 1941 طی محاصره لنین گراد به وجود آمد دفاع ملت شوروی را در برابر مهاجمین بیان می كرد سال بعد به نام «سنفونی لنین گراد» در كویبیچف پایتخت موقت شوروی به مورد اجرا گذاشته شد .

در پایان جنگ اخیر شوستاكویچ سنفونی هشتم خود را نوشت . در این سنفونی و همچنین سنفونی نهم كه در سال 1947 تصنیف شد شوستاكویچ به نظر سابق خود برگشت . شاید گذشت زمان و به خصوص روابط دنیای غرب و روسیه در طی جنگ باعث شد كه شوستاكویچ بار دیگر در هنر بین المللی گام بردارد و به شیوه موسیقی نوین از آكوردهای نامطبوع و آتنالیته به حد افراط استفاده كند . اما این گونه تخطی از روش ملی شوروی از نظر زمامداران شوروی مخفی نماند و در جلسه حزب كمونیست كه در 1947 تشكیل شد بار دیگر آثار شوستاكویچ به خصوص سنفونی هشتم و نهم او مورد انتقاد قرار گرفت .

شوستاكویچ مانند سایر آهنگسازان شوروی كه مورد اتهام واقع شده بودند انتقادات كمیته را پذیرفت و اظهار داشت : «من یك بار دیگر سعی خواهم كرد تا طبق نظریه كمیته مركزی سنفونی جدیدی بسیازم كه از حیث ایدئولوژی و درك موسیقی برای مردم قابل قبول باشد .»

پس از آن شوستاكویچ روش خود را تغییر داد و در یكی از آخرین آثار خود «كانتات برای برنامه اصلاحات استالین» كه در 1948 تصنیف كرد ناچار شد هنر خود را وقف تبلیغات و هدف زمامداران شوروی كند و آهنگ سهل الفهم و ساده ای به وجود آورد .

شوستاكویچ مانند پروكفیف لحن طعنه آمیزی در موسیقی دارد و كارهای او بیش از پروكفیف با نیشخند و استهزاء توأم است . هنر او در اركستراسیون قابل توجه است ولی به واسطه موقعیت روسیه در حد فاصل عقیده شخصی و دستورهای سخت زمامداران شوروی آثاری به وجود آورده است .


دیمتری كابالوسكی

دیمیتری كابالوسكی D.Kabalevsky

به سال 1904 در پطرزبورگ متولد شد و تحصیلات موسیقی خود را در كنسرواتور مسكو به پایان رسانید .

آثار كابالوسكی تا كنون بالغ بر چهار سنفونی ، كنسرتوهای پیانو، سویت «بازیگران تماشاخانه Les Comediens» ، برای اركستر كوچك و دو سوناتین برای پیانو شده است . اپرای كولاس برونیون Colas Breugnon و به خصوص اورتور آن از آثار معروف كابالوسكی است .

كابالوسكی مانند چایكوسكی در موسیقی از ملودیهای زیبا و دلكش استفاده كرده و به طرز جالبی فواصل نامطبوع را در آهنگهای خود به كار برده است . با آنكه كابالوسكی یكی از آهنگسازان بزرگ شوروی است اهمیت و مقام پروكفیف و شوستاكویچ را احراز نكرده است .


آرام خاچاطوریان

آرام خاچاطوریان Aram Khatchatourian

از آهنگسازان ارمنستان شوروی است كه در 1904 در تفلیس به دنیا آمد . پدر آرام كتابفروش فقیری بود به همین حیث با آنكه علاقه فرزندش را به موسیقی مشاهده كرد نتوانست وسایل تحصیل او را فراهم كند . آرام تا نوزده سالگی كوچكترین قدمی در راه موسیقی برنداشت اما در این سال به مسكو مسافرت كرد و در آنجا به مدرسه موسیقی گنسین Gnessin وارد شد و نواختن ویولون سل را فراگرفت . پس از آن برای تكمیل تحصیلات موسیقی به كنسرواتور مسكو وارد شد و از سال 1929 تا 1934 در رشته كمپزیسیون كار كرد و در پایان تحصیلات نخستین سنفونی خود را نوشت .

در سال 1939 خاچاطوریان كنسرتوی پیانوی خود را به پایان رسانید این كنسرتو به زودی در سراسر روسیه و كشورهای اروپا و آمریكا شهرت یافت . پس از آن سنفونی دوم به نام «سنفونی زنگها» منتشر شد و موفقیت بزرگتری در اتحاد جماهیر شوروی پیدا كرد .

در بحبوحه جنگ اخیر خاچاطوریان نخستین طرح بالت گایانه Gayaneh را ایجاد كرد و این بالت كه در 1942 به پایان رسید نخست توسط آكادمی بالت لنین گراد اجرا شد و خاچاطوریان برای آن به دریافت جایزه استالین نائل گردید . بالت گایانه بعد از جنگ در سراسر جهان مشهور شد . در این سال خاچاطوریان پوئم سنفونیك استالین را برای آواز دسته جمعی و اركستر تصنیف كرد . به علاوه چند آواز برای ارتش سرخ ، سونات ، تریو و همچنین كنسرتوی ویولون و كنسرتوی ویولون سل را كه از آثار بزرگ اوست به وجود آورد .

خاچاطوریان در سال 1944 بالت ماسكاراد Mascarade را تصنیف كرد ، در موسیقی پیانو نیز دو قطعه كوچك : توكاتاToccata و اسكرتسو Scherzo از خاچاطوریان معروف است .

خاچاطوریان از ترانه های محلی ارمنستان ، گرجستان و آذربایجان در موسیقی خود استفاده كرده و با تكنیك و فن اروپایی و توجه به ریتم های مدرن آثار برجسته ای به وجود آورده است ، از نظر هارمونی مدرن و تركیب اصوات نامطبوع و اركستراسیون خاچاطوریان سلیقه مخصوصی دارد و در همه آهنگها رنگ موسیقی او بسیار زیبا و دلپسند است .

از آهنگسازان دیگر شوروی یوری شاپورین Yuri Chaporin (سال 1889) به واسطه سنفونی اوت ماژور برای آواز دسته جمعی و اركستر كه برای انقلاب 1917 ساخته و همچنین اراتوریوی «در میدان نبرد برای خاك روسیه» در شوروی معروف شده است .

اقتباس ازکتاب تاریخ موسیقی , سعدی حسنی




دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

*
شماره تماس شما دیده نخواهد شد.
پست الکترونیکی شما دیده نخواهد شد.
*